حیات در مریخ

مریخ از نظر زیست شناختی

دمای سطحی متوسط زمین است. دمای مریخ در استوا ممکن است در روز به 24 درجه سلسیوس برسد، و در شب تا 73- درجه سلسیوس پایین بیاید. این شرایط، مریخ را جای قابل تحملی برای زندگی می‌سازد. اما برون زیست شناسان فکر می‌کنند، که شکلهای معینی از زندگی ممکن است در آنجا وجود داشته باشد. چند عامل ، این امکان را تأیید می‌کند. مثلاً موانع فیزیکی به آسانی از نفوذ تشعشع فرا بنفش جلوگیری می‌کنند. اکسیژن ، نیتروژن و آب ممکن است به مقدارهای کافی ، برای حفظ ارگانیسمهای سختی چون باکتریها ، کپکها و گلسنگها وجود داشته باشند. وجود لایه‌ای از آب منجمد دائمی ، با یخ دائمی زیر خاکی ، در خاک زیر سطحی ، ممکن به نظر می‌رسد. این یخ ممکن است گه گاه بطور موضعی آب شود و در نتیجه ، آب برای موجودهای زنده بوجود آورد. ممکن است نیتروژن به مقدار کمی در جو وجود داشته باشند. در خاک نیز ممکن است نمکهای شیمیایی ، شامل نیتروژن موجود باشد.

انتظار برون زیست شناسان نیز در مورد حیات در مریخ ، مبتنی بر تجربه‌های آزمایشگاهی است. آنان باکتری ، جلبک ، کپک ، گلسنگ و برخی گیاهان عالی‌تر و حشره‌ها را در محیطهای مریخی مصنوعی قرار دادند. شمار حیرت انگیزی از این ارگانیسمها زنده ماندند. حتی بعضی باکتریها و کپکها ، این شرایط سخت را، مادام که آب وجود داشت خوب تحمل کردند. بعضی آزمایشگران ، در شرایط شبه مریخی ، ترکیبهای کربنی تولید کرده اند. مخلوطهای مونو اکسید کربن ، دی اکسید کربن و بخار آب را در خاک سترون (استریل) یا خاک شیشه ، در معرض تشعشع فرا بنفش قرار دادند و چند ترکیب کربن دار پیچیده‌تر دیگر بدست آوردند، ترکیبهایی که پیداست در تشکیل ترکیبهای زیستی باز هم پیچیده‌تر دخالت دارند.

این آزمایش نشان داد که جو متان، آمونیاک، هیدروژن همیشه برای تکامل شیمیایی حیات ، ضروری نیست. اما برون زیست شناسان به این آزمایشها به چشم احتیاط می‌نگرند، تولید عین شرایط مریخ بطور دقیق در آزمایشگاه غیر ممکن است، چرا که ما چیز زیادی درباره این شرایط نمی‌دانیم و هنوز تکنیکهایمان محدود است. همچنین به ارگانیسمهای آزمایشی برای بقاء به اندازه کافی آب و اکسیژن داده شده ، در حالی که ما واقعاً نمی‌دانیم که آیا اکسیژن و آب به مقدار کافی برای حفظ حیات زمینی گونه ، در مریخ وجود دارد یا نه. با این حال ، تحلیل داده‌هایی که خبر یابهای وایکینگ در اختیار ما گذاشته‌اند، ممکن است پاسخهایی ارائه کند. لیکن درس مهمی از این آزمایشها گرفته شده است. اگر حیات زمینی بتواند در مریخ باقی بماند، خبر یابهای فضایی ، به آسانی می‌توانند این سیاره را آلوده کنند. بنابراین ، برای اجتناب از این امر ، باید هر سفینه فضایی را که می‌خواهیم در مریخ فرود آوریم، ضد عفونی کنیم. 


img/daneshnameh_up/8/87/Mars02.jpg


پرسی وال لائل ، در جستجوی "آدمهای کوچک سبز"

خیلی قبل از آنکه مطبوعات جنجالی ، حرف از "آدمهای کوچک سبز" بزنند، ستاره شناس بسیار جدی آمریکایی به نام پرسی/ وال/ لائل حدود صد سال پیش ، در رصدهایش نتیجه گیری کرده بود. شبکه‌ای از کانالهایی که از دو قطب به خط استوا ، مریخ کشیده شده وجود دارد. در تقاطع این کانالها ، ستاره شناس واحدها و شهرهایی را تشخیص داده بود که بنا به عقیده وی این کانالها توسط مریخیها ساخته شده بود. بنا به عقیده وی این تشریحات لائل که شکی در دقت وی نیست مثالی از طرز فکری بنیادی است که ممکن است شخص دچار اشتباه شود، وقتی تنها با عقایدی پیش ساخته به جلو رود، فریفته شدن در دیدن چیزی که در جستجوی آن هستیم، زیاد است.

سفینه کاوشگر مارینر 4 برای اولین بار در سال 1344 در بالای کره مریخ پرواز نمود و 21 عکس که جمعا تنها یک درصد سطح آن را پوشش می‌داد، به زمین مخابره کرد که در روی آنها هیچ گونه اثری از کانالهای مشهود نبود. در خرداد 1350، مارینر 9 در مدار مریخ قرار گرفت و توانست تا ارتفاع 1400 کیلومتری سیاره پایین بیاید و تا سال 1351 بیش از 7000 عکس از آن بردارد. 
ورود مارینر 9 به مدار ، مقارن با طوفانی از گرد و غبار بود، ولی وقتی قشر ابر مانند فروکش نمود، دانشمندان نتوانستند از ستایش قله‌های آتشفشانی سر به فلک کشیده آن در نیمکره شمالی خودداری کرده و عظمت آنها را تأیید نکنند. ارتفاعی برابر 25 کیلومتر (حدود سه برابر قله اورست در هندوستان) و قطر 600 کیلومتر!

در واقع دو نیمکره مریخ خیلی باهم فرق دارند. در شمال دو قاره وجود دارد، یکی به نام تارسیس که چهار کوه بلند آتشفشانی در آن واقع است و دیگری به نام الیزه که به اندازه استرالیاست. در میان آن دو ، حوزه‌هایی مشابه دریاهای کره ماه وجود دارد که فاقد گودالهای شهابی هستند. در عوض ، در جنوب گودالهای کوچک سایشی به چشم می‌خورد که توسط ماریر 4 مشاهده شده بود و قدمت آنها به 4 میلیارد سال، زمان تشکیل منظومه شمسی می‌رسد. در خط استوا دره گرد وسیعی که تا 4000 کیلومتر عرض داد، همچنین یک رشته شکافهای پر پیچ و خمی که شبیه بستر رودخانه‌ها هستند، تشخیص داده می‌شود. 

نتیجه

در حال حاضر به خوبی می‌دانیم که در نزدیکی زمین تنها سیاره مریخ اقبال کمی دارد که شکل ابتدایی حیات را قبلا در خود جای داده و یا اکنون در آن موجود باشد. برای دانش بیشتر بشر مصمم است تا به آنجا رفته و آنچه هست از نزدیک ببیند و از هم اکنون سرگرم یافتن بهترین محل برای عملیات کشف روی مریخ هستند. در حال حاضر شکاف بزرگی در طول خط استوا را در نظر گرفته‌اند. عکسهای برداشته شده چینه‌های خاکی گسترده‌ای را نشان می‌دهند که نشان دهنده تحول چینه‌های خاک ، ظرف صدها کیلیون سال است. و شاید بتوان در آنها اثرات سنگواره‌هایی که در جستجوی آنهات هستند بیابند.

فلاتهای شمالی که بدون شک ته دریاهای کهن می‌باشند، نیز از ارزش بررسی و پژوهش برخوردارند و اما قاره الیزه معمایی را در خود پنهان داشته است. اشکال هرمی شکلی در کنار نقاطی وجود دارند که ممکن است سواحل قدیمی باشند. این هرمها به ارتفاع 1000 تا 2000 متر دارای نمای صاف دلخواهی هستند. آیا اینها ممکن است توسط مریخیها ساخته شده باشند؟ در واقع تنها کشف یک ویروس روی مریخ باعث بحثهای علمی و فیلسوفانه بیشماری خواهد شد. 

سیاره سرخ


مریخ(عربی) یا بهرام (فارسی)چهارمین سیاره منظومه شمسی و  آخرین سیاره سنگی است که بر گرد خورشید می چرخد. در طول تاریخ بشر همواره این سیاره در کانون توجهات نجومی بوده است. برای مثال بابلیان قدیم حرکات این نور قرمزسرگردان آسمان شب را دنبال کردند و نام nargel  یا  نام خدای جنگ را برآن گذاشتند.در همان زمان رومی ها بخاطر گرامیداشت خدای جنگشان اسم کنونی آنرا انتخاب کردند. یونانی ها نیز این سیاره را آرسکه بیانگر خدای جنگ آنان است می نامیدند. این سیاره نزد کسانی که به آسمان می نگریستند مظهر جنگ و خون بود.
این سیاره در یک مدار بیضی شکل و با سرعتی حدود 1/24 کیلومتر در ثانیه  به دور خورشید می چرخد که اوج یا دورترین فاصله آن از خورشید  2۵۸ میلیون کیلومتر و در حضیضیانزدیکترین فاصله ۲۰۸ میلیون کیلومتر از خورشید فاصله می گیرد. ولی به طور متوسط 228 میلیون کیلومتر از خورشید فاصله دارد. این سیاره همسایه بعدی زمین است که گاهی به ما نزدیک می شود و به حدود ۵۸ میلیون کیلومتری ما می رسد و گاهی در آن سوی خورشید به فاصله ۴۰۳ میلیون کیلومتری از ما قرار می گیرد. از جهاتی هم شبیه زمین است و یک شبانه روز آن حدود۲۴   ساعت و۴۳  دقیقه  طول می کشد.اگر هرشب در یک ساعت خاص مریخ را رصد کنید حدود ۳۳ شب وقت لازم است تا بتوانید کل سیاره را رصد کنید. محور گردش آن نسبت به خط عمود حدود 24 درجه است. هر یک سال آن معادل 2 سال (687 روز) زمینی است و قطر آن حدود 6794 کیلومتر است (جالب است بدانید مساحت مریخ با مساحت خشکیهای زمین تقریبا برابر است.) به علت دوری از خورشید حداقل دمای آن به 100 درجه زیر صفر و حداکثر آن به 27 درجه سانتیگراد می رسد.
سرعت گریز از سطح آن 5 کیلومتر بر ثانیه است. جو آن 200 مرتبه از جو زمین رقیق تر است و فشار این جو رقیق حدود پنج میلی بار است(فشار جو زمین بیش از 1000 میلی بار است).هسته سیاره بصورت ترکیبی از آهن وسیلیسیم وجنس جبه نیز از سیلیسیم می باشد.
بهترین زمان رصد مریخ زمانی است که با زمین در حالت مقابله باشد در این وضعیت فاصله بین دو جرم به حداقل رسیده ومی توان عوارض سطحی سیاره را با تلسکوپهای آماتوری نیز مشاهده کرد.این وضعیت هر ۲۶ ماه یکبار تکرار می شود و۳ ماه قبل و۳ ماه بعد ازاین تاریخ است که  سیاره ارزش رصد کردن پیدا می کند ودر بقیه روزها اندازه آن بسیارکوچک است.
البته با توجه به بیضوی بودن مدار دو سیاره زمین و مریخ در هر مقابله فاصله بین دو جرم متفاوت است بنابراین بعضی از مقابله ها از بقیه باارزش تر هستند.در ضمن بدلیل همین بیضی بودن مداری در چرخش بدور خورشید حداقل فاصله بین دو سیاره معمولا" چند روز قبل یا بعد از مقابله رخ می دهد.
زاویه محور دوران مریخ با صفحه منظومه شمسی 28 درجه است و سمت شمال این محور در حال حاضر به سوی ستاره دنب می باشد.این زاویه بین 9/15 تا 2/35 درجه متغییر بوده وسمت محور دوران با دوره تناوب 51000 سال زمینی یک دور کامل می چرخد.
                               حرکت رجعی(بازگشتی):
در حالیکه زمین به حالت مقابله با این سیاره می رسد(مانند بقیه سیارات بیرونی ) وبعد از عبور از آن حالت به نظر می رسد که این سیاره حرکت عادی به سمت شرق خود در زمینه ستارگان  را متوقف کرده وبه سمت غرب برمی گردد بعد از مدتی دوباره متوقف شده وحرکت عادی خود به سمت شرق را آغاز می کند.این حرکت ویژه سیارات بیرونی ناشی از این است که زمین در مدار دور خورشیدسریعتر از آنها حرکت می کند.در حالیکه زمین از آنها سبقت می گیرد به نظر می رسد که مانند اتومبیلی در اتوبان از زمین عقب می مانند وبه عقب بر می گردند ولی بعد از اینکه فاصه زمین با آنها بیشتر شد (برای مثال بعد از گذشت دو ماه ) به نظر می رسد که حرکت عادی خود را آغاز می کنند.
 
                                         ترکیبات جوی:
در جو آن گازهای دی اکسید کربن (با درصد۳/۹۵ )، اکسیژن (با درصد ۱۵/۰ )، نیتروژن با درصد۷/۲و کمی بخار آب(با درصد ۰۳/۰ ) و گازهای بی اثر(مانند آرگون با درصد ۶/۱ )وجود دارد.
                    مهمترین عوارض سطحی:
مریخ دارای کوه آتشفشانی عظیم الجثه ای است که المپیوس(Olympus Mons ) نام دارد. این کوه بزرگترین کوه آتشفشانی در منظومه شمسی است. وسعت المپیوس در حدود 600 کیلومتر،ارتفاع آن از دشتهای مجاور24 کیلومتر و قطر دهانه آتشفشانی آن ۸0 کیلومتر است.علاوه بر این دره ای با طول ۴۰۰۰ کیلومتر وعمق ۷ کیلومتر بانام Valles Marineris (این دره احتمالا درچند میلیارد سال پیش زمانی که سیاره در حال سرد شدن بوده بوجود آمده است )و دهانه ای برخوردی بزرگ با قطر۲۰۰۰ وعمق ۶ کیلومتر با نام Hellas Planitiaدر سطح مریخ وجود دارد.در سطح سیاره منطقه ای پهناور وجود دارد با نام mare acidalium  که تصور می شود زمانی دارای آب بوده است.کشف بعضی از مواد معدنی شامل مولکولهای آب گواه این هستند.
وجود جو٬ کلاهک های قطبی٬ تغییرات اشکال روشنایی وتاریکی ها بر سطح آن وبطور کلی داستان معروف کانالهای مریخی باعث شد تعداد زیادی از منجمان ودانشمندان آنرا سیاره ای مانند زمین بپندارند وحتی زندگی موجوداتی مانند انسان را بر سطح آن جاری می دانستند.بعد از گذشت حدود سه دهه٬ فضاپیماهای روباتیک٬ مدار گردها ٬مریخ نورد ها تمام این نظرات را باطل اعلام کرده اند.
              نامگذاری عوارض سطحی :
 
همانطور که می دانید روشنایی یک جسم بازتاب کننده نوری، آلبدو یا ضریب بازتاب و نواحی تاریک وروشن سطحی اجرام نیز عوارض آلبدویی نامیده می شوند.بکمک فضاپیماها ودیگر ماهواره های مخصوص نقشه برداری از مریخ مشخص شده که در مریخ بعضی از این عوارض٬ نواحی توپوگرافیکی نیستند فقط ناشی از اختلاف رنگ میان نواحی مجاور ناشی از اختلاف مواد تشکیل دهنده سطحی هستند.در حالیکه نواحی ای نیز وجود دارند که ناشی از عوارض طبیعی سیاره هستند.
بنابراین این سیاره دارای دو نوع نقشه با نامگذاریهای متفاوت است آنهایی که بر اساس عوارض مشاهده شده از زمین تعریف شده اند وآنهایی که بر اساس نقشه برداریهای دقیق از نزدیک تهیه شده اند.بر این اساس عوارضی  وجوددارند که دارای دو نام قدیمی وجدید می باشند .برای مثال دریای  Mare Sirenum  به Terra Sirenum  به معنای سرزمین Sirens  تغییر نام داده است. بسیاری از رصد کنندگان مریخ هنوز تمایل دارند از نامگذاریهای قدیمی استفاده کنند چراکه این نامهاهستند که بیانگر ظاهرعوارض قابل مشاهده از روی زمین هستند .
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نامگذاری عوارض سطحی به آدرس زیر مراجعه نمایید:
 
http://planetarynames.wr.usgs.gov/Page/MARS/target
 
                       ابرهای مریخی:
 
ابرهای مریخ عموما" از غبار٬ مه٬ شبنم ودیگر ذرات تشکیل شده ودارای رنگهای متفاوتی هستند.در حالیکه جو سیاره بیشتر از دی اکسید کربن تشکیل شده اما موجودی ذرات آب سیاره هم می توانند با سرد و منقبض شدن ،ابر بوجود بیاورند.
1-ابرهای سفید: این ابرها بیشتردر نواحی میانه واستوایی بویژه بین فصلهای بهار وپاییز دیده می شوند.این ابرها پدیده ای روزانه هستند در اول صبح تشکیل شده وبا افزایش دما در میانه روز ازبین می روند.این ابرها در نیمکره ای که پوشش قطبی آن در حال ذوب شدن است بیشتر به چشم می خورند.
2-ابرهای سفید –آبی :این ابرها معمولا" باابرهای سفید شکل می گیرند والبته بعضی مواقع تشخیص آنها مشکل است.عقیده بر این است که این ابرها در ارتفاع های پایین جو سیاره شکل می گیرندواحتمالا" مه وشبنم سطحی هستند.
3- ابرهای زرد رنگ: این ابرها معمولا" زمانی که سیاره در حضیض مداری یعنی زمانی که با خورشید کمترین فاصله را دارد وگرمای خورشید موجب صعود بادهایی که ذرات غبار سطحی را به همراه دارند میشود بوجود می آیند. در حالیکه این ابرها کوچک وبا عمر کم هستند در بعضی موارد حتی می توانند کل سطح سیاره را دربر بگیرند .این ابرها معمولا در نواحی Hellas Planitia   و Serpentis Mareشکل می گیرند٬البته می توان انتظار شکل گیری آنها را در نواحی  Chryse٬Solis Lacus ٬ Lsidis Regio   و Aeria  داشت.
4-ابرهای دابلیو شکل: این ابرها با نواحی آتشفشانی سیاره مانند Olympus Mons ٬Pavonis Mons ٬ Ascraeus Mons  و Arsia Mons همراه هستند معمولا" بزرگ بوده وسریع حرکت می کنند.
 
                             طوفانهای غباری:
 این طوفانها در هرزمانی می توانند رخ دهند اما در زمانی که مریخ در حضیض مداری باشد وگرمای خورشید موجب وقوع بادهای سریع السیرسطحی می شود بیشتر رخ می دهند. این طوفانها می توانند مقطعی بوده ویا کل سیاره را دربربگیرند وموجب ناپدید شدن عوارض سطحی سیاره از دید زمینیان شوند.گفتنی است برای مشاهده عوارض سطحی سیاره مناسب است که از فیلترهای ویژه رصد مریخ استفاده نمود.
 
 
قطبهای مریخ
در سال 1666 میلادی جیووانی دومینیکو کاسینی ستاره شناس ایتالیایی و متصدی رصدخانه لویی چهاردهم در پاریس نواحی سفید رنگی را در قطبهای مریخ کشف کرد. بعد ها مشاهدات ویلیام هرشل این کشف را تایید کرد و مشخص شد که نواحی سفید رنگ در واقع پوششهای قطبی مریخ اند. این پوششها درست همانند پوششهای یخی زمین رشد می کنند و طی یک سال مریخی به تدریج تحلیل می روند. هرشل تصور می کرد که ساکنان مریخ در شرایطی نظیر شرایط حاکم بر زمین با چهار فصل و روزهایی تقریبا" برابر با روزهای زمین زندگی می کنند. پوشش یخی قطب جنوب مریخ بزرگتر از پوشش قطب شمالی است اما گهگاهی تغییراتی نیز دارد و گاهی به دو یا چند قسمت جداگانه تقسیم می شود علاوه بر این می تواند در فصل بهار حتی ناپدید شود.دربعضی از مقابله های مریخ با زمین بعلت زاویه کشیدگی محور آن، قطب جنوب مریخ بخوبی آشکار است.تغییرات قطب شمال مریخ کمتر ازقطب جنوب است البته تغییرات آن مانند قطب جنوب قابل پیش بینی نیست بهمین دلیل رصد آن جذاب تر است.در بعضی از روزها بویژه در فصل پاییز مریخی بر فراز قطب شمال مریخ چیزی شبیه آب یا مه تشکیل شده وناپدید می شود.بزرگ شدن پوشش قطب شمال با افزایش مه رابطه مستقیم دارد.
 
طیف سنج مادون قرمز   مارینر9 مشخص کرد که دمای سیاره مریخ در استوا حداکثر17 درجه سانتیگراد و در نواحی قطبی حداقل 120 درجه سانتیگراد زیر صفر است. هنگامی که سیاره در نقطه اوج مداری خود قرار دارد در نیمکره جنوبی زمستان است که سردتر از زمستان نیمکره شمالی است. پوشش یخی زمستانی در جنوب می تواند تا عرض جغرافیایی 55 درجه جنوبی امتداد یابد. هنگامی که سیاره به خورشید نزدیک می شود نواحی شمالی زمستان گرمتری دارند. در این صورت پوشش یخی زمستانی فقط می تواند تا عرض جغرافیایی 65 درجه شمالی برسد. در تابستان زمانی که با افزایش دما دی اکسید کربن منجمد(یخ خشک) به بخار تبدیل می شود پوششهای یخی نیز ذوب می شوند. دانشمندان معتقدند که یخهای قطب جنوب از دی اکسید کربن تشکیل شده اند. این یخها بر خلاف دی اکسید کربن برفکی که پایداری کمی دارد دیر ذوب می شوند. قطر پوشش قطب جنوب در اوج گرمای تابستان نیمکره جنوبی به 300 کیلومتر می رسد. قطر پوشش قطب شمال خیلی بیشتر است و هرگز کمتر از هزار کیلومتر نمی شود. دماهای اندازه گیری شده در قطب شمال نشان می دهد که پوشش یخی تابستانی باید از آب یخ زده تشکیل شده باشد. زیرا در این زمان دما از نقطه انجماد یخ خشک بالاتر است. به علاوه تجمع بخار آب بر روی پوشش یخی نیمکره شمالی به هنگام تابستان نشان می دهد که در این منطقه آب یخ زده وجود دارد.
 
قمرهای مریخ
در سال 1877 میلادی هنگامی که شیپارلی به دقت در حال ترسیم کانالها بر روی نقشه هایش بود یک ستاره شناس آمریکایی به نامآسف هال نیز در حال مشاهده مریخ بود. او از نوعی تلسکوپ انعکاسی جدید 66 سانتیمتری واقع در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده در شهر واشنگتن استفاده می کرد.ستاره شناسان سالها به دنبال قمرهای مریخ بودند. یوهان کپلر در قرن هفدهم میلادی اعلام کرده بود که مریخ باید دو قمر داشته باشد. او معتقد بود که در ورای منظومه شمسی یک الگوی ریاضی نهفته است. طبق این الگو تعداد قمرهای سیاراتی که پس از زمین قرار دارند باید افزایش یابد. به این ترتیب که تعداد آنها هر دفعه باید دو برابر شود. با توجه به این که زمین دارای یک قمر است و در زمان کپلر تصور می شد که سیاره مشتری چهار قمر دارد بنابراین طبق ریاضیات حاکم بر این تئوری مریخ باید دو قمر داشته باشد.
آسف هال در ابتدای اوت 1877 میلادی مشاهدات طاقت فرسایی را برای یافتن اقمار مریخ آغاز کرد. در آن زمان نزدیکی مریخ به زمین مشکلاتی را ایجاد می کرد. مریخ آنقدر نزدیک بود که به هنگام مشاهده آن توسط تلسکوپ درخشندگی قابل توجهش اشکالاتی را در رصد این سیاره ایجاد می کرد. هال در یازدهم اوت متقاعد شد که چیزی نمی تواند بیابد. ولی همسرش به او اصرار کرد که بار دیگر نگاه کند. بالاخره در آن شب او متوجه چیزی شد. آن جرم آسمانی خیلی کوچک بود ولی قطعا" وجود داشت. بعد از مدتی آسمان ابری شد.
در شانزدهم اوت آسمان دوباره صاف شد و هال توانست قمر مریخ را به وضوح مشاهده کند. در روز هفدهم اوت هال با پیدا کردن قمر دوم مریخ به هیجان آمد. به این ترتیب نظریه دو برابر شدن اقمار درست به نظر می رسید. دانشمندان همچنان تصور می کردند که سیاره مشتری دارای چهار قمر و سیاره زحل دارای هشت قمر است. اما آنها در سال 1892 میلادی قمر پنجم مشتری و در سال 1898 میلادی قمر نهم سیاره زحل را کشف کردند. اکنون آشکار شده بود که تعداد اقمار سیارات مطابق نظر کپلر نیست.
آسف هال اقمار مریخ را به صورت نقاطی نورانی و متحرک مشاهده کرد. ولی تصاویری که در سال 1969 میلادی توسط فضاپیمای مارینرو در سال 1975 توسط وایکینگ ارسال شد نشان داد که اقمار دوقلوی مریخ ظاهری بسیار ناهنجار و بی قاعده دارند. هال این اقمار را به افتخار اسبهای کالسکه خدای جنگ در افسانه یونان فوبوس (به معنای خدای ترس) و دیموس (به معنای خدای وحشت) نامید.
آسف هال نتوانست اندازه اقمار مریخ را تعیین کند. اما مشاهدات بعدی نشان داد که طول قمر بزرگتر مریخ یعنی فوبوس تقریبا" 27 کیلومتر است. فوبوس خیلی به مریخ نزدیک است و دریک مدار دایره ای شکل و به  فاصله 9380 کیلومتری آن قرار دارد. نزدیکی زیاد باعث می شود که این قمر با سرعت زیادی حول مریخ بچرخد. به طوری که هر چرخش کامل آن 7 ساعت و 51 دقیقه طول می کشد.
دیموس هم مانند فوبوس دارای یک مدار دایره ای شکل است ولی در فاصله 23500 کیلومتری مریخ قرار دارد. طول دیموس در حدود 15 کیلومتر است و 31 ساعت و 5 دقیقه طول می کشد تا یکبار به دور مریخ بچرخد.فوبوس و دیموس هر دو خاکستری رنگند و به خاطر وجود دهانه های آتشفشانی شبیه شهاب سنگهای آبله گون اند. این دو قمر هم مانند قمر زمین بدلیل پدیده قفل شدگی گرانشی همیشه یک روی خود را به مریخ نشان می دهند.
شهاب سنگهای مریخی
 
عقیده بر این است که حداقل۳۴ شهاب سنگ غیر عادی کشف شده بر سطح زمین که با نام شهابسنگهای SNC هم شناخته می شوند ،در واقع تکه هایی از مریخ بوده اند که بر اثر برخوردهای شدید  سنگی یا شهابی از سیاره قرمز جدا شده ودر دام جاذبه زمین گیر افتاده اند این عقیده باوجود شهابسنگهایی که بهمین طریق از سطح ماه به سطح زمین آمده اند تقویت شده است.یک نمونه از شهابسنگهای مریخی شهاب سنگ معروف ALH 84001  با عمری بیش از چهارونیم میلیارد سال می باشد .در تابستان 1996 یک تیم پژوهشی ناسا در مرکز فضایی جانسون اعلام کردند که شواهدی از وجود حیات ابتدایی در این سنگ یافته اند.کارشناسان این تیم عقیده داشتند اولین مولکولهای ارگانیک واصلی که به نظر می رسید دارای منشاء مریخی باشند٬ چندین ترکیب معدنی که از ویژگیهای فعالیت زیستی بوده واحتمالا" میکروفسیل ها(فسیل هایی بسیار ریز) از ساختار باکتری شکل اولیه را درون سنگ مریخی یافته اند.نتایج کار این گروه هنوز بطور قطعی اثبات نشده است.سن این شهابسنگها کمتر از 2 میلیارد سال تخمین زده شده است.ترکیب ساختمانی آنها نشاندهنده این است که در جریانات بازالتی مواد مذاب یا lava  ودر نتیجه فعالیت آتش فشانی شکل گرفته اند.این شهاب سنگها در سه گروه با نامهای شرگوتیت(Sherogottites) ناخلایت وچاسییگنی(Chassigny)یا SNC .کشف گاز حبس شده درون این شهابسنگها یکی از نشانها های مریخی بودن آنها به حساب می آید.ترکیب ایزوتوپیک این سنگها تشابه بسیار زیادی با ترکیب جو مریخ دارد.
 
کاوش های مریخی
بین سالهای 1963 تا 1974 میلادی کاوشگرهای بسیاری از طرف روسها و آمریکایی ها به سوی سیاره مریخ فرستاده شدند و تعدادی از این کاوشگرها در انجام ماموریت خود ناکام ماندند و تعدادی دیگر توانستند  ماموریت خود را با موفقیت انجام دهند.
در بیستم اوت سال 1975 میلادی فضاپیمای وایکینگ 1 که توسط ایالات متحده آمریکا طراحی و ساخته شده بود به فضا پرتاب شد. نخستین هدف این فضاپیما کشف حیات در سطح سیاره مریخ بود. 
به دنبال آن فضاپیمای وایکینگ 2 در نهم سپتامبر همان سال به فضا پرتاب شد. این دو فضاپیما تقریبا" یک سال بعد به مریخ رسیدند و تا زمان انتخاب یک محل مناسب برای فرود در مداری در اطراف مریخ قرار گرفتند. این دو فضاپیما هنگامی که در جستجوی یک محل مناسب برای فرود بودند عکسهایی را به زمین ارسال کردند.
یک ماه پس از ورود به مدار مریخ بالاخره یک محل فرود مناسب برای فضاپیمای وایکینگ 1 انتخاب شد. مریخ نشین فضاپیمای وایکینگ 1 تقریبا" 10 دقیقه پس از ورود به جو مریخ به آرامی فرود آمد. محل فرود در 4/24 درجه شمال قطب مریخ واقع شده بود. 45 روز بعد وایکینگ 2 در آن سوی سیاره 7500 کیلومتر دورتر از وایکینگ 1 در 9/47 درجه شمالی به آرامی فرود آمد. هنگامی که مریخ نشینها از فضاپیما های خود جدا شدند ابتدا سرعت آنها توسط هشت موتور از مدار خارج کننده راکت کند شد. در این مدت یک محافظ حرارتی کپسول را در مقابل اصطکاک ناشی از ورود به جو مریخ محافظت می کرد. هنگامی که سرعت فرود از 16 هزار کیلومتر بر ساعت به حدود هزار کیلومتر بر ساعت کاهش یافت یک چتر باز شد. در ارتفاع هزار متری چتر دور انداخته شد و یک سری هشت تایی از موتورهای راکت مریخ نشین سرعت فرود را باز هم کاهش دادند. در این لحظه سرعت فرود هر یک از مریخ نشینها فقط 8/8 کیلومتر بر ساعت بود.
هر دو مریخ نشین به دوربینهایی با قابلیت عکاسی پی در پی ،بیلهای مکانیکی و دستگاههایی جهت آنالیز شیمیایی و زیست شناسی نمونه های برداشته شده از سطح مریخ مجهز بودند. آنها تصاویر مربوط به طبیعت متروکه ،عوارض صخره ای و مناطق تپه شنی حاصل از وزش بادهای مریخی اطراف محل فرود وایکینگ 1 را به زمین ارسال کردند. اما آنها در انجام ماموریت اصلی خود که کشف حیات در سطح این سیاره بود ناکام ماندند.
پروژه وایکینگها بعنوان اولین وسایل ساخته دست بشر برای فرود آرام بر سطح یک سیاره  به حساب می آمدند.زمان مفید کاری چهار فضاپیمای وایکینگ از 90 روز پیش بینی شده فراتر رفت.نتایج نسبتا" مفیدی از عملیات آنها بدست آمد ونهایتا" ناسا پایان پروژه را در تاریخ 21 می 1983 اعلام کرد.
بعنوان نتایج این پروژه میان سیاره ای اعلام شد که تغییرات دمایی جو سیاره بسیار کم است بعنوان مثال بالاترین دمای ثبت شده توسط هردو مریخ نشین 21- درجه سانتیگراد وپایین ترین دما نیز 124- درجه سانتی گراد گزارش شد.نتایج بدست آمده ازاین پروژه همچنین نشان میدادند که جو سیاره بطور عمده ای از گازکربنیک تشکیل شده است.نیتروژن آرگون اکسیژن ودر حدی ناچیز نئون٬ زنون وکریپتون نیز وجود دارد.جو سیاره شامل مقادیری اندک آب هم می باشد که مقدار آن تنها به یک هزارم مقدار آب در جو زمین می رسد.حتی این مقادیر ناچیز هم می تواند متراکم شده و ابرهایی را بر فراز جو تشکیل دهد وحتی می تواند موجب تشکیل مه صبحگاهی شود.هم چنین شواهد نشان می دادند که سیاره در گذشته جو چگال تری داشته که باعث جریان یافتن آب مایع بر سطح آن شده است.عوارضی فیزیکی شبیه به بستر رودخانه ها تنگه ها وخطوط ساحلی دریاها اشاره به وجود رودخانه هایی بزرگ وحتی دریاهایی داشته است.
 
موج جدید کشفیات مربوط به این سیاره از سال 1996 آغاز شد .در این سال ناسا ماموریت نقشه بردار مریخ(Mars Global Surveyor) را از ایستگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال در فلوریدا آغاز کرد.این فضاپیما در 12 سپتامبر سال 1997 به سیاره رسید.بعد از گذشت 1.5 سال تصحیحات مداری از مداری بیضی کشیده به مداری دایروی٬ ماموریت نقشه برداری خود را در مارس 1999 شروع کرد.با استفاده از یک دوربین فوق حساس سیاره را از ارتفاع پایین در یک مدار قطبی که یک سال مریخی( که در حدود دو سال زمینی است) طول کشید نقشه برداری نمود.این فضاپیما بعد از ارسال حجم بسیار زیاد اطلاعات در باره سطح و جو سیاره در سال 2001 فعالیتش را به پایان رساند.
ناسا در سال 1996 فضاپیمایی دیگر را نیز با نام Mars Path Finder  به معنای راهیاب مریخ به سوی آن ارسال کرد.هدف از ارسال آن آزمایش روبات های مجهز مریخ نورد  ارزان قیمت با فناوری بالا بود.راهیاب مریخ طی یک فرود غلطشی وبا استفاده از کیسه های هوایی جهت فرود بر سطح سیاره نشست تصاویری دقیق از محل فرود خود ارسال نمود وتوانست تحلیل های شیمیایی مفیدی را از نزدیکترین سنگها ولایه های محل فرود انجام دهد.نتایج این پروژه نشان میدادند که مریخ زمانی گرم ومرطوب بوده است.اکنون این سئوال مطرح شده بود که آیا در گذشته با وجود آب بر سطح آن وجو غلیظ تر زندگی می توانسته بوجود بیاید یا خیر؟
در 11 دسامبرسال 1998 ناسا یک مدار نورد(Mars Climate Orbiter) با هدف مطالعات  آب وهوا شناسی مریخ روانه آن کرد.این مدار نورد به تحقیقات آب وهوایی میان سیاره ای وبه جمع آوری اطلاعاتی جهت ارسال مریخ نشین قطبی (Mars Polar Lander) پرداخت.این مدار نورد طی یک شیرجه به نواحی غلیظ جو مریخ آتش گرفته ونابود شد.
مریخ نشین قطبی هم در سال 1999 توسط یک موشک دلتا 2 به سمت مریخ پرتاب شد.برنامه ریزی شده بود که در این پروژه یک روبات سطح نشین در منطقه ای قطبی در جنوب سیاره فرود بیاید به همراه آن دو کاوشگر عمقی بانام deep space 2 وجود داشت.متاسفانه در تاریخ 3 دسامبر به سیاره رسید وبطور مرموزی گم شد.
بدنبال آن ناسا  فضاپیمای اودیسه مریخ(Mars Odyssey) را در 7 آوریل 2001 به سیاره قرمز فرستاد.وسایلی با هدف مطالعه سطح سیاره  کشف آب ومحیط یونیده اطراف سیاره در مدار نورد نصب شده بود.اودیسه در تاریخ 24 اکتبر سال 2001 به سیاره رسید ودر مدار مناسب قرار گرفت.با کمک پدیده ترمز هوایی توانست در مداری نزدیک دایروی حول قطبی قرار بگیرد.از ژانویه سال 2002 به اندازه گیری های علمی پرداخت.کار اصلی آن در اواخر تابستان 2004 ادامه یافت از آن به بعدتا تاریخ اکتبر سال 2005 از آن به عنوان یک ماهواره مخابراتی رله ای جهت ارسال اطلاعات از مریخ نورد تحقیقاتی مریخ یا Mars Exploration Rover به زمین استفاده شد.
در تابستان سال 2003 ناسا دو مریخ نورد مشابه به سطح مریخ فرستاد.اسپریت (MER-A) در دهم ژوئن سال 2003 توسط یک موشک دلتا 2 از پایگاه هوایی کیپ کاناورال به فضاپرتاب شد ودر تاریخ 4 ژانویه 2004 با موفقیت بر سطح مریخ فرود آمد.آپورجونیتی یا مریخ نورد فرصت (Opportunity)یا MER-B  را در 7 ژولای 2003 توسط موشک دلتا 2 به فضاپرتاب شد ودر تاریخ 25 ژانویه سال 2004 بر سطح آن فرود آمد.هردو آنها با استفاده از نتایج آزمایشات موفق رهیاب مریخ در استفاده از کیسه های هوایی جهت فرود در سطح فرود آمدند.
در سال 2003 ناسا در پروژه ای با نام مارس اکسپرس (Mars Express) با همکاری با آژانس فضایی اروپا وآژانس فضایی ایتالیا فضاپیمایی را روانه سیاره کرد که در دسامبر همان سال به مریخ رسید وشروع به اندازه گیری های جوی وسطحی سیاره از یک مدار قطبی نمود.این فضاپیما شامل یک سطح نشین کوچک با نام بیگل دو بود (بیگل نام کشتی تحقیقاتی چارلز داروین بود که با آن به تحقیقات گسترده ای دست زد.)متاسفانه پس از فرود بیگل دو بر سطح مریخ آژانس فضایی اروپا نتوانست با آن ارتباط برقرار کند واز دست رفت.علیرغم آن مارس اکسپرس توانست با موفقیت به کارهای در نظر گرفته شده بپردازد.
در تاریخ 12 اوت سال 2005 ناسا یک فضاپیمای جدید ودقیق را با نام Mars Reconnaissance Orbiter(MRO) را راهی سیاره کرد.هدف آن بررسی دقیق تر مناطقی بود که توسط نقشه بردار کره مریخ و اودیسه 2001 انتخاب شده بودند.دقت عکسبرداری آن به 0.2 تا 0.3 متر می رسید.احتمالا" از سال 2009 ناسا برنامه ای گسترده را برای ایجاد آزمایشگاههایی دائمی بر سطح مریخ شروع خواهد نمود.در این برنامه انواع مریخ نورد های جدید کاوشگرهای عمقی روباتهای هوشمند و.... مورد آزمایش قرار خواهند گرفت.
ناسا در نظر دارد از سال 2014 برنامه ساخت وبررسی فضاپیماهای قابل برگشت از مریخ را نیز آغاز کند.
 
جدولی از اطلاعات فضاپیماهایی که تاکنون به سمت مریخ رهسپار شده اند.
نام فضاپیما
متعلق به
تاریخ پرتاب
نتیجه عملیات
مارس یک
شوروی
1 نوامبر 1962
در ارتفاع 106000 کیلومتری ارتباط با آن قطع شد
مارینر 3
آمریکا
5 نوامبر 1964
ارتباط با آن قطع شد.در مداری حول خورشید قرار گرفت.
مارینر 4  
آمریکا
28 نوامبر 1964
21 عکس ومقداری اطلاعات ارسال نمود.ارتباط با آن در21 دسامبر سال 1967 قطع شد.
زوند 2
شوروی
30 نوامبر 1964
در 2 ماه می 1965 ارتباط با آن قطع شد
مارینر 6
آمریکا
24 فوریه 1969
76 عکس ارسال نمود وبرفراز استوای مریخ در ارتفاع 3392کیلومتر پرواز کرد.
مارینر 7
آمریکا
27 مارس 1969
126 عکس بیشتر از نیمکره جنوبی ارسال نمود
مارینر 8
آمریکا
8 می 1971
عملیات ناموفق بود .در دریا سقوط کرد.
مارس 2
شوروی
19 می 1971
کپسول همراه آن بر سطح مریخ فرود آمد ولی تصویری ارسال ننمود.مدار آن در ارتفاع 2448 تا 24400 کیلومتری بود.
مارس 3
شوروی
28 می 1971
مدار نورد اطلاعاتی برگشت داد ولی ارتباط با سطح نشین 20 ثانیه پس از فرود قطع شد. مدار آن در ارتفاع 1552 تا 212800 کیلومتری بود.
مارینر 9
آمریکا
30 می 1971
7329 تصویر ارسال نمود.ارتباط در27 اکتبر سال 1972 قطع شد
مارس 4
شوروی
21 ژولای 1973
به مدار مورد نظر اطراف سیاره نرسید
مارس 5
شوروی
25 ژولای 1973
ارتباط با آن قطع شد.مدار آن در ارتفاع 1760 تا 32500 کیلومتر
مارس 6
شوروی
5 اوت 1973
طی عملیات فرود بر سطح سیاره ارتباط با آن قطع شد
مارس 7
شوروی
9 اوت 1973
به مدار مورد نظر اطراف سیاره نرسید
وایکینگ 1
آمریکا
20 اوت 1975
در تاریخ 20 ژولای 1976 بر سطح سیاره فرود آمد.
وایکینگ 2
آمریکا
9 سپتامبر 1975
درتاریخ 3 سپتامبر 1976 بر سطح سیاره فرود آمد
فوبوس 1
شوروی
7 ژولای1988
در تاریخ 29 اوت 1988ارتباط با آن قطع شد
فوبوس 2
شوروی
12 ژولای 1988
بعد از ارسال مقداری عکس و اطلاعات از مریخ وفوبوس ارتباط با آن قطع شد.
مشاهده گر مریخ
Mars observer
آمریکا
25 سپتامبر 1992
در 25 اوت 1993ارتباط با آن قطع شد
مارس 96
روسیه
16 نوامبر 1996
عملیات ناموفق .در دریا سقوط کرد.
مسیریاب مریخ
pathfinder
آمریکا
4 دسامبر 1996
در 4 ژولای 1997 روز استقلال آمریکا در دره Ares  فرود آمد.مریخ نورد ساژرنر به همراه آن ارسال شده بود.ارتباط در 6 اکتبر 1997 قطع شد
نقشه بردار کره
Global surveyor
آمریکا
7 نوامبر 1996
اطلاعاتی ارسال نمود
نازومی
ژاپن
3 ژولای 1998
مدار نورد
مدار نورد آب وهوای مریخ
Mars climate orbiter
آمریکا
11 دسامبر 1998
مدار نورد.ارتباط با آن در 23 سپتامبر 1999 قطع شد
سطح نشین قطبی مریخ
Mars polar lander
آمریکا
3 ژانویه 1999
مدارنورد +سطح نشین.ارتباط با آن در 3 دسامبر 1999 قطع شد
اودیسه مریخ
Mars odyssey
آمریکا
7 آوریل 2001
در مداری نزدیک قطبی به بررسی سیاره پرداخت
مریخ نورد روح
sprit
آمریکا
10 ژوئن 2003
در تاریخ 4 ژانویه  2004 بر سطح مریخ فرود آمد وبه عکسبرداری وارسال اطلاعات پرداخت.
مریخ نورد فرصت
Opportunity
آمریکا
7ژولای 2003
در تاریخ 25 ژانویه2004 بر سطح مریخ فرود آمد وبه عکسبرداری وارسال اطلاعات پرداخت.
مارس اکسپرس
ناسا و اسا
2003
به اندازه گیری های جوی وسطحی سیاره از یک مدار قطبی پرداخت.
شامل یک سطح نشین هم بود.
فضاپیمای MRO
ناسا
12 اوت 2005
کامل کننده کاوشهای قبلی وعکسبرداریهای دقیق
 
 
 
 
 با همکاری سایت آسمان شب ایران وانجمن نجوم آماتوری ایران
 
 
 
اخباری درباره نتایج اکتشافات مریخ نشین ققنوس(خرداد ۸۹) در سایت www.avastarco.com
 
در طول ماموریتش در مریخ ،ققنوس مسیرهای گسترده زیر زمینی یخ آب را که توسط ادیسه کشف شده بود تایید وآزمایش کرد و به وجود کربنات کلسیم در مریخ که به علت حضور آب گرم است پی برد ، همچنین عناصر شیمیایی مناسب حیات را در خاک مریخ یافت و بارش برف را مشاهده کرد . بزرگترین بعد ماموریتش کشف پرکلرات است ماده شیمیایی اکسید کننده روی زمین که غذای مناسبی برای برخی میکروبها وسمی جهت سایرین می باشد . پیتر اسمیت محق ققنوس می گوید : "مادریافتیم که خاک روی یخ مثل اسفنج عمل می کند . پر کلرات آب را از جو گرفته وآن را در خود نگه می دارد . شما می توانید لایه ای از آب را در آن جا ببینید دانه های شن برای خود دنیای کوچکی هستند که فعل و انفعالات جالبی دارند ." پر کلرات خواص ضد یخ دارد و به عنوان یک منبع انرژی برای میکروبهاست . کشف یخ در شنهای رویی توسط ادیسه راهی را پیش پای ققنوس قرار داد . اخیرا مدارگرد مریخ با استفاده از رادارش دریافت یخ فراوانی در نواحی میانی و اعماق  مریخ انباشته شده که به علت فعالیت های آتش فشانی تازه روی سطح مریخ مشخص است . اسمیت می گوید: "منابع یخ در مریخ غنی است بیشتر از آنچه که فکرش را می کنید ولی مقدار آن در برخی نواحی بیشتر ودر برخی نواحی کمتر است ."     

 

منظومه شمسی

زمین در فضا تنها نیست. همراه زمین نه سیارات دیگرنیز پیرامون خوزشیددر گردش اند. همه این سیارات در مداری بیضوی ودر یک مسیر در مدار خورشید آنهارا کنار هم نگاه می دارد.

منظومه شمسی

محور چرخشی نه سیاره منظومه شمسی به دور خورشید غیر از پلوتو که دورترین فاصله را از خورشید داردونسبت به صفحه مدار دیگر سیارات انحراف بسیار دارد یکسان است. هرچه فاصله سیاره ای از خورشید بیش تر باشد باید مسیر طولانی تری به دور خورشید طی کند. مدت زمان گردش عطارد به دور خورشید 88 روز-زهره 225 روزوزمین 365 روز است.اما نپتون وپلوتو که دورترین سیاره ها در منظومه شمسی هستند به ترتیب165و250سال طول می کشد که یک دور به دور خورشید بچرخند.

تشکیل منظومه شمسی

دانشمندان با محاسبه عمر شهاب سنگ ها توانسته اند عمر منظومه شمسی را حدود چهار میلیارد و ششصدمیلیون سال بر آورد کنند. دانشمندان در مورد نحوه تشکیل منظومه شمسی بر این باورند که ابتدا توده عظیمی از گاز وگرد وغبار ضمن چرخیدن در هم فرو رفتند و بر اثرنیروی جاذبه به سوی هم کشیده شدند.سرانجام عمده مواد این توده عظیم در مرکز متراکم شدند و داغ ترین بخش این ابر چرخان یعنی خورشید را تشکیل دادند.سپس مواد پیرامون این توده چرخان نیز روی هم انباشته شدند واجرام بزرگ تری به نام سیارات را به وجود آوردند.

هوش مصنوعی چیست

هوش مصنوعی دانش ساخت ماشین هاویا رایانه های هوشمند است.

همانگونه كه از تعریف فوق-كه توسط یكی از بنیانگذاران هوش مصنوعی ارائه شده است- برمی‌آید،حداقل به دو سؤال باید پاسخ داد:
1ـ هوشمندی چیست؟
2ـ برنامه‌های هوشمند، چه نوعی از برنامه‌ها هستند؟تعریف دیگری كه از هوش مصنوعی می‌توان ارائه داد به قرار زیر است:
   « هوش مصنوعی، شاخه‌ایست از علم كامپیوتر كه ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و یادگیری(learning) را بررسی كرده و سیستمی جهت انجام چنین اعمالی ارائه می‌دهد.»و در نهایت تعریف سوم هوش مصنوعی از قرار زیر است:
   «هوش مصنوعی، مطالعه روش‌هایی است برای تبدیل كامپیوتر به ماشینی كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.»   به این ترتیب می‌توان دید كه دو تعریف آخر كاملاً دو چیز را در تعریف نخست واضح كرده‌اند.
1ـ منظور از موجود یا ماشین هوشمند چیزی است شبیه انسان.
2ـ ابزار یا ماشینی كه قرار است محمل هوشمندی باشد یا به انسان شبیه شود، كامپیوتر است.   هر دوی این نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آیا تنها این نكته كه هوشمندترین موجودی كه می‌شناسیم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهیم؟ حداقل این نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبه‌های ادراك انسان همچون دیدن و شنیدن كاملاً ضعیف‌تر از موجودات دیگر است.   علاوه بر این، كامپیوترهای امروزی با روش‌هایی كاملاً مكانیكی(منطقی) توانسته‌اند در برخی جنبه‌های استدلال، فراتر از توانایی‌های انسان عمل كنند.   بدین ترتیب، آیا می‌توان در همین نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعی تنها نوعی دغدغه علمی یا كنجكاوی دانشمندانه است و قابلیت تعمق مهندسی ندارد؟(زیرا اگر مهندسی، یافتن روش‌های بهینه انجام امور باشد، به هیچ رو مشخص نیست كه انسان اعمال خویش را به گونه‌ای بهینه انجام می‌دهد). به این نكته نیز باز خواهیم گشت.   اما همین سؤال را می‌توان از سویی دیگر نیز مطرح ساخت، چگونه می‌توان یقین حاصل كرد كه كامپیوترهای امروزین،

بهترین ابزارهای پیاده‌سازی هوشمندی هستند؟

   رؤیای طراحان اولیه كامپیوتر از بابیج تا تورینگ، ساختن ماشینی بود كه قادر به حل تمامی  مسائل باشد، البته ماشینی كه در نهایت ساخته شد(كامپیوتر) به جز دسته ای خاص از مسائلقادر به حل تمامی مسائل بود. اما نكته در اینجاست كه این «تمامی مسائل» چیست؟ طبیعتاً چون طراحان اولیه كامپیوتر، منطق‌دانان و ریاضیدانان بودند، منظورشان تمامی مسائل منطقی یا محاسباتی بود. بدین ترتیب عجیب نیست، هنگامی كه فون‌نیومان سازنده اولین كامپیوتر، در حال طراحی این ماشین بود، كماكان اعتقاد داشت برای داشتن هوشمندی شبیه به انسان، كلید اصلی، منطق(از نوع به كار رفته در كامپیوتر) نیست، بلكه احتمالاً چیزی خواهد بود شبیه ترمودینامیك!

       به هرحال، كامپیوتر تا به حال به چنان درجه‌ای از پیشرفت رسیده و چنان سرمایه‌گذاری عظیمی برروی این ماشین انجام شده است كه به فرض این كه بهترین انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترین و ارزان‌ترین و عمومی‌ترین انتخاب برای پیاده‌سازی هوشمندیست.

   بنابراین ظاهراً به نظر می‌رسد به جای سرمایه‌گذاری برای ساخت ماشین‌های دیگر هوشمند، می‌توان از كامپیوترهای موجود برای پیاده‌سازی برنامه‌های هوشمند استفاده كرد و اگر چنین شود، باید گفت كه طبیعت هوشمندی ایجاد شده حداقل از لحاظ پیاده‌سازی، كاملاً با طبیعت هوشمندی انسانی متناسب خواهد بود، زیرا هوشمندی انسانی، نوعی هوشمندی بیولوژیك است كه با استفاده از مكانیسم‌های طبیعی ایجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهای منطقی.   در برابر تمامی استدلالات فوق می توان این نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندی طبیعی تا بدان جایی كه ما سراغ داریم، تنها برمحمل طبیعی و با استفاده از روش های طبیعت ایجاد شده است. طرفداران این دیدگاه تا بدانجا پیش رفته‌اند كه حتی ماده ایجاد كننده هوشمندی را مورد پرسش قرار داده اند، كامپیوتر از سیلیكون استفاده می كند، در حالی كه طبیعت همه جا از كربن سود برده است.   مهم تر از همه، این نكته است كه در كامپیوتر، یك واحد كاملاً پیچیده مسئولیت انجام كلیه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالی كه طبیعت در سمت و سویی كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسیار زیادی از واحدهای كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورون‌های شبكه عصبی) با عملكرد همزمان خود (موازی) رفتار هوشمند را سبب می شوند. بنابراین تقابل هوشمندی مصنوعی و هوشمندی طبیعی حداقل در حال حاضر تقابل پیچیدگی فوق العاده و سادگی فوق العاده است. این مساُله هم اكنون كاملاً به صورت یك جنجال(debate) علمی در جریان است.

   در هر حال حتی اگر بپذیریم كه كامپیوتر در نهایت ماشین هوشمند مورد نظر ما نیست، مجبوریم برای شبیه‌سازی هر روش یا ماشین دیگری از آن سود بجوییم.

تاریخ هوش مصنوعی

   هوش مصنوعی به خودی خود علمی است كاملاً جوان. در واقع بسیاری شروع هوش مصنوعی را 1950 می‌ دانند زمانی كه آلن تورینگ مقاله دوران‌ساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشین هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورینگ مشهور شد) تورینگ درآن مقاله یك روش را برای تشخیص هوشمندی پیشنهاد می‌كرد. این روش بیشتر به یك بازی شبیه بود.

  فرض كنید شما در یك سمت یك دیوار (پرده یا هر مانع دیگر) هستید و به صورت تله تایپ باآن سوی دیوار ارتباط دارید و  شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است. طبیعتاً یك مكالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار می‌تواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوی دیوار نه یك شخص بلكه (شما كاملاً از هویت شخص آن سوی دیوار بی‌خبرید) یك ماشین بوده كه پاسخ شما را می‌داده، آن ماشین یك ماشین هوشمند خواهد بود، در غیر این صورت(یعنی در صورتی كه شما در وسط مكالمه به مصنوعی بودن پاسخ پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذراندن تست تورینگ نشده است.   باید دقت كرد كه تورینگ به دو دلیل كاملاً مهم این نوع از ارتباط(ارتباط متنی به جای صوت) را انتخاب كرد. اول این كه موضوع ادراكی صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و این تست هوشمندی را درگیر مباحث مربوط به دریافت و پردازش صوت نكند و دوم این كه بر جهت دیگری هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان طبیعی تاكید كند.

   در هر حال هر چند تاكنون تلاش‌های متعددی در جهت پیاده سازی تست تورینگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و یا AIML   (زبانی برای نوشتن برنامه‌‌‌‌هایی كه قادر به chat كردن اتوماتیك باشند) اما هنوز هیچ ماشینی موفق به گذر از چنین تستی نشده است.

   همانگونه كه مشخص است، این تست نیز كماكان دو پیش فرض اساسی را در بردارد:
1ـ نمونه كامل هوشمندی انسان است.
2ـ مهمترین مشخصه هوشمندی توانایی پردازش و درك زبان طبیعی است.   درباره نكته اول به تفصیل تا بدین جا سخن گفته ایم؛ اما نكته دوم نیز به خودی خود باید مورد بررسی قرارگیرد. این كه توانایی درك زبان نشانه هوشمندی است تاریخی به قدمت تاریخ فلسفه دارد. از نخستین روزهایی كه به فلسفه(Epistemology) پرداخته شده زبان همیشه در جایگاه نخست فعالیت‌های شناختی قرار داشته است. از یونانیان باستان كه لوگوس را به عنوان زبان و حقیقت یكجا به كار می‌بردند تا فیلسوفان امروزین كه یا زبان را خانه وجود می‌دانند، یا آن را ریشه مسائل فلسفی می‌خوانند؛ زبان، همواره شاُن خود را به عنوان ممتازترین توانایی هوشمندترین موجودات حفظ كرده است.   با این ملاحظات می‌توان درك كرد كه چرا آلن تورینگ تنها گذر از این تست متظاهرانه زبانی را شرط دست‌یابی به هوشمندی می‌داند.   تست تورینگ اندكی كمتر از نیم‌قرن هوش مصنوعی را تحت تاُثیر قرار داد اما شاید تنها در اواخر قرن گذشته بود كه این مسئله بیش از هر زمان دیگری آشكار شد كه متخصصین هوش مصنوعی به جای حل این مسئله باشكوه ابتدا باید مسائل كم‌اهمیت‌تری همچون درك تصویر (بینایی ماشین) درك صوت و… را حل كنند.به این ترتیب با به محاق رفتن آن هدف اولیه، اینك گرایش‌های جدیدتری در هوش مصنوعی ایجاد شده‌اند.   در سال‌های آغازین AI تمركز كاملاً برروی توسعه سیستم‌هایی بود كه بتوانند فعالیت‌های هوشمندانه(البته به زعم آن روز) انسان را مدل كنند، و چون چنین فعالیت‌هایی را در زمینه‌های كاملاً خاصی مانند بازی‌های فكری، انجام فعالیت‌های تخصصی حرف‌های، درك زبان طبیعی، و…. می‌دانستند طبیعتاً به چنین زمینه‌هایی بیشتر پرداخته شد.

   در زمینه توسعه بازی‌ها، تا حدی به بازی شطرنج پرداخته شد كه غالباً عده‌ای هوش مصنوعی را با شطرنج همزمان به خاطر می‌آورند. مك‌كارتی كه پیشتر اشاره شد، از بنیان‌گذاران هوش مصنوعی است این روند را آنقدر اغراق‌آمیز می‌داند كه می‌گوید:
   «محدود كردن هوش مصنوعی به شطرنج مانند این است كه علم ژنتیك را از زمان داروین تا كنون تنها محدود به پرورش لوبیا كنیم.» به هر حال دستاورد تلاش مهندسین و دانشمندان در طی دهه‌های نخست را می‌توان توسعه تعداد بسیار زیادی سیستم‌های خبره در زمینه‌های مختلف مانند پزشكی عمومی، اورژانس، دندانپزشكی، تعمیرات ماشین،….. توسعه بازی‌های هوشمند، ایجاد مدل‌های شناختی ذهن انسان، توسعه سیستمهای یادگیری،…. دانست. دستاوردی كه به نظر می‌رسد برای علمی با كمتر از نیم قرن سابقه قابل قبول به نظر می‌رسد.

افقهای هوش مصنوعی   در 1943،Mcclutch (روانشناس، فیلسوف و شاعر) و Pitts (ریاضیدان) طی مقاله‌ای، دیده‌های آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسی عصبی را تركیب كردند. ایده اصلی آن مقاله چگونگی انجام اعمال منطقی به وسیله اجزای ساده شبكه عصبی بود. اجزای بسیار ساده (نورون‌ها) این شبكه فقط از این طریق سیگنال های تحریك (exitory) و توقیف (inhibitory) با هم درتماس بودند. این همان چیزی بود كه بعدها دانشمندان كامپیوتر آن را مدارهای (And) و (OR) نامیدند و طراحی اولین كامپیوتر در 1947 توسط فون نیومان عمیقاً از آن الهام می‌گرفت.    امروز پس از گذشته نیم‌قرن از كار Mcclutch و Pitts شاید بتوان گفت كه این كار الهام بخش گرایشی كاملاً پویا و نوین در هوش مصنوعی است.   پیوندگرایی (Connectionism) هوشمندی را تنها حاصل كار موازی و هم‌زمان و در عین حال تعامل تعداد بسیار زیادی اجزای كاملاً ساده به هم مرتبط می‌داند.   شبكه‌های عصبی كه از مدل شبكه عصبی ذهن انسان الهام گرفته‌اند امروزه دارای كاربردهای كاملاً علمی و گسترده تكنولوژیك شده‌اند و كاربرد آن در زمینه‌های متنوعی مانند سیستم‌های كنترلی، رباتیك، تشخیص متون، پردازش تصویر،… مورد بررسی قرار گرفته است.

   علاوه بر این كار بر روی توسعه سیستم‌های هوشمند با الهام از طبیعت (هوشمندی‌های ـ غیر از هوشمندی انسان) اكنون از زمینه‌های كاملاً پرطرفدار در هوش مصنوعی است.    الگوریتم ژنیتك كه با استفاده از ایده تكامل داروینی و انتخاب طبیعی پیشنهاد شده روش بسیار خوبی برای یافتن پاسخ به مسائل بهینه سازیست. به همین ترتیب روش‌های دیگری نیز مانند استراتژی‌های تكاملی نیز (Evolutionary Algorithms) در این زمینه پیشنهاد شده اند.    دراین زمینه هر گوشه‌ای از سازو كار طبیعت كه پاسخ بهینه‌ای را برای مسائل یافته است مورد پژوهش قرار می‌گیرد. زمینه‌هایی چون سیستم امنیتی بدن انسان (Immun System) كه در آن بیشمار الگوی ویروس‌های مهاجم به صورتی هوشمندانه ذخیره می‌شوند و یا روش پیدا كردن كوتاه‌ترین راه به منابع غذا توسط مورچگان (Ant Colony) همگی بیانگر گوشه‌هایی از هوشمندی بیولوژیك هستند.   گرایش دیگر هوش مصنوعی بیشتر بر مدل سازی اعمال شناختی تاُكید دارد (مدل سازی نمادین یا سمبولیك) این گرایش چندان خود را به قابلیت تعمق بیولوژیك سیستم‌های ارائه شده مقید نمی‌كند.   CASE-BASED REASONING یكی از گرایش‌های فعال در این شاخه می‌باشد. بعنوان مثال روند استدلال توسط یك پزشك هنگام تشخیص یك بیماری كاملاً شبیه به CBR است به این ترتیب كه پزشك در ذهن خود تعداد بسیار زیادی از شواهد بیماری‌های شناخته شده را دارد و تنها باید مشاهدات خود را با نمونه‌های موجود در ذهن خویش تطبیق داده، شبیه‌ترین نمونه را به عنوان بیماری بیابد.   به این ترتیب مشخصات، نیازمندی‌ها و توانایی‌های CBR به عنوان یك چارچوب كلی پژوهش در هوش مصنوعی مورد توجه قرارگرفته است.

   البته هنگامی كه از گرایش‌های آینده سخن می‌گوییم، هرگز نباید از گرایش‌های تركیبی غفلت كنیم. گرایش‌هایی كه خود را به حركت در چارچوب شناختی یا بیولوژیك یا منطقی محدود نكرده و به تركیبی از آنها می‌اندیشند. شاید بتوان پیش‌بینی كرد كه چنین گرایش‌هایی فرا ساختارهای (Meta –Structure) روانی را براساس عناصر ساده بیولوژیك بنا خواهند كرد.

بر گرفته از سایت تبیان


سرور وب

سرور وب یا وب سرور سامانه‌ای است که توانایی پاسخگوئی به مرورگر وب و ارسال صفحه درخواستی مرورگر را داراست. صفحات وب بر پایه یک ساختار مشخص و با یک نام یگانه بر روی سرور وب قرار می‌گیرند. بر روی یک سرور وب امکان قرار گرفتن صفحات متعدد و با ساختارهای جداگانه وجود دارد.

اصلی‌ترین وظیفه یک وب سرور ارائه صفحات وب به کاربران است. این بدان معناست که صفحه‌های اچ‌تی‌ام‌ال همراه با هر نوع مطالب اضافی‌ای چون: تصاویر، شیوه نامه‌ها و جاوا اسکریپت‌ها شامل شود.

کاربر که معمولاً یک مرورگر وب یا خزنده وب ارتباط اولیه را با ارسال درخواست منبع خاصی با استفاده از اچ‌تی‌تی‌پی (به انگلیسیHTTP)‏ ارسال می‌کند و سرور درخواست کاربر را با محتوای منبع یا پیام خطایی که قادر به انجام دادن آن نیست، پاسخ می‌دهد.

در واقع به دو معنی است:

  1. یک برنامه کامپیوتری است که مسئول قبول کردن درخواست‌های http از کارخواهان است که همان مرورگرهای وب هستند و پاسخ‌ها را به همراه یک سری اطلاعات به آنها پست می‌کنند. این پاسخ‌ها همان صفحات Html هستند.بطور مثال اگر در صفحه مرور گرتان آدرس http://fa.wikipedia.org/index.php را وارد کنید، یک درخواست به دامنه‌ای که نامش fa.wikipedia.org است، فرستاده می‌شود. آنگاه سرور صفحه index.php را برای شما میفرستد.
  2. یک کامپیوتراست که یک برنامهٔ کامیپوتری را اجرا می‌کند و کارایی اش همانند مطالبی است که دربالا گفته شد.

هر کامپیوتری می‌تواند با نصب نرم‌افزار وب‌سرور، به سرور وب تبدیل شود.

ویژگی‌های مشترک[ویرایش]

در عمل بسیاری از سرورهای وب، ویژگی‌های زیر را نیز پیاده‌سازی می‌کنند:

  • شناسایی: درخواست شناسایی اختیاری قبل از اجازه دسترسی به انواع منابع
  • نه تنها مفاهیم استاتیک (مفاهیم فایلی که بر روی سیستم فایلی وجود دارد) بلکه مفاهیم داینامیک را با یک یا چند ساختار نیز مانند SSI, CGI, SCGI,FastCGI,JSP,PHP,ASP,ASP.NET اداره می‌کند.
  • پشتیبانی از HTTPS تا به کاربران اجازه دهد اتصالات مطمئنی به سرور را بر روی پورت 443 به جای 80 برقرار کنند.
  • فشرده سازی مطالب تا بتوان از حجم پاسخها کم کرد. (توسط کد سازی GZIP)
  • پشتیبانی از فایلهای بزرگ تا بتواند فایلهای بزرگ‌تر از 2 گیگا بایت را سرویس دهی کند.
  • کنترل کردن پهنای باند : تا سرعت پاسخها را محدود کند و شبکه را پر ازدحام نکند و قادر باشد تعداد بیشتری کارخواه را سرویس دهی کند.

سرورهای اینترنتی[ویرایش]

آپاچی[ویرایش]

این سرور وب در توسعه و همگانی شدن وب جهانی نقش بسیار مهمی داشته‌است. این سرور وب که به زبان C نوشته شده‌است دارای قابلیت cross- platform بوده و بر روی ماشین‌های مختلف قابل اجرا میباشد. دلیل انتخاب این اسم برای این سرور وب را نیز دو مورد ذکر کرده‌اند اول اینکه به یکی از قبایل قدیمی بومی آمریکا که به خاطر مقاومت و مهارت در ساخت ابزار آلات جنگی مشهور میباشند احترام گذاشته شود و ثانیا به این دلیل که (Root)ریشه پروژه به صورت یک سری پچ (Patch)میباشد. این سرور وب در یک گروه و به صورت کد باز (open source) گسترش یافت و از سال 1996 به عنوان محبوب‌ترین سرور وب برای HTTP در وب جهانی شناخته شده بود ولی در سال 2005 میدان مبارزه را به IIS مایکروسافت باخت و در حال حاضر نزدیک به 49 % بازار سرورهای وب جهان را به خود اختصاص داده‌است همچنین MAC OS آن را به عنوان سرور وب اصلی در پشتیبانی از WEB OBJECT خود برگزیده‌است. این سرور وب دارای پودمان‌هایامنیتی بسیار خوبی از جمله mod_access، mod_auth، mod_digest می‌باشد. آپاچی برای میزبانی هر دو نوع وب ایستا و وب پویا مناسب است.

IIS[ویرایش]

سرور وبی است که ارائه دهنده آن شرکت مایکروسافت می‌باشد و آخرین نسخه آن IIS 7.5 است که برای سیستم عامل های Widows Server 2008 و Windows 7 طراحی شده است. در واقع IIS مجموعه‌ای از سرویس‌های اینترنتی است که بصورت یکجا نمایش داده شده‌است. طبق آخرین آماری که منتشر شد بعد از سرور وب آپاچی بیشترین محبوبیت را بین کاربران داشته‌است و هم اکنون نزدیک به 36% بازار سرورهای وب جهان را در اختیار دارد. پلت فرمی که این سرور وب پشتیبانی می‌کند مایکروسافت ویندوز می‌باشد و در محیط‌های دیگر کار نمی‌کند.

NGINX[ویرایش]

سرور وبی است که ارائه دهنده آن شرکت NginX می‌باشد.

مقایسه عملکردهای امنیتی سرورهای وب Apache و IIS[ویرایش]

قابلیتآپاچیIIS
ورود امنبلهبله
SSLبلهبله
Basic Authenticationبلهبله
Digest Authenticationبلهبله
LDAP Authenticationبلهبله
Passport Authenticationبلهنه
Active Directory Authenticationبلهفقط با ماجول های third-party

ترجمه مسیر[ویرایش]

سرور وب می‌توانند کامپوننت مسیر url را نگاشت کنند به:

1- منابع فایل سیستم محلی (برای درخواست‌های ایستا)

2- نام برنامه داخلی یا خارجی(برای درخواست‌های پویا)

برای مثال کاربر آدرس زیر را درخواست می‌کند :http://www.example.com/path/file.html مرورگر وب کاربر آنرا به یک اتصال به http://www.example.com با درخواست http 1.1 ترجمه می‌کند: GET/path/file.html.php HTTP/1.1 HOST: www.example.com سرور وب بر روی www.example.com، مسیر درخواستی را به آدرس مسیر اصلی اضافه می‌کند. آنگاه سرور وب اگر فایل وجود داشته باشد آنرا خوانده و پاسخ را که مجموعه‌ای از مطالب فایل است به عنوان پاسخ میفرستد.

سهم استفاده در بازار[ویرایش]

در زیر لیستی از نرم‌افزارهای سرور وب داده شده‌است که در برآورد Netcraft در ژانویه ۲۰۰۹ منتشر شده‌است

فروشندهمحصولوب سایتهای میزبانی شدهدرصد
بنیاد نرم‌افزار آپاچیسرور آپاچی۹۶٬۵۳۱٬۰۳۳۵۲٫۰۵٪
مایکروسافتIIS۶۱٬۰۲۳٬۴۷۴۳۲٫۹۰٪
گوگلGWS۹٬۸۶۴٬۳۰۳۵٫۳۲٪
انجین‌اکسانجین‌اکس۳٬۴۶۲٬۵۵۱۱٫۸۷٪
lighttpdlighttpd۲٬۹۸۹٬۴۱۶۱٫۶۱٪
OverseeOversee۱٬۸۴۷٬۰۳۹۱٫۰۰٪
دیگر-۹٬۷۵۶٬۶۵۰۵٫۲۶٪
مجموع-۱۸۵٬۴۷۴٬۴۶۶۱۰۰٫۰۰٪

برگرفته از ویکی پدیا