فلامینگو

فلامینگو یا مُرغ آتشی پرنده‌ای است از راستهٔ آتش‌مرغ‌سانان.

فلامینگو پرنده‌ای است با پاهای دراز و منقاری منحنی و گردنی بلند خمیده، آبچر بابدنی بسیار کشیده و پر و بالی به رنگهای سفید و صورتی است.

در پروازها باها و گردنش کشیده و قدری پائین تر از سطح بدن قرار می‌کیرد. بالهایش ترکیب زیبائی از رنگهای سرخ و سیاه است. پرنده نابالغ قهوه‌ای مایل به خاکستری چرک است. فلامینگو به آرامی راه می‌رود ودر حالیکه سر ومنقار خودرا در آب کم عمق فرو برده تغذیه می‌کند. فلامینکو از ۹۰/۰ تا ۵/۱ متر بلندی دارد. بیشتر فلامینگوها حلزون وگیاهان آبی را می‌خورند. این پرندگان یصورت دست جمعی و در دسته‌های چند هزارتایی زندگی می‌کنند.

Male and female flamingo

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

طبقه‌بندی علمی

فرمانرو: جانوران

شاخه: طنابداران

رده: پرندگان

فرورده: نوآروارگان

راسته: آتش‌مرغ‌سانان Fürbringer, 1888

تیره: Phoenicopteridae Bonaparte, 1831

سرده: Phoenicopterus

گونه‌ها:

در دنیای قدیم

گونه: فلامینگوی بزرگتر - بخش‌های از آفریقا, جنوب اروپا و جنوب و جنوب غرب آسیا

گونه: فلامینگوی کوچکتر - آفریقا تا شمال غرب هند

در دنیای جدید           

گونه: فلامینگوی شیلیایی - جنوب آمریکایی جنوبی

گونه: فلامینگوی جیمز - ارتفاعات آند در پرو، شیلی، بولیوی و آرژانتین

گونه: فلامینگوی آندی - ارتفاعات آند در پرو، شیلی، بولیوی و آرژانتین

گونه: فلامینگوی آمریکایی - کارائیب و گالاپاگوس

Flamingo-فلامینگو

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

جفتگیری:

سالی یکبار جفتگیری می‌کند. ولانه‌ای گلین برای تخمگذاری می‌سازد. بیشتر فلامینگوهای ماده یک تخم در سوراخ لانه می‌گذارند ونر و ماده هردو به نوبت روی تخم می‌خوابند. پس از سی روز جوجه از تخم بیرون می‌آید. جوجه فلامینگو بعد از ۵ روز لانه را ترک می‌گوید وبه گروه فلامینگوهای جوجه می‌پیوندد. اما برای تغذیه به لانه‌ای که درآن تولد یافته و پدر ومادر برایش خوراک آماده کرده‌اند باز می‌گردد. بعد از دوهفته خود به جستجوی خوراک می‌پردازد. فلامینگو در محیط طبیعی از ۱۵ تا ۲۰ سال زندگی می‌کند. بیشتر پرنده‌شناسان فلامینگوها را به چهار گونه تقسیم کرده فلامینگوهای بزرگ در آفریقا، جنوب آسیا و اروبا و جنوب آمریکای جنوبی و هند غربی زندکی می‌کنند. فلامینگوهای کوچک در دره بزرگ نشستی کنیا و تانگانیکا در آفریقا به سر می‌برند. فلامینگوهای دیگر دو گونه هستند. گونه کمیاب فلامینگوهای آندی وجیمس می‌باشند که در کرانهٔ دریاجه‌های بلند کوههای آند در آمریکای جنوبی به سر می‌برند. فلامینگوهای وحشی روزگاری در فلوریدای جنوبی می‌زیستند، اما مردم آنها را به خاطر برهای زیبایشان کشتند.

Flamingo and offspring

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

زیستگاه:

مردابهای ساحلی کم عمق. مانداب‌های حاصل طغیان دریاچه‌ها، لجن‌زارها و غیره به سر می‌برند.

تغذیه:

رژیم غذایی فلامینگو سخت پوستی به نام آرتمیا می‌باشد.

پراکندگی در ایران:


 در دریاچهٔ ارومیه و در تابستان در فارس به سر می‌برند وممکن است در خوزستان زاد و ولد کنند.                                                         www.deo.blogfa.com          

غاز

غاز گونه‌ای از پرندگان است که متعلق به خانوادهٔ مرغابی‌سانان (Anatidae) هستند. خانواده مرغابی‌سانان شامل قوها و اردکها نیز می‌شود. این نوع از غازها در زیرخانواده غازسانان (Anserinae) و به گروه آنسرینی (Anserini) تعلق دارند. تعدادی از مرغابیها که از خانواده مرغابی‌های وحشی هستند به نام غاز معروفند.

واژه شناسی:

تاریخ کاربرد نام «غاز» برای این پرنده در فارسی روشن نیست ولی اگر هم فارسی نباشد حتماً واژه ای ایرانی است زیرا با بسیاری از زبان های هندواروپایی همریشه است. واژه غاز از ریشه ghans از زبان زبان نیاهندواروپایی است. صوزت تلفظ آن در انگلیسی باستان gōs، انگلیسی goose، آلمانی gans، دانمارکی gås، سوئدی gäss و در زبانهای سلتی مانند ایرلندی باستان géiss، ایرلندی gé، زبان برتون gwaz و در اسپانیایی ganso آلبانیایی gatë، رومانیایی gâskă و چک husa، و در هندی و اردو həns است.

Branta_canadensis_in_flight,_Great_Meadows_National_Wildlife_Refuge-پرواز غازها

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

طبقه‌بندی علمی

فرمانرو: جانوران

شاخه: طنابداران

رده: پرندگان

بالاراسته: Galloanserae

راسته: غازیان

تیره: مرغابی‌سانان

زیرخانواده: غازسانان

تبار: Anserini

توصیف:

غازها پرندگان نسبتا بزرگی هستند که حضورشان (حیاتشان) وابسته به آب است. نوع بیشتر غازها در اروپا، آسیا و آمریکای شمالی به طور جدی از نوع پرندگان وحشی و مهاجر هستند که برای گذراندن زمستان از شمال به جنوب می‌آیند. غازها قرنها در یک جا (بدون مهاجرت) زندگی می‌کردند. در مغرب (اروپا) غازها از خانواده گری‌لگ (Greylag) هستند اما در آسیا غازهای کمی (از نوع گرلگ) پرورش یافته‌اند. همه غازها اکثرا گیاه‌خوارند و می‌توانند آفت‌های گلوله‌های پشمی (کاه) که محصول زمینهای زراعتی است بخورند و یا در استخرها (آبگیر) و مناطق پر علف شهری ساکن می‌شوند. آنها همچنین در فرصتهای مناسب بی مهرگان را برای خودشان می‌گیرند و می‌خورند، غازهای محلی انواع غذا را امتحان می‌کنند. غازها معمولاً برای ادامه زندگی جفت‌گیری می‌کنند گرچه شمار کمی از غازها پس از جفت‌گیری از هم جدا می‌شوند. غازها گرایشی برای تخم‌گذاری و نگهداری از آنها دارند. همچنین غازها از آشیانه و جوجه غازها مراقبت می‌کنند که این کار باعث ادامه بقای آنها می‌شود.

خاستگاه و منشأ گونه‌های غاز اهلی:

غازها از خانواده Anatidae و دسته Anser هستند و در تمام نقاط جهان دیده می‌شوند و جزء نخستین حیواناتی می‌باشند که اهلی شدند (بعضی از متون، اهلی شدن غازها را مربوط به ۳۰۰۰ سال قبل در مصر می‌دانند) . غازها به راحتی با زندگی در شرایط آب و هوایی گرم و شرایط جوی سرد وفق پیدا کرده‌اند، حتی دیده شده‌است که بدون حفاظ و سرپناه، زمستان را پشت سر گذاشته‌اند، لذا این نکته می‌تواند دلیل اصلی پراکندگی غازها در نقاط مختلف جهان باشد. غازهای اهلی را در رنگها و شکلهای متفاوتی می‌توان یافت که از نظر جثه بسیار بزرگتر از اجداد وحشی خود هستند. دو گونه اصلی از غازهای وحشی وجود دارند: گروه اول که خاستگاهشان در اروپا است و از نسل غازهای وحشی اروپایی محسوب می‌شوند و به نام Anser anser شهرت دارند. گروه دوم خاستگاه آسیایی دارند و از نسل غازهای Swan (Anser cygnoides) می‌باشند. تلاقی بین غازهای اهلی که خاستگاهشان از این ۲ گونه غاز وحشی است، نتیجه بسیار مناسبی را در بر داشته‌است که در ائامه به آن می‌پردازیم . باید توجه داشت که در بسیاری از کشورها، غازهای اهلی از نظر ژنتیکی بهبود یافته‌اند. از انواع غازهای اهلی که در مناطق آب و هوایی معتدل زندگی می‌کنند می‌توان از، غازهای کانادایی ( Branta canadansis) در امریکای شمالی، غازهای قو شکل امریکایی (Coscoroba coscoroba) در امریکای جنوبی نام برد و از انواع غازهای اهلی که در مناطق گرمسیری هستند می‌توان به، غازهای مصری (Alopochen aegyptiacus) در افریقا، غاز نِنی (Branta sandvicensis) در جزیره هاوایی، غازهای سر نواری (Anser Indicus) در هند و مرکز آسیا، غاز اسپور وینگد (Plectropectus gambensis) در افریقا و غاز سیاه و سفید (Anseranas semipalmata) در استرلیا و گینه نو اشاره نمود.

Canada_goose_flight_cropped_and_NR-غاز کانادا

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

نژادهای اهلی غاز:

نژادهای استاندارد شده‌ای که از غاز امروزه در ایالات متحده آمریکا و سایر نقاط دنیا وجود دارد، اغلب از نژاد وحشی خاکستری بوجود آمده‌است. نژادهای اقتصادی که امروزه در اغلب پرورشگاه‌های مخصوص غاز در دنیا وجود دارند عبارتند از:

۱ . نژاد تولوز Tuolouse : نژاد فرانسوی و منسوب به شهر تولوز است و بیش از هر نژاد دیگر از نظر تولید گوشت مورد توجه قرار گرفته‌است زیرا دارای جثه بزرگ بوده و اصلاح شده می‌باشد. وزن در غازهای نر بالغ در حدود ۷/۱۱ کیلوگرم و در غازهای ماده بالغ در حدود ۹ کیلوگرم می‌رسد. بدن حجیم، پهن پایین افتاده و جمع وجور و تقریباً کم پر است.

۲ . نژاد امبدن Embden  : به این نژاد آمدن Emden نیز می‌گویند. این نژاد آلمانی است وابتدا در شهر برمن Bermen آلمان پرورش داده می‌شد وبه همین نام نامیده می‌شد، ولی چون اولین بار از شهر آمدن آلمان به انگلستان برده شد، از این رو به نام نژاد آمدن معروف گردید. نژاد مذکور یکی از نژادهای محبوب غاز است که از نظر تولید گوشت قابل توجه است زیرا دارای جثه‌ای بزرگ است ولی بدن مانند نژاد تولوز پایین افتاده و جمع و جور نیست. پر و بال‌ها نارنجی سایه دار می‌باشد. رنگ منقار روشن‌تر از رنگ پاهاست و رنگ چشم‌ها آبی درخشان است.

۳ . نژاد چینی Chines : نژاد چینی از نظر وزن و جثه به پای دو نژاد تولوز وامبدن نمی‌رسد ولی از نظر شکل ظاهر کاملاً از دو نژاد دیگر متمایز است. بدن کاملاً مستقیم است و پاها و گردن نسبت به بدن تقریباً بلندتر می‌باشد. این نژاد یک برجستگی دکمه مانند در قاعده منقار دارد. از نظر رنگ دو نوع از این نژاد وجود دارد. یکی نوع قهوه‌ای و دیگری نوع سفید است.

۴ . نژاد آفریقائی African : یکی از نژادهای سنگین وزن غاز است که استاندارد شده‌است. این نژاد برای اولین بار در سال ۱۸۷۴ معرفی گردید و در دو گونه قهوه‌ای (یا خاکستری) و سفید وجود دارد. این نژاد از نژاد چینی بوسیله بدن سنگین و گردن ستبر و کلفت خود متمایز می‌گردد. دارای بدنی عمیق، طویل بوده و جناغ کشیده می‌باشد و بدن را تقریباً مستقیم نگه می‌دارد. پرنده‌های بالغ این نژاد دارای برجستگی دکمه مانند و بزرگی در انتهای بالای منقار می‌باشند. رنگ این دگمه ممکن است در اثر سرما و یا هنگام عصبانیت و آزار تغییر کند.

۵ . نژاد کانادائی Canada : نژادی بزرگ و زیبا با گردنی راست و بلند و سیاه و لکی سفید مانند کروات در زیر گلو است و به همین دلیل «غاز کروات» نیز نامیده می‌شود. این غاز از غازهای وحشی آمریکای شمالی سرچشمه می‌گیرد که وزن آن از ۵/۱ کیلو تا ۶ کیلوگرم متغیر است. به علت وحشی بودن بهتر است آن‌ها را در محیط‌های بسته نگهداری کرد و یا این که به موقع پرهای آن‌ها را قطع کرد. چنانچه مدت مدیدی نگهداری شود به خوبی اهلی و خانگی می‌شود.

۶ . نژاد سبواستوپول Sevastopol  : غازی سفید با جثه متوسط است که به خاطر پرهای بلند فر دار معروف است و پرهای مذکور تمامی بدن پرنده را می‌پوشاند. وزن غاز نر آن در حدود ۵ تا ۶ کیلوگرم ووزن غاز ماده آن در حدود ۴ تا ۵ کیلوگرم است. منقار و ساق پا به رنگ نارنجی و چشم‌ها به رنگ آبی روشن است. منشأ این نژاد قاره اروپا و در امتداد رودخانه دانوب و در اطراف دریای سیاه می‌باشد.

۷ . نژاد زرد آمریکایی American Buff  : این نژاد جزو نژادهای متوسط الجثه می‌باشد و غاز نر آن در حدود ۸ کیلوگرم و غاز ماده در حدود ۷ کیلوگرم وزن دارند. چشمان آن به رنگ فندقی تیره و رنگ منقار و ساق پا و پنجه‌ها نارنجی است.

۸ . نژاد زرد بریکون Brecon Buff : این نژاد در سال ۱۹۳۰ میلادی در ایالت ولز انگلستان به وجود آمد و اولین نژاد از نژادهای زرد بود که استاندارد گردید. این نژاد جزو نژادهای متوسط غاز بوده و ساق پای آن صورتی رنگ است و پنجه پا و منقار و چشم به رنگ قهوه‌ای است.

۹ . نژاد فرانکونیان Frankonian : نژادی کهن و آلمانی است که از بخش شمالی ایالت باواریا Bavaria آمده‌است و نژادی کوچک است که وزن آن در حدود ۴ تا ۶ کیلوگرم است و روش نگهداری آن بسیار ساده و آسان است. معمولاً به دو گونه قهوه‌ای و آبی روشن دیده می‌شود و گونه آبی روشن آن آخیراً به وسیله موسسه استاندارد آلمان پذیرفته شده‌است.

۱۰ . نژاد لینی Leine  : این نژاد در نزدیکی اولدنبرگ Oldenburg آلمان به وجود آمده‌است و از نژادهای متوسط الجثه بوده که به خوبی چرا می‌کنند و می‌تواند در مسافت‌های طولانی به چرا بپردازد. اندامی عمودی و قائم دارد و ناحیه خلفی بدن را مستقیم نگه می‌دارد، معمولاً به دو رنگ سفید و خاکستری دیده می‌شود. وزن غاز نر در حدود ۷ کیلوگرم و وزن غاز ماده در حدود ۵ تا ۶ کیلوگرم است. این نژاد توجه کافی به جوجه‌های خود مبذول می‌کند.

۱۱. نژاد لیپی گانز Lippeganse : نژادی آلمانی و بسیار نادر است که اطلاعات چندانی در مورد آن موجود نیست. معمولاً به رنگ سفید است و منقار آن نوک تیز و صورتی رنگ است.

۱۲. نژاد نرماندی Normandy : این نژاد متعلق به منطقه نرماندی فرانسه می‌باشد و از مشخصات ممیزه آن امکان تفکیک نر و ماده از روی رنگ می‌باشد، به طوری که غاز نر همیشه سفید رنگ است، در حالی که غاز ماده به رنگ سفید و خاکستری است. رنگ چشم‌های این نژاد همیشه آبی است. غاز نر در حدود ۵/۴ تا ۵/۵ کیلوگرم و غاز ماده در حدود ۴ تا ۵ کیلوگرم وزن دارد.

۱۳. نژاد سفید نروژی Norwegian White : این نژاد نروژی به منظور تامین گوشت مناسب به وجود آمده‌است. غاز نر در حدود ۹ کیلوگرم وزن دارد، در حالی که وزن غاز ماده در حدود ۸ کیلوگرم است. متاسفانه این نژاد امروزه در نروژ بسیار کمیاب شده‌است. نژادی مقاوم، دلیر و خودکفاست. غاز ماده مادر خوبی برای جوجه‌های خود می‌باشد و قادر است که سالیانه در حدود ۱۰۰ عدد تخم بگذارد، البته به شرطی که مجبور نباشد بر روی تخم‌ها بخوابد.

۱۴. نژاد مهاجر Pilgrim : این نژاد را نیز می‌توان از روی رنگ تعیین جنسیت کرد، به طوری که غازهای نر همگی به رنگ سفید و با چشم‌های آبی می‌باشند، اما غاز ماده به رنگ خاکستری با لکه سفید بر روی سر و چشم قهوه‌ای می‌باشند. منقار و پاها در هر دو جنس نارنجی است. جوجه یک روزه نر، زرد یا نقره‌ای با منقاری روشن است، در حالی که جوجه یک روزه ماده خاکستری سبز فام با منقاری تیره‌است.

Canada_Geese_(Branta_canadensis)_in_flight

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

تولید مثل غاز:

تخمگذاری در غازها در اوائل پاییز شروع می‌شود. برای جمع‌آوری تخم غاز مخصوص جوجه کشی باید غازهای تخمی را مورد انتخاب قرار داد و بهترین آن‌ها را از نظر وزن و تعداد تخم و سلامت بدن و بنیه انتخاب نمود. معمولاً با این منظور غازهائی را انتخاب می‌کنند که دارای وزن متوسط هستند. از چند ماه قبل از جمع‌آوری تخم جوجه کشی، غاز نر و ماده را برای جفت گیری بین هم رها می‌کنند. تشخیص جنسیت در غازها به خصوص در غازهای جوان مشکل است غازهای نر معمولاً بزرگ تر و وحشی تر از غازهای ماده هستند. غازهای ماده دارای طبعی ملایم و آرام بوده و کم و بیش ترسو به نظر می‌رسند. غازهای نر اغلب وحشی و جنگجو می‌باشند و حتی بعضی اوقات بدون هیچگونه دلیلی به اطفال و پرندگان دیگر حمله می‌کنند. غاز نر دارای صدائی بلند است در حالی که غاز ماده دارای صدای بم و وحشی می‌باشد. گردن غاز نر بلندتر از غاز ماده بوده و حجیم‌تر می‌باشد. اگر جمع‌آوری تخم جوجه کشی در بهار انجام گیرد باید از پاییز غازهای نر و ماده را بین هم انداخت معمولاً جفتگیری بین غازها در تمام مدت سال انجام می‌گیرد.

تغذیه غاز:

غاز می‌تواند سریع‌ترین میزان رشد را در بین تمام گونه‌های طیور اهلی داشته باشد. اما محدودیت عمده‌ای که از گسترش پرورش آن در سطح تجاری جلوگیری می‌کند، بدون شک کیفیت لاشه می‌باشد. همانند اکثر پرندگان آبزی، غازها نیز به ذخیره چربی مستعد هستند. همچنین ثابت شده‌است که قسمت عمده‌ای از این رشد سریع به واسطه افزایش میزان پوست، پرها و چربی می‌باشد.


برچسب‌ها: غاز, مرغابی, مرغابی‌های وحشی, گونه‌های غاز, نژادهای اهلی غاز, نژاد غاز, تولید مثل غاز, تغذیه غاز, Goose, duck, goose species, breeds of domesticated goose, goose breeds, breeding geese, Goose feed
                                                                                                        ww.deo.blogfa.com

هُدهُد


هُدهُد یا شانه‌بسَر (Upupa epops) پرنده‌ای از راستهٔ سبزقباسانان است. این گونه تنها بازمانده از خانوادهٔ زیستی خود هدهدیان (Upupidae) است. هدهد غول‌پیکر گونهٔ بومی جزیرهٔ سنت هلن منقرض شده‌است. برخی نیز هدهد ماداگاسکار زیرگونهٔ بومی ماداگاسکار هدهد را گونه‌ای مستقل می‌دانند.

نام: این پرنده نام‌های مختلفی در زبان فارسی دارد. هدهد و شانه به‌سر دو نام اصلی اویند که اولی به صدای وی و دیگری به کاکل شانه‌مانند روی سرش اشاره دارد. پوپک نام دیگری است که آن هم از آواز این پرنده گرفته شده و مرغ سلیمان هم نامی ست که به نقش وی در ماجرای پیام‌بری او از سلیمان به بلقیس ملکهٔ سبا اشاره دارد.

Common_Hoopoe_(Upapa_epops)_at_Puri_Im_IMG

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

طبقه‌بندی علمی

فرمانرو: جانوران

شاخه: طنابداران

رده: پرندگان

راسته: سبزقباسانان

تیره: هدهدیان

سرده: Upupa

گونه: U. epops

نام علمی: Upupa epops

زیستگاه:

زیستگاه این پرنده در آسیا، اروپا، شمال آفریقا، آفریقای جنوب صحرا و ماداگاسکار است. بیشتر هدهدهای شمال آسیا و اروپا در زمستان به نواحی گرمسیری مهاجرت می‌کنند، اما هدهدهای آفریقایی تمام طول سال را در یک جا می‌مانند. این پرنده به‌طور سرگردان در بسیاری از نواحی دیگر دنیا از جمله در آلاسکا هم مشاهده شده‌است.

زمستان در فضای‌های بازتر و بوته زار می‌گذارند. در سوراخهای کهن و گاهی در خرابه آشیانه می‌سازد. در تابستان فراوان است. و در پشت رودخانه و گاهی هم در باغ‌ها زیاد دیده می‌شود.

hoopoe-هدهد

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

زیستگاه هدهد بایستی دو ویژگی اصلی را داشته باشد؛ وجود زمین‌های بایر یا با پوشش گیاهی اندک که بتواند در آن‌ها به دنبال حشرات، غذای اصلیش، بگردد و و وجود اجسام عمودی دارای شکاف (مثل درخت‌ها، صخره‌ها و حتی دیوار) که بتواند در آن لانه‌سازی کند. این دو ویژگی در بسیاری از زیست‌بوم‌ها دیده می‌شود، در نتیجه هدهدها در زیستگاه‌های مختلف و متفاوتی مانند مناطق گرمسیری، استپ‌های جنگلی، ساوانا، علفزار و فضاهای خالی درون جنگل‌ها زندگی می‌کنند و در زمین‌های تغییریافته توسط انسان‌ها همچون مراتع، زمین‌های کشاورزی، باغ‌ها و حتی نواحی شهری هم دیده می‌شوند. اما در زمین‌های شدیدأ زراعتی کمتر دیده می‌شوند در جنوب اروپا و آسیا هم شکار عامل دیگر کاهش جمعیت آن‌ها در نواحی نزدیک به سکونت انسان‌هاست.

Hoopoe-Area_Map

مشخصات:

اندازه هدهد ۲۵ تا ۲۹ سانتی‌متر است، طول بالهایش به ۴۴ تا ۴۸ سانتی‌متر می‌رسد. این پرنده سیاه و سفید و صورتی در واقع یکی از بی اشتباه‌ترین پرنده‌ها است مخصوصا پرواز نا منظم این پرنده بی نظیر است. می‌توان به آن عنوان یک پروانه غول‌پیکر را اعطا کرد. کاکل شانه‌مانند این پرنده بیشتر اوقات بسته است.

این پرنده سر و بدن قهوه‌ای مایل به صورتی کم رنگ، دم و بالها با راه راه عرضی پهن سیاه و سفید، کاکل بلند با پرهای بلند نوک سیاه و منقار دراز و خمیده دارد.

هُدهُد ماده در هنگام لانه سازی و پرورش جوجه‌ها از انتهای بدنش ترشحات بد بویی خارج می‌شود و موجب می‌شود تا بوی بسیار بدی از لانه بیاید. این بو شکارچیان این جانور و انگل‌ها را فراری می‌دهد و خصوصیات ضدمیکروبی نیز دارد. این ترشحات با خروج جوجه‌ها از لانه متوقف می‌شود. این درحالی‌ست که اکثر مردم بر این تصورند که بوی بد به علت مدفوع این حیوان است.

هدهد پرنده‌ای است که بیشتر روی زمین و در فضای باز تغذیه می‌کند، پروازش کند و موجی‌ست، توام با باز و بسته کردن آهسته بالهاست.

تشخیص این پرنده خیلی آسان است، نر و ماده همشکل هستند، نشانه‌های تشخیص آن عبارت است از سر وبدن حنایی کمرنگ دم وبالها را راهراه عرضی پهن سیاه وسفید. کاکُل بلند (تاجی قشنگ) بر سر دارد. باپرهای بلند نوک سیاه، ومنقار دراز خمیده، بیشتر روی زمین ودر فضای باز تغذیه می‌کند. پروازی کند وموجی وهمراه با باز و بسته کردن آهسته بالهاست. در زمین‌های باز و پردرخت دیده می‌شود.

hoopoe

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

هدهد در ادبیات و باور مردم:

داستان هُدهُد قاصد پیغمبر سلیمان در قرآن مشهور است. هدهد نامه سلیمان پیغمبر را به " ملکه بلقیس " در مملکت سبا رسانید. ملکه بلقیس به اعیان دربار خود گفت یک نامه گرامی به پیش من انداخته شده است واین نامه از طرف سلیمان است. بلقیس خط را خوانده مشاورین واهل دربار خودرا جمع کرده گفت که "این خط بیک طریق عجیب وغریب از طرف یک پادشاه بسیار ارجمند (سلیمان) به من رسیده است. این نامه بنام "خدای بخشنده مهربان" آغاز شده است. گمان نمی‌رود که چنین نامه مختصر وجامع وباعظمت را در دنیا کسی نوشته باشد مطلب این بود که در مقابل من نبردآزمائی سودی ندارد، خیر شما در این است که اسلام را قبول کنید. این داستان مشهور است در قرآن کریم.

در افسانه‌های یونان ترِاوس (پسر آرس همسر پرونس ) ترِاوس به خواهر همسر خود فیلوملا علاقمند می‌شود، و پس از اینکه با او رابطه برقرار نمود زبان او را قطع می‌کند تا حرفی نزند، و به همسرش پرونس می‌گوید که خواهرش مرده است، فیلوملا مخفیانه بر روی پرده‌ای به خواهر خود نامه می‌نویسد و گناه و جرم ترِاوس را فاش می‌کند، در مقابل پرونس ایتیس فرزندی که از ترِاوس داشته را می‌کشد و گوشتش را به عنوان غذا به همسر خود ترِاوس می‌دهد و وقتی ترِاوس متوجه می‌شود سعی می‌کند هر دو خواهر را بکشد اما هر سه توسط خدای خدایان به پرنده تبدیل می‌شوند ترِاوس هدهد می‌شود، پرونس بلبل (مرغ هزار دستان) می‌شود که هر روز صبح برای غم از دست دادن پسرش آواز می خواند فیلوملا پرستو می‌شود و از آنجایی که زبان نداشته است نمی‌توانسته آواز بخواند و صدای لرزان پرستو به خاطر این می‌باشد.

Upupa_epops_1_Luc_Viatour

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

هُدهُد درشعر:

در شعر کلاسیک چینی هدهد به عنوان نماد پیام آور آسمانی شناخته می‌شود، که خبر بهار را می‌آورد. در چین به خاطر زیبایی منحصر به فرد این پرنده آن را پرنده فرخنده‌ای می‌دانند.

در گویش فرانسه کلمه "dupe" برای هدهد نیز استفاده می‌شود به معنی انسان کودن و احمق چون این پرنده از نظر ظاهر احمق به‌نظر می‌رسد.

هدهد و خون آن در قرون وسطی باختری جزء ابزار جادو بوده است و برای پیشگویی استفاده می‌شده است.

در کتاب "پرنده سیاه کوچک" بیل اُدیه به شوخی گفته شده که هدهدها فقط در چمنزارهای حاکمان دیده می‌شود.

در منطق الطیر، نوشته عطار نیشابوری، هُدهُد به عنوان مرغی خردمند، راهبر دیگر مرغان به سوی سیمرغ می‌شود.

در دیوان اشعار حافظ نیز از هدهد به عنوان یک پرنده خوش خوش خبر یاد شده است :

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز که سلیمان گل از باد هوا بازآمد

                                                                                            www.deo.blogfa.com

برچسب‌ها: هُدهُد, شانه‌بسَر, زیستگاه هُدهُد, نماد پیام آور آسمانی, Hoopoe, Shanhbsr, habitat hoopoe
 symbolizes a heavenly messenger

قرقی


قرقی (به انگلیسی: Hawks) یک پرنده کوچک شکاری از تیره عقابیان است. این پرنده بیشتر از گنجشک تغذیه می‌کند.

مشخصات:

قرقی بابال‌های کوتاه و گردن و دم دراز ازسایر پرندگان خانواده قوش‌ها کوچکتر است.

قرقی ماده از نر آن بسیار بزرگتر است. پیغووپیغوی کوچک به واسطه خط سیاهی که اززیرمنقار تا گلویش کشیده درمیان شکاری‌ها قابل تمایزاست.

قرقی به واسطه کوچک بودن آن ازسایرشکاری‌ها و نیز خط ابروئی سفید و لکه سفید پس کردن قابل تمایز می‌باشد.

Accipiter_nisus_kill-یک قرقی که روی شکار خود ایستاده‌است

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

طبقه‌بندی علمی

فرمانرو: جانوران

شاخه: طنابداران

رده: پرندگان

راسته: شاهین‌سانان

تیره: عقابیان

سرده: Accipiter

گونه: A. nisus

نام علمی: Accipiter nisus

طرلان شباهت زیادی به قرقی داشته ولی به خاطر جثه بزرگتر و داشتن خطوط مشکی در زمینه سفید درزیرشکمش قابل شناسائی است. قرقی‌ها درمیان درختان آشیانه ساخته و برای شکار پرندگان کوچک درلابلای درختان وبوته‌ها سازگاری زیادی پیداکرده‌اند.

گونه‌ها:

این دسته ازپرندگان شکاری شامل ۴ گونه می‌شود:

قرقی (sparrowhawk) اندازه نر: ۲۸سانتی متر و ماده ۳۸ سانی متر

طرلان (Goshawk) اندازه نر۴۸-۶۰سانتی متر

پیغو (Levant sparrowhawk) اندازه نر ۳۳سانتی متر وماده ۳۹ سانتی متر

پیغوی کوچک (Shikra) اندازه نر۳۳سانتی متر وماده ۲۹ سانتی متر

Accipiter_nisus_MHNT

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

زیستگاه:

قرقی درتمام ایران، طرلان درشمال و شمالغربی وغرب ایران، پیغو در دامنه زاگرس و پیغوی کوچک در شمال، شمال شرق، شرق وجنوب شرق و قسمتهائی ازسواحل خلیج فارس بیشتر دیده می‌شود. این پرنده درزمره پرندگان حمایت شده محسوب می‌شوند.

 Access Area Map                              www.deo.blogfa.com

جُغد


جُغد (بوف، بوم) نام پرنده‌ای شکاری است از راسته بوف‌سانان ، که دارای قدرت شنوایی و بینایی بسیار بالاییست. جغدها در همه قاره‌ها به استثناء جنوبگان مشاهده شده‌اند.

جُغد پرنده سودمندی است زیرا خوراکش انواع موش است و در شکاف‌های تنه درختان و آشیانه‌های متروک زاغان لانه می‌گذارد. جغدها معمولاً شب‌رو و پگاه‌رو هستند یعنی هنگام پگاه و شفق از لانه بیرون آمده و شکار می‌کنند.

کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی می‌باشد طول آن فقط ۱۵ سانتیمتر یعنی به بزرگی یک گنجشک است. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز می‌شکند و نوزاد به دنیا می‌آید.

نقش و رنگ پرهای جغدها حالت استتاری دارند تا به هنگام استراحت روزانه‌شان از مزاحمت‌ها بکاهند.

جغدی به نام اشوزوشت در اسطوره‌های ایرانی نقش زیادی در یاری نیروی خوبی دارد.

Surnia_ulala_(2005_10_16)_-_uitsnede

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

طبقه‌بندی علمی

فرمانرو: جانوران

شاخه: طنابداران

رده: پرندگان

زیررده: نومرغان

فرورده: نوآروارگان

بالاراسته: نوپرندگان

راسته: بوف‌سانان

نام:

واژهٔ جُغد از زبان سغدی وارد فارسی شده‌است و اصل سغدی آن چَغوت است.

در متون فارسی واژه‌های مترادف دیگری که برای جغد به‌کار رفته عبارت است از: بوف، بوم، بهمن‌مرغ، کوف، یوف، گول، چغد، چغو، کُنگُر، کوچ. کوج. پسک. پش. کوکن. کگران. کوال. نهام. نهار. بیقوچ، بیقوش. بایقوش. قوش. سار. کوره بو (در تنکابن).

ویژگی‌ها:

جُغد پرنده‌ای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشم‌هایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد که گوش‌پر نامیده می‌شوند.

دارای سر بزرگ، صورت پهن و منقار قوی قلاب‌مانند و نیم‌پیدا و چنگال‌های تیز و نیرومند است. منقار قلاب‌شکل نیرومندش به همراه چنگال‌های قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار می‌رود. رنگش معمولاً کرم قهوه‌ای است. در نوکش یک شکاف هست. سرش بزرگ است. او هوای تاریک را دوست دارد. شب‌ها پرواز می‌کند.

جغد نوکی کوچک و ظریف دارد. دور دهانش پرهای زبری هست که شبیه مو می‌باشد ولی مو نیست. پاهایش کوچک است و پنجه‌هایش ضعیف و بی‌طاقت. پر و بال او صاف است و خیلی آرام پرواز می‌کند. نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد.

پرواز آنها بی‌صداست، بعضی از آنها گوش‌پرهای مشخصی دارند. پاهای پوشیده از پر دارند. تک‌زی‌اند و بیشترشان روی درخت زندگی می‌کنند. نر و ماده آنها همشکل است ولی ماده‌ها بزرگ‌ترند.

جغدها همیشه طعمه خود را درسته می‌بلعند و پس از آن‌که بخش‌های گواردنی آن را گواردند بازمانده آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون می‌اندازند.

بینایی و شنوایی:

جُغد چشم‌های بزرگ و رو به جلو دارد که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر می‌سازد و دید دوچشمی را فراهم می‌کند. دید دوچشمی برای برآورد فاصله‌ها به هنگام حمله سودمند است. چشم‌های جغد بسیار حساس است و به خاطر بزرگی چشم‌ها حتی در نور خیلی کم می‌تواند ببیند و به همین خاطر خوب شکار می‌کند. چشم‌های جغد اما به چشمخانه چسبیده و در حدقه ثابت است و از این‌رو برای دنبال کردن حرکات طعمه، جغد ناچار است همه سر خود را به پهلو یا پشت بچرخاند. جُغد گردن دراز و انعطاف‌پذیری دارد که در زیر پرهایش پنهان شده و این گردن چرخاندن کامل سر را برای او میسر می‌سازد.

نیروی شنوایی جغدها قوی است و شکل پهن و قرص‌مانند صورت آن‌ها به هدایت صدا به سوی گوش‌های بزرگشان کمک می‌کند. منقار رو به پایین آن‌ها نیز برای این است که برای دریافت صدا کمترین مانع را ایجاد کند. در بیشتر گونه‌های شب‌بیدار جغد، یکی از گوش‌ها کمی بالاتر از گوش دیگر قرار گرفته تا صداها را در حالت حرکات عمودی طعمه نیز دریافت و دنبال کند. جُغدها با این قدرت شنوایی خود می‌توانند جهت حرکت طعمه را با دقت بالایی تشخیص دهند. برخی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که می‌توانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند.


برچسب‌ها: جُغد, نام های جُغد, ویژگی‌های جُغد, بینایی و شنوایی جُغد, The owl, named owl, owl character, owl vision and hearing

جُغد (بوف، بوم) نام پرنده‌ای شکاری است از راسته بوف‌سانان ، که دارای قدرت شنوایی و بینایی بسیار بالاییست. جغدها در همه قاره‌ها به استثناء جنوبگان مشاهده شده‌اند.

جُغد پرنده سودمندی است زیرا خوراکش انواع موش است و در شکاف‌های تنه درختان و آشیانه‌های متروک زاغان لانه می‌گذارد. جغدها معمولاً شب‌رو و پگاه‌رو هستند یعنی هنگام پگاه و شفق از لانه بیرون آمده و شکار می‌کنند.

کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی می‌باشد طول آن فقط ۱۵ سانتیمتر یعنی به بزرگی یک گنجشک است. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز می‌شکند و نوزاد به دنیا می‌آید.

نقش و رنگ پرهای جغدها حالت استتاری دارند تا به هنگام استراحت روزانه‌شان از مزاحمت‌ها بکاهند.

جغدی به نام اشوزوشت در اسطوره‌های ایرانی نقش زیادی در یاری نیروی خوبی دارد.

Surnia_ulala_(2005_10_16)_-_uitsnede

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

طبقه‌بندی علمی

فرمانرو: جانوران

شاخه: طنابداران

رده: پرندگان

زیررده: نومرغان

فرورده: نوآروارگان

بالاراسته: نوپرندگان

راسته: بوف‌سانان

نام:

واژهٔ جُغد از زبان سغدی وارد فارسی شده‌است و اصل سغدی آن چَغوت است.

در متون فارسی واژه‌های مترادف دیگری که برای جغد به‌کار رفته عبارت است از: بوف، بوم، بهمن‌مرغ، کوف، یوف، گول، چغد، چغو، کُنگُر، کوچ. کوج. پسک. پش. کوکن. کگران. کوال. نهام. نهار. بیقوچ، بیقوش. بایقوش. قوش. سار. کوره بو (در تنکابن).

ویژگی‌ها:

جُغد پرنده‌ای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشم‌هایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد که گوش‌پر نامیده می‌شوند.

دارای سر بزرگ، صورت پهن و منقار قوی قلاب‌مانند و نیم‌پیدا و چنگال‌های تیز و نیرومند است. منقار قلاب‌شکل نیرومندش به همراه چنگال‌های قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار می‌رود. رنگش معمولاً کرم قهوه‌ای است. در نوکش یک شکاف هست. سرش بزرگ است. او هوای تاریک را دوست دارد. شب‌ها پرواز می‌کند.

جغد نوکی کوچک و ظریف دارد. دور دهانش پرهای زبری هست که شبیه مو می‌باشد ولی مو نیست. پاهایش کوچک است و پنجه‌هایش ضعیف و بی‌طاقت. پر و بال او صاف است و خیلی آرام پرواز می‌کند. نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد.

پرواز آنها بی‌صداست، بعضی از آنها گوش‌پرهای مشخصی دارند. پاهای پوشیده از پر دارند. تک‌زی‌اند و بیشترشان روی درخت زندگی می‌کنند. نر و ماده آنها همشکل است ولی ماده‌ها بزرگ‌ترند.

جغدها همیشه طعمه خود را درسته می‌بلعند و پس از آن‌که بخش‌های گواردنی آن را گواردند بازمانده آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون می‌اندازند.

بینایی و شنوایی:

جُغد چشم‌های بزرگ و رو به جلو دارد که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر می‌سازد و دید دوچشمی را فراهم می‌کند. دید دوچشمی برای برآورد فاصله‌ها به هنگام حمله سودمند است. چشم‌های جغد بسیار حساس است و به خاطر بزرگی چشم‌ها حتی در نور خیلی کم می‌تواند ببیند و به همین خاطر خوب شکار می‌کند. چشم‌های جغد اما به چشمخانه چسبیده و در حدقه ثابت است و از این‌رو برای دنبال کردن حرکات طعمه، جغد ناچار است همه سر خود را به پهلو یا پشت بچرخاند. جُغد گردن دراز و انعطاف‌پذیری دارد که در زیر پرهایش پنهان شده و این گردن چرخاندن کامل سر را برای او میسر می‌سازد.

نیروی شنوایی جغدها قوی است و شکل پهن و قرص‌مانند صورت آن‌ها به هدایت صدا به سوی گوش‌های بزرگشان کمک می‌کند. منقار رو به پایین آن‌ها نیز برای این است که برای دریافت صدا کمترین مانع را ایجاد کند. در بیشتر گونه‌های شب‌بیدار جغد، یکی از گوش‌ها کمی بالاتر از گوش دیگر قرار گرفته تا صداها را در حالت حرکات عمودی طعمه نیز دریافت و دنبال کند. جُغدها با این قدرت شنوایی خود می‌توانند جهت حرکت طعمه را با دقت بالایی تشخیص دهند. برخی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که می‌توانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند.

                                                                                                www.deo.blogfa.com
برچسب‌ها: جُغد, نام های جُغد, ویژگی‌های جُغد, بینایی و شنوایی جُغد, The owl, named owl, owl character, owl vision and hearing

گرگ (گرگِ خاکِستَری)


(نام علمی: Canis lupus) که گاهی بطور خلاصه گرگ نامیده می‌شود یکی از پستانداران گوشتخوار و گونه‌ای از سگ سانان است. گرگ‌ها در قدیم در همه جهان پراکنده بودند ولی امروزه تنها در خاور میانه، اوراسیا و آمریکای شمالی دیده می‌شوند.

گرگ خاکستری ، Wolf،Wolv

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید 

در ایران هم گرگ‌های مختلف وجود دارد ۱ نمونه آن گرگ خاکستری ایرانی می‌باشد. گرگ سگسانی است بزرگ شبیه به سگ با دم افتاده. رنگ گرگ متغیر است ولی بطور کلی خاکستری و زرد یا قهوه‌ای مخلوط با موهای سیاه می‌باشد. بصورت یک خانواده یا گله‌ای که از چند خانواده تشکیل شده دیده می‌شود. معمولاً در روز شکار می‌کند، بویژه صبح زود به گله گوسفندان حمله می‌کند، و گاهی هم شبها به آغل گوسفندان حمله می‌کند.

گرگها معمولاً زیر ریشه و تَنهِ درختان افتاده و یا حفرهایی که بوسیله جانوران دیگر ساخته شده بسر می‌برند، احیاناً در سوراخ کوه‌ها نیز آشیانه می‌گیرند، گرگها در جلگه و جگنلها و مناطق کوهستانی دیده می‌شوند. گرگ حیوانی بسیار خطرناک است.

گرگ خاکستری ، Wolf،Wolv

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

این گوشتخوار بسیار با هوش به صورت اجتماعی و در گروههای ۲۰ تایی زندگی می‌کند. در داخل هر گروه یک جامعه طبقاتی بخوبی تنظیم شده وجود دارد که توسط یک نر و ماده غالب هدایت و رهبری می‌شود، گروههای خانواده گرگها، قلمرو گسترده‌ای را تا ۱۰۴۰ متر مربع (۴۰۰ مایل مربع)اشغال می‌کنند. اعضاء یک گروه (گله) برای ردگیری، محاصره و کشتن طعمه‌های بزرگ مثل گوزن کانادایی با همدیگر همکاری می‌کنند.از زیر گروه‌های آن می‌توان به گرگ مکزیکی اشاره کرد.

گرگ‌های خاکستری پس از انسان بطور طبیعی گسترده‌ترین پستانداران بر روی زمین هستند. البته امروزه به علت پیشروی انسان‌ها، گرگ‌ها بسیاری از مناطق زندگی قبلی خود را از دست داده‌اند.

گرگ خاکستری ، Wolf،Wolv

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

گرگ‌های خاکستری بطور متوسط ۸ تا ۱۲ سال عمر می‌کنند. در حالت حفاظت‌شده آنها قابلیت زندگی تا ۲۰ سال را نیز دارند.

طول بدن اکثر گرگ‌های خاکستری بین ۱۰۰ تا ۱۶۰ سانتی‌متر، طول دمشان ۳۰ تا ۵۰ سانتی‌متر، قد ۵۰ تا ۱۰۰ سانتی‌متر و وزنی بین ۱۵ تا ۸۰ کیلوگرم دارند. گونهٔ مذکر معمولاً ۲۰ درصد بزرگ‌تر از گونه مونث است.

رنگ گرگ‌های خاکستری بطور اصلی خاکستری یا قهوه‌ای است اما می‌تواند طیف رنگی سفید تا سیاه را نیز شامل شود. نواحی شکم و گلوی گرگ‌ها معمولاً رنگ روشن‌تری نسبت به مابقی نواحی بدن دارد.

گرگ خاکستری ، Wolf،Wolv

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

گرگ‌های خاکستری در دسته‌های ۸ تا ۳۵ تایی زندگی می‌کنند و یک آلفا (گرگ مونث) رهبری گروه را بر عهده دارد. گرگ‌ها توسط ایجاد بو، صدا (شامل زوزه)، حالت چهره و بدن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. 

گرگ‌های خاکستری زیرگونه‌های فراوانی دارند که از آن جمله می‌توان به گرگ کوهستان راکی، گرگ قطبی، گرگ مکزیکی، گرگ ژاپنی و گرگ ایرانی اشاره کرد.

گرگ خاکستری ، Wolf،Wolv

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

گرگ مزرعه

این گوشتخوار که شبیه به سگ است به خانواده گرگها، شغال ها و روباه‌ها تعلق دارد. گرگ مزرعه در گروهای خانوادگی کوچک زندگی می‌کند که هر کدام تعدادی عضو خانوادگی خاص خود دارند. گاهی به تنهایی شکار می‌کنند و با نزدیک شدن به طعمه او را شکار می‌کنند. خرگوش ها و جوندگان از نمونه حیوانات کوچک هستند که توسط این شکارچی خورده می‌شوند. آنها همچنین به طور دسته جمعی شکار می‌کنند و در آن صورت به حیوانات بزرگ‌تر مثل گله گاوها یا گوزنها حمله می‌کنند. گرگ‌های مزرعه بیشتر گروهی حرکت می‌کنند ولی این دسته از گرگها به هنگام حمله تک می‌شوند. گفته شده که گرگها حیواناتی بسیار خسیس می‌باشند و هنگام حمله به گله تا آنجایی که می‌تواند حیوانات را میدرند.

گرگ خاکستری ، Wolf،Wolv

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید

شايد هيچ حيواني به اندازه گرگ بدنام نباشد و شايد دليل اصلي اين بدنامي، داستان ها و افسانه هايي باشد که به خصوص از کشورهاي روسيه و امريکا سرچشمه گرفته است. اما زيست شناسان اين کشورها پس از مطالعاتشان در دهه هاي اخير بر روي اين گونه، متذکر شده اند که گرگ بي جهت خطرناک قلمداد شده است و از نظر اکولوژيک، نقش بسيار مهمي دارد. گزارش هاي حمله گرگ به دام هاي اهلي همگي در مناطقي بوده اند که حيوانات وحشي آن مناطق نابود شده اند. البته بايد گفت در چند سال گذشته، گزارش هاي پراکنده يي هم از حمله گرگ به انسان وجود دارد اما علت آن را مي توان تغيير بسيار زياد زيستگاه هاي گرگ به دست انسان ها و کم شدن شديد تعداد طعمه هاي آن بر اثر شکار بي رويه و تخريب مراتع دانست. گرگ که بزرگ ترين گونه از خانواده سگ سانان است معمولاً در بين صخره ها، سوراخ حيواناتي مانند روباه و ريشه درختان، دو يا چند لانه مي سازند که در مواقع احساس خطر بچه ها را از يک لانه به لانه ديگر منتقل مي کنند. پراکنش جهاني اين گوشت خوار به قاره هاي امريکا، اروپا و آسيا محدود شده و در اکثر مناطق کشور ما زندگي مي کنند.

گرگ خاکستری ، Wolf،Wolv

برای مشاهده عکس با سایز بزرگ کلیک کنید


گرگ ها که حيواناتي شبگرد هستند، معمولاً در گروه هايي که به ندرت از 10 گرگ تجاوز مي کند، زندگي مي کنند و قوي ترين گرگ، رهبري گروه را به عهده دارد. گرگ هاي عضو يک گروه، غالباً با هم نسبت فاميلي دارند و معمولاً گروهي به شکار مي روند. غذاي آنها را علف خواران بزرگ مانند قوچ وحشي، پازن، آهو، مرال و شوکا تشکيل مي دهد. علاوه بر آنها از مهره داران کوچک و پرندگان نيز تغذيه مي کنند. گرگ ها که حيواناتي بسيار پرطاقت و خستگي ناپذير هستند، مي توانند 100 کيلومتر را با سرعت آهسته در يک روز بدوند. گرگ هاي پير که توانايي همراهي با گله را ندارند، از گله جدا شده و بقيه عمر را به تنهايي زندگي مي کنند. نحوه شکار گرگ ها نيز به گونه يي است که ابتدا طعمه هاي خود را زير نظر گرفته و با تعقيب کردن پيرترين و ضعيف ترين حيوان گله، آن را شکار مي کنند. شاخص ترين خصوصيت گرگ ها در هنگام شکار، اين است که به راحتي شکار خود را رها نمي کنند. تا چند روز پس از خوردن غذا نيز در کنار طعمه خود استراحت مي کنند و پس از آن براي به دست آوردن غذا به محل جديدي مي روند. سن بلوغ گرگ ها، با توجه به جنسيت متفاوت است. نرها بين دو تا سه سالگي بالغ شده و ماده ها در دو سالگي به بلوغ مي رسند و نر و ماده، هر دو مي توانند هم با سگ و هم با شغال جفت گيري کرده و بچه دار شوند. دوره بارداري دو ماه است و تعداد توله ها بين ۲ تا ۱۰ توله گزارش شده ولي عموماً 3 تا 5 بچه مي زايند. مسووليت تهيه غذا براي ماده و توله ها به عهده گرگ نر است ولي نر و ماده مشترکاً از توله ها مواظبت مي کنند. بچه ها که در بدو تولد کور هستند، بعد از 10 روز چشم باز مي کنند و تا 6 ماه به والدين خود وابسته هستند. طول عمر آنها در طبيعت 9 سال بوده ولي در اسارت تا 16 سال زندگي مي کنند. بسيار زيرک و باهوش بوده و استعداد شناسايي افراد را دارند. بچه هاي آنها خيلي زود اهلي مي شوند. گرگ ها دشمن طبيعي خاصي ندارند، اما در سال هاي اخير به خاطر کم شدن طعمه، تعقيب با وسايل نقليه موتوري، شکار، تله گذاري و استفاده از طعمه مسموم، جمعيت آنها در اکثر مناطق کشور کم يا نابود شده است. يکي از اهميت هاي اکولوژيک گرگ ها، جلوگيري از انتشار بيماري در گله هاي علف خواران و جمعيت پستانداران منطقه است. به اين صورت که آنها با انتخاب مريض ترين حيوان هر گله، از انتشار بيماري جلوگيري کرده و در قوي نگه داشتن پستانداران وحشي علف خوار نقش بسيار مهمي را ايفا مي کنند. از اين رو حفاظت اين گونه و ساير گونه ها (چه خطرناک و چه بي خطر براي انسان) حائز اهميت است.

منابع


ویکی‌پدیا.                                                                                                www.deo.blogfa.com


برچسب‌ها: گرگ, گرگها, گرگ خاکستری, گرگ مزرعه, حمله گرگ, گرگ کوهستان, Wolf, wolves, gray wolf, wolf farm attack, Wolf Mountain

پرنده کبک

کبک پرنده‌ای زیبا، آرام و وحشی است که در بسیاری از دشت‌ها، دامنه هاو کوهپایه هاپراکنده‌است. این پرنده در نواحی وسیعی از جهان نظیر شمال آمریکا، شرق اروپا، خاورمیانه، آسیای مرکزی، شبه قاره هندوستان و باختر دور پراکنده‌است. نام این پرنده در زبان انگلیسی Partridge و در زبان فرانسه Perdrix و در زبان آلمانی Rebhuhn و در زبان عربی «الحجل» است، که به کبک چوکار «الشنار» نیز گفته می‌شود و در زبان فارسی به آن کبک می‌گویند. استاد دهخدا در لغت نامه خود در باره کبک گوید: «کبک، مرغی معروف و پرنده‌ای مشهور است که بر دو قسم می‌باشد دری و غیر دری، هر دو به یک شکل و شمایل لیکن دری بزرگ تر و غیر دری کوچک تر است. این پرنده بیشتر در کوهسارها زیست کند. قبج، معرب کبک است. کبک پرنده‌ای از دسته ماکیان‌ها است که به جهت استفاده از گوشت وی آن را شکار کنند. اعراب گوشت او را از جمله طعام‌های بسیار لذیذ شمارند و چون خواهند این مرغ را بگیرند از هر طرف او را بپرانند تا وقتی از پرواز باز ماند و خسته شود خود را در برف پنهان کند تا با دست بگیرند».

مشخصات ظاهری کبک

وزن کبک‌ها بین۵۱۰ تا ۶۸۰ گرم است و میانگین وزن در آنان ۵۹۵ گرم است، البته باید افزود که وزن کبک نر بین ۵۱۰ تا۸۰۰ گرم و وزن کبک ماده ۴۵۰ تا۶۸۰ گرم است. ترکیب پرها در هر دو جنس نر و ماده یکسان است. رنگ این پرنده قهوه‌ای مایل به خاکستری در بالا و زرد کم رنگ در قسمت شکم است. یک خط سیاه از قسمت جلوی سر آغاز شده و پس از عبور از چشم‌ها و گردن، در قسمت بالای سینه تمام می‌شود و سر و سینه خاکستری پرنده را از قسمت سفید رنگ گلو جدا می‌کند. پهلوی پرنده با ترکیبی از رنگ سیاه و شاه بلوطی متمایل به سفید پوشانده شده و پرهای انتهایی بال، به رنگ شاه بلوطی هستند. نوک، لبه پلک‌ها، ساق و پاهای کبک به رنگ صورتی تا قرمز تیره هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است دارای یک سیخک کوچک در قوزک پا باشند که به آن «مهمیز» می‌گویند، ولی این صفت معمولاً از مشخصات جنس نر است. کبک‌های نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه‌ای و خاکستری هستند.

تاریخچه پرورش کبک

پرورش کبک قدمت چندانی ندارد اما صید و شکار کبک تاریخچه‌ای بسیار کهن دارد. صید کبک یکی از تفریحات شاهزادگان و امرا و اشراف زادگان در بین سلسله‌های پادشاهان هخامنشی، اشکانی و ساسانی در دوران ماقبل اسلام در ایران بوده‌است. بعد از ظهور اسلام نیز بسیاری از پادشاهان سلسله‌های سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان همانند شاهان گذشته علاقه زیادی به صید و شکار از خود نشان می‌دادند و با انتشار فرهنگ ایرانی در میان اعراب در دوران خلفای عباسی، بسیاری از خلفای خاندان عباسی نیز به آداب و رسوم درباری شاهان ایرانی علاقه مند شده و همانند آنان عازم صید و شکار می‌شدند. در سرزمین باستانی بدخشان که جزو قلمرو فرهنگی ایران محسوب می‌شود، کبک نماد و سمبل فرارسیدن نوروز می‌باشد و در بین آثار باستانی یافت شده در گورهای «کوشانی‌ها» در بدخشان تاجیکستان، مهری یافت شده که بر روی آن نقش یک کبک که شاخه گندم بر منقار دارد دیده می‌شود.

تعیین جنسیت کبک

هر دو جنس کبک از نظر ظاهر و رنگ پرها بسیار به یکدیگر شبیه هستند. در نتیجه تعیین جنسیت آن‌ها از یکدیگر کمی دشوار است. اما می‌توان کبک‌های نر و ماده بالغ را از روی اندازه بدن و فرم سر تشخیص داد. کبک‌های نر عموماً جثه‌ای بزرگ تر و سنگین تر دارند. سر کبک‌های نر گرد و بزرگ تر و سر پرنده ماده بیضوی است. پاهای کبک‌های نر بلندتر بوده و پولک‌های درشت تری دارد و سریع تر از ماده‌ها راه می‌روند. هر دو جنس برآمدگی سیخ مانندی در پشت پا دارند ولی این برآمدگی در جنس نر بزرگ تر از برآمدگی پای پرنده ماده‌است و به آن «مهمیز» می‌گویند. گردن کبک نر معمولاً باریک تر و قوی تر از کبک ماده‌است. معمولاً در مراکز پرورش کبک، جوجه کبک‌ها را از طریق دیدن منافذ جنسی در ناحیه کلواک یا مقعد تعیین جنسیت می‌کنند که این امر نیاز به دقت فراوان دارد.

شکار کبک در ایران

شکار کبک در قبل از اسلام توسط شاهزادگان، امرا، سپاهیان و حتی شکارچیان معمولی رایج و متداول بوده‌است. معمولاً گونه‌های «کبک دری» و «کبک سی سی» و «کبک شنی» از رایج ترین گونه‌های کبک بوده‌است. در دوره اسلامی نیز شکار کبک ادامه یافت و امروزه شکار آن در بسیاری از استان‌های کشور رایج و متداول است. فصل شکار کبک در ایران در اواسط تیرماه می‌باشد و تقریباً در اواسط تیرماه جوجه‌های کبک به سن سه ماهگی رسیده و می‌توانند جدا از پدر و مادر به زندگی خود ادامه دهند. شکار کبک به روش‌های مختلفی صورت می‌گیرد و در آن از ابزارهای متفاوتی نظیر: تور، تله و اسحله شکاری استفاده می‌شود. راحت ترین روش برای شکار کبک، گذاشتن تله در اطراف منابع آب است که در چنین حالتی باید بامداد و یا هنگام غروب خورشید در کنار این منابع آبی در کمین نشست و پس از رسیدن کبک‌ها به این منطقه آن‌ها را با تور و یا تله شکار کرد و معمولاً در این روش از سوت‌های مخصوصی استفاده می‌شود که می‌توانند صدایی شبیه صدای کبک تولید نمایند و برخی از افراد نیز اقدام به ضبط صدای طبیعی کبک نر نموده و با پخش آن تلاش می‌کنند تا کبک را به نزد محل تله گذاری شده فراخوانند. گروهی دیگر از شکارچیان نیز برای شکار کبک از سگ‌های شکاری استفاده می‌کنند در این روش سگ‌های شکاری را در بین درختچه‌ها و چمن زارهای محل سکونت کبک رها کرده و سگ پس از یافتن کبک اقدام به شکار آن‌ها می‌نماید. استان کردستان یکی از استان‌های کبک خیز کشور است که شکار کبک در آن بسیار رایج و متداول است.

نژادهای کبک

۴۵ گونه کبک در جهان وجود دارد که برخی از این کبک‌ها عبارتند از:

۱. کبک برفی

۲. کبک عربی

۳. کبک پرزیوالسکی

۴. کبک کوهی

۵. کبک چوکار

۶. کبک فیلبی

۷. کبک بربری

۸. کبک پا قرمز

۹. کبک سی سی

۱۰. کبک دری

۱۱. کبک شنی

۱۲. کبک منقار بلند

۱۳. کبک خاکستری

تولید مثل کبک

در طبیعت کبک‌ها در بوته زارها جفت گیری می‌کند. کبک‌ها بسته به شرایط محیطی، یک مرتبه در سال تولید مثل می‌کنند و معمولاً تولید مثل از اواخر فروردین آغاز شده و بسته به منطقه جغرافیایی ممکن است تا اواخر تیر و اوایل مرداد نیز در مناطق سردسیر ادامه یابد. کبک ماده در حدود هفت ماهگی یا سن ۲۸ هفتگی شروع به تخم گذاری می‌کند و در هر بار ۷ تا ۲۱ تخم می‌گذارد و به طور متوسط ۲۴ روز بر روی تخم‌ها می‌خوابد و این عمل معمولاً وظیفه کبک ماده‌است. اندازه تخم‌ها ۴/۶۵× ۹/۴۶میلی متر است. از اواسط اردیبهشت تا اواسط مرداد، جوجه‌ها به تدریج از تخم بیرون می‌آیند. جوجه‌ها در هنگام بیرون آمدن از تخم، پر تحرک، باهوش و توانا هستند و می‌توانند پس از چند هفته، پرواز کنند. پس از گذشت ۱۲ هفته، جوجه‌ها بالغ می‌شوند اما برای جفت گیری آمادگی نخواهند داشت. نرها معمولاً تا زمان پرورش جوجه‌ها با خانواده می‌مانند، اگرچه بعضی از آن‌ها پس از تخم گذاری کبک ماده، خانواده را ترک و به کبک‌های نر دیگر ملحق می‌شوند. کبک‌ها تک همسر هستند و در فصل جفت گیری در اواخر اسفندماه، کبک‌های نر برای جلب توجه کبک‌های ماده، دم خود را به حالت چتر باز کرده در حالی که اندکی بال‌های خود را انداخته و سر خود را کج نگه داشته‌اند درجلوی کبک ماده حرکت می‌کنند و کبک ماده نیز با مشاهده این رفتار، نسبت به کبک نر رفتاری مهر آمیز نشان می‌دهد. هنگام خشک سالی و کمبود غذا، عمل تولید مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود.

از ویکی پدیا

بلدر چین

بــِلدِرچین (به پارسی سرهکَرَک)‏ (نام علمیCoturnix coturnixپرنده‌ای کوچک از تیرهٔ قرقاولیان، راسته ماکیان‌سانان است. بلدرچین شناخته‌شده‌ترین گونۀ راستۀ ماکیان‌سانان است و پرهای خاکی و قهوه‌ای دارد.

بلدرچین‌ها جثهٔ کوچک و خپلی دارند و زندگی بر روی زمین را ترجیح می‌دهند. از دانه‌ها و نیز حشرات و دیگر جنبندگان کوچک تغذیه می‌کنند. بر روی زمین لانه می‌سازند و بر پروازهای کوتاه و سریع قادرند، برخی گونه‌ها همچون بلدرچین ژاپنی و بلدرچین معمولیپرندگانی مهاجرند و توانایی پرواز در مسافت‌های طولانی را دارند. در برخی کشورها برخی گونه‌های بلدرچین در تعداد زیاد پرورش داده می‌شوند تا از تخم و گوشت آن‌ها استفاده شود و یا حتی در شکارگاه‌ها رها شوند. این پرنده در سکونت‌گاه‌های خود هم توسط انسان‌ها بطور گسترده‌ای شکار می‌شود تا از گوشت و پرهایش استفاده شود.

نام

پراکندگی گسترده و فراوانی نِسبی این پرنده در خاورمیانه با نام‌های مختلف برای آن در میان فارسی‌زبانان همراه بوده‌است. به‌جز «بلدرچین» که واژه‌ای در اصل ترکی و اصلی‌ترین نام این پرنده است. واژهٔ «کَرَک» در متون فارسی میانه و نیز در گویش هراتی و گویش‌هایزبان کردی، در فارسی جدید به‌ویژه در گویش کرمانی واژهٔ «بدبده»، در فارسی کلاسیک واژهٔ «وَرْتِج/وَرْتیج/وَرْدیج» و در مازندران و برخی مناطق گیلان و سمنان «وَرده» از نام‌های دیگر این پرنده است. در زبان گیلکی نیز آن را «وُشُم/وُشوم» می‌نامند و سومین پادشاهزیاری را به جهت علاقه‌اش به شکار بلدرچین وشمگیر می‌نامند. در عربی از واژه‌های «سَمانی» و «سَلویٰ» استفاده می‌شود که به فارسی نیز راه یافته‌است. لامعی گرگانی شاعر سدهٔ پنجم می‌سراید:

باران و برف بارد بَر ما کنون زِ ابرچون بر بنی سرائیل از آسمانْ سَمان

اسطوره‌ها

مریم بلدرچین اثر پیسانلو
Coturnix coturnix

به روایت عهد عتیق (سِفْرِ خروج ۱۳:۱۶، سفر اَعداد ۳۱ـ۳۳:۱۱) بلدرچین یکی از مائده‌های آسمانی بود که یهوه برای اسرائیلیان سرگردان پس از مهاجرت از مصر فرو فرستاد. به این موضوع در قرآن (بقره : ۵۷، اَعراف : ۱۶۰ و طه : ۸۰) نیز اشاره شده‌است. این پدیده با توجه به مهاجرت بلدرچین‌ها از منطقه مدیترانه قابل تبیین است. این پرنده‌ها هر سال بهار در گله‌های پرشمار از مسیر صحرای سینا از آفریقا به اروپا و آسیا مهاجرت می‌کنند و در پائیز مسیر رفته را بازمی‌گردند. از آن‌جا که این پرندگان در ارتفاع بسیار کم پرواز کرده و خیلی زود خسته می‌شوند و بر زمین می‌نشینند، به راحتی شکار می‌شوند.[۲]

در برخی کتب قدیمی عربی از جمله برهان قاطع افسانه‌ای دربارهٔ بلدرچین نقل شده که خاستگاه وی را از دریا می‌داند. مرتضی زبیدی در این مورد می‌نویسد: «سُمانی (بلدرچین) ... از پرندگان مهاجر است، ولی دانسته نیست از کجا می‌آید. حتی برخی می‌گویند که از دریای شور بیرون می‌آید، و دیده می‌شود که با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب، بر سطح دریا پرواز می‌کند...» این افسانه از آن‌جا نشأت گرفته که چون بلدرچین توانایی جسمی برای پروازهای طولانی را ندارد در فصل مهاجرت از بادهای موافق برای پروازهای کمک می‌گیرد و گله‌های بزرگ بلدرچین در پاییز از اروپا به شمال آفریقا و شرق مدیترانه کوچ می‌کنند و در بهار به اروپا باز می‌گردند. در هنگام عبور از مدیترانه اغلب خسته شده به دریا می‌افتند و با همان روشی که زبیدی آورده: «با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب» خود را به ساحل می‌رسانند. تا دهه ۱۳۲۰/۱۹۴۰ هر سال در دو فصل بهار و پائیز میلیون‌ها بلدرچین در سواحل مدیترانه بدین‌سان گرفته می‌شد ولی شمار آن‌ها از آن پس کاهش یافته‌است.[۳]

این پرنده را در عربی کلاسیک، «قَتیل الرَّعد» می‌نامند، زیرا تصور می‌کنند از شنیدن غُرّش آذرخش از ترس می میرد.

در فارسی نیز آن را «بَدبَده» نامیده‌اند چرا که بر پایه افسانه‌ای ایرانی این پرنده به‌ناحق دانه‌ای گندم از مال کودک صغیری خورد، و سپس از این کارِ بد خود پشیمان شده، دائماً تکرار می‌کند که «بَد بَده» [=] کار بَدْ بد است.

نماد


در خط هیروگلیف مصری به جای حرف و به کار میرفته است.

خواص درمانی در پزشکی سنتی

در پزشکی سنتی خواص گوناگونی برای بلدرچین برشمرده‌اند، از جمله این‌که بگفتهٔ شریف ادریسی «لیسیدنِ زهره بلدرچین برای درمان صرع سودمند است، و چکانیدن خون آن در گوش دردمند، گوش‌درد را درمان می‌کند، و استمرار در خوردن گوشتِ آن دلِ سخت را نرم می‌سازد، و گویند که این خاصیت فقط در قلب اوست».

عبدالملک بن زُهْر اندلسی طبیب قرن ششم هم به این اشاره می‌کند که «گوشتِ بلدرچین سنگ کُلیه و مثانه را خُرد می‌کند، و مدرّ بول است».

برخی پزشکان قدیم و بسیاری از عوام نیز تصور می‌کنند که تخم بلدرچین زبان انسان را گویا کرده و موجب می‌شود تا کودکان پیش از موعد زبان باز کنند. این باور ناشی از پرچانگی و صدای بلند بلدرچین نسبت به جثهٔ اوست که آن را حمل بر فصاحت وی کرده‌اند.

انواع

  • بلدرچین معمولی (Coturnix coturnix)
  • بلدرچین ژاپنی (Coturnix japonica)
  • بلدرچین بارانی (Coturnix coromandelica)
  • بلدرچین نیوزیلند (Coturnix novaezelandia) منقرض شده در ۱۸۷۵
  • بلدرچین قهوه‌ای (Coturnix ypsilophora)
  • بلدرچین آبی آسیایی یا چینی (Coturnix chinensis)
  • بلدرچین آبی افریقایی (Coturnix adansonii)
  • بلدرچین جزایر قناری (Coturnix gomerae) منقرض شده

  • از ویکی پدیا

پرنده

پَرَنده یا مرغ[۳] به جانوران مهره‌داری گفته می‌شود که بدنی پوشیده از پر دارند، خونگرم اند، بال دارند، بر روی دوپا راه می‌روند و تخم می‌گذارند. بیشتر پرندگان توانایی پرواز دارند. نزدیک به ۱۰،۰۰۰ گونه پرنده در سراسر جهان وجود دارد. این جانوران پرتنوع ترین نوع مهره‌داران چهارعضوی اند و از قطب شمال گرفته تا قطب جنوب می‌توان گونه‌ای از پرندگان را پیدا کرد. کوچکترین گونهٔ زنده از پرنده‌ها، مرغ پر زنبوری با پهنای ۵ سانتی‌متر (۲ اینچ) و بزرگترین آن‌ها شترمرغ با بزرگی ۲٫۷۵ متر (۹ پا) است. فسیل‌های باقی مانده گواه آن است که طبق نظریهٔ تکامل سرچشمهٔ پرندگان به دایناسورهای ددپا، نزدیک به ۱۶۰ میلیون سال پیش (Ma)، در دوران ژوراسیک باز می‌گردد. دیرین‌شناسان بر این باورند که پرندگان تنها کلاد دایناسورهایند که از انقراض دوران سوم کرتاسه در ۶۵٫۵ میلیون سال پیش، جان سالم به در برده‌اند.

قلب پرندگان چهارحفره‌ای و خم آئورت به سمت راست است. استخوان‌های سر به هم جوش‌خورده و در استخوان پس‌سری تنها یک (مهره -مفصل) دارند. در این مهره‌داران ۹ کیسه هوایی متصل به شش‌ها وجود دارد، استخوان‌ها به جهت کاهش وزن مجوف شده‌اند، چشم‌ها بزرگ است و حس بینایی قوی‌ترین حس آن‌ها است.

امروزه پرندگان با این ویژگی‌ها شناخته می‌شوند: منقار و بدنی پوشیده از پر دارند، دندان ندارند، تخم‌هایی با پوستهٔ سخت می‌گذارند، سوخت‌وساز بالا، قلب چهارحفره‌ای، استخوان‌بندی نیرومند و همزمان سبکی دارند. امروزه تمامی پرندگان زنده دو بال دارند، تنها استثنای این مطلب پرنده‌ای با نام موآ از زلاندنو است که هم اکنون منقرض شده. در پرندگان زائده‌های حرکتی پشتی برای راه رفتن، نشستن و یا شناکردن سازگاری یافته‌است و زائده‌های حرکتی جلویی به صورت بال تغییر شکل یافته. به این ترتیب بال یک عضو پیشرفته و تکامل یافته‌است که و به بیشتر پرندگان توان پرواز می‌دهد. سینه‌پهنان، پنگوئن‌ها و گونه‌های انگشت شماری از پرندگان توان پرواز ندارند. دستگاه گوارش و دستگاه تنفسی پرندگان بسیار ویژه‌است و به خوبی به نیازهای آن‌ها برای پرواز پاسخ می‌دهد. برخی پرندگان مانند کلاغیان و طوطی‌سانان در میان باهوش ترین گونه‌های جانوران جای می‌گیرند. دیده شده که برخی پرندگان توان ساخت و کاربرد ابزارها را دارند. همچنین بسیاری از گونه‌هایی که زندگی اجتماعی دارند آشکارا دانش خود را در اختیار نسل‌های بعد قرار می‌دهند.

گونه‌های زیادی از پرندگان سالانه مهاجرت‌های طولانی دارند و بسیاری هم بجای مهاجرت طولانی، جابجایی‌های کوتاه اما نامرتب دارند. پرندگان موجوداتی اجتماعی اند و با همدیگر از راه نشانه‌ها، صداها، آوازها، شرکت در رفتارهای اجتماعی، شکار، جنگ و مبارزه و یورش دسته جمعی به دیگر درندگان (معمولا برای حفاظت از خود) با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. بیشتر گونه‌های پرندگان تک همسری اند. معمولا این رفتار آن‌ها برای یک فصل تولید مثل است. گاهی هم برای چند سال تک همسر می‌مانند. اما اینکه برای تمام عمر تک همسر باشند بسیار کم دیده شده‌است. در گونه‌هایی از پرندگان چندزنی (داشتن چند پرندهٔ ماده) و به صورت بسیار کمیاب چندشوهری (داشتن چند پرندهٔ نر) در یک نظام تولید مثل دیده شده‌است. آن‌ها پس از تخم گذاری، تخم را در لانه نگهداری می‌کنند و بر روی آن می‌خواند (پدر یا مادر). بسیاری از جوجه‌ها پس از آنکه از تخم بیرون آمدند باید مدت طولانی مورد حمایت و سرپرستی پدر و مادر خود باشند.

این گروه از موجودات از فرمانرو جانوران، شاخه طناب‌داران، زیرشاخه مهره‌داران، رده پرندگان مشتق شده و بعد از پستانداران از تکامل‌یافته‌ترین جانوران می‌باشند.

برخی پرندگان کاربرد اقتصادی مهمی دارند و به عنوان یک منبع غذایی مهم در از راه شکار یا پرورش در مزرعه‌ها بدست می‌آیند. پرندگان آوازخوان و طوطی‌سانان بیشتر به عنوان حیوان خانگی کاربرد دارند. کاربرد دیگر پرندگان در تهیهٔ کود مرغی است. پرندگان در فرهنگ، مذهب، شعر و موسیقی انسان‌ها وارد گشته‌اند و به زندگی ما پیوند خورده‌اند. در نتیجهٔ رفتارهای انسان‌ها از سدهٔ ۱۷ میلادی به این سو ۱۲۰ تا ۱۳۰ گونه از پرنده‌ها منقرض شده‌اند و صدها گونه هم پیش از سدهٔ ۱۷ از دست رفته بودند. امروزه با وجود آنکه تلاش‌هایی در زمینهٔ نگهداری و حمایت از پرندگان صورت گرفته با این حال ۱،۲۰۰ گونه از آن‌ها همچنان رو به انقراض اند.

فرگشت پرندگان

نوشتار اصلی: فرگشت پرندگان
 Slab of stone with fossil bones and feather impressions
آرکئوپتریکس، باستانی ترین پرندهٔ شناخته شده.

نخستین طبقه بندی علمی جانداران را فرانسیس ویلبی و جان ری در سال ۱۶۷۶ در کتاب Ornithologiae خود انجام دادند.[۴] در سال ۱۷۵۸ کارل لینه این کار را ویرایش کرد تا یک نظام آرایه‌شناسی از آن بدست آورد، این نظام هم اکنون مورد استفاده‌است.[۵] طبقه بندی مورد نظر لینه، ردهٔ فیلوژنتیک پرندگان را در کلاد دایناسورهای ددپا جای می‌دهد.[۶]

رده‌بندی پرندگان

برای شناسایی هرچه بهتر موجودات لازم است که آنها را در دسته‌هایی طبقه بندی نمود. بزرگ‌ترین مشکل رده بندی پرندگان یکسان بودن شکل ساختمانی آنها با یکدیگر است. به عبارت دیگر تحول و تغییراتی را که در حیوانات دیگر بخصوص در پستانداران (با وجودی که تعداد گونه‌های آنها نصف گونه‌های پرندگان است) می‌توان مشاهده کرد در پرندگان چندان قابل مشاهده نیست. از طرف دیگر مطالعات مربوط به آناتومی مقایسه یا در سطحی نسبتاً ابتدایی بوده تنها در سالهای اخیر قدمهای موثری در جهت شناخت علمی تر عادات و رفتار پرندگان برداشته شده‌است. و در همین راستا تغییرات فراوانی در نامگذاری و شیوه‌های رده بندی داده شده‌است.

برای رده بندی پرندگان از تغییرات ظاهری موجود در سیستمهای استخوانی و ماهیچه‌های آنها استفاده می‌شود. برخی از دانشمندان هم سعی دارند از روی میزان پروتئین موجود در تخم پرندگان یا از روی عادات و رفتاری که بین پرندگان مشترک است، روابطی برای رده بندی آنان پیدا کنند. کارشناسان رده‌بندی در مورد نحوه تکامل پرندگان در طول حیات آنها در کره زمین سازگاری آنها با شرایط متفاوت اقلیمی و جغرافیایی و نیز شرایطی که در آن طبیعت برروی اندامهای مختلف پرندگان تاثیر گذاشته و آنهایی را که قابلیت سازگاری داشته‌اند بحث بسیاری کرده‌اند. در حال حاضر بهترین شیوه برای مشخص کردن جایگاه و رده بندی پرندگان تعیین تغییرات و وضعیت دی‌ان‌آ در پرنده علاوه بر چگونگی شکل ظاهر و ویژگیهای بوم‌شناختی آنهاست. بحث رده بندی پرندگان از موارد بسیار با اهمیت و قابل تعمق در مطالعه پرندگان است و در سالهای اخیر بر روی آن مطالعات فراوانی صورت گرفته‌است.

رده بندی موجودات براساس قراردادهای بین‌المللی به زبان لاتین است. برای مثال گنجشک خانگی به صورت زیر رده بندی می‌شود

کالبدشناسی ظاهری یک پرنده: ۱-منقار ۲-تارُک ۳-عنبیه ۴-مردمک ۵-روتنه ۶-پوشپرهای کوچک ۷-سرشانه ۸-پوشپرهای وسطی ۹-شاه‌پر ۱۰-پشت ۱۱-پرهای کناری ۱۲-دمگاه ۱۳-ران ۱۴-ساق‌مچ ۱۵-ساق ۱۶-پا ۱۷-درشت‌نی ۱۸-سطح شکمی ۱۹-پهلو۲۰-سینه ۲۱-گلو (اگر برجسته باشد: طوق) ۲۲-آویزک
  • فرمانرو جانوران
  • شاخه طنابداران
  • زیر شاخه مهره داران
  • رده پرندگان
  • راسته گنجشک سانان
  • خانواده گنجشکیان
  • سرده گنجشک
  • گونه گنجشک خانگی

اندام‌شناسی پرندگان

اندام‌ها و ساختمان بدن پرندگان برای آسان تر کردن فرایند پرواز به گونه‌ای نامعمول و البته ویژه با شرایط سازگاری یافته و مطابق نیازهای آن‌ها شده که این انعطاف پذیری در دیگر مهره‌داران دیده نمی‌شود و آن‌ها از این ویژگی در این سطح بی بهره‌اند.

استخوان بندی بدن آن‌ها از استخوان‌هایی بسیار سبک ساخته شده‌است. آن‌ها حفره‌ها و فضای خالی زیادی در بدنشان دارند که این فضا به دلیل ارتباط با دستگاه تنفسی شان از هوا پُر شده‌است (معروف به حفره‌های هوا)[۷] کاسهٔ سر در پرندگان بالغ یکپارچه‌است و هیچ شکاف یا جای لقی در آن نیست.[۸] کاسهٔ چشم آن‌ها بزرگ است و توسط یک دیوارهٔ استخوانی جدا شده‌است. ستون مهره‌های آن‌ها ناحیه‌های قفسهٔ سینه، کمر، دم و بخشی از مهره‌های گردن را دربر می‌گیرد.

از ویکی پدیا

مرغ خانگی

مُرغ خانگی (Gallus gallusGallus gallus domesticus) یکی از ماکیان‌سانان است. مرغ خانگی نر خروس نامیده می‌شود.

مرغ یا ماکیان[۱] پرنده‌ای است از خانوادهٔ قرقاولان (Phasianidae)یا سیخک داران، زیرردهٔ نومرغان، از راستهٔ ماکیان‌سانان ‎(Galliformes)‏.[۲]

گفته می‌شود که همه نژادهای ماکیان از چهار نوع وحشی زیر پدید آمده‌اند.[۳][۴]

  • گالوس-گالوس

مثل مرغ جنگلی قرمز

  • گالوس – لافایتی

مثل مرغ جنگلی سیلان

  • گالوس سونراتی

مثل مرغ جنگلی خاکستری

  • گالوس – واریوس

مثل مرغ جنگلی آبی و سبز

یافته‌های اخیر نشان می‌دهد که اهلی کردن مرغ خانگی، بیش از ۱۰٬۰۰۰ سال پیش در ویتنام صورت گرفته‌است. تا پیش از این باور عمومی بر این بود که این کار در هند انجام شده‌است.[۵] سپس مرغ اهلی راه خود را از هند به سوی ایران پیدا کرد. پس از آن از قلمرو لیدیه که توسط ایرانیان فتح شده بود، در قرن پنجم پیش از میلاد به یونان راه یافت.[۶] مرغ از دوران سلسله هجدهم فراعنه در مصر شناخته شده بوده است؛ طبق گزارش سالانهٔ توتموس سوم، پرنده‌ای که هر روز تخم می‌گذارد، بعنوان خراج از سرزمین مابین صحرای سینا و سوریه، یعنی بابل، به مصر آورده شده‌است.[۷] اما در عهد عتیق هیچ نشانه‌ای از مرغ دیده نمی‌شود.

تحقیقات ژنتیک حاکی از آن است که نیای مرغ خانگی، خروس جنگلی قرمز و خاکستری(G.sonnerati) است. گرچه نسلی دورگه‌ای که حاصل این دو نژاد باشد در اکثر مواقع نازا و عقیم می‌باشد، اما ژن عامل پوست زرد در مرغ در خروس جنگلی قرمز(نزدیکترین خویشاوند مرغ) نبوده و به احتمال بسیار زیاد این ژن از گونهٔ خاکستری به میراث گرفته شده‌است.

تعداد

مرغ پرشمارترین و شایع ترین جانور اهلی در جهان می‌باشد. با جمعیتی بیش از ۲۴ میلیارد در سال ۲۰۰۳،[۹] هیچ پرنده‌ای در جهان به این شماره نمی‌رسد.

مرغ خانگی سلاخی شده

واژه‌شناسی

در زبان فارسی، ماکیان بالغ و بالای یک سال را ماکیان (به انگلیسی hen) و جوجه ماکیان و مرغ خانگی نابالغ را بهاری (باری) (به انگلیسیpullet) می‌نامند. خروس بالغ هم خروس (cock) و نابالغ هم جوجه خروس (cockerel) نام دارند.

رفتارشناسی

مرغها همه‌چیزخوار اند.[۱۰] در محیط آزاد اغلب زمین را برای یافتن دانه‌ها، حشرات و حتی جانوران بزرگتر از قبیل مارمولک و موشهای جوان می‌خراشد.[۱۱]

مرغ بصورت طبیعی از ۵ تا ۱۱ سال، بسته به نژاد، عمر می‌کند.[۱۲] در مرغداری تجاری یک جوجهٔ گوشتی تا قبل از کشتار تنها شش هفته زندگی می‌کند.[۱۳] جوجه‌های نیمه گوشتی و پرورش یافته در محیط باز تا ۱۴ هفته هم نگهداری می‌شوند. مرغهای تخمگذار هم تا یک سال حدود ۳۰۰ تخم گذاشته و پس از آن توانایی آنها در تخمگذاری کاهش می‌یابد و به کشتارگاه فرستاده می‌شوند تا از آنها در غذای بچه، حیوانات خانگی، پای و غذاهای پرورده استفاده شود.[۱۴] بر اساس کتاب رکوردهای گینس، پیرترین مرغ جهان در سن ۱۶ سالگی بر اثر مشکل قلبی مرد.[۱۵]

خروس را می‌توان از تاج آن تشخیص داد

خروس را می‌توان از رنگ تندتر آن نسبت به مرغ و پرهای بلند دم و همچنین پرهای نوک تیز گردن و کمر از مرغ تشخیص داد. با این حال در برخی نژادها مانند سبرایت مرغ و خروس تفاوت بسیار اندکی دارند. خروس را همچنین می‌توان با دقت در بلندی تاج و سیخک (برآمدگی نیزه مانند در پای مرغ) از مرغ باز شناخت. در بعضی نژادها و نژادهای دورگه مرغ و خروس را از رنگ آنها می‌توان تمیز داد. در مرغ بالغ گوشت بالای سر (تاجcomb/cock's comb) و همچنین زائدهٔ زیر حلقوم پرنده (wattleزیرحلقوم) اندکی رشد می‌نماید . در اکثر نژادها رشد تاج و زیرحلقوم در خروسها بیشتر از مرغان است. در برخی نژادها هم پرهایی اضافه در ناحیه صورت و غبغب پرنده می‌روید که ناشی از یک تغییر ژنتیکی بوده و به آن ریش (beard/muff) گفته می‌شود.

مرغها توانایی پریدن برای مسافتهای بلند و طولانی را ندارند، اما در نژادهای سبکتر می‌توانند که بر روی نرده و یا شاخه‌ها، جایی که بطور طبیعی استراحتگاه آنهاست، بپرند. مرغها معمولا عمل پریدن را برای جستجو و یا اجتناب از خطر انجام می‌دهند.

مرغها اجتماعی بوده و گله‌ای زندگی می‌کنند. مرغها در درون خود یک نوع سلسله مراتب (pecking order) دارند که در آن عده‌ای از پرندگان در بدست آوردن غذا و محل استراحت برتری دارند. برداشتن مرغ و خروسها از گله سبب اخلال در این نظم می‌شود تا دوباره سلسله مراتب جدید برقرار شود. افزودن پرندگان جدید-بویژه پرندگان جوان- به گله معمولا موجب نزاع و ایجاد جراحت می‌شود.[۱۶]

مرغها معمولا تمایل دارند که در جایی تخمگذاری کنند که از قبل در آنجا تخم بوده باشد و تخمهای آشیانه‌های اطراف را نیز به محل خود انتقال می‌دهد. گاهی نیز بر سر تخمگذاری در یک محل خاص بسیار لجوج و یکدنده می‌شوند. بسیار اتفاق می‌افتد که دو مرغ بر سر جای تخمگذاری با هم درگیر شده و حتی اگر محل کوچک باشد بر روی هم تخم می‌گذارند.

خروسها به منظور اعلام حضور به خروسهای رقیب بانگ (اذان) می‌زنند. این عمل می‌تواند به علت تغییرات محیط هم باشد. مرغها نیز پس از تخمگذاری و یا برای صدازدن جوجه‌های خود قدقد می‌کنند.

در سال ۲۰۰۶ دانشمندانی که بر روی پیشینه پرندگان تحقیق می‌کردند به یک ژن پس مانده-talpid۲ برخوردند که در دوران جنینی عامل شکل گیری دندانها در فک می‌باشد؛ شبیه آنچه در فسیلهای پرندگان دیده شده‌است. جان فالن ناظر این پروژه اظهار می‌دارد که:"... مرغها تحت شرایطی خاص توانایی دندان درآوردن را حفظ کرده‌اند... ."[۱۷]


دستگاه جوجه کشی مصنوعی

جوجه کشی

در طبیعت اکثر پرندگان پس از یک دورهٔ تخمک‌گذاری(clutch)، بر روی تخمهای خود خوابیده تا تبدیل به جوجه شوند. اغلب مرغهای خانگی هم این عمل را انجام می‌دهند که به این حالت به اصطلاح کرچی گفته می‌شود.یک مرغدار می‌تواند با گذاشتن تخم مصنوعی در لانه، مرغ را تشویق به کرچ شدن نماید و یا بالعکس، با قرار دادن لانه در ارتفاع و توری سیمی کردن کف لانه از کرچی مرغ ممانعت بعمل آورد. مرغ کرچ تخمگذاری را قطع نموده و بر جوجه کشی (incubation) تمرکز می‌کند (هر دوره clutch معمولا از ۱۲ تخم تشکیل می‌شود). مرغ کرچ بر سر جای خود و بر روی تخمها می‌خوابد و در صورت ایجاد مزاحمت اعتراض خود را با سر و صدا و بلند کردن پرهای خود نشان می‌دهد و تنها بمدت کوتاهی برای خوردن و آشامیدن و همچنین عمل دفع و خاکبازی (dust bathe) از جای خود بر می‌خیزد. در طول دورهٔ جوجه کشی مرغ کرچ دما و رطوبت بستر را ثابت نگه می‌دارد و تخمها را طی دورهٔ اول انکوباسیون بطور مرتب می‌چرخاند تا از چسبیدن جنین به پوسته جلوگیری کند. در پایان دورهٔ جوجه کشی که معمولا ۲۱ روز است، تخمها در صورت بارور بودن، هچ hatch می‌شوند. با شروع انکوباسیون رشد جنین هم آغاز می‌شود و همهٔ تخمها با یک یا حداکثر دو روز اختلاف هچ می‌شوند؛ اگر چه تاریخ گذاشته شدن تخمها تا دو هفته هم با یکدیگر اختلاف داشته باشند. قبل از هچ شدن مرغ می‌تواند صدای جوجه‌ها را در تخم شنیده و با قدقد کردن آنها را تشویق به بیرون آمدن می‌کند. جوجه‌ها با نوک خود سوراخی را جهت تنفس خود در قسمت پهن تخم که معمولا در بالای سر جوجه قرار می‌گیرد، ایجاد می‌کنند. سپس برای چند ساعت استراحت کرده، به جذب زرده(yolk) و بقایای خون پوسته که در پایین تخم است و تا پیش از این برای تنفس جوجه بکار می‌رفت، می‌پردازد. پس از آن به گشاد کردن سوراخ و ایجاد یک در، در قسمت پهن تخم اقدام می‌کند و پس از موفقیت خود را به بیرون می‌غلطاند و در گرمای بستر بدن خیسش خشک می‌شود.

مرغ مادر معمولا به مدت دو روز پس از هچ در لانه می‌ماند و در این مدت جوجه‌ها از زردهٔ جذب شده تغذیه می‌کنند. تخمهایی که بارور نمی‌باشند هچ نشده و مرغ که از جوجه شدن آنها ناامید گشته، لانه را ترک می‌کند. پس از هچ مرغ مادر بشدت مراقب جوجه‌های خود بوده و هر زمان که لازم باشد آنها را گرم می‌کند(مرغ مادر زمان این عمل را با صدای مخصوصی که جوجه‌ها از خود در می‌آورند، متوجه می‌شود). مرغ مادر جوجه‌ها را به سمت آب و غذا هدایت کرده و هنگامی که شیئی خوراکی ببیند، آنها را صدا می‌زند اما بندرت جوجه‌ها را مستقیما تغذیه می‌کند. مرغ مادر به مدت چندین هفته (معمولا ۶ هفته) به مراقبت از جوجه‌ها ادامه داده و سپس به تدریج علاقهٔ خود را از دست داده و شروع به تخمگذاری می‌کند.

مرغهای تخمگذار امروزی بندرت کرچ می‌شوند و در صورت کرچ شدن در نیمهٔ دورهٔ جوجه کشی از روی تخمها بلند می‌شوند. با این وجود چندین نژاد چند منظوره(utility) مانند کوشین، کورنیش و سیلکی (ابریشمی) هستند که بطور مرتب کرچ شده و نه تنها برای جوجه مرغها، بلکه برای سایر گونه‌های پرندگانی که طول دورهٔ جوجه کشی آنها کوتاهتر و یا بلندتر از مرغ است (مانند بلدرچین، قرقاول، غاز، بوقلمون و ...) مادران خوبی هستند. تخم مرغ را می‌توان در زیر پای اردک نیز گذاشت، اما میزان موفقیت آن متغیر است.

جوجه کشی مصنوعی

جوجه کشی را می‌توان بصورت مصنوعی و کاملا موفقیت آمیز نیز انجام داد. تقریبا همهٔ تخمهای بارور تحت شرایط مناسب -۳۷‍/۵ سانتیگراد(۹۹/۵ فارنهایت) و ۵۵٪ رطوبت نسبی (در سه روز آخر برای نرمتر شدن پوسته ۷۰٪)- هچ می‌شوند. طی اولین مرحلهٔ جوجه کشی تخمها را باید بطور منظم (۳ تا ۸ بار در روز) چرخاند. اگر تخمها چرخانده نشوند، جنین به پوسته تخم چسبیده و می‌میرد و یا با نقص عضو هچ می‌شود. بعضی از ماشینهای جوجه کشی (incubator) این عمل را بطور خودکار انجام می‌دهند. عمل چرخاندن از رفتار مرغ که در طول شبانه روز چندین بار بلند شده و تخمها را با نوک خود میچرخاند، تقلید شده‌است. با این حال چرخاندن تخمها در هفتهٔ آخر می‌تواند وضعیت قرار گرفتن درست جوجه در تخم به منظور شکستن پوسته را بر هم بزند.[۱۸]

ماکیان به عنوان جانور خانگی

مرغها جانوران کم خرجی هستند. اصلی ترین دغدغه در نگهداری مرغ، جای آن است. مرغها را می‌توان در قفس نگه داشت و در شبها نیز بر روی چوب خواب یا شاخه استراحت کنند و زیر پای آنها نیز می‌توان کاه یا خاک اره گذاشت که با توجه به میزان بالای نیتروژن در مدفوع پرنده، به یک تودهٔ کامپوزیت تبدیل می‌شود.

به نگهداری خروس نیازی نیست؛ چرا که مرغها بدون خروس هم تخم می‌گذارند، اما این تخمها نطفه نداشته و در نتیجه بارور نمی‌شوند. زرده ی تخم تازه خوش رنگ و براق بوده بالای سفیده قرار می‌گیرد. رنگ زرده متغیر است و شدت رنگ آن به میزان زانتوفیل(Xanthphyll) -رنگدانه‌ای که در گیاهان سبز و ذرت وجود دارد- بستگی دارد. زانتوفیل همچنین عامل رنگ زرد پوست و پای مرغ می‌باشد. رنگ زرده به منبع زانتوفیل نیز وابسته‌است و از زرد تیره تا نارنجی در نوسان می‌باشد.[۱۹]

اگر ماکیانان چرا کنند و یا در جیرهٔ آنان سبزیجات باشد کیفیت تخم انها طبق استانداردهای وزارت کشاورزی آمریکا (یو اس دی ای) تفاوت می‌کند. بارب گورسکی، کشاورز اهل پنسیلوینیا، تعدادی از تخم مرغهای خود را که بصورت مزرعه‌ای نگهداری می‌شوند، در اختیار تحقیقات یو اس دی ای قرار داد. طبق نتایج این تحقیقات این تخم‌ها دارای ۳۴٪ کلسترول کمتر، ۱۰٪ چربی کمتر، ۴۰٪ ویتامین ای بیشتر، دو برابر اسید چرب امگا۶ و ۴ برابر امگا۳ نسبت به استاندارد یو اس دی ای بودند.[۲۰]

در حالیکه جیرهٔ مرغداریهای بزرگ را باید از نظر تجاری ثابت نگاه داشت، مرغان خانگی را می‌توان با سبزیجات که عاری از سم هستند، براحتی تغذیه نمود. مرغ می‌تواند به دنبال علفها، دانه‌ها، حشرات و ... در محیط باز بگردد. مرغ را همچنین می‌توان با پوست تخم مرغ خرد شده (البته با رعایت درصد مناسب)، غذاهای استفاده نشده مثل ته مانده‌ها و مواد غذایی کهنه اما نه فاسد تغذیه نمود. دادن خرده نان، میوه، اشغال سبزی، شیر مازاد بر نیاز و پرهیز از تغذیه آنها با موادی مثل پوست سیب زمینی (که هضم ان برای مرغ مشکل است) و یا هر چیز فاسد و گندیده، مواد دارای بو و طعم تند مثل سیر و پیاز یا ماهی توصیه می‌شود.[۲۱]

  1. مورد فهرست شماره‌ای

ماکیان در صنعت کشاورزی و دامداری

در ایالات متحده تا سال ۱۹۶۰ مرغ عموما در مزارع خانوادگی نگهداری می‌شد. در ابتدا هدف اولیه از پرورش مرغ، تخم مرغ بود و گوشت یک محصول ثانویه بشمار می‌رفت.[۲۲] عرضه از تقاضا کمتر بود و قیمت طیور بالا بود. در فصول سرد می‌شد برای مدتی تخم مرغها را جابجا و انبار کرد، بدون آنکه به سردخانه نیازی باشد. این امر در روزهایی که یخچال فراگیر نبود، امر مهمی بشمار می‌رفت. گله‌های ماکیان در کشتزارهای کوچک نگهداری می‌شدند چرا که مرغها عموما خود را از اضافهٔ غلات و خرده آشغال و محصولات بر زمین ریخته تغذیه می‌کردند. این اقلام بویژه در فصل زمستان محدود بودند و همین عامل جمعیت طیور را ثابت نگه می‌داشت. پس از اینکه طیور توجه محققان کشاورزی را بخود جلب کردند (تقریبا در سال ۱۸۹۶)، بهبود در مدیریت و اصلاح جیرهٔ غذایی، مرغداری را با صرفه تر و تجاری تر نمود.

تا قبل از سال ۱۹۱۰، مرغ را بیشتر در جشنها و مراسم خاص عرضه می‌کردند. مرغ را به صورت زنده یا کشته شده حمل و نقل کرده، پَرَش را کنده اما شکمش را خالی نمی‌کردند و آنرا بر روی یخ بسته بندی می‌کردند. جوجه‌های گوشتی اماده طبخ تا دههٔ ۵۰، زمانی که سردخانه تا دم فروش مرسوم شد و به مشتریان اطمینان بیشتری بخشید، همه گیر نبود. تا پیش از این تمیز کردن مرغ وظیفهٔ قصاب محل نبود و از مهارتهای کدبانوی منزل بشمار می‌آمد. در آنزمان دو نوع ماکیان عرضه می‌شد: جوجه گوشتی یا جوجهٔ بهاره، که خروسهای جوانی بودند که محصول جانبی صنعت تخم مرغ بودند و زمانی که جوان و تازه بودند به فروش می‌رفتند و وزنشان نیز غالبا زیر ۱٫۵ کیلو بود؛ و مرغهای خورش که اینها هم محصول صنعت تخم مرغ بودند و مرغهای تخم گذار پیری بودند که دورهٔ اوج تخم گذاری خود را سپری کرده بودند. این عمل امروزه دیگر انجام نمی‌شود؛[۲۳] جوجه‌های گوشتی امروزه نژادی کاملا متفاوت دارند و مرغهای تخمگذار دیگر در فروشگاهها ظاهر نمی‌شوند.

نقطهٔ عطف صنعت مرغداری در قرن بیستم به کشف ویتامین دی D(نامگزاری شده در سال ۱۹۲۲ )[۲۴] بود که نگهداری مرغها را در قفسهای بسته ممکن ساخت. تا پیش از این مرغها در فصل زمستان بدلیل کمبود نور خورشید جان بدر نمی‌بردند و تولید تخم و گوشت و جوجه کشی در فصول سرد بسیار مشکل بود و این امر ماکیان را به یک محصول فصلی و گرانقیمت تبدیل کرده بود .

همزمان تولید تخم نیز با نژادهایی علمی افزایش یافت. پس از چندین شروع ناموفق مثل تجربهٔ ایستگاه تحقیقاتی مین[۲۵]، پرفسور درایدن از ایستگاه تحقیقاتی ارگون به موفقیت رسید.[۲۶]

مرغهای تخمگذار در قفس battery

پیشرفت در تولید و کیفیت با کاهش تقاضا برای نیروی کار همراه بود. طی دههٔ ۳۰ تا ۵۰، نگهداری ۱۵۰۰ ماکیان برای یک خانوادهٔ مرغدار یک شغل تمام وقت محسوب می‌شد. در اواخر دههٔ ۵۰ قیمت تخم مرغ خانگی چنان کاهش پیدا کرد که مرغداران مجبور شدند که تعداد ماکیانهای خود را سه برابر کرده و سه ماکیان را در قفسی که سابقا یک ماکیان در ان نگهداری می‌شد، قرار دهند و یا تعداد چوب خوابهای قفس‌ها را سه برابر کنند. خیلی طول نکشید که قیمتها باز هم رو به کاهش گذاشت و تعداد بسیاری از خانواده‌های مرغدار از این شغل دست کشیدند. این امر نقطهٔ اغاز تبدیل مرغداری سنتی به صنعتی بود.

آناتومی

آناتومی مرغ خانگی در شکل زیر کاملا مشخص شده‌است.

آناتومی مرغ خانگی

تولید مثل

مرغ نیز مانند تمام پرنده‌های دیگر تولید مثل جنسی دارد. پس از جفت گیری و تخم گذاری ۲۱ روز طول می‌کشد که تخم مرغها به جوجه تبدیل شوند و البته مرغ ها می توانند بدون نیاز به خروس و جفتگیری تولید مثل کنند البته این تخم مرغ ها بارور نمیشوند زیرا بدون نطفه اند.




از ویکی پدیا

مرغ نوروزی

مرغ نوروزی یا یاعو، پرنده‌ای‌ست از خانواده کاکاییان (laridae) که گونه‌های مختلفی دارد.

گونه‌ها

مرغ نوروزی کوچک

مرغ نوروزی کوچک که نام علمی اش Larus minutus است، در اروپای شمالی و آسیا زندگی می‌کند.دسته‌های کوچکی از این پرنده نیز در بخش هایی از شمال کانادا وجود دارند. این پرنده مهاجر است، در زمستان به سواحل اروپای غربی، مدیترانه و -تعداد کمی- به شمال شرقی آمریکا کوچ می‌کنند. مرغ نوروزی کوچک، کوچک‌ترین گونه خانواده خود است. طول این پرنده بین ۲۵ تا۲۷ سانتی متر و طول بال‌های آن ۷۵ تا ۸۰ سانتی متر و وزنش حدود ۶۸ تا ۱۳۳ گرم است. رنگ پرهای این پرنده خاکستری کم رنگ است. نوک آن باریک و سیاه وپاهایش قرمز تیره است. مرغ نوروزی کوچک پس از سه سال بالغ می‌شود.

این پرندگان غذای شان را از سطح آب-معمولاً با شیرجه زدن- پیدا می‌کنند و می‌خورند، حشرات کوچک را نیز در هوا شکار می‌کنند.

از ویکی پدیا

مرغ شاخدار

مرغ شاخدار (به انگلیسیGuineafowl)‏ پرنده‌ای زیبا بوده که همانند کبوتر قادر به پرواز است. این پرنده در حدود ۱۰ تا ۱۵ عدد تخم می‌گذارد و در دمای ۳۷ درجه در حدود ۲۵ تا ۲۸ روز طول می‌کشد تا تخم‌ها به جوجه تبدیل شود. مرغ شاخدار بین ۴۰ تا ۷۰ سانتی‌متر طول و بین ۷۰۰ تا ۱۶۰۰ گرم وزن دارد.

از ویکی پدیا

مرغ عشق

مرغ عشق پرنده ایست اهلی از نژاد طوطی. وطن اصلی این پرنده همچون بسیاری از طوطی سانان دیگر، سرزمین استرالیا است.

تاریخچه

مرغ عشق برای اولین بار در اواخر سال ۱۷۰۰ میلادی به صورت گله های وحشی در استرالیا مشاهده شد که تعداد افراد این گله¬ها به هزاران قطعه می¬رسید. نام انگلیسی مرغ عشق «بجایر» از کلمه بومی budgerijour گرفته شده است که این لغت در زبان بومیان استرالیا به معنی «غذای خوب» می باشد و شاید علت این تسمیه بدان جهت بوده است که وجود این پرنده در منطقه ای دلیل وفور نعمت و غذای فراوان در آن منطقه بوده است، زیرا که این پرنده در شرایط مناسب غذایی به شدت زاد و ولد نموده و گله¬های بزرگی به وجود می¬آورد. این پرنده برای اولین بار در سال ۱۸۰۵ توسط «جورج شاو» مدیر جانور شناسی موزه طبیعی بریتانیا شناسایی شد و در سال ۱۸۳۲ طبیعی دان « موزه لینه» که «یوهان واگلر» نام داشت توضیحاتی در باره مرغ عشق منتشر کرد. در سال ۱۸۴۰میلادی، زیست شناسی به نام «جان گولد» این پرنده را از استرالیا خارج کرد و به انگلستان برد. موج تقاضا برای این پرنده موجب شد تا کشتی‌های زیادی دست به کار انتقال این پرندگان به اروپا، مخصوصاً انگلستان، هلند و بلژیک بزنند. کشتی‌ها مرغ عشق‌ها را در دسته‌های چند ده هزارتایی حمل می‌کردند. در طول سفر چند هفته‌ای، فقط تعداد اندکی از آنان سالم به اروپا می‌رسیدند. به زودی این پرنده اهلی شد و از طریق انگلستان به تمام دنیا منتقل شد. در سال ۱۸۴۶ برای اولین بار وارد کشور فرانسه شد و هشت سال بعد یعنی در سال ۱۸۵۴ طبیعی دان فرانسوی «جان دلون» مقاله¬ای در خصوص تکثیر، تغذیه و نگهداری مرغ عشق منتشر کرد. در سال ۱۸۵۹ نویسنده آلمانی «کارل بوله» در نشریه پرنده شناسی آلمان مقاله مفصلی در باره مرغ عشق منتشر کرد. از نوشته های «بوله» چنین بر می آید که مرغ عشق در آن زمان در تمامی شهرهای بزرگ آلمان به عنوان حیوان خانگی رایج بوده است و بنا به گفته او مرغ عشق برای اولین بار در سال ۱۸۵۵ درشهر برلین آلمان توسط «گرفین شورین» تکثیر یافت. مرغ عشق از سال ۱۸۶۰ به بعد در تمامی باغ وحش¬های آلمان وجود داشته و با موفقیت تکثیر و پرورش یافته است. طی ۵۰ سال، واحد¬های عظیم تجاری به وجود آمدند که هزاران قطعه از این پرنده کوچک را برای دوستداران پرندگان زینتی تکثیر می¬کردند. در اواخر قرن نوزدهم واردات مرغ عشق به ارقام غیر قابل تصوری رسید. بنابر نوشته های «دبراسای» تنها در سال ۱۸۹۴ واردات پرندگان زنده به بنادر فرانسه بالغ بر یک میلیون و دویست هزار قطعه بوده که در آن، واردات مستقیم به انگلستان و آلمان منعکس نشده است.

مشخصات

مرغ عشق آبی

مرغ عشق در حالت کلی می توان به ۲گروه هلندی وساده تقسیم کرد که نژاد هلندی آن دو برابر بزرگتر از نژاد معمولی آن است که معمولاً درکشورانگلستان نگهداری شده ودرایران هم موجود است ومرغ عشق اهلی، اندکی از همنوعان وحشی خود بزرگ‌تر است. طول بدن این پرنده بین ۱۶ تا ۲۰ سانتیمتر می‌باشد. عمر انواع وحشی آن ۱۰ تا ۱۴ سال و عمر نوع اهلی آن اغلب کمتر از ۵ سال است. البته در میان مرغ عشقهای اهلی گاه عمر ۱۱ ساله نیز مشاهده شده‌است.
رنگ طبیعی این حیوان سبز چمنی می‌باشد انتهای پشت ٬سینه و شکم سبز می‌باشد.پشت سر ٬بالای شانه و روی بالها زرد همراه با خطهای سیاهی به صورت موجی می‌باشد.دو پر بزرگ از میان دمش بیرون آمده که آبی تیره‌اند.پرهای دم سبز بوده و دارای نوار زردی می‌باشد.صورت مرغ عشق تا گلو زرد روشن است و در انتهای صورتش لکه‌های بنفشی که ریش نامیده می‌شود وجود دارد.پلکها بسیار نازک هستند و از سمت پاین به بالا جمع می‌شوند.نوکش مانند طوطی سانان است و نوک پایینی کوچکتر از بالایی می‌باشد.

تعیین جنسیت نر وماده

برای فهمیدن جنس نر و ماده این حیوان بهترین گزینه توجه به پوستی که در بالای منقار قرار دارد و سوراخهای بینی در آن هستند٬می‌باشد.در نوع نر رنگ این پوست آبی تیره‌است اما در نوع ماده آبی روشن ٬قهوه‌ای یا متمایل به قهوه‌ای است.رنگ آبی این پوست در نوع نر همواره مشخص است هرچند در نرها مریض این رنگ مات می‌شود و در نرهای مسن قهوه‌ای شده و ترکهایی در آن دیده می‌شود.اما رنگ این پوست در ماده‌ها متغیر است در موقع تخم گذاری و در جوانی صاف و روشن تر است و پس از این مدت تیره تر و چروک دار می‌گردد.

رفتار شناسی مرغ عشق

مرغ عشق پرنده¬ای هوشمند و اجتماعی است و از بازی کردن لذت می¬برد. مرغ عشق ماده علاقه زیادی به جویدن اجسامی مانند چوب دارد که این تمایل در نرها کمتر است. مرغ عشق علاقه زیادی به همبازی شدن با آدمی دارد و قادر به تقلید محدود صدا و سوت زدن است. مرغ عشق خیلی زود اهلی شده و به خانه خو می‌گیرد. می‌توان به آن یاد داد که روی انگشت بنشیند. حضورسگ و گربه موجب ناراحتی پرنده می‌شود حتی اگر به آن دسترسی نداشته باشند. پرنده جدید را باید به تدریج وارد کرد لذا اگر تصمیم گرفتید تا برای مرغ عشق خود جفت تهیه کنید، بهتر است که پرنده جدید را ابتدا در قفس¬های مجزا ولی کنار هم نگه دارید تا به هم عادت کنند.

تولید مثل

شروع تخم گذاری مرغ عشق در آغاز فصل بارندگی می‌باشد.این پرنده خود می‌تواند ماهها با آب کم زندگی کند اما علت اینکه تمایل شدیدی برای تخم گذاری در فصل بارندگی دارد این است که برای پرورش جوجه‌های خود نیاز به آب دارد.این پرنده لانه سازی نمی‌کند بلکه از سوراخهای موجود بر روی درختان اکالیپتوس استفاده می‌کند.و برای پر کرد کف لانه از پوسته خود درخت استفاده می‌کنند.حتی در صورتی که درختان زیادی در ناحیه موجود باشد تمام جفتهای یک گروه(گروهها معمولاً ۱۰ تا ۵۰ تایی هستند) روی یک درخت تخم گذاری می‌کنند.

یک مرغ عشق ماده در طبیعت

پرنده ماده ۴ تا ۶ تخم می‌گذارد و به مدت ۱۸ تا ۲۱ روز بروی آنها می‌خوابد و در این مدت مرغ نر در حوالی لانه می‌ماند و نقش نگهبان را بر عهده دارد و از دهانه لانه ماده را تغذیه می‌کند.مرغ نر تا بزرگ شدن جوجه‌ها حق ندارد به لانه وارد شود و ماده این اجازه را به وی نمی‌دهد.

جوجه در ۵ روزگی

قدرت هضم غذا در مرغ عشق بسیار سریع بوده و معمولاً هر ۱۵ تا ۲۰ دقیقه فضله میگذارند.مرغ عشق ماده به علت به خطر نیفتادن سلامتی جوجه‌ها در لانه فضله نمی‌کند و برای این کار از لانه خارج می‌شود البته تعداد ترک لانه باید کم باشد تا خطری متوجه جوجه‌ها نشود.چون نمی‌شود هر ۱۵ تا ۲۰ دقیقه ماده برای فضله گذاری از لانه خارج شود، قبل از اولین تخم گذاری مرغ عشق ماده فواصل بین تعداد دفعات فضله گذاری خود را افزایش می‌دهد و در هر ۲ تا ۳ ساعت مبادرت به انجام این کار می‌کند اما به میزان بیشتری فضله می‌گذارد به این ترتیب به فضله گذاری در مدت طولانی عادت می‌کند.در هنگام تخم گذاری در برخی موارد ماده پرهایش می‌ریزد و احتمالاً این کار برای ایجاد محیطی گرم برای تخمها و جوجه‌ها می‌باشد.

جوجه در ۱۱ روزگی

بعد از تولد جوجه‌ها ماده آنها را به وسیله خوراک نرم معده‌اش تغذیه می‌کند و بعد از چند روز بچه‌های بزرگتر از غذای نیمه هضم شده لوله مری و کوچکترها هنوز از طریق معده تغذیه می‌شوند.به منظور جدا سازی تغذیه کودکان ابتدا بچه‌های بزرگر از طریق لوله مری تغذیه می‌شوند و سپس جوجه‌های کوچکتر از طریق معده تغذیه می‌گردند.بعد از به دنیا آمدن جوجه ا ماده کمتر از قبل مبادرت به خروج از لانه می‌کند و تنها مواقع ضروری برای دفع فضله، تغذیه یا تمیز کردن خود خارج می‌شود.

جوجه مرغ عشق

ماده همیشه از طریق نر تغذیه می‌شود که این تغذیه شامل دانه‌های هضم شده آماده نیز می‌شود چون اگر قرار باشد ماده غذا را هضم کند وقت بیشتری می‌برد و شرایط محیط برای تامین غذا نیز نا معلوم است پس باید در وقت صرفه جویی کرد و نوزادان را هر چه زودتر پرورش داد.
دو تا سه هفته مرغ عشق ماده از نوزادان در زیر بال و پر خود مراقبت می‌کند تا اینکه پرهای آنها در می‌آید.بعد از حدود چهار هفته مرغ عشقهای جوان می‌توانند از لانه بیرون بیایند و پرواز کنند.آنه قادر به داشتن زندگی مستقل هستند اما پدر تا یک یا دو هفته از آنها مراقبت کرده و گه گاه تغذیه‌شان می‌نماید.در حین این مدت مرغ عشق ماده نیز اگر شرایط برای تخم گذاری سری دوم مناسب باشد مقدمات را آماده می‌کند.در سه ماه اول مرغ عشق هنوز پرهای اولیه را دار هست و تفاوت چندانی از نظر ظاهر با مرغ عشقهای بالغ ندارد.تنها رنگشان مات تر از مرغ عشقهای بالغ است.رنگ پوست بینی روشن است و به سختی می‌توان آنها را تعین جنسیت کرد.مهمترین نشانهٔ مرغ عشقهای جوان رنگ چشمان آنهاست که فقط سیاهی آن معلوم است.بعد از ۳ ماه پرهای مرغ عشق می‌ریزد و از این موقع به بعد مرغ عشق کاملاً مانند بقیه مرغ عشق‌های بالغ می‌شود و آماده تولید مثل می‌شود.

تغذیه

مرغ عشق‌ها به خوردن میوه علاقه دارند.
ارزن غذای اصلی مرغ عشق است

ارزن مهمترین خوراک مرغ عشق‌ها محسوب می‌شود و تنها در فصول معینی از سال در زیستگاه این پرنده‌ها در استرالیا می‌روید و این پرندگان باقی سال را از تخم خشک سایر گیاهان تغذیه می‌کنند.اما در اسارت باید علاوه بر ارزن رژیم غذایی به صورت ذیل را برای ایشان مهیا کرد:

  • سبزی‌های تازه مثل تره که مملو از ویتامین آ می‌باشد ٬ کاهو ٬ اسفناج ٬ هویج ٬چغندر و برگ‌های این گیاه‌ها را به آنها داد.
  • میوه‌های تازه را حتماً باید شسته و به آنها داد؛ میوه‌هایی از قبیل:سیب قطعه شده ٬گلابی قطعه شده٬هویج که می‌شود آن را به صورت رنده شده نیز به حیوان داد، به توت فرنگی نیز علاقه زیادی دارند و همچنین انگور دو نیم شده را نیز بسیار دوست می‌دارند.
  • مواد خوراکی مانند نان خیس شده.
  • دانه‌های پخته شده مثل عدس ٬ باقالا و لوبیا.
  • بادام خیس شده و خام.

مرغ عشقهایی که به نوعی رژیم غذایی خاص عادت بکنند به راحتی آن رژیم را ترک نمی‌کنند پس باید از خردسالی آنها را به رژیم غذایی خوبی عادت داد. برای اطمینان از جذب مواد معدنی مورد نیاز در پرنده بهتر است از مکمل های تغذیه ای یا ویتامین های اضافی ( مانند مولتی ویتامین مخصوص پرندگان یا مولتی میولزین ) استفاده کرد. نکته : ممکن است این پرنده از گچ و آهک برای تغذیه نیز استفاده کند ؛ شایان ذکر است که پرنده به راحتی می تواند این مواد را دفع کند و هیچ گونه عوارض جانبی برایش به بار نخواهد داشت.

نگهداری

بهتر است مرغ عشق‌ها بصورت جفت نگه‌داری شوند.مرغ عشق به محیط اطراف خود خو می‌گیرد و نباید جای قفس پرنده را تغییر داد.قفس پرنده باید جایی باشد روشن و تا حد ممکن ساکت.و در محل‌های پر رفت‌وآمد و پشت پنجره که نور آفتاب دائم به آنها بتابد محل مناسبی نیست، زیرا اگر مرغ عشق زیاد زیر نور آفتاب بماند سکته می‌کند.قفس پرنده باید در بالا باشد تا پرنده به همه چیز مسلط باشد و احساس ترس نکند.اگر مثلاً قسمتی از قفس رو به دیوار باشد به طوری که مرغ عشق از پشت خود خیالش راحت باشد بسیار برای او مناسب خواهد بود.
کف قفس را با شن مخصوص پرندگان و یا روزنامه غیر رنگی ( رنگ استفاده شده در چاپ روزنامه برای پرنده مضر است) بپوشانید و حداقل یکبار در هفته آنرا تعویض کنید.
در قفس باید میله‌هایی به قطر ۲٫۵ تا ۳ سانتیمتر قرار داده شود تا مانع ابتلای پرنده به بلندی ناخن شود.همچنین باید در قفس از شاخه درختان نیز برای نشستن پرندگان استفاده شود.مرغ عشق برای اینکه منقارش بیش از اندازه بلند نشود باید همیشه با آن کار کند، وجود شاخه درختان در قفس باعث می‌شود مرغ عشق با نوکش آنها را بکند.این شاخه‌ها باید دائماً عوض شوند.
ظروف آب و غذای مرغ عشق‌ها نیز نباید زیاد تعویض کرد زیرا به آن ظرف عادت می‌کنند و از ظرف جدید ممکن است بترسند و این باعث گرسنگی آنها بشود. در صورت تمایل به نگهداری بیش از یک جفت مرغ عشق در یک قفس باید حتماً به این موضوع اشاره شود که هر جفت مرغ عشق برای داشتن بهترین بازده برای زندگی به فضایی معادل یک مکعب با اضلاع 50 سانتی متر نیازمند می باشند و در صورت داشتن فضایی کم تر از این حدود بی شک میان جفت ها درگیری بر سر قلمرو زیستی پیش خواهد آمد. البته اگرآن هاراباجوجه هایشان(جوجه ی 2 ماه به بالا)دریک قفس بیناندازید به جان یکدیگر افتاده وظرف 3 الی 4 روز یکدیگر را میکشند.

بیماری‌ها

مرغ عشق سفید

مرغ عشق همانند سایر پرندگان به بسیاری از بیماری های طیور مبتلا می شود ومهم ترین این بیماری ها عبارتند از: بیماری نیوکاسل، بیماری پر ریزی فرانسوی، بیماری جوجه مرغ عشق، بیماری آبله، بیماری پستیاکوز، بیماری سالمونلوزبیماری مگا باکتریوز، بیماری تریکومونیازیس، بیماری کوکسیدیوز، بیماری جرب، بیماری اسپرژیلوز. هر کدام از بیماری های فوق‌الذکر علایم ونشانه های خاصی دارد وبرای درمان آن ها باید به دامپزشک مراجعه کرد. علائمی مانند عطسه های متوالی و مشاهده آبکی تر شدن فضله در این پرنده طی چند روز متوالی، نشانه خطر شناخته شده و باید سریعاً نسبت به بر طرف کردن آن اقدام کرد ؛ بدین صورت که از جریان هوای مستقیم جلوگیری به عمل آمده، پرنده را در دمای بالاتر نسبت به محیط بیرون نگهداری کرده و با استفاده از نور مادون قرمز(با فاصله30 سانتی از پرنده)گرما دهی کنید تا جریان خون در پرنده بالا رفته و با افزایش دما، این علائم خطرناک بهبودی یابند.


وقتی دوست داری مرغ عشق تو بیمار نشه باید بهش داروی ویتامینات از دامپزشکی بخری و تو آبش بریزی

از ویکی پدیا

مرغ حق

مُرغ حَقّ سرده‌ای از پرندگان خانواده جغدان است. این سرده ۴۵ گونه زنده دارد. نام‌های دیگر این پرنده، شب‌آهنگ. مرغ شباهنگ. شب‌آویز، دشت‌ماله، بیل‌باقلی، چوک، هوگویک. چوکک، مرغ حقگو و مرغ حقگوی است.[۸]

مرغِ حق یکی از کوچک‌ترین انواع جغد است، اندازه اش ۱۹ سانتی‌متر است و بر روی شاخه‌های درختان زندگی می‌کند. این پرنده بیشتر در درخت‌های نزدیک به مناطق مسکونی، باغ‌ها و باغچه‌ها و هم‌چنین در ساختمان‌های قدیمی دیده می‌شود و پرنده منزوی و گوشه‌گیری است.[۹] همان‌گونه که در جغدها معمول است، مادهٔ مرغ حق نیز جثه بزرگ‌تری از نر آن دارد. همهٔ گونه‌های مرغ حق کوچک‌جثه و چابک هستند.

مرغ حق در شب برای شکار و تغذیه از لانه‌اش خارج می‌شود. جثه‌اش کمی از کبوتر بزرگتر است و دارای سر گردی است و پرهای خاکستری سیر متمایل به صورتی دارد و زیر شکمش زردرنگ است. این پرنده برخلاف شهرتی که دارد پرنده بسیار مفیدی است زیرا از جک و جونوران کوچک و موذی و برخی حشرات زیان‌آور تغذیه می‌کند.[۱۰]

مرغ حق معمولاً تمام شب را بی‌حرکت و ساکت روی شاخه‌ها می‌نشیند و هر از گاهی با صدایی لرزان، سکوت شب را می‌شکند. صدای این پرنده طوری است که بعضی از مردم فکر می‌کنند «حق، حق» می‌گوید.[۱۱]

مرغ حق قدرت شنوایی بسیار نیرومندی دارد و صدای طعمه را در هر مکانی که نشسته تشخیص می‌دهد. فصل تولید مثل آنان از اواخر زمستان آغاز می‌شود. در طی دوره‌ای که ماده روی تخم‌ها خوابیده‌است، نر غذای او را تامین می‌کند. هر پرندهٔ ماده، حدود ۳ تا۶ تخم می‌گذارد.

از ویکی پدیا

مرغ جولا

مرغ جولا (به انگلیسیWeaverbird)‏ پرنده‌ای است از خانواده جولایان (Ploceidae) که خانواده‌ای از پرندگان گنجشک‌سان نزدیک به فنچ‌ها هستند.

مرغ‌های جولا پرندگانی دانه‌خوار با منقارهای گرد مخروطی هستند که بیشتر در آفریقای سیاه زاد و ولد می‌کنند و چند گونه از آن‌ها نیز در مناطق گرمسیر آسیا و در استرالیا زندگی می‌کنند.

از ویکی پدیا


مرغ مینا

مرغ مینا پرنده‌ای کوچک است که قابلیت بسیار خوبی برای تقلید صدا دارد و این توانایی شگفت انگیز باعث شده‌است که آدمی از سالیان بسیار دور به پرورش و نگهداری از این پرنده علاقمند شود. تاریخ اهلی شدن آن چندان مشخص نیست اما به نظر می‌رسد که لا اقل سه هزار سال قبل این پرنده برای اولین بار در هندوستان اهلی شده باشد.

مینا پرنده‌ای از خانواده سار «استوماتیده» است که به دو صورت وحشی واهلی یافت می‌شود و دارای نژادهای مختلفی است که معروف‌ترین این نژادها مینای گوشواره‌ای و مینای معمولی است، نام این پرنده در زبان فارسی «مینا»، «مرغ مینا» و «مینای سخنگو» و «مرغ مقلد» است، در زبان عربی «المینه» ودر زبان انگلیسی Myna، Mynah، Mina، Mynas، Minah و در زبان فرانسوی و اسپانیایی به آن Martin و در زبان آلمانی به آن Beo و در زبان ترکی Mina است. نام «مینا» در حقیقت یک نام هندی است که ریشه‌ای سانسکریتی دارد و از زبان هندی به سایر زبان‌ها راه یافته‌است. گونه وحشی این پرنده در جنگل‌ها و دشت‌ها پراکنده‌است و گونه اهلی آن را می‌توان در بسیاری از خانه‌ها مشاهده کرد. مرغ مینا پرنده‌ای کاملاً اجتماعی و پر سر وصدا است که تا حدودی مانند سارها حالت تهاجمی دارد. اگر به هر دلیلی مورد آزار و اذیت قرار گیرد یا احساس خطر کند و به درختی نزدیک در حوالی لانه اش رفته، صداهای بسیار بلند و ناهنجاری را به معنای اعتراض از خود در می‌آورد. آن‌ها خود را سریعاً با محیط وشرایط اطراف شان تطبیق می‌دهند. بیشتر اجتماع آن‌ها در زمین‌های بایر واطراف باغ‌ها می‌باشد.

زیستگاه

زیستگاه مینای معمولی به طور طبیعی در مناطقی از شرق افغانستان تا جنوب غربی چین واقع شده‌است. آن‌ها اغلب سرزمین‌های باز وکم درخت را برای زندگی ترجیح می‌دهند. اما در بعضی از موارد در میان تمدن شلوغ شهری هم مانند پارک‌ها، گلخانه‌ها و مزارعی که به دست انسان‌ها ساخته شده‌است دیده می‌شوند. این پرنده انسان را از وجود مار مطلع می‌سازد و با مشاهده این حیوان با سروصدای زیاد محل وجود مار را به انسان نشان می‌دهد.

مینا قادراست که واژه‌ها را تقلید کند و کلمات زیادی را حفظ کند، به همین علت در هندوستان و بسیاری از کشورهای دیگر آسیایی به عنوان پرنده‌ای اهلی و خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پرنده در هندوستان رمز عشق به شمار می‌روند زیرا که در طول زندگی بسیار ازدواج می‌کنند و برخی از دلباختگان هندی برای به دست آوردن دل محبوبه خود مرغ مینایی را تهیه کرده و پس ازآموزش دادن چند کلمه محبت آمیز آن را به محبوبه خود پیشکش می‌کنند.

مرغ مینا
مرغ مینا

رده بندی علمی مینا

خانواده ساران «Sturnidae» خانواده‌ای است که سه جنس مرغ مینا را در بر می‌گیرد و این جنس‌ها عبارتند از: جنس مینای گوشواره‌ای یا گراکولا Gracula (دوازده گونه)، جنس مینای معمولی یااکری دوتریس Acridotheres (هشت گونه) و بالاخره جنس مینای بالی یا لیکوپسار Leucopsar (یک گونه).

رنگ واندازه وشکل ظاهری مینا

مینای معمولی سر و گردنی سیاه رنگ و پشت و سینه آن قهوه‌ای رنگ و در هنگام پرواز لبه‌های دم و زیر بال‌ها به رنگ سفید دیده می‌شوند. منقار و پاها و پوست پشت چشم‌ها به رنگ زرد است. رنگ پر مینای ماده همانند مینای نر است اما جثه کوچک تری دارد و رنگ پر و بال آن کم رنگ تر است. این پرنده برخلاف بسیاری از پرندگان به جای جهیدن بر روی زمین راه می‌روند. لکه‌های زرد موجود در پس سر مینای گوشواره‌ای در مینای معمولی دیده نمی‌شود و یا به صورت‌های دیگر و رنگ‌های دیگر ظاهر می‌شوند برای مثال در «مینای بانک» این لکه به رنگ پرتقالی است. لبه‌های دم پرنده در گونه مینای معمولی به رنگ سفید است و در مینای دمگاه سفید، رنگ پرهای اطراف دم پرنده نیز به رنگ سفید است.

مینای گوشواره‌ای: به طور کلی رنگ پر و بال تمام انواع مینای گوشواره‌ای سیاه متالیک است که در صورت تابش نور به رنگ‌های ارغوانی رنگین کمان، فیروزه‌ای و یا سبز تیره در می‌آیند. تمامی انواع مینای گوشواره‌ای، لکه‌های زردی در پشت و زیر چشم دارند که اندازه آن ازگونه‌ای به گونه دیگر متفاوت است و رنگ آن از زرد تیره تا زرد روشن متفاوت است، به این لکه‌ها «گوشواره» می‌گویند. تعداد این لکه‌ها معمولاً در پس سر دو عدد و در زیر چشم یک عدد می‌باشد و در برخی از گونه‌ها ممکن است که این لکه‌ها به یکدیگر متصل شده و لکه زرد بزرگی در پس سر پرنده تشکیل دهند.

نژادهای مینا

در جهان بالغ بر بیست ویک گونه مینا وجود دارد که این گونه‌ها در سه جنس رده بندی شده‌اند و این سه جنس عبارتند از: جنس مینای گوشواره‌ای (شامل دوازده گونه)، جنس مینای معمولی (شامل هشت گونه) و جنس مینای بالی (شامل یک گونه). رنگ تمامی گونه‌ها به استثنای مینای بالی سیاه و تیره‌است و تنها مینای بالی به رنگ سفید است. در این جا به ترتیب گونه‌های مختلف مینا را شرح می‌دهیم:

  1. مینای گوشواره‌ای Hill Mynah
  2. مینای معمولی Common Mynah
  3. مینای بالی Bali Mynah

تغذیه مینا

مینا پرنده‌ای همه چیز خوار است و در طبیعت بیشتر بر انواع میوه‌ها، دانه‌ها، حشرات و جانوران کوچک نظیر ملخ و پروانه تغذیه می‌کند و معمولاً با پرسه زدن روی زمین به دنبال غذا می‌گردد. برگ‌ها را زیر و رو می‌کند و سعی می‌کند کرم‌ها و حلزون‌هایمخفی شده در زیر برگ‌ها را صید کند. البته علاوه بر میوه جات و دانه جات بر کرم خاکی، گل، شهد گل و فضله ماکیان نیز تغذیه می‌کند. از موش و قورباغه و مارمولک نمی‌ترسد و آن‌ها را شکار می‌کند و حتی در صورت لزوم به تخم سایر پرندگان نیز رحم نمی کند. گاهی اوقات نیز بر روی پشت گاوها می‌نشیند و سعی می‌کند که حشرات موجود بر روی آن و یا حشرات موجود در اطراف تغذیه نماید. مینا بر روی زمین‌های شخم زده نیز به دنبال حشراتی می‌گردد که براثر شخم زدن از زیر خاک بیرون آمده‌اند، به هرحال پرنده‌ای مفید به شمار می‌رود که می‌توان به راحتی از آن برعلیه آفات کشاورزی استفاده کرد.

تولید مثل مینا

در شهر، مینای بالغ لانه خود را زیر لبه پشت بام می‌سازد و اما در بیرون شهرها معمولاً لانه خود را در سوراخ درخت‌ها می‌سازد و یا این که از لانه‌های قدیمی پرندگان دیگر استفاده می‌کند. لانه مینا از علف و شاخه‌های نازک همراه با تکه‌های کاغذ و غیره ساخته می‌شود. هردو والدین جوجه‌ها را بزرگ می‌کنند و لانه را نیز به کمک هم می‌سازند. قبل از تخمگذاری پرنده نر چنانچه کاکل داشته باشد کاکل خود را بر می‌افرازد و در معرض دید پرنده ماده می‌گذارد و منقار خود را بالا و پایین می‌برد و از خود صدای مخصوصی در می‌آورد و اقدام به تمیز کردن پر وبال پرنده ماده می‌کند و بدین گونه سعی می‌کند توجه پرنده ماده را به طرف خود جلب کند. البته گاهی نیز دیده شده که دو پرنده نر در کنار هم این رفتارها را از خود نشان داده‌اند. پرنده ماده نیز در قبال رفتارهای جنسی پرنده نر تحریک شده و به آرامی روی نشیمنگاه نشسته و با پایین آوردن بدن خود، پرنده نر را به جفتگیری دعوت می‌کند. جفتگیری چند ثانیه بیشتر به طول نمی‌کشد و ممکن است که پرنده نر چندین بار در یک روز جفتگیری کند اما در واقع برای بارور کردن یک خوشه تخم، فقط یک بار جفتگیری کافی است. پس از جفتگیری پرنده ماده خود را برای تخمگذاری آماده می‌کند.

از ویکی پدیا

طوطی

طوطی پرنده‌ای اغلب سبزرنگ و از راسته طوطی‌سانان (Psittaciformes) است که توانایی تقلید آوای آدمی در آن قابل تحسین است. طوطی‌ها عموما در نواحی گرم و مرطوب آفریقا و هند زیست می‌کنند. ۳۷۲ گونه از پرندگان را که در ۸۶ جنس طبقه‌بندی می‌شوند، از راستهٔ طوطــی‌ها به‌شمار می‌آورند. این پرندگان بیشتر در نواحی گرمسیر استوایی زندگی می‌کنند و به‌طور کلی در دو خانواده Cacutuidae و psittacidae قرار می‌گیرند.

واژه‌ی طوطی معرب توتی است و معنای آن پرنده‌ای است سبز رنگ که به عرف آن را طوطا نامند و شکرشکن، شکرفشان، شکرمقال، شکرین‌مقال، شیرین‌زبان، شیرین‌سخن، خوش نوا و خوش حرف که همه اینها از صفات اوست. ناگفته نماند که در ادبیات فارسی و خصوصا در بین اشعار شعرایی چون مولوی و عطار از طوطی و صفاتش که غالبا به آمیخته با صفاتی انسانی است، به نیکی یاد شده است.

بیشتر جمعیت طوطی‌ها در مناطق گرم و حاره‌ای و همچنین در مناطق معتدل نیمکرهٔ جنوبی پراکنده شده‌ است. بیشترین تنوع گونه‌ای این راسته در امریکای جنوبی و استرالاسیا(منطقه‌ای که شامل استرالیا و نیوزلند و جزیره‌های جنوب غربی اقیانوس آرام می‌شود)است. از ویژگی‌های مورفولوژیکی طوطی‌ها که مختص این راسته می‌باشد می‌توان به نـــوک کـج و قوی، قامت راست، پاهای قوی و پاهای پنجه‌دار که حالت زیگو داکتیل دارد اشاره کرد. رنگ اکثر طوطی‌ها سبز می‌باشد که این رنگ با رنگهای روشن دیگر ترکیب شده است. گاهی نیز طوطی‌ها دارای چندیدن رنگ مختلف هستند.

طوطی‌های کاکــل دار(کوکاتوها)دارای تنوع رنگی از رنگ یـــکدست سفید تا یکدست سیاه هستند. ویژگی دیگر این خانواده وجود یک کاکل متحرک از جنس پر بر روی سرشان است. همینطور، حالت کمی از دیمرفیسم جنسی در این‌ گونه دیده می‌شود. طوطی کوچک وزنی به اندازه ۱۰ گرم و طولی به اندازه‌ی ۸ سانتیمتر دارد در حالی که طوطی یاقوت به عنوان بزرگترین این راسته دارای طول ۱ متر طول و وزنی حدودا ۴ کیلوگرم است.

تغذیه در طوطی‌ها بیشتر از مواد گیاهی مانند دانه، تخم گیاهان، غنچه‌ها و .... می‌باشد. قابل ذکر است که عدهٔ کوچکی از این راسته حشرات و حیوانات کوچک چون موش های صحرایی را می‌خورند.

بیشتر طوطی‌ها در حفره‌های درختان و صخره‌ها لانه سازی می‌کنند، تخم‌های سفید رنگ می‌گذارند و جوجه‌های آشیان نشین دارند. طوطی‌ها چون عده‌ای از کلاغ‌ها (کلاغ سیاه و کلاغ کبود)، از با هوش‌ترین پرندگان در سطح جهان محسوب می‌شوند. قدرت تقلید صدای انسان ‌در طوطی باعث شکار گونه‌های وحشی آن برای فروش به‌عنوان حیوان خانگی شده است.

شکار طـوطـی‌هـای وحشی بـه‌مـنظور فـروش آنها و یا برای تــفریـح نه‌تنها باعث تخریب زیستگاهشان بلکه کاهش شمار آنها شده است. البته اداره‌ی حفاظت محیط زیست اخیراً اقداماتی را جهت مراقبت از زیستگاه این پرندگان زیبای در حال انقراض، انجام داده‌ است که باعث حفظ سایر گونه‌های این پرنده شده‌ است .

منشأ و تکامل

فسیل‌های بدست آمده از راسته طوطی‌ها بسیار کم است که این امر باعث گمانه‌زنی در مورد نحوه تکامل این پرنده شده است. یک فسیل هفتاد میلیون ساله‌ی ۱۵ میلی‌متری که از منقار پایینی یک طوطی در سازند لانس کریک واقع در دهکدهٔ نیوبرا در ویوسیگپیدا شده‌ است جزو فسیل اولین طوطی هایی به‌شمار می‌آمد که در دورهٔ کرتاسه زندگی می‌کرده‌اند. در حالی که تحقیقات بعدی نشان داد که این تکه فسیل پیدا شده احتمالاً متعلق به دایناسورهای کائگناتید(گروهی از دایناسورها که پرنده مانند نبوده ولی دارایمنقاری شبیه به پرندگان بوده‌اند) بوده‌ است.

چیزی که امروز به عنوان یک فرضیه‌ی پذیرفته شده وجود دارد این است که راستهٔ طوطی‌ها و اجدادیشان در معرض سومین انقراض بزرگی بوده اند که حدود ۶۵ میلیون سال پیش در کرتاسه رخ داده است. اگر چنین فرضی درست باشد، طوطی‌ها نباید از یک جد دایناسورشان که شباهتی مورفولوژیکی با طوطی‌ها داشته‌ است تکامل یافته‌، بلکه فقط تبدیل به پرندگانی درخت نشین شده ‌باشند.

اروپا اولین مکانی است که اولین فسیل طوطی‌های درخت نشین در آن دیده شده‌است. این اولین تکه استخوان پیدا شده استخوانی است از بال موپسیتا تانتا که در دانمارک کشف شده است و سنی حدود ۵۴ میلیون سال دارد. آب و هوای اروپا در آن زمان حاره‌ای بوده است (مطابق با دوران گرم پالوئین و ائوسین). جدیدترین فسیلی که در اروپا پیدا شده‌ است سنی حدود ۵۰ میلیون سال دارد. چند فسیل تقریباً کامل طوطی مانند نیز در انگلستان و آلمان پیدا شده‌ است. تعدادی فسیل نیز هستند که هنوز دقیقا تشخیص داده نشده‌اند.

چیزی که در مجموع در باره‌ی این فسیل‌ها می‌دانیم این است که این فسیل‌ها، فسیل خویشاوندان طوطی‌های امروزی نیستند بلکه اجدادی از آنهایند که در نیمکرهٔ شمالی تکامل پیدا کرده‌ و بعدها منقرض شده‌اند. البته اینها دقیقاً حلقه‌های گمشده ما بین طوطی‌های امروزی واجدادی نیستند ولی می‌توان گفت که طوطی‌هایی هستند که همگام با طوطی‌ها و کوکاتوها از خویشاوندان و اجدادیشان تکامل پیدا کرده‌اند.

جدیدترین فسیلی که از طوطی‌های امروزی پیدا شده‌ است، سنی در حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون سال دارد که مشابه آن در اروپا نیز پیدا شده‌است. متعاقب آن نیز فسیلی است حاوی استخوان‌هایی مربوط به طوطی‌های امروزی.

منبع:ویکی پدیا

کاسکو

کاسکو یا طوطی خاکستری آفریقایی (Psittacus erithacus) پرنده‌ای محبوب در کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای دیگر جهان است. علت محبوبیت این پرنده هوش سرشار و قدرت سخنگویی و تقلید صدای آن است و می توان گفت این پرنده بهترین پرنده تقلیدکننده صدا در جهان است که به راحتی می‌تواند بیش از صدها واژه را به خاطر بسپارد و تکرار کند و با این کار باعث شادی و خوشحالی صاحبان خود گردد. این پرنده در محیط زیست طبیعی خود خجالتی و ترسو است. طوطی خاکستری آفریقایی یا به تعبیری دیگر کاسکو از سالیان دور به عنوان پرنده اهلی در قصرهای پادشاهان و خانه‌های طبقات مختلف مردم جامعه نگهداری می‌شده‌است و رومیان اولین ملتی در جهان هستند که درباره این پرنده مطالبی نوشته‌اند.

کاسکو در اصل پرنده‌ای وحشی است که در قاره آفریقا زندگی می‌کند و از قرن‌ها پیش مورد توجه آدمی قرار گرفته و تلاش‌های زیادی برای اهلی کردن و آموزش دادنش شده‌است. امروزه کاسکوها توسط پرورش دهندگان دست آموز شده و به پرنده‌ای خانگی و سرگرم کننده و جالب تبدیل شده‌اند. با این حال به دلیل آنکه عملکردی غیرقابل پیش بینی دارند نباید به آنان زیاد اطمینان کرد. کاسکوهایی که از حیات وحش به جمع انسان‌ها آورده می‌شوند نیازمند صبر و کوشش بسیار برای آموزش و تطبیق با محیط تازه هستند. کاسکوها بسیار قوی هستند؛ درصورت عصبانیت می‌توانند گاز بگیرند یا پنجه بکشند.

این پرنده یکی از اعضای تبار پستاسی Psitacidac است که همانند سایر طوطیان بدنی استوار ولی نرم دارد، به طوری که می‌تواند با منقار خود به راحتی به تمام اجزای بدن خود دسترسی داشته باشد و تا ۱۸۰ درجه سر خود را برگرداند. اندازه بدن طوطی خاکستری آفریقایی بسیار متفاوت است و در گونه‌های کوچک ۱۲ سانتی متر ودر گونه‌های بزرگ تا ۱۰۰ سانتی متر می‌رسد و وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم است. رنگ پروبالش خاکستری است و در نژاد کنگو رنگ دُم سرخ است، دُمگاه به رنگ خاکستری روشن و لبه‌های بال سیاه رنگ و پاها خاکستری تیره هستند. رنگ منقار پرنده سیاه و رنگ چشم پرنده بالغ زرد روشن و هردو جنس نر و ماده از نظر ظاهری شبیه به هم هستند. این پرنده در طول زندگی زادوولد می‌کند و معمولاً در حدود ۵۰ تا ۶۰ سال عمر می‌کند.

طوطی خاکستری آفریقایی پرنده‌ای تیزپرواز است و پروازی منظم دارد، اما قدرت جهت‌شناسی مناسبی ندارد و نمی‌تواند همانند کبوترها محل زندگی خود را جهت یابی کند و به لانه بازگردد، از این رو پرورش دهندگان این پرنده باید توجه کافی داشته باشند که چنانچه پرنده از محل زندگی خود دور شد، نمی‌تواند به راحتی لانه و کاشانه خود را یافته و بدان بازگردد.

زیرگونه‌ها

سه زیرگونه از طوطی خاکستری آفریقایی وجود دارد که عبارت اند از:

  • ۱. کاسکوی کنگو Psittacus erithacus

گاهی به آن طوطی خاکستری کامرون نیز می‌گویند. برخی معتقدند که طوطی کامرون با طوطی کنگو تفاوت دارد اما در حقیقت تفاوت چندانی بین این دو وجود ندارد وبرخی از واردکنندگان و فروشندگان این پرندگان سعی می‌کنند با توجه به اندازه وتنوع رنگ پر وبال نام‌های مختلفی برآن‌ها بگذارند. آنان معمولاً طوطی‌های مناطق مختلف را جمع آوری نموده ودر یک محموله جای می‌دهند وپس از رسیدن محموله به کشور مقصد، با توجه به رنگ پر وبال آن‌ها اقدام به جدا کردن آن‌ها به عنوان گونه کنگو ویا کامرون می‌نمایند. پر وبال پرنده به رنگ خاکستری ودم آن کاملاً سرخ است ورنگ دم در جوجه‌های کمتر از یک سال نیز سرخ با لبه‌های سیاه است که تیره گی لبه‌های پردم بعد از اولین پر ریزی ناپدید می‌شود. منقار پرنده کاملاً سیاه است. طول بدن ۳۰ تا ۴۵ سانتی متر وفاصله بین دو بال ۴۵ تا ۵۲ سانتی متر است. وزن بدن آن ۴۵۰ تا ۶۰۰ گرم است که گاهی اوقات به ۷۰۰ گرم نیز می‌رسد ودر حدود ۵۰ تا ۶۰ سال عمر می‌کند. پرنده‌ای بسیار با هوش است وبرخی از دانشمندان هوش آن را به هوش بچه چهار ساله تشبیه کرده‌اند. قدرت زیادی برای تقلید صدای آدمی ندارد ولی قدرت خوبی برای برقراری ارتباط با آدمی از طریق صحبت کردن دارد. در مقایسه با سایر انواع طوطی نسبتاً آرام است و کمتر جیغ می‌زند.[۱]

  • ۲. کاسکوی تیمنه P.e.Timneh

طوطی خاکستری تیمنه، که نام علمی آن Psittacus erithacus timneh است و در محافل علمی به نام طوطی تیمنه معروف است ونام دیگری ندارد.این پرنده در سال ۱۸۴۴ توسط دانشمندی به نام فریزر Fraser شناسایی شد. پر وبال آن خاکستری است ودم آن نیز برخلاف طوطی کنگو، خاکستری سرخ فام است. منقار به رنگ تیره روشن ودر قسمت پایینی کمی به سفیدی می‌زند.طول آن از طوطی خاکستری کنگو کوتاه تر است ووزن آن ۲۵۰ تا ۴۵۰ گرم ودر حدود ۵۰ تا ۶۰ سال عمر می‌کند. این پرنده درجنوب گینه، سیرالئون،لیبریا واغلب مناطق غربی ساحل عاج دیده می‌شود.قدرت تقلید صدای آن تفاوتی با طوطی خاکستری کنگو ندارد ولی قیمت آن ارزان تر است وشاید یکی از علل آن داشتن دم تیره رنگ است که جذابیت دم سرخ رنگ طوطی خاکستری کنگو را ندارد.آرام تر از سایر انواع طوطیان است و از سن پایین قادر به تقلید صدا می‌باشد.[۲]

  • ۳. کاسکوی پرنسپس P.e.Princeps

با دقت در خصوصیات این سه گونه به راحتی می‌توان دید که طوطی تیمنه از دو گونه دیگر کوچک تر است از این رو اندازه‌های مذکور در ذیل کاملاً بر آن منطبق نمی‌باشد. منظور از ذکر این اندازه‌ها در این جا آشنایی خوانندگان با اندازه تقریبی این پرنده‌است وقابل ذکر است که اندازه این پرندگان که در غرب قاره آفریقا زندگی می‌کنند با آن‌هایی که در شرق قاره آفریقا زندگی می‌کنند متفاوت است وباید افزود که طوطی‌های خاکستری شرق آفریقا از لحاظ جثه بزرگ تر واز لحاظ وزن سنگین تر می‌باشند ودر هر سه گونه نام‌برده تفاوتی بین نر و ماده پرنده وجود ندارد. البته معمولاً پرنده‌های نر جثه‌ای بزرگ تر از پرنده‌های ماده دارند، اما از این خاصیت نمی‌توان به طور قاطع استفاده کرد و چه‌بسا دیده شود که پرنده ماده‌ای از پرنده نر بزرگ تر باشد، برخی از پرورش دهندگان معتقدند که چشم طوطی خاکستری نر بیضی تر از چشم پرنده ماده می‌باشد و صورت پرنده ماده روشن تر است، اما در حقیقت این مطالب برای تعیین جنسیت چنان مستند و مستدل نمی‌باشند

هوش و ذکاوت کاسکو

کاسکو

در حالی که تعیین میزان هوش در حیوانات و قضاوت درباره این که کدامیک از ذکاوت بیشتری برخوردار است عملاً کار دشواری است، اما بسیاری از دانشمندان معتقدند که راسته Psittaciformeها در بین پرندگان از این لحاظ شاخص می‌باشند. در این بین کاسکو با داشتن قوه ادراک بالاتر از بقیه قرار می‌گیرد. اصولاً در بین پرندگان طوطی کاسکو، طوطی کاکاتو و کلاغ به نظر باهوش تر می‌رسند. برخی معتقدند که کاسکو یک تقلید کننده کلمات نیست بلکه او قادر است که مفهوم واقعی کلمات را نیز درک نماید. از جمله کسانی که به این امر معتقدند و سخت از آن دفاع می‌کنند خانم دکتر آرین پیپربرگ است که در کتاب خود «مطالعاتی در باره آلکس» اظهار می‌دارد: «کاسکو قادر است مفهوم کلمات را به خوبی درک کند. این پرنده می‌تواند مفهوم صفر را درک نموده و عدم وجود یک چیز را کاملاً بفهمد». البته مطالب گفته شده بدین معنی نیست که مغز این پرنده شبیه به مغز انسان عمل می‌کند، بلکه منظور این است که این مغز می‌تواند برخی از مسایل منطقی را به یکدیگر مرتبط ساخته و در سطح بسیار پایین آن‌ها را تجزیه و تحلیل نماید.

تغذیه

این پرنده از میوه جات، سبزیجات، دانه جات، غلات، میوه‌های مغز دار، خشکبار (نظیر پسته، گردو، بادام و فندق) و بذرگیاهان تغذیه می‌کند. در صورتی که از غذای آماده استفاده می‌کنید اطمینان حاصل کنید که این غذا مخصوص طوطی‌های بزرگ باشد.

تولید مثل

پس از تشخیص طوطی‌های نر و ماده، باید برای سازگار شدن آن‌ها با یکدیگر، آن‌ها را برای مدتی در دو قفس جداگانه در کنار هم نگهداری کرد تا به تدریج به یکدیگر عادت کنند و پس از مدتی با تهیه قفس بزرگ تر، هردوی آنان را به یک قفس منتقل نمود تا در کنار هم زندگی کنند.سازگاری یکی از عوامل بسیار مهم در تولید مثل کاسکو است. البته اگر تعداد زیادی کاسکوی نر و ماده در اختیار داشته باشید، بهتر است که انتخاب جفت را به عهده خود کاسکو بگذارید.جفت‌های سازگار شده در کنار هم می‌مانند وبه همدیگر غذا داده وبه پر آرایی یکدیگر می‌پردازند.در شرایط طبیعی معمولاً طوطی‌ها جفت خود را برای تمام طول زندگی انتخاب می‌کنند.از این رو بهتر است که پس از سازگاری طوطی‌های نر و ماده، آن‌ها را از همدیگر جدا نکنید و اجازه بدهید که در کنار هم زندگی کنند.

از ویکی پدیا

خرس پاندا

پاندا نوعی خرس است که در نواحی مرکزی و جنوب غربی چین زندگی می‌کند. پاندا به سادگی توسط لکه‌های سیاه روی گوش و دور چشم و دور بدنش قابل شناسایی است. این حیوان هرچند در راسته زیستی گوشتخوارسانان قرار دارد اما ۹۹٪ رژیم غذایی آن را گیاه بامبو تشکیل می‌دهد. پانداهایی که در اسارت نگهداری می‌شوند غذاهایی مانند عسل، تخم پرندگان، ماهی، مرکبات، موز، برگ گیاهان و سیب زمینی را هم مصرف می‌کنند.

پاندا امروزه فقط در چند کوهستان مرکزی چین عمدتاً در ایالت سیچوآن و در حد کمتری در شاآن‌شی و گانسو زندگی می‌کنند. پانداها زمانی در نواحی کم‌ارتفاع‌تر هم زندگی می‌کردند اما با پیشرفت زمین‌های زراعی و همزمان از بین رفتن جنگل‌ها و برخی از عوامل دیگر پانداها به مناطق مرتفع پناه آوردند.

نسل این جانور به شدت در معرض تهدید است. بر اساس گزارش‌ها ۲۳۹ پاندا در چین در باغ وحش و ۲۷ پاندا نیز در باغ وحش‌های بیرون از چین می‌زیند. همچنین تخمین زده می‌شود حدوداً ۱٬۵۹۰ پاندا در طبیعت زندگی می‌کنند اما یک مطالعه بر اساس تحلیل‌های ژنتیکی تخمین زده که بین ۲٬۰۰۰ تا ۳٬۰۰۰ پاندا می‌تواند در طبیعت وجود داشته باشد و گزارش‌هایی نیز نشان می‌دهند که پانداهای موجود در طبیعت در حال ازدیاد می‌باشند. اما اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست اعتقاد دارد این گزارشها برای بیرون آوردن نام پاندا از جانوران در معرض خطر انقراض کافی نیست.

در حالی که همچنان اژدها اثر ملی و تاریخی چین است در این اواخر پاندای بزرگ نیز به یک علامت و مشخصه برای چین تبدیل شده است. تصویر خرس پاندا روی بسیاری از سکه‌های نقره و طلا و پلاتین مربوط به چین مدرن حک شده و حتی تمبر با عکس و اسم خرس پاندا منتشر شده است. حالت خوردن گیاه بامبو توسط خرس پاندا به یک نماد صلح‌جویی در مقابل شکارچیان تبدیل شده است. گفته شده خرس پاندا یک حیوان اهلی و آموزش‌پذیر است و حمله آن به انسان اغلب به خاطر آزار و اذیتی بوده که از انسان به آن رسیده تا به علت خوی وحشی خود جانور.

طبقه‌بندی جانورشناختی پاندا تا مدتها مورد بحث بود چرا که این حیوان مشخصات خرس‌ها و راکون‌ها را همزمان در خود دارد. اما تحقیقات مولکولی جدید اثبات کرده که پاندا قطعاً نوعی خرس است و نزدیکترین خویشاوند زنده آن خرس عینکی بومی آمریکای جنوبی است.

تمبر پاندا منتشر شده در هنگ کنگ

شکل ظاهری

پوست پاندا سیاه و سفید است. نوع بالغ این حیوان عرضش به یک متر و نیم و اندازه شانه‌اش ۷۵ سانتیمتر است. نرها ۱۰-۲۰٪ از نوع ماده درشت‌تر هستند. نرها می‌توانند به ۱۱۵ کیلوگرم هم برسند اما ماده‌ها کوچکترند. با این وجود می‌توانند به ۱۰۰ کیلوگرم نیز برسند.

از نظر رنگ‌بندی گوشها و دستها و دور چشم پاندا، سیاه و بقیه بدن سفید است. دانشمندان نمی‌دانند به درستی چرا بدن این خرس به این رنگ درآمده اما حدس می‌زنند که به علت ایجاد توانایی استتار در میان برف و سنگ این طور شده باشد. پاندا دندان‌های آسیاب بزرگ با فکی قوی دارد که برای خوردن گیاه بامبو مناسب است. بسیاری از مردم پاندا را حیوانی خپل و بانمک می‌پندارند اما این حیوان نیز می‌تواند به اندازه سایر هم‌نوعانش خطرناک باشد. پنجه پاندا پنج انگشت و یک شست دارد. انگشت شست حیوان برای راحتی در گرفتن و خوردن گیاه بامبو به مرور زمان تغییر شکل یافته است. پاندا دومین دم بلند در میان خانواده خرس‌ها را دارد. دم این حیوان ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر است. اولین دم بلند در میان خرسها متعلق به خرس تنبل است. پانداها ۲۰ تا ۳۰ سال عمر می‌کنند.

عادت‌ها

در حیات وحش پانداها جزو جانورانی هستند که بر روی زمین زندگی می‌کنند و وقتشان را به گشت و گذار و در تپه‌ها و تغذیه از گیاه بامبو می‌گذراند. پانداها چه نر چه ماده به تنهایی زندگی می‌کنند و حتی حیوانات ماده حضور یک ماده دیگر در محدوده خود را تحمل نمی‌کنند. پانداها با صداهایی که از خود تولید می‌کنند با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و همچنین با پنجه کشیدن بر درخت و همچنین با بوی ادرار خود محدوده خود را نشانه گذاری می‌کنند. این حیوان می‌تواند از درخت بالا برود و در درختان توخالی و یا شکاف سنگ‌ها پناه بگیرد اما برای خود لانه دائمی نمی‌سازد. پانداها مانند سایر خرس‌ها به خواب زمستانی نمی‌روند بلکه در زمستان‌ها به ارتفاعات گرمتر نقل مکان می‌کنند. نکته دیگر درباره پاندا این است که این حیوان بیشتر روی حافظه فضایی تکیه می‌کند تا حافظه دیداری.

پانداها تنها در طول دوران کوتاه جفت گیری در کنار همدیگر جمع می‌شوند اما بعد از جفت گیری، نر ماده را تنها می‌گذارد و ماده، توله‌اش را به تنهایی بزرگ می‌کند.

تغذیه

پاندا در حال خوردن بامبو

با اینکه پاندا در رده حیوانات گوشتخوار است اما خوراک غالب این حیوان گیاه و به‌ویژه گیاه بامبو است. با این وجود سیستم گوارشی پاندا ویژهٔ خوردن گوشت است و نمی‌تواند به خوبی سلولز گیاهی را هضم کند. در نتیجه انرژی و پروتئین کمی از خوردن بامبو بدست می‌آورد. پانداها به طور معمول روزانه ۹ تا ۱۴ کیلوگرم بامبو مصرف می‌کنند و به علت فقر ارزش غذایی بامبو برای خرسهای پاندا، آنها مجبورند شکمشان را کاملاً پر کرده و تا آنجا که می‌توانند بخورند. پانداها بسیار دقت می‌کنند تا انرژی‌شان بیهوده تلف نشود و به این ترتیب از گذشتن از شیب‌های تند و یا عکس‌العمل‌های زیاد نسبت به سایر خرس‌ها پرهیز می‌کنند.

دو خرس پاندا از نظر ظاهر و اندازه صورت و اندازه بدن و حتی میزان خوردن بامبو با هم متفاوت هستند، «راسل سیچون» پژوهشگر پانداشناس مشاهده نموده است که: «(پاندا) بیشتر شبیه یک گوریل گیاه‌خوار است و اندازه پایین تنه به حجم کلی بدن نشان دهنده سوخت و ساز پایین بدن است. این سطح پایین سوخت ساز بدن و همچنین روش زندگی پاندا به وی اجازه می‌دهد که توسط منابع غذایی ضعیفی چون بامبو بتواند به زندگی ادامه دهد.» پاندا دارای یک آرواره‌ای قوی و دندان‌های آسیای بزرگ است که به وی اجازه می‌دهد به راحتی گیاهان را بخورد.

بر اثر تجارت پر سود الوار پانداها به سوی مناطق مرتفع‌تر رانده شده‌اند و همین خود باعث از بین رفتن مناطق جنگلی و از بین رفتن بامبوها که غذای اصلی پاندا را تشکیل می‌دهند شده است و به خاطر این اقدامات از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۴ یعنی در حدود تنها ۱۱ سال چیزی حدود ۵۰٪ از تعداد این حیوان کاسته شده است.

۲۵ نوع بامبو توسط این حیوان در طبیعت مصرف شده است و تنها تعداد کمی از انواع بامبو در ارتفاعات رشد می‌کنند یعنی همان جایی که پانداها اکنون زندگی می‌زیند. برگ‌های بامبو پروتئین زیادی دارند اما ساقهٔ آن از پروتئین کمی برخوردار است. به خاطر شکوفه‌دهی، مرگ و گرده‌افشانی همزمان انواع گیاهان بامبو، پانداها باید حداقل به ۲ نوع بامبو دسترسی داشته باشند تا گرسنه نمانند. اما تا زمانی که پانداها دندان‌های خرس مانند خود را حفظ کرده‌اند می‌توانند گوشت، ماهی و تخم پرندگان را در صورت در دسترس بودن بخورند. در باغ وحش‌ها نیز به خرسها بامبو می‌دهند اما مقداری بیسکویت تقویتی نیز برای حفظ سلامت بهتر به آنها می‌دهند.

تولید مثل

بچه پاندا در ۱۸ روزگی

سابقاً در تکثیر نسل پانداها در اسارت مشکل وجود داشت و آن مشکل عدم تمایل پانداها به برقراری ارتباط جنسی با یکدیگر در اسارت بود و این مشکل دانشمندان را بر آن داشت که راهی برای حل این مشکل بیابند. آنها راه‌هایی چون نشان دادن فیلم نزدیکی پانداها با هم و حتی دادن داروی ویاگرا (تحریک کننده جنسی) را امتحان نمودند اما نتیجه دلخواه را نگرفتند. از روشهای ابتدایی دیگر لقاح مصنوعی بود. فقط اخیراً با استفاده از راه‌هایی توانستند هر دو سال یک نوزاد به دنیا بیاورند.

توانایی جنسی پانداها از ۴ تا ۸ سالگی شروع و ممکن است تا ۲۰ سالگی ادامه یابد. دوره جفت گیری در سه ماه بهار می‌باشد که ماده‌ها برای ۲ تا ۳ روز که آن هم فقط یک بار در سال است آماده جفت گیری می‌شوند. در طول مدت زمان جفت گیری ۲ تا ۵ نر برای بدست آوردن یک ماده با هم به رقابت می‌پردازند و نر غالب ماده را بدست می‌آورد. مدت زمان برقراری ارتباط جنسی بسیار کم است و از ۳۰ ثانیه تا ۵ دقیقه طول می‌کشد ولی ممکن است حیوان نر برای اطمینان از حسن انجام کار، عمل لقاح را چند بار تکرار کند. دورهٔ آبستنی ۹۵ تا ۱۶۰ روز طول می‌کشد. توله پاندا بین ۹۰ تا ۱۳۰ گرم وزن دارد که یک نهصدم وزن مادرش می‌باشد. پاندا بین ۱ تا ۲ توله به دنیا می‌آورد و اگر توله‌ها ۲ تا باشند پاندای مادر یکی از آنها را رها می‌کند و توله فوراً می‌میرد. فعلاً دانشمندان نمی‌دانند پاندای ماده چگونه و بر چه مبنایی یکی از دو توله را انتخاب می‌کند. شاید توله ضعیفتر را رها کند اما چیزی ثابت نشده است. پدر هیچ کمکی به بزرگ شدن توله نمی‌کند.

بچه پاندا در ۷ ماهگی

هنگامی که توله بدنیا می‌آید صورتی، بی مو و نابینا است و ۶ تا ۱۴ دفعه در روز و هر دفعه تا ۳۰ دقیقه از مادرش شیر می‌خورد. مادر ممکن است ۳ تا ۴ ساعت توله خود را در پناهگاه رها کند و به‌دنبال غذا خوردن برود و در طول این چند ساعت توله کاملاً بی‌دفاع است. یک تا دو هفته بعد از تولد، نقاطی از پوست که قرار است سرانجام خز سیاه درآورد تغییر رنگ داده و سیاه می‌شود. مقدار کمی رنگ صورتی ممکن است روی خز توله به وجود آید که حاصل واکنش شیمیایی بین آب دهان مادر و خز توله است. یک ماه پس از تولد رنگ توله کامل می‌شود اما هنوز نمی‌تواند راه برود بلکه تنها در ۷۵ تا ۹۰ روزگی شروع به خزیدن می‌کند. مادر با غلتاندن و کشتی گرفتن با توله‌اش بازی می‌کند. توله تا ۶ ماه فقط شیر می‌خورد و تازه بعد از شش ماهگی می‌تواند تنها مقدار کمی بامبو بخورد. به هر حال شیر مادر تا ۱ سالگی مهمترین منبع غذایی توله حساب می‌شود. توله در پایان یک سالگی به ۴۵ کیلوگرم می‌رسد و تا یک سال و نیم تا دو سالگی با مادر زندگی می‌کنند. مدت زمان بین دو زایمان برای خرس پاندای ماده ۲ سال می‌باشد و بعد از ۲ سال از زایش نوزاد، دوباره آماده جفت گیری و تولد نوزاد بعدی می‌شود.

نام

هیچ منبع قطعی در مورد مبدا نام پاندا در انگلیسی وجود ندارد و نزدیکترین احتمال این است که از واژه تبتی «پونیا» که احتمالاً به خاطر انگشت شست تغییر یافته خرس پاندا است، گرفته شده باشد. در غرب نام پاندا در اصل تنها برای پاندای قرمز که حیوانی دیگر و بسیار کوچکتر از خرس پاندا است، بکار می‌رفت. تا زمان شناخته شدن رابطه خویشاوندی بین خرس پاندا و پاندای قرمز، خرس پاندا با نام‌های خرس خالدار یا خرس ابلق شناخته می‌شد. پیش از آن مجموعه‌ای از نوشته‌های چینی، ۲۰ نام مختلف را برای این حیوان استفاده کرده بودند که یکی از آنها که حتی امروزه هم به‌کار می‌رود، «خرس گربه‌ای بزرگ» و یا تنها «خرس بزرگ» که ممکن است این اسم به خاطر شباهت مردمک چشم خرس پاندا به چشم گربه باشد، چراکه هر دو عمودی هستند، می‌باشد. در برخی از جاها در استان‌های چین از نام‌های کهن مانند «خرس خالدار» یا «خرس بامبو» استفاده می‌شود. در تایوان نام تازه‌اش، «خرس گربه‌ای» است که در اینجا گربه، صفت است و خرس اسم و چون از لحاظ دستوری درست است، تلاشی برای دگرگون کردن آن نمی‌شود.

افسانه پانداها

یک افسانه قدیمی چینی می‌گوید که پانداها ابتدا سفید رنگ بوده‌اند دختر یکی از امپراطوران چین به پانداها علاقه زیادی داشت بعد از مرگ این دختر پانداها بسیار ناراحت مشوند و بخشی از بدن خود را به خاطر این دختر سیاه می‌کنند و این رنگ همیشه باقی میماند.

در باغ وحش

پانداها از زمان دودمان هان در باغ وحش نگه‌داری می‌شدند، سیما شیانگرو نویسنده چینی آن دوران اشاره کرده است که پاندا باارزش‌ترین حیوانی بوده که در باغ امپراتور در شی‌آن نگه‌داری می‌شده است.

در مقاله‌ای در نشریه نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۶ عنوان شد که هزینه نگه‌داری پاندا از دیدگاه اقتصادی ۵ برابر از گران‌ترین حیوان بعد از آن یعنی فیل بیش‌تر است.

از ویکی پدیا

گاو

گاو پستانداری است سُم‌دار، نشخوارکننده و تهی‌شاخ از راسته زوج‌سُمان، از خانواده گاوسانان. خانوادهٔ گاوسانان در برگیرندهٔ چندین سرده است که سردهٔ Bos همهٔ گاوها و گاومیشها را در بر می‌گیرد.[۳]

جد گاوهای اهلی امروزی حیوانی منقرض‌شده به نام ارخص (Bos primigenius) می‌باشد. اولین حیوانی که به سرده بوس متعلق بود در دو میلیون سال پیش در آسیا دیده شد. ارخص در حدود دویست وپنجاه هزار سال پیش به اروپا رسید. این حیوان کمی از فیل کوچکتر بوده و خشن و چابک بود

ساختار بدنی

پستانداری علفخوار است و معده‌اش مانند دیگر نشخوارکنندگان چهار قسمتی است و شامل شکمبه (سیرابی )، نگاری، هزارلا و شیردان می‌باشد.[۵][پیوند مرده]

در آروارهٔ فوقانی گاو دندان‌های پیشین و نیش وجود ندارند و فقط دندان‌های آسیا وجود دارند و برعکس دندانهای پیشین و نیش در فک تحتانی موجودند. دندان‌های نیش گاوها همانند ثنایا شده و بطور کلی بشکل یک ردیف منظم هشت تایی در جلوی فک قرار دارد.

درهردست وپای گاو یک زو

جمعیت

هند بیشترین تعداد گاو در جهان را در اختیار دارد، حدود ۲۸۱٬۷۰۰٬۰۰۰ برابر با ۲۸٫۲۹٪ از کل جمعیت گاوهای جهان در این کشور زندگی می‌کنند. در پی آن برزیل با: ۱۸۷٬۰۸۷٬۰۰۰، ۱۸٫۷۹٪؛ چین: ۱۳۹٬۷۲۱٬۰۰۰، ۱۴٫۰۳٪؛ آمریکا: ۹۶٬۶۶۹٬۰۰۰، ۹٫۷۱٪؛ اتحادیه اروپا: ۸۷٬۶۵۰٬۰۰۰، ۸٫۸۰٪؛ آرژانتین: ۵۱٬۰۶۲٬۰۰۰، ۵٫۱۳٪؛ استرالیا: ۲۹٬۲۰۲٬۰۰۰، ۲٫۹۳٪؛ آفریقای جنوبی: ۱۴٬۱۸۷٬۰۰۰، ۱٫۴۲٪؛ کانادا: ۱۳٬۹۴۵٬۰۰۰، ۱٫۴۰٪ و دیگر کشورها: ۴۹٬۷۵۶٬۰۰۰، ۵٫۰۰٪.ج سم وجود دارد.

گاو

تولید مثل

گاو حیوانی است بدون تغییرات فصلی تولید مثلی، یعنی در کل سال قادر به انجام زاد و ولد می‌باشد. طول حاملگی این حیوان نه ماه بوده و غالبا تک‌قلوزا می‌باشد، اگر چه دوقلوزائی و چندقلوزائی نیز گاه دیده می‌شود. احتمال دوقلوزائی در گاو یک تا دو درصد می‌باشد.[۶]

نژادها

نژادهای گاو بسیارند. بسته به نوع استفاده‌ای که از گاو می‌شود نژادهای گاو به نژادهای گوشتی، شیری و دو منظوره تقسیم می‌شود.

  • نژادهای شیری شامل: ایرشایر، جرسی، گرنزی، یا براون سوئیس، فریژن (فریژن هلندی، هولشتین فریژن، فریژن انگلیسی و فریژن سفید و قرمز) و کری
  • نژادهای گوشتی معروف شامل گالووای، آبردین آنگوس، هرفورد، شورت هورن، شاروله، لیموزین، سمینتال، براهمن، سانتاگتروس و برانگوس می‌باشد.

نژادهای معروف گاوهای ایرانی عبارت‌اند از: سرابی، سیستانی، گلپایگانی و و دشتیاری[پانویس ۱] و نژادهای جنگلی یا ساحلی یا که مخصوص نواحی گیلان و مازندران و گرگان و است، نژاد کوهستان که گاوهای سراب و اردبیل و دیگر نواحی آذربایجان از آن نژادند.

اهلی‌شدن گاو

نزدیک به 6000 سال پیش از میلاد مسیح با تغییر زندگی انسان از شکارگری به کشاورزی و بدنبال توسعه مزارع، گاوهای وحشی به این کشتزارها هجوم می‌آوردند که به تدریج بشر توانست تعدادی از این حیوان را به اسارت در آورده و اهلی نماید. گاو پس از سگ و گوسفند و بز و گربه اهلی شد. ابتدا از گوشت گاو استفاده می‌شد اما سرانجام انسان توانست چگونگی دوشش شیر گاو را فرا بگیرد. باستان‌شناسان معتقدند اهلی شدن گاو در آسیا و خاور میانه بین ۴۵۰۰ تا ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح انجام شده‌است.[پانویس ۲]

استفاده‌ها

یک گاو در یک منطقه حاشیه‌ای اهواز

جانوری بسیار مفید است و از شیر و گوشت و پوست و نیروی بدنی آن استفاده می‌شود. از گاو نر جهت تخم‌کشی، شخم و بارکشی نیز استفاده می‌شود.

احتمالا یکی از هدفهای اصلی اهلی کردن گاو بارکشی بوده‌است. از نیروی فیل، شتر و اسب، بعد از گاو استفاده شد.



گاو در فرهنگ مازندرانی

تصویری از یک گاو نر (ورزا) در منطقه جنگلی بلیران شهرستان آمل

گاو در فرهنگ و زبان مازندرانی ریشه عمیقی دارد، تا بدانجا که بیش از ۷۰ اسم از مشتقات نام‌های گاو در زبان مازندرانی شناخته گردیده و شاید از این تعداد نیز بیشتر باشد.

همچنین در زبان مازندرانی وضعیت‌های گوناگون گاو هر یک برای خود واژه و اصطلاحی دارند که به جای توضیح و توصیف وضعیت گاو بکار می‌روند. برای نمونه، گوسالهٔ دو روزه، یک هفته، یک ماهه، گوساله‌ای که شیر می‌خورد، گوساله‌ای که شیر مادرش نمی‌آید، گاو بالغ، گاوآبستن، در مراحل آخر آبستنی، در واپسین روزهای آبستنی، گوساله‌ای که به سختی به دنیا آمده، گوسالهٔ بی‌جان نزدیک به مرگ، گاو پیر و بسیاری از موارد دیگر همگی در زبان مازندرانی نام ویژه خود را دارا هستند.

پادشاهان مازندران در طول تاریخ در شهرهای مختلف مازندران گاوداری‌های مختلفی داشتند و بسیاری از مردم (رعیت) را به کار در آنجا مشغول می‌ساختند و بدین گونه خود را ولی نعمت مردم می‌ساختند تا مردم در هنگام جنگ‌ها به پشتیبانی پادشاه بشتابند. همچنین اگر دشمنی می‌خواست تا بر آنها پیروز گردد می‌بایست در ابتدا برنامه گرفتن گاوداری‌ها را می‌پروراند و طرح می‌ریخت.[نیازمند منبع]

گاو در فرهنگ هند

در آیین هندوان گاو از احترام ویژه‌ای برخوردار است.

گاو در فرهنگ اروپا

در ادبیات اروپا بسته به نوع نژاد و اقوام مردم، گاو به نمادهای گوناگونی شناخته گردیده شده‌است، در اسپانیا و در جشن‌ها و عیدها، مراسم گاوبازی برپا است، در آلمان هنروران بسیاری در درازای تاریخ همیشه از گاو در دیدگاه‌های نگاره‌های خویش بهره می‌جستند، درفرانسه آنقدر مهم است که در بسیاری از مکان‌ها مجسمه گاو را جای داده‌اند.

از ویکی پدیا



شغال

شُغال جانوری است شبیه به گرگ با قیافه‌ای شبیه به روباه ولی جثه‌ای کوچک‌تر. این جانور آسیب زیادی به محصولات کشاورزی می‌رساند و خصوصا در ایران به خوردن محصول انگور مشهور است. او همچنین به پرندگان اهلی و خانگی نیز حمله می‌کند.[۴]شغال‌ها به صورت گله‌ای و یا انفرادی حرکت می‌کنند، این جانور از راسته گوشت‌خواران، پستانداران و از خانوادهٔ سگ‌سانان است.

صدای شغال زوزهٔ شغال نامیده می‌شود. شغال‌ها معمولاً لانه مشخصی ندارد و از گودال‌ها، سوراخ‌های طبیعی، شکاف سنگ‌ها و لانه متروکه سایر جانوران، برای ایجاد لانه و تولد نوزادان استفاده می‌کند. معمولاً در اوایل غروب، شغال‌ها به صورت دسته جمعی زوزه یی شبیه فریاد انسان سر می‌دهند.[۵]

در مورد شغال افسانه‌های بسیاری وجود دارد. این جانور برای شکار گاهی مثل روباه از زیرکی و حیله‌گری و گاهی مثل گرگ از زور و خشونت استفاده می‌کند. در فرهنگ‌های مختلف نحوه نگاه به شغال متفاوت است.

شغال را در فارسی توره نیز می‌نامند و گاه دورگه، سگ و شغال را سگِ توره نام می‌نهند. حیوانیست که یک گونهٔ آن به‌ویژه در پیرامون سمنان و شاهرود زیاد است. پوست آن را برای آستر لباس نیز به‌کار برده‌اند.[۶]

شغال زمانی که با همهمه و غوغا و آزار زیاد شکارگران و روستائیان روبه‌رو شود اعصابش از کار می‌افتد و برای مدتی به حالت اغماء و بی‌هوشی می‌رود. به این حالت شغال‌مُردگی گفته می‌شود. روستائیان در قدیم می‌پنداشتند که شغال عمداً چنین می‌کند و در فارسی زبانزد شغال‌مردگی و خود را به شغال‌مردگی زدن کنایه از افرادی است که ظاهراً خود را کوچک و مظلوم وانمود می­کنند ولی در باطن آن چنان نیستند.[۷]

شغال‌های ایران

شغال‌های ایران از گونه شغال‌های طلایی هستند. رنگ شغال از گرگ حنایی‌تر و سایه سیاهی روی پشت دارد، البته رنگ شغال‌های جنوب ایران روشن‌تر از شغال‌های نواحی شمال است. در اغلب مناطق ایران شغال یافت می‌شود.[۸]                                                                                                      از ویکی پدیا         

روباه

روباه جانوری از تیرهٔ سگسانان است. روباه تقریباً در همه جای دنیا زندگی می‌کند. روباه در نواحی قطبی در جلگه‌های بی درخت شمال ودور نیز به سر می‌برد. در سراسر دنیا روباها به رنگ‌های مختلف دیده می‌شوند. در بیابان‌های آفریقا و در خاورمیانه در کویرها ودر دشتهای خشک نیز روبا زندگی می‌کند. روباه سرخ در اروپا، آفریقا، ودر آسیا و آمریکای شمالی به سر می‌برند. همه روباهان سرخ، سرخ نیستند.

روباه به رنگهای گوناگون

روباه به رنگهای گوناگونی از سرخ پدیده طلائی تا قهوه‌ای شدید می‌باشند. برخی از روباهان موی سیاه خالص دارند. روباه سرخ ممکن است آنرا روباه نقره‌ای نامید. خطوط پوشش سرخ با خطوط سیاه روی پشت وشانه اش دارد. روباها در بعضی جاهای دنیا گاه وقتی در معرض خطر هستند از جانب شکارچیان. چون شکارچیان گاهی روباها را برای پوست پر موونرمش بدام می‌اندازند وشکار می‌کنند. همچنین در بعضی جاها روباهان را نیز برای پوستشان پرورش می‌دهند. پوشش روباه نقره‌ای مخصوصاً بواسطهٔ پوستش با ارزش است. روباهان قطبی می‌توانند رنگ سفید یا آبی داشته باشند. هر دونوع بواسطهٔ تغییر فصلهای سال تغییر می‌کنند. شبیه زمین اطراف آنها، روباه سفید در تابستان به رنگ قهوه‌ای در می‌آید وبه رنگ محیط اطراف خود در می‌آید. روباه آبی رنگ، رنگش از آبی روشن تا آبی خاکستری وتا رنگ تیره تر در تا بستان در می‌آید. زیرا در نواحی بیابانی روباهان دیگر برنگهای محیط اطراف خود که خیلی متفاوت است، تا علفزارها وبیشه‌های بی درخت، پشتخه‌ها، ومیان صخره به سر می‌برند. مثلاً روباه خاکستری تقریباً درمیان صخره‌ها وبرگهای سایه دار جنگلها ظاهر می‌شود. روباه یک حیوان بسیار باهوش و در عین حال زیرک است. در مناطق جنوب ایران بخصوص کره بند بوشهر بنام توره و یا تاته توره و همچنین روهه نیز نامیده می‌شود

روباه

انواع روباه

روباه در فرهنگ

در فرهنگ و ادبیات ایرانی، روباه به مکاری و حقه بازی معروف است.

زیستگاه

در جنگلها وکشتزارها زندگی می‌کند. جنگلها جای خوب وامنی برای لانه سازی روباهان است.

تغذیه

روباه حیوان همه چیز خواری است و بیشتر جوندگان، پرندگان و حشرات را شکار می‌کنند. در مواقعی که غذا کمبود باشد به لاشه خواری هم روی می‌آورند. همچنین می‌توانند از میوه‌های گوشتی و دانه‌ها تغذیه کنند.

از ویکی پدیا

شتر

دمای بدن شتر می‌تواند در محدوده 7 درجه فارنهایت بالا و پایین برود در حالی که در انسان تنها در محدوده 1 درجه فارنهایت بالا و پایین می‌رود.

خصوصیات شتر

لب‌های شتر دارای گسترش حرکتی خوبی است و لب بالائی به دو بخش تقسیم شده است و ملاحظه می‌گردد که لب پایینی در شترهای مسن بوضوح آویزان است. در این حیوان نیز، همانند دیگر نشخوارکنندگان برروی فک پایینی شتر تنها دندان پیشین وجود دارد و این دندان‌ها در فک بالائی وجود ندارد. دهان شتر همیشه باز است و حیوان آواهای بلند و آزار دهنده‌ای از خود در می‌آورد و هنگامی که حیوان چنین آواهائی از خود در می‌آورد اگر به دهان او بنگریم در موخره دهان می‌توانیم توده‌ای سرخ رنگ را ببینیم که احیاناً تا بخش جلوئی دهان می‌رسد و به دید می‌رسد که برگرده این توده مرطوب کردن ناحیه انتهایی حنجره است و در نتیجه کمک می‌کند حیوان در برابر تشنگی مقاومت کند. (این توده بالاخص درهنگام فصل جفتگیری، که شتر نر مست بدون دلیل به دیگران حمله می‌کند، و بیضه‌ها و مثانه و اجزای دیگر بدن را گاز می‌گیرد، در خارج از دهان نیز مشاهده می‌گردد).

شتر در بالای پس سر خود غده‌ای نرم و مرطوب دارد که برگرده ترشحی آن در هنگام مستی شتر است. در حالی که بقیه اجزای بدن بی بر و برگرد خشک می‌باشد. در ناحیه مفصل پاها، پوست شتر کلفت و خشن می‌گردد که به آن پینه می‌گوییم. این پینه‌ها بیشتر در جاهائی از بدن مشاهده می‌گردد که شتر بر روی آنها می‌نشیند تا باقی بدن خود را از اصطکاک با زمین محافظت نماید و هم چنین شتر در ناحیه جناغ سینه نیز پینه بزرگی دارد که شتر را در هنگام نشستن بر روی زمین در حفظ تعادل کمک می‌رساند. کوهان شتر یک توده چربی است که حجم آن بر حسب شتر، سن وی و سلامتی یا بیماری وی تغییر می‌یابد.

پاهای شتر به گونه‌ای فرگشت(تکامل) یافته است که حیوان را در هنگام راه رفتن بر روی شن‌های نرم یاری کند، ولی به هر حال این پاها با هر گونه زمینی به جز زمین‌های گل‌آلود بارهت دارد. اما سم‌های حیوان واضح و آشکار نبوده و در داخل بافت کراتینه کف پا فرار گرفته است. کف پا محکم بوده و دارای ناخن‌های سخت و کوتاهی در مقدمه است و هنگامی که کف پا بر روی زمین گذاشته می‌شود به خوبی منبسط می‌گردد و انگیزه تثبیت پا بر روی شن‌ها می‌گردد و این در حالی است که شتر با سختی فراوان بر روی زمین‌های گلی و لغزنده راه می‌رود.

دستگاه گوارش شتر همچون دیگر نشخوار کنندگان دارای معده چهارگانه است هر چند که هزار لای شتر، رشد و گسترش چندانی نیافته است. شتر دارای رفتار ویژه‌ای است. این حیوان هر چند که حیوانی بردبار و آرام است اما احیاناً و به صورت ناگهانی مهاجم می‌گردد (به‌ویژه در فصل جفت‌گیری) و به همین جهت بهتر است که در هنگام کار، شتران نر و ماده از هم جدا گردند در اوقات دیگر شترها مطیع و آرام هستند. علی رغم اینکه در هنگام گرفتن افسار آنان و یا نهادن بار، از خود آواهای بلند آزار دهنده در می‌آورند خطری نخواهند داشت و معمولاً شتران اخته شده در مقایسه با شتران نر آرام‌تر هستند. شتر نسبت به تحمل درد و در قبال بیماریها تا حدودی مقاوم‌تر از دیگر دام‌هاست و هیچگونه علایم خستگی و ناراحتی از خود بروز نمی‌دهند. به همین جهت باید که به دقت آن‌ها را تحت دید داشت زیرا در هنگام بیماری نیز بدون هیچگونه اظهار ناراحتی هم چنان به کار خود ادامه می‌دهند.

نامگذاری

هر قومی نامگذاری ویژه خود را برای شتر دارد. از اسامی شتران در بین ترکمنها می‌توان به زیر اشاره نمود:

۱- بچه شتر ۱ ساله، کوشک

۲- کمی که بزرگتر شد، اوشک

۳- سمبل شتر ترکمن که بسیار زیباست و به رنگ سفید است، آق مایا نام دارد.

مایا گاهی هم نام دختر انتخاب می‌شود.

۴- بزرگترین شتر در گله شتران را آروانا گویند.

۵- شتر چهار ساله، دوج

۶- شتر ماده، دیه‌است.


از ویکی پدیا

خر

خر یا اُلاغ یا درازگوش[۱] (Equus africanus asinus) حیوانی است از دستهٔ چهار پایان. این حیوان اهلی است و انسان‌ها از آن به عنوان بارکش استفاده می‌کنند. خر در فرهنگ عامیانهٔ ایران نماد حماقت است.

از ویکی پدیا

خرس

خرسها پستاندارانی هستند با جثه بزرگ و دم کوتاهی که در میان موهای بلندشان مخفی است. سر گرد و گردنشان کوتاه است و هر کدام از دست‌ها و پاهایشان دارای پنج انگشت می‌باشد و از لحاظ حرکتی کف رو هستند.

مشخصات فیزیکی

دندان خرس تیز نیست و مانند سایر گوشتخواران برای بریدن گوشت طراحی نشده‌است. مثلا در بیشتر گوشتخواران، دندان نیش بزرگ است و برای کشتن طعمه کاربرد دارد. درخرس‌ها این دندان‌ها نسبتاً کوچکند و خرس‌ها از آن به عنوان ابزاری برای دفاع استفاده می‌کنند. دندان آسیای خرس مسطح و پهن است تا بتواند غذاهای گیاهی را خرد کرده و بکوبد.[۲]

هریک از دست وپاهای خرس، ۵ چنگال تیز و بلند دارد که جمع نمی‌شود (برعکس گربه). این دست و پاها برای بالا رفتن از درخت و شکافتن خانه موریانه و کندوی عسل، یافتن وکندن ریشه گیاهان و گرفتن طعمه بکار می‌رود. راه رفتن خرس ها با راه رفتن بسیاری از گوشتخواران تفاوت دارد و گویی روی پنجهٔ پا راه می‌روند که برای افزایش سرعت، کارآمد است. خرس‌ها مثل انسان روی پا هم راه می‌روند.[۳]

موی خرس بلند و زمخت است. رنگ موی آنها بسته به این که از چه نوع خرسی باشند می‌تواند تقریبا هر رنگی داشته باشد. مثلا سفید، بور، کرم، تمام سیاه، تمام قهوه‌ای، ...[۴]

امید به زندگی خرس‌ها دقیقاً معلوم نیست. به نظر می‌رسد ۲۵ تا ۴۰ سال باشد. خرس‌های وحشی که در جنگل هستند نسبت به خرس‌هایی که در باغ وحش هستند در سنین پایین تری می‌میرند.[۵]

رنگشان از سفید در خرس قطبی تا قهوه‌ای و سیاه در سایر گونه‌ها متفاوت است. دندانهای آسیای بالا با سطخ زیاد اما برجستگیهای روی آنها کند و صاف می‌باشد.
این حیوان وحشی انواع گوناگونی دارد که غالبا گوشت‌خوار هستند اما از برخی خوراکی‌های گیاهی نیز تغذیه می‌کنند. محل زندگی خرس‌ها بسته به انواع آنها بسیار گوناگون و از جنگل و کوه گرفته تا سرزمین‌های قطبی گسترده‌است.

خرس‌های قطبی بوی غذا را از فاصله صد مایلی در هوای آزاد و همچنین از فاصله سه متری در زیر برف تشخیص می‌دهد. این حیوان بسیاری از وقت خود را در زیر آب سپری می‌کند. آن‌ها در بعضی از کشورها رسماً به عنوان پستانداران دریایی طبقه بندی می‌شوند.[۶]

انواع خرس

Spiritbear.jpg

چند نوع خرس معروف عبارت اند از:




از ویکی پدیا

گوسفند

گوسفند پستانداریست از راسته سم داران از دسته زوج‌سمان، از گروه نشخوارکنندگان و از خانوداده گاوسانان (تهی‌شاخان) که جهت استفاده از پشم وشیر وگوشتش آن را اهلی کرده بصورت گله‌های بزرگ نگهداری می‌کنند، برخی نزادهای گوسفند نر دارای شاخ مورب و حلقوی وپیچ دار می‌باشند و در اینصورت بنام قوچ یا راک نامیده می‌شوند ولی گوسفند ماده متعلق بهر نژادی که باشد بطور عام بنام میش خوانده می‌شود.

معرفی نژادها

نژادهایی با پشم خیلی ظریف

مرینوس (merino)

منشاء مرینوس کشور اسپانیا می‌باشد. سه نوع مرینوس به نامهای A، B و C وجود دارد. A و B دارای پوست چین دار می‌باشند و نوع A پوست چین دار تری نسبت به B دارد. مرینوس با پوست چین دار به مرینوس آمریکائی شناخته می‌شود. مرینوس نوع C را مرینوس دلاین (Delaine merino) می‌نامند که چین پوست آن خیلی کم می‌باشد. پشم مرینوس دلاین سفید بوده ورشد آن در حدود۴/۶تا۶/۷ سانتی متر در سال می‌باشد. قوچهای آن شاخدار و میشها بدون شاخ می‌باشند. مرینوس از نظر اندازه متوسط بوده و بدنی لاغر دارد. مرینو دلاین از مرینوس بزرگتر است. مرینوس دارای غریزه قوی زندگی گله‌ای بوده وتوانائی چرا در مراتع فقیر را دارا می‌باشد.

رامبویه(Rambouillet)]

منشا این نژاد کشور فرانسه می‌باشد. این نژاد از مرینوس اسپانیائی حاصل شده‌است. در حدود نیمی یا بیشتر از گوسفندان تلاقی یافته در آمریکا از نژاد رامبویه می‌باشند. رامبویه از نظر پشم ظریف شهرت دارد.

رنگ این نژاد سفید می‌باشد و اندازه آن بزرگ می‌باشد. بدنی زاویه دار وبلوکی همچنین لاشه‌ای گوشتی تر نسبت به مرینوس دارد ولی از نظر کیفیت گوشت درمقایسه با نژادهایی که برای تولید گوشت پرورش می‌یابند مناسب نمی‌باشد. قوچهای این نژاد شاخدار ویا بدون شاخ ولی همه میشها بدون شاخ هستند. رشد پشم آنها حدود۹/۸سانتی متر در سال است.

دبویلت(Debouillet)

منشا این نژاد آمریکا می‌باشد. از تلاقی رامبویه ومرینوس دلاین بهبود نژاد یافته‌است. توسعه این نژاد در نیو مکزیکو شروع گردیده‌است. دبویلت باشرایط مراتع غرب امریکا سازگار است.

اندازه این نژاد متوسط بوده، بدنی زاویه دار داردو رنگ آن سفید می‌باشد. قوچهای این نژاد شاخدار و یا بدون شاخ می‌باشند ولی میشها بدون شاخ هستند. الیاف پشم نرم و بلند باعث ارزشمندی پشم ان می‌باشد.


نژادهایی با پشم نسبتا ظریف

دورست (Dorest)

منشا دورست از جنوب انگلستان می‌باشد. جثه‌ای متوسط داشته و نوع بدن بلوکی است. گوشها، بینی، صورت و پاهایی سفید دارد. دورست هم شاخدار وهم بدون شاخ می‌باشد. این نژاد پشمی با زبری متوسط تولید می‌کندوپشم چیده شده دورست وزن سبکی داردو به طور متوسط ۶/۳ – ۲/۳ کیلو گرم است. این نژاد لاشه گوشت داری تولید می‌کند.

گوسفند فنلاندی(Finn sheep)

منشا این نژاد فنلاند است واز نظر جثه کوچک است گوشها، بینی، صورت و پاهایی سفید دارد این نژاد به طور کلی بدون شاخ می‌باشد، هر چند که تعدادی از قوچهای آن شاخدار می‌باشد. گوسفند فنلاندی پشمی با زبری متوسط تولید می‌کند و وزن پشم چیده شده آن حدود ۴ تا ۵/۴ کیلو گرم است خصوصیات لاشه این نژاد مطلوب نمی‌باشد.

نژاد فنلاندی دارای نرخ بره زایی قابل توجهی می‌باشد و در آمریکا برای برنامه‌های تلاقی جهت افزایش میزان بره زایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. میش بالغ تلاقی یافته که نیمی از آن نژاد گوسفند فنلاندی می‌باشد ۲۰۰ تا ۲۵۰ بره تولید می‌کند بره‌های تلاقی یافته این نژاد در هنگام تولد کوچک می‌باشند ولی قدرت بقا وزنده ماندن آنها بالا می‌باشد. وقتی این نژاد در تلاقی استفاده گردد، بره‌های بدست آمده از نظر لاشه نیز دارایکیفیت مناسبی خواهند بود.

همشایر (Hampshire)

منشا نژاد همشای جنوب انگلستان است. جثه این حیوان بزرگ بوده و دارای بدنی از نوع بلوکی می‌باشد صورت، پاها، گوشها و بینی سیاه بوده، فاقد شاخ می‌باشد.

همشایر از نظر بلوغ در حد متوسط قرار دارد. از خصوصیات دیگر این نژاد شیر دهی خوب و تولید بره‌هایی است که پس از شیر گیری برای ارائه به بازار مناسب می‌باشند. تولید پشم متوسط و درحدود ۲/۳ تا ۶/۳ کیلو گرم می‌باشد میانگین تولید بره در حدود ۱۳۷ درصد است که این درصد بره زایی براساس ۱۰۰ میش می‌باشد. تلاقی خوبی بین آنها وگوسفندان با پشم ظریف یا نژاده‌های تلاقی یافته صورت می‌گیرد.

مونتادال(Montadal)

منشا این نژاد ایالات متحده می‌باشد وبهبود آن بوسیله تلاقی میشهای نژاد کلمبیا با قوچهای cheviot صورت پذیرفته‌است.

این حیوان دارای جثه‌ای متوسط با نوع بدن بلوکی بوده، صورت، گوشها و پاهای آن سفید می‌باشد وبر روی صورت وپاها پشمی وجود ندارد. این نژاد بدون شاخ می‌باشد لاشه آن گوشتی است ومتوسط تولید پشم در حدود ۵/۴ تا ۴/۵ کیلو گرم در سال می‌باشد.

اکسفورد (Oxford)

منشا نژاد اکسفورد مرکز وجنوب انگلستان است. نژاد اکسفورد از بزرگترین نژادهای گوسفند با پشم متوسط از نظر جثه می‌باشد. نوع بدن آن بلوکی می‌باشد. صورت، گوشها وپاهای آن خاکستری مایل به قهوه‌ای است. گوسفندان این نژاد بدون شاخ هستند. بیده چیده شده آن سنگین و حدود ۵/۴ تا ۴/۵ کیلوگرم وزن دارد. میشهای این نژاد پر منفعت و سودمند بوده، از نظر شیر دهی خوب و بره‌های آنها دارای رشد سریعی می‌باشند. استفاده از این نژاد در تلاقی‌ها مناسب است چون اندازه جثه آن بزرگ است.

شروپ شایر (Shropshire)

منشا این نژاد کشور انگلستان می‌باشد. این حیوان از کوچکترین گوسفندهای نژاد پشم متوسط و نوع تیپ بدنی بلوکی بوده وبدون شاخ می‌باشد. صورت و پاها کدر بوده، پوشش زیادی از پشم در صورت آن وجود دارد. تولید لاشه این نژاد کم می‌باشد و وقتی وزن حیوان در اثر تغذیه افزایش می‌یابد، میزان چربی آن نیز زیاد می‌گردد.

وزن بیده آن ۱/۴ کیلو گرم است. میشهای این نژاد مادران خوبی هستند و درصد تولید بره آنها اغلب ۱۵۰ % می‌باشد.

سات داون(Soutdown)

این نژاد از جنوب انگلستان منشا شده‌است و یکی از قدیمی‌ترین نژادهای گوسفند در دنیا محسوب می‌شود. جثه این گوسفند کوچک و نوع بدن بلوکی است. صورت ف گوشها وپاها خاکستری یا قهوه‌ای است. این نژاد دارای بلوغ زودرس و بدون شاخ می‌باشد. بیده آن ۳/۲ تا ۲/۳ کیلوگرم است. سات داون در سنین اولیه تمایل به چاق شدن و ذخیره چربی دارد.

سافولک (Suffolk)

منشا این نژاد جنوب انگلستان است. جثه‌ای بزرگ وبدن بلوکی وعضلانی داشته، صورت، گوشها و پاها سیاه می‌باشد. این نژاد بدون شاخ می‌باشد و بر روی صورت و پاهای آن پشم وجود ندارد.

بیده سافولک ۶/۳ تا ۵/۴ کیلوگرم وزن دارد. درصد بره زایی ان ۱۵۰ % یا بیشتر است. رشد بره در این نژاد سریع بوده و سرعت ذخیره چربی در این نژاد نسبت به سایر نژادها کمتر است. تولید گوشت لخم ولاشه عضلانی از دیگر خصوصیات این نژاد می‌باشد.

تونس (Tunis)

نژادتونس از شمال افریقا منشا شده‌است. رنگ صورت آن قرمز متمایل به قهوه‌ای تا خرمایی روشن می‌باشد. این نژاد بدون شاخ بوده و اندازه جثه آن متوسط و زاویه دار است و بدنی بلوکی دارد. دارای پشم زبر بوده و بر روی صورت پشم وجود ندارد.

نژادهای پشم دراز

کاتسولد (Cotswold)

از نژادهای قدیمی گوسفند در انگلستان است و منشا آن نیز انگلستان می‌باشد این نژاد بزرگ جثه بوده و نوع بدن آن بلوکی می‌باشد.

پاها و صورتی سفید رنگ داشته، هر چند که دربین آنها سفید متمایل به خاکستری نیز دیده می‌شود. لکه‌های تیره بر روی صورت و پاها ممکن است وجود داشته باشد پشم این نژاد رشد زیادی داشته و وزوزی (فر دار) می‌باشد. این گوسفند بدون شاخ بوده و در برنامه‌های تلاقی از آن استفاده می‌شود.

لایسستر (Leicester)

منشا این نژاد کشور انگلستان است. این گوسفند دارای جثه‌ای بزرگ و بدن بلوکی می‌باشد. رنگ این نژاد سفید بوده، بدون شاخ می‌باشد و بر روی صورت پشم وجود ندارد. پشم گوسفند لایسستر محافظ خوبی در برابر گرما نمی‌باشد.

لینکلن (Lincoln)

منشا لینکلن انگلستان است. این نژاد دارای جثه‌ای بزرگ بوده و نوع بدن آن بلوکی می‌باشد. رنگ آن سفید است و بدون شاخ بوده، پشم دراز و زبری تولید می‌کند. این نژاد دارای بلوغ دیررس است. پشم تولیدی آن ۴/۵ تا ۲/۷ کیلوگرم می‌باشد. از این نژاد برای تلاقی‌ها استفاده می‌شود.

رامنی (Romney)

این نژاد یکی از قدیمی‌ترین نژادهای منشا شده در جنوب انگلستان است. جثه این نژاد بزرگ با با نوع بدن بلوکی است. بیده‌ای متراکم وبهتر از دیگر نژادهای پشم دراز تولید می‌کند و و بهمین دلیل سازگاری بهتری نسبت به رطوبت و مناطق مرطوب در مقایسه با سایر نژادهای پشم دراز دارد. این نژاد در برناکمه‌های تلاقی نژادی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نژادهای پشم تلاقی یافته

کلمبیا (Columbia)

منشا این نژاد امریکا می‌باشد و از تلاقی بین قوچ لینکلن و میش رامبویه بوجود آمده‌است. هدف از این تلاقی بوجود آوردن نژادی است که سازگاری بهتری با مناطق کوهستانی داشته باشد.

کلمبیا جثه‌ای بزرگ و بدنی بلوکی دارد. این نژاد بزرگترین نژاد تلاقی یافته‌است. صورت، گوشها و پاهای سفید داشته و بدون شاخ می‌باشد. در روی صورت گوسفند کلمبیا پشم وجود ندارد و دارای پاهایی است که از کمی از سایر نژادها بلندتر است

وزن پشم‌های چیده شده در حدود ۵/۴ تا ۹/۵ کیلوگرم است و تولید گوشت لخم مناسبی دارد. کلمبیا غالبا در تلاقی با نژاد صورت سیاه که دارای پشم متوسط می‌باشد استفاده شده و هدف از این تلاقی تولید بره‌های بازاری است.

کوریدال (Corriedale)

منشا آن نیوزلند است. این نژاد حاصل از تلاقی بین قوچهای لینکلن و لایسستر با میشهای مرینوس است.

کوریدال دارای جثه متوسط وکمی بزرگ است صورت، گوشها و پاهایی سفید رنگ داشته و فاقد شاخ می‌باشد. این نژاد تولید پشم و گوشت باکیفیت خوب را دارا بوده و وزن بیده آن ۵/۴ تا ۸/۶ کیلوگرم در سال است.

پاناما (Panama)

این نژاد از امریکا منشا یافته. نژاد پاناما حاصل تلاقی قوچ رامبویه و میش لینکلن می‌باشد. رنگ صورت، گوشها و پاها سفید بوده وجثه بزرگ، تیپ بدن بلوکی و بدون شاخ بودن از خصوصیات نژاد پاناما می‌باشد.

گوسفند پاناما اندکی گوچکتر از نژاد کلمبیا بوده ولاشه کمی گوشتی داشته و در سنین اولیه چربی در بدن آن ذخیره می‌شود.

راملدال (Romeldale)

منشا راملدال ایالات متحده امریکا است و از تلاقی بین قوچ رامنی و میش رامبویه بوجود آمده‌است.

این نژادجثه‌ای متوسط وبدنی بلوکی داشته، رنگ صورت، گوشها و پاها سفید بوده

و بدون شاخ می‌باشد. وزن بیده آن ۵/۴ تا ۹/۵ کیلوگرم است. راملدال در تلاقی با میشهای پشم ظریف مورد استفاده قرار گرفته و بره‌های سازگار با شرایط پرورش در مرتع را بوجود می‌آورد.

تارگی (Tar ghee)

منشا تارگی امریکا است. این نژاد حاصل تلاقی بین قوچ رامبویه با میشهای کاریدال – لینکلن-رامبویه می‌باشد.

این نژاد جثه‌ای متوسط، بدنی بلوکی با صورتی سفید رنگ داشته و بدون شاخ است. فاقد پشم در صورت بوده و وزن پشم چیده شده آن ۵/۴ تا ۴/۵ کیلوگرم در سال می‌باشد.

بدون دم (Tailless)

منشا این نژاد امریکا می‌باشد و از تلاقی گوسفند بدون دم سیبری با تعدادی از نژادهای اصلاح شده بوجود آمده‌است. هدف از این تلاقی اصلاح یک نژاد است که نیاز به قطع دم نداشته باشد. رنگ صورت، گوشها وپاها سفید می‌باشد. این نژاد بدون شاخ بوده و صورتشان بدون پشم است.

سوت دال (Southdaie)

منشا این نژاد ایالات متحده امریکا می‌باشد و از تلاقی بین نژادهای سات داون و کوریدال به وجود آمدهاست. هدف ازاین تلاقی تولید نژادهایی است که از نظر کیفیت پشم و گوشت مناسب باشند.

نژادهای پشم قالی

صورت سیاه‌ها اسکاتلند (Black-Faced Highland)

این نژاد از قدیمی‌ترین نژادهای منشا شده در اسکاتلند است. اندازه این نژاد کوچک بوده و دارای پشم زبر و ضخیم در پوشش خارجی وظریف تر در پوشش داخلی می‌باشد. صورت و پاها سیاه بوده، قوچهای این نژاد بزرگ و میشهای آن کوچک جثه و کوتاه قد با شاخهای پیچیده می‌باشند. این نژاد توانایی زندگی در مناطق خشک با پوشش گیاهی اندک را دارا می‌باشد.

نژاد پوستی

قره گل (Karakul)

این نژاد از آسیا منشا شده و یکی از قدیمی‌ترین نژادهای گوسفند در جهان است. قره گل جثه‌ای بزرگ و بدنی زاویه دار داشته، رنگ صورت، گوشها و پاها سیاه یا قهوه‌ای می‌باشد.

قوچهای این نژاد شاخدار و میشها بدون شاخ می‌باشند و بره‌هایی با لاشه ضعیف و فقیر تولید می‌کنند. پوست بره‌ها پس از به دنیا آمدن و چند روز بعد از آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. پشم در حیوان بالغ زبر و خشن است وبین ۲/۱۵ تا ۴/۲۵ سانتی متر طول دارد؛در شمال شرق اران نز ان نژاد به صورت پرانده وجود دارد.

نژادهای گوشتی

همچون گوسفند سنگسری که از حیث پرواری بی نظیر است و محصول گوشت تقریباً ٪۶۰ وزن گوسفند پیش از ذبح شدن است.[۱]

گوسفندان ایران

گوسفندان ایرانی از نظر پشم در گروه گوسفندان با پشم ضخیم ویا قالی می‌باشند. همگی این گوسفندان دنبه دار می‌باشند به استثنای زل که دارای نیم دنبه یا بدون دنبه بوده و قره گل که دارای نیم دنبه‌است.لازم به ذر است مهمترن تقسم بند گوسفندان در ایران بر اساس مرغوبیت پشم است.

گوسفندان ایرانی رنگهای مختلفی دارند از جمله می‌توان به سفید، سیاه، خرمایی، قهوه‌ای، نخودی و خاکستری اشاره کرد.

گوسفندان ایران را بر حسب اصولی تقسیم می‌نمایند که این تقسیم بندی می‌تواند بر اساس سفید یا رنگی بودن بدن و یا وزن بلوغ (سنگین، متوسط، سبک) باشد.

  • آتابای
  • افشاری
  • بلوچی
  • بهمتئ
  • تالشی
  • ترک قشقایی
  • لک قشقایی
  • زل
  • زندی
  • سنجابی
  • سنگسری
  • شال
  • عربی
  • فراهانی
  • فشندی
  • کبود شیراز
  • کردی خراسانی
  • کرمانی
  • کلکویی
  • لری
  • لری بختیاری
  • قره گل
  • قزل
  • نائینی
  • ‌مغانی
  • مهربان

بهترین نژادها

بهترین نژادهای گوسفند عبارت‌اند از:

  • نژاد مرینوس که دارای پشمهای لطیفی است.
  • گوسفند قره‌گل که پشمهایش دارای جعد خاصی است.

استفاده

انسان‌ها از شیر و گوشت گوسفند استفاده می‌کنند و از این نظر گوسفند جانوری مفید برای انسان است. در مناطق بادیه نشین شیر گوسفند نوشیده می‌شود. پوستش برای کفش دوزی کاربرد دارد و پشمش برای ریسندگی و پارچه بافی کاربرد گسترده‌ای دارد. همچنین از فضولات گوسفند که پشکل نام دارد به‌عنوان کود کشاورزی استفاده می‌شود.

از ویکی پدیا

بز

بُز (نام علمی: Capra aegagrus hircus) حیوانی است اهلی از راستهٔ زوج‌سُمان (Artiodactyla)، خانوادهٔ گاوسانان (Bovidae)، زیرخانوادهٔ بزیان (Caprinae)، جنس بزها (Capra).

بز

به بچه‌بز یا بزِ خردسال، بُزغاله گویند.[۱] به بزغاله ٔ شیرمست یا بزغاله شش ماهه کهره میگویند. بز نر بالغ نیز « پازن » نام دارد .





از ویکی پدیا

بز کوهی

بز کوهی یا بز وحشی بصورت دسته‌های کوچک در کوهستان‌ها زندگی می‌کنند.

در کوه‌های ایران از این حیوان بسیار دیده می‌شود. در کوهستانهای آسیای صغیر و کوههای هیمالیا و هندوکش فراوان است و توسط شکارچیان شکار می‌شود.

ویژگی‌های ظاهری

موهای بدن بطور کلی زبر و کوتاه هستند و در نرها در پایین چانه دسته‌ای از موهای بلند ریش مانند روئیده‌است. همچنین در پشت بدن در طول خط طولی تیره پشت از شانه تا حدود دم موها بلند شده و به صورت تیغه‌ای درآمده‌اند. دم کوتاه است و طول آن با موهای انتهایی کمی بیشتر از طول گوش است. پاها قوی و سم نسبتاً پهن است. ماده‌ها بدون ریش هستند و شاخ در آنها کوتاه است و طول آن معمولاً کمتر از ۲۰ سانتیمتر است. نرها شاخ بلند و زیبایی دارند که مانند شمشیر خمیده به طرف عقب متمایل شده‌اند. قاعده شاخها در روی جمجمه خیلی بهم نزدیک شده‌اند ولی بقیه شاخ به تدریج از هم دور شده و در نوک کاملاً از هم فاصل بیشتری پیدا می‌کنند. رنگ بدن در پایین گونه‌ها و پهلوهای گردن و پهلوهای بدن نخودی خاکستری که در روی رانها و پاهای جلو تیره‌تر متمایل به قهوه‌ای می‌شود. ریش بلند و سیاهرنگ و یک خط قهوه‌ای تیره رنگ در خط میانی پشت در عقب سرازبین گوش‌ها تا نزدیک دم وجود دارد و همچنین نوار عرضی تیره‌ای به همین رنگ در روی شانه به طرف پهلوها و پایین سینه ادامه دارد. پوزه در بالای سوراخ‌های بینی خاکستری تیره و پیشانی قهوه‌ای روشن که در جلوی قاعده شاخ‌ها تیره می‌شود. جمجمه حجیم و از استخوانهای ضخیم تشکیل شده و پهنای آن در ناحیه برجستگیهای حدقه خیلی زیاد و پوزه برعکس دراز و باریک است. استخوان‌های بینی کوتاه است.

چگونگی زندگی

بز وحشی معمولاً به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند. بیشتر گله‌های ده تا بیست راسی تشکیل می‌دهند. ولی گاهی گله‌های بزرگ بیش از ۷۰ راس از آنها دیده می‌شود. معمولاً گله به‌وسیله یک نر مسن و قوی رهبری می‌شود. گاهی نرهای جوان گله‌های جداگانه تشکیل می‌دهند. از گیاهان کوهستانی و جوانه درختچه‌ها و درختها تغذیه می‌کنند. بیشتر ارتفاعات زیاد را ترجیح می‌دهند ولی ممکن است تا کوهپایه پایین بیایند. از توانایی زیاد برای برای جست و خیز و دویدن روی صخره‌ها و پرتگاهها برخوردارند. معمولاً در صبح زود و عصرها می‌چرند و ساعات گرم روز را در سایه سنگها و صخره‌ها و بوته‌ها می‌خوابند.

جفت‌گیری و زاد و ولد

در پاییز جفت‌گیری می‌کنند و دوران آبستنی آنها ۵ تا ۵٫۵ ماه است. هنگام جفت‌گیری میان نرها نزاع می‌شود. نرهای مسن و قوی نرهای ضعیف و جوان را از گله رانده و با چند ماده جفت‌گیری می‌کنند. زایش در بهار صورت می‌گیرد. بچه‌ها یکی و گاهی دوقلو هستند. بچه‌ها چند ساعت بعد از تولد به دنبال مادرشان راه می‌افتند و پس از چند روز می‌توانند به سرعت بدوند.

در داخل معده بز جسم سختی وجود دارد که به پادزهر معروف است که در قدیم برای درمان مارگزیدگی و بعضی بیماریها بکار برده می‌شده‌است.

پراکندگی جهانی

یونان، ترکیه، شبه جزیره عربستان، قفقاز، ایران، پاکستان، هند و افغانستان محل زندگی بزهای کوهی می‌باشد.

زیرگونه‌ها

بز وحشی در دنیـا شامل ۹ گـونه زیر است:

١- بز کوهی اسپانیائی (به انگلیسیSpanish ibex)‏: بز کوهی اسپانیائی خود دارای چهار گونه است:۱-C. p. pyrenaica ۲-C. p. lusitanica ۳-C. p. hispanica ۴-C. p. victoriae

٢- بز کوهی آلپی (به انگلیسیAlpine ibex)‏: این گونه در ارتفاعات آلپ اروپا زندگی کرده واز بستگان نزدیک بز کوهی اسپانیائی و حبشه‌ای می‌باشد. این گونه در شیبهای تند و اراضی خشن در ارتفاع ۲۰۰۰ تا۴۶۰۰ متری زیست می‌کند.

٣- بز کوهی حبشه‌ای (به انگلیسیNubian ibex)‏: این گونه در اسرائیل، عربستان، اردن، مصر، یمن و سودان دیده می‌شود. بعضی‌ها این گونه را یکی از زیرگونه های بز کوهی آلپی معرفی کرده‌اند و بعضی آنرا یک گونه مجزا می‌دانند. رنگ این گونه نسبت به سایرگونه‌ها روشن‌تر و زیرشکمش سفید است. احتمالاً برخی گونه‌های بز کوهی درایران از این گونه باشند.

۴- بز کوهی سیبری (به انگلیسیSiberian ibex)‏: این گونه که بز معمولی نیز شهرت دارد در مرکز و شمال آسیا دیده می‌شود. بزکوهی سیبری از بزرگترین و سنگین‌ترین بزها بوده که جثه‌اش ۱۱۰ سانتی‌متر طول و۱۳۰ کیلوگرم وزن می‌رسد.

۵- بز کوهی والیا (به انگلیسیWallia ibex)‏: این گونه درمعرض انقراض بوده و تنها ۵۰۰ رأس از آن در ارتفاعات اتیوپی وجوددارد.

۶- نژاد غرب قفقاز (به انگلیسیWest Caucasian tur)‏: درنیمه غربی کوههای قفقاز دیده می‌شود. طول آن به ۱ متر و وزنش به ۶۵ کیلوگرم بالغ می‌شود. دارای روتنهٔ خرمائی، زیر شکمی زرد و پاهایی تیره است.

۷- نژاد شرق قفقاز (به انگلیسیEast Caucasian tur)‏: درارتفاعات نیمه شرقی کوههای قفقاز دیده می‌شود. گونه‌ای بزرگ ولی بدنی باریک و پاهای کوتاهی دارند. در زمستان روتنهٔ خرمائی تیره و در تابستان خرمائی روشن دارند. درنواحی از ارتفاع ۸۰۰ تا ۴۰۰۰ متر دیده می‌شوند.

۸- بز وحشی (به انگلیسیWild goat)‏: این گونه از گسترده‌ترین گونه‌هاست که دراکثر مناطق کوهستانی ایران دیده می‌شود. پراکنش این گونه در آسیای صغیر، خاورمیانه، اروپا و آسیای میانه است.

۹- مـارخـور (به انگلیسیMarkhor)‏: این بز یکی از بزرگترین بزها است که در شمال شرقی افغانستان، شمال و مرکز پاکستان و قسمتهائی ازهند، جنوب تاجیکستان وازبکستان دیده می‌شود. این گونه در معرض انقراض بوده وحیوان ملی پاکستان می‌باشد. شمار آن‌ها کم‌تر از ۲٬۵۰۰ رأس است.

از ویکی پدیا

سگ

سَگ (نام علمیCanis lupus familiaris) یکی از زیر رده‌های خانگی گرگ‌ها و پستانداری از راستهٔ سگ‌سانان است. این واژه برای هر دو گونهٔ خانگی و شکاری و گاهی اوقات برای گونه‌های وحشی نیز به کار می‌رود. سگ خانگی یکی از حیوانات کاری و نیز هم‌نشین انسان‌ها بوده و هست. همچنین در بعضی فرهنگ‌ها از سگ به عنوان یک منبع غذایی استفاده می‌شده‌است.

سگ‌ها شامل صدها گونهٔ متفاوت می‌شوند. ارتفاع آن‌ها از سطح زمین تا بین دو کتف از چند اینچ در گونهٔ شی‌هواهوا تا چند فوت در سگ تازی ایرلندی متغیّر است. رنگ آن‌ها نیز از سفید تا سیاه و از قهوه‌ای تیره تا روشن با طرح‌های مختلفی متغیر است. پوشش آنها نیز از بسیار کوتاه تا چند سانتی متر متفاوت است، از موی خشن تا پشم صاف، مجعد یا نرم.

تاریخچه

برخی تحقیقات نشان می‌دهند که سگ‌ها دست کم در حدود پانزده هزار سال پیش از گرگ‌ها اهلی شده‌ان، اما با معیار قرار دادن شواهدی که از فسیل‌ها و از آزمایش دی‌ان‌ای به دست آمده‌است سگ‌ها از یک صد هزار سال پیش اهلی شده بودند. تحقیقات دیگر نشان می‌دهند که از اهلی شدن سگ‌ها زمان کمتری می‌گذرد و سگ‌ها از اهلی کردن سگ‌های وحشی که از قبل از گرگ‌ها منشعب شده بودند به وجود آمده‌اند.سگ‌ها دو نوع کلی دارند. (سگ‌های شکاری و سگ‌های خانگی).[۲]

منشاء سگ‌ها

سگهای اهلی همانند روباه، شغال، گرگ و دینگو متعلق به خانواده گوشتخواران می‌باشند. دینگو نوعی پستاندار است که از نظر جایگاه بین اجداد سگ و پریا قرار دارد. ارتفاع آن ۵۰ سانتی متر بوده، به رنگ قرمز تا حنائی روشن یافت می‌شود. اولین اعضای خانواده سگ سانان حدود ۲۵ میلیون سال قبل در شمال آمریکا رفتند، روباه‌ها از این گروه مشتق شدند. سابقه نگهداری سگ‌ها در اروپا به حداقل ۱۰ هزار سال قبل بر میگردد.بیشتر شواهد نشان می‌دهد که اصلیت سگ‌های اهلی منسوب به آفریقا و آسیا است و از آنجا به همراه مهاجرین به اروپا آورده شده‌اند. سابقه اهلی کردن سگ در جنوب غربی آسیا به ۲۰ هزار سال قبل برمی گردد.دانشمندان در مورد اینکه اجداد وحشی سگ‌ها، گرگ، شغال، یا دینگو بوده‌است اختلاف نظر دارند. هر چند که در مورد این نکته که گرگ و احتمالا شغال در خانواده سگ‌ها قرار دارند متفق القول هستند. گروهی بر این عقیده‌اند که تمام سگ‌ها از پستاندار اولیه به نام maicid که بیش از ۵۰ میلیون سال قبل می‌زیسته‌است مشتق شده‌اند.گروهی دیگر نوعی گوشتخوار به نام Canis Ferus را که منقرض شده‌است، منشا سگ‌های اهلی می‌دانند اما مدارکی دال بر وجود این گوشتخوار به دست نیامده و این تنها یک فرضیه‌است.[۳]

منشا نژادهای سگ

همان طوری که در طبیعت، تمامی موجودات زنده خودشان را با شرایط محیطی و تغییرات آب و هوایی وفق می دهند هیچ شکی وجود ندارد که سگ‌ها نیز که در مراحل اولیه در نقاط مختلف جهان به وجود آمدند خودشان را با این شرایط سازگار کرده باشند . سگ‌های تازی اولیه برای نواحی بیابانی و جلگه ای و سگ‌های مستیف برای نواحی کوهستانی و جنگلی سازش یافتند. موتاسیون (جهش) موجب افزایش تعداد گونه‌ها شد و بتدریج این گونه‌ها آگاهانه توسط انسان به کار گرفته و پرورش داده شد. جمجمه‌ها و استخوان‌های یافت شده از عصر حجر نشان می دهد که حد اقل چهار نوع سگ در اروپا وجود داشته است که از نظر جثه و شکل جمجمه با هم تفاوت داشتند.دور از واقعیت خواهد بود اگر تصور کنیم که انسان در ایجاد این چهار گونه دخالتی داشته است. منشا این چهار گونه ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال در بعضی موارد از گرگ و در مواردی دیگر از شغال مشتق شده اند. همچنین ممکن است از حیوان دیگری که به طور مستقل از سایر حیوانات تکامل یافته است به وجود آمده باشند.

از ویکی پدیا

فیل

فیل یا پیل نام حیوانی بزرگ‌جثه از راسته خرطوم‌داران (Proboscidea) از خانواده فیلان (Elephantidae) است که بیشتر بومی هندوستان و آفریقا می‌باشد.[نیازمند منبع]

فیل‌ها سنگین‌ترین جانوران خشکی هستند.دو گونه فیل وجود دارد؛ یکی فیل آفریقایی که در آفریقا زندگی می‌کند و دیگری هم فیل هندی که ساکن هند است.این جانوران از خرطوم دراز خود به عنوان دست استفاده می کنند و با آن غذا و آب را در دهان خود می گذارند. جنس عاج فیل‌ها مانند جنس دندان است. فیل‌های نر از عاج برای جنگیدن استفاده می کنند.

فیل‌ها احتیاجی به دفاع از سرزمینی که در آن زندگی می‌کنند ندارند٬ چون به نظر می‌رسد همسایگانشان را می‌شناسند و با آن‌ها روابط دوستانه دارند. آن‌ها قدرت بینایی ضعیفی دارند ولی حس شنوایی و بویایی آن‌ها بسیار خوب است.اگر یکی از فیل‌ها احساس خطر کند٬ همهٔ گله گوش به زنگ می‌شود

رابطه با انسان

درمان

از فیل‌ها برای درمان بعضی بیماری‌های روانی در انسان‌ها بهره گرفته شده است. پزشکان در تایلند از فیل‌ها برای بهبود کودکان مبتلا به اوتیسم و نیز کودکان نابینا کمک گرفته‌اند تا این کودکان، که از ارتباطات اجتماعی گریزان هستند، وارد تعاملات اجتماعی شوند.[۲]

خرطوم و عاج

خرطوم

فیل ماده خرطوم خود را به نشانه هشدار بالا می‌آورد

گذشته از اندازهٔ فیل‌ها٬ دو چیز دیگر که آن‌ها را از بقیهٔ پستان داران متمایز می‌کند٬ خرطوم و عاج آنهاست.خرطوم٬ بینی فیل است. خرطوم استخوان ندارد ولی ماهیچه‌ای است و یک یا دو لب انگشت در نوک آن وجود دارد.فیل‌ها از خرطوم برای نفس کشیدن و آب خوردن استفاده می‌کنند٬ به این صورت که ابتدا آب را بالا می‌کشد و سپس آن را از گلویش پایین می‌فرستد.خرطوم فیل مثل دست نیز عمل می‌کند.هم آنقدر قوی است که می‌تواند شاخه‌های پربرگ را با آن‌ها بشکند و هم آنقدر دقیق که می‌تواند میوه‌ای به کوچکی تمشک را با آن بردارد.

خرطوم فیل بسیار حساس است: فیل‌هایی که می‌خواهند جفت‌گیری کنند خرطوم‌هایشان را در هم حلقه می‌کنند.فیل‌های مادر وقت زیادی را صرف لمس و نوازش بچه هایشان می‌کنند.آن‌ها این کار را با خرطوم‌هایشان انجام می‌دهند.این «نوازش فیل» برای بچه فیل بسیار مهم است.بچه‌ای که نوازش نشود به اندازهٔ بچه‌ای که تماس زیادی با مادرش داشته باشد رشد نمی‌کند.[۳]

عاج

عاج‌ها٬ در واقع دومین دندان‌های پیشین بالایی فیل‌اند.وقتی این دندان‌ها شروع به رشد می‌کنند٬ مثل دندان انسان٬ لایه‌ای از مینا دارند.ولی وقتی بزرگتر می‌شوند٬ مینا دیگر روی دندان‌ها را نمی‌پوشانند.بیشتر این دندان‌ها از عاج ساخته شده است.فیل‌ها از این عاج‌ها برای دفاع کردن و غذا خوردن استفاده می‌کنند.این دندان‌ها در تمام طول عمر فیل رشد می‌کنند٬ بنابراین فیلی که عاج‌های بسیار بزرگی دارد معمولاً حیوانی پیر است.عاج ماده‌ها کوچک‌تر از عاج نرهاست و عاج فیل آسیایی هم کوچک تر از فیل آفریقایی است.[۴]

اقسام

خط فرگشتی دو گونه فیل آفریقایی و فیل آسیایی در حدود ۶٫۷ میلیون سال پیش از هم جدا شد.

از ویکی پدیا