زانو

زانو مفصلی‌است که سه استخوان ران، درشت نی و کشکک در ساختمان آن شرکت دارند.مفصل زانو به وسیله یک کپسول مفصلی، غشاء سینوویال(حاوی مایع سینوویال) و رباط ها احاطه می شود.مایع سینوویال باعث کاهش اصطکاک می گردد و همچنین در تغذیه غضروف های مفصل نقش دارد. در مفصل زانو، انتهای استخوان ران با سر استخوان درشت نی (استخوان بزرگ تر ساق پا) کنار هم قرار می گیرند.دو برجستگی استخوانی در دو طرف انتهای استخوان ران وجود دارند که به آن‌ها "کندیل" می گویند. این کندیل‌ها روی سطح فوقانی استخوان درشت نی قرار می گیرند.این سطح را "کفه درشت‌نی" می گویند. این کفه به دو قسمت بیرونی و درونی تقسیم می شود. درشت نی در شیار خاصی میان دو کندیل استخوان ران، می لغزد.

استخوان کوچک تر ساق پا (نازک نی)، وارد مفصل زانو نمی شود. این استخوان، مفصل کوچکی را تشکیل می دهد که آن را به یک طرف درشت نی وصل می کند. این مفصل چندان حرکتی ندارد. غضروف مفصلی، ماده‌ای است که انتهای استخوان‌ها در هر مفصل را می پوشانند. این ماده در اغلب مفاصل بزرگ تر حدود ۲/۵سانتی متر ضخامت دارد. این ماده، سفید و درخشان است و قوامی لاستیکی دارد. غضروف مفصلی یک ماده لغزنده است که اجازه می دهد سطوح استخوانی بدون آسیب دیدن، روی هم بلغزند. کارکرد غضروف مفصلی این است که ضربات وارده را جذب و یک سطح کاملا صاف ایجاد کند تا حرکت استخوان‌ها آسان شود. تقریبا در هر نقطه ای از بدن که دو سطح استخوانی در مقابل هم حرکت می کنند، این غضروف مفصلی وجود دارد. در زانو غضروف مفصلی، انتهای استخوان ران، سر استخوان درشت نی و پشت استخوان کشکک را می پوشاند.

رباط‌های زانو

رباط‌ها (لیگمان‌ها) نوارهای محکم بافتی هستند که انتهاهای استخوان‌ها را به یکدیگر متصل می کنند. دو رباط مهم(جانبی یا کولترال) در هر طرف زانو قرار دارد:

  • رباط جانبی داخلی (MCL)
  • رباط جانبی خارجی (LCL).

داخل مفصل زانو، دو رباط مهم دیگر قرار دارد که بین استخوان ران و درشت نی قرار دارند:

  • رباط متقاطع جلویی که رباط صلیبی قدامی (ACL)نیز نامیده می شود.
  • رباط متقاطع پشتی که همان رباط صلیبی خلفی (PCL)است.

رباط‌های کولترال داخلی و خارجی، مانع از حرکت بیش از حد زانو به طرفین می شوند. رباط‌های صلیبی قدامی و خلفی، حرکت جلو به عقب زانو را مهار می کنند. رباط صلیبی قدامی مانع از لغزیدن بیش از حد درشت نی، روی استخوان ران به سمت جلو می شود. رباط صلیبی خلفی مانع از حرکت بیش از حد درشت نی، روی استخوان ران به سمت عقب می شود. این دو رباط همراه با هم مهم‌ترین رباط هایی هستند که پایداری زانو را حفظ می کنند.

منیسک‌ها (menisci)

دو نوع بافت اختصاصی به نام "منیسک" میان ران و درشت نی قرار دارند. این ساختارها را گاهی "غضروف زانو" هم می گویند، ولی در واقع منیسک‌ها با غضروف مفصلی که سطح مفصل را می پوشاند، متفاوت هستند. منیسک‌های زانو به دو دلیل اهمیت دارند:

۱- مانند یک ضربه گیر عمل می کنند و نیروی وارده از طرف وزن بدن را در سطح بزرگ تری پخش می کنند.

۲- به رباط‌های اطراف زانو کمک می کنند تا زانو را پایدار نگه دارند.

یک توپ را تصور کنید که روی یک سطح صاف قرار گرفته است. این توپ انتهای استخوان ران است و آن سطح صاف سر استخوان درشت نی. منیسک‌ها در واقع به دور انتهای گرد استخوان ران می پیچند و فضای میان آن و کف استخوان درشت نی را پُر می کنند. منیسک‌ها با این ساختار، به توزیع وزن استخوان ران روی استخوان درشت نی هم کمک می کنند. اگر منیسک‌ها وجود نداشتند، هر وزنی که روی استخوان ران وارد می شد، روی یک نقطه از استخوان درشت نی منتقل می شد. اما با وجود این منیسک ها، وزن روی تمام سطح کفه بالایی استخوان درشت نی توزیع می شود. این توزیع وزن به وسیله منیسک‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا از وارد آمدن فشار بیش از حد بر غضروف مفصلی در انتهاهای استخوان‌ها جلوگیری می کند. فشار بیش از حد بر غضروف مفصلی می تواند به سطح آن آسیب برساند و باعث تحلیل آن در طی زمان شود. منیسک‌ها علاوه بر محافظت از غضروف مفصلی، به رباط‌ها کمک کنند تا زانو را پایدار نگه دارند. منیسک‌ها مانند یک دیلم که زیر یک چرخ ماشین پارک شده قرار می گیرد، مفصل زانو را پایدارتر می کنند. منیسک‌ها در لبه بیرونی شان ضخیم تر هستند و این ضخامت کمک می‌کند تا مانع از تکان خوردن انتهای استخوان ران روی کفه استخوان درشت نی شود. در مجموع همه رباط‌های زانو از جمله مهم‌ترین ساختارهایی هستند که به پایداری زانو کمک می کنند. رباط‌ها استخوان‌ها را به استخوان‌ها متصل می کنند. بدون رباط‌های محکم و قوی، برای اتصال ران به درشت نی، مفصل زانو بیش از حد، شل و درنتیجه بی ثبات(unstable) می شد.

تاندون‌ها و عضلات زانو

تاندون‌ها (زردپی‌ها) مانند رباط‌ها هستند، با این تفاوت که عضلات را به استخوان‌ها متصل می کنند. بزرگ‌ترین تاندون بدن، "تاندون کشککی" است که در اطراف زانو قرار دارد.

حرکت زانو و راه رفتن ما به یک ساختار حرکتی وابسته است، که "ساختار راست کننده زانو" نامیده می شود. این ساختار که در جلوی زانو قرار دارد، شامل استخوان کشکک، تاندون کشککی، تاندون چهارسر و عضلات چهارسر است. عضلات چهارسر که در جلوی ران قرار دارند، عضلاتی هستند که به تاندون چهارسر متصل می شوند. هنگامی که این عضلات منقبض می شوند، زانو را راست می کنند، مثل زمانی که ما از وضعیت نشسته بلند می شویم. کشکک مانند یک تکیه گاه عمل می‌کند و نیروی ایجاد شده به وسیله عضلات چهارسر را هنگام راست شدن زانو تشدید می کند. هنگامی که عضلات چهارسر منقبض می شوند، زانو راست می شود. عضلات هامسترینگ در پشت ساق پا و ران قرار می گیرند. هنگامی که این عضلات منقبض می شوند، زانو خم می شود.

برگرفته از ویکی پدیا

موارد موثر در زیبایی جنین

موارد موثر در زيبايي : 

- قبل از بارداري : 
خوردن سيب،به ،گلابي (پدر بيشتر )،انار ،نيم ساعت قبل از صبحانه و به صورت ناشتا، در زيبايي موثر است 
همچننين معجون شير ،گردو و خرما تاثير زيادي بر زيبايي دارد 
مغز بادام و مغز تخمه خربزه قواي جنسي مرد را تقويت و بر زيبايي فرزند موثر است 

- دوران بارداري : 
ختم قران 
سوره يوسف 
سوره يس 
سوره محمد 
سوره والعصر (برا ي صبور شدن بچه ) 

(خواص يه سري از سوره‌هاي قرآن: 
آل عمران: سهولت زايمان 
ابراهيم: جلوگيري از گريه و و حشت كودك - گرفته شدن از شير مادر - رفع ناراحتي كودكان 
حجر: ازدياد شير زنان 
اسراء: به سخن آمدن كودك 
مريم: به دست آوردن ثروت و فرزند 
ياسين: ازدياد شير در زنان 
جاثيه: نگهدار كودك خواهد بود 
احقاف: سالم ماندن در برابر بيماري‌هاي كودكانه - آرامش يافتن از زمان كودكي 
حجرات: فزوني يافتن شير مادر 
ق: ازدياد شير مادر 
ذاريات: سهولت زايمان 
قلم: حفظ جنين - هوش و حافظه‌ي كودك 
انشقاق: آسان شدن زايمان 
بروج: گرفتن از شير بر كودك آسان شدن 
غاشيه: آرام شدن گريه نوزاد 
فجر:‌فرزند پسر 
بلد: در امان ماندن كودك از بيماري - در امان بودن گريه كودك - دفع درد بيني در كودك 
بينه: سود بخشيدن به زن باردار 
فلق: در امان بودن از بيماري كودك 
ناس: در امان بودن از بيماري كودك) 


سيب سرخ (سوره يوسف به سيب خوانده شود به خصوص در ماه 8 ) 
گلابي (صبح ناشتا ) 
انار(بعضي ها گفتن انار بچه رو تيره مي كنه !!!) 
رب انار 
(دادن چند قطره آب انار شيرين سبب خوش صدا شدن نوزاد مي شود ) 
به 
هلو 
خربزه 
پيازچه 
انگور 
سبزيجات 
آناناس (صداي بچه را قشنگ مي كنه ) 
پرتقال (قد بچه را بلند مي كنه ) 
روغن زيتون (روزي يك قاشق )(پوست بچه را روشن مي كند) 
خرما (براي آرام و صبور بودن ) 
رازيانه و باديان (براي داشتن نوزادي با چشمان زيبا ) 
عرق كاسني (در صورت در دسترس نبودن گرفتن ريشه ي كاسني و كوبيدنش و خوردنش با عسل) 
انواع مربا به خصوص مرباي شقاقل (در استخوان بندي جنين موثر است ) 
شنبليله خام يا پخته (جنين را گيسو بلند و پر مو مي كند ) 


كلا ويتامين cو e 
چيزايي كه براي كبد خوب هستن (روغن زيتون،روغن ماهي ،كره ،خيار ،كاهو ،كاسني ،كنگر ،هويج ،شير خشت ، زرشك ،گزانگبين ،عناب ،نعناع ) 
غذا هاي تازه 

اشعه آفتاب (براي داشتن موي مشكي ) 
............................................................................................................................. 

- موارد موثر در هوش : 

كندر (سه ماه اول ) 
مويز 
قاووت 
كنجد 
............................................................................................................................. 

- موارد منع شده : 

تند غذا خوردن ( موجب ايجاد لك هاي صورت در مادر و فرزند ) 
غذا هاي مونده رنگ بچه را تيره مي كند 
فلفل 
ادويه هاي تند مانند خردل ،دارچين ،نعناع به صورت زياد 
خيارشور 
سوسيس و كالباس 
انواع سس ها 
نوشابه 
كنسرو ها 
چاي و قهوه 
سركه 
مصرف زياد گوجه فرنگي (سبب ناقص الخلقه شدن ميشود) 
مصرف زياد سيب زميني (سبب پيدايش "اسپينا بيفيدا " ميشود ) 
مصرف زياد نمك (بخصوص در سه ماه آخر ) 
مصرف زياد شيريني هاي خامه دار 
مصرف زياد حبوبات (بچه را كودن مي كند ) 
مصرف زياد ويتامين A وK مضر است 
............................................................................................................................. 

- اين موارد كم مصرف شوند : 
زعفران 
جعفري 
غوره 
آبغوره 
مارچوبه 
انسيون 
زيره 
دارچين 

جنین

به یوکاریوت چندیاخته‌ای دودسته جَنین گفته می‌شود.

در انسان، یاختهٔ رشدکنندهٔ از لحظهٔ بارورسازی تا پایان هفتهٔ هشتم رویان (به انگلیسی:embryo) نام دارد و پس از آن جنین (به انگلیسی:fetus) نامیده می‌شود.

سه ماه اول دوران بارداری

جنین در پایان هفتهٔ چهارم بارداری قلب جنین در پایان هفته چهارم ضربان نسبی دارد و خون را به همهٔ بخشهای جنین می‌رساند. در این زمان چشم، بینی و گوش بیرونی هنوز تشکیل نشده و دیده نمی‌شود. تشکیل دستگاه گوارش آغاز می‌شود و جوانه‌های کوچکی که در آینده دستها و پاها را تشکیل می‌دهند در این هنگام دیده می‌شوند. در این زمان اندازهٔ جنین ۶ تا ۱۰ میلیمتر می‌باشد. یعنی به اندازهٔ یک تخم سیب درختی.

جنین در پایان هفتهٔ هشتم وزن جنین در حدود یک گرم و طول قد او در حدود ۲/۵ سانتیمتر است. اندامها شروع به مشخص شدن کرده‌اند، بازو، آرنج، ساعد، دستها، ران، ساق پاها کم و بیش دیده می‌شوند. در این هنگام بخشی که قبلا به شکل دم دیده می‌شد، از بین می‌رود.

جنین در پایان هفتهٔ دوازدهم وزن جنین ۳۰ گرم و طول قد او ۷٫۵ تا ۹ سانتیمتر می‌باشد، اندامها کاملا تشکیل شده‌اند. بازوها، انگشتان، دستها و پاها کاملا مشخص شده و تشکیل بافتها آغاز می‌گردد. گوش خارجی دیده می‌شود، چشم تقریبا کامل شده ولی پلکها هنوز بسته‌اند. ضربان قلب جنین را با وسایل مخصوص و دقیق فراصوتی تشخیص داد.

سه‌ماههٔ دوم دوران بارداری سه‌ماههٔ نخست دوران بارداری زمانی است که به طور انحصاری اندامهای جنین تشکیل می‌شوند، در صورتی که در سه‌ماهٔ دوم اندامهای پدیدآمده نمو کرده و به تدریج تکامل می‌یابند. در پایان شش‌ماهگی، طول قد جنین در حدود ۲۷/۵ تا ۳۰ سانتیمتر وزن آن در حدود ۶۰۰ تا ۷۲۰ گرم می‌رسد. پوست بدن جنین در ماههای پنجم و ششم تقریبا رنگ قرمز دارد و در این زمان است که کم‌کم غدد چربی پوست، چربی تراوش کرده و با یاخته‌های مردهٔ پوست تشکیل مادهٔ سفید رنگی (پنیری شکل) را می‌دهد که پوست جنین را می‌پوشاند و عمل نگهداری پوست را خواهد داشت در این هنگام پلکها از هم جدا شده و مژه‌های جنین نیز تشکیل گردیده‌اند.

در ششمین ماه دوران بارداری، رحم مادر به اندازه‌ای بزرگ می‌شود که بخش بالایی آن را در بالای ناف او می‌توان لمس کرد در این زمان مادر حرکات جنین خود را حس می‌کند. ولی حرکاتی را که پیش از این زمان حس می‌کرده‌است بیشتر مربوط به حرکات دستگاه گوارش خود او بوده و مربوط به حرکات جنین نبوده‌است. بیشتر در پایان پنجمین ماه بارداری است که مادر ممکن است وزن اضافه نماید و حتی در هر هفته در حدود ۵۰۰ گرم بر وزنش افزوده شود. در این زمان است که او باید مواظب باشد که بیش از معمول اضافه نگردد.

سه‌ماههٔ پایانی دوران بارداری در خلال سه‌ماههٔ پایانی دوران بارداری وزن مادر نباید بیش از معمول زیاد شود. اضافه وزن مادر در همهٔ دوران بارداری نباید از ۱۱ کیلوگرم بیشتر شود که ۳/۵ کیلوگرم آن خود جنین است. در این دوران است که انقباضهای رحم زیادتر خواهد شد و این انقباضها معمولا بدون درد است و سبب می‌شود که رحم گشاد شود. تا جنین در حال رشد را در خود جا می‌دهد. در حدود ۱۰ تا ۱۴ روز پیش از زایمان سر جنین به سمت درون لگن چرخش پیدا می‌کند و این تغییر وضع سبب راحتی مادر می‌گردد زیرا دیگر رحم به پردهٔ دیافراگم و شش مادر فشار نخواهد آورد.

در این زمان گه‌گاه دردهایی مانند درد زایمان ولی نه چندان شدید احساس می‌شود. در سه‌ماه پایانی دوران بارداری، جنین از مادر خود، از راه جریان خون جفت، ماده‌ای به نام پادتن دریافت می‌دارد. که نوزاد را برای مدتی در برابر برخی از بیماریها مانند سرخک، سرخجه، مخملک، آنفلوانزا و حتی بیماریهای ویروسی مثل سرماخوردگی ایمن می‌کند. اگر مادری در ماههای پایانی دوران بارداری برای برخی از بیماریها واکسینه شود، ایمنی نسبی در نوزاد بوجود آمد. پادتن نیز از راه آغوز و حتی از راه شیر مادر نیز به کودک می‌رسد. و این ایمنی نسبی در کودک وجود دارد تا زمانی که به کودک واکسن زده شود.

کالبد شناسی انسان

کالبدشناسی انسان یکی از شاخه‌های کالبدشناسی است. این رشته به بررسی اندام‌ها و دستگاه‌های اندام‌های بدن انسان می‌پردازد. تن انسان مانند تن همه جانوران از چندین دستگاه درست شده است که این دستگاه‌ها از اندام‌ها و ایشان از بافت‌ها و این بافت‌ها از یاخته‌ها درست شده‌اند. کالبدشناسی کاری به بررسی بافت‌ها یا یاخته‌ها ندارد و تنها به شناخت اندام‌ها و کارکرد آنها می‌پردازد. شناخت بافت‌ها مربوط به بافت‌شناسی و بررسی یاخته‌ها مربوط به یاخته‌شناسی می‌شود.

دستگاه‌های اصلی بدن انسان[ویرایش]

از ویکی پدیا

مفصل دست

ستخوان‌بندی یا اسکلت انسان آن بخش از بدن انسان است که از جنس استخوان بوده و به عنوان نگهدارنده ساختمان بدن و ایستایی آن در برابر نیروی جاذبه و سرعت بخشیدن به حرکت بدن (locomotion) عمل می‌کند. اسکلت انسان مانند سایر مهره داران توسط ماهیچه ها پوشیده شده است. اسکلت و ماهیچهها در عمل با یکدیگر هماهنگ و مکمل یکدیگرند.اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم .

مقدمه

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچهها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند.

دو نوع اسکلت وجود دارند :

جانوران دارای اسکلت خارجی معمولاً جثه‌های کوچکی دارند. مانند حشرات.

در عوض امروزه بزرگ‌ترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی از استخوان یا غضروف و یا هر دو باهم است.

نقش اسکلت آدمی

بافت مغز استخوان. بزرگنمایی : 4x
بافت مغز استخوان. بزرگنمایی : 40x

در انسان مانند جانوران دیگر، وظیفه اسکلت عبارتست از:

  • حفاظت اندامهایی مانند مغز، قلب، ششها
  • حرکت
  • شکل دادن کلی به بدن و حفظ ایستایی آن
  • تکیه‌گاه عضلات قرار می‌گیرد

در عین حال مغز استخوان مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی بخصوص کلسیم شمرد.97٪کل نمک های کلسیم در استخوان است.[۲] که وجود آنها در فعالیتهای حیاتی بدن ضرورت دارد.

اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر، تنه و اندام(دست و پا) تقسیم می‌شود.

استخوانهای سر

استخوانهای سر عموماً از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه هشت عدد هستند و عبارت‌اند از: یک پیشانی در جلو، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد، این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در دو طرف بالای جمجمه، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه، یک استخوان پروانه ای که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان پرویزنی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره ۱۴ قطعه هستند. ۱۳ قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت هستند و یک قطعه آرواره پایینی متحرک است.استخوانهای زوج سر شامل 1-استخوان آهیانه 2-استخوان گیجگاهی استخوانهای فرد سر شامل 1-پروانه ای 2-پرویزنی 3-پس سری 4-استخوان پیشانی

استخوانهای تنه

بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 4x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 10x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 40x
بافت استخوان اسفنجی. بزرگنمایی : 10x

ستون فقرات

ستون فقرات از ۲۹ قطعه استخوان ساخته شده‌است. به هر یک از قطعات ستون مهره ها یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع شوکی است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته‌است. مهره‌های ستون مهره‌ها را به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها ۷ عدد است. مهرهای پشت که تعداد آنها ۱۲ عدد است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل هستند. مهره‌های کمر که تعداد آن ۵ عدد است. استخوان یکپارچه خاجی واستخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال ۴ یا ۵ مهره جنینی بوجود آمده‌است.

قفسه سینه

دنده‌ها، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ استخوانی پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از ۱۲ جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم، آن را از پایین مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.

استخوانهای اندام های بالایی و پایینی

دست و پا هر یک به‌وسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه

شامل دو استخوان است : یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو، در گودی استخوان کتف (گلنویید) فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.

استخوان نیم‌لگن

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهیگاهی، شرمگاهی و نشیمنگاهی بوجود آمده‌است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست

دست شامل این استخوانها می‌باشد : استخوان بازو که استخوانی است دراز و از بالا در حفره کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد شامل زند زبرین یا استخوان رادیوس و زند زیرین یا استخوان اولنا است. زند زیرین، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست، هشت استخوان کوچک دارد که در دو ردیف قرار دارند. کف دست، پنج استخوان نسبتاً دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.

استخوان پا

استخوان ران درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق، شامل درشت نی و نازک نیاست. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. استخوان درشت نی در انتهای خود به قوزک داخلی پا ختم می شود. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین، قوزک خارجی را می‌سازد.

مچ پا ، ۷ استخوانچه دارد که بزرگ‌ترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف پا به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملاً به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچک‌تر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

رشد و نمو استخوان

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آنها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیما به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود.(البته خود غضروف تبدیل به استخوان نمیشود) لازم به ذکر است که وجود مواد معدنی همانند کلسیم برای سفت شدن استخوان ها بسیاز ضروری است . این مواد به تدریج در بافت استخوانی رسوب کرده و علاوه بر استحکام بخشیدن به آن ، در مواقع ضروری به عنوان یک منبع غنی در اخیار بدن قرار می گیرند .

زبان انسان

زبان یک سیستم قراردادی منظم از آواها یا نشانه‌های کلامی یا نوشتاری بوده که توسط انسانهای متعلق به یک گروه اجتماعی یا فرهنگی خاص برای نمایش و فهم ارتباطات و اندیشه‌ها به کار برده می‌شود.

زبان مجموعه‌ای سامان‌مند از نشانه‌های اختیاری و قراردادی‌ست که هم‌چون نهاد‌ی اجتماعی برای برقراری ارتباط به کار می‌رود.

به عبارتی زبان پدیده ای ذهنی است که به صورت گفتار و نوشتار یا اشاره تجلی می‌یابد سنت گرایان معتقدند که الگوی اشاره و نوشتار بر گفتار تقدم دارد.

تعریف دقیق‌تر

زبان مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی‌است که در امتداد یک بعد (زمان) برای انتقال پیام استفاده می‌شود. منظور از امتداد یک بعد این است که هر نشانه از پس نشانهٔ دیگری به نوبت می‌آید. مجموعهٔ نشانه‌ها در طول زمان مفهومی در ذهن انسان شکل می‌دهد. ویژگی‌ای که خاص زبان انسان (یا آنچه به طور اخص زبان می‌خوانیم) می‌باشد این است که کلامی را که به زبان خاص بیان شده‌است می‌توان دوبار تجزیه کرد. در تجزیهٔ بار نخست کلام را می‌توان به واحدهای معنایی کوچک‌تر—و به بیان دقیق‌تر از لحاظ معنایی بسیط—تجزیه کرد. به این واحدها تکواژ می‌گویند. در مرحلهٔ دوم هر تک‌واژ را می‌توان به واحدهای کوچک‌تر آوایی تقسیم کرد که از لحاظ کاربرد آوایی بسیط‌اند و از نظر معنایی فاقد معنا. به این جزءهای کوچک‌تر واج می‌گویند.

مثلاً جملهٔ «بَرگ سَبز است» را می‌توان در تجزیهٔ بار نخست به سه تک‌واژ «برگ»، «سبز» و «است» تجزیه کرد. هر کدام از این اجزا تنها یک معنی را در ذهن تداعی می‌کنند و با شکستن به اجزای کوچک‌تر فاقد معنی می‌شوند.پس به‌اصطلاح از لحاظ معنایی بسیط‌اند. در تجزیهٔ دوم این اجزا را می‌توان به واحدهای آوایی بسیط تقسیم کرد. مثلاً برگ را به چهار واحد (واج) ب، ــَـ ، ر و گ تجزیه کرد.

خاصیتی که زبان را از دیگر نظام‌های قراردادی برای انتقال پیام متمایز می‌کند همین خاصیت تجزیهٔ دوگانه‌است که تا حد واحدهای بدون معنا (و تکرار شونده) پیش می‌رود.


زبان انسان

انسان موجودی اجتماعی است و یکی از مهم‌ترین نیازهای انسان برقراری ارتباط با همنوعان و ایجاد رابطه تفهیم و تفاهم است و زبان مهم‌ترین ابزار این ارتباط است.

زبان مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی است که به‌وسیله آن مقصود خود را به دیگران می‌رسانیم در زبان‌شناسی به هر واژه یک نشانه می‌گویند. این نشانه‌ها صوتی یا نوشتاری یا اشاره ای هستند. بدین ترتیب زبان انسان به سه بخش تقسیم می‌شود(سه الگوی زبانی انسان):

  1. زبان گفتاری: زبانی است که نشانه‌های آن صوتی هستند و همه از آغاز زندگی با آن آشنا می‌شوند و هر زبان‌آموزی پیش از ورود به دبستان به خوبی از مهارت سخن گفتن برخوردار است.
  2. زبان نوشتاری: زبانی است که نشانه‌های آن خطی است. این زبان پس از زبان گفتاری آموزش داده می‌شود.
  3. زبان اشاره: زبانی است که نشانه‌های آن اشارهای است. این زبان بیشتر برای افراد کر ولال آموزش داده می‌شود.
  4. بررسی زبان و زبان‌شناسی

    زبان‌شناسی
    زبان‌شناسی نظری
    آواشناسی
    واج‌شناسی
    واژه‌شناسی
    ساخت‌واژه
    نحو
    معناشناسی
    معناشناسی واژگانی
    معناشناسی آماری
    معناشناسی ساختاری
    سبک‌شناسی
    تجویز و توصیف
    کاربردشناسی
    زبانشناسی کاربردی
    اکتساب زبان
    زبان‌شناسی روان‌شناختی
    زبان‌شناسی جامعه‌شناختی
    زبان‌شناسی شناختی
    جامعه‌شناسی زبان
    زبان‌شناسی محاسباتی
    زبان‌شناسی توصیفی
    زبان‌شناسی تاریخی
    زبان‌شناسی تطبیقی
    رده‌شناسی زبان
    دستور گشتاری
    ریشه‌شناسی
    نوشتار اصلی: زبان‌شناسی

    دانش بررسی زبان به سده‌های پیش برمی‌گردد و کهن‌ترین نمونه بررسی سامان‌مند زبان از هندوستان است. در آنجا شخصی به نام پانینی در سده ۵ میلادی به مطالعه جامع و علمی زبان سانسکریت پرداخت و اصول استواری از زبانشناسی رابنیان نهاد. وی مفاهیمی مانند واج،تکواژ و غیره را سده‌ها پیشتر از زبانشناسان غربی درک و توصیف کرد.

    در خاورمیانه سیبویه، زبانشناس برجسته ایرانی، اواخر عمرش توصیفی جامع و زبانشناسانه از زبان عربی در شاهکار خود به نام (به عربی«الكتاب في النحو»)‏ («دستورنامه») به دست داد. وی در این کتاب نظریه آواشناسی و واج‌شناسی ویژه‌ای پدید آورد.

    در غرب، پیشرفت دانش ریاضیات و دیگر سیستم‌های مشخص در سده بیستم میلادی منجر به کوشش دانشوران در مطالعه علمی زبان به عنوان یک «نشانه معنایی» شد. این کوشش‌ها به پیدایش رشته‌ای از دانش به نام زبانشناسی انجامید که بنیان‌گذار آن فردینان دو سوسوراست.

    نوام چامسکی از زبان‌شناسانی است که نظریاتش انقلابی در این رشته به وجود آوردند. او معتقد است اصول و خصوصیات زبان در انسان ذاتی و «به طور ارثی برنامه‌ریزی شده» اوست و محیط پیرامون کودک تنها نقش محرک را برای یادگیری زبان مادری ایفا می‌کند. کودک مجموعه محدودی از اطلاعات را از محیط زبانی خویش می‌گیرد و خود قادر است ترکیبات جدیدی بسازد. نظریه‌پردازان پیش‌تر معتقد بودند زبان مادری تنها از راه شنیدن گفتار اطرافیان و به صورت اکتسابی وارد مغز کودک می‌شود.

    زبان بدن

    وشتار اصلی: زبان بدن

    به انتقال پیام‌های غیر زبانی میان افراد که توسط اعضای بدن و حرکات صورت انجام می‌گیرد زبان بدن (Body language) می‌گویند.

    زبان‌های مرده و منقرض شده

    بر اساس برخی از تعاریف، زبان منقرض شده به زبانی گفته می‌شود که دیگر هیچ گویش‌وری ندارد، در حالی که زبان مرده زبانی است که دیگر کسی آن را به عنوان زبان اصلی خود صحبت نمی‌کند.

    زبان براساس نظریه مجموعه‌ها

    مقالهٔ اصلی: زبان‌های صوری

    در تئوری محاسبات زبان به یک مجموعهٔ رشته‌ها بر روی یک الفبا گفته می‌شود. منظور از الفبا مجموعه‌ای از نمادهای زبان است، و عبارت «یک رشته برروی الفبا» به یک توالی متناهی از سمبل‌های الفبا اشاره دارد

    زبان‌های فراساخته

    برخی از افراد یا گروه‌ها، به خاطر دلایل شخصی، کاربردی، ایدئولوژیکی یا برای آزمایش، زبان‌های فراساخته (مصنوعی) خود را پدید آورده‌اند. زبان‌های کمکی فرامرزی (بین‌المللی) اغلب زبان‌های فراساخته‌ای هستند که سعی شده‌است ساده‌تر از زبان‌های طبیعی باشند. سایر زبان‌های فراساخته به گونه‌ای ایجاد شده‌اند که منطقی‌تر از زبان‌های طبیعی باشند؛ از نمونه‌های مشهور این زبان‌ها زبان لژبن (Lojban) است.

    برخی از نویسندگان، از جمله تالکین با هدف‌هایی چون ادبیات، هنر یا دلایل شخصی زبان‌های تفننی آفریده‌اند. در سال‌های اخیر طرفداران مجموعه تلویزیونی پیشتازان فضا زبان نژاد کلینگان (Klingon)، که دارای دستور زبان و واژگان ویژه خود است را گسترش داده‌اند.[۱۱]

    زبان اسپرانتو نیز زبانی علمی یا فراساخته‌است. این زبان توسط دکتر لودویک لازاروس زامنهوف ساخته شد. اسپرانتو به علت ساختار علمی و آسان خود مورد توجه متفکران و دانشمندان با ملیّت‌های گوناگون قرار گرفته و به خاطر ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن، سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل متحد (یونسکو) در سال ۱۹۵۴ (میلادی) به اتفاق آرا آن را به عنوان زبان بین‌المللی و بی‌طرف به رسمیت شناخت و آموزش اسپرانتو را به تمامی کشورهای عضو خود توصیه کرد.

    برگرفته از ویکی پدیا

حفره بینی

حفرهٔ بینی (کاواک بینی، خَیشوم) محفظه‌ای بزرگ و پر از هوا است که در عقب و بالای بینی در میانه‌های صورت قرار گرفته است. حفره بینی از منخرها (سوراخ‌های بیرونی بینی) تا کوآن‌ها (سوراخ‌های عقبی بینی) ادامه دارد و مفروش با مخاط است.[۱] حفره بینی توسط سوراخ های خلف بینی به حلق مربوط می شود.

این حفره در پشت سوراخ‌های بینی قرار دارد که تا حفرۀ دهان امتداد دارد و در هنگام پایین آمدن ملاز، جریان هوا از آن عبور می‌‏کند و به تولید آواهای خیشومی یا خیشومی‌شده منجر می‏‌شود.

به حفرهٔ بینی در قدیم اندرون بینی، بُن بینی و بیخ بینی نیز گفته می‌شد.[۲]

ابعاد تقریبی حفره بینی انسان شامل بلندی ۵ سانتیمتر، درازای ۵ تا ۷٫۵ سانتیمتر و پهنا از نزدیکی کف ۱٫۲۵ سانتیمتر است. پهنای سقف بینی در یک حفره حدود ۲ میلیمتر است

گوش انسان

گوش ‫اندام حسی است که صدا را دریافت می‌کند. گوش انسان از سه قسمت خارجی، میانی و داخلی تشکیل شده‌است. امواج حرکتی صوت در گوش یه امواج الکتریکی تبدیل و به مغز فرستاده می‌شوند. گوش انسان قادر است بین ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز را درک کند. به این محدوده محدوده شنوایی انسان می‌گویند.

گوش از سه بخش مختلف تشکیل شده است: گوش خارجی، میانی و درونی.

گوش خارجی، گرفتن امواج

گوش بیرونی یا خارجی را که دیگران آن را می بینند لاله گوش می گویند. مهمترین کار گوش بیرونی گرفتن صداها است. وقتیکه صدا ایجاد می‌شود، امواج صوتی تولید و در هوا منتشر می شوند؛ بعد از اینکه امواج وارد گوش بیرونی شدند از طریق سوراخ گوش وارد گوش می شوند و راهی گوش میانی می گردند. یکی از وظایف گوش بیرونی حفظ گوش از طریق جرم گوش می باشد؛ این جرم مخصوص، گوش را از پوست اطراف سوراخ گوش در مقابل عفونتها محافظت می‌کند .گوشها ماده‌ای شبیه موم ترشح می‌کنند تا از داخل گوش محافظت نمایند.اگر ترشح موم خیلی زیاد باشد، سفت می‌شود و ممکن است گوش را به درد بیاورد واگر خودتان بخواهید موم سفت شده را از گوش خارج کنید به گوشتان آسیب خواهد رساند. مجرای گوش خارجی، لوله ایست به طول 2 یا 3 سانتیمتر که در حدود یک سانتیمتر مکعب حجم داردو به پرده ی صماخ ختم می شود. ارتعاشات صوتی تا قسمت انتهایی این لوله به وسیله ی هوا منتقل میشود و پس از آن به وسیله ی محیط های جامد یا مایع به گوش میانی انتقال می یابد.

لاله گوش

در بسیاری از جانوران، لاله گوش متحرک است و برای جمع کردن و هدایت صوتی و تشخیص جهت صدا به کار می رود. در انسان لاله ی گوش، حرکتی ندارد اما تا حدودی می تواند به تشخیص جهت صدا کمک کند.

گوش میانی: ارتعاشات مفید

مهمترین کار گوش میانی گرفتن امواج صوتی است که گوش خارجی می گیرد و آنها را به لرزش تبدیل می‌کند و به گوش درونی می فرستد و این عمل را با استفاده از پرده گوش که گوش بیرونی را از گوش میانی جدا می‌کند انجام می دهد.

سه استخوان ریز و ظریف موجود در گوش را استخوانچه می نامند. پرده گوش قسمتی از پوست نازکی است که مثل طبل محکم گسترده شده است و به اولین استخوانچه چسبیده است این استخوان کوچک استخوان چکشی (مالئوس) نامیده می‌شود.استخوان چکشی به استخوان کوچک دیگری چسبیده است که به آن سندانی گفته می شود؛ استخوان سندانی به کوچکترین استخوان در بدن متصل است که به آن رکابی می گویند.

بخش‌های گوش: ۱-جمجمه ۲-مجرای گوش ۳-لاله ۴-پرده ۵-دریچهٔ بیضی ۶-استخوانچه چکشی ۷-سندانی ۸-رکابی ۹-دالان ۱۰-حلزون ۱۱- عصب شنوایی ۱۲-لوله استاش.

استخوان چکشی به پرده صماخ و استخوان رکابی به درییچه ی بیضی ختم می شود که سطح آن ۱۴ مرتبه از پرده ی صماخ کوچکتر است و در نتیجه فشار برآن ۱۴ مرتبه بیشتر می باشد که درواقع بهترین وسیله ایست که میتوان انرژی ارتعاشی را از یک محیط با وزن مخصوص کم مانند هوا را به محیطی با وزن مخصوص بیشتر انتقال داد. وقتی امواج صوتی وارد گوش می شوند و به پرده گوش (پرده صماخ) می رسند پرده گوش را به لرزش در می آورند، ارتعاشات صوتی وارد سه استخوانچه گوش میانی می شوند و به این طریق از گوش میانی عبور می کنند و وارد گوش داخلی می شوند؛ کار دیگر گوش میانی این است که به پرده گوش کمک می‌کند تا فشارهای هوا را کنترل کند.

گوش میانی بوسیله لوله باریکی که لوله استاش نامیده می‌شود به پشت بینی متصل شده است. لوله استاش همراه با گوش میانی فشار هوا را بر هر دو طرف پرده گوش متعادل می کنند.

معمولاً لوله استاش بسته است فقط وقتی خمیازه می کشید یا غذا می جوید باز می‌شود. اگر با هواپیما یا در مناطق کوهستانی سفر کرده باشید احساس کرده اید که لوله‌های استاش در هر دو گوش شما باز شده است و ناگهان صدای ترق در گوش تان احساس می کنید. در حقیقت این صدایی است که شما را مطمئن می‌کند لوله استاش باز شده و فشار هوا در هر دو پرده گوش یکسان است.

گوش داخلی : شروع تحریکات عصبی

بعد از اینکه امواج صوتی در گوش میانی به ارتعاش تبدیل شده ارتعاشات وارد گوش میانی می شوند. ارتعاشات داخل حلزون شنوایی می روند، حلزون شنوایی یک لوله کوچک و حلقه ای در گوش داخلی است؛ حلزون شنوایی پر از مایع است و روی آن را هزاران تار از موهای باریکی پوشانده است. وقتی ارتعاشات صوتی به مایع داخل حلزون شنوایی برخورد می کنند، مایع داخل حلزون شروع به لرزیدن می‌کند. انواع مختلف صداها نمونه‌های مختلفی از ارتعاشات می سازد؛ ارتعاش باعث حرکت موهای ریز سلولهای شنوایی می‌شود و هر چه ارتعاش بیشتر باشد موهای سلول حلزون بیشتر حرکت خواهد کرد.

وقتیکه موهای حساس حرکت می کنند ارتعاشات صوتی به علائم عصبی تبدیل می شوند و مغز می تواند آنچه را گوش شنیده بفهمد. مغز علائم را روی هم می گذارد و آن را پردازش می‌کند.

گوشها و تعادل

گوشها کاری بیشتر از شنوایی انجام می دهند؛ سه حلقه وجود دارد که به آنها کانالهای نیم دایره می گویند، کانالهای نیم دایره درست بالای حلزون شنوایی قرار دارد و مثل حلزون شنوایی پر از مایع هستند و میلیونها موی باریک که فقط با میکروسکوپ دیده می شوند روی آنها را پوشانده است ولی کار متفاوتی انجام می دهند. گوش به حلزون شنوایی برای شنیدن نیاز دارد و به کانالهای نیم دایره برای تعادل.

وقتی خم می شوید تا انگشتان پای خود را لمس کنید چه چیزی مانع افتادن شما به زمین می‌شود؟ وقتی سرتان را تکان می دهید مایع داخل کانالها نیز حرکت می‌کند؛ مایع، موهای ریز را حرکت می دهد و موها پیام عصبی وضعیت سر را به مغز می فرستند در کمتر از یک ثانیه مغز می فهمد سرکجاست و به کدام ماهیچه‌ها باید پیامها را مخابره کند تا بدن بتواند تعادلش را حفظ کند.

گاهی اوقات مایع داخل کانالهای نیم دایره بعد از اینکه از حرکت ایستاده اید باز حرکت می کنند، برای اینکه بدانید چگونه حرکت می کنند مثالی می زنیم: نصف بیشتر یک فنجان را پر از آب کنید حالا فنجان را در مقابل خودتان یک حرکت چرخشی بدهید و بعد متوقف کنید، دقت کنید آب چگونه دور تا دور می چرخد حتی بعد از اینکه فنجان ثابت است؟ این همان چیزی است که وقتی به سرعت می چرخید در کانالهای نیم دایره اتفاق می افتد؛ وقتی چرخیدن یا راندن خود را متوقف کنید مایع داخل کانالهای نیم دایره همچنان می چرخد به همین دلیل موهای اطراف کانال حرکت می کنند و پیام مغز را ارسال می کنند که سر شما در حال حرکت است.

چشم انسان

چَشم یا چـِشم عضو بارز اولین حس از حواس پنجگانه یعنی بینایی است. در زبان پهلوی هم این واژه به همین گونه به کار می‌رفته‌است.

انواع گوناگونی از اندام‌های حساس به نور در موجودات زنده یافت می‌شود. ساده‌ترین انواع چشم‌ها تنها توان تشخیص وجود نور در پیرامون را دارند در صورتی‌که چشم‌های پیچیده‌تر قادرند شکل‌ها و رنگ‌ها را نیز از هم بازشناسند یا برخی حیوانات به طول موجهایی بیشتر از طول موج مرئی چشم انسان حساسند. در حشرات ما چشم مرکب داریم.

چشم انسان دارای اجزای پلک، مژه، ملتحمه، صلبیه، قرنیه، مردمک، عنبیه، زجاجیه، عدسی، زلالیه، شبکیه و مشیمیه است.

ساختمان چشم انسان شبیه یک کره است. در قسمت جلوی این کره یک پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد. نور از محیط خارج وارد قرنیه شده و پس از عبور از مردمک به عدسی می‌رسد. عدسی نور را به صورت دقیق روی شبکیه متمرکز می‌کند تا تصویر واضحی بر روی شبکیه ایجاد شود. چشم انسان قادر به تشخیص ۱۰ میلیون رنگ می باشد.[۱]

چشم از دو بخش بوجود آمده‌است:۱-اجزای فرعی چشم‏ ۲-کرهٔ چشم. اجزای فرعی چشم‏ عبارت است از: حَدَقه، پــِلک، مُژه، اَبرو، ماهیچه‌های گرداننده کرهٔ چشم.

اجزای فرعی چشم[ویرایش]

حدقه یا چشمخانه: استخوان‌های متعددی هستند که به‌یکدیگر پیوسته‌اند و یک صندوقچهٔ محکم مخروطی‌شکل را به‌وجود آورده‌اند تا کرهٔ چشم در میان آن محفوظ باشد. استخوان‌های چشمخانه در قسمت بالا استخوان پیشانی و در پائین استخوان گونه و از طرف خارج استخوان گیجگاهی و از طرف داخل استخوان بینی هستند. فضای داخلی این صندوقچه استخوانی از یک مادهٔ چرب که تا حدی سیال هم هست پر می‌باشد.

حدقه بوسیله پرده‌ای به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش جلو، جایگاه کره چشم و در بخش عقب؛ اعصاب بینایی که عهده‌دار رساندن تصویرها بمغز هستند؛ و اعصاب حسی و حرکتی‏ و ماهیچه‌های گرداننده چشم و رگ‌هایی که خون را به حدقه و ماهیچه‌های مزبور می‌رساند، قرار دارند.

پلک: جلو چشم دو پرده ظریف و محکم آویخته شده که صفحه لطیف چشم را از گرما و سرما و غیره محافظت می‌کنند؛ و در موقع خواب و خطر کاملا باهم جفت می‌گردند، تا در پناه‏ خود چشم را از هرگونه آسیب احتمالی محفوظ دارند، به علاوه در تعدیل نور نقش مهمی به عهده‏ دارند.

(a) عصب بینایی و مویرگ‌های خونی (b) نقطهٔ کور (c) صلبیه (d) مشیمیه (e) شبکیه (h) عنبیه (i) مردمک (j) قرنیه (k) زلالیه (l) ماهیچه‌های مژکی (m) عدسی (o) زجاجیه (p) لکهٔ زرد.

در مواقع معمولی در هر دقیقه چند مرتبه؛ به‌طور منظم پلک‌ها به‌هم می‌خورند، و در نتیجه‏ مایع ویژه اشک را که از غده‌هایی که در قسمت فوقانی چشم قرار دارد تراوش کرده و بر روی‏ صفحه چشم پهن می‌کنند تا آنرا شستشو داده و همیشه تازه و مرطوب نگاه دارد و در نتیجه‏ فعالیت آنرا آسان گردانند.

تراوش اشک از دو نظر برای چشم لازم و سودمند است: یکی از این جهت که سطح چشم را شستشو داده و مانع می‌شود از اینکه ذراتی که همراه هوا وارد چشم می‌گردد، صفحه چشم را کدر و ناصاف کند، و دیگر اینکه چون این مایع مخصوص (اشک) دارای خاصیت ضدعفونی‏ است برای نگه‌داشتن طبقات کره چشم اهمیت شایانی دارد.

اشک چشم پس از اینکه چشم را شستشو داده و ضدعفونی کرد به سوی گوشهٔ داخلی چشم‏ سرازیر می‌شود و از آنجا به‌وسیلهٔ لوله اشکی به‌درون کیسه مخصوصی که کیسهٔ اشکی نامیده می‌شود می‌ریزد و در آنجا نیز توقف نمی‌کند و ضمنا بی‏مصرف هم نمی‌ماند، بلکه تدریجا به فضای‏ تحتانی بینی می‌ریزد، تا در اثر تبخیر، هوای تنفسی را که از بینی به سوی شش رهسپار است‏ مرطوب سازد.

مژه‌ها: در لبه بیرون پلک‌ها، موهای منظمی صف کشیده‌اند که از ورود گرد و غبار مانع می‌شوند و در برابر نورهای شدید نیز مقاومت کرده از شدت آن می‌کاهند و در کنارهٔ پلک‌ها غده‌هایی وجود دارد که از آنها مادهٔ چرب مخصوصی ترشح کرده لبه پلک‌ها و مژه‌ها را چرب و مرطوب نگاه می‌دارد، تا از جریان اشک چشم به رخسار در حالت عادی، جلوگیری شود، و ضمنا اصطکاک مداوم پلک‌ها به‌یکدیگر موجب ناراحتی انسان نگردد.

ماهیچه‌های گرداننده چشم: برای اینکه عکس‌برداری چشم از اشیاء به‌سرعت و سهولت انجام بگیرد و کرهٔ چشم با حرکت‏های متعدد خود این وظیفهٔ حیاتی را انجام دهد؛ شش ماهیچه پیرامون آن را فراگرفته‏ است تا حرکت آنرا در جهات گوناگون یعنی بالا و پائین و چپ و راست و به سوی درون و بیرون ممکن کنند.

ابرو: در بالای هریک از پلک‌های فوقانی انبوهی از موهای منظم صف کشیده‌اند که‏ افزون بر جنبهٔ زیبایی از ریزش عرق به‌درون چشم جلوگیری می‌کنند؛ و در تعدیل نور به‌ویژه نورهایی که از طرف بالا می‌تابد تأثیر بسزایی دارند.

کرهٔ چشم[ویرایش]

کره چشم انسان از لایه‌ها و بخش‌های گوناگون تشکیل شده‌است. معنای لغوی نام این لایه‌ها که در پرانتز می‌آید عبارت است از: صُلبیه (سختک)، مشیمیه (بچه‌دانک)، عنبیه (انگورک)، شبکیه (پنجرک)، زلالیه (روشنک)، زجاجیه (شیشک)، جلیدیه (پوششک) و ملتحمه (پیوستک). قرنیه نیز به معنی شاخک است.[۲]

لایه‌های کرهٔ چشم[ویرایش]

کرهٔ چشم که عضو اصلی و اساسی بینائی است گرچه کره‌ای کاملا منظم نیست و قطر آن در جهت جلو و عقب ۲۴ تا ۲۵ میلی‌متر و در جهت پهلوها ۲۳ تا ۲۴ میلی‌متر است ولی چون این تفاوت‏ معمولا غیرمحسوس است کرهٔ چشم نامیده شده‌است، و آن از دو قسمت اساسی تشکیل یافته‌است:

۱ طبقات منظمی که در اطراف قرار گرفته؛ و بعضی از آن‌ها مأمور حفاظت اعضاء داخلی و بعضی برای تأمین غذای آن‌ها و قسمتی محل بازتاب تصویرها و آماده ساختن آن‌ها برای انتقال به مغز است.

۲-جسم‌های شفافی که در وسط واقع شده و نور را از خود عبور می‌دهند و برای بازتاب آماده می‌سازند؛ و ازاین‌رو باید هریک از دو قسمت را جداگانه موردنظر قرار داد، طبقات کره چشم از سوی بیرون به درون از سه پوسته بوجود آمده‌است:

صلبیه[ویرایش]

صُلبیه پرده‌ای است سفید و محکم‏[۳] که تمام کرهٔ چشم را احاطه‏ کرده، این پردهٔ بسیار ظریف که ضخامت آن از یک میلی‌متر تجاوز نمی‌کند؛ نسبتا دارای‏ استحکام فوق‌العاده‌ای است و از این‌رو از عهدهٔ وظیفهٔ خود که حفظ کرهٔ چشم است، به آسانی‏ برمی‏آید؛ یعنی همانطور که دوربین عکاسی یک جعبه دارد که ذره‌بین (عدسی) و شیشهٔ حساس در داخل آن جا دارند؛ چشم ما نیز یک جلد محکم دارد که اعضاء بسیار ظریف و حساسی را دربرگرفته است؛ و مقداری که از این پرده دیده می‌شود همان سفیدی چشم‏ است؛ ضمنا در قسمت جلو قدری برجسته شده و نازک‌تر و شفاف می‌گردد تا به آسانی نور از آن عبور کند و همین قسمت که یک نهم تمام پردهٔ صلبیه است، اصطلاحا «قرنیه» نامیده‏ می‌شود، و در عقب صلبیه سوراخی است که از آنجا عصب بینایی وارد کرهٔ چشم می‌گردد.

شاید این پردهٔ ظریف را که در اصطلاح کالبدشناسی «صلبیه» و در اصطلاح پزشکی «غلاف بینایی» نامیده می‌شود به‌قدری نازک مجسم کنید که‏ تصور کنید نوک خاری می‌تواند به آسانی آن را سوراخ کند، در صورتی‌که استواری و سختی آن طوری است که چاقوهای معمولی مگر با فشار خیلی زیاد می‌تواند آنرا پاره کند، و پزشکان به هنگام اعمال جراحی داخل چشم؛ نیاز به چاقوهای بسیار ظریف و نوک‌تیزی دارند، که اگر تیز نباشد در موقع کار گرفتار اشکال فراوان می‌گردند.

مُلتَحِمه غشا مخاطی نازک و شفافی می‌باشد که سطح داخلی پلک‌ها را مفروش کرده و بخش جلویی صلبیه را می‌پوشاند.

نمونه‌ای از ناهم‌رنگی[۴] چشم، در این مورد قهوه‌ای و فندقی.

مشیمیه[ویرایش]

مَشیمیه پوسته‌ای است نازک و لطیف که تمام سطح داخلی «صلبیه» را می‏پوشاند و شامل رگ‌های فراوانی است و وظیفهٔ حساس آن تأمین غذای چشم است و چون تا حدی‏ به پردهٔ بچه‌دان شبیه است «مشیمیه» نامیده شده‌است، قسمت جلو این پرده که «عنبیه» نامیده می‌شود از لحاظ رنگ و شکل تغییر قابل‏توجهی حاصل کرده‌است یعنی از لحاظ شکل‏ مسطح و عمودی است و همین تغییر شکل موجب شده‌است که میان این قسمت مسطح و «قرنیه» فضایی بوجود آید که آن فضا از مایع ویژه و شفافی بنام «زلالیه»؛ مملو است. از لحاظ رنگ معمولا سیاه است که سیاهی چشم را تشکیل می‌دهد و گاهی در بعضی از اشخاص برنگ آبی یا سبز بیرون می‏آید.

در وسط «عنبیه» سوراخی است بنام «مردمک» که قطر آن از ۳ تا ۶ میلی‌متر می‌رسد و وسعت‏ دهانه آن در مقابل امواج نور کم و زیاد می‌شود یعنی هر اندازه نور شدیدتر باشد تنگ‌تر و هر وقت نور کم باشد وسیع‌تر می‌گردد؛ تا این عمل خودکار؛ میزان نوری را که باید وارد چشم شود مرتب سازد «مردمک» چشم در حقیقت مانند «دیافراگم» دوربین عکاسی‏ است با این تفاوت که خودکار است یعنی نیاز به این ندارد که ما آن‌را کم و زیاد کنیم بلکه در تاریکی خودبه‌خود گشاد و در روشنایی تنک می‌شود.

این سوراخ روی این اصل «مردمک» نامیده شده‌است که دو نفر که در مقابل‏ یکدیگر واقع شوند تصویر هرکدام در وسط سیاهی چشم طرف مقابل دیده می‌شود.

مردمک در انسان گرد است و همیشه سیاه‌رنگ دیده می‌شود زیرا پشت آن فضای‏ تاریکی است که به «تاریک‌خانهٔ چشم» موسوم است و محتویات آن با چشم غیر مسلح دیده‏ نمی‌شود، ولی در حیوانات به اشکال مختلف در می‌آید چنانکه در گربه دیده می‌شود که در هنگام روز که نور زیاد است سیاهی وسط چشم آن حیوان بشکل «الف» درمی‌آید و در شب بالعکس باز می‏شود و از پشت آن انعکاس‏ نور خارج؛ بصورت درخشندگی و برق مخصوصی ظاهر می‌شود؛ در عقب پردهء «مشیمیه» سوراخی برای ورود «عصب بینایی» وجود دارد.

«مردمک چشم» در حالات مختلف آنقدر نازک و کلفت می‌شود تا نوری را که به آن‏ می‌رسد برای استفادهٔ دید کاملا متمرکز نماید، و این کیفیت در هیچیک از اجسام حتی در شیشه‏ یافت نمی‌شود.

شبکیه[ویرایش]

پرده‌ای است لطیف و حساس که میان «مشیمیه» قرار گرفته و چون بی‏شباهت‏ به پنجره نیست به این نام نامیده شده‌است، شَبَکیه پرده‌ای است عصبی یعنی دنباله‌هایی است از اعصاب بینایی و بوسیله همان اعصاب به مغز مربوط می‌شود، و در قسمت عقب آن دو نقطهٔ مشخص‏ وجود دارد یکی «نقطهٔ کور» که محل ورود عصب بینایی به چشم است و دیگر نقطه زردرنگ‏ بیضی‌شکلی است بنام «لکه زرد» که تصویر اشیاء نخست بر روی آن منعکس شده سپس‏ از آنجا بمغز منتقل می‌شود.

پردهٔ شبکیهٔ چشم مرکب از نه لایه جداگانه است که قطر مجموع آن‌ها به اندازه کلفتی یک ورقه‏ کاغذ نازک می‌باشد؛ در ضخامت این پرده سلول‌هایی قرار دارند که تحت اثر امواج نورانی تحریک‏ می‌گردند؛ سلول‌های مزبور بصورت شمش‏ها و مخروط‌ها قرار گرفته‌اند و تعداد اولی به سی‏ میلیون و تعداد دومی به سه میلیون عدد بالغ می‌شود این شمش‏ها و مخروط‌ها به تناسب کاملی‏ قرار گرفته‌اند.

محیط‌های شفاف کرهٔ چشم[ویرایش]

محیط‌های شفاف چشم قسمت‌هایی از کرهٔ چشم می‌باشد که نور را از خود عبور داده و در نتیجه تصاویر اجسام را بر روی «لکه زرد» که قسمتی از شبکیه است می‌اندازند و این‌ها عبارتند از:

زلالیه[ویرایش]

در میان «قرنیه» و «عنبیه» فضایی است بوسعت سه تا چهار میلی‌متر که از مایع شفاف و زلالی مملو است و بهمین مناسبت است که زُلالیه نامیده شده‌است. از جملهٔ قوانین نور آن است که هنگامی که از یک محیط رقیقی وارد محیط غلیظی‏ شود تغییر حاصل می‏کند که این تغییر شکست نور نامیده می‌شود و روی‏ همین اصل نوری که در محیط رقیق یعنی هوا موجود است هنگامی که وارد این محیط نسبتا غلیظ یعنی زلالیه می‌شود «شکست» حاصل می‌کند و برای بازتاب یافتن بر روی شبکیه‏ آماده می‏شود.

جلیدیه[ویرایش]

این عضو که «عدسی چشم» نیز نامیده می‌شود، جسم جامد و شفافی است‏ شبیه به ذره‌بین‌های معمولی بکلفتی سه چهار میلی‌متر و در پشت پرده دوم چشم یعنی «عنبیه» قرار دارد و قسمت مرکزی آن از قسمت‌های اطراف آن سخت‌تر است و روی آن را پردهٔ شفاف و نرمی فرا گرفته‌است و ضمنا ماهیچه‌هایی در پیرامون آن وجود دارد که باعث تغییر شکل آن می‌گردد تاثیر این عضو در «شکست نور» و تطبیق تصاویر اجسام بر روی «لکهٔ زرد» بسیار‏ مهم و قابل توجه است، زیرا همهٔ تصویرها باید روی نقطه معینی بیفتند و از طرفی هم‏ می‌دانیم که همهٔ اجسام با «عدسی چشم» به تناسب فاصله‌ای که جسم مرئی تا چشم دارد شعاع‏ انحنای خود را بوسیلهٔ انقباض عضلاتی که در اطراف آن قرار دارد کمتر می‏تواند تا تصاویر بر «شبکیه» منطبق گردد و این عمل که «تطابق» نامیده می‌شود به سرعت و سهولت‏ عجیبی انجام می‌گیرد.

زجاجیه[ویرایش]

زُجاجیه ماده‌ای است ژلاتینی و شفاف که تمام حفرهٔ درونی کرهٔ چشم را پر می‌سازد و در عقب «عدسی چشم» قرار دارد و از هر طرف پوسته شفافی اطراف آنرا فراگرفته است؛ کار این عضو نیز «شکست نور» است؛ و در تطبیق تصاویر اجسام بر روی‏ «لکه زرد» تأثیر شایانی دارد.

نقص‌های مادرزادی چشم[ویرایش]

نوزاد انسان ممکن است بدون چشم به دنیا بیاید یا چشم او در لایه‌ای پنهان مانده باشد. چشم‌ها ممکن است به هنگام تولد کوچک‌تر از حد معمول باشد یا شکلی بیرون زده داشته باشد که به گاوچشمی معروف است.[۵] نبود عدسی، دررفتگی عدسی، نبود عنبیه، درشتی قرنیه، و ناپیوستگی عصب بینایی از دیگر عیوب مادرزادی چشم در برخی نوزادان است. آب‌سیاه مادرزادی، چشم کیسه‌دار، و انسداد مادرزادی مجرای اشکی از دیگر نقایص مادرزادی است.[۶]

پلک‌های نوزاد نیز ممکن است به حالت افتاده، برگشته به تو یا بیرون باشد یا این‌که نوزاد ممکن است بدون پلک به دنیا بیاید.[۷]

ز دیگر کاستی‌های مادرزادی چشم می‌توان به نشانگان اکسن‌فلد، بیماری نوری، و پدیده مارکوس گان اشاره کرد.

برگرفته از ویکی پدیا

قلب تلمبه خون

قلب یا دل یک اندام ماهیچه‌ای است که مسئول پمپ خون به شریان‌ها ب‍ه‌وسیلهٔ حرکات ضربان‌دارمتناوب است و به این صورت خون را به همهٔ نواحی بدن ارسال می‌کند.

قلب انسان به طور متوسط حدود ۷۰ بار در دقیقه می‌تپد. قلب انسان در سمت چپ بدن در ناحیهٔ سینه‌ای (توراسیک) بدن قراردارد و به گونه‌ای قرارگرفته‌است که رأس (apex)آن به سمت چپ و پایین قرارمی‌گیرد و همواره بخشی از آن درحال فعالیت و بخشی در حال استراحت است و در هر بار ضربان، قلب به مدت ۰٫۴ثانیه در حال استراحت خواهدبود. بافت قلب نیز هم‌چون دیگر بافت‌های بدن نیاز به تغذیه دارد که تغذیهٔ قلب برعهدهٔ عروق کرونری (تاجی) می‌باشد.

کالبدشناسی قلب[ویرایش]

این عضو مخروطی‌شکل به‌صورت کیسه‌ای عضلانی تقریباً در وسط فضای قفسه سینه(مدیاستینوم میانی) کمی متمایل به جلو و طرف چپ قراردارد. و میان ریهٔ چپ و راست و متمایل به ریهٔ چپ می‌باشد و همین موجب شده‌است تا شکل و قرارگیری ریه‌ها با هم متفاوت باشد. از آن‌جا که قلب اندام بسیار حساسی و حیاتی است توسط قفسهٔ سینه (توراکس) محافظت می‌شود. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود ۶x9x۱۲ سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود ۳۰۰ و در خانمها حدود ۲۵۰ گرم (یعنی حدود ۰٫۴ درصد وزن کل بدن) می‌باشد.[نیازمند منبع]

محل قلب در پشت استخوان جناغ سینه و حدفاصل غضروف‌های دنده‌های سوم تا ششم در سمت چپ قفسه سینه می‌باشد. یک دیوارهٔ عضلانی قلب را به دو نیمهٔ راست و چپ تقسیم می‌کند. نیمهٔ راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمهٔ چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمهٔ راست و چپ نیز مجدداً به‌وسیلهٔ یک تیغهٔ عضلانی افقی نازک‌تر به دو حفرهٔ فرعی تقسیم می‌شوند. حفره‌های بالایی که کوچک‌تر و نازک‌تر هستند دهلیز نام‌دارند و دریافت‌کنندهٔ خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگ‌تر و ضخیم‌ترند بطنهای قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضای بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره‌است: دو حفرهٔ کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطن‌های راست و چپ).

دو نوع گردش خون در بدن انجام می‌شود: گردش خون کوچک یا ریوی که خون CO2دار از بطن راست قلب به ریه‌ها می‌رود. در آن‌جا تصفیه‌می‌شود و خون O2دار به دهلیز چپ قلب بازمی‌گردد و خون از دهلیز چپ قلب با گذر از دریچهٔ میترال(دولختی) که میان دهلیز و بطن چپ قراردارد، وارد بطن چپ می‌شود و به این ترتیب با انقباض بطن چپ خون از بطن چپ خارج می‌شود و گردش خون بزرگ یا آئورتی آغاز می‌شود و این خون ابتدا ازطریق سرخرگ آئورت و به ترتیب دیگر عروق، در سراسر بدن جریان می‌یابد. سلول‌های بدن را تغذیه می‌کند و سپس خون CO2دار به دهلیز راست بازمی‌گردد و خون از دهلیز راست با عبور از دریچهٔ تریکاسپید(سه‌لختی) که میان دهلیز و بطن راست قراردارد، وارد بطن راست می‌شود. به این ترتیب گردش خون در سراسر بدن انجام می‌شود و همهٔ سلول‌های بدن تغذیه می‌شوند.

دهلیزها حفراتی با فشار کم وگنجایش بالا هستند که وظیفهٔ اصلی آن‌ها ذخیرهٔ خون در هنگام انقباض عضلهٔ بطنی (سیستول) می‌باشد. انقباض دهلیزها مقداری خون اضافی را به داخل بطن‌ها می‌راند، اما حدود ۷۰درصد پرشدن بطن‌ها به‌صورت غیرفعال در هنگام استراحت بطنی (دیاستول) انجام می‌شود. دهلیزها به‌وسیلهٔ یک دیوارهٔ بین دهلیزی نازک از هم جداشده‌اند. بطن‌ها حفراتی با فشار بالاتر هستند که وظیفهٔ پمپاژ خون به ریه و تمام بافت‌های محیطی را به‌عهده دارند. چون فشار ایجادشده در بطن چپ بسیار بالا تر از فشار بطن راست است، لذا میوکارد بطن چپ نسبت به میوکارد بطن راست بسیار ضخیم‌تر است. بطن‌ها به‌وسیلهٔ یک دیوارهٔ بین بطنی از هم جدا می‌شوند. این دیواره در قسمت بالا به صورت بافت هم‌بند و در قسمت میانی و پایین به‌صورت یک دیوارهٔ عضلانی است. دهلیزها و بطن‌ها توسط دریچه‌های دهلیزی – بطنیاز هم جدامی‌شوند. این دریچه‌ها از جریان معکوس خون از بطن‌ها به داخل دهلیزها در جریان سیستول جلوگیری می‌کنند. قسمت بطنی این دریچه‌ها به‌وسیلهٔ طناب‌های وتری به نام عضلات پاپیلری بطن خود وصل می‌شوند. هنگامی که دیواره‌های بطن منقبض می‌شوند عضلات پاپیلری نیز منقبض می‌شوند، اما برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، کمکی به بسته‌شدن دریچه‌ها نمی‌کنند، بلکه لت‌های دریچه را به سوی داخل بطن‌ها می‌کشند تا از برآمده‌شدن بیش از حد آن‌ها در جریان انقباض بطن به داخل دهلیزها جلوگیریکنند.

دریچه‌های نیمه‌هلالی، بطن‌ها را از مجاری شریانی جدامی‌کند و شامل دریچهٔ آئورت (بین بطن چپ و شریان آئورت) و دریچه پولمونر (بین بطن راست و شریان ریوی (پولمنری)) هستند. دریچه‌های نیمه‌هلالی به طناب‌های وتری وصل نیستند و فشار زیاد در شریان‌ها در پایان سیستول موجب بسته‌شدن بسیار سریع و محکم آن‌ها می‌شود درحالیکه دریچه‌های دهلیزی‌بطنی بسیار نرم بسته می‌شوند. قلب توسط پردهٔ دو لایه و نازک پریکارد از بقیهٔ احشای داخل سینه مجزا می‌شود. لایهٔ احشایی پریکارد موسوم به اپیکارد از لایهٔ جداری آن به‌وسیلهٔ فضای پریکاردی جدا می‌شود. کیسهٔ پریکارد به‌طور طبیعی محتوی ۵ تا ۳۰ میلی‌متر مایع شفافی است که قلب را لغزنده می‌سازد و به آن امکان می‌دهد تا با حداقل اصطکاک منقبض شود[۱]

رگ‌های تاجی یا همان رگ‌های کرونری رگ‌های تغذیه‌کنندهٔ ماهیچهٔ قلب هستند که سراسر و دورتادور ماهیچه را دربرمی‌گیرند و از جمله رگ‌های بسیار مهم و حیاتی بدن انسان هستند؛ زیرا در صورت گرفتگی این رگ‌ها بلافاصله سکتهٔ قلبی رخ می‌دهد که می‌تواند باعث مرگ یا عوارض زیادی شود. عوامل گرفتگی رگ‌های کرونری: ۱)چاقی ۲)مصرف دخانیات ۳)کم تحرکی ۴) کلسترول خون بالا

فیزیولوژی عضله قلبی[ویرایش]

قلب از سه نوع عمده عضلهٔ قلبی تشکیل‌شده‌است:

  • عضله دهلیزی
  • عضله بطنی
  • فیبرهای عضلا نی تخصص عمل‌یافته تحریکی – هدایتی

سیستم هدایتی قلب در واقع ایمپالس‌های الکتریکی را تولید و هدایت می‌کند. این فیبرها به دلیل محتوی کم فیبریل‌های انقباضی به‌طور ضعیف منقبض می‌شوند. انواع دهلیزی و بطنی عضلهٔ قلبی به همان روش عضلهٔ اسکلتی منقبض می‌شوند به استثنای این که مدت انقباض بسیار طولانی‌تر است. اصول طب داخلی هاریسون ۲۰۰۸

بیشتر بدانید:

ان هم یک قلب است

مرحله اول- استراحت عمومی قلب به مدت ۰/۴ ثانیه[ویرایش]

در این مرحله بطن‌ها و دهلیزها در حال استراحت‌اند. خون تیره به‌وسیله بزرگ‌سیاهرگ زیرین و زبرین، به دهلیز راست می‌ریزد. این خون به خاطر وزنش، ازطریق دریچه‌های لختی - که به هنگام پایان موج T سیکل قلبی پیشین باز شده‌اند- وارد بطن می‌شود و آن‌ها را تا حدی پر می‌کند. اما برای اینکه خون دهلیزها به طور کامل وارد بطن‌ها بشود، دهلیزها باید منقبض شوند. لازم به ذکر است هر ماهیچه‌ای در قلب که بخواهد منقبض شود یا استراحت کند، ابتدا باید موج انقباض یا استراحتش در تمام نقاط آن ماهیچه منتشر شود. پس برای انقباض دهلیزها، ابتدا باید پیام انقباض در سراسر آنها منتشر بشود. این کار توسط بافت گرهی انجام می‌شود. کانون زایش انقباضات قلب نیز که همان گره پیش‌آهنگ می‌باشد در دیواره پشتی دهلیز راست و در زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قراردارد. پس برای انقباض ابتدا گره پیش‌آهنگ به صورت ریتم خودبه‌خودی تحریک می‌شود و این پیام انقباض را از طریق ۳ رشته گرهی دهلیز راست به گره دهلیزی بطنی – که در حد فاصل بین دیواره دهلیزها و بطون و کمی متمایل به دهلیز راست قرار دارد – هدایت می‌کند. طی حرکت پیام از پیشاهنگ به دهلیزی- بطنی، میوکارد قلب که در مسیر انتقال این پیام قراردارند، منقبض شده و این انقباض از میونی به میون دیگر در دهلیز راست انتشار می‌یابد و نهایتا از طریق میونهای دهلیز راست به میون‌های دهلیز چپ نیز منتشر شده و کل دهلیز هارا فرا می‌گیرد. البته این پیام نمی‌تواند از طریق میونهای دهلیزها به میونهای بطون منتقل شود، چون در دیواره بین بطون و دهلیزها بافت پیوندی رشته‌ای عایقی قرار دارد که باعث می‌شود انتقال پیام از دهلیزها به بطون تنها از طریق بافت گرهی – که از وسط این عایق رد می‌شود – صورت گیرد. اگر این بافت عایق نبود، دهلیزها و بطون هم‌زمان با هم منقبض می‌شدند و کارایی قلب بسیار پایین می‌آمد؛ چون در این حالت پس از پمپاژ مقدار کمی خون به بطون، آن‌ها نیز همین مقدار کم را به سمت بدن و ششها پمپ می‌کردند و خون کمی به آن‌ها می‌رسید. پس از اینکه این پیام به طور کامل سراسر دهلیز را فرا گرفت، در الکتروکاردیوگرام موج P ثبت می‌شود. بلافاصله بعد از آن مدت استراحت عمومی قلب یعنی ۴/ ثانیه به اتمام می‌رسد.

حوادث قلب در ابتدای دیاستول[ویرایش]

۱) ورود بیش از ۷۵٪ خون از دهلیزها به بطون در اثر وزن خون

2) انتشار موج انقباض دهلیزها در سراسر دهلیزها ---- ایجاد موج P در الکتروکاردیوگرام

وضعیت دریچه‌ها[ویرایش]

سینی‌ها ---- بسته؛ تا خون واردشده به بطون از طریق این دریچه‌ها وارد سرخرگ‌ها نشود.

لختی‌ها ---- باز؛ تا خون دهلیزها وارد بطون شوند.

مرحلهٔ دوم – انقباض دهلیزها به مدت ۰/۱ ثانیه[ویرایش]

در ابتدای این مرحله بلافاصله دهلیزها منقبض می‌شوند و ٪۲۵ خون باقی‌مانده را نیز وارد بطون می‌کنند. حالا در هر بطن cc ۱۲۰ خون موجود است یعنی به طور کلی cc ۲۴۰ در بطون. این انقباض به مدت ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد و از انتهای موج P تا انتهای موج R را در الکتروکاردیوگرام دربرمی‌گیرد. اما در طی این انقباض در ۰/۱ ثانیه، دو عمل بسیار مهم نیز همزمان رخ می‌دهد:

۱) انتشار موج انقباض بطون: بطون موظف اند بلافاصله بعد از انقباض دهلیزها و پرشدن کامل خود از خون منقبض شوند و خون را به سرخرگها وارد کنند. بنابراین پس از گذشت مدت بسیار کمی از این ۰/۱ ثانیه (فاصله انتهای P تا Q) موج انقباض بطون که خیلی قدرتمند می‌باشد، در سراسر بطون منتشر می‌شود. برای این عمل، گره دهلیزی‌بطنی که در پایان استراحت عمومی قلب پیام انقباض را گرفته‌است، این پیام را از طریق رشته و الیاف گرهی دیوارهٔ بین دو بطن و دیوارهٔ بطون و همچنین به کمک الیاف ماهیچه‌ای که برای انتقال پیام تخصصی شده‌اند، به سراسر بطون و نهایتاً به نوک پایین قلب منتقل می‌کند. اما سرعت هدایت پیام بافت دهلیزی-بطنی و الیاف گرهی دیوارهٔ بین دو بطن خیلی کم و در عوض سرعت انتشار پیام الیاف گرهی دیواره بطون خیلی زیاد است. اما چرا؟ اگر سرعت این سه قسمت با هم برابر بود، پیام بلافاصله سراسر دیواره بین دو بطن را فرامی‌گرفت (چون اول به دیوارهٔ میانی می‌رود و بعد از آنجا به سراسر بطن) و دیوارهٔ میانی زودتر از جاهای دیگر بطن منقبض می‌شد. ولی اکنون، درحین اینکه پیام در دیوارهٔ میانی منتشر می‌شود، به سرعت توسط الیاف دیوارهٔ بطن‌ها تمام بطن‌ها را فرامی‌گیرد و عملاً این تفاوت سرعت سبب می‌شود که پیام انقباض همزمان تمام بطن‌ها را فرابگیرد. این عمل کمتر از ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد و درنهایت موج QRS را در الکتروکاردیوگرام ایجادمی‌کند.

۲) انتشار موج استراحت در دهلیزها: همزمان با انقباض دهلیزها، چون بلافاصله بعد از انقباض، دهلیزها باید استراحت کنند، پس پیام استراحت در آن‌ها شروع به انتشار می‌کند. این پیام که اندکی بعد از شروع انقباض، آغاز می‌شود، به مدت کمتر از ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد (فاصله انتهای P تا Q) و هیچ موجی را در الکتروکاردیوگرام به وجودنمی آورد! چون قدرت موج انتشار انقباض بطون آن‌قدر زیاد است که این پیام کوچک در QRS گم می‌شود! به هر حال با پایان موج QRS استراحت دهلیزها شروع می‌شود.

حوادث قلب در انتهای دیاستول[ویرایش]

1) انقباض دهلیزها ---- وقوع از P تا پایان R (انقباض تغییری در الکتروکاردیوگرام ایجادنمی‌کند چون پیام الکتریکی منتقل نمی‌شود!)

2) انتشار پیام انقباض بطون ---- ایجاد موج QRSدر الکتروکاردیوگرام

۳) انتشار پیام استراحت دهلیزها ---- زیر موج پیام قوی انتشار انقباض بطون گم می‌شود!

۴)شنیدن صدای اول قلب

وضعیت دریچه‌ها[ویرایش]

سینی‌ها ---- بسته؛ تا خون واردشده به بطون از طریق این دریچه‌ها وارد سرخرگ‌ها نشود. لختی‌ها ---- باز؛ تا خون دهلیزها وارد بطون شوند.

مرحله سوم – انقباض بطن‌ها به مدت ۰/۳ ثانیه[ویرایش]

بلافاصله با انتشار پیام انقباض، بطون شروع به انقباض می‌کنند و خون را با فشار بالای سیستولی به سمت سرخرگ‌ها پمپ می‌کنند. این خون با فشار خود ازسویی دریچه‌های یک‌طرفهٔ لختی را – که فقط به سمت بطون باز می‌شوند- می‌بندد و باعث شنیده‌شدن صدای اول قلب می‌شوند. و از سوی دیگر با فشار، دریچه‌های سینی را – که فقط به سمت سرخرگ‌ها باز می‌شوند- باز می‌کند و وارد سرخرگ‌ها می‌شود. تمامی این مراحل در مدت زمان بسیار کوتاه و در موج S روی می‌دهند. هم‌چنین دهلیزها بعد از پایان انتشار پیام استراحتشان تا ۰/۷ ثانیه استراحت می‌کنند. در این مدت خون دوباره از بزرگ سیاهرگ‌های زیرین و زبرین وارد دهلیز راست می‌شود؛ اما به‌دلیل بسته‌بودن لختی‌ها خون نمی‌تواند وارد بطون شود و اندک اندک وارد دهلیزها می‌شود. (این رویه به مدت ۰/۳ ثانیه یعنی پایان انقباض بطنی ادامه می‌یابد.)

موارد روی‌داده در موج S[ویرایش]

۱) استراحت دهلیزها و انقباض بطون

۲) بسته‌شدن دریچه‌های لختی در اثر فشار خون ناشی از انقباض بطون

۳) بازشدن دریچه‌های سینی در اثر فشار خون ناشی از انقباض بطون

اما بعد از گذشت اندکی از انقباض بطون (فاصله S تا T) چون بطون بلافاصله بعد از انقباض (اتمام این ۰/۳ ثانیه) باید استراحت کنند، پیام استراحت آن‌ها منتشر می‌شود و موج T را در الکتروکاردیوگرام ثبت می‌کند. پس از اتمام این موج بطون نیز شروع به استراحت می‌کنند. پس استراحت عمومی قلب آغاز می‌شود، چون دهلیزها نیز ۰/۳ ثانیه است که استراحت خود را آغاز کرده‌اند. استراحت بطون باعث قطع فشار اعمال شده بر روی دریچه‌ها می‌شود؛ در نتیجه دریچه‌های سینی بسته‌می‌شوند و صدای دوم قلب را – که کوتاه‌تر و زیرتر است – به وجودمی‌آورد. از سویی دریچه‌های لختی که ۰/۳ ثانیه است که تحت تأثیر فشار خون موجود در دهلیزها هستند، از این موقعیت یعنی عدم فشار سیستولی استفاده می‌کنند و دریچه‌های لختی را در جهت بطون باز و شروع به پر کردن بطون می‌کنند.

نکته: حداکثر انقباض بطون، در ابتدای موج T انجام‌می‌شود.

نکته: زمان استراحت بطون ۰/۵ ثانیه و زمان استراحت دهلیزها ۰/۷ ثانیه می‌باشد.

نکته: بازشدن دریچه صدایی ایجادنمی‌کند.

حوادث قلب در سیستول[ویرایش]

۱) انقباض بطن به مدت ۰/۳ ثانیه --- فاصله S تا T

۲) استراحت دهلیزها

۳) شنیدن صدای دوم قلب

وضعیت دریچه‌ها[ویرایش]

۱) سینی ها--- ابتدا باز (در هنگام انقباض بطون) و بعد بسته (پس از اتمام انقباض بطون) ۲) لختی ها---- ابتدا بسته (در هنگام انقباض بطون) و بعد باز (پس از اتمام انقباض بطون)

سرخرگ‌های کرونری[ویرایش]

سرخ‌رگ‌های کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ، خون را خارج می‌سازند. شریان‌های کرونری از ابتدای آئورت منشأ می‌گیرند، بنابراین اولین شریان‌هایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌کنند. دو شریان کرونری (چپ وراست) نسبتاً کوچک‌اند و هرکدام فقط ۳ یا ۴ میلی‌متر قطر دارند.

این شریان‌های کرونری از روی سطح قلب عبورمی‌کنند و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریباً یک مسیر دایره‌ای را ایجادمی‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگ‌های خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده‌شد، آن‌ها فکرکردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریان‌های کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آن‌ها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود. از آن‌جایی که شریان‌های کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته‌باشد را شناسایی کرده‌اند. شریان‌های کرونری چپ دارای دو شاخهٔ اصلی می‌باشد که به آن‌ها به‌اصطلاح نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریان‌ها نیز به‌نوبهٔ خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.

این شریان‌ها، باعث خون‌رسانی به قسمت بیشتر عضلهٔ بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفهٔ آن، تلمبه‌کردن خون به تمام قسمت‌های بدن است. شریان‌های کرونری راست، معمولاً کوچک‌تراند و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خون‌رسانی می‌کند. وظیفهٔ بطن راست تلمبه‌کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریان‌های کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریان‌های بدن هستند اما فقط در یک چیز با آن‌ها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربان‌های قلب که قلب در حالت استراحت (ریلکس) قراردارد، خون دراین شریان‌ها جریان‌می‌یابد.

وقتی عضلهٔ قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازهٔ عبور خون به عضلهٔ قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای شبکهٔ مؤثری از رگ‌های باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن‌رسانی آن را به خوبی برآورده‌می‌کند. در بیماران سرخرگ‌های کرونری، سرخرگ‌های کرونری (سرخرگ‌های تاجی) تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازهٔ کافی محروم می‌گردند. در حالت استراحت، ممکن است مشکلی برای فرد ایجادنشود، ولی هنگامی‌که قلب ناچار باشد کار بیشتری انجام‌دهد و برای نمونه شخص بخواهد چند پله را بالا برود، سرخرگ‌های تاجی نمی‌توانند بر پایهٔ نیاز اکسیژن این عضلات، به آن‌ها خون و اکسیژن برسانند و لذا شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه (آنژین) می‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد از بین می‌رود. اگر یک سرخرگ تاجی به دلیل مسدودشدن آن با یک لخته خون، به‌طور کامل مسدود شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد، خواهد مرد (سکته قلبی).

بیماری‌های قلبی[ویرایش]

برگرفته از ویکی پدیا

دستگاه عصبی

تقسیم‌بندی دستگاه عصبی[ویرایش]

تقسیم‌بندی دستگاه عصبی معمولاً بر دو مبنای کالبدشناختی (آناتومیک) و کارکردی صورت می‌گیرد.

دیدگاه کالبدشناختی[ویرایش]

دستگاه عصبی را از دیدگاه کالبدشناختی به دو بخش تقسیم می‌نمایند، که عبارت‌اند از:

  • دستگاه عصبی مرکزی[۲]: از مغز و نخاع تشکیل گردیده‌است.
  • دستگاه عصبی محیطی[۳]: از۱۲ جفت رشته‌های عصبی مغزی و ۳۱ جفت رشته‌های عصبی نخاع تشکیل گردیده‌است که مغز و نخاع را به سایر قسمت‌های بدن ارتباط می‌دهند. دستگاه عصبی محیطی شامل دو بخش اصلی حسی و حرکتی است. بخش حسی اطلاعات اندام‌های حس را به دستگاه عصبی مرکزی هدایت می‌کند (حس پیکری و حس احشایی)، و بخش حرکتی ارسال پیام عصبی را به اندام‌های حرکتی بر عهده دارد و خود شامل دو دستگاه مستقل می‌شود: دستگاه عصبی پیکری و دستگاه عصبی خودمختار.[۱]

دیدگاه کارکردی[ویرایش]

از دیدگاه کارکردی سامانهٔ عصبی را به دو بخش تقسیم می‌نمایند:

وظیفه دستگاه عصبی[ویرایش]

سامانهٔ عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت پیامهای حواس، ترکیب داده‌ها واعمال حرکات. این فعالیت‌های عصبی به طور کلی در دو جهت انجام می‌گیرند: تنظیم فعالیت‌های درونی بدن و تنظیم موقعیت جانور نسبت به محیط اطراف. البته در اغلب موارد، هر دو نوع تنظیم عصبی داخلی و خارجی با هم کار می‌کنند.[۱] دریافت حواس هنگامی اتفاق می‌افتد که بدن از راه نورون‌ها، گلیا و سیناپس‌ها به گردآوری اطلاعات و داده‌ها می‌پردازد. دستگاه عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپس‌هایی پایه ریزی می‌گردد که سلول‌ها را به یکدیگر یا به مراکز سراسری و یا به دیگر نورونها متصل می‌کنند. کارکرد این نورونها بر پایه تحریک و بازدارندگی است. روش ارتباط میان سلولهای عصبی است که تعیین کننده کارکرد آنها می‌باشد.

رشته‌های عصبی آوران محرک‌های عصبی را از گیرنده‌های حسی به مغز و نخاع هدایت می‌کنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب داده‌ها و فقط درمغز صورت می‌پذیرد. پس از پردازش اطلاعات درمغز، فرمان‌های عصبی ازطریق مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و اندامها هدایت می‌شوند که به این فرایند اعمال حرکت گفته می‌شود. سلول‌های گلیا داخل بافت عصبی یافت می‌شوند و قابل تحریک نیستند.

جنین‌شناسی دستگاه عصبی[ویرایش]

در هفته سوم پس از لقاح، در ناحیه پشتی جنین، نوار طولی از اکتودرم ظاهر شده که دارای دو پایانه سری و دمی می‌باشد، این صفحه، صفحه عصبی گفته می‌شود، از آنجایی که رشد اطراف صفحه بیش از نواحی مرکزی آن می‌باشد پس از مدتی صفحه بصورت ناودان مانند موسوم به ناودان عصبی و با ادامه روند رشد، سرانجام بصورت لوله در امده که به آن لوله عصبی گفته می‌شود.

دستگاه عصبی مرکزی[ویرایش]

نمایی کلی از دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع

دستگاه عصبی مرکزی از دو قسمت مغز و نخاع (medulla spinalis) تشکیل شده‌است. مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و توسط کپسولی استخوانی محافظت می‌شود. نخاع نیز در داخل حفره نخاعی جای دارد و توسط ستون مهره‌ها حمایت می‌شود. هم مغز و هم نخاع در داخل پوششی بنام مننژ قرار دارند و مایع مغزی نخاعی نیز فضای بین این اعضا و مننژ را پر کرده است[۶].

دستگاه عصبی مرکزی از دو بخش ماده سفید و خاکستری تشکیل یافته‌است. ماده خاکستری حاوی سلول‌های عصبی و قسمت ابتدایی زواید آنها است و ماده سفید حاوی الیاف عصبی است.

مغز[ویرایش]

نوشتار اصلی: مغز


مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و از راه سوراخ ماگنوم به نخاع متصل می‌شود. قسمت پایینی مغز را که به طناب نخاعی متصل می‌شود را بنام ساقه مغز (Brain Stem) می‌شناسند و قسمت جلویی مغز را پیشامغز (پروزانسفالون) (Prosencephalon) می‌نامند[۶].

در رویان ۵ هفته‌ای پیشامغز از دو قسمت تشکیل شده‌است: تلانسفال (Telencephalon) و دیانسفال(Diencephalon). تلانسفال که نیمکره‌های مغزی را می‌سازد و دیانسفال که چشم‌ها، هیپوفیز، تالاموس، هیپوتالاموس و اپی فیز (جسم پینه آل) را می‌سازد[۷].

ساقه مغز از دو تشکیل شده‌است: مغز میانی (مزانسفالون Mesencephalon) و مغز پسین (رومبانسفالون Rhombencephalon).

نمای از تمایز دستکاه عصبی مرکزی در دوران جنینی

رومبانسفالون نیز از دو بخش تشکیل شده‌است: متانسفالون (Metencephalon) که در آینده پل مغز (Pons) و مخچه (Cerebellum) از آن منشا می‌گیرد و میلانسفالون (Myelencephalon) که در آینده پیاز مغز (Medulla oblongata) را می‌سازد[۷].

  • وزن مغز: وزن مغز در انسان‌ها بطور متوسط بین ۱۲۵۰ تا ۱۶۰۰ گرم می‌باشد. وزن مغز با وزن بدن نیز ارتباط دارد و معمولاً افراد سنگین وزن تر دارای وزن مغز بیشتری می‌باشند. متوسط وزن مغز در مردان ۱۳۵۰ گرم و در زنان ۱۲۵۰ گرم می‌باشد. در سن ۲۰ سالگی وزن مغز به حداکثر میزان خود می‌رسد. در سنین پیری وزن مغز به علت آتروفی وابسته به سن کاهش می‌یابد. باید توجه داشت که میزان وزن مغز افراد با میزان هوش آنها ارتباطی ندارد[۶].
برش عرضی از نخاع

نخاع[ویرایش]


نخاع درون ستون مهره‌ها از پیاز مغز تا کنار پایینی اولین مهره کمری امتداد دارد و مغز را به دستگاه عصبی محیطی متصل می‌کند. نخاع در کودکان بلند تر بوده و تا کنار بالایی سومین مهره کمری امتداد دارد. نخاع علاوه بر انتقال اطلاعات حسی به مغز و پیام‌های عصبی به ماهیچه‌ها، مرکز برخی از انعکاس‌های بدن است. انعکاس، پاسخ ناگهانی و غیر ارادی ماهیچه‌ها در پاسخ به محرک‌هاست.

۳۱ جفت عصب نخاعی به نخاع متصل است. هر عصب شامل یک ریشهٔ پشتی و یک ریشهٔ شکمی است. ریشه‌های پشتی محتوی نورون‌های حسی‌اند که اطلاعات را از گیرنده‌های حسی به دستگاه عصبی مرکزی انتقال می‌دهند. ریشه‌های شکمی محتوی نورون‌های حرکتی اند که پاسخ حرکتی را از دستگاه عصبی مرکزی به ماهیچه‌ها و غده‌ها منتقل می‌کنند.

در برش عرضی نخاع دو بخش دیده می‌شود: بخشی در وسط که از جنس مادهٔ خاکستری است و شامل جسم سلولی نورون‌هاست، و بخشی از جنس مادهٔ سفید که محتوی آکسون و دندریت نورون‌هاست و بخش خاکستری را دربر گرفته‌است. همچنین در بخش خاکستری نخاع، نورون‌های رابط وجود دارند که باعث ارتباط نورون‌ها با یک‌دیگر می‌شوند.[۱]

محافظت از دستگاه عصبی مرکزی[ویرایش]

لایه‌های مننژ

دستگاه عصبی مرکزی پستانداران به چند روش محافظت می‌شود. نخستین عامل، استخوان‌های جمجمه و ستون مهره‌ها هستند که جعبه‌ای محکم و استخوانی برای محافظت از مغز و نخاع به وجود می‌آورند. افزون بر آن، مغز و نخاع را پرده‌ای سه‌لایه‌ای به نام مننژمی‌پوشاند. پردهٔ بیرونی مننژ از نوع بافت پیوندی محکم است و سخت‌شامه نام دارد. در زیر آن لایهٔ عنکبوتیه قرار دارد، و لایهٔ درونی مننژ نرم‌شامه است که دارای مویرگ‌های خونی فراوان است و بافت مغزی را تغذیه می‌کند. میان لایهٔ عنکبوتیه و نرم‌شامه فضایی هست که از مایعی به نام مایع مغزی نخاعی پر شده‌است و نقش ضربه‌گیر را دارد.

هم‌چنین، سلول‌های پوششی دیوارهٔ مویرگ‌های مغزی، فاقد منافذی هستند که در سایر بافت‌ها دیده می‌شود. در نتیجه بسیاری از مواد که در متابولیسم سلول‌های مغز نقشی ندارند و نیز میکروب‌ها معمولاً نمی‌توانند وارد مغز شوند. به این عامل حفاظت‌کننده سد خونی مغزی می‌گویند[۱].نورون‌های دستگاه عصبی مرکزی بوسیله انواعی از سلول‌های غیر قابل تحریک که نوروگلی نامیده می‌شوند حمایت می‌شوند[۸].

نوروگلی[ویرایش]

نوشتار اصلی: نوروگلی


این دسته از سلول‌ها وظیفه حمایت از سلول‌های عصبی یا همان نورون‌ها را بر عهده دارند و غیر عصبی هستند. گرچه این سلول‌ها کوچکتر از نورون‌ها هستند ولی از لحاظ تعداد ۵ تا ۱۰ برابر نورون‌ها هستند به طوری که نصف حجم مغز و نخاع را شامل می‌شوند. این سلول‌ها به ۴ دسته کلی تقسیم می‌شوند[۸]:

دستگاه عصبی محیطی[ویرایش]

نوشتار اصلی: دستگاه عصبی محیطی


دستگاه اعصاب محیطی از اعصاب مغزی (Cranial nerves)، اعصاب نخاعی (Spinal nerves) و عقدههای مربوط به آنها تشکیل شده‌است.

اعصاب مغزی[ویرایش]

ساقه مغز جایی است که اکثر اعصاب مغزی از آنجا منشا می‌گیرد و عددهای یونانی نشان دهنده شماره زوج‌های جدا شده‌است

اعصاب مغزی ۱۲ جفت می‌باشند. اگرچه دو جفت اول را نمی‌توان واقعاً جزئی از دستگاه اعصاب محیطی به‌شمار آورد. تا هفته چهارم تکامل جنینی هسته‌های همه ۱۲ عصب مغزی تشکیل شده‌اند. همه اعصاب مغزی بجز عصب بویایی و عصب بینایی از ساقه مغز منشا می‌گیرند[۷]. لیست اعصاب مغزی به شرح زیر می‌باشد[۶]:

اعصاب نخاعی[ویرایش]

در انسان ها ۳۱ جفت عصب نخاعی وجود دارد که از راه سوراخ‌های بین مهره ای ستون مهره‌ها بیرون می‌آیند. اعصاب نخاعی به صورت زیر تقسیم بندی و نامگذاری می‌کنند:

  • اعصاب گردنی (cervical nerves): این اعصاب ۸ جفت هستند که از C۱ تا C۸ نامگذاری شده‌اند. اولین زوج از بین استخوان پس‌سری (occipital bone) و مهره اطلس خارج می‌شود[۶].
  • اعصاب سینه‌ای (thoracic nerves): این اعصاب ۱۲ جفت می‌باشند که از T۱ تا T۱۲ نامگذاری شده‌اند.
  • اعصاب کمری (lumbar nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از L۱ شماره تا L۵ نامگذاری شده‌اند.
  • اعصاب خاجی (sacral nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از S۱ تا S۵ نامگذاری می‌شوند.
  • یک جفت عصب دنبالچه‌ای (کوکسیژیال، Coccygeal) که از بین مهره اول و دوم دنبالچه‌ای خارج می‌شود.

هر عصب نخاعی توسط دو ریشه به نخاع متصل است: ریشه پیشین (Anterior root) و ریشه پسین (Posterior root). ریشه‌های پیشین و پسین پس از خروج از طناب نخاعی به طرف سوراخ بین مهره‌ای خود رفته و به هم متصل می‌شوند و تشکیل عصب نخاعی را می‌دهند. ریشه پیشین حاوی الیاف وابران (Efferent fibers) است در حالی که ریشه پسین حاوی الیاف آوران (Afferent fibers) است. ازآنجا که الیاف آوران، اطلاعاتی از قبیل حس لامسه، درد، حرارت و ارتعاش را منتقل می‌کنند به آنهاالیاف حسی (Sensory fibers) هم می‌گویند. عصب نخاعی پس از گذشتن از سوراخ بین مهره‌ای به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه بزرگ پیشین (Anterior ramus) و شاخه بزرگ پسین (Posterior ramus). این شاخه‌ها هم الیاف حسی و هم الیاف حرکتی دارند. شاخه‌های پیشین در ابتدای اندام مربوطه به هم می‌پیوندند و شبکه عصبی را در همان طرف اندام ایجاد می‌کنند. شبکه گردنی و شبکه بازویی در ابتدای اندام فوقانی شکل می‌گیرند و شبکه کمری و شبکه خاجی یا شبکه ساکرال (Sacral Plexus) در ابتدای اندام تحتانی ایجاد می‌شوند.

ارتباطات ماهواره ای

ارتباطات ماهواره‌اي، نوعي از ارتباطات راه دور است؛ كه از طريق اقمار مصنوعي ارتباطي صورت مي‌پذيرد.[1]

از اواخر قرن نوزدهم، به‌دنبال نخستين آزمايش‌هاي موفقيّت‌آميز "ماركني"، ارتباطات راديويي در انتقال پيام‌هاي فردي و انتشار برنامه‌هاي سخن‌پراكني، اهميّت روزافزوني پيدا كرده و در تمام زمينه‌ها با ارتباطات از طريق سيم، به رقابت پرداختند. اين‌گونه از ارتباطات در مسير تكامل خود، به‌نوعي ديگر از ارتباط از طريق امواج راديويي، به‌نام ارتباط ماهواره‌اي دست يافت.

ايده‌ي اوليه استفاده از ماهواره براي ارتباط مخابراتي بين دو نقطه از كره زمين، اولين‌بار در سال 1945 توسط يك نويسنده بريتانيايي به‌نام "آرتورسي كلارك" مطرح شد.

به‌علت محدوديّت‌هاي فن‌آوري، علمي شدن اين نظريه تا اواخر دهه‌ي 50 يعني 1957 طول كشيد و در اين سال، اوّلين ماهواره ساخت بشر، به‌نام "اسپوتنيك" توسط دانشمندان روسي ساخته و به فضا پرتاب شد.

ارسال ماهواره توسط شوروي، آمريكا را در يك شوك علمي و سياسي فرو برد و اين كشور نيز در پي تلاش‌هاي گوناگون در 31 ژانويه 1958 اوّلين ماهواره خود به‌نام "اكسپلورر 1" را به فضا پرتاب كرد. سال 1962 نيز شاهد پرتاب شدن ماهوارهآمريكايي "تله استار" با امكان ارسال برنامه‌هاي زنده تلويزيوني به فضا بود. آمريكا در سال 1963 و 1964 نيز ماهواره‌هاي "سينكام" را كه از نوع ماهواره‌هاي ثابت بودند، راهي مدار زميني كرد.

ايده‌ي اوليه استفاده از ماهواره براي ارتباط مخابراتي بين دو نقطه از كره زمين، اولين‌بار در سال 1945 توسط يك نويسنده بريتانيايي به‌نام "آرتورسي كلارك" مطرح شد.

سازمان‌هاي بين‌المللي ماهواره‌اي

پيشرفت اين فن‌آوري، به‌قدري سريع بود، كه در سال 1964، سازمان بين‌المللي مخابرات ماهواره‌اي (اينتلست) با شركت 139 كشور عضو تشكيل شد و مسؤليت طراحي، ساخت و پرتاب ماهواره‌ها را در سه ناحيه اقيانوس هند، اطلس و آرام به‌عهده گرفت.

هدف از تشكيل اين سازمان برقراري ارتباطات بين‌المللي كشورها از طريق ماهواره بود.

در حال حاضر اين سازمان حدود 20 ماهواره فعّال داشته و ارتباطات بيش از 170 كشور جهان را با يكديگر برقرار مي‌كند. با گسترش استفاده از ماهواره به‌تدريج سازمان‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي ديگري مانند "اينتراسپوتنيك"، "يوتلست"، "اينمارست"، "عربست" و "پان ام ست" نيز تشكيل شد و همراه توسعه كمّي خدمات تلفن در سطح جهان، خدمات جديدي از قبيل پخش برنامه‌هاي تلويزيوني، ويديو كنفرانس، آموزش از راه دور، ‌پزشكي از راه دور، اينترنت، ديتا و ... به‌وجود آمد.[2]

در ميان خدمات مختلف ماهواره‌اي پخش برنامه‌هاي تلويزيوني از طريق ماهواره، با پرتاب ماهواره‌ي "ارلي بيردن" در ماه مه 1965 آغاز شد. دومين برنامه ماهواره‌هاي تلويزيوني بين‌المللي در اكتبر 1966 و نوامبر 1967 اجرا شد؛ كه در اين برنامه، چهار ماهواره به فضا فرستاده شد؛ كه يك مورد آن با شكست روبرو شد. در سال 1968 نيز سوّمين برنامه پرتاب اينماهواره‌ها انجام گرفت. در سال 1969 تا سال 1972 چهارمين برنامه پرتاب ماهواره‌هاي پخش برنامه تلويزيوني با افزايش تعداد كانال‌ها به 12 كانال تلويزيوني، دنبال شد و در سال 1978 نيز پنجمين مرحله از اين دست پرتاب‌ها انجام شد.[3]

ارتباطات ماهواره اي چيست؟

انواع ماهواره‌ها

گسترش ارتباطات راه دور در جهان كنوني، كه به اختراع ماهواره‌هاي ارتباطي با استفاده از انقلاب الكتروني انجاميد، بشريّت را به عصر فراواني بيش از پيش اطلاعات و ارتباطات وارد ساخت و مسايل پيچيده‌اي را در صحنه روابط بين‌الملل ايجاد كرد. اين نوع از ارتباطات كه با بهره‌گيري از اقمار مصنوعي پرتاب شده به مدار زمين صورت مي‌پذيرد، توسط دو نوع كلّي از ماهواره‌ها انجام مي‌شود:

1.    ماهواره‌هاي فعال؛ اين‌گونه از ماهواره‌ها، داراي فرستنده و گيرنده هستند و قادرند پيام‌هاي دريافتي را با موج ديگري مجددا به‌سوي كره زمين ارسال نمايند. اين ماهواره‌ها مجهّز به ترانسپوندرهايي هستند كه سيگنال‌هاي دريافتي از زمين را تقويت كرده و فركانس آن‌را تغيير مي‌دهند و احتمالاً با مدولاسيون و يا پلاريزاسيون جديدي به سطح زمين مي‌فرستند.

2.     ماهواره‌هاي غيرفعال؛ اين دسته از ماهواره‌ها از خود انرژي نداشته و كار آن‌ها صرفاً انعكاس امواج ارسالي از زمين به‌سوي كره زمين است. منعكس كننده‌هاي غيرفعال در مقابل سيگنال‌هاي با قدرت متفاوت و فركانس‌هاي مختلف و غيرفعال بوده و نيازمند آنتن بسيار بزرگ و فرستنده بسيار پرقدرت زميني مي‌باشند. اين‌گونه از ماهواره‌ها در يك‌جا ثابت نبوده و به سادگي رديابي نمي‌شوند.[4]

كاربردهاي ماهواره‌هاي ارتباطي

ماهواره‌هاي ارتباطي از لحاظ كاربرد‌هاي آن‌ها به سه نوع، طبقه‌بندي مي‌شوند:

1. ماهواره‌هاي ارتباطي نقطه به نقطه؛ اين نوع ماهواره فقط پيام را از يك فرستنده نيرومند، به يك دستگاه گيرنده نيرومند مي‌رساند تا از آن‌جا براي استفاده عمومي پخش شود. مهم‌ترين موارد استفاده اين قبيل ماهواره‌ها عبارتند از: توسعه ارتباطات تلفني و تلگرافي، انتقال صفحات روزنامه‌ها، تقويت فرستنده‌هاي راديويي و تقويت فرستنده‌هاي تلويزيوني.

2. ماهواره‌هاي توزيع‌كننده؛ اين دسته از ماهواره‌ها، برنامه‌هاي تلويزيون را به‌طور مستقيم از فرستنده اصلي به فرستنده‌هاي محلّي منتقل مي‌كنند. ماهواره‌هاي مولينا و ارلي برد كه توسط شوروي و آمريكا به فضا فرستاده شدند، از اين قبيل هستند.

3. ماهواره‌هاي پخش غيرمستقيم؛ اين‌گونه از ماهواره‌ها برنامه‌هاي تلويزيوني را در سراسر جهان، مستقيماً از فرستنده‌ها به دستگاه‌هاي گيرنده شخصي مي‌رسانند.[5]

پيشرفت اين فن‌آوري، به‌قدري سريع بود، كه در سال 1964، سازمان بين‌المللي مخابرات ماهواره‌اي (اينتلست) با شركت 139 كشور عضو تشكيل شد و مسؤليت طراحي، ساخت و پرتاب ماهواره‌ها را در سه ناحيه اقيانوس هند، اطلس و آرام به‌عهده گرفت.

انواع ماهواره‌هاي ارتباطي از نظر استقرار و گردش

ماهواره‌هاي ارتباطي از جهت چگونگي استقرار و گردش آن‌ها در اطراف كره زمين به ماهواره‌هاي ثابت و مداري تقسيم مي‌شوند:

1. ماهواره‌هاي ثابت؛ ماهواره‌هايي كه با موشك‌هاي پرتاب‌كننده بسيار نيرومند در مدارهاي استوايي زميني قرار داده مي‌شود و در فضا وضع ثابتي پيدا مي‌كنند.

2. ماهواره‌هاي مداري؛ ماهواره‌هايي كه در مدارهاي بيضي شكل در فضا حركت كرده و معمولاً هر 12 ساعت يكبار در بالاي مناطق معين قرار مي‌گيرند.[6]

پوشش ماهواره

سطح زير پوشش ماهواره از مهم‌ترين مسائل، در طراحي سيستم‌هاي ماهواره‌اي به‌شمار مي‌رود. براي سطح پوششماهواره‌ها، چند نوع پوشش ممكن براي ماهواره‌هاي ثابت مي‌توان در نظر گرفت:

1.    پوشش عمومي؛ سطح پوشش مفيد در اين حالت برابر 195 ميليون كيلومتر مربع است.

2.    پوشش منطقه‌اي؛ سطح زير پوشش آن از پوشش عمومي كمتر است.

3.    پوشش نيم‌كره‌اي؛ بخشي از كره زمين(معمولاً نيم‌كره را شامل مي‌شود) را پوشش مي‌دهد.

4.    پوشش نقطه‌اي؛ پوشش فقط بر روي يك كشور و يا يك نقطه خاص متمركز مي‌شود.

5.    پوشش شكل داده شده؛ در اين حالت، پرتو تشعشعي آنتن، براي زير پوشش قرار دادن كشور يا محلي مشخص، به شكل همان كشور يا منطقه خواهد بود و حتي مي‌تواند يك كشور را از پوشش خود خارج كند.[7]

ارتباطات ماهواره اي چيست؟

سرويس‌هاي ماهواره‌اي

انواع خدمات اصلي كه توسط اتحاديه بين‌الملل ارتباطات IIU براي ماهواره‌ها در نظر گرفته شده است را مي‌توان به اين‌صورت بيان كرد:

1. سرويس ارتباط ثابت ماهواره‌اي؛ ارتباط راديويي بين ايستگاه‌هاي زميني در نقاط مشخص و معيّن از طريق يک يا چند ماهواره صورت مي‌گيرد؛

2. سرويس ارتباط سيار ماهواره‌اي؛ بين ايستگاه‌هاي زميني سيّار با يک يا چند ايستگاه فضايي سيّار يا بين ايستگاه‌هاي فضايي سيّار از اين سرويس استفاده مي‌کنند.

3. سرويس ماهواره‌اي پخش راديو و تلويزيون؛ در سرويس ارتباط راديويي، سيگنال صوتي يا تلويزيوني از ايستگاه‌هاي فضايي به‌طور مستقيم براي استفاده عمومي ارسال مي‌شود و در واقع، عموم مردم مي‌توانند با يک آنتن بسيار کوچک، سيگنال راديو و تلويزيون را از ماهواره به‌طور مستقيم دريافت کنند.

4. سرويس ماهواره‌اي تعيين محل ايستگاه‌هاي فرستنده؛ اين سرويس، سرويس ارتباط راديويي براي تعيين ايستگاه‌هاي فرستنده راديويي مي‌باشد.

5. سرويس هدابت راديويي ماهواره‌اي؛ اين نوع سرويس، سرويس ارتباط راديويي براي ارتباطات هدايت ايستگاه‌هاي سيار، مانند کشتي و هواپيما مي‌باشد.

6. سرويس زمين‌شناسي ماهواره‌اي؛ سرويس ارتباط راديويي است، که در آن گيرنده‌هاي حسّاس و غير فعّال رويماهواره‌ها، اطلاعات مربوط به مشخصات و پديده‌هاي غير طبيعي زميني را جمع‌آوري مي‌کنند.

7. سرويس ماهواره‌اي GPS؛ سرويس ارتباط راديويي براي هماهنگ کردن و استاندارد نگه‌داشتن فرکانس و وقت در نقاط مختلف جهام و سنکرون کردن سيستم‌ها با دقت بسيار زياد مي‌باشد.

8. سرويس ماهواره‌اي ارتباطات آماتوري؛ نوعي سرويس ارتباط راديويي براي ايستگاه‌هاي فضايي است که به‌منظور خودآموزي ارتباطات داخلي براي بررسي‌ها و مطالعات فنّي؛ که توسط افراد آماتور صورت مي‌گيرد، به اين نام، نام‌گذاري شده است.[8]

انواع لينك ماهواره‌اي

1. فضا–زميني؛ ماهواره، اطلاعات را از اطراف گرفته و توسط اطلاعات موجود در داخل خود به پايانه‌هاي روي زمين رله مي‌كند.

2. فضا-فضا؛ در اين حالت، دو يا چند ماهواره در فضاي بين خود، ارتباط برقرار مي‌كنند.

3.  زمين-فضا-زمين: در اين حالت دو يا چند ايستگاه مستقر در سطح زمين مي‌توانند از طريق ماهواره با يكديگر در ارتباط باشند.[9]

سرويس زمين‌شناسي ماهواره‌اي؛ سرويس ارتباط راديويي است، که در آن گيرنده‌هاي حسّاس و غير فعّال روي ماهواره‌ها، اطلاعات مربوط به مشخصات و پديده‌هاي غير طبيعي زميني را جمع‌آوري مي‌کنند.

نظريات آزادي پخش و ماهواره‌ها

در تاريخ ارتباطات نسبت به آزادي پخش و آزادي فضا سه نظريه مطرح شده است.

1)  حاکميت دولت‌ها بر فضا؛ بر اساس نظريه قديمي اين عرصه، فضا تحت حاكميت دولت‌هاست و پخش امواج راديويي بايد تحت حاكميت آن‌ها باشد.

2)  نظريه آزادي مطلق؛ بر‌اساس اين نظريه فضاي ماوراي جوّ آزاد است و پخش امواج، به‌طور كلي آزاد مي‌باشد و تحت حاكميّت هيچ كشوري نيست.

3) نظريه تجديد حاكميت؛ اشعار مي‌دارد كه دولت‌ها مي‌توانند براي تجديد امواج راديويي و تلويزيوني مقرراتي وضع كنند.[10]

پي نوشت ها:

[1]. معتمدنژاد، كاظم؛ وسايل ارتباط جمعي، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1385، چاپ پنجم، جلد اول، ص242.

[2]. معتمدنژاد، كاظم؛ ص242 و 243 و كيا، علي‌اصغر؛ نگاهي بر فن‌آوري ماهواره‌هاي پخش مستقيم، فصلنامه پژوهش و سنجش، ش30 و 31، 1381، ص422 و 423 و ايزدي، محمد؛ نگاهي اجمالي بر پروژه ماهواره ملي زهره، فصلنامه پژوهش و سنجش، ش30 و 31، 1381، ص445.

[3]. معتمدنژاد، كاظم؛ ص248.

[4]. كيا، علي‌اصغر؛ ص425 و 426 و زورق، محمدحسن، ارتباطات و آگاهي، تهران، دانشكده صدا و سيما، 1386، چاپ اول، جلد اول، ص139.

[5]. معتمدنژاد، كاظم؛ ص243 و 244 و 245.

[6]. كيا، علي‌اصغر؛ ص429.

[7]. كرامتخواه، محمدناصر؛ اجمالي براي ارتباطات ماهواره‌اي، مقاله پژوهش و سنجش، ش30 و 31، سال، ص385.

[8]. همان، ص387 و 388.

[9]. كيا، علي‌اصغر؛ ص424 و 425.

[10]. رهبر، مريم؛ آزادي اطلاعات و ارتباطات در حقوق بين‌الملل، تهران، ابوعطا، 1381، ‌چاپ اول، ص58.


ماهواره ها

ماهواره ها

ماهواره ها

از اواسط قرن بیستم، هزاران قمر مصنوعی در اطراف سیاره‌ی ما یا در مدارهای بیضی شکل بزرگ‌تری به گردش در آمده‌اند. قمرهای بزرگ‌تر را که روی مداری نزدیک به زمین در ارتفاع 200 تا 500 کیلومتری حرکت می‌کنند، پیش از طلوع آفتاب یا هنگام غروب خورشید با چشم غیرمسلح می‌توان دید. در چنین مواقعی، که ما روی زمین هنوز در تاریکی هستیم یا به سوی تاریکی می‌رویم نور خورشید به آنها می‌تابد و مشاهده آنها را ممکن می‌سازد. پرتاب اولین قمر مصنوعی به فضا تحول بزرگی در جهان به وجود آورد. ارسال آن ماهواره‌ی کوچک، اولین گام انسان در جهت دستیابی به فضا بوده است.

 

1ـ ماهواره چیست؟

واژه‌ی انگلیسی «Satellite» از کلمه‌ی لاتین Satelles به معنی همراه، دنباله‌رو یا محافظ شخصی گرفته شده است و در حقیقت ریشه‌ای اتروریایی دارد. بر اساس آثار تاریخی به جا مانده، «تارکینیوس سوپربوس» (510-534 پیش از میلاد) آخرین امپراطور روم، که اصلیت «اتروریایی» داشت همیشه با محافظی شخصی همراه بود. این مفهوم از قرن هفدهم میلادی در علم کیهان‌شناسی کاربرد داشته است.

ماهواره محفظه‌ای فلزی به شکل کره، استوا یا مخروط است. پوشش فلزی ماهواره‌ها باید بسیار مقاوم باشد، زیرا این وسیله نوسانات حرارتی شدیدی را باید تحمل کند. اگر ماهواره در سایه‌ی زمین قرار گیرد، چنان سرد می‌شود که قطعاتش به صدا در می‌آیند و بر عکس در برابر خورشید بدنه‌ی فلزی آن به شدت گرم می‌شود. بنابر این همیشه این خطر وجود دارد که ابزارهای موجود در ماهواره بیش از حد گرم یا چنان سرد شوند که از کار بیفتند.

چون در فضا هوا وجود ندارد، تنظم دما به شیوه‌ی تبادل حرارتی با محیط ممکن نیست، اما به شیوه‌ی تابشی می‌توان مقدار دما را تغییر داد. به همین دلیل ماهواره‌ها را با موادی می‌پوشانند که عایق حرارتی باشند و پرتوهای رسیده را منعکس کنند. هر چه ارتفاع مدار حرکت ماهواره از زمین بیش‌تر باشد، ماهواره تا مدت طولانی‌تری در مدار باقی می‌ماند. اما عوامل گوناگونی سبب می‌شوند که ماهواره به تدریج متوقف شود و در نهایت بر اثر عبور از لایه‌های ضخیم‌تر جو و اصطکاک با آنها کاملاً بسوزد و از میان برود.

برای آنکه بتوان ماهواره را در مدار ثابتی نگه داشت و در صورت لزوم، محل آن را تغییر داد تجهیزاتی ویژه‌ی اصلاح جهت و مکان‌یابی ماهواره‌ها ساخته شده است. به علاوه، در ماهواره‌های جدید یک دستگاه تأمین‌کننده‌ی انرژی وجود دارد که به وسیله‌ی یک فرستنده‌ی رادیویی از روی زمین هدایت می‌شود و همیشه فعال است.

قسمت اعظم این دستگاه از باتری‌ها و مولدهای خورشیدی تشکیل شده است که انرژی لازم را از نور خورشید می‌گیرند. سلول‌های خورشیدی روی بال‌هایی قرار می‌گیرند که در طرفین ماهواره نصب شده‌اند. به این بال‌ها،

«پانل‌های خورشیدی» می‌گویند. هر چه این پانل‌ها بزرگ‌تر باشند، انرژی الکتریکی بیش‌تری فراهم می‌شود. برای بعضی از مأموریت‌های دراز مدت که محل انجام آنها از زمین بسیار دور است، باتری‌های کوچک اتمی نیز در نظر گرفته می‌شود.

سرعت حرکت ماهواره‌ها به فاصله‌ی آنها از زمین بستگی دارد. هر چه ارتفاع مداری که ماهواره بر آن حرکت می‌کند بیشتر باشد، سرعت آن نیز بیشتر است. سریع‌ترین ماهواره تقریباً هر 90 دقیقه یک بار زمین را دور می‌زند. سرعت این ماهوارهحدود 9/7 کیلومتر بر ثانیه است. این نمونه‌ی فوق‌العاده روی مداری در ارتفاع 36000 کیلومتری و بر فراز استوا حرکت می‌کند. همچنین ما به ماهواره‌هایی نیاز داریم که هر 24 ساعت یک بار زمین را دور بزنند. یعنی همان زمانی که زمین نیز یک بار دور خود می‌گردد. کسی که از زمین به آسمان نگاه می‌کند، این گونه ماهواره‌ها را همیشه در جای ثابتی می‌بیند.

 

ماهواره ها

 

2ـ ماهواره‌ها چه وظایفی دارند؟

 ماهواره‌ها را بر اساس کارآیی آنها می‌توان به سه گروه تقسیم کرد :

  • گروه نخست تعداد زیادی از ماهواره‌های کاربردی و خدماتی، مثل ماهواره‌های ویژه‌ی راهبری و هدایت کشتی‌ها و هواپیماها، ماهواره‌های هواشناسی، ماهواره‌های نقشه‌برداری (دیده‌بانی) و مهم‌تر از همه ماهواره‌های مخابراتی را در بر می‌گیرد. این ماهواره‌ها برای مثال مکان‌یابی دقیق کشتی‌ها در دریاها را به طور مستقیم انجام می‌دهند. در پیش‌بینی زود هنگام هوای نامساعد و توفانی کمک می‌کنند. اطلاعات مربوط به بلایای طبیعی و فجایع در شُرف وقوع یا جاری را به سراسر جهان انتقال می‌دهند و این امکان را برای ما فراهم می‌کنند که بتوانیم با شخصی در قاره‌ای دیگر مکالمه‌ی تلفنی داشته باشیم. داده‌های اینترنتی را دریافت کنیم. یا برنامه‌های تلویزیونی آن سوی جهان را ببینیم.
  • تعداد ماهواره‌های علمی ـ پژوهشی که نقش مهمی در راه شناخت کره‌ی زمین و همه‌ی جهان ایفا می‌کنند کم‌تر ازماهواره‌های گروه نخست نیست. در این گروه ماهواره‌های اندازه‌گیری و تحقیقاتی قرار دارند که برای بررسی جو زمین (اتمسفر) و یون ـ کره (یونسفر) در نظر گرفته شده‌اند. این ماهوراه‌ها میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی اطراف زمین و پرتوهایی را بررسی می‌کنند که از خورشید یا دیگر اجرام آسمانی دوردست سرچشمه می‌گیرند. بسیاری از ماهواره‌های علمی نیز با آزمایش‌هایی که در فضای خارج از زمین انجام می‌دهند سهم مهمی در پیشرفت علوم پزشکی و زیست‌شناسی ایفا می‌کنند.
  • گروه سوم، ماهواره‌های نظامی یا به عبارتی ماهواره‌های امنیتی و جاسوسی را در بر می‌گیرد. بسیاری از کشورها با استفاده از اطلاعات این گونه ماهواره‌ها از تحرکات نظامی کشورهای دیگر آگاه می‌شوند و خود را برای مقابله آماده می‌سازند.

 

ماهواره ها

 

3ـ ماهواره‌ها چگونه به فضا می‌روند؟

برای اینکه جسمی از حوزه‌ی جاذبه‌ی زمین خارج و به فضا پرتاب شود، باید شتابی بیش‌تر از شتاب جاذبه‌ی زمین داشته باشد و برای رسیدن به چنین شتابی باید انرژی مصرف کرد. در حرکت اجسام پرتابی، قانون کنش و واکنش نیوتن صادق است. طبق این قانون هر عملی یک عکس‌العمل دارد، که اندازه‌ی آن با اندازه‌ی عمل برابر است و جهت آن مخالف جهت عمل می‌باشد. یک توپ جنگی که گلوله‌ای را پرتاب می‌کند خودش به جهت مقابل یعنی به عقب رانده می‌شود. اگر بادکنکی را پر از باد کنید و آن را رها سازید، چون فشار داخل بادکنک بیش از فشار محیط است، هوا به سرعت از آن خارج می‌‌شود و بادکنک نیز در جهت مخالف خروج هوا به حرکت در می‌آید. در محفظه‌ی احتراق موشک نیز همین اتفاق رخ می‌دهد. البته در آنجا عملیات به وسیله‌ی یک خروجی گاز و تجهیزات دیگر کنترل و تنظیم می‌شود. بادکنک رها شده، بی‌هدف و به این سو و آن سو می‌رود. اما شکل لوله‌ی خروجی گاز در موشک به گونه‌ای است که شدت رانش و فوران گاز را تقویت می‌کند و سبب پیشروی موشک در جهتی معین می‌شود. هر چه فشار خروجی (مقدار گازی که در هر ثانیه از خروجی موشک به بیرون فوران می‌کند) و سرعت خروج گاز بیش‌تر باشد نیروی پیشبرنده‌ی موشک بزرگ‌تر خواهد بود.

موشک ‌های باربری که ماهواره ‌ها را به فضا می‌ برند، باید شتاب گریز از جاذبه‌ی بالایی داشته باشند. در  واقع با سرعت 7/9 کیلومتر بر ثانیه می‌توان زمین را ترک کرد. برای رسیدن به چنین شتابی انرژی فوق‌العاده زیادی صرف می‌شود. اما با اجرای عملیات پرتاب در نقاط جغرافیایی خاص می‌توان مقدار این انرژی را کاهش داد. زیرا وقتی که موشک روی زمین است، به علت حرکت چرخشی زمین، تاحدی تمایل دارد که در جهت غربی ـ شرقی حرکت کند. در ضمن سرعت گردش زمین در نزدیکی خط استوا بیش‌تر از نقاط دیگر است. بنابر این وقتی که موشک را در جهت غربی ـ شرقی به فضا پرتاب می‌کنند، هر چه محل پرتاب به خط استوا نزدیک‌تر باشد، استفاده از نیروی محرکه‌ی کوچک‌تری ضرورت می‌یابد و انرژی کم‌تری صرف می‌شود.

 

ماهواره ها

 

4ـ ماهواره‌ها چگونه به مدار خود می‌رسند ؟

ماهواره‌ها در بالاترین قسمت موشک‌های باربری قرار می‌گیرند و سفرشان را به سوی مدار مورد نظر آغاز می‌کنند. اغلب این موشک‌ها از مرحله‌ها یا طبقاتی تشکیل می‌شوند که هر کدام دارای یک موتور پیشبرنده‌اند. وقتی سوخت یک مرحله به پایان می‌رسد محفظه‌ی خالی از موشک جدا می‌شوند و کار مرحله‌ی بعدی آغاز می‌گردد. به طوری که سر انجام موشک در سطحی موازی با لایه‌های فوقانی جو زمین پیش می‌رود. قبل از آنکه آخرین مخزن سوخت موشک از ماهواره جدا شود،ماهواره باید به سرعت مناسب برای حرکت در مدار مورد نظر رسیده باشد.

بعضی از موشک‌ها ماهواره را مستقیماً به مدار مورد نظر می‌رسانند. بعضی از آنها نیز ماهواره‌ها را ابتدا به مداری می‌برند که به منزله‌ی توقف‌گاه یا محل پرتاب نهایی ماهواره است. ماهواره‌هایی که در این مدارهای موسوم به «مدارهای انتقالی» قرار می‌گیرند به کمک سیستم پیشبرنده‌ای که ویژه‌ی خود آنهاست به سوی مدار واسطه‌ای دیگر و سرانجام به سوی مدار نهایی بالا می‌روند تا وظایف‌شان را در آنجا انجام دهند. به جابه‌جایی‌های ماهواره‌ها از یک مدار به مداری دیگر در فضا «انتقال مداری» می‌گویند. این انتقال به طور معمول در نقطه‌ای موسوم به «گذرگاه هوهمان» انجام می‌گیرد. این گذرگاه که دو مدار را به یکدیگر مربوط می‌کند نخستین بار توسط «والتر هوهمان» مهندس آلمانی شناسایی شد. برای جابه‌جایی ماهواره‌ها از یک مدار به مدار بالاتر دو نیروی محرک به آن اعمال می‌شود. محرک اول زمانی که ماهواره در نزدیک‌ترین نقطه‌ی مدار نسبت به زمین قرار داد. و محرک دوم زمانی که ماهواره در دورترین نقطه‌ی مدار نسبت به زمین قرار دارد، دریافت می‌گردد.

 

ماهواره ها

 

5ـ ماهواره‌ها چگونه بر مدار خود باقی می‌مانند؟

 ماهواره‌ باید به سرعتی معین و متناسب با ارتفاع خود برسد تا از مدار خارج نشود و به سوی زمین سقوط نکند. این سرعت به گونه‌ای است که بین نیروی جاذبه‌ی زمین و کششی که می‌تواند ماهواره را از مداردور زمین خارج سازد (نیروی گریز از مرکز) توازن برقرار می‌کند. به همین ترتیب ماهواره باید راستای حرکت یا مکان مشخصی در فضا داشته باشد تا برای مثال بتواند اخبار ارسالی از آنتن‌های زمین را دریافت کند. اما اغلب در جریان مأموریت‌های ماهواره‌ای لازم می‌شود که مدار حرکتماهواره تغییر کند. راستای نیروی گریز از مرکز زمین به طرف خارج است. این نیرو ماهواره‌هایی را که روی مدارهای دور زمین حرکت می‌کنند نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. به گونه‌ای که گویی آنها را به خارج از مدار و نقاط دورتر از زمین می‌راند. (پرتاب می‌کند) نیروی جاذبه‌ی زمین در جهت مخالف نیروی گریز از مرکز عمل می‌کند و ماهواره‌ها را به سوی زمین می‌کشد. نیروی گریز از مرکز و نیروی جاذبه باید با یکدیگر تعادل داشته باشند به گونه‌ای که ماهواره‌ها به زمین سقوط نکند، یا برای همیشه در فضا ناپدید نشود. این شرایط در صورتی فراهم می‌شوند که مقدار نیروی گریز از مرکز با مقدار نیروی جاذبه تناسب داشته باشد.

تجهیزات ویژه‌ای برای ماهواره‌ها طراحی شده است که به کمک حسگر‌ها و هدایت کننده‌هایی خاص جهت حرکت و محل استقرار آنها را روی مدار شناسایی و تنظیم می‌کنند. به همین ترتیب یک دستگاه هدایت سه محوره و هدایت چرخشی نیز به ماهواره‌ها کمک می‌کند تا بتواند در نقطه‌ی ثابتی در فضا باقی بماند. با استفاده از تنظیمات چرخشی همین دستگاه،ماهواره حول محور مرکزی خود به چرخش در می‌آید. هم چنین تثبیت ماهواره نسبت به سه محور اصلی سبب می‌شود که دستگاه‌های تأمین انرژی و تجهیزات مربوط به تنظیم سرعت ماهواره نیز موقعیت ثابتی داشته باشند. ماهواره‌هایی که باید همیشه در نقطه‌ی ثابتی از مدار (نقطه‌ی ثابتی نسبت به زمین) قرار داشته باشند، قبل از هر چیز به موتورهایی احتیاج دارند که بتوانند آنها را به مدار مقصد در ارتفاع 36000 کیلومتری زمین برسانند.

 

ماهواره ها

 

6ـ برای حرکت ماهواره‌ها چه مدارهایی وجود دارد؟

ماهواره‌ها روی مدارهای مشخصی دور زمین می‌گردند. بعضی از این مدارها دایره‌ای شکل و بعضی از آنها بیضی شکل‌اند. ارتفاع آنها از زمین نیز متفاوت است. تفاوت دیگر این مدارها در شیب زاویه‌ای است که هر یک از آنها با خط استوا تشکیل می‌دهند. این تفاوت نشان می‌دهد که ماهواره تحت چه زاویه‌ای نسبت به استوا از فراز این خط فرضی می‌گذرد. انتخاب مدار حرکت برای هر ماهواره به نوع وظایفی بستگی دارد که به آن ماهواره واگذار شده است.

 

ماهواره ها

 

نوع مدارLEOPOHEOEOGEO
شرحمدار با ارتفاع پایینمدار قطبیمدار با ارتفاع بالامدار بیضی شکلمدار زمین ثابت
ارتفاعحداقل 400 و حداکثر 1000 کیلومترحداقل 400 و حداکثر 1000 کیلومترحداقل 10000 و حداکثر 20000 کیلومتردر حضیض 200 کیلومتر و در اوج 40000 کیلومتردر ارتفاع 36000 کیلومتری بر فراز استوا قرار دارد.
ویژگی هاماهواره های هواشناسی،ماهواره های مشاهده و نقشه برداری، ماهوارههای علمی ـ پژوهشی و فضاپیماهای سرنشین دار روی این مدار دور زمین می گردند.ماهواره های ویژه تحقیقات زمین شناسی،ماهواره های هدایت و جهت یابی و ماهوارههای ویژه مشاهده زمین از این مدار استفاده می کنند.از این مدار که تقریباً دایره ای شکل استماهواره های ویژه هدایت و جهت یابی کشتی ها و هواپیماها استفاده می کنند.وقتی ماهواره ها به نقطه اوج نزدیک می شوند، سرعت حرکت آنها کمتر می گردد و وقتی که به سوی نقطه حضیض پیش می روند، سریعتر حرکت می کنند. ماهواره های نظامی معمولاً روی این مدار قرار می گیرند.

ماهواره هایی که روی این مدار حرکت می کنند، در هر 24 ساعت یک بار زمین را دور می زنند و به همین دلیل همیشه در نقطه ثابتی نسبت به سطح زمین (رو به روی نقطه ثابتی از زمین)  قرار دارند.

ماهواره های مخابراتی وماهواره های تلویزیونی، همین طور ماهواره های ویژه مشاهده و نقشه برداری زمین به این مدار پرتاب می شوند.

 

ماهواره ها

 

در عکس زیر سه ماهواره‌ را در سه مدار مختلف مشاهده می‌کنید. ماهواره‌ی قرمز رنگ بر مدار GEO قرار دارد و اگر توجه کنید می‌بینید که همیشه بر فراز نقطه‌ای ثابت از زمین قرار دارد.

ماهواره ها

 

ماهواره ها

 

7 ـ چه کسی نخستین بار ماهواره را به فضا پرتاب کرد؟

در روز چهارم اکتبر 1957 ساعت 14 به وقت مسکو، تاس ـ خبرگزاری شوری ـ خبر پرتاب نخستین ماهواره را به سراسر جهان مخابره کرد. خبر فوق‌العاده میهج بود. این ماهواره را اسپوتنیک 1 (Sputnik 1) نامیدند. بعد از 21 روز باتری‌های ماهواره تخلیه شدند و بعد از 92 روز اسپوتنیک 1 با لایه‌های ضخیم جو برخورد کرد و به طور کامل سوخت.

در سوم نوامبر 1957 یعنی کم‌تر از یک ماه بعد از پرتاب اسپوتنیک 1 روس‌ها با پرتاب اسپوتنیک 2 به فضا آمریکایی‌ها را به حیرت واداشتند. همراه با این فضاپیما سگی به نام «لایکا» نیز به مدار فرستاده شد. لایکا نخستین موجود زنده‌ای است که به فضا راه یافته است. این سگ هفت روز درون اتاقک در بسته و غیرقابل نفوذ خود دور زمین چرخید. در این مدت همه‌ی واکنش‌ها و اعمال حیاتی بدن حیوان ارزیابی می‌شد و نتایج آنها به زمین مخابره می‌گردید. سپس اکسیژن ذخیره شده در اتاقک به پایان رسید و لایکا به علت فقدان اکسیژن مرد. روس‌ها موفق نشدند که آن اتاقک و سرنشینش را همان طور که در نظر داشتند از فضا بیرون آورند و به زمین بازگردانند.

پرتاب اسپوتنیک 1 بیش از همه آمریکایی‌ها را غافگیر کرد که در همان زمان خود را برای پرتاب ماهواره‌ای اختصاصی به فضا آماده می‌کردند. در سال 1955 رئیش جمهور وقت آمریکا دستور ساخت یک موشک باربری با نام «ونگارد» (Vangurd) را صادر کرده بود. اما با پرتاب اسپوتنیک ادامه‌ی این برنامه‌ی در حال اجرا متوقف گردید. بدین ترتیب نخستین ماهواره‌ی آمریکایی یعنی Explorer 1 در 31 ژانویه‌ی 1958 به فضا پرتاب شد.

 

8 ـ نخستین ماهواره‌های روسی

نام لاتینتاریخ پرتابموشک حمل کنندهتاریخ متلاشی شدنمدت مأموریتوزن (کیلوگرم)شعاع کوچک مدار (کیلومتر)خروج از مرکز مدارمدت زمان یک دور گردش در مدار (دوره تناوب بر حسب دقیقه) دورترین فاصله مداری تا زمین (کیلومتر)نزدیکترین فاصله مداری تا زمین (کیلومتر)وظایف/ ویژگیها
Sputnik 14 اکتبر 1957 R-7/SS-6

ICBM

4 ژانویه 1958 3 هفته6/832/695505201/02/96939215نخستینماهواره ای که انسان به فضا پرتاب کرد
Sputnik 23 نوامبر 1957R-7/SS-6

ICBM

14 آوریل 1958162 روز3/5082/7314098921/07/1031660212نخستین موجود زنده در فضا(سگی به نام لایکا)
Sputnik 315 می 1958modified R-7/SS-6

ICBM

6 آوریل 1960962 روز13277/7418110932/09/1051864217بررسی میدان های مغناطیسی زمین
Cosmos 116 مارس 1962Kosmos 6351-------------------315----------005265/04/96204135ماهوارههای تحقیقاتی
PolYot 11 نوامبر 1963  Sputnik 11A59-------------------600----------018474/03/93592339ماهوارههای آزمایشی
Electron 130 ژانویه 1964

Vostok

8K72K

-------------------350----------31862/01656761409نخستین پرتاب دوماهواره به طور همزمان، برای اندازه گیری کمربند وان آلن
Electron 230 ژانویه 1964

Vostok

8K72K

-------------------445----------
609474/0
4/1356589529470
Molniya 123 آوریل 1965

Molniya

8K78

-------------------998----------
736864/0
70839300538نخستینماهوارهمخابراتی روسی

 

9ـ نخستین ماهواره‌های آمریکایی

نام لاتینتاریخ پرتابموشک حمل کنندهتاریخ متلاشی شدنمدت مأموریتوزن (کیلوگرم)شعاع کوچک مدار (کیلومتر)خروج از مرکز مدارمدت زمان یک دور گردش در مدار (دوره تناوب بر حسب دقیقه)دورترین فاصله مدار تا زمین (کیلومتر)نزدیکترین فاصله مداری تا زمین (کیلومتر)وظایف/ ویژگیها
Explorer 11 فوریه 1958Jupiter - C31 مارس 1970111 روز97/132/7832139849/08/1142550358نخستینماهوارهآمریکایی
Vanguard 117 مارس 1958Vanguardعمر مداری که بر روی آن قرار دارد 240 سال می باشد---------47/17/86891909/02/1343969654تحقیق درباره جو زمین
Discoverer 128 فوریه 1959 Thor Agena A-------------------618----------057926/096968163نخستینماهواره در مدار قطبی (ماهوارهنظامی)
Tros 11 آوریل 1960Thor Able II15 ژوئن 196078 روز47/122----------004012/016/99750693نخستینماهوارههواشناسی
Echo 112 آگوست 1960Thor Delta24 می 1968---------180----------010016/03/11816841524نخستینماهوارهمخابراتی انفعالی
Courier  1B4 اکتبر 1960Thor  Ablestar-------------------230----------020012/08/1061237938نخستینماهوارهمخابراتی غیرانفعالی
Oscar 112 دسامبر 1961Thor Agena B-------------------5----------016982/01/91474245نخستینماهوارهرادیویی غیرحرفه ای
Telstar 110 ژولای 1962Thor Delta21 فوریه 1963---------171----------
24186/0
7/1575632952نخستینماهوارهتجاری ویژه برنامه های تلویزیونی
Syncom 1--------------------------------------------------------------------------------------------------Syncom 1نتوانست در مدارش قرار گیرد
Syncom 226 ژولای 1963Thor Delta B1 ژانویه 1965---------39----------

0/01304

14543669335584Syncom 2نخستینماهوارهمخابراتی مستقر بر مدار زمین ثابت بود

 

10ـ رصد کردن ماهواره‌ها در آسمان شب

بهترین موقع برای مشاهده ی یک ماهواره با چشم، هنگام بامداد یا شامگاه است. در این مواقع خورشید زیر افق است، ناظر در ناحیه ی تاریکی جای دارد ولی ماهواره که چند صد کیلومتر ارتفاع دارد، نور خورشید را دریافت و منعکس می‌کند. دوستانی که تلسکوپ در اختیار دارند می‌توانند به راحتی ماهواره‌ها و ایستگاههای فضایی را وقتی در آسمان محل سکونت آنها قرار دارند رصد کنند. برای اینکه ببینید چه زمانی ماهواره یا ایستگاه فضایی در آسمان محل سکونتتان وجود دارد می‌توانید به سایت زیر مراجعه کنید و محل سکونت خود را انتخاب کنید و مشاهده کنید که چه اجرامی در آسمان آن محل برای رصد وجود دارند.http://www.heavens-above.com/countries.asp

 

11ـ تلسکوپ فضایی هابل

ماهواره ها

تلسکوپ فضایی هابل را می‌توان یک ماهواره‌ی عملی ـ پژوهشی دانست که با ارسال اطلاعات مفیدی از جهان کمک بسیار بزرگی به منجمان و دانشمندان کرده است. نام این تلسکوپ از نام دکتر ادوین هابل (1889-1953) گرفته شده است. این تلسکوپ در تاریخ 24 آوریل 1990 از space shuttle Discovery (STS-31) به فضا پرتاب شد.

در تاریخ 25 آوریل 1990 پس از پرتاب این تلسکوپ را در فضا آماده استفاده کردند. این تلسکوپ در ماموریت‌های مختلفی که برای بازسازی آن صورت گرفته، تعمیر شده است که این ماموریت‌ها در تاریخ‌های دسامبر 1993، فوریه 1997، دسامبر 1999و فوریه 2002 انجام شده‌اند و امیدواریم که باز هم این ماموریت‌ها ادامه داشته باشد و بتوانیم سال‌های سال از اطلاعاتی که این تلسکوپ برای ما ارسال می‌کند استفاده کنیم.

طول هابل برابر 2/13 متر (5/43 فوت) و وزن آن برابر 11110 کیلوگرم است و بیشترین قطر آن 2/4 متر (14 فوت) می‌باشد. اندازه‌ی تلسکوپ فضایی هابل تقریبا برابر یک اتوبوس بزرگ است ولی این تلسکوپ می‌تواند در قسمت بار یک شاتل فضایی جا شود.

هزینه‌ی پرتاب تلسکوپ فضایی هابل به فضا برابر 5/1 بیلیون دلار است. مداری که این تلسکوپ بر روی آن دور زمین می‌چرخد در ارتفاع 569 کیلومتری سطح زمین است و زاویه‌ای که این مدار با خط استوای زمین می‌سازد برابر 5/28 درجه است. این تلسکوپ در مدت زمان 97 دقیقه یک بار این مدار را طی می‌کند. سرعت تلسکوپ فضایی هابل برابر 28000 کیلومتر در ساعت است.

این تلسکوپ قادر به مشاهده و رصد خورشید و عطارد و هر چیزی که بسیار نزدیک به خورشید باشد نیست. حساسیت به نور این تلسکوپ از طیف فرابنفش تا مادون قرمز و هر طول موجی که بین این دو باشد هست. (115-2500 نانومتر)

اولین تصویر توسط این تلسکوپ در تاریخ 20 می‌1990 گرفته شده است. که این عکس متعلق به Star Cluster NGC 3532 است.

ماهواره ها

 

هابل در طی هر هفته تقریبا 120 گیگابایت اطلاعات علمی به زمین مخابره می‌کند. که این حجم از اطلاعات برابر 1097 متر کتاب است که در کنار هم در قفسه‌ای چیده شده باشند. این اطلاعات به سرعت بر روی سی دها ها ذخیره می‌شود.

انرژی هابل از خورشید تامین می‌شود. که این انرژی بوسیله‌ی دو سلول خورشیدی که هر کدام 62/7 متری هستند تامین می‌شود. این انرژی برابر 2800 وات می‌باشد. در مدار متوسط هابل انرژی‌ای برابر 28 لامپ 10 وات مصرف می‌کند.

هابل می‌تواند از اشیایی که در فواصل دور هست و نیز اشیا بسیار کم نور تصویری تهیه بکند. و وقتی که به هدف خود نگاه می‌کند میزان انحراف آن 1000/7 arcsecond است. که این مقدار انحراف برابر عرض تصویری است که انسان می‌تواند از فاصله‌ی 1 مایلی ببیند.

دو آیینه با مشخصات زیر در این تلسکوپ استفاده می‌شوند :

آیینه‌ای اول : قطر 4/2 متر وزن 828 کیلوگرم

آیینه‌ی دوم : قطر 3/0 متر وزن 3/12 کیلوگرم

منبع ذخیره‌ی انرژی هابل 6 باطری نیکل _ هیدروژن (NiH) است که گنجایش ذخیره سازی انرژی این باطری‌ها برابر 20 باطری ماشین می‌باشد.

برای کسب اطاعات بیشتر و مشاهده‌ی اطلاعات و عکس‌هایی که توسط این تلسکوپ ارسال شده است می‌توانید به سایت رسمی تلسکوپ فضای هابل به آدرس http://www.hubblesite.org مراجعه کنید.

 

12- شبیه‌سازی پرتاب ماهواره

 بازی زیر هم می‌تواند به شما نشان بدهد که اگر سرعت و ارتفاع مناسب برای پرتاب یک ماهواره نداشته باشیم ممکن است چه بلاهایی سر ماهواره بیاید. از منوی سمت چپ یکی از اعداد 1 تا 5 را انتخاب کنید و سپس دکمه‌ی سبز رنگ fire را برای شروع پرتاب فشار دهید.


بیماری کبد چرب

 بیماری كبد چرب یك التهاب كبدی است كه در اثر تجمع بیش از اندازه ی چربی در بافت كبد ایجاد می شود.کم کاری کبد یا تنبلی کبد نام قدیمی کبد چرب است. کبد طبیعی حاوی حدود 5 گرم چربی در 100 گرم وزن خود می باشد، هرگاه مقدار چربی بیش از 5 درصد وزن آن افزایش یافت به این حالت "کبد چرب" گفته می شود.

این بیماری معمولا علامتی ندارد و در بسیاری از مواقع بطور اتفاقی و پس از انجام سونوگرافی کشف می شود.

منظور از کبد چرب، رسوب چربی عمدتاً از چربی‌های خنثی مثل تری گلیسیرید) در کبد است که در رابطه با مصرف الکل می تواند باشد که به آن “Alcoholic Fatty Liver” می‌ گویند، یا بدون مصرف الکل و یا در حضور میزان بسیار جزیی از الکل (که برایکبد خطر ساز نیست) ایجاد می ‌شود که تحت عنوان کلی “Non Alcoholic Fatty Liver” (بیماری کبد چرب غیر الکلی) گفته می‌ شود.

چاقی

اگرچه علت اصلی بیماری كبد چرب مشخص نیست، ولی می توان گفت چاقی، پرخوری، کم تحرکی، افزایش چربی خون ،دیابت و فشار خون بالا را از عوامل اصلی ایجاد عارضه کبد چرب است که در درمان كبد چرب، كنترل این بیماری های زمینه ای بسیار موثر می باشد.

 عوامل ایجاد كننده كبد چرب می تواند باعث بروز بیماری قلبی شود و بیماری قلبی برای بیمار خطرناك است به همین دلیل باید به این بیماری توجه کرد.

این بیماری در همه موارد خطرناك نیست و منجر به سیروز و سرطان هم نمی شود. بنابراین باید به بیمار تفهیم شود كه در صورت از بین بردن عوامل و كنترل چاقی، چربی خون بالا و دیابت كه سه عامل اصلی كبد چرب است، می توان سلامت بیمار را تضمین كرد. كبد چرب بدون افزایش آنزیم كبدی خیلی خطر ندارد، ولی اگر آنزیم كبدی بالا باشد خطرناك است.

این بیماری اغلب افراد را در سنین میانسالی مبتلا می كند. اكثر بیماران از افزایش وزن و چاقی به ویژه چاقی شكمی رنج می برند. همچنین می توانند دچار افزایش چربی های خون بوده و یا از مبتلایان به دیابت باشند.

 

 

علائم و شیوع بیماری

 این بیماری سیر پیشرونده دارد می تواند در مراحل اولیه بدون علامت باشد تا زمانی كه تاثیرات منفی بر عملكرد كبد ایجاد نماید و در صورت درمان نشدن کبد چرب، نارسایی کبد پدید می‌آید. ضعف، سستی، بی‌حالی و آب آوردن شکم از عوارض نارسایی کبد است.

از آنجا كه سیر این بیماری مزمن است، شاید سال ها طول بكشد تا منجر به ایجاد سیروز كبدی و در نهایت نارسایی كبد گردد.

 در موارد نادری نیز به دلیل ناشناخته، سیر بیماری متوقف و یا حتی به حالت طبیعی باز می گردد، بدون آنكه درمان مشخصی انجام گرفته باشد.

در حال حاضر با افزایش میل افراد جامعه به استفاده از غذاهای آماده (fast food) از یک سو و تغییر الگوهای زندگی به سمت کاهش تحرک و عادات نادرست غذا خوردن از سوی دیگر، باعث ابتلا روزافزون به عارضه کبد چرب شده است.

 شیوع این بیماری در آقایان دو برابر خانم ها می باشد كه با افزایش سن، میزان شیوع در خانم ها به آقایان نزدیك می شود، به ویژه پس از یائسگی، شیوع بیماری كبد چرب در خانم ها رو به افزایش می رود.

 

تشخیص کبد چرب

انجام آزمایش های کبدی، سونوگرافی و سی تی اسکن به تشخیص کبد چرب کمک می ‌کنند. اگر چه یافته‌های موجود در این روش همگی غیراختصاصی هستند و امکان دارد در سایر بیماری‌ها نیز دیده شوند.

در نهایت نمونه ‌برداری از کبد است که تشخیص کبد چرب و NASH را قطعی می‌ کند. افزایش آنزیم‌های کبدی در حد خفیف تا متوسط است، در سونوگرافی نیز معمولاً افزایش اکوی کبد به طور منتشر همراه با بزرگی کبد دیده می‌ شود که البته این تغییرات ثابت و همیشگی نیستند. در سی تی اسکن بر خلاف سونوگرافی، دانسیته(چگالی) کبد کمتر از حد معمول است.همچنین وجود بیماری دیابت و یا چاقی قابل توجه در افراد بالاتر از 45 سال(با توجه به اینکه خطر پیشرفت کبد چرب را افزایش می دهند)، بر لزوم نمونه برداری از کبد می افزاید.

در نمونه ‌برداری کبد نیز رسوب واکوئل‌های چربی را به همراه یا بدون ترشح سلول‌های التهابی و فیبروز می ‌توان دید.ناگفته نماند که معمولاً نمونه ‌برداری از کبد در کسانی توصیه می ‌شود که علائمی در رابطه با بیماری کبدی مزمن داشته باشند و یا طحال آنها بزرگ شده باشد و یا سلول‌های خونی آنها از جمله پلاکت‌ها، کمتر از حد طبیعی شده باشد.

 

 

درمان کبد چرب

متاسفانه درمان قطعی وجود ندارد، اگر چه تعدیل عوامل خطرساز از جمله: رفع چاقی، کنترل چربی‌های خون، کنترل قند خون و افزایش فعالیت بدنی می ‌تواند در بهبودی موثر باشد.

در ضمن کاهش وزن در افراد چاق باید به تدریج صورت گیرد، چرا که کاهش وزن سریع، خود می‌ تواند به کبد چرب منتهی شود.

درمان دارویی جهت کاهش چربی رسوب کرده در کبد و کاهش التهاب ایجاد شده به کار می ‌رود، اگر چه در مورد موثر بودن آنها هنوز اتفاق نظر وجود ندارد. اما در این رابطه می ‌توان به:

ویتامین E، ویتامین C، Prebucol , Metformin و Betuine و Ursodeoxy Cholic acid اشاره نمود. مطالعات اخیر بی ‌تاثیر بودن Vitamin E و Ursodeoxy Cholic acid را ثابت نموده است.

 

انتخاب رژیم غذایی سالم ، انجام ورزش و فعالیت بدنی مانند پیاده روی منظم به میزان حداقل 30 تا 60 دقیقه در روز ،کنترل بیماری های زمینه ای متابولیک مانند کنترل دیابت و چربی های خون در بیماران مبتلا به کبد چرب ،محافظت کبد از عوامل خطرزا مانند مصرف الکل و بعضی از داروها می توانند تا حد زیادی به کنترل بیماری کمک کند.

 

رژیم غذای مناسب برای کبد چرب

چربی موجود در غذاها یکی از دلایل بیماری کبد چرب غیرالکلی محسوب می‌شود. به نظر می‌ رسد ورود بی‌ رویه‌ی چربی‌ها به درون کبد، زمینه‌ساز این بیماری است؛ وقتی کبد توانایی تنظیم جذب چربی‌ها را از دست می‌دهد. در افراد سالم حدود نصف چربی مصرفی به انرژی تبدیل شده و می‌سوزد و یک دوم باقی مانده در بافت چربی ذخیره می‌شود.

به‌طور طبیعی فقط میزان کمی چربی در کبد ذخیره می‌شود. پیدا کردن ریشه‌ی چربی‌های ذخیره شده در کبد چرب غیرالکلی، برای پیشگیری و درمان این بیماری بسیار حائز اهمیت است.

 

مهمترین نکات برای بر طرف کردن حالت کبد چرب:

مصرف محدود مواد نشاسته ای کاهش مصرف کربوهیدرات ها توصیه می شود. مواد کربوهیدراتی به سرعت در بدن می‌‌‌‌سوزد، می‌تواند باعث ایجاد کبد چرب شود که ممکن است به نارسایی کبد و مرگ منجر شود.کاهش چربی مصرفی، به ویژه چربی های اشباع شده و جایگزینی آنها با چربی های غیر اشباع که در روغن زیتون و ماهی وجود دارند، توصیه می گردد.

-افزایش مقدار سبزی ها ومیوه های خام وفیبر ها

-استفاده از آب سبزیجات

-اجتناب از غذا های سرخ شده و آماده وهر گونه مارگارین

-اجتناب از مواد لبنی که شامل:شیر-پنیر-خامه-بستنی- ماست

-استفاده از محصولات سویا شیر و پنیر سویا برای جبران کلسیم شیر

-اجتناب از مصرف نوشابه ها

-نوشیدن دو لیتر یا 8 لیوان آب در روز

-استفاده از منابع غنی ویتامین ث و سلنیوم (یک توضیح اضافه این که مقدار کم سلنیوم مورد نیاز افراد سالم، در غذاهای -دریایی، مانند میگو و ماهی وجود دارد.)

مواد غذایی مفید برای کبد

غذاهای مفید برای کبد به دو گروه عمده تقسیم می شوند:

1- مواد غذایی که فرآیند سم زدایی و تصفیه کبد را افزایش می دهند.

2- مواد غذایی غنی از آنتی اکسیدان که در طی فرآیند سم زدایی از کبد محافظت می کنند.

در قسمت زیر به مواد غذایی مهم که برای کبد مفید هستند، اشاره می شود

-سیر و پیاز

- انواع کلم (مثل بروکلی، گل کلم، کلم قمری، کلم پیچ و کلم بروکسل)

- آب لیمو ترش تازه در آب داغ

-چغندر

-میوه های غنی از آنتی اکسیدان

آلو- کشمش- زغال اخته- شاتوت- توت فرنگی- تمشک- پرتقال- گریپ فورت سرخ- طالبی- سیب و گلابی.

در طی فرآیند سم زدایی یا تصفیه کبد، تعداد زیادی رادیکال آزاد تولید می شود که برای سلامت کبد مضر هستند. آنتی اکسیدان ها از کبد در برابر آسیب رادیکال های آزاد، محافظت می کنند.

 

 از آنجا که چاقی بخصوص چاقی دور شكم یكی از علایم و عوامل كبد چرب است توصیه می شود اگر فرزندان شما دارای چنین شرایطی هستند، با كاهش وزن، پایین آوردن چربی خون و كنترل دیابت، كبد خود را بیمه كنند.

 

بیماری های التهایی روده

بیماری کورون (کرون)

این بیماری می تواند در تمام قسمت های لوله گوارش از دهان تا مقعد، رخ دهد.

این بیماری بر لایه های عمیق پوشش لوله گوارش اثر می گذارد و می تواند باعث ضایعات بالا و پایین در بین مناطق سالم شود.

اغلب این بیماری، بر روده کوچک و روده بزرگ و یا هر دو اثر می کند.

بافت روده ای ممکن است تبدیل به مناطق کم عمق، دهانه مانند و یا زخم های عمیق و سنگ فرش‌مانند گردد.

 

کولیت اولسراتیو (کولیت زخمی)

بر خلاف بیماری کورون، مناطق درگیر در کولیت اولسراتیو فقط شامل روده بزرگ (کولون) و رکتوم (راست روده) است.

التهاب و زخم، تنها بر پوشش سطحی این مناطق اثر دارد. در حالی که بیماری کورون بر عمیق‌ترین پوشش اثر می کند.

کولیت اولسراتیو، اغلب فقط سیگموئید را مبتلا می کند، اما مناطق بالاتر را نیز می تواند درگیر کند.

سیگموئید، بخش انتهایی روده بزرگ است که نزدیک راست روده و مقعد قرار دارد و حدود 40 سانتیمتر است.

هر چه بیشتر کولون تحت تاثیر قرار گیرد، به همان نسبت دارای علائم بدتری خواهد بود.

 

علائم بیماری های التهابی روده

- درد و یا گرفتگی عضلات شکم

اسهال، چندین بار در روز

مدفوع خونی

- کاهش وزن

زخم دهان

- مشکلات پوستی

آرتریت

- مشکلات چشمی

 

علت بیماری های التهابی روده

پزشکان هنوز علت واقعی بیماری های التهابی روده را درنیافته اند.

برخی بر این باورند که سیستم ایمنی بدن توسط چیزی تحریک شده و باعث تولید یک واکنش التهابی در لوله گوارش می شود.

پژوهش های جدید، ژن‌های خاصی را در بروز بیماری های التهابی روده موثر می دانند.

بیماران دچار بیماری التهابی روده دارای التهاب، زخم و دیگر آسیب های آشکار در داخل دستگاه گوارش می باشند. ولی بیماران دچار سندروم روده تحریک پذیر، هیچ گونه آسیبی ندارند، بلکه دچار علائمی از قبیل گرفتگی روده ها (دل درد)، اسهال و یبوست می شوند

افراد در معرض خطر

بیماری های التهابی روده در مردان و زنان به طور مساوی بروز می کند.

این بیماری اغلب در شروع سن نوجوانی و جوانی رخ می دهد.

افراد دارای سابقه خانوادگی ابتلا به بیماری های التهابی روده،  ده برابر احتمال بیشتری دارد که به این بیماری دچار شوند.

 

بیماری التهابی روده (IBD) همان سندروم روده تحریک پذیر (IBS) نیست!

گاهی IBD با IBS اشتباه گرفته می شود.

هر دوی این بیماری ها باعث بروز مشکلات گوارشی مزمن می شوند.

بیماران دچار بیماری التهابی روده دارای التهاب، زخم و دیگر آسیب های آشکار در داخل دستگاه گوارش می باشند. ولی بیماران دچار سندروم روده تحریک پذیر، هیچ گونه آسیبی ندارند، بلکه دچار علائمی از قبیل گرفتگی روده ها (دل درد)، اسهال و یبوست می شوند.

IBS بسیار شایع است و خطر کمتری نسبت به IBD دارد.

 

بیماری های شبیه بیماری های التهابی روده

- دیورتیکولیت : علائم دیورتیکولیت عبارت است از درد شکم، نفخ و اسهال (مانند IBD)، اما در این بیماری در امتداد دیوارهروده بزرگ، کیسه ها ملتهب و عفونی می شوند.

 

- بیماری سلیاک : سلیاک با علائم دل درد و اسهال مکرر شناخته می شود. علت بروز آن پروتئین موجود در گندم (گلوتن) می باشد.

با آزمایش می توان بیماری های روده ای را از هم تشخیص داد.

 

کولونوسکوپی روده بزرگ

راه های تشخیص بیماری های التهابی روده

- آزمایش خون

- اشعه X باریوم : باریوم، مایع گچی است که یا از طریق دهان و یا از طریق تنقیه به بیمار می دهند. این عمل کمک می کند تا پزشکان نقاط مشکل دار، مانند زخم، ورم، باریک شدن و یا انسداد روده را ببینند.

- سی تی اسکن

- کولونوسکوپی (تصویر کناری)

- بیوپسی (نمونه برداری)

مریم سجادپور

سرطان معده

معده یکی از اعضای موجود در شکم و بخشی از دستگاه گوارش است و مثل هر یک از اعضای دیگر بدن مستعد ابتلا به سرطان است.

پس از اینکه غذا جویده و بلعیده شد، از طریق لوله‌ای به نام مری، از دهان وارد معده می‌شود. معده عضوی کیسه مانند و دارای 5 قسمت مختلف است که ترشحات مختلفی برای هضم اولیه ی غذا ترشح می‌کند. سرطان در هر کدام از این مناطق پنج‌گانه ممکن است شروع شود و گاهی علائم و میزان بهبودی برحسب محل ابتلا متفاوت است.

داخلی‌ترین لایه، لایه ی مخاطی نامیده می‌شود و اکثر سرطان‌های معده نیز از این قسمت شروع می‌شود. هر چه سرطان به بافت‌های زیرین نفوذ کند، احتمال بهبودی نیز کاهش می‌یابد.

سرطان معده عبارت‌ است‌ از رشد خارج از کنترل‌ سلول‌های‌ بدخیم‌ در معده و از دسته سرطان‌هایی است که طی سالیان و به آرامی ‌رشد می‌کند، ولی قبل از اینکه سرطان به معنای واقعی ایجاد شود، تغییراتی در لایه‌های معده ایجاد می‌شود. متأسفانه در مراحل ابتدایی علائم چندانی دیده نمی‌شود و شاید به همین دلیل، سرطان معده در مراحل ابتدایی به سختی تشخیص داده می‌شود.

از علائم شایع سرطان معده می‌توان به کاهش اشتها و کاهش وزن، درد معده، علائم مبهم سوء‌هاضمه مانند آروغ زدن، ‌احساس پری معده حتی پس از خوردن مقادیر اندک غذا، تهوع و استفراغ، سوزش سردل و علائم شبیه به زخم معده اشاره کرد.

عفونت با نوعی باکتری به نام«هلیکو باکتر پیلوری» نیز منجر به گاستریت (زخم و التهاب معده) مزمن می‌شود، البته بسیاری از افرادی که این میکروب را با خود دارند، هیچ‌گاه به سرطان معده مبتلا نمی‌شوند. کشیدن سیگار، مصرف الکل و سابقه جراحی روی معده که قبلاً به منظور کنترل زخم انجام شده باشد، از دیگر دلایل ابتلا به این بیماری می باشد.


نوبلی برای هلیکو باکتر

اهمیت موضوع تا جایی است که جایزه نوبل پزشکی سال 2005 هم به باری مارشال و رابین وارن - دو پزشک و دانشمند استرالیایی - به خاطر کشف باکتری هلیکو باکتر پیلوری و نقش آن در بیماری‌های التهاب و زخم معده اهدا شد.

آنها کشف کردند که التهاب معده درست مانند زخم‌معده یا اثنی‌عشر (زخم دستگاه گوارش) توسط این باکتری ایجاد می‌شود.

باری مارشال، عضو جوان کلینیکی در استرالیا بود که به یافته‌های وارن علاقه‌مند شد و با همکاری یکدیگر، مطالعه‌ای را روی بافت معده 100 بیمار شروع کردند. بعد از تلاش‌های بسیار، مارشال موفق به کشت یک نوع باکتری ناشناخته از درون این بافت‌ها شد که بعدها با نام هلیکو باکتر پیلوری شناخته شد. آنها دریافتند که این باکتری تقریبا در تمام بیماران دچار التهاب معدی که زخم معده یا زخم اثنی عشر دارند، وجود دارد. بر مبنای این نتایج، حدس زدند که هلیکوباکتر در تشخیص این بیماری‌ها نقش اساسی دارد.

تحقیق این دو نفر نشان داد که حتی اگر بیماری‌های گوارشی بتوانند با جلوگیری از تولید اسید معده بهبود یابند، به طور متناوب عود می‌کنند، زیرا باکتری و التهاب مزمن معده همچنان باقی است.

مارشال و وارن در مطالعات درمانی خود نشان داده‌اند که اگر فقط این باکتری داخل معده ریشه‌کن شود، بیماران می‌توانند از بیماری‌های گوارشی علاج یابند.

با کمک مطالعات وارن و مارشال، بیماری‌های گوارشی، دیگر مزمن و قابل بازگشت نخواهند بود و با استفاده از آنتی بیوتیک‌ها و داروهای ضداسید معده قابل درمان هستند.


هلیکو باکتر و زخم معده

هلیکو باکتر پیلوری، باکتری خمیده شکلی است که در معده جمع می‌شود و ایجاد زخم معده می‌کند. ابتلا به این باکتری معمولا در سنین کودکی اتفاق می‌افتد و در اکثر موارد تا آخر عمر در معده ی فرد آلوده باقی می‌ماند. عفونت معمولا در قسمت‌های پایینی معده آغاز می‌شود.

در بسیاری موارد، این باکتری باعث ایجاد زخم در جدار معده نیز می‌شود که می‌تواند موجب سرطان معده شود. با کشف این باکتری و مقابله با آن، زخم معده و سایر بیماری‌های مزمن گوارشی دیگر عود نخواهند کرد.

صدف کوه کن- کارشناس تغذیه

مغز چگونه اطلاعات را ذخیره می کند

چگونه اطلاعات در مغز ذخیره می ‌شود؟

ذخیره اطلاعات در مغز

تعداد سلول‌های عصبی یا نورون‌ها (neurone) در مغز به اندازه تعداد ستارگان کهکشان راه شیری یا 166 برابر جمعیت روی کره زمین، یعنی حدود صد میلیارد است.

این نورون‌ها یا سلول ‌های تخصص‌ یافته مغز می ‌‌توانند در غشای پوشاننده بیرونی خود تکانه‌های الکتریکی کم‌ ولتاژی ایجاد کنند. در واقع اگر کل قدرت الکتریکی سلول‌‌های مغز را جمع کنید می‌ توانید تنها  یک لامپ 10 وات را روشن کنید!

این ضربان‌های الکتریکی در طول دنباله‌ های رشته ‌مانند تخصص‌ یافته این سلول‌ ها که آکسون نام دارند، حرکت می کنند و در انتهای آن ها باعث رها شدن مواد شیمیایی می‌ شوند که پیام را به سایر بخش‌های مغز منتقل می کنند.

به نظر می ‌رسد که همین ضربان‌های الکتریکی که ماهیتی دوتایی "همه یا هیچ" دارند، اطلاعات درباره دنیای خارج را حمل می ‌کنند: این که من چه چیزی را می ‌بینم؟ این که گرسنه هستم یا نه؟ این که به کدام مسیری باید حرکت کنم؟ و ... .

اما کدها یا رمزهای این ضربان‌های چندهزارم ‌ثانیه ‌ای ولتاژ الکتریکی، چه هستند؟

این ضربان‌ها ممکن است در مکان‌های مختلف مغز در زمان ‌های مختلف، معانی مختلفی داشته باشند.

در بخش‌ های مغز و نخاع یا دستگاه عصبی مرکزی سرعت این ضربان‌های الکتریکی اغلب به طور آشکار با خصوصیات قابل ‌تعریف دنیای خارج مانند وجود یک رنگ یا یک چهره تطبیق می‌ کنند.

در دستگاه‌ عصبی محیطی (یعنی در اعصابی که به اندام‌ های مختلف بدن می ‌روند)  ضربان‌های الکتریکی بیشتر بیان گر حرارت بالاتر، یا صدای بلندتر یا  انقباض عضلانی قوی ‌تر است.

اما هنگامی که به عمق مغز می ‌رسیم، به  گروه‌هایی از نورون‌ها برخورد می ‌کنیم که در پدیده‌های بسیار پیچیده‌ تر مانند یادآوری وقایع، قضاوت بر مبنای ارزش‌ها، شبیه‌ سازی آینده‌های محتمل، تمایل به جفت ‌‌یابی و مانند این ها دخیل‌ هستند و در چنین جاهایی رمزگشایی از این پیام‌های الکتریکی بسیار مشکل می‌ شود.

مغز

چالشی که در این جا با آن روبرو هستید مانند این است که شما سرپوش یک کامپیوتر را بردارید و با اندازه‌ گیری فعالیت چند ترانزیستور درون آن که میان دو ولتاژ بالا و پایین نوسان می‌ کند، بخواهید محتوای صفحات اینترنتی را که فرد کاربر این کامپیوتر در حال مرور کردن آنهاست، حدس بزنید!

احتمال دارد که اطلاعات ذهنی ما نه در سلول‌هایی منفرد، بلکه در گروه‌هایی از سلول‌ها و الگوهای فعالیت‌های آن ها  ذخیره شود.

اما در حال حاضر روشن نیست که چگونه می‌ توان مشخص کرد که کدام نورون‌ها به یک گروه خاص تعلق دارند و بدتر این که  تکنولوژی‌های فعلی (مانند قراردادن مستقیم الکترودهای ظریف درون مغز) برای اندازه‌ گیر ی همزمان فعالیت‌های چند هزار نورون مناسب نیستند.

حتی بررسی اتصالات یک نورن منفرد هم آسان نیست. یک نورون معمولی در قشر مغز از حدود 10000 نورون دیگر پیام دریافت می ‌کند.

گرچه تغییرات ولتاژ الکتریکی می‌ تواند به سرعت پیام‌ها را در مغز هدایت کند، این ضربان‌های الکتریکی ممکن است تنها شیوه( یا حتی شیوه اصلی) انتقال اطلاعات در دستگاه عصبی نباشد.

پژوهش‌های آینده‌ نگر در حال بررسی سایر انتقال‌ دهنده‌های احتمالی اطلاعات هستند، از جمله: سلول‌های گلیال( سلول‌های مغزی که اطلاعات نسبتا کمی از آن ها داریم و نسبت به  نورون‌ها یا سلول‌های تخصص ‌یافته عصبی ده برابر تعداد بیشتری دارند)، سایر انواع ساز و کارهای پیام ‌رسانی میان سلول‌ها(مانند پپتیدها و سایر مواد شیمیایی به تازگی کشف‌ شده) و آبشارهای بیوشیمیایی که درون سلول‌ها رخ می ‌دهند.

مغز انسان

مغز یکی از حسّاس‌ترین و پیچیده ترین اعضای بدن انسان است که ۲ درصد از وزن بدن را تشکیل می‌دهد اما تا بیش از ۳۰ درصد کالری (انرژی) روزانه را مصرف می‌کند و بیشتر انرژی خود را از کربوهیدراتها (گلوکز خون) جذب می‌کند و این سوخت را سریع می‌سوزاند حتّی زمانیکه در خواب هستیم، مغز بیشتر از هر عضوی از بدن اکسیژن مصرف می‌کند. به نارسایی مغزی ایسکمی مغزی می‌گویند.

مغز در همه‌ی مهره‌داران و بیشتر بی مهرگان مرکز دستگاه عصبی است. تنها شماری از بی مهرگان مانند اسفنج دریایی، عروس دریایی، آب‌دزدک دیایی بالغ و ستاره دریایی مغز ندارند، حتی اگر بافت عصبی پراکنده داشته باشند. مغز در سر و معمولا نزدیک اندام‌های حسی نخستین قرار دارد. مغز مهره داران کامل ترین اندام بدنشان است. برآورد شده که درانسان معمولی قشر مغز دارای ۱۵-۳۳ بیلیون یاخته‌ی عصبی (نورون) است که هر کدام با سیناپس به چندین هزار یاخته عصبی (نورون) دیگر متصل است. این یاخته‌ها بوسیله‌ی رشته‌های پروتوپلاسمی بلندی که آسه (آکسون) نام دارد با دیگر یاخته‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. آکسون‌ها دنباله‌ای از ضربان‌های سیگنالی را که پتانسیل عمل نام دارند تا دورترین نقاط مغز یا یاخته‌های دریافت کننده ویژه‌ی هدف در بدن حمل می‌کنند.

از نظر تکاملی زیستی، کار مغز کنترل متمرکز بر روی سایر اندام‌های بدن است. مغز با تولید الگوهای فعالیت ماهیچه‌ها یا با هدایت مواد شیمیایی تراوشی که هورمون نام دارند، بدن را کنترل می‌کند. این کنترل متمرکز سبب پاسخ سریع و هماهنگ به تغییرات محیط می‌شود. برخی انواع پایه‌ای از پاسخ مانند بازتاب (رفلکس) می‌تواند توسط طناب نخاعی یا گرهها ایجاد شود، اما کنترل پیچیده و هدفمند بر رفتارها بر پایه‌ی حس‌های ورودی پیچیده نیازمند توانایی یکپارچه سازی اطلاعات یک مغز متمرکز است.

ساختار[ویرایش]

مغز مهمترین بخش دستگاه عصبی مرکزی است و در انسان از بخشهای مختلفی مانند مخ، تالاموس، هیپوتالاموس، پل مغزی، بطنهای مغز، ساقه مغز، بادامه مغز، عقده‌های قاعده‌ای، [[

سیستم بطنی[ویرایش]

بطن‌های مغزی (خاکستری تیره)

درون مغز چهار بطن وجود دارد که به نام‌های بطن چپ، بطن راست (هردو جانبی) و بطن‌های سوم و چهارم شناخته می‌شوند.

دو بطن راست و چپ از راه سوراخ بین بطنی(Monro foramen) به داخل بطن سوم مرتبط بوده و بطن‌های سوم و چهارم هم توسط مجرای سیلویوس(Aqueduct of Sylvius) به هم راه دارند.

خون رسانی مغزی[ویرایش]

شاخه قوس آئورت با انشعابات خود به شریان کاروتید مشترک چپ تقسیم شده و انشعاب دیگری از آن به نام شریان کاروتید مشترک داخلی (شریان تغذیه کننده مغز) ایجاد می‌شود که تبدیل به سه شاخه اصلی: شریان افتالمیک _ شریان مغزی میانی _ شریان مغزی قدامی می‌شود. شریان مغزی میانی مهم ترین شریان تغذیه کننده نیمکره‌های مخ می‌باشد و در سطح خارجی نیمکره‌های مخ پخش می‌گردد. شاخه‌هایی از این شریان به قسمت‌های عمقی مخ و از آن جمله کپسول داخلی رفته و شریان هموراژی مغزی را تشکیل می‌دهد که انسداد یا پارگی آن باعث سکته مغزی (بر اثر خونریزی مغزی) می‌شود. شریان مغزی قدامی نیز قسمت‌های قدامی مغز را تغذیه می‌کند.

آسیب‌شناسی[ویرایش]

مغز نسبت به آسیبها بسیار حساس است ونورونها نمی‌توانند بیش از پنج دقیقه در برابر ایسکمی مقاومت کنند. نورونها در انسان بالغ قادر به تکثیر سلولی نیستند.جراحی مغز و اعصاب یک عمل فوق تخصصی جراحی است که با اعمال جراحی روی دستگاه عصبی بدن پاره‌ای از آسیب‌های مغز و اعصاب را می‌تواند بهبود بخشیده و یا از ادامه روند آسیب جلوگیری نماید.

از بین رفتن بافت میلین، بیماریهای مادرزادی و ضربه از دیگر آسیبهای مختلف مغز هستند.

آموزش طراحی سایت  قسمت آخر

تعیین موقعیت عناصر در هر جایی از صفحه که شما دوست دارید:

همواره بدون هیچ گونه مداخله ای از سوی یک مرورگر وب، تمامی عناصری که درون یک صفحه سایت قرار دارند به همان ترتیب نمایش داده می شوند، بنابراین اگر در تگ هدر، منوی راهبری قرار داشته باشد و در سر تیتر دوم، سه پاراگراف قرار دهیم در زمان نمایش در مرورگر خواهید دید که نحوه نمایش آنها به همان ترتیبی است که درون سورس قرار دارد و تا اینجای کار نحوه سایت زدن ما به همین نحوی بوده است که در اینجا توضیح دادیم، اما در این بخش از آموزش می خواهم شما را با برخی از قدرت های واقعی css و تاثیراتی که می تواند بر روی سورس مان داشته باشد آشنا کنم. در این قسمت شما خواهید آموخت که چطور می توانید برای عنصرخاصی در صفحه مشخص کنید که به طور صریح در کدام قسمت از محتوای سایت نمایش یابد بی آنکه به ترتیب قرار گرفتن عناصر درون صفحه توجه کنید.

نمایش ساختار:

زمانیکه از css برای استایل دهی به سایت های خود استفاده می کنید برای هر قسمت از سایت خود یک Border در نظر بگیرید به این ترتیب به خودتان کمک می کنید تا به راحتی برای آن قسمت خاص استایل های مد نظرتان را بیافزاید وتاثیر آن را مشاهده نمایید، تنها باید به خاطر داشته باشید که پس از اینکه کارتان با آن قسمت تمام شد(css موقتی)border ای را که افزوده اید حذف نمایید. بیایید برای خود قسمتی از سایت را یاد آوری کنیم:


"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">


Contact Us at Bubble Under







Contact Us


To find out more, contact Club Secretary Bob Dobalina on 01793 641207 or email href="bob@bubbleunder.com">bob@bubbleunder.com.






حالا بیایید به فایل css خود یک borderبه هر یک از عناصر خود در صفحه اضافه کنیم. این استایل را در انتهای فایل css خود درج نمایید، بنابراین باعث می شود تا برای تمامی عناصر سایت خود بردر را بکار ببرید و عنصری از قلم نیفتد و چنانچه عنصری دارای بردر است این خصیصه برایش تکرار خواهد شد.


#header, #sitebranding, #tagline, #navigation, #bodycontent {
border: 1px solid red;
padding: 2px;
margin-bottom: 2px;
}


در اینجا من برای عناصر از پدینگ و مارجین پایین استفاده کرده ام تا دیدن عناصر درون هر قسمت از این بردر ها را برای خود آسان نماییم. تصویر ایجاد شده را می توانید در عکس پایین ملاحظه بفرمایید.

design-web-141.jpg
این تصویر کمی زشت به نظر می رسد، درسته؟ این تصویر حتی برای مدت کوتاهی زشت تر هم خواهد شد زمانیکه ما متن بخش درباره ما را جابجا می کنیم. همانطور که شما هم می دانید زمانیکه میخواهید دکوراسون منزل خود را تغییر دهید تمامی لوازم منزل خود را جا بجا می کنید و جای اصلی آنها را تغییر می دهید، زمانیکه در حال انجام این کار هستید و نصفی از کار خود را انجام داده اید با اینکه ظاهر منزل به هم ریخته است اما می دانید این جریان موقتی است و این به هم ریختگی پایان خواهد یافت. در مورد وب سایت ما و این تصویر نیز دقیقا همین روند پابرجاست.


موقعیت دهی مطلق( absolute) :


شاید به جرات بتوان گفت که راحت ترین روش برای موقعیت دهی به عناصر استفاده از موقعیت دهی مطلق برای عناصر است. در هنگام استفاده از موقعیت دهی مطلق می بایست موقعیت آن عنصر را از بالا و چپ صفحه نیز معین کنیم. تصور کنید از یک مغازه جواهر فروشی می خواهید خرید کنید و آدرس یک قطعه طلا را می خواهید به شخص فروشنده بدهید، می گویید " می توانم آن ساعتی را که در ستون پنجم است و از بالا در ردیف سوم قرار دارد را ببینم؟"
استفاده کردن از موقعیت دهی مطلق به سادگی انجام می شود تنها کافیست که جهت های مد نظر خود را (موقعیت آن عنصر از بالا و چپ) در کنار موقعیت مطلق داده شده به عنصر در فایل css آن اضافه نمایید. در مثال زیر، ما موقعیت های top و left را برای یک div با عرض 90px در نظر گرفته ایم تا هم از بالا و هم از سمت چپ پنجره مرورگرمان به میزان px200 فاصله ایجاد کرده ایم.





Absolute Positioning


#redblock {
position: absolute;
top: 200px;
left: 200px;
color: white;
background-color: red;
width: 90px;
height: 90px;
padding: 5px;
}



Absolute Positioning


This is the red block.

The red block is positioned 200 pixels from the top and 200 pixels from the left.




design-web-142.jpg


آماده شدن برای جابجایی عنصر با استفاده از موقعیت دهی:

در این قسمت به موقعیت دهی مطلق به عناصر و با توجه به فاصله آنها از بالا و چپ نسبت به پنجره مرورگر شروع می کنیم. به همین دلیل می بایست ابتدا زمانی را در نظر بگیرید و استایل های موقتی را که داده اید حذف کنید. در نتیجه ما نیز استایل های پدینگ و بردر داده شده را که به عنصر body مان داده بودیم پاک می کنیم.


- فایل style. css را باز کردهو پدینگ و بردر داده شده به عناصر Body را پاک کنید.
- در عوض به جای آن، دو خصیصه padding و margin را نوشته و مقادیر آنها را برابر با صفر قرار دهید.
استایل های بکار برده شده برای عناصر body شما در فایل css می بایست مانند زیر باشد:


body {
background-color: #e2edff;
font-family: Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif;
line-height: 125%;
padding: 0;
margin: 0;
}


حالا مرورگر خود را refresh نمایید آنچه که ملاحظه می نمایید می بایست همانند تصویر زیر باشد:


design-web-143.jpg


تگ های سر تیتر درون صفحه یعنی BubbleUnder.com و About Us به وسیله مارجین احاطه شده اند. که این مارجین توسط مرورگر به آنها داده شده حتی اگر ما خودمان به آنها مارجین ندهیم. ایده خوبی است که بیاییم و این مارجین ها را از بین ببریم وسعی کنیم تا تیترها تا آنجایی که امکان دارد به گوشه بالا و سمت چپ div دربرگیرنده آن نزدیک شوند. این امر باعث می شود تا موقعیت دهی به تیتر ها برای ما راحتتر شده و همچنین مطمئن می شویم که صفحه وب ما درون تمامی مرورگر ها به صورت یکسان نمایش می یابد.


- در فایل style.css تگ h1 را بیابید.
- خصوصیت جدیدی به آن اضافه نمایید و مقدار مارجین آن را برابر با صفر قرار دهید.

h1 {
font-size: x-large;
background-color: navy;
color: white;
padding-top: 2em;
padding-bottom: .2em;
padding-left: .4em;
margin: 0;
}


- tagline p# را نیز درون فایلcss یافته و مقدار مارجین آن را حذف نمایید:


#tagline p {
font-style: italic;
font-family: Georgia, Times, serif;
background-color: #bed8f3;
border-top: 3px solid #7da5d8;
border-bottom: 3px solid #7da5d8;
padding-top: .2em;
padding-bottom: .2em;
padding-left: .8em;
margin: 0;
}



صفحه سایت خود را refresh نمایید. فواصلی که قبل و بعد از تیترهای ذکر شده در تصویر بالا گفته شد می بایست از بین رفته شده باشد و تصویری همانند شکل زیر را مشاهده نمایید.


design-web-144.jpg
خوب حالا در این مرحله سایت شما از هر زمان دیگری زشت تر خواهد شد اما مهم نیست و نباید نگران باشید چرا که این امر موقت است و تنها باید توجه داشته باشید که برای اینکه به راحتی جابجا شدن عناصری از صفحه را که می خواهید و به صورت مطلق جای آنها را درون صفحه معین کنید را مشاهده نمایید به آنها Border ای با رنگ قرمز بدهید تا جابجایی آنها برایتان مشخص باشد. سپس به انتهای فایل css خود خصوصیت جدید زیر را اضافه نمایید.

#navigation, #bodycontent, #header {
position: absolute;
}

حالا فایل css را ذخیره کرده و مجددا صفحه سایت را refresh نمایید.

• به هیچ وجه از به هم ریختگی سایت خود نگران نشوید !


حتما الان از به هم ریختگی سایت خود ناراحت هستید و با خود می گویید که آیا هر بار که می خواهید از موقعیت دهی مطلق استفاده نمایید با همچین صحنه ای روبرو خواهید شد؟! بسیاری از طراحان وب سایت برای هر عنصری از سایت که می خواهند از موقعیت دهی مطلق استفاده کنند از همان ابتدا فاصله آن را از بالا و سمت چپ پنجره مشخص می نمایند تا آن عنصر سر جای خود قرار گیرد و با تصویری مانند آنچه که شما با آن مواجه شده اید را برخورد نکنند، این کار تنها با تمرین امکان پذیر است و به نظر من اهمیت کار در اینجاست که شما با این روند به طور کامل آشنا شوید.


design-web-145.jpg
همانطور که میبینید هر سه قسمتی که مقدار مطلق گرفته اند در گوشه چپ و بالای سایت بر روی یکدیگر افتاده اند، چون ما به مرورگر برای هر یک از آنها مقدار مجزایی نداده ایم و بنابراین مرورگر تنها آنها را همانطور که در سورس مقدار دهی شده اند نمایش می دهد. تنها می داند که آنها به طور مطلق مقدار دهی شده اند و اینکه موقعیت هر یک از آنها کجاست را نمی داند.
پس بیایید با جابجا کردن محتوای اصلی سایت و منوی راهبری به سمت پایین محتوای تگ Header را ببینید. در فایل css خود دستور زیر را اضافه کنید:

#navigation, #bodycontent {
top: 120px;
}

این دستور باعث می شود تا دو عنصر , #navigation #bodycontent به سمت پایین شیفت یابند. این تغییر را می توانید در تصویر زیر ببینید. حالا موقعیت از top را برای این دو عنصر تعیین کردیم اما همانطور که در شکل می بینید، منوی راهبری و متن درباره ما بر روی هم دیگر افتاده اند پس از سمت چپ به آنها موقعیت (فاصله) می دهیم تا در کنار یکدیگر قرار گیرند. به همین دلیل به عنصر bodycontent به اندازه px200 از سمت چپ فاصله می دهیم تا از منوی راهبری که پهنایی برابر با 180px دارد فاصله گرفته و در کنار آن قرار گیرد.


design-web-146.jpg
پس با توجه به توضیحات داده شده آنچه که می بایست به css خود اضافه کنید تا ظاهر سایت درست شود، بدین صورت است:

#navigation, #bodycontent, #header {
position: absolute;
}
#navigation, #bodycontent {
top: 120px;
}
#bodycontent {
left: 200px;
}


design-web-147.jpg


برای اینکه طراحی صفحه سایت ما تمام شود همچنان کمی کار لازم است تا انجام شود:


- محدوده header و tagline تا انتهای سطر ادامه ندارند.
- بین tagline و h1 فاصله بیهوده ای وجود دارد.
- پدینگ و بردر های قرمز داده شده به عناصر را می بایست حذف کنیم.
- یک یا دو کامنت می بایست به css مان اضافه کنیم تا توضیح بدهیم که در این قسمت چه کاری انجام داده ایم.

خوب حالا شروع می کنیم به ایجاد تغییرات گفته شده در بالا تا طرح نهایی این صفحه از سایتمان ساخته شود.


-  تگ body و منوی راهبری را از بالا به جای px120 به میزان 107px فاصله دهید . این کار باعث می شود تا پس از حذف کردن بردر های قرمز فاصله میان تگ ها مناسب باشد.
- سپس به مرورگر ، تگ headerو tagline بگویید تا سطر را به طور کامل اشغال کنند.(این کار با اجرای دستور width براربر با 100% عملی خواهد شد.)
- بردرهای قرمز رنگی را که پیش تر ایجاد کرده بودیم را حذف می کنیم.
- در نهایت فکر خوبیست تا برای تمامی عناصری که موقعیت مطلق داده ایم کامنتی برای توضیح بنویسیم تا بدانید که چکاری انجام داده اید.


به این ترتیب آنچه که با توضیحات بالا برای ایجاد تغییر در فایل css خود ایجاد کرده ایم، به صورت زیر خواهد بود:


/*
This section deals with the position of items on the screen.
It uses absolute positioning - fixed x and y coordinates measured
from the top-left corner of the browser's content display.
*/
#navigation, #bodycontent, #header {
position: absolute;
}
#navigation, #bodycontent {
top: 107px;
}
#bodycontent
left: 200px;
}
#header {
width: 100%;
}


به این صورت سوال مطرح شده این است که این تغییرات وب سایت ما را به چه شکلی در می آورد؟ صفحه ساخته شده وب شما نیز باید همانند تصویر زیر باشد:


design-web-148.jpg


تقریبا می توان گفت که ظاهر سایت عالی شده است اما یک کار کوچک دیگر نیز می توان انجام داد تا دیگر طراحی سایت ما عالی به نظر برسد. به تگ Header یک بردر از بالا با ضخامت 3px بدهید. برای منوی راهبری از همان رنگ آبی ای که برای tagline استفاده کرده اید و بیایید تا بردر نقطه چین دور منوی راهبری را حذف کنیم. دستورات تغییرات گفته شده نیز بدین صورت خواهد بود:

#navigation {
width: 180px;
background-color: #7da5d8;
}
#header {
border-top: 3px solid #7da5d8;
}


اینک فایل css خود را ذخیره کرده و مرورگر خود را refresh نمایید. تصویر نهایی به این صورت خواهد بود:


design-web-149.jpg

پایان

آموزش طراحی سایت  قسمت13

بردرهای دو تایی:
شما می توانید برای عناصر  block از بردر دوتایی نیز استفاده کنید، مانند شکل زیر:

.highlight {
border-width: 5px;
border-style: double;
border-color: silver;
}

 
design-web-131.jpg
استایل دهی برای یک عنصر برای هر طرف به شکل مجزا:

تا اینجا بردرهایی که استفاده شد برای هر چهار طرف یک عنصر بود، اما در این قسمت می خواهیم برای هر طرف از یک عنصر بردرهای گوناگونی را به طور مجزا تعریف کرده و به کار ببریم. به مثال زیر توجه کنید:

.highlight {
border-top-width: 1px;
border-top-style: solid;
border-top-color: red;
border-bottom-width: 3px;
border-bottom-style: dotted;
border-bottom-color: blue;
border-left-width: 5px;
border-left-style: dashed;
border-left-color: yellow;
border-right-width: 7px;
border-right-style: double;
border-right-color: fuchsia;
}


همانطور که در شکل پایین می بینید، بردر های زیر تصویر بسیار زشتی را ایجاد کرده اند. اگرچه بیان می کند که شما می توانید هر یک از بردرهای زیر را به صورت جداگانه استفاده کنید.به عنوان مثال از border-bottom به تنهایی می توان به عنوان یک خط جداکننده  برای جدا کردن بخش های مختلف در صفحه استفاده کرد.
 
design-web-132.jpg
سبک دهی به بردرها به طور مختصر :
همانطور که در مثال های قبل دیدید به نظر شما بهتر نیست که به جای اینکه برای استایل دهی بردر به یک عنصر از چندین css  استفاده کنیم از روش کوتاهتری آن کار را انجام دهیم؟ البته که روش دوم بهتر است، پس با هم این روش را یاد می گیریم :

.highlight {
border: 5px  solid  black;
}


این روش یک راه ساده و بسیار کوتاه برای استایل دهی به بردرهاست که تمامی مرورگرها آن را پشتیبانی می کنند، علاوه بر آن کمک می کند تا شما تایپ کمتری را انجام دهید و همچنین باعث می شود تا حجم دانلود فایل شما نیز کمتر شود، به همین دلیل من استفاده از این روش را نسبت به روش قبلی به شما توصیه می کنم. شما هم می توانید برای border-top, border-right, border-bottom  و نیز  border-left به صورت مجزا از استایل های مجزا به همین روش مختصر نویسی استفاده کنید.

استایل بردرهایی که شما می توانید استفاده کنید: 
مثال های بالا بیشتر استایل هایی را که شما می توانید استفاده کنید به شما نشان داد. در زیر لیستی از گزینه های مختلفی را که برای شما قابل استفاده است را آورده ایم.

ضخامت بردر:
مقدار ضخامت بردر را می توان با واحد های px  ،  pt  و یا em به کار برد.
به صورت پیش فرض هم می توانید از کلمات کلیدی خود    htmlبرای ضخامت دادن به بردر استفاده کنید که شامل سه سایزو باریک (thin) ،  متوسط (medium) و ضخیم (thick) است.
استایل بردر :
یک بردر می تواند هر یک از استایل های زیر را داشته باشد:

■  solid (مقدار پیش فرض) 
■  double
■  dotted
■  dashed
■  groove
■  ridge
■  inset
■  outset

رنگ بردر :
رنگ بردر هم مانند سایر عناصر سایت که به آنها رنگ می دهیم مقدار می گیرد. رنگ های خود html که با کلمات کلیدی مشخص شده اندمثل red و نیز از طریق اعداد هگزا دسیمال مثل #ff0000.

شکل دهی و سایز دهی به عناصر درون سایت:
 بیایید تا تغییرات کوچکی به پروژه سایتمان بدهیم. از عنصر body شروع می کنیم. Style1.css را در پروژه خود باز کنید(این فایل  که به عناصر وب سایت شکل میدهد در تگ header  به صفحه ما وصل می شود) و استایل های داده شده به body را نگاه کنید و در ادامه استایل های داده شده به آن بردری مثل زیر به آن بیافزایید:

body {
font-family: Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif;
background-color: #e2edff;
padding: 15px;
line-height: 125%;
border: 4px solid navy;
}


نگاهی به صفحات سایت خود در مرورگر کنید ظاهر تمامی آنها باید مانند شکل زیر باشد.
بیایید کمی تغییر هم در منوی راهبری بدهیم، پیش تر در فصل 2 پیشنهاد دادم که برای قسمت های کلیدی سایت خود از id  استفاده کنید، ما نیز در اینجا از آن خصیصه  استفاده می کنیم.
 
design-web-133.jpg

در   style1.css برای منوی راهبری این مقادیر را تعریف کنید و سپس آن را ذخیره کرده و در مرورگر آن را ببینید.

#navigation {
width: 180px;
border: 1px dotted navy;
}

 
design-web-134.jpg

تغییر بعدی که می توانیم به منوی راهبری بدهیم background-color است، پس در ادامه css آی دی navigation آن را نیز اضافه می کنیم.
    

#navigation {
width: 180px;
border: 1px dotted navy; 
background-color: #7da5a8; 
}


حالا منوی ما بهتر به نظر می رسد، اما رنگ پس زمینه ای که انتخاب کرده ایم باعث می شود تا رنگ لینک های مشاهده شده خوانایی کمی داشته باشند به همین دلیل رنگ لینک های مشاهده شده را تغییر می دهیم.

a:visited {
color: navy;
}


حالا بهتر شد، در مرحله بعد بهتر است که به tag line بردر و رنگ پس زمینه بدهیم . در مثال فوق یک تگ div  بالای منو وجود دارد که آی دی #tagline   دارد و داخل آن یک تگ p    وجود دارد. پس بدین ترتیب به آن استایل می دهیم:

#tagline p {
font-style: italic;
font-family: Georgia, Times, serif;
background-color: #bed8f3;
border-top: 3px solid #7da5d8;
border-bottom: 3px solid #7da5d8;
}


با ذخیره کردن فایل css خود می بایست خروجی مانند شکل زیر داشته باشید:
 
design-web-135.jpg
    
حالا برای مشخص شدن تگ های h1 و h2 از همدیگر، برای آنها تفاوت قائل می شویم و بین آنها کمی css های متفاوت درج می کنیم چرا که استفاده از رنگ پس زمینه تیره برای هر دو آنها باعث شده تا تیترهای سایت  بیش از حد دارای رنگ پس زمینه تیره باشند.
css های زیر را کپی کرده و در css خود اضافه کنید، بدین ترتیب ظاهری مثل تصویر زیر را باید در مرورگر خود مشاهده کنید.

h1, h2, h3 {
font-family: "Trebuchet MS", Helvetica, Arial, sans-serif;
}

h1 {
font-size: x-large;
background-color: navy;
color: white;
}

h2 {
color: navy;
font-size: 130%;
font-weight: normal;
}


 design-web-136.jpg

ما برای تگ h2 فاصله بین خطوط یا همان line-height را برابر با 130% انتخاب کردیم که می شود مقداری که از سایز  large بزرگتر و از x-large  کوچکتر است. 

نکته از مترجم :
دقت نمایید همه این مراحل جز تمرین شما حساب می شود و می توانید روی هر فایلی انجام دهید . یعنی مهم نیست حتماً روی فایل معرفی شده از کتاب کار کنید.

افزودن   : padding
اگر نگاهی به بخش heading  سایت خود و به بردرهای آن که در بخش های پیش به بررسی آنها پرداختیم بیاندازید. متوجه می شوید در جاهایی که دور متون بردر قرار دادیم بردر ها به متون چسبیده اند و هیچ فاصله ای میان آنها نیست. این گونه نمایش متون کمی نامناسب به نظر می رسد، به نظر شما ایطور نیست؟ برای رفع این مسئله بیایید تا کمی فاصله میان آنها ایجاد کنیم، بدین منظور از padding استفاده می کنیم.
در پایین سه روش مختلف برای افزودن padding  به عناصر بلاک با واحد های مختلف em و px و % استفاده شده است:

.pixelpadding {
padding: 30px;
border: 1px dashed gray;
}
.empadding { 
padding: 2em;
border: 1px dashed gray; 
}
.percentagepadding {
padding: 5%;
border: 1px dashed gray;
}

 design-web-138.jpg

کدام واحد اندازه گیری مناسب تر است؟
اگر هر سه روش بالا تاثیر یکسانی بر روی طراحی سایت شما می گذارند، پس چه چیزی در زمان انتخاب یکی از روش هاتوسط شما تاثیر گذار است؟ پاسخ این است: که شما دوست دارید سایت  شما چگونه رفتار کند و نمایش یابد.
نکته بسیار مهم :
•    اگر شما تمایل دارید که سایت شما با تغییر سایز پنجره کوچک و بزرگ شود بنابراین می بایست ازروش  درصدی استفاده کنید.  هر قدر سایز پنجره مرورگر شما بزرگتر شود به همان نسبت نیز میزانpadding  داده شده بزرگتر خواهد شد. برای مثال در طراحی سایت  فوق از این روش استفاده شده است.
•    اگر که می خواهید طوری سایت خود را طراحی کنید که با تغییر دادن سایز فونت های صفحه فاصله هایی که در سایت خود ایجاد می کنید به همان نسبت کم و یا زیاد شوند پس در این صورت شما باید از مقیاس em استفاده کنید. چرا که اندازه های موجود در سایت بر اساس میزان سایز فونتی است که کاربر برای مرورگر خود تنظیم کرده است، اگر کاربران سایز فونت مرورگر خود را افزایش دهند در این صورت فاصله های با مقیاس em نیز همزمان با تغییر سایز فونت مرورگر زیاد خواهند شد.
•    اگر که شما در طراحی وب سایت خود برای عناصری در سایتتان که قرار است بدون در نظر گرفتن سایز فونت ها و نیز تغییر سایز پنجره مرورگر همواره یک سایز ثابتی داشته باشند از مقیاس پیکسل می بایست استفاده نمایید. یک پیکسل تقریبا برابر با یک نقطه در صفحه مانیتور شما می شود. چرا می گوییم تقریبا چون اکثر مرورگرهای جدید قابلیت امکان بزرگنمایی صفحه را برای کاربر دارند و تمامی عناصر صفحه را می توانند به یک نسبت  بزرگ نمایند که در این میان کاربران قدرت کنترل کمی در حین بزرگنمایی  نسبت به عناصر خواهند داشت. 

تعریف padding و افزودن آن به سایت :
اضافه کردن فاصله در میان عناصر سایت باعث بهبود دادن ظاهر سایت خواهد شد.بیایید تا با هم این کار را انجام دهیم و تغییراتی را در پروژه خود اعمال کنیم. کمی وقت بگذارید و padding های لازم را به به تگ های  heading (سر تیترها) در فایل style1.css  خود انجام دهید.
به تگ h1 خود در انتهای استایل های داده شده خطوط پر رنگ شده را اضافه کنید.

h1 {
font-size: x-large;
background-color: navy;
color: white;
padding-top: 2em;
padding-bottom: .2em;
padding-left: .4em;
}


در مرحله بعد بیایید و برای تگ h2  خود نیز کمی فاصله ایجاد کنید.

h2 {
color: navy;
font-size: 130%;
font-weight: normal;
padding-top: 15px;
}


در نهایت نیز tagline p را نیز یافته و به آن هم مقادیر زیر را بدهید:

#tagline p {
font-style: italic;
font-family: Georgia, Times, serif;
background-color: #bed8f3;
border-top: 3px solid #7da5d8;
border-bottom: 3px solid #7da5d8;
padding-top: .2em;
padding-bottom: .2em;
padding-left: .8em;
}


حالا فایل css خود را ذخیره کرده و پنجره مرورگر خود را refresh کنید تا تغییرات را ببینید.  همانطور که ملاحظه می کنید تصویر سمت چپ قبل از اعمال padding به عناصر سایت را نمایش می دهد و تصویر سمت راست تصویری است که پس از اعمال تغییرات می بایست مشاهده نمایید.
 
design-web-139.jpg

Margin:
خوب تا اینجا شما آموختید که شما می توانید به عناصر بلاک سایز بدهید، به آن border بدهید و از padding  استفاده کنید تا برای عنصر مد نظر بتوانید از کناره ها فاصله ایجاد کنید. در اینجا خصوصیت جدیدی را یاد می گیرید که البته بسیار پر کاربرد نیز هست.
margin  ، باعث می شود که شما بتوانید  مشخص کنید که یک عنصر نسبت به فضای اطراف خود از بیرون چقدر فاصله داشته باشد. تنها تفاوت میان دو پاراگراف پایین  همانطور که می بینید فقط به خاطر وجود خصوصیت margin در شکل زیر مشخص شده است.

design-web-1391.jpg

حالا می خواهیم مارجین دو عنصر ul و   h2را تغییر بدهیم، مرورگرهای مختلف مقدار پیش فرض margin-top مختلفی را برای این عناصر بکار می برند، علاوه بر این مقدار پیش فرض بیایید تا یک مقدار ثابت 15 پیکسلی برای این دو تنظیم کنید تا در مورد مقدار فاصله بیرونی این عناصر گمراه نشوید:

h2, ul {
margin-top: 15px;
}


مدل جعبه ای:
در شکل زیر می خواهیم برای عنصر block تمامی خصوصیات؛margin،padding،border ،height  و width را بکار ببریم:
 
design-web-1392.jpg

این شکل را به خاطر بسپارید تا تفاوت مارجین و پدینگ و بردر دیگر ملکه ذهن شما شود. 
دقت کنید چیزی که در این جا مهم است این است که padding   میتواند روی عرض و ارتفاع حقیقی عنصر تاثیر بگذارد.

آموزش طراحی سایت  قسمت12

تشخیص عناصر inline 

ساده ترین روش تشخیص یک عنصر inline   از  blockاین است که  عنصر inline درون یک عنصر دیگر قرار می گیرد. یک مـثال فیزیکی برای این مسئله این است که شما می توانید درون یک جعبه یک عکس یا چندین عکس را قرار دهید اما درون یک عکس نمی توان چندین جعبه را قرار داد. 
 از لحاظ فیزیکی نیز این امر امکان پذیر نیست. یک مثال خوب برای این موضوع span  است که می تواند گروهی از کلمات را به هم مربوط کند و به آنها استایل دهد:

Bubble Underis a group of diving
enthusiasts based in the south-west UK who meet up for diving
trips in the summer months when the weather is good and the
bacon rolls are flowing. We arrange weekends away as small
groups to cut the costs of accommodation and travel and to
ensure that everyone gets a trustworthy dive buddy.


مثال های دیگری برای عناصر درون خطی:
•    em
•    Strong
•    Cite
•    a
به مثال بالا یکبار دیگر نگاه کنید، هر یک از عناصر inline بالا می توانند به جای تگ span در پاراگراف قرار گیرند:

Bubble Under is a group of diving enthusiasts...


Bubble Under is a group of diving enthusiasts 


Bubble Under is a group of diving enthusiasts...


Bubble Under is a  group of diving enthusiasts...


باوجود اینکه عنصرimg یک عنصر درون خطی است، اما ما آن را مثل روش های گفته شده در بالا استفاده نمی کنیم. تصویر هیچگونه اطلاعاتی را برای مرورگر تامین نمی کند که به عنوان مثال متن خود را چگونه نمایش بدهد چون یک تصویر تنها یک عکس است و متنی برای نمایش دادن ندارد.

عناصر inline درون یکدیگر

عناصر   inline  بدون هیچ مشکلی می توانند درون یکدیگر قرار گیرند، به مثال زیر دقت کنید:

 

Bubble
    Under
is a group of diving enthusiasts based in
the south-west UK who meet up for diving trips in the summer
months when the weather is good and the bacon rolls are
flowing. We arrange weekends away as small groups to cut the
costs of accommodation and travel and to ensure that everyone
gets a trustworthy dive buddy.


یکی از قوانین XHTML  باز و بسته شدن تگ هاست .باید دقت داشته باشید اگر تگی باز شود و بعد از آن تگ های دیگری باز شوند نحوه بسته شدن تگ ها به صورت بر عکس خواهد بود یعنی ابتدا آخرین تگی که باز شده بسته می شود و این روند بستن تگ ها تا آنجایی پیش می رود که  به اولین تگی برسیم که باز کرده ایم.


    


Bubble Under




این مدل کد زدن برای تمامی تگ ها و عناصر inline  و یا block بکار میرود و هیچ تفاوتی نمی کند.
نکته از مترجم : عناصر block هیچگاه درون عناصر inline  قرار نمی گیرند مگر در استثناء هایی در استاندارد  HTML5 

استایل دهی به عناصر inline  و  :block

عناصر Inline یکسری از خصوصیات را می توانند به ارث ببرند اینجا لیست وار برای مروری اجمالی یادآور می شوم:
•    تغییر رنگ ( متن یا پس زمینه )
•    تغییر خصوصیات فونت (سایز، نوع قلم، سایر خصیصه های استایل دهی به فونت مثل: زیر خط کشیدن و ...)
و برای عناصر block این محدودیت را نداریم و عناصر می توانند خصیصه های بیشتری از ابزارهای css را به ارث ببرند:
•    به یک متن یا پاراگراف می توان عرض و ارتفاع ثابتی داد.
•    برای عناصری که درن یک div قرار گرفته اند می توانید paddingاستفاده کنید تا آنها را از لبه های div اصلی فاصله دهید.
•    جابجا کردن یک عنصرblock در هر جای صفحه وب بدون در نظر گرفتن موقعیت آن در صفحه  که باعث می شود بسیار چشمگیر ظاهر شود.
نکته مترجم : دقت نمایید برای این که بتوانیم ظاهری بیشتر از 2 مورد مطرح شده برای عناصر inline  به عنصر مورد نظر بدهیم میبایست آن را به block  تبدیل نماییم.

اندازه دادن به عناصرblock  :

به طور پیش فرض عناصر block عرضی معادل با 100% فضای اطراف خود را در صفحه سایت اشغال می کنند. حتی اگر که div ای که در برگیرنده آنهاست دارای ارتفاع یا عرض مشخصی باشد. تا اینجای کار تمامی مثال های ما شامل این قضیه می شد اما اگر شما بخواهید می توانید این مقدار را عوض کنید و به جای 100% به آن مقدار دیگری را بدهید.

تنظیم کردن عرض

در نظر بگیرید که شما چندین پاراگراف دارید که به طور پیش فرض این پاراگراف ها عرض 100% دارند (چرا که block) هستند، و اکنون شما می خواهید تا یکی از این پاراگراف ها بیشتر از بقیه چشمگیر باشد و عرض آن با بقیه متفاوت باشد پس از طریق css به آن پاراگراف استایل خاصی می دهیم.

We've stayed in quite a few caravan parks and camp sites over
the last couple of months, and I've started to notice a few
things that seem to suggest that there are some unwritten
rules of staying at these places. Unwritten until now, that is.


Everyone else on site will be better prepared and better
equipped than you. It's a fact. No matter what extras you
might carry, someone a couple of plots down will still have
more. Utensil envy is rife.


When you first park, the distance
between the power supply and your van's power socket will be
precisely 2 inches longer than the inadequate power lead that
you own.


On the hottest evenings, you will be parked next to someone
with a very flashy van that's equipped with an air-con unit.
 It will be facing you, blowing out hot air and taunting you
with its efficient hum.


design-web-121.jpg
 
تنظیم کردن ارتفاع :

تنظیم کردن ارتفاع یک عنصر هم به همان سادگی عرض دادن به آن عنصر بلاک است، اما در بیشتر مواقع عموما از دادن یک ارتفاع ثابت به عناصر پرهیز می شود زیر را باعث می شود تا محدودیتی را برای عناصر خود ایجاد کنید این کار تنها زمانی صورت می گیرد که بدانید تعداد آیتم های موجود در تگ شما محدود است و بنابر این برای اینکه مطمئن شوید ارتفاع آن همواره ثابت خواهد بود به آن می توانید ارتفاع بدهید، به عنوان مثال برای منوی راهبر سایت که معمولا تعداد لینک هایی که در آن قرار می گیرد در بین صفحات مختلف سایت  مشخص است.
XHTML  زیر را در نظر بگیرید:


همانطور که در کد بالا می بینید یک تگ  div منوی راهبر ما را در برگرفته است و همانطور که می بینید دارای id است به اسم mainnavigation و اگر به خاطر داشته باشید قبلا گفتیم که div یک عنصر بلاک است ، پس می توانیم به آن استایل دهی کرده و css بدهیم و در این میان چون تعداد این لینک ها تقریبا مشخص است می توان برای آن عرض و ارتفاع خاصی را در نظر گرفت، خوب پس بیایید با هم به آن استایل دهیم :

#mainnavigation {
background-color: #ffcc33;
color: navy;
font-weight: bold;
width: 200px;
height: 400px;
}


همانطور که در کد بالا می بینید من به این منوی رنگ پس زمینه #ffcc33 نیز داده ام تا در زمان نمایش عنصر بلاک را به راحتی تشخیص دهید و ببینید، همچنین به آن عرض و ارتفاع ثابتی داده ام که به شکل یک چهارگوش نمایش یابد.

design-web-122.jpg

اگر منوی راهبری بیش از حد طولانی شود چه اتفاقی می افتد؟

گفتیم که می توانیم فرض کنیم که تعداد آیتم های منوی ما محدود است پس می توان به آن عرض و ارتفاع داد، اما باید این نکته را در نظر گرفت که بسته به نوع مرورگر نحوه نمایش آن متفاوت است:
-    در فایر فاکس 3 و  IE 7 , 8ارتفاع داده شده باعث می شود تا پس زمینه به همان ارتفاعی که مشخص شده به رنک مورد نظر (زرد رنگ ) نمایش یابد و از آنجا به  بعد از تگ فوق بیرون می زند.
-    اما در مرورگر های قدیمی IE نسخه های 6 به قبل از آن پس زمینه زرد رنگ بدون در نظر گرفتن اینکه ارتفاع ثابتی دارد اگر تعداد آیتم های آن زیاد تر از ارتفاع داده شده شود توسعه می یابد.
شکل زیر به ترتیب از چپ به راست مصداق توضیحات بالاست:

design-web-123.jpg

نکته از مترجم :  این تفاوت نمایش در مرورگرهای مختلف یکی مهمترین مشکلات یک طراح حرفه ایست. در نتیجه برای یک طراحی سایت بدون نقص می بایست مرحله به مرحله وب سایت را در مرورگرهای مختلف تست نمایید.

افزودن border به عناصر block  :

برای عناصر بلاک شما می توانید انواع مختلفی از border (کناره) را به کار ببرید که شامل:
-    ضخامت های مختلف برای کناره ها
-    سبک دهی های مختلف به کناره ها (خطوط صاف ، نقطه چین و ...)
-    دادن رنگ های دلخواه
Css ای که می توان برای این مورد به کار برد به ترتیب: border-width   و  border-style   و  border-color.
به مثال زیر نگاه کنید تا بهتر آن را درک کنید:

.highlight {
border-width: 5px;
border-style: solid;
border-color: black;
}

design-web-124.jpg

کناره inset 

اگر بردر solid به کار شما نمی آید شما می توانید از بردر inset استفاده نمایید. شکل ظاهری آن مثل تصویر زیر خواهد بود:
 

.highlight {
border-width: 10px;
border-style: inset;
border-color: #999999;
}

design-web-125.jpg

:رنگی Border

شما می توانید از رنگ هم در css خود برای کناره ها استفاده کنید تا بردرهایی با دو رنگ و جلوه متفاوت ایجاد کنید:

design-web-126.jpg

.highlight {
border-width: 10px;
border-style: ridge;
border-color: red; 
{


مدل های دیگر بردر به شکل زیر است:

design-web-127.jpg

.highlight {
border-width: 10px;
border-style: dotted;
border-color: purple; 
}


design-web-128.jpg
 

highlight{
border-width: 10px;
border-style: dashed;
border-color: purple; 
}


ادامه دارد اگر مورد استقبال قرار گیرد!

آموزش طراحی سایت  قسمت11

کدام یک از کدهای زیر بر روی عناصر تاثیر میگذارند؟

وقتی به یک عنصر یکسری خصوصیات نسبت می دهیم، و در یک استایل دهی گروهی یا در جای دیگری یکسری خصوصیات دیگر برای آن می نویسیم، از بین خصوصیات یکسان تمامی آنها به ارث برده میشود و از بین سایر خصوصیات آن ویژگی هایی به ارث می روند که نسبت به سایر دستورات دیرتر و یا به عبارتی بعد تر نوشته شده اند و در صفحه استایل دهی پایین تر قرار گرفته اند. با هم به بررسی مثال زیر می پردازیم :
  

h2 
{
color: blue;
 font-size: medium;
 font-weight: normal;

h1, h2, h3 
{
 font-family: "Trebuchet MS", Helvetica, Arial, sans-serif;
 background-color: navy;
color: white;
}


در دستورات ابتدایی رنگ نسبت داده شده به تگ h2 آبی است، اما در استایل دهی گروهی رنگ نسبت داده شده به آن سفید است، به همین دلیل رنگ فونت انتخابی برای آن سفید خواهد بود. مهم نیست که در دستورات قبلی  100 بار رنگ آبی به h2 نسبت داده شود پرا که آخرین دستور  css رنگ سفید را به این تگ نسبت می دهد. 

استایل دهی به لینک ها:

لینک ها در سراسر دنیای وب وجود دارند، اگر به لینک های اولیه با استایل پیش فرض نگاهی بیندازیم می بینیم که لینک ها دارای یک خط در زیر نوشته لینک (underline)  هستند. به صورت پیش فرض مرورگرها از رنگ های زیر برای لینک ها استفاده می کنند:
آبی :    لینکی که مشاهده نشده باشد.
بنفش :  لینکی که شما آن را قبلا مشاهده کرده اید.
قرمز:   لینکی که فعال است و شما در حال کلیک کردن بر روی آن هستید.
در بیشتر مواقع استایل دهی به لینک ها ممکن است به شکل زیر باشد:

A
 {
 font-weight: bold;
 color: black;
}


با این دستور به جای اینکه لینک های آبی رنگ با سایز فونت نرمال داشته باشیم، لینک های شما به رنگ آبی و ضخیم خواهد بود. 
 
design-web-115.jpg

همانطور که قبلا اشاره کردیم تا کنون یک نوع حالت برای لینک ها معرفی کردیم، لینک های مشاهده شده، لینک های فعال و لینک هایی که هنوز بر روی آنها کلیک نشده است، اما نوع چهارمی وجود دارد که hover نامیده می شود، این حالت برای وقتی است که نشانه گر موس بر روی لینک می آید که با استایل دهی در css نیز میتوان خصوصیات این لینک را نیز تغییر داد.
در اینجا به برخی از استایل هایی که می توان به لینک ها داد نگاهی می اندازیم:

a {
 font-weight: bold;
 }
 a:link {
 color: black;
}
a:visited {
 color: gray;
}
a:hover {
 text-decoration: none;
 color: white;
 background-color: navy;
}
a:active {
 color: aqua;
 background-color: navy;
}


design-web-114.jpg
 
  عکس بالا کلیه حالت های مختلف لینک ها را نشان می دهد و حالت hover آن لینک تماس با ما  (contact us) است. تمامی رنگ های پیش زمینه و سایر رنگ های دیگر را می توانید با css  ایجاد کنید و می توانید افکت های بسیار جذابی مانند آن چیزی که در بخش فوتر سایت وب اسکالامشاهده نمایید ایجاد کنید.

پاک کردن پیشینه مرورگر:

مرورگرها به صورت پیش فرض مقداری از پیشینه صفحات وب سایت را در خود ذخیره می کنند و از این اطلاعات استفاده می کنند که بدانند آیا لینکی بازدید شده است یا نه، اما این کار برای زمانیکه طراح وب سایت در حال تست کردن صفحه سایتی است کمی مشکل ساز می شود به خصوص وقتی که طراح می خواهد لینکی که بازدید نشده است را استایل بدهد، اما چون صفحه سایت را چندین بار refresh  کرده مرورگر وی به اصطلاح cache  کرده و به همین دلیل لینک های بازدید نشده را بازدید شده می پندارد که به همین دلیل می بایست cache یا اطلاعات ذخیده شده را پاک کرد. برای این منظور به این صورت عمل می کنیم:
در مرورگر اینترنت اکسپلورر : تب  tools راانتخاب کرده، internet option  را کلیک می کنید، زیر browser history دکمه delete  را بزنید، در پنجره باز شده check box مربوط به history  را فعال کنید، انتخاب سایر گرینه ها با توجه به نظر خودتان می تواند صورت گیرد. در نهایت دکمه delete  را زده و پنجره internet option را ok میکنیم تا بسته شود و cache مرورگرمان پاک شود.
 
design-web-113.jpg

سایر مرورگرها نیز روشی مشابه دارند که آدرس دسترسی به history  آنها نیز به صورت زیر است:

Tools > Options یا   Preferences > Privacy



کلاس های انتخابگر  :

تا اینجا یاد گرفتیم که چگونه در یک فایل CSS خصوصیات مختلفی برای تگها بنویسیم و آموختیم که میتوان خصوصیات یک کلاس را برای تگهای مختلفی اعمال کرد یعنی میتوان کلاس را چندین بار استفاده کرد. به عنوان مثال بیایید کلاس زیر را دریک پاراگراف اعمال کنیم :

.fun {
color: #339999;
font-family: Georgia, Times, serif;
letter-spacing: 0.05em;
}


به این ترتیب 3 خصوصیت برای پاراگرافمان تعریف کرده ایم،که خصوصیت سوم letter-spacing  به معنای اینست که فاصله بین کلمات موجود درمتن 0.05em باشد. (اگرارتفاع حرف M رابرابربا em1 درنظربگیرید 5% این مقدار برابر با 0.05em خواهد بود).
حال برای این که این خصوصیات که در css نوشتیم برروی پاراگراف مدنظر اعمال شود کافیست که نام کلاس موجود در css رابه تگ مورد نظ مان درصفحه html نسبت دهیم:


A man walks into a bar; you would've thought he'd see it coming!


حال در نظربگیرید تگ 

درون صفحه html تان وجود دارد و درون این تگ میخواهید یک پاراگراف قرار دهید که کلاس fun داشته باشد ، همانند کد زیر:



    Happiness is a dip in the ocean followed by a
    int or two of Old Speckled Hen. You can quote me on that!"



به نظر شما اگر بخواهید چند پاراگراف درون این تگ قراردهید چه کارمیتوان کرد؟ میتوان راه حل زیر را اعمال کرد:


"Happiness is a dip in the ocean followed by a pint or two of Old Speckled Hen. You can quote me on that!


"Join us for a weekend away at some of our favorite dive spots and you'll soon be making new friends.


"Anyway, about time I got on with some proper work!"



اما همانطور که می بینید تکرار نام کلاس در تگها ی بالا زیاد صورت گرفته ، پس به جای استفاده از روش بالا میتوان روش بهتری را به کار برد   :



"Join us for a weekend away at some of our favorite dive spots and you'll soon be making new friends.


"Anyway, about time I got on with some proper work!"



ID & CLASS

یاد گرفتید که چگونه میتوان از ID  و کلاس برای تگهای موجود در HTML خود استفاده نمایید ، به عنوان مثال برای کلاس از نماد "." قبل از نام کلاس در نظر گرفته شده در فایل سی اس اس استفاده می کنیم و برای ID از نماد "#" . 
نکته از مترجم : دقت نمایید برای استایل دهی هم از کلاس استفاه میشود و هم از ID. اما تفاوت هایی هم در استفاده دارد وآن اینکه از ID  برای استایل دهی و مشخص کردن عناصر اصلی صفحه مانند هدر  فوتر و منو و غیره استفاده میکنیم و یا برای استفاده در موارد برنامه نویسی .
تنها نکته در این باره این است که در یک صفحه HTML از نام یک ID  فقط می شود یکبار استفاده نمود اما از نام یک کلاس می توان به هر تعداد استفاده کرد.

در نظر بگیرید برای چند تگ درون صفحه تان از یک کلاس یکسان استفاده کرده اید، مثلا:

.fun {
font-family: Georgia, Times, serif;
color: #339999;
letter-spacing: 0.05em;
}


اما برای یکی از تگ ها علاوه بر خصوصیات فوق یک یا چند خصیصه دیگر نیز اضافه کنید، به این روش این کار را انجام می دهیم:

blockquote.fun {
font-style: italic;
}


بدین ترتیب چنانچه کلاس fun درون تگ  blockquote قرار گیرد خصوصیت italic  را نیز می خواند ، اما اگر به سایر تگ هایی که می خواهیم تنها کلاس fun را بخوانند تگ blockquote را قرار ندهیم خصیصه italic  شدن فونت اعمال نمی شود.

برای روشن تر شدن این موضوع مثال دیگری می زنم:
فرض کنید می خواهیم تمامی متون قرار گرفته درون تگ  p صفحه مان به رنگ آبی نفتی درآیند بنابراین کافیست که در CSS بنویسیم : 

p {
color: navy;
}


اما حالا اگر بخواهیم یکی از متون قرار گرفته درون تگ p مان به رنگ دیگری درآید کافیست ، به این تگ p یه کلاس بدهیم و سپس به آن کلاس رنگ مورد نظرمان را نسبت دهیم:

.p.gre {
color: green;
}


استایل دهی قسمتی از متن با استفاده از span  :

فرض کنید که چنین متنی دارید:

Bubble Underis a group of diving enthusiasts based in the south-west UK who meet up for diving trips in the summer months when the weather is good and the bacon rolls are flowing. We arrange weekends away as small groups to cut the costs ofaccommodation and travel and to ensure that everyone gets a trustworthy dive buddy.


و می خواهید دو کلمه اول این متن یعنی Bubble Underis  به صورت bold  (پر رنگ) نمایش داده شود. برای این کار برای این کلمات یک تگ span به کار می بریم و سپس به این span استایل دیگری را اعمال می کنیم و آن را آبی رنگ می کنیم:

Bubble Under is a group of diving enthusiasts based in the south-west UK who meet up for diving trips in the summer months when the weather is good and the bacon rolls are flowing. We arrange weekends away as small groups to cut the costs ofaccommodation and travel and to ensure that everyone gets a trustworthy dive buddy.


.blue
{
Color: # a3c2fa;
}

design-web-112.jpg
 

فصل 4



استایل دهی عناصر با استفاده از css 

 طی سالهای گذشته توسعه دهندگان وب سایت با استفاده  از css تنها می توانستند به متون موجود در سایت استایل بدهند و در پاره ای از مواقع رنگی را به متنی اختصاص می دادند، این تنها کاری بود که می شد با استفاده ازcss انجام داد چون در آن زمان مرورگر ها بسیار ضعیف بود و نمی توانستند خصوصیات بیشتری از css  را پشتیبانی کنند. اما با گذشت زمان این امر میسر شد و مرورگر ها پیشرفت کردند.
در این فصل به بررسی زوایای دیگری از css می پردازیم و امکانات بیشتری از آن را معرفی می کنیم. از جمله:
تغییر ظاهر و اندازه فضای مشخصی از وب سایت
تغییر پس زمینه و کناره های اشکال
موقعیت عناصر در هر جای صفحه وب سایت

قبل از شروع کار، ابتدا برای ایجاد تغییر در ظاهر و اندازه عناصر در وب سایت می بایست با مفهوم block-level elements  و inline elements آشنا شوید.

block-level elements  و inline elements

block-level elements:  به عناصر یا تگ هایی می گوییم که توسط آن می توان کل سطر یا فضایی که آن عنصر در اختیار خود دارد را  مسدود یا به اصطلاح block کرد، هر عنصر block  می تواند درون خود عنصر و یا عناصر inline و یا block  را جای دهد.

inline elements : به عناصر یا تگ هایی می گویند که آنها تنها می توانند به اندازه متنی که درون آن جای گرفته قسمتی از سطر را اشغال نمایند، این عناصر خطی یا به اصطلاح inline نامیده می شوند، توجه داشته باشید که درون تگ های inline تنها عنصر Inline جای میگیرد.
نحوه تشخیص عناصر  inline  بدین صورت است که اگر عنصری دوم در کنار عنصر اول در امتداد یک خط قرار گیرند عنصر اول قطعا inline است، اما اگر عنصر اول  block باشد عنصر دوم در بالا یا پایین عنصر اول قرار خواهد گرفت و نه در امتداد عنصر اول.

در اینجا چند عنصر block را معرفی می کنیم:

تگ های h1, h2,...و h6
P
div
Blockquote
Ul  و  ol
Form


وقتی که شما یک پاراگراف ایجاد می کنید، نیازی نیست که بعد از پایان پاراگراف اول با استفاده از
به خط بعد بروید تنها کافیست یک تگ

را باز کرده متن خود را بنویسید و سپس آن تگ را ببندید.


بذین ترتیب چون تگ p بلاک است خود به خود متنی که در تگ دوم P  قرار می گیرد از ابتدای سطر بعد شروع می شود.

design-web-111.jpg
و خروجی آن را بدین صورت خواهیم داشت:

 design-web-116.jpg

ادامه دارد اگر مورد استقبال قرار گیرد!

آموزش طراحی سایت  قسمت10

تا اینجای کار به چند مثال ساده اما کاربردی  با CSS  برای استفاده در وب سایت نگاهی انداختیم. برای استایل دهی خصوصیات بسیار زیادی وجود دارد که البته من قصد دارم آنها را اینجا لیست کنم، هرچند ممکن است شما تا به حال بعضی از این استایل ها و مقدار دهی آنها را تجربه کرده باشید. 

نکته :  توجه داشته باشید که این استایل ها کل css نیست و در فصل های آینده به این مقادیر اضافه خواهد شد.

Color 
همانطور که قبلا هم دیدید برای رنگ دادن به عناصر استفاده می شود.

Background-colorبه دو صورت مقدار دهی می شود یا نام رنگ (blue, red, green,..)  یا با اعداد دسیمال،  مانند: #3acbef

Font-family
با این خصیصه هر فونتی را که بخواهید می توانید به متون سایت خود اعمال کنید، تنها توجه کنید که نحوه مقدار دهی آن همانند مثال های قبلی است که به طور مفصل راجب به آن توضیح داده ام.

Font-size
مقدار دهی آن می تواند مثل یکی از گزینه های زیر باشد: 
1-    نام های آماده برای سایز دادن به فونت ؛

•    XX-small
•    X-small   
•    Small       
•    Medium 
•    Large       
•    X-large    
•    Xx-large  

2-    فونت دهی به صورت نسبی؛ 

•    به صورت درصدی : %120
•     به صورت  1.2em     : em 

3-    فونت دهی به صورت مطلق؛ 

•    به صورت pixel  ، مانند:  px12
•    به صورت  point، مانند:  pt12


قطعاً زمانیکه بخواهیم این امکان را به خوانندگان مطالب وب سایتمان بدهیم که با تغییر سایز صفحه مرورگر خود ( مثلا سایز %150 به جای %100) بتوانند سایز فونت متناسب با آن را ببینند فونت دهی به صورت نسبی را مد نظرمان قرار می دهیم. 
 برای مطالعه بیشتر، این مقاله را مطالعه نمایید.

Font-weight 
ضخامت فونت است که به دو صورت normal  یا  bold مقدار دهی می شود.

Font-style 
سبک فونت است که به دو صورت normal   یا  italic مقدار دهی می شود.

Text-decoration
مدل دهی به متن به صورت: none, underline, overline  و یا line-through  است.


نکته : قبل از شروع به کار و استفاده از css های متنوع، ابتدا از css ای که تا کنون آن را ساخته اید یک back up بگیرید و سپس با استایل های مختلفی که در بالا یاد گرفتید استایل های مختلفی را بسازید.
تمامی موارد بالا را می بایست در مرورگر خود تست کنید تا با آنها آشنا شوید ولی حالا بیائید استایل دهی بیشتری برروی عناصر موجود در سایتمان اعمال کنیم.

-    ابتدا فایل about.html  را باز کنید (در تمرین های قبلی ساخته شده است)

"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">


About Bubble Under: who we are, what this site is<br />for





About Us


Bubble Under is a group of diving enthusiasts based in
the south-west UK who meet up for diving trips in the
summer months when the weather is good and the bacon
rolls are flowing. We arrange weekends away as small
groups to cut the costs of accommodation and travel and
to ensure that everyone gets a trustworthy dive
buddy.


Although we're based in the south-west, we don't stay on
our own turf: past diving weekends away have included
trips up to Scapa Flow in Scotland and to Malta's
numerous wreck sites.


When we're not diving, we often meet up in a local pub
to talk about our recent adventures (any excuse,
eh?).





-    پاراگراف زیر را پیدا کرده و تگ  em را که جهت نمایش بیشتر یا به عبارتی تاکید بهتر بر روی آن کلمه بکار رفته است را اضافه کنید.

And when we're not diving, we often meet up in a local pub
to talk about our recent adventures (any excuse,
eh?).


-    فایل را ذخیره کرده و در مرورگر خود به صورت local  مشاهده کنید، تصویری که مشاهده می کنید باید مشابه عکس زیر نمایش یابد.

design-web-101.jpg
-    حالا فایل css خود را باز کرده و استایل زیر را به آن اضافه نمایید.

em {
                 Font-style: normal;
        Text-transform:uppercase;  
{


حالا فایل css را ذخیره کرده، سپس صفحه نمایش خود را refresh  نمایید، تصویری که مشاهده می کنید می بایست مشابه عکس زیر باشد.

design-web-102.jpg
 
مشابه این مثال را می توانید در منوی سمت راست  خدمات طراحی سایت وبسکالا مشاهده کنید. اگر از تگ em  در متون انگلیسی استفاده نماییم استایل آن به صورت پیش فرض italic خواهد بود، (مانند مثال زیر) که اگر بخواهید استایل آم متن هم مانند سایر متون در آم پاراگراف باشد به آن استایل normal  می دهیم و اگر بخواهیم با حروف بزرگ ( به جز زبان فارسی )نمایش یابد از uppercase  استفاده می کنیم.

     
نکته :
برخی از تگ های و عناصر HTML هستند که به مرور زمان با تگهای دیگری جایگزین می شوند و از استفاده از آنها صرف نظر می گردد، به عنوان مثال تا چند وقت پیش تگی که برای bold کردن یا ضخیم کردن متون یه کار می رفت   بود که به جای آن هم اکنون از تگ strong  استفاده می شود. اهمیت این موضوع زمانی است که افراد نابینا برای کار با وب سایت ها از نرم افزارهایی استفاده میکنند که بجای نمایش صفحات وب آن را برای کاربر خود می خوانند که به اصطلاح به آن ها screen reader  می گویند.در اینجاست که آنها در هنگام خوانندن مطلب متنی را که با تگ em  مشخص شده است را مهمتر میدانند  تا متنی را که درون تگ i قرار گرفته همچنین موتورهای جستجو در گوگل به متنی که با تگ strong  ضخیم شده است بیشتر توجه میکنند و به عنوان متن مهمی که در یک متن استفاده شده است می نگرند تا به متنی که با تگ b ضخیم شده باشد.

نگاهی به عناصر درون صفحه: 
در پاراگراف زیر همانطور که ملاحظه می کنید، برای استایل دهی به پاراگراف ها استایل زیر تعریف شده است،  که توسط تگ body نوع فونت این متون مشخص گردیده است. 

Body{
     Font-family:  verdana, Helvetica, Arial, San-serif;
}
P{
    Font-size: small;
Color: navy;
}


خط بالا به ما میگه که هر تگ p  که در صفحه بود استایل بالا را بگیرد.
اما دلیل ما از به کاربردن این مثال برای این است که می خواهیم پاراگرافی را متمایز از سایر متون وب سایتمان کنیم و آن اولین پاراگراف متن ما است. حالا برای متمایز کردن این پاراگراف برای آن به صورت زیر عمل می کنیم:


Diving club for the south-west UK - let's make a splash!


< /div>


متن درون این تگ از خصوصیات گرفته شده سایر متون پیروی نمی کند و در عوض خصوصیت مربوط به div خود را می گیرد که شامل خصیصه خاصی است که با id ای به نام tagline تعریف شده است که این خصوصیت تنها به برای همین تگ خواهد بود. حالا برای تعریف درون فایل css برای آن خصوصیات زیر را تعریف می کنیم:

#tagline p {
             Font-style:  italic;
Font-family:  Georgia, Times, Serif;


فایل css  را ذخیره کرده و سپس پنجره مرورگرتان را refresh  کنید . صفحه شما نیز می بایست مانند عکس زیر باشد.

design-web-103.jpg
 
برای هر متنی که درون تگ p  قرار گرفته باشد و id  آن tagline  باشد، نوع فونت آن italic  و از نوع Georgia  یا Times و یا Serif خواهد بود.
یعنی هر تگ p   که داخل آی دی tagline  قرار گرفته است  و نه p های دیگر .
علامت # در CSS به عنصری اشاره می کند که شامل یک  Id خاص با خصوصیات مربوط به خود است. در مورد  Id در قسمت های جلوتر به طور کامل خواهیم پرداخت.

گزینشگر متنی
#tagline p یک گزینشگر متنی است، در اینجا چند مثال دیگر برایتان مطرح می کنم.

Navigation a{# 
    Text-decoration: none;    
}


برای هر تگ a ای که درون تگی با  navigation  =id است، آن لینک فاقد زیر خط در هنگام کلیک کردن آن لینک خواهد بود.

#footer {
    line-height: 150%;
}


درون تگی که id  footer  دارد، تمامی متون دارای %150 فاصله میان خطوط خواهند بود.

h1  strong {
color: red;
}


هر  تگ strong  ی که درون تگ  h1 قرار گیرد رنگ آن قرمز خواهد بود.

سبک دهی گروهی
گاهی اوقات می بینید که در هنگام استایل دهی یکسری از تگ ها هستند که خصوصیات یکسانی دارند اما در فایل CSS برای هر یک از آنها کلاس و یا تگ جداگانه ای در نظر گرفته شده مثلا:

h1 {
 color: yellow;
 background-color: black;
}
h2 {
 color: yellow;
 background-color: black; 
}
h3 {
 color: yellow;
 background-color: black; 
}


این کار باعث می شود تا علاوه بر اینکه حجم فایل CSS  تان زیاد شود فایلتان نیز کثیف به نظر برسد، به همین دلیل در این مواقع بهتر است مانند زیر عمل نمایید:

h1, h2, h3 {
 color: yellow;
 background-color: black;
}


توجه داشته باشید که برای جداکردن تگ ها از همدیگر از کاراکتر ( ,)    کاما ، استفاده کردیم که این علامت را می توانید به معنای یا تعبیر کنید.
حالا بیایید تا در پروژه مان دسته بندی کردن عناصر را انجام دهیم. ما در پروژه مان هنوز از تگ h3 استفاده نکرده ایم اما به زودی این کار را خواهیم کرد.
فایل css تان را با اضافه کردن css زیر به انتهای آن ویرایش کنید.

h1, h2, h3 {
 font-family: "Trebuchet MS", Helvetica, Arial, sans-serif;
 background-color: navy;
 color: white; 
}


حالا فایل css را ذخیره کرده و پنجره مرورگر خود را ویرایش نمایید تا تصویری چون عکس زیر را ببینید.
 
design-web-104.jpg

یک سوال ؟
به مثال زیر دقت کنید 

h1, h2, h3 {
 font-family: "Trebuchet MS", Helvetica, Arial, sans-serif;
 background-color: navy;
 color: white; 
}
h3 {
color: red; 
}


تگ h3  چه رنگی می گیرد ؟
یک بار تگ h3  سفید شده و بعد از آن رنگ آن قرمز شده پس رنگ قرمز به خود می گیرد .
البته ارجعیت دستورات سی اس اس بحث خود را دارد که در دوره های بعدی حتما به آن می پردازیم .

آموزش طراحی سایت  قسمت9

اولین مورد در طراحی، فونت یا typeface استفاده شده در سایت می باشد، که به صورت پیش فرض فونت مورد استفاده برای اکثر مرورگرها Times New Roman است. اما از نظر کاربران این فونت باعث ایجاد یکنواخت شدن سایت ها شده به همین دلیل در طراحی یک وب سایت می توان با استفاده از خصوصیت font-family سبک فونت استفاده شده در سایت را تغییر داد.
بهترین حالت استفاده از آن در تگ body می باشد.

Body{
Font-family: verdana;
}


فونت استفاده شده در اینجا verdana است و اگر درون تگ body قرار گیرد باعث می شود که تمامی متن های مورد استفاده در سایت، از این فونت استفاده کنند. حال اگر بخواهیم تگی در سایتمان با فونت دیگری نمایش یابد، به طریقی جداگانه به آن استایل می دهیم که البته کمی جلوتر آن را توضیح خواهم داد.
در نظر بگیرید که کاربری از سایت شما دیدن کند و فونت verdana روی سیستم خود نصب نکرده باشد، حالا چه اتفاقی میافتد؟ 
در این حالت مرورگر خودش حدس می زند و بهترین فونتی را که به فونت انتخاب شده شما نزدیک است انتخاب می کند. اما ما می توانیم خودمان این کار را انجام دهیم و آن را از حیطه حدس زدن مرورگر خارج نماییم. این کار از طریق همان font-family انجام می گیرد، به مثال زیر توجه کنید :

Body{
Font-family: verdana, Helvetica, Arial, San-serif ;
}


این خط به مرورگرها اعلام می کند که اگر فونت verdana بر روی سیستم کاربر نصب نبود و لود شدن این فونت برای عناصر موجود در درون صفحه سایت موفقیت آمیز نبود، از فونت Helvetica استفاده کن، اگر Helvetica نیز نصب نبود از Arial برای لود شدن متون صفحه استفاده کن، در غیر اینصورت از یکی از فونت های San-serif که بر روی سیستم کاربر نصب است استفاده کن.
این css را به فایل css خود اضافه کنید و سپس آن را ذخیره نمایید، صفحه وب سایت را با مرورگر روی سیستم تان باز کنید، خواهید دید که فونت های موجود در صفحه همگی verdana شده اند. مانند شکل زیر: 

design-web-91.jpg

فونت San-serif :
این فونت از جمله فونت هایی است که برای مطالعه کردن و پرینت گرفتن بسیار مناسب می باشد و خوانایی آن به دلیل آنکه فونت آن( بدون لبه) ساده است و کلمات را با حداقل شکستگی در فونت نمایش می دهد بسیار آسان است.
فونت serif یا لبه دار در پایین نمایش داده شده است :

design-web-93.jpg
اگرچه استفاده از این فونت برای پرینت گرفتن بسیار مناسب است اما توجه داشته باشید که گاهی اوقات برای وب سایت ها این فونت پیشنهاد نمی شود چرا که اگر سایز فونت کوچک باشد نمی توان در سایز کوچک ظرافت فونت را به خوبی نمایش داد، پس این فونت برای سایت هایی که سایز فونت آنها کوچک است توصیه نمی گردد.
مطلب آخر اینکه توجه کنید که حتما بین دو کلمه san و serif حتما " - " را قرار دهید.


سبک دهی به عناوین :
اولین عنصری که در سایت به آن استایل می دهیم تیتر موجود در صفحه است که آن را با تگ h1 مشخص می کنیم، حالا بیایید چند استایل به این تگ مان اضافه کنیم.

h1 {
Font-family: " Trebuchet MS ", Arial, Helvetica, San-serif;


این خط css بیان می کند که تمامی عناوین صفحه Trebuchet MS می شوند در حالیکه سایر متون صفحه verdana خواهند بود.

h2 {
Font-family: byekan, Arial, Sans-Serif;
}


تمامی تیتر های سایت و عناوین از خط فوق استایل خود را می گیرند در حالی که سایر متون سایت فونت تگ body یعنی tahoma را می خوانند.

body {
Font-family: Tahoma,Serif,Sans-Serif;
}


همانطور که می بینید برای فونت Trebuchet MS از دبل کتیشن استفاده شد، اما برای سایر فونت ها استفاده نکردیم، به طور کلی اگر اسم فونت انتخابی مان تک کلمه ای باشد نیازی به استفاده از کتیشن نیست در غیر اینصورت برای نام فونت هایی که دو یا سه کلمه ای هستند(مثل: "Times New Roman") حتما از کتیشن استفاده می کنیم.

design-web-92.jpg
جهت مشخص شدن موضوع مثال دیگری نیز برای شما می زنم، به عنوان مثال در سایت شرکت وب اسکالا تیتر های صفحه byekan است و سایز متون صفحه Tahoma .
توضیح : یکی از مشکلاتی که در وب فارسی با آن مواجه هستیم، محدودیت فونت است که معمولا به 3 نوع فونت ختم می شود اما اخیرا" امکان درج انواع فونت ها در صفحه وجود دارد .

چند نکته :

اگر مرورگر خود را refresh کردین و تغییرات را مشاهده نکردین، ابتدا بررسی کنید و ببینید که آیا پس از اعمال تغییرات CSS خود را ذخیره کرده اید یا نه. اگر این مورد درست بود بررسی کنید و ببینید که آیا لینک CSS خود را درست داده اید و اسم آن را درست تایپ کرده اید، آخرین مورد نیز ممکن است به دلیل cache کردن مرورگرتان باشد، که در این صورت برای مرورگر IE از دکمه R + Ctrl استفاده می نمایید و برای مرورگر فایر فاکس Ctrl + F5 کمک می گیرید، تا cache مرورگر خود را پاک نمایید.

حالا بیایید کمی ظاهر سایت را عوض کنیم، در این قسمت ویژگی های بیشتری به تگ body مان می افزاییم و ظاهر منو را نیز تغییر می دهیم، CSS زیر را به فایل CSS خود اضافه کنید. 

body {
font-family: Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif;
background-color: #e2edff;
line-height: 125%;
padding: 15px;
}
h1{
font-family: "Trebuchet MS", Helvetica, Arial, sans-serif;
font-size: x-large;
}
li{
font-size: small;
}
h2{
color: blue;
font-size: medium;
font-weight: normal;
}
p{
font-size: small;
color: navy;
}


حالا پس از ذخیره کردن فایل css تان مرورگر خود را یکبار دیگر refresh نمایید و تصویری مشابه با تصویر زیر ملاحظه نمایید.

design-web-94.jpg
حالا توضیح خصوصیات اضافه شده در بالا:

body {
font-family: Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif;
background-color: #e2edff;
line-height: 125%;
padding: 15px;
}


خصوصیت background-color برای اکثر تگ های HTML کاربرد دارد و با روشهای گوناگونی می توان رنگ دهی به پیش زمینه سایت را اعمال کنیم. برای تعیین کردن رنگ پیش زمینه دو روش وجود دارد، یکی اینکه نام رنگ را بنویسیم، مثل؛ yellow, blue, white, red,.... و روش دیگر استفاده از اعداد دسیمال مانند؛ 4ab390# است. بهترین روش و راحت ترین آن برای انتخاب و استفاده از رنگ مورد دلخواه خود در سایت استفاده از color picker نرم افزار photoshop است که به راحتی رنگ را به صورت عددی در اختیار شما قرار می دهد.
نحوه استفاده از این ارقام نیز بدین صورت است:

0, 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, A, B, C, D, E, F, 10, 11, 12...


خصوصیت بعدی line-height است که با افزایش دادن مقدار آن می توان فواصل بین خطوط متن را بیشتر کرد و خصوصیت padding نیز برای ایحاد فاصله میان تگ مورد نظر و عنصر خارجی آن که درون تگ body قرار دارد می باشد. این فاصله را می توان برای هر چهار جهت بالا، پایین، چپ و راست و با یک یا دو و یا تنها سه جهت آن قرار داد. انشالله در فصل بعدی در مورد padding به طور کامل توضیح خواهم داد.
تنها نکته باقی مانده مقدار دهی به padding است که به صورت عددی در مبنای پیکسل استفاده می کنیم، مانند px15 و این مقدار باعث ایجاد فاصله برای body می شود که مطالب سایت از هر چهار جهت به اندازه px15 فاصله یابد. همانطور که قبلا نیز اشاره کردیم، واحد پیکسل برای سایز دهی به تصاویر نیز به کار می رود، اصولا پیکسل کوچکترین واحد موجود در صفحه نمایش است.

همانطور که گفتیم به متون سایت نیز می توان هم رنگ و هم سایز داد، همانطور که در تصویر فوق دیدید رنگ استفاده شده در اینجا ، آبی است.

p{
font-size: small;
color: navy;
}


برای منو نیز سایز فونت را small در نظر گرفتیم که با توجه به نوع مرورگر سایز پیش فرض small آن ، در مرورگرهای مختلف تفاوت دارد، محدوده مقدار دهی آن small, medium, large, x-large و xx-large است.

برای تگ h1 نیز سبک جدیدی از استایل دهی را قرار می دهیم، چون این تگ برای تیتر اصلی صفحه استفاده می شود، سایز آن را بسیار بزرگ یا همان x-large انتخاب کردیم.

h1{
font-family: "Trebuchet MS", Helvetica, Arial, sans-serif;
font-size: x-large;
}



و برای تگ h2 سایز فونت را متوسط برگزیدیم.
و تگ p تنها سایز و رنگ گرفته است .

با این مثال ها سبک دهی به عناصر را آغاز کردیم ولی تازه شروع کار است . 

آموزش طراحی سایت  قسمت8

Embedded Style

در جلسه قبل با استایل inline  آشنا شدید. اما این، روش مناسبی برای دادن ظاهر به سایت نیست و میبایست از روش دیگری استفاده کرد. به طور مثال می بایست استایل را در جایی نوشت و به همه تگ ها گفت از آن استایل خاص برای ظاهر خودشان استفاده کنند.
برای این کار کافی است داخل تگ head  در بالای صفحه عنصر style را اضافه کنیم:


Bubble Under - The diving club for the south-west<br />UK
content="text/html; charset=utf-8"/>

p {
font-size: 12px;
}


در مثال بالا گفته شد برای همه تگ های p  سایزفونت 12px  را در نظر بگیر. دقت نمایید p  یک selector  است و اعلان ها داخل {} قرار می گیرد. 
در این مثال selector  ما یک تگ  p  را هدف قرار داده است و می تواند تگ های دیگری و یا کلاس های و یا آی دی های دیگری را هدف قرار دهد. همچنین برای یک selector   میتوان چندین اعلان تعریف کرد مانند مثال زیر :


p {
font-weight: bold;
color: blue;
}


شکل زیر می تواند کمک کند:

design-web-53.jpg

چرا embedded style  از  inline style  بهتر است؟

فرض کنید در صفحه 10 تگ  p  دارید که می خواهید به آن رنگ قرمز بدهید. در صورتی که از inline style   استفاده نمایید می بایست 10 مرتبه این کار را انجام دهید و اما اگر از  embedded  استفاده نمایید تنها کافی است یک بار آن را بالای صفحه اضافه نمایید تا همه ی تگ های  p ازآن تبعیت کنند.
اهمیت این انتخاب در زمان تغییرات استایل نمایان تر است زیرا در صورت استفاده از inline  مجبور خواهید بود تمامی 10 مورد را تغییر دهید اما در embedded تنها تغییرات در یک مکان صورت می گیرد .


p {
font-weight: bold;
color: red;
}


پس تا اینجا embedded برنده شده است!

حالا فرض کنید صفحات بسیار زیادی دارید و می خواهید در تمامی صفحات رنگ همه ی p  ها را قرمز کنید . آیا استفاده از embedded  مقرون به صرفه است ؟

Extended Style

این همان جواب سوال بالاست . با external می توانید یک استایل را برای تمام صفحات داشته باشید و فقط کافی است این فایل را به صفحه مورد نظر وصل کنید .
البته دلایل بیشتری هم برای انتخاب external   وجود دارد که در دوره پیشرفته خواهم گفت .

نحوه ساخت یک External CSS:

ادیتور خود را باز نمایید و متن css  خود را در آن بنویسید

/*
CSS for Bubble Under site
*/
p {
font-weight: bold;
color: blue;
}


سپس فایل را با نام style1.css  ذخیره کنید همان طوری که فایل html   را ذخیره نمودید . حالا می بایست فایل ساخته شده را به صفحه متصل نمایید.
نکته : فواید استفاده از کامنت در css  همانند  html   می باشد و برای تفکیک کد های  css  در پروژه های بزرگ و گروهی استفاده می شود. برای این منظور از عبارت زیر استفاده می کنیم :

/* comment hear */


اضافه کردن external css به صفحات html:

برای این کار از عنصر link  داخل تگhead   استفاده می کنیم بدین ترتیب:


Bubble Under - The diving club for the south-west<br />UK
content="text/html; charset=utf-8"/>


Href  به فایل css  شما اشاره می کند . عناصر rel , type  به مرورگر بیان می کند نوع لینک شما چیست تا مرورگر محتوای صفحه را طبق آن تنظیم کند .
نکته : عنصر لینک یک تگ empty   است و نمی توان آن را در Xhtml به صورت container نوشت .
پس نتیجه می گیریم که external css   در طراحی سایت ها از همه مناسب تر است و تنها در مواردی مجبوریم که از inline  و یا embedded  استفاده کنیم . برای این که درک این مطلب برای شما ساده تر باشد به  سایت خودم یک سری بزنید و سورس 2 و یا 3 صفحه آن را مشاهده نمایید(برای دیدن تصویر بزرگ روی هر نصویر کلیک کنید) :

صفحه اول :

design-web-54.gif
 
صفحه دوم:

design-web-55.gif
 میتوانید ببینید که همه صفحات به یک css  وصل شده اند.

اگر به 2 تصویر بالا دقت کنید و یا سورس وب سایت را ببینید ، متوجه عنصری به نام media خواهید شد.
به طور خلاصه این عنصر برای هدف قراردادن سی اس اس برای مدیای خاص مثل screen و یا موبایل و یا مثلا ظاهر صفحه در زمان پرینت است. مثل همیشه توصیه میکنم در این مورد بیشتر تحقیق کنید.
نکته :
آدرسی که در مثال بالا برای css مشاهده می فرمایید یک آدرس دهی مطلق است که استفاده از آن بری شما ضرورتی ندارد . یعنی اگر فایل css  شما کنار فایل html  شماست باید از روش زیر استفاده نمایید :


در جلسه آینده وارد بحث css می شویم و نحوه نوشتن استایل برای عناصر مختلف صفحه را مررور می کنیم.
مثل همیشه منتظر نظرات انتقادات و البته پیشنهادات شما هستم و این کامنت ها و هم چنین استقبال شماست که ما را به ادامه کار 
دلگرم خواهد کرد .

آموزش طراحی سایت  قسمت7

عنصر  blockquote:

این تگ ، یک تگ container (که در جلسات قبل توضیح داده شده) است و طبق گفته کتاب این تگ  برای نمایش یک گفته شخصی استفاده می شود.
 ولی در کتاب های دیگر به تگ های  Quotes  اشارات متنوعی شده است.  Quotes به معنی نشان یا نقل قول است و کلا" این تگها برای جلب توجه بیشتر استفاده می شود در واقع یک شهادت ویا سفارش و یا کامنت است.

تگ های  Quotesبه 3 بخش زیر تقسیم می شود :

1.    < /blockqoute>
2.    < /q>
3.    < /cite>


q : 

این تگ ، یک تگ container  و inline  است  و برای نقل و قول برای یک یا دو کلمه استفاده می شود.
یادآوری :  تگ های block  کل سطر را می پوشاند و تگ های inline  تنها دور عنصر را می گیرند .

 
I'm said fontbut my friend said font face


cite  : 
این تگ ، یک تگ container  و inline  است  و برای نام نویسنده و یا نویسنده کامنت استفاده می شود


 but then alisaid no think these font work betfer  

blockquote  :

این تگ ، یک تگ container  و block  است  و برای اشاره به مقاله قبلی یا اشاره به یک مرجع خاص  معمولا برای یک جمله استفاده می شود.

تگ های   strong و  em :

این تگ ها ، تگ های container  و inline  هستند و برای برجسته سازی و اهمیت کلمات استفاده می شوند. و اما در ظاهر ، تگ strong کلمه را bold  و  تگem   کلمه را italic می کند.

این نکته را اضافه کنم که  این تگ ها برای موتورهای جستجو از اهمیت خاصی برخوردار است .

   


        this is a bold text this is a italic text
   

خط فاصله بین متون p :

فرض کنید می خواهیم در یک پاراگراف به خط جدیدی برویم . برای این کار از تگ
استفاده می کنیم.

این تگ ، یک تگ empty  است  و در ساختار xhtml  به صورت
  نوشته می شود .

نکته مهم : از br اضافی پرهیز کنید  


        this is a test
       

        this line show after break


تعریف تگ های خاص:

این قسمت از آموزش در کتاب نیست ولی با توجه به تجربه شخصی بنده در طراحی وب سایتهای مختلف( چند نمونه کار های طراحی سایت یک طراح وب سایت را چک کنید) ، ترجیح می دهم این تگ ها در این قسمت بیان شود . این قسمت نیز شامل تگ هایی است که کمتر استفاده می شود ولی میتوانند کاربردی باشند :



برای توصیف یک عبارت اختصار به کار می رود

 
Theseo is good for your site  

 


   

برای توصیف نامها ی محاوره ای اختصار 


    Can I get this AsAp


 

 برای نوشتن اطلاعات تماس


Behzad alibeigi


email

Phone :...


 

برای معنای کلمات استفاده می شود و یا توصیف یک کلمه و یا مثلا جایی که می خواهیم اطلاعات بیشتری در اختیار کاربر قرار دهیم .


The Internet explorer is the most popular browser used undermater.


همانطوری که از مثال های بالا مشخص است این 4 تگ container  و  inline  هستند.
برای دیدن یک مثال دیگر بهتر است به وب سایت وبسکالا برویم و سورس آن را ببینیم :

design-web-50.jpg
 در این مثال می توانید نحوه ی استفاده از این تگ ها را در عمل ببینید.

تگ های  ناشناخته تری هم وجود دارند مانند kdb , samp , var  که بهتراست در اینترنت کمی راجع به آنها تحقیق کنید و اگر سوالی در این مورد داشتید با من مطرح کنید .

فصل سوم

Adding some style


همان طوری که قبلا اشاره کردیم لایه دوم وب  ، لایه ظاهر آن است که با  CSS اعمال می شود.
در گذشته  برای اضافه کردن ظاهر به سایت  از ترکیب دستورات CSS وHtml استفاده می شد ولی امروزه برای این کار می بایست فقط از css استفاده کرد تا وب سایتی استاندارد داشته باشیم.
CSS یا همان (Cascading style sheets) زبانی است که برای تغییر ظاهر عناصر صفحات استفاده می شود.  که می تواند شامل رنگ ، سایز ویا موقعیت عناصر باشد .

برای اعمال css 3 روش وجود دارد:

•    Inline
•    Embedded
•    External 


: inline 

در این روش از خصوصیت  style  داخل  تگ های html  استفاده می کنیم بدین صورت :

  


    this is a test
  

خصوصیت  style  می تواند شامل چندین اعلان باشد . اعلان ها با ; از اعلان کناری جدا می شود. به مثال بالا دقت کنید :  اعلان رنگ و نوع فونت با ; از هم جدا شده اند
هر اعلان شامل یک property و یک value است .

design-web-51.jpg  
عنصر span :

یک تگ inline است و تگ جادویی دوم بعد از div برای من به حساب می آید span موارد استفاده زیادی دارد که یک نمونه از آن  که مربوط به همین  بحث  inline style است  در مثال زیر آورده شده است:
 
design-web-52.jpg

همان طوری که در مثال مشاهده می نمایید برای استایل متفاوت یک و یا چند کلمه و پاراگراف از این تگ استفاده می کنیم.
مورد استفاده دیگر span مربوط به طراحی های پیچیده با تعداد تگ div  زیاد است که در دوره های بعدی توضیح خواهیم داد.
روش های embedded , external  در جلسه بعدی تشریح می شوند  و خواهیم گفت که کدام روش مناسب تر است .

آموزش طراحی سایت قسمت6

آیا ساختن یک صفحه کافی است؟

در قسمت های گذشته ساخت یک صفحه از وب سایت را آموختیم و حالا می خواهیم چند صفحه را در کنار هم داشته باشیم و بین آن ها با لینک دهی حرکت کنیم . در واقع این یک workshop برای جمع آوری اندوخته های شماست .
در ابتدا صفحه ای با نام index.html  می سازیم:

"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">


Bubble Under - The diving club for the south-west<br />UK
content="text/html; charset=utf-8"/>




Welcome to our super-dooper Scuba site


alt="A circle of divers practice their skills"
width="200" height="162"/>


Glad you could drop in and share some air with us! You've
passed your underwater navigation skills and
successfully found your way to the start point - or in
this case, our home page.





نحوه ساخت و تگهای استفاده شده در مثال فوق قبلا توضیح داده شده است . (سورس تگ  img را با تصویری در کامپیتر خود پر کنید)
حالا در فلدری که صفحه شما وجود دارد از فایل index.html می بایست 2 بار کپی بگیرید . بدین ترتیب:

بعد از انتخاب فایل

edit > copy


و سپس  2 بار

Edit > paste


را می زنید حالا 3 فایل مشابه دارید که می بایست 2 تای کپی شده را تغییر نام دهیم برای همین روی آنها کلیک راست ماوس را فشار می دهیم و گزینه یrename  را می زنیم تا بتوانیم نام دلخواه را به آن ها بدهیم.  یکی را  contact.html  و دیگری را  about.html  نام گذاری می کنیم .
محتوای 3 صفحه فوق یکسان است و می بایست محتوای صفحات را ویرایش کنید تا با هم یکی نباشد برای این کار صفحات دوم وسوم را با ابزار هایی که توضیح داده شده است مثل NotePad باز کنید و تایتل و محتوای هر صفحه را نسبت به نام آن تغییر دهید . به طور مثال عبارت contact us را برای تگ تایتل در صفحه contact.html انتخب نمایید.
بعد از تغییرات در 2 صفحه موجود آن ها را  save  کنید . ( روش save کردن در جلسات گذشته توضیح داده شده است)

لینک کردن صفحات به هم:

صفحه اول یا همان index را باز کنید و سعی کنید از آن به صفحه contact  بروید!
بله این امکان در حال حاضر وجود ندارد و برای حرکت بین صفحات مختلف شما می بایست از link و یا anchor استفاده نمایید.

Link text here


href  :  یک attribute است و بیان کننده آدرسی است که قرار است به آنجا لینک شود
filename.html: نام صفحه ایست که قرار است به آنجا لینک شود
Link text here: چیزی که در صفحه html دیده می شود و نام لینک مورد نظر است

این نکته را هرگز فراموش نکنید که از کلمات با معنی برای لینک دهی استفاده نمایید و از کلماتی مانند "اینجا را کلیک نمایید" پرهیز کنید.

حالا باید برای لینک دهی بین صفحات یک منو و یا navigation سایت را بسازیم . دقت نمایید نحوه ساخت navigation سایت بسیار مهم است و ساختاری که در ادامه توضیح داده می شود ساختاری مناسب و استاندارد برای منوی سایت می باشد و بهتر است الان نگران ظاهر آن نباشید در ادامه مقالات ظاهر آن را زیبا می کنیم!

ساخت یک منویnavigation  


حالا کد زیر را در بالای همه صفحات بعد از تگ div  با آی دی header    اضافه نمایید . به طور مثال برای صفحه index

"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">


Bubble Under - The diving club for the south-west<br />UK
charset=utf-8"/>





Welcome to our super-dooper Scuba site


alt="A circle of divers practice their skills"/>


Glad you could drop in and share some air with us!
You've passed your underwater navigation skills and
successfully found your way to the start point - or in
this case, our home page.





حالا به راحتی می توانید بین 3 صفحه حرکت نمایید.

نکته نویسنده: بهترین مکان برای قرارگیری منوی سایت هم از لحاظ ظاهر و هم در ساختار html بالاترین نقطه صفحه است. مطمئن باشید این به نفع شماست!

و در آخر 3 صفحه خواهید داشت که به راحتی قابلیت حرکت بین یکدیگر را دارند.

 
design-web-48.gif

در جلسه بعد در باره تگ های blockquote  strong , em , توضیحات بیشتری ارائه خواهم داد و سپس نوبت اضافه کردن استایل(ظاهر) به صفحه است .
برای تمرین این جلسه شما چندین منو را در سایت های مختلف مرور کنید  به طور مثال برای امروز به طراحی سایت وب اسکالا رجوع نمایید و طرز لینک دهی در این سایت را ببینید. سپس توضیح دهید که چرا صفحاتی که لینک شده است پسوند ندارند؟

آموزش طراحی سایت  قسمت5

اضافه کردن یک ساختار به نام div: 

تا این لحظه ساختار پایه ای وب سایت و تگ های html  و  body  و p  برای پاراگراف وh برای هدر ها  را شناختیم و با آن ها کار کردیم و در این قسمت یک ساختار طلائی به نام div را معرفی می نماییم.

div یک تگ بلاک است و به همراه تگ span  بیشترین استفاده در صفحات استاندارد وب سایت را دارد . 
این تگ معمولا برای قرار دادن گروهی از عناصر داخل آن مورد استفاده قرار می گیرد و داخل آن می توان از عناصر دیگر مانند h1 , img , a , p  و غیره استفاده کرد.
این تگ هیچ استایلی از جمله margin  و padding ندارد و برای شکل دادن به ظاهر آن از دستورات css استفاده می کنیم.

به مثال زیر دقت نمایید :

This is a paragraph.


This is another paragraph.


This is yet another paragraph.


And just one more paragraph.


This is a div.

The content of each div appears on a new line.

But unlike paragraphs, there is no additional padding.

A div is a generic block-level container.


و خروجی:


design-web-45.gif
 
در واقع این تگ برای مدیریت گروهی از عناصر استفاده می شود و یا به عبارتی با div  می توانید صفحه را به قسمت های مختلفی تقسیم نمایید .

نکته نویسنده مقاله: بر خلاف تمامی آموزش های دیگر در این جا ابتدا تگ div تدریس می شود و سپس سراغ تگ  table یا همان جدول می رویم .

به شکل زیر دقت کنید :

design-web-46.jpg
  
در این مثال ما صفحه را به قسمت های متفاوتی تقسیم کردیم  بالا برای بنر و سمت راست برای منو های سایت و سمت چپ برای قسمت اصلی سایت.
دقت کنید که شما داخل تگ div  می توانید تمامی عناصر مانند p , h1 , ul , a , img را قرار دهید ولی به طور مثال نمی توانید تگ div را داخل p   قرار دهید .
با بررسی مثال زیر و نکات آن می توانید تجربه خوبی کسب کنید :

در این مثال ما صفحه را به 2 قسمت header  و content body  تقسیم کرده ایم . در قسمت header از 2 تگ h1 و p استفاده کرده ایم و در قسمت body content  از تگ های بسیار زیادی استفاده کرده ایم .

در زیر کد هدر نمایش داده شده است :



design-web-47.gif
  
در این مثال علاوه بر توضیح تقسیم بندی سایت  با تگ div  ، استفاده از  attribute  بسیار مهم id  هم توضیح داده می شود .

Id و قوانین آن:

•    معمولا از id برای تفکیک گروه های بزرگ مانند 2 مثال قبل استفاده می شود 
•    یک نام id  فقط یک بار در صفحه قابل استفاده است
•    Id یک attribute است و header  یک value برای آن طبق این قانون :     attribute="value"
•    نام attribute  باید با حروف کوچک باشد مانند  id , class و غیره و value آن داخل ""

تگ های تو در تو (nesting tag) :

در مطالب گذشته گفتیم که در تگ div  می تواند تگ های دیگری همچون p , ul  و غیره قرار گیرد در حالی که خود تگ div میتواند در داخل تگ div  دیگری قرار گیرد که به این نوع تگ های تو در تو گفته می شود .

در بسیاری موارد در طراحی های حرفه ای مجبوریم که از تگ های تو در تو استفاده کنیم و این روش نظم خاصی به کار  طراحی شما  می بخشد .

کد زیر می تواند شما را بیشتر با تگ های تو در تو آشنا کند :


 

     

A paragraph inside the first nested div.


 

 

     

A paragraph inside the second nested div.


 


در استفاده از تگ های تو در تو باید به قانونی به نام Indenting Markup توجه کرد که شرح می دهد تگ های داخلی را کمی جلوتر از سمت چپ نسبت به والد خود باز کرده و در همان راستا ببندید . همان طوری که می بینید تگ div  با id  مشخص nested1 کمی با فاصله بیشتر از چپ نسبت به والد خود یعنی تگ div با  id مشخص outer باز شده است.
نکته دیگری که می بایست برای خوانایی بیشتر در استفاده از تگ های تو در تو دقت نمایید استفاده از کامنت گذاری است که در قسمت های قبل توضیح داده شد .

   

 


نکته خیلی مهم : استفاده از تگ های تو در توی بی مورد می تواند از ارزش و استاندارد صفحات شما بکاهد و هم چنین هر تگی برای منظوری ساخته شده است مثلا  p  برای متون بلند و پاراگراف ها .پس در استفاده از تگ ها در طراحی وب خود دقت نمایید .
از این به بعد سعی می شود با طرح تمرین هایی به یادگیری شما سرعت بخشیم و البته کسانی که بتوانند تمرینها را به درستی انجام دهند شانس بیشتری برای همکاری در آینده خواهند داشت .

برای تمرین این قسمت از آموزش، شمای تگ های صفحه  نمونه کار های طراحی سایت  وب اسکالا را به آدرس پستی من (بهزاد علی بیگی) ارسال نمایید. 
فراموش نکنید هنوز وب سایت شما ظاهر مناسبی ندارد برای شکل دادن به وب سایت خود باید از css استفاده نمایید که در قسمت های بعدی توضیح داده خواهد شد .

پرسش ها و پیشنهاد های خود را با ما در میان بگذارید تا در ارائه بهتر مطالب مارا یاری کند.

آموزش طراحی سایت  قسمت4

مفهوم کامنت و لزوم استفاده از آن


نظم در برنامه نویسی ارزش بالایی دارد به طوری که می بایست برنامه نوشته شده توسط شما قابل دنبال کردن توسط برنامه نویس دیگری باشد. یکی از ابزارهایی که در این زمینه به ما کمک می کند گذاشتن کامنت است.
کامنت در واقع نوشته هایی است که در سورس برنامه وجود دارند ولی در نمایش خروجی ظاهر نمی شوند . کامنت گذاری در HTML  و CSS و JavaScript  کاربرد زیادی دارند. به مثال زیر دقت کنید:

"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">


Comment example
content="text/html; charset=utf-8"/>


I really, really like this XHTML stuff.





و خروجی بدین صورت است:

design-web-41.gif
در واقع با کامنت توضیح داده است  که چرا از تگ em  استفاده کرده است. کامنت  گذاری در HTML   بیشتر برای جدا کردن قسمت های مختلف وب سایت می باشد به طور مثال قسمت منو را با کامنت مشخص می کنیم و می گویم  مثلا این قسمت از HTML برای منو است.

نحوه نوشن کامنت در HTML بدین صورت است:


در جاوا اسکریپت به 2 صورت زیر صورت :

/* comment  */
// comment 


و در CSS :

/*  comment  */


بگذارید یک ذره جلوتر برویم و یک استفاده حرفه ای تر کامنت را هم براتون توضیح بدهم :

استفاده دیگر کامنت زمانی است که می خواهید قسمتی از کد خودتونو  نمایش ندید و یا برای مدتی پنهان کنید در آن زمان است که قسمت مربوطه را کامنت می کنید که بعدا هم قابل برگشت است .




Commenting out XHTML



Current Stock


The following items are available for order:



  • Dark Smoke Window Tinting

  • Bronze Window Tinting

  • Spray mount
  • Craft knife
  • -->



 و حالا خروجی برنامه

design-web-42.gif
 
دقت کنید که 2 آیتم  li نمایش نمی یابد ولی حذف نشده تا شاید در آینده دوباره فعال شوند.

اگر سوالي در اين قسمت داريد در بخش كامنت ها پاسخ خواهم داد و يا از طريق فرم تماس وب سايتم با من در تماس باشيد .

کاراکترها وسمبل ها و نحوه استفاده در  XHTML



بسیاری موارد پیش می آید که می خواهید در متن خود مانند نوشتن همین مقاله از کاراکترهایی مثل > ویا &  و یا هر کاراکتر خاص دیگری استفاده کنید. در XHTML  ما به جای درج مستقیم این کاراکترها از کد خاصی که برای آنها تعریف شده استفاده می کنیم. مثلا به جای & از &   استفاده می کنیم و این یکی از تفاوت های HTML با XHTML است ، یعنی اگر بدین صورت عمل نکنیم سند ما Valid نخواهد شد.

برای آگاهی از این کد ها میتوانید به این آدرس رجوع کنید.

صفحه اول ، نقطه شروع هر وب سایت


نقطه شروع هر وب سایت صفحه اول آن است که با نام  index  ویا default  شناخته خواهد شد. ما در یک مثال کاربردی تگ هایی که تا به حال آموختیم به اضافه دو خصوصیت جدید اضافه کردن تصویر و ارسال ایمیل را خواهیم آموخت.

مثال زیر را در ادیتور خود بنویسید و با نام index.html  ذخیره نمایید 




BubbleUnder.com


Diving club for the south-west UK - let's make a splash!


Welcome to our super-dooper Scuba site


Glad you could drop in and share some air with us! You've
passed your underwater navigation skills and successfully
found your way to the start point - or in this case, our home
page.


About Us


alt="A circle of divers practice their skills"/>

When we're not diving, we often meet up in a local pub
to talk about our recent adventures (any excuse, eh?).


Contact Us


To find out more, contact Club Secretary Bob Dobalina
on 01793 641207 or href="mailto:test@test,com">email
bob@bubbleunder.com.




 حالا خروجی را ببینیم :

design-web-43.gif
در مورد تگ های p  و h قبلا صحبت کرده ایم ولی اینجا در قسمت contact متن آبی رنگی را می بینید که لینک است یعنی تگ a ولی یک لینک معمولی نیست .این یک لینک برای ارسال ایمیل است و اگر در ویندوز خود برنامه مدیریت ایمیل داشته باشید مانند outlook با آن می توانید به شخص مورد نظر ایمیل ارسال نمایید.
صفحاتی که تا به حال درست کرده ایم به صورت متنی و بسیار کسل کننده است و برای جذابیت بیشتر می بایست از عکس ها استفاده کرد . با استفاده از تگ img می توان تصاویر را به صفحه اضافه کرد. بدین ترتیب :


این تگ یک تگ empty است و دارای attribute های زیر است :

src  برای آدرس عکس

alt  برای توضیح تصویر

width عرض تصویر به پیکسل

height ارتفاع تصویر به پیکسل

فقط دقت نمایید که آدرس از جایی که صفحه شما قرار دارد حساب میشود یعنی اگر تصویر در همان فولدری باشد که صفحه شما قرار دارد به طریق بالا آدرس می گیرد.

Alt هم متنی است که عکس را توصیف می کند و در مرورگرهای متنی و یا زمانی که مرورگر تصاویر را نشان نمیدهد به جای نمایش عکس این متن نمایش می یابد و اما فایده دیگر اهمیتش برای موتورهای جستجو است.

این نکته را هم در پایان اضافه کنم که برای Valid شدن در XHTML صفحه وجود alt  الزامی است .

آموزش طراحی سایت  قسمت3

ساخت اولین صفحه وب سایت شما

در هر جای كامپیوتر كه دوست دارید فلدری به نام my-first-webpage  بسازید.

textEditor خودتان را كه در جلسات قبل توضیح دادیم باز كنید كد زیر را در آن كپی كنید

"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">


The Most Basic Web Page in the World
content="text/html; charset=utf-8"/>


The Most Basic Web Page in the World


This is a very simple web page to get you started.
Hopefully you will get to see how the markup that drives
the page relates to the end result that you can see on
screen.


This is another paragraph, by the way. Just to show how it
works.



 

از textEditor گزینه file>save as را بزنید پنجره ای مانند زیر نمایش می یابد:

design-web-15.gif 

مسیر فلدر قبل را بدهید تا در آنجا ذخیره شود.


نام فایل را انتخاب نمایید البته با پسوند html مانند my-first-webpage.html


از منوی كشویی save as type گزینه all files را انتخاب نمایید


از منوی كشویی Encoding گزینه UTF-8 را انتخاب نمایید.

و حالا دكمه save را بزنید.


حالا در فلدر مورد نظر فایلتان را با مرورگر باز نمایید . تبریك شما اولین صفحه وب خودتان را ساختید!

 

design-web-16.gif 
اهمیت UTF-8


این كاراكتر ست (Character Set) اجازه می دهد زبان های دیگر هم بتوانند به درستی صفحه شما را ببینند. فرض كنید یك كاربر كره ای كه زبان انگلیسی ندارد بخواهد صفحه شما را ببیند ، این كاراكتر ست است كه اجازه میدهد شما با مشكلی مواجه نشوید.


اولین آنالیز شما


یك مقایسه و یك آنالیز ساده بین كد شما و ظاهری كه در مرورگر می بینید ، می تواند در یادگیری شما كمك شایانی كند:


design-web-17.gif 
زمان مناسبی است كه در مورد 2 تگ p  و h1 و البته عناصر دیگر صحبت كنیم.


تیترها و سلسله مراتب آن (H)

 

تیترها عناصر بلاك و بسته شونده (container)هستند و سلسله مراتب مخصوص به خود را دارند و از h1  تا h6  وجود دارند.
از h1  برای مهم ترین تیتر از h2 برای تیتر كم  ارزش تر و از h3 برای تیتر كم ارزش تر از h2 و به همین ترتیب تا  h6


پاراگراف (p)

 

یك تگ بلاك و بسته شونده (container) است و برای یك بلوك متنی استفاده می شود این بدان معنی است كه متن های خوتان را باید داخل این تگ قرار دهید.


لیست (list)

 

فرض كنید می خواهید لیست وب سایت های طراحی شده خودتان را نمایش دهید ، به ليستی كه من درسایت خودم استفاده كردم  یك سری بزنید.
اینجا:

 

design-web-18.jpgو اما لیست ها دو گونه اند:


Ol-order list : برای لیست های ترتیبی


Ul-unorder list: برای لیستهای غیر ترتیبی

به مثال زیر دقت كنید:

"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">


Lists - an introduction
content="text/html; charset=utf-8"/>


Lists - an introduction


Here's a paragraph. A lovely, concise little paragraph.


Here comes another one, followed by a subheading.


A subheading here


And now for a list or two:



  • This is a bulleted list

  • No order applied

  • Just a bunch of points we want to make


And here's an ordered list:



  1. This is the first item

  2. Followed by this one

  3. And one more for luck



و حالا خروجی كار رو در مرورگر ببینید تا تفاوت های دو نوع لیست را ببینید

design-web-19.gif

 ظاهر همه لیست ها به همین سادگی نیستند و امروزه در طراحی وب سایت حرفه ای استفاده زیادی دارد. برای نمونه می توانید به فوتر وب سایت شرکت طراحی سایت وب اسکالا نگاهی بیاندازید تا دیدتان نسبت به استفاده از این عنصر بازتر شود.

مطالب جدیدتر مطالب قدیمی‌تر