شیر یا (گربه سان)


شیر (نام علمی: Panthera leo) پستانداری گوشتخوار از سردهٔ پلنگیان خانوادهٔ گربه‌سانان است. با بدنی بزرگ که وزنش در میان نرها گاه به ۲۵۰ کیلوگرم می‌رسد؛ این جانور نیرومند دومین عضو بزرگ‌جثهٔ سردهٔ خود پس از ببر است. شیر به خاطر بدن بزرگ و هیبت و چالاکیش در هنگام شکار لقب «سلطان جنگل» را به خود گرفته؛ اگرچه بیشتر در مناطق ساوانایی آفریقا زندگی می‌کند و تنها تعداد کمی از آن در جنگل گیر در هندوستان یافت می‌شوند. آن‌ها طعمه‌های گوناگونی را به‌عنوان خوراک اختیار می‌کنند که شامل بیشترجفت‌سمان بومی آفریقا و به‌ندرت جانداران بزرگی چون فیل و زرافه می‌شوند.
با آنکه در گذشته شیرها در آفریقا، خاورمیانه، و جنوب آسیا (از جمله ایران) به فراوانی یافت می‌شدند، امروزه تعداد محدودی از آن‌ها در آفریقا و آسیا باقی مانده‌اند که جمعیتشان به سوی کمتر شدن پیش می‌رود. در حال حاضر اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیستوضعیت بقای گونهٔ شیر را در حالت آسیب‌پذیر طبقه‌بندی کرده‌است.[۱]
شیرها ساختار اجتماعی مشخصی دارند که بر پایهٔ تشکیل گروهی به سرپرستی یک تا سه نر و تعدادی ماده به همراه توله‌هایشان است. آن‌ها به صورت گروهی به شکار می‌روند و شکارکردن بیشتر بر دوش شیرهای ماده است. با آنکه شیرهای نر شکار نمی‌کنند اما وظیفهٔ محافظت از گروه و قلمرو آن را بر دوش دارند؛ ناحیه‌ای که می‌تواند تا ۲۶۰ کیلومتر مربع را پوشش دهد.
به این جانور با ابهت از دیرباز تا کنون در فرهنگ و ادبیات ملل گوناگون جهان توجه شده است. نگاره‌های غار در لاسکو فرانسه نخستین نقاشی‌های یافت شده از شیر در جهانند که مربوط به ۱۷٬۰۰۰ سال پیش هستند. به عنوان نمادی از پادشاهی و قدرت در طبیعت، تصویر شیر از دیرباز در فرهنگ ایرانی نمایندهٔ شاهنشاهی بوده و اشاره به آن در طول تاریخ از سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید تا پرچم ایران و خاندان شاهنشاهی پهلوی دیده می‌شود.فرگشت و رده‌بندی[ویرایش]
شیر گونه‌ای از سردهٔ پلنگیان است و خویشاوندان نزدیکش دیگر گونه‌های این سرده چون ببر، پلنگ، و یوزپلنگ هستند. به احتمال زیاد سردهٔ پلنگیان در آسیا تکامل یافت ولی ریشه‌های دقیق آن نامشخص هستند.[۲] شواهد سنگواره‌ای نشان می‌دهند که این سرده می‌بایست میان ۲ تا ۳٫۸ میلیون سال پیش بر روی زمین پا گذاشته باشد.[۳] شیر خود میان ۱ میلیون تا ۸۰۰٬۰۰۰ سال پیش در آفریقا تکامل یافت و در زیستگاه‌های نیمکره شمالی پراکنده شد.[۴]
کهن‌ترین سنگواره‌های یافت شدهٔ شیر در اروپا مربوط به ۷۰۰٬۰۰۰ سال پیش هستند که مربوط به زیرگونه Panthera leo fossilis در ایسرنیا، ایتالیا می‌شوند. شیرهای غارنشین (Panthera leo spelaea) بازماندگان این گونه شیر هستند که ۳۰۰٬۰۰۰ سال پیش ظاهر شدند.[۵] شیرهای شمال اوراسیا در پایان واپسین دورهٔ یخبندان زمین نزدیک به ۱۰٬۰۰۰ سال پیش منقرض شدند.[۶] شیرهای اروپا در دورهٔ پلیستوسن بالایی[پانویس ۱] نه تنها در اوراسیا حضور داشتند که به آمریکای شمالی راه پیدا کردند و در جنوب تا پرو پراکنده شدند.[۷]زیرگونه‌ها[ویرایش]
به صورت سنتی می‌توان گفت که ۱۲ زیرگونهٔ معاصر شیر شناسایی شده‌اند که با هم در ظاهر یال، اندازهٔ بدن، و گسترهٔ پراکندگی تفاوت دارند. با این حال همهٔ این زیرگونه‌ها، زیرگونهٔ واقعی نیستند چرا که گاه تغییرات در ظاهر آنچنان کم‌اهمیت و ناچیز بوده‌اند که صرفاً نشان‌دهندهٔ تنوع فراوان در ظاهر شیرهای مختلف هستند. از این رو امروزه تنها ۸ زیرگونه پذیرفته شده‌اند[۶] که از میان آن‌ها نیز شیر دماغه (Panthera leo melanochaita) به احتمالی یک زیرگونهٔ واقعی نیست.[۸]معاصر[ویرایش]شیر آسیایی یکی از دو زیرگونهٔ در حال حیات شیر است که امروزه به طور طبیعی تنها در جنگل گیر درگجرات، هندوستان زندگی می‌کند.
هشت زیرگونهٔ شناسایی‌شدهٔ معاصر (مربوط به دوران هولوسین) به ترتیب زیر هستند:شیر ایرانی (P. l. persica) که به نام‌های شیر آسیایی، جنوب آسیا، و هندی نیز شناخته می‌شود،[پانویس ۲] روزگاری در گسترهٔ وسیعی که از ترکیه آغاز می‌شد، جنوب غرب آسیا را در بر می‌گرفت، و به سرزمین‌های شبه‌قاره هند (پاکستان، هند، و بنگلادش امروزی) کشیده می‌شد، زندگی می‌کرد. گله‌های گستردهٔ این جانور و عادتشان به فعالیت در روز، شکار آن‌ها را آسان کرد و جمعیت‌های محلی آن در بیشتر مناطقی که پیشتر یافت می‌شدند، از میان رفتند. امروزه تنها نزدیک به ۴۰۰ عدد از آن‌ها در جنگل گیر در هندوستان زندگی می‌کنند.[۹] بررسی‌های ژنتیکی نشان می‌دهند که اجداد این شیرها میان ۷۴ تا ۲۰۳ هزار سال پیش از اجداد شیرهای آفریقایی امروزین جدا شدند.[۶]شیر بربری (P. l. leo) که در نواحی کوه‌های اطلس در مراکش و مصر یافت می‌شد و امروزه نسلش در حیات وحش منقرض شده‌است. واپسین شیر بربری در حیات وحش در سال ۱۹۲۲ در مراکش کشته شد.[۱۰] این شیر یکی از بزرگ‌جثه‌ترین زیرگونه‌های شیر بود و بر پایهٔ گزارش‌ها طول بدنش ۳ تا ۳٫۳ متر و وزنش بالغ بر ۲۰۰ کیلوگرم در نرها بود. به نظر می‌آید که این زیرگونه بیشتر به شیرهای آسیایی نزدیک بود تا شیرهای آفریقا. تعدادی شیر در اسارت وجود دارند که به زیرگونهٔ بربری نسبت داده می‌شوند،[۱۱] به ویژه آنکه ۹۰ شیر از مجموعهٔ شخصی پادشاه مراکش در باغ وحش رباط باقی مانده‌اند.[۱۲]شیر غرب آفریقا (P. l. senegalensis) در مناطق غرب آفریقا، از سنگال تا جمهوری آفریقای مرکزی یافت می‌شود.شیر شمال‌شرقی کنگو (P. l. azandica) در مناطق شمال و شمال‌شرقی کشور کنگو یافت می‌شود.شیر شرق آفریقا (P. l. nubica) که به نام شیر ماسای شناخته می‌شود در شرق آفریقا، از اتیوپی و کنیا تا تانزانیا و موزامبیک یافت می‌شود.شیر جنوب‌غربی آفریقا یا شیر کاتانگا (P. l. bleyenberghi) در جنوب‌غربی قارهٔ آفریقا و کشورهای نامیبیا، بوتسوانا، آنگولا، کنگو، زامبیا، و زیمبابوه زندگی می‌کند.[۱۳]شیر جنوب‌شرقی آفریقا (P. l. krugeri) که به نام شیر ترانسفال خوانده می‌شود، در استان ترانسفال در جمهوری آفریقای جنوبی که پارک ملی کروگر را نیز در بر می‌گیرد، یافت می‌شود.[۱۳]شیر دماغه (P. l. melanochaita) در حوالی سال ۱۸۶۰ میلادی منقرض شد. نتایج آزمایش‌های دی‌ان‌ای میتوکندریایی این جانور را یک زیرگونهٔ مستقل از شیر به حساب نمی‌آورند. به نظر می‌آید که شیرهای دماغه تنها جمعیت‌های محلی گونهٔ P. l. krugeriساکن در نواحی انتهایی جنوبی آفریقا بوده‌اند.[۸] این جانور نخستین زیرگونهٔ شیر بود که در دوران معاصر منقرض شد.[۱۴]پلیستوسن[ویرایش]
چندین گونه شیر در دورهٔ پلیستوسن زندگی می‌کردند که ویژگی‌های مشترکی از جمله فقدان یال در نرها داشتند.[۱۵] چند زیرگونه منقرض شده از شیر در دوره‌های پیشاتاریخی به شرح زیر هستند:شیر غارنشین اروپایی دورهٔ میانی پلیستوسن (P. l. fossilis) یا شیر موسباخ نزدیک ۵۰۰٬۰۰۰ سال پیش در اروپا زندگی می‌کرد. سنگوارهٔ این جانور در آلمان و ایتالیا پیدا شده‌است. جثهٔ این شیر بزرگ‌تر از شیرهای آفریقایی بوده و به اندازهٔ جثهٔ شیرهای غارنشین آمریکایی می‌رسیده‌است.[۶]شیرهای غارنشین در اتاق گربه‌سانان، غارهای لاسکو، فرانسهشیر غارنشین (Panthera leo spelaea) که به آن شیر غارنشین اروپایی، شیر غارنشین اوراسیایی، و شیر غارنشین اروپایی پلیستوسن نیز گفته می‌شود، در میان ۳۰۰ تا ۱۰ هزار سال پیش در اوراسیا زندگی می‌کرد.[۶] این شیر بازماندهٔ شیر موسباخ است؛ با آنکه جثهٔ شیرهای موسباخ ۲۵ درصد بزرگتر از شیرهای کنونی بود، با گذر زمان اندازهٔ این جثه کوچکتر شد تا آنکه در شیر غارنشین به ۸ تا ۱۰ درصد بیشتر از جثه شیرهای کنونی رسید.[۱۶] این زیرگونه بیشتر از روی نقاشی‌های غار مربوط به دوران پارینه‌سنگی در اروپا، کنده‌کاری بر عاج، و تصاویر روی کوزه‌ها شناخته شده‌است.[۱۷] این تصاویر نشان می‌دهند که این جانور گوش‌های برآمده، دم منگوله‌وار، و به احتمالی خطوط محوی همانند خطوط بدن ببر بر روی تن داشته. با آنکه باور بر این است که این شیر بی‌یال بوده، تصاویر نشان می‌دهند که حداقل بعضی از نرهای این گونه یال مختصری دور گردن خود داشته‌اند.[۱۵]شیر آمریکایی یا شیر غارنشین آمریکایی (P. l. atrox) در ۱۰٬۰۰۰ سال پیش در دورهٔ پلیستوسن از کانادا در آمریکای شمالی تا پرو در آمریکای جنوبی به فراوانی یافت می‌شد. این زیرگونه ارتباط نزدیکی با P. l. spelaea داشته و به احتمال زیاد از جدا شدن گروهی ازP. l. spelaea‌ها در ۳۴۰٬۰۰۰ سال پیش پدید آمدند.[۱۸] به عنوان یکی از بزرگترین گونه‌های شیر که بر زمین زندگی می‌کردند، طول این شیرها میان ۱٫۶ تا ۲٫۵ متر بود و وزن‌شان به ۵۲۰–۳۴۰ کیلوگرم می‌رسیده؛ وزنی دو برابر وزن شیرهای کنونی و قابل قیاس با بزرگترین خرس‌هایی که تاکنون زیسته‌اند.[۱۹]مورد ابهام[ویرایش]شیر یونگی (P. l. youngi) نزدیک ۳۵۰٬۰۰۰ هزار سال پیش در مناطق شمال‌شرقی چین زندگی می‌کرد. رابطهٔ این زیرگونه با شیرهای کنونی نامشخص است و احتمال دارد که این شیر گونه‌ای جدا باشد.[۲۰]شیر سریلانکا (P. l. sinhaleyus) که به نظر می‌رسد نزدیک به ۳۹٬۰۰۰ سال پیش منقرض شده باشد. این جانور تنها از روی دو دندان پیدا شده در کوروویتا شناخته شده و در سال ۱۹۳۹ طبقه‌بندی شد.[۲۱]شیر غارنشین برینگی (P. l. vereshchagini) در یاقوتستان، روسیه، آلاسکا، ایالات متحده آمریکا، و منطقهٔ یوکان در کانادا زندگی می‌کرد و به دلایل ریخت‌شناسانه به عنوان زیرگونه‌ای جدا از P. l. spelaea شناخته شده. با این حال بررسی‌های دی‌ان‌ای میتوکندریایی انجام شده بر روی سنگواره‌های این شیرهای غارنشین در اروپا و آلاسکا فرقی میان آن‌ها نشان نمی‌دهند.[۱۸]شیر اروپایی (P. l. europaea) که به احتمالی با یکی از دو شیر آسیایی Panthera leo persica و غارنشین Panthera leo spelea همسان بوده، در سال ۱۰۰ پیش از میلاد مسیح در اروپا به دلیل شکار و از میان رفتن قلمرو منقرض شد. این شیر ساکن بالکان، شبه‌جزیره ایتالیا، جنوب فرانسه، و شبه‌جزیره ایبریبوده‌است. شکار کردن شیر اروپایی از علایق ویژهٔ مردمان روم باستان و یونان باستان بوده‌است.ماروزی یا شیر خالدار (P. l. maculatus) نوعی شیر بوده که گاه گمان می‌رود زیرگونه‌ای مستقل بوده‌است ولی شاید شیری عادی در جوانی خود بوده که هنوز خال‌های کودکی بر روی بدن آشکار هستند. این گونه تا سال ۱۹۳۱ منقرض شده بوده. پلنشیر دو رگه نیز به صورت طبیعی بر روی بدن خود چنین خال‌هایی دارد.دورگه‌ها[ویرایش]دو شیببر ماده (چپ) و نر در پارکی در کره جنوبی. به خال‌های روی پوست و ظاهر شیرمانند آن دقت کنید.
شیرها به توانایی تولید مثل با ببرها (اغلب با ببر سیبری و بنگال) شناخته شده‌اند. حاصل این درآمیختن‌ها دو گونهٔ دورگه، شیببر و ببشیر هستند که نخستی از آمیزش شیر نر با ببر ماده و دومی از آمیزش شیر ماده با ببر نر پدید می‌آیند. شیرها با پلنگ نیز می‌آمیزند و حاصل آن پلنشیر است. دورگهٔ شیر و جگوار را جگشیر می‌نامند.[۲۲] امروزه به دلیل تاکید بر اهمیت نگهداری از گونه‌ها و زیرگونه، دورگه‌سازی از شیرها توصیه نمی‌شود، با این حال هنوز در چین مراکز و باغ‌وحش‌های خصوصی اقدام به این کار می‌کنند.
ژن رشد در شیببرها از ببر ماده منتقل نمی‌شود و این شیر نر است که ژن رشد خود را به فرزند منتقل می‌کند. نتیجه آن می‌شود که شیببرها سریع‌تر از هر یک از والدین‌شان بزرگ می‌شوند. آن‌ها ویژگی‌های ظاهری و رفتاری هر دو پدر و مادر خود را به ارث می‌برند؛ برای نمونه خال‌ها و رگه‌هایی بر روی پوستی به رنگ بدن شیر. شیببرهای نر توانایی باروری ندارند ولی ماده‌ها بارورپذیر هستند. احتمال آنکه نرها یال داشته باشند ۵۰ درصد است ولی حتا اگر یال در بیاورند اندازهٔ متوسطی خواهد داشت. طول بدن شیببرها میان ۳ تا ۳٫۷ متر و وزنشان میان ۳۶۰ تا ۴۵۰ کیلوگرم یا بیشتر است. ببشیرِ کمتر مرسوم، حاصل آمیزش ببر نر و شیر ماده است. به دلیل اثرات متقابل وراثتی، اندازهٔ ببشیرها کوچکتر از مادر و پدرشان است.توصیف ظاهری[ویرایش]
شیر بلندقامت‌ترین گربه‌سان است و ارتفاع شانه‌اش ۱۴ سانتی‌متر از ببر بلندتر است. پس از ببر، شیر دومین گربه‌سان بزرگ‌جثه موجود از لحاظ اندازه و وزن است.[۲۴] جمجمه شیر همانندی بسیاری به ببر دارد ولی بخش جلویی آن اغلب بسیار صاف‌تر است و دهانه‌های تنفسی بزرگتری دارد. در بیشتر موارد، اختلاف میان آرواره پایینی دو جانور می‌تواند تعلق یک جمجمه به هر یک را به سادگی آشکار سازد.[۲۵]یک خانواده شیر در ماسایی مارا واقع در کنیا
رنگ بدن شیرها از سبز ملایم تا متمایل به زرد، قرمز، یا قهوه‌ای تیره متغیر است. توله‌ها به همراه خال‌هایی بر پوستشان به دنیا می‌آیند که آن‌ها را همانند پلنگ می‌کند. این خال‌ها با گذر زمان محو می‌شوند ولی پس از بلوغ نیز نقطه‌های کمرنگ بر پاها و بخش‌های پایینی بدن، به ویژه در ماده‌شیرها، دیده می‌شوند.[۲۶]
شیرها تنها اعضای خانواده گربه‌سانان هستند که دودیسی جنسی آشکار دارند، یعنی آنکه نرها و ماده‌ها به روشنی با هم تفاوت ظاهری دارند.[۲۷] آن‌ها همچنین دارای نقش‌های مشخص در گروه هستند. برای نمونه، ماده‌شیرها که اغلب شکار را انجام می‌دهند، یال ضخیم نرها را ندارند. رنگ یال نرها از زرد تا سیاه متغیر است و اغلب به همراه پیرتر شدن شیر، تاریک‌تر می‌شود.
وزن شیرهای بالغ میان ۲۵۰–۱۵۰ کیلوگرم برای نرها و ۱۸۲–۱۲۰ کیلوگرم برای ماده‌ها است.[۲۸] اندازه بدن شیرها به نسبت محیطی که در آن زندگی می‌کنند تغییر می‌کند و برای نمونه، شیرهای جنوب آفریقا در کل نزدیک به ۵ درصد سنگین‌تر از شیرهای ساکنشرق آفریقا هستند.[۲۹] میانگین وزنی شیر نر ۵۰ درصد بیشتر از میانگین وزنی ماده‌است.[۳۰]
طول بدن شیرهای نر میان ۲۵۰–۱۷۰ سانتی‌متر و شیرهای ماده ۱۷۵–۱۴۰ سانتی‌متر است؛ ارتفاع شانه به ۱۲۳ سانتی‌متر در نرها و کمینه ۹۱ سانتی‌متر در ماده‌ها می‌رسد. اندازه طول دم ۱۰۵–۹۰ سانتی‌متر در نرها و ۱۰۰–۷۰ سانتی‌متر در ماده‌ها است.[۳۱]بزرگ‌جثه‌ترین شیر دیده شده شیری نر با یال‌های سیاه بود که نزدیک به ۳،۶ متر طول داشت و در سال ۱۹۷۳ در جنوب آنگولا کشته شد. سنگین‌وزن‌ترین شیر به دام افتاده نیز شیری آدم‌خوار با وزن ۳۱۳ کیلوگرم بود که در شرق استان ترانسفال در آفریقای جنوبیکشته شد.[۳۲] شیرهای در اسارت نگهداری شده اغلب جثه بزرگتری نسبت به شیرهای ساکن در حیات وحش دارند. سنگین‌وزن‌ترین شیر در اسارت وزنی برابر ۳۷۵ کیلوگرم داشت و در دهه ۱۹۷۰ میلادی در باغ‌وحشی در انگلستان نگهداری می‌شد.[۳۳]
مشخص‌ترین ویژگی مشترک میان هر دو شیر نر و ماده این است که دم در انتهای خود شکلی گلوله‌وار و پشمی پیدا می‌کند. در بعضی شیرها این گلوله پشمی، انتهای مهره‌های دمی را که اندازهٔ تقریبی ۵ میلی‌متر دارد، می‌پوشاند. شیر تنها گربه‌سانی است که در انتهای دم خود چنین بخش مشخصی را دارد اما کارایی آن تاکنون مشخص نشده‌است. این گلوله که در هنگام تولد وجود ندارد، در نزدیکی میانهٔ ماه پنجم زندگی رشد می‌کند و در ۷ ماهگی تشخیص‌پذیر است.[۳۴]
شیرها قدرت بدنی به‌نسبت فراوانی ندارند و دویدن زیاد آن‌ها را خسته می‌کند. در هنگام دویدن، بیشترین سرعتی که می‌توانند به آن دست پیدا کنند ۴۸ تا ۵۹ کیلومتر بر ساعت است.[۳۰]یال[ویرایش]تصویری از صورت یک شیر نر به همراه یال‌هایش
یال شیرهای نر در میان گربه‌سانان منحصر به فرد است و یکی از بارزترین ویژگی‌های ظاهری آن‌ها به شمار می‌رود. وجود این یال کمک می‌کند که شیر خود را بزرگتر از آنچه هست نشان دهد و به او در نبرد با رقیبانی چون کفتار خالدار، ابهت ببخشد.[۳۵] وجود، عدم وجود، رنگ، و اندازه یال با شرایط وراثتی، بلوغ جنسی، آب و هوا، و تولید تستوسترون در ارتباط است و هرچه این یال سیاهتر باشد، شیر تندرست‌تر است.[۳۶] ماده‌ها تمایل بیشتری به انتخاب نرهایی با یال‌های ضخیم‌تر و تاریک‌تر برای جفت‌گیری دارند.[۳۷] بررسی‌ها در تانزانیا نشان می‌دهند که یال ضخیم‌تر و تاریک‌تر می‌تواند نشان‌دهنده افزایش احتمال پیروزی یک نر در نبرد با نرهای دیگر باشد. همچنین نرهای با یال ضخیم‌تر دوره باروری بیشتری دارند و احتمال زنده ماندن بچه‌هایشان بیشتر است اگرچه در فصل‌های گرم سال متحمل سختی می‌شوند.[۳۸] عوامل محیطی همچون دما در میزان ضخامت و رنگ یال تاثیر دارند.[۳۸] نرهای زیرگونه آسیایی یال‌های کم‌پشت‌تری نسبت به هم‌نوعان آفریقایی خود دارند.[۳۹]
در پارک ملی پنجاری در بورکینا فاسو، تقریبا همه نرها بی‌یال هستند و یا آنکه یال‌های بسیار کم‌پشت دارند. شیرهای بی‌یال همچنین در سنگال و پارک ملی ساوو در کنیا دیده می‌شوند. شیرهای پارک ساوو به «بی‌یالی» شناخته شده هستند.[۴۰] میزان رشد یال شیر با تولید هورمون تستوسترون در بدن آن در ارتباط است و به دلیل آنکه تولید این هورمون با خایه‌ها مرتبط است، شیرهایی که اخته می‌شوند هیچ و یا میزان بسیار کمی یال دارند.[۴۱]
دلایل گوناگونی برای اینکه چرا بعضی شیرها یال ندارند مطرح شده‌اند: اینکه احتمال دارد شیرهای بی‌یال زیرگونه‌هایی جدا از شیر باشند و از لحاظ ژنتیکی با دیگر شیرها فرق داشته باشند،[۴۲] و یا آنکه به دلیل «پر هزینه» بودن نگهداری یال برای شیرها، که به قیمت گرم‌شدن بدن و سختی حمل آن و نیاز به آب بیشتر برای حفظ تعادل دمایی بدن تمام می‌شود، این بخش به تدریج حذف شده‌است،[۴۳] اینکه کم‌پشت شدن یال می‌تواند نشان از زخمی‌شدن، شرایط محیطی نامطلوب، یا سن بالا باشد،[۴۴] و یا آنکه کمبود یال نه به دلیل کمبود تستوسترون که به دلیل ازدیاد بیش از حد آن در شیرها پدید آمده‌است.[۴۵]شیرهای سفید[ویرایش]به وجود آمدن شیرهای سفید نتیجه یک ژن چیره است. در تصویر: یک شیر سفید در باغ وحش براتیسلاوا، اسلوواکی
شیر سفید یک زیرگونه جدا از شیر نیست بلکه یک چندریخت با شرایط ژنتیکی ویژه، لیوسیسم، است که باعث کم‌رنگ شدن پوست بدن شده و آن را همانند ببر سفید ساخته است. چنین حالت ژنتیکی همانند ملانیسم در پلنگ‌های سیاه است که در آن رنگ پوست جانور به سیاهی می‌گراید. با این حال این شیرها زال نیستند و تجمع رنگ‌دانه‌ها در چشم‌ها و پوستشان طبیعی است. شیرهای ترانسفال سفید تاکنون در گوشه و کنار پارک ملی کروگر و مناطق شرقی آفریقای جنوبی دیده شده‌اند ولی بیشتر در اسارت است که شیرهای سفید زاییده می‌شوند چرا که پرورش‌دهندگان از قصد شیرهایی را به آمیزش با هم ترغیب می‌کنند که توانایی تولید توله با رنگ سفید داشته باشند. از آنجا که پوست سفید غیرمعمول آن‌ها به دلیل چیرگی یک ژن است، بعضی پرورش‌دهندگان در آفریقای جنوبی آن‌ها را تولید می‌کنند تا در مسابقات شکار تروفه مورد استفاده قرار گیرند.[۴۶]
با آنکه شیرهای سفید از لحاظ استتار دچار مشکل هستند، تبعیضی برای آن‌ها در میان دیگر شیرها وجود ندارد و همچون دیگر اعضای یک گله به زندگی ادامه می‌دهند.[پانویس ۳]دوره زندگی و زایش[ویرایش]دو شیر در حال جفت‌گیری در باغ وحش دنور
شیرها زمان و دورهٔ جفت‌گیری مشخصی ندارند. بیشتر ماده‌شیرها تا هنگامی که به سن ۴ سالگی برسند یک بار فرزند به دنیا آورده‌اند.[۴۷] شیرهای نر تنها در یک زمان یا دوره مشخص از سال جفت‌گیری نمی‌کنند و ماده‌ها توانایی جفت‌گیری چندین باره در سال را دارند.[۴۸] همانند دیگر گربه‌سانان، اندام تناسلی نرها مهره‌هایی دارد که به سوی عقب متمایلند. هنگام خروج اندام از مهبل، مهره‌ها با دیواره آن برخورد می‌کنند و این می‌تواند باعث آزادسازی تخمک شود.[۴۹] یک ماده می‌تواند در طی دوره فحلی (دوره پذیرش جنسی) خود با بیش از یک نر آمیزش کند.[۵۰] در طی این دوره زوجین به صورت میانگین میان بیست تا چهل بار در روز آمیزش می‌کنند و اغلب از خوردن چشم‌پوشی می‌کنند. برای آبستن شدن ماده زوجین به صورت میانگین ۳۰۰ بار نزدیکی می‌کنند و این کار در طی دوره‌ای ۳ تا ۴ روزه و با میانگین زمانی ۲۰ دقیقه یکبار انجام می‌شود.[۵۱]
میانگین دوره آبستنی ۱۱۰ روز است،[۴۸] و به زایش ۱ تا ۴ توله‌شیر منجر می‌شود. بچه‌ها در مکانی به نام «لانهٔ شیر» که اغلب یک بیشه، بستری از نی و علف، غار، و یا دیگر مناطق امن و دور از دسترس مهاجمان است، به دنیا آورده می‌شوند. مادر در هنگامی که کودکان هنوز بی‌دفاع هستند اغلب خود به شکار می‌پردازد و کمتر از لانه دور می‌شود.[۵۲] توله‌ها در هنگام به دنیا آمدن نابینا هستند و چشم‌هایشان تا نزدیک یک هفته پس از تولد باز نمی‌شوند. آن‌ها در این هنگام میان ۱٫۲ تا ۲٫۱ کیلوگرم وزن دارند. آن‌ها تلاش برای راه رفتن را از روز یکم یا دوم آغاز می‌کنند و تا هفته سوم می‌توانند به خوبی راه بروند.[۵۳] ماده‌شیر فرزندانش را در ماه نخست برای چند بار از لانه‌ای به لانه دیگر جابجا می‌کند تا جلوی جلب توجه مهاجمان احتمالی را بگیرد. او این کار را با به دندان گرفتن بچه‌ها از گردنشان به گونه‌ای که آسیبی نبینند انجام می‌دهد.
از آنجا که همزمانی بارداری و زایش در میان ماده‌های یک گله اهمیت بالایی دارد، ماده‌هایی که توله ندارند گاه قصد جان توله‌های تازه به دنیا آمده را می‌کنند تا به «تنظیم» دوره بارداری ماده مادر بپردازند. در بیشتر مواقع مادر تا پیش از آنکه توله‌هایش به هفته ششم تا هشتم نرسیده‌اند، به گله باز نمی‌گردد چرا که از کشته شدن توله‌هایش توسط این گونه ماده‌ها، بیم دارد.[۵۴] با این حال گاهی این بازگشت کمتر طول می‌کشد، به ویژه اگر ماده‌های دیگری در گله نیز در همان زمان زایش کرده باشند. برای نمونه، ماده‌شیرهای یک گله اغلب دوره زایشی خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که بتوانند در بزرگ کردن فرزندان به یکدیگر کمک کنند و از این رو شانس بیشتری برای بقای توله‌ها پدید آید. توله‌های به دنیا آمده نیز بدون تفاوت‌گذاری، از پستان همهٔ ماده‌ها شیر می‌نوشند. چنین راهبردی نه تنها باعث افزایش امنیت توله‌ها می‌شود که کمک می‌کند تا آن‌ها همگی شانس یکسانی برای زنده ماندن پیدا کنند و یک اندازه شوند.[۵۵] از این رو دوره‌های فحلی ماده‌ها نه تنها برای نرها اهمیت دارند که اهمیت بسیار بیشتری برای دیگر ماده‌ها دارند.[۵۶] توله‌هایی که نتوانند در زمان مشخص به اندازه مناسبی برسند احتمال بالاتری برای گرسنه ماندن به دلیل مغلوب شدن از سوی توله‌های بزرگتر خواهند داشت. گرسنه ماندن عامل مرگ ۲۸ درصد توله‌های شش ماهه تا یک ساله‌است.[۵۷]
جدای از خطر گرسنه ماندن، حمله جانوران وحشی چون شغال، کفتار، پلنگ، عقاب، و مار نیز آن‌ها را تهدید می‌کند. حتا گاومیش‌ها نیز هنگامی که بوی بدن بچه‌شیرها به مشامشان می‌رسد، به سوی آن‌ها حرکت می‌کنند تا در زیر پا لهشان کنند. از سوی دیگر هنگامی که یک یا بیشتر از یکی از نرهای گله آن را ترک می‌کند، نر یا نرهای فاتحی که ریاست گله را به دست آورده‌اند اغلب توله‌های باقی‌مانده از نرهای پیشین را می‌کشند و این می‌تواند به دلیل آن باشد که ماده‌ها تا هنگامی که بچه دارند و از آن مراقبت می‌کنند، علاقه‌ای به باردار شدن ندارند.[۵۸] در کل، نزدیک به ۸۰ درصد از همه توله‌ها پیش از رسیدن به سن دو سالگی می‌میرند و می‌توان دیگر شیرها را عامل اصلی این پدیده به حساب آورد.[۵۹]بچه‌شیرها بسیار بازیگوش هستند و اغلب با دیگر توله‌ها یا ماده‌های بالغ بازی می‌کنند.
هنگامی که توله‌ها به گله معرفی می‌شوند اغلب در برابر برخورد با دیگر شیرهای بالغ احساس کمبود اعتماد می‌کنند. با این حال پس از کوتاه‌زمانی جای خود را در گروه پیدا می‌کنند و بیشتر با دیگر توله‌ها و گاه با بالغ‌ها بازی می‌کنند. ماده‌هایی که خود توله دارند تحمل بیشتری از خود در برابر توله‌ها نشان می‌دهند تا دیگر ماده‌هایی که توله ندارند. تحمل نرها البته متفاوت است و بعضی از آن‌ها با صبوری اجازه می‌دهند تا توله‌ها با دم یا یالشان بازی کنند، اما بعضی دیگر ممکن است غرش کرده و توله‌ها را از خود دور کنند. وقتی که گله برای شکار می‌رود یک یا دو شیر بالغ می‌مانند و از توله‌ها نگهداری می‌کنند ولی زمانی که جانوری شکار می‌شود یک شیر ماده آنها را به مکان شکار می‌برد. توله‌ها پس از ۸ تا ۱۰ ماهگی می‌توانند هنگام شکار همراه مادر خود بروند ولی تجربه اصلی شکار را تا پیش از ۱۸ ماهگی به دست نمی‌آورند.[۶۰]
از شیر گرفتن توله‌ها از ماه ششم تا هفتم آغاز می‌شود. آن‌ها نزدیک به شش ماه از شیر مادر تغذیه می‌کنند ولی از سه‌ماهگی آغاز به خوردن گوشت می‌کنند. توله‌های نر در سن ۳ سالگی به بلوغ می‌رسند و در ۴ تا ۵ سالگی می‌توانند نرهای گله‌های دیگر را به چالش بکشند و جایشان را بگیرند. شیرها در سن ۱۰ تا ۱۵ سالگی شروع به پیر شدن می‌کنند، این در صورتی است که تا آن هنگام در طول نگهداری از گله و یا درگیری برای تصاحب آن زخم جدی بر نداشته باشند.[۶۱] چنین چیزی امید کوچکی را برای شیرهای نر برای آنکه بچه‌هایی از آن خودشان داشته باشند و شاهد به بلوغ رسیدن آن‌ها شوند به‌وجود می‌آورد. اگر آن‌ها بتوانند به محض رسیدن به فرماندهی گله دست به تولید مثل بزنند، احتمال بیشتری برای آنکه بچه‌هایشان به بلوغ برسند خواهند داشت. ماده‌شیرها همواره از کودکانشان در برابر شیری که به تازگی به قدرت رسیده و قصد جان توله‌ها را می‌کند، دفاع می‌کنند اما این تلاش‌ها اغلب بیهوده‌است و شیر نر غالب همه توله‌های زیر دو سال را می‌کشد. از آنجا که ماده لاغرتر و ضعیف‌تر است، اتحاد گروهی از آن‌ها در گله برای جلوگیری از کشته شدن فرزاندانشان می‌تواند به موفقیت راهبرد دفاعیشان کمک کند.[۵۸]
بر خلاف باور همگانی، این تنها نرها نیستند که از گله بیرون انداخته می‌شوند. با آنکه بیشتر ماده‌ها در گله باقی می‌مانند، نسل بعدی توله‌های ماده گاه ناچار می‌شوند تا گله را برای تشکیل گروهی از آن خود ترک کنند. زندگی برای این ماده‌ها سخت است و بدون کمک اعضای گروه آن‌ها کمتر می‌توانند کودکانشان را به بزرگسالی برسانند.[۶۲]
رفتارهای همجنسگرایانه در هر دو جنس نر و مادهٔ شیرها دیده شده‌است.[۶۳][۶۴]بیماری‌ها[ویرایش]
گونه‌های مختلفی از کنه گوش‌ها، گردن، و کشاله ران بیشتر شیرها را آلوده می‌کنند.[۶۵] از آنجا که شیرها از گوشت جانورانی چون آهو تغذیه می‌کنند، چندین گونه کرم کدو در روده‌های این جانوران شناسایی شده است. شیرهای انگورونگورو در سال ۱۹۶۲ مورد حمله تعداد زیادی پشه اصطبل قرار گرفتند؛ این رویداد باعث شد که بدن شیرها را لکه‌های خونی فرا بگیرد و لاغر و نحیف شوند. شیرها تلاش بی‌نتیجه‌ای برای گریز از نیش این پشه‌ها می‌کردند و یا به بالای درختان می‌رفتند یا به سوراخ‌های زیرزمینی کفتارها می‌خزیدند. در نتیجه این اتفاق، بسیاری از آن‌ها کشته شدند یا از منطقه مهاجرت کردند به گونه‌ای که جمعیت شیرهای ساکن از ۷۰ عدد به ۱۵ رسید.[۶۶] شیوعی جدید از این پشه‌ها در سال ۲۰۰۱، تعداد ۶ عدد شیر قربانی گرفت.[۶۷] شیرها، به ویژه در اسارت، می‌توانند به بیماری‌هایی چون ویروس هاری سگ‌سانان (CDV)[پانویس ۴]، ویروس نقص ایمنی گربه‌سانان (FIV)[پانویس ۵]، و پریتونیتیس واگیردار گربه‌سانان(FIP)[پانویس ۶] مبتلا شوند.[۶۸] CDV در میان سگ‌های اهلی و دیگر گوشت‌خوارسانان شایع است؛ در سال ۱۹۹۴، همه‌گیری این بیماری در پارک ملی سرنگتی باعث آن شد که بسیاری از شیرها علایمی عصبی همانند حمله‌های ناگهانی پیدا کنند. در هنگام این همه‌گیری، تعداد زیادی از شیرها به دلیل سینه‌پهلو وآنسفالیت تلف شدند.[۶۹] FIV همانند اچ‌آی‌وی است ولی کمتر دیده شده‌است که شیرها را به صورت مستقیم آلوده کند. با این حال مسوولان باغ‌وحش‌ها آزمایش‌های هر از چند گاه یکباری برای تشخیص زودهنگام شیرها در صورت ابتلا به آن انجام می‌دهند. شیرهای آسیایی و نامیبیایی کمتر به این ویروس آلوده می‌شوند.[۶۸]
بروز بیماری مشمشه در میان شیرها، به ویژه شیرهای نگهداری‌شده در باغ وحش‌ها، سابقه داشته‌است.[۷۰] در سال ۱۳۸۹ خورشیدی و در پی بروز مواردی از این بیماری در باغ وحش تهران، مسوولان این باغ‌وحش برای جلوگیری از همه‌گیری آن اقدام به کشتن ۱۴ شیر ساکن در آن با شلیک گلوله کردند.[۷۱]رفتار[ویرایش]یک شیر نر در حال کشیدن عضلات خود درپارک ملی اتوشاخمیازه
شیرها بیشتر وقت خود را به استراحت می‌گذرانند و نزدیک به ۲۰ ساعت در روز فعالیتی ندارند.[۷۲] با آنکه این جانوران می‌توانند در هر زمانی فعال باشند، فعالیت آن‌ها اغلب با پایین رفتن خورشید افزایش می‌یابد و به معاشرت درون‌گروهی، پاک‌کردن خود، و تخلیه شکم می‌پردازند. فعالیت‌های متناوب در طول شب و پیش از طلوع خورشید، در هنگامی که احتمال شکار بیشتر است، پیگیری می‎‌شوند. آن‌ها در طول روز به طور متوسط ۲ ساعت راه می‌روند و ۵۰ دقیقه غذا می‌خورند.[۷۳] میزان فعالیت شیرها نه تنها به بارانی یا خشک بودن فصل‌ها ارتباط مستقیم دارد، که وضعیت ماه و روشنایی نیز بر فعالیتشان تاثیر می‌گذارد؛ آن‌ها در هنگام‌هایی چون شب‌های با ماه کامل فعالیت زیادی ندارند چرا که نور ماه احتمال شکار موفق را از آن‌ها می‌گیرد و از این رو ترجیح می‌دهند به شکار نروند.[۷۴]ساختار اجتماعی[ویرایش]گله‌ای شیر در ماسایی مارا، کنیا
شیرها اجتماعی‌ترین گروه گربه‌سانان هستند؛ گروهی که بیشتر اعضایش ترجیح می‌دهند به صورت تکی زندگی کنند. این جانوران دو گروه اجتماعی عمده دارند: مقیم‌ها و مهاجران.
مقیم‌ها: مقیم‌ها در گروه‌هایی زندگی می‌کنند که گله[پانویس ۷] نامیده می‌شوند.[۷۵] گله‌ها معمولا از ۵ یا ۶ ماده، توله‌هایشان از هر دو جنس، و ۱ یا ۲ نر که با ماده‌های بالغ آمیزش می‌کنند، تشکیل می‌شوند.[پانویس ۸] تعداد نرها گاه به ۴ عدد نیز می‌رسد ولی پس از مدتی کم می‌شود. توله‌های نر پس از رسیدن به بلوغ از گله مادری خود بیرون می‌شوند.
مهاجران: این گروه گستره بیشتری برای زندگی انتخاب می‌کنند و به صورت تکی یا دوتایی در حرکتند.[۷۵] جفت‌شدن گروهی از سوی نرهای بالغی که از گروه مادری خود بیرون انداخته شده‌اند معمول‌تر است. شیرها می‌توانند وضعیت زندگی خود را از مهاجر به مقیم و بالعکس تغییر دهند. گاه نرها در طول زندگی نمی‌توانند وارد هیچ گله‌ای شوند. ماده‌های مهاجر اما برای مقیم شدن مشکل سخت‌تری دارند و آن پذیرفته نشدنشان از سوی ماده‌های گله مقیم است که جلوی پیوستن آن‌ها به گله را می‌گیرد. منطقه‌ای که توسط یک گله اشغال می‌شود اغلب قلمرو خوانده می‌شود.[۷۵] قلمرو این جانوران می‌تواند در گسترده‌ترین حالت تا ۲۶۰ کیلومتر مربع را پوشش دهد.[۷۶]
اینکه چرا رفتار اجتماعی به بالاترین شکل خود در میان شیرهای ماده شکل گرفته محل بحث بسیار است. اگرچه بالا رفتن احتمال شکار دلیلی واضح به نظر می‌آید، در بررسی‌ها کمتر نشانه‌ای از قطعیت آن دیده شده چرا که با آنکه شکار دسته‌جمعی موفقیت بالاتری دارد، باعث می‌شود که آن اعضایی از گروه که شکار نمی‌کنند میزان انرژی دریافتی به ازای هر کس را کم کنند. با این حال بعضی از آن اعضا نقش بزرگ‌کننده توله‌ها را دارند و این خود باعث بقای گله می‌شود.[۵۵] اعضای گله اغلب نقش مشخصی در شکار بازی می‌کنند. آن‌هایی که به شکار می‌پردازند باید از تندرستی کامل برخوردار باشند تا بقای گروه تضمین شود، از این رو نخستین کسانی هستند که از گوشت شکار بهره می‌گیرند. از دیگر دلایل شکل‌گیری رفتار اجتماعی در شیرها می‌توان به انتخاب خویشاوندی (اینکه بهتر است غذا را با یک شیر هم‌خانواده بخش کرد تا شیری غریبه)، نگهداری بهتر از توله‌ها، محافظت از قلمرو، و تامین فرد در هنگام زخمی شدن یا گرسنگی اشاره کرد.[۷۷][پانویس ۹]
ماده‌شیرها از آنجا که کوچکتر، چالاک‌تر، و سریعتر از شیرهای نر هستند، بیشترین شکار را در گله انجام می‌دهند. آن‌ها همچنین نیازی به حمل یال سنگینی که خود در هنگام شکار باعث ایجاد گرما و خستگی می‌شود، ندارند. شیرها در هنگام شکار به صورت گروهی برای از پای درآوردن طعمه اقدام می‌کنند. با این حال اگر پس از شکار شدن طعمه توسط ماده‌ها، نری در نزدیکی طعمه باشد، آن نر اغلب طعمه را به تسلط خود در می‌آورد. نرها رضایت بیشتری برای تقسیم غذای خود با توله‌ها دارند تا ماده‌ها ولی به ندرت طعمه‌ای را که خود شکار کرده‌اند با کسی قسمت می‌کنند. طعمه‌های کوچکتر در محل شکار خورده و از این رو در میان شکارچیان تقسیم می‌شوند؛ طعمه‌های بزرگتر اما توسط شیر به مکان‌های خلوت‌تر کشیده می‌شوند. این طعمه‌ها اغلب بیشتر تقسیم می‌شوند؛[۷۸] اگرچه اعضای گله به طور معمول برای به دست آوردن سهم بیشتر از غذا رفتار پرخاشگرانه نسبت به هم می‌گیرند.
هر دو جنس نر و ماده از گله در برابر حمله به آن پاسداری می‌کنند. بعضی شیرها به طور ویژه رهبری دفاع از گله را بر دوش می‌گیرند در حالی که دیگر شیرها در دفاع شرکت نمی‌کنند.[۷۹] در یک گله، هر شیر نقشی را بازی می‌کند و آن‌هایی که در دفاع نقشی ندارند ارایه خدمات دیگری به گروه را عهده‌دار می‌شوند.[۸۰] نگره دیگر این است که چیزی همانند جایزه برای آن شیرهایی وجود دارد که نقش دفاعی دارند و این از عوامل تعیین رتبه ماده‌ها در گروه‌است.[۸۱] در روزهای گرم این احتمال هست که گله به زیر سایه‌ای گرد آید و یک یا دو نر به پاسبانی بپردازند.[۸۲] نر یا نرهای گله باید از موقعیت خود در گروه در برابر نرهایی بیرون از آن که تلاش می‌کنند با ماده‌های گله ارتباط برقرار کنند، دفاع کنند. ماده‌ها نیز گروه خانوادگی قوی‌ای تشکیل می‌دهند و اجازه ورود ماده‌هایی بیرون از گله به درون گروه را نمی‌دهند.[۸۳] عضویت در گروه تنها با تولد یا مرگ ماده‌شیرها تغییر می‌کند،[۸۴] اگرچه بعضی ماده‌ها گله را ترک و مهاجرت می‌کنند.[۸۵] در سوی دیگر اما نرهایی که به سن ۲ تا ۳ سالگی می‌رسند باید گله را ترک کنند.[۸۵] این مساله برای نرهایی که به سن پیری نیز رسیده‌اند درست است و آن‌ها اغلب ناچار می‌شوند هنگام پیری را به تنهایی سپری کنند؛ چنین چیزی احتمال بیشتر زنده ماندنشان را به شدت کم می‌کند.[۸۶]
شیرهای نر در ۶ سالگی توانایی بدنی برای به چالش کشیدن شیرهای فرمانده در یک گله را خواهند داشت.[۸۷] اگر آن‌ها بتوانند در این سن یکی از شیرهای فرمانده در یک گله شوند، فرصتی تقریباً ۳ ساله برایشان باقی می‌ماند تا بتوانند هنوز در فرماندهی گله بمانند پیش از آنکه شیرهای نر جوان‌تری آن‌ها را کنار زنند. به دلیل این فرصت کم، آن‌ها باید اطمینان حاصل کنند که به محض به قدرت رسیدن بیشترین ماده‌های ممکن را بارور خواهند ساخت. از آنجا که ماده‌ها تا هنگامی که توله‌هایشان بزرگ نشده‌اند علاقه‌ای به باروری نشان نمی‌دهند، هنگامی یک شیر نر یا گروهی از شیرهای نر جوان با کنار زدن شیرهای فرمانده پیشین به فرماندهی می‌رسند، توله‌های زیر دو سال مادران درون گله را می‌کشند تا بتوانند با وادار کردن ماده‌ها به بازگشت به دوره فحلی، در نخستین دوره بعدی ماده‌شیرها با آن‌ها بیامیزند.[۸۸]
با آنکه شیرهای جوان‌تر همواره در تلاش هستند تا به فرماندهی یک گله برسند و شانس بچه‌دارشدن پیدا کنند، شیرها بر خلاف گرگ‌ها و خدنگ‌ها در ساختار اجتماعی خود سلسله مراتب ندارند. هیچ شیری بالاتر از دیگری نیست و نرهای بالغ گله رابطه خوبی با هم دارند چرا که اغلب همگی برادر، پسرعمو، یا همبازی کودکی هستند.[۸۹]برقراری ارتباط[ویرایش]نوازش با سر و لیس زدن یکدیگر از روابط اجتماعی معمول در میان اعضای یک گله‌است.
شیرها در هنگام استراحت رفتارهای اجتماعی و ارتباطی گوناگونی دارند و حرکات بیانی در آن‌ها بسیار پیشرفته‌است. معمولی‌ترین حرکت ارتباطی در میان آن‌ها مالیدن سرها به هم و لیس زدن یکدیگر است.[۹۰] مالیدن سر شامل نوازش صورت و گردن شیر دیگر می‌شود و نوعی احترام‌گذاری و خوشامدگویی است چرا که اغلب هنگامی که یکی از اعضای گله پس از مدت‌ها به گروه بر می‌گردد و نیز پس از بازگشت یک شیر از نبرد، انجام می‌شود. نرها بیشتر نرهای دیگر را نوازش می‌کنند در حالی که ماده‌ها و توله‌ها به نوازش ماده‌ها می‌پردازند.[۹۱] لیس زدن نیز اغلب در پی نزدیک کردن سر به طرف مقابل روی می‌دهد و بیشتر دوسویه‌است و طرف دوم لذت خود از این حرکت را ابراز می‌دارد. سر و گردن معمول‌ترین جاهایی هستند که لیس زده می‌شوند. به صورت معمولی یک شیر نمی‌تواند خود این بخش‌ها در بدنش را لیس بزند و تمیز کند.[۹۲]
شیرها دارای حالات چهره و ژست‌های بدنی هستند که در ارتباط برقرار کردن آن‌ها نقش دارند.[۹۳] صداهای تولید شده توسط آنان نیز دارای طیف گسترده‌ای است که به نظر می‌رسد تفاوت‌ها در شدت و زیر و بمی آن‌ها نقش بنیادین در برقراری ارتباط توسط آنان داشته باشند. صدای شیرها شامل دندان قروچه، خر خر، فش‌فش، سرفه، میومیو، و غرش کردن است. یکی از ویژگی‌های شیرها عادتشان به غرش کردن پی در پی است. این غرش‌ها با تعداد کمی صدای عمیق و بلندمدت آغاز می‌شوند که در پایان به صداهای کوتاه‌مدت‌تر می‌رسند. شیرها اغلب در شب غرش می‌کنند و صدایشان از ۸ کیلومتری تشخیص‌پذیر است.[۹۴] این جانوران بلندترین غرش در میان همه گربه‌سانان را دارند.
از دیگر روش‌های ارتباطی شیرها با هم می‌توان به نشانه‌گذاری قلمرو یک شیر توسط ادرار کردنش بر تنه درختان، مدفوع کردن، یا مالیدن سر به بیشه‌ها برای تولید بوی ویژه اشاره کرد.[۹۵]شکار و تغذیه[ویرایش]شکار در یک گله بر عهده شیرهای ماده‌است. در عکس: چند شیر ماده یک بوفالوی آفریقایی را از پا در آورده‌اند.
شیرها جانوران نیرومندی هستند که بیشتر در گروه‌های هماهنگ به شکار می‌پردازند.[۹۶] قلب شیرها درصد وزنیِ به نسبت متوسطی از کل بدن را تشکیل می‌دهد که برای ماده‌ها این میزان ۰،۵۷ درصد است و برای نرها ۰،۴۵ درصد وزن بدن؛ این در حالی است که قلب یک کفتار ۱ درصد وزن بدنش را تشکیل می‌دهد، از این رو شیرها تنها می‌توانند در دوره‌های زمانی کوتاهی به سرعت بدوند.[۹۷] چنین چیزی باعث لزوم نزدیک بودن به طعمه پیش از شکار آن می‌شود و به همین دلیل شیرها روش‌های ویژهٔ خود را برای استتار و پنهان شدن دارند تا از دید طعمه دور باشند.[۹۸] آن‌ها پنهانی شکار را تعقیب می‌کنند تا آنکه به فاصله تقریبی ۳۰ متری آن یا کمتر برسند. عمل شکار بیشتر توسط ماده‌ها انجام می‌شود و شیرهای نر در کنار فرزندانشان می‌مانند و منتظر می‌شوند که ماده‌ها از شکار باز گردند و اغلب همه اعضای گله از لاشه تغذیه می‌کنند.[۹۹] چندین ماده‌شیر با هم از چند نقطه گله طعمه‌ها را محاصره می‌کنند و به نزدیک‌ترین طعمه هجوم می‌آورند. حمله کوتاه‌مدت و قوی است و آن‌ها اغلب با یکبار حمله طعمه را می‌گیرند. طعمه بیشتر توسط خفه کردنکشته می‌شود. گاهی پیش از گرفتن گلو، نیاز است تا با حمله به ران جانورانی چون گاو وحشی، نخست آن‌ها را زمین‌گیر کرد.[۱۰۰] روش دیگر کشتن آن است که شیر ماده دهان و سوراخ‌های تنفسی قربانی را گاز می‌گیرد و میان آرواره‌های خود نگه می‌دارد تا خفه شود.[۱۰۱] طعمه‌های کوچکتر اما به سادگی و با یک ضربه پنجه شیر کشته می‌شوند.[۱۰۲]شیر نر و توله بر سر لاشه بوفالوی آفریقایی
خوراک شیرها را بیشتر پستانداران بزرگ تشکیل می‌دهند. شیرهای ساکن آفریقا شکار جانورانی چون گاو وحشی، ایمپالا، زبرا، گراز زگیل‌دار، و گاومیش آفریقایی را ترجیح می‌دهند در حالی که شیرهای جنگل گیر به سراغ گراز و چندین نوع مختلف از گوزن‌ها می‌روند.[۱۰۳] جانوران گوناگون دیگری نیز بسته به در دسترس بودنشان شکار می‌شوند که اغلب شامل سم‌دارانی با وزن میان ۵۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم می‌شوند.[۱۰۴] گاهی آن‌ها جانوران کوچکی چون آهو را نیز شکار می‌کنند. هنگامی که شیرها به شکار دسته‌جمعی می‌پردازند، می‌توانند بیشتر جانوران، حتا آن‌هایی که بالغ و تندرست هستند، را به دام بیندازند. اما آن‌ها کمتر به سراغ جانوران بزرگی چون زرافه می‌روند چرا که در این صورت احتمال زخمی شدنشان از سوی طعمه وجود دارد.دو ماده‌شیر در کنار لاشه خورده‌شده یک فیل جوان؛ شیرها کمتر به سراغ جانوران بزرگ‌جثه‌ای چون فیل‌ها می‌روند.
آمار بسیاری نشان از آن دارند که شیرها به گونه معمول از جانورانی در محدوده وزنی ۱۹۰–۵۵ کیلوگرم تغذیه می‌کنند. در آفریقا مهم‌ترین منبع غذایی گاو وحشی است و پس از آن گورخر قرار دارد.[۱۰۳] بیشتر اسب‌های آبی، کرگدن‌ها، و فیل‌ها به خاطر جثه بزرگشان شکار نمی‌شوند. بعضی غزال‌ها و آهوهای چابک نیز به دلیل سرعت زیادشان طعمه مناسبی برای شیرها نیستند و بیشتر توسط یوزها شکار می‌شوند.[۱۰۵] با این حال زرافه‌ها و گاومیش‌های آفریقایی در مناطق مشخصی به‌کرات شکار می‌شوند چرا که برخی گله‌ها مهارت شکار کردنشان را به دست آورده‌اند.[۱۰۶] گاهی بچه‌های اسب‌های آبی نیز شکار می‌شوند ولی شیرها کمتر به سراغ کرگدن می‌روند. با آنکه گرازهای زگیل‌دار وزنی کمتر از ۱۹۰ کیلوگرم دارند بسته به در دسترس بودنشان شکار می‌شوند.[۱۰۷][۱۰۸] غذای اصلی شیرهای آسیایی جنگل گیر گوزن خالدار است ولی از لحاظ تاریخی، احشام و گاوهای مردم محلی بخشی از غذای این شیرها را تشکیل می‌داده‌اند.[۹۹]
شیرهایی که در نزدیکی محل سکونت انسان‌ها هستند گاه به دام‌ها نیز حمله می‌کنند. در هند چارپایان جنگل‌نشینان بخشی از خوراک شیرها را تشکیل می‌دهند.[۳۹] شیرها همچنین توانایی کشتن دیگر گوشتخوارانی چون پلنگ، یوز، کفتار، و سگ وحشی را دارند، اما بر خلاف دیگر گربه‌سانان پس از کشتن رقیب به خوردن آن مشغول می‌شوند. آن‌ها لاشه‌های پیشتر مرده و یا شکار شده توسط دیگر جانوران را نیز می‌خورند و همواره با زیر نظر گرفتن کرکس‌هایی که در آسمان حلقه زده‌اند، موقعیت لاشه یا جانور رو به مرگ را پیدا می‌کنند.[۱۰۹] یک شیر می‌تواند در یک وعده غذا خوردن تا میزان ۳۰ کیلوگرم گوشت از خود پذیرایی کند. اگر هم توانایی خوردن کامل طعمه در یک مرتبه را نداشته باشد برای چند ساعت استراحت می‌کند و سپس دوباره به سراغ باقیمانده می‌رود. یک ماده‌شیر نیاز به ۵ کیلوگرم گوشت در روز دارد و این میزان برای نرها نزدیک به ۷ کیلوگرم است.[۱۱۰] شیرهای جوان چگونگی آرام خزیدن برای نزدیک شدن به طعمه را در سه ماهگی می‌آموزند ولی تا یک سالگی در شکار نقشی ندارند. آن‌ها در نزدیکی دو سالگی فعالیت شکاری اصلی خود را آغاز می‌کنند.[۱۱۱]رقابت با دشمنان طبیعی[ویرایش]یک کفتار خالدار در منطقه حفاظت‌شده انگورونگورو. کفتارها و شیرها در جدال همیشگی با هم برای غذا و سلطه هستند.
شیرها از قلمرو خود در برابر بیگانگانی مانند شیرهای نر غریبه و همچنین دشمن همیشگی خود یعنی کفتارها دفاع می‌کنند. آن‌ها بطور غریزی دشمنی پایان ناپذیری با کفتارها بر سر تصاحب قلمرو دارند. بطوری که حتی بصورت گلّه‌ای به نبرد با یکدیگر می‌پردازند که باعث تلفات زیاد از هر دو گروه به ویژه کفتارها می‌شود. یکی از خونبارترین این نبردها که در صحرای اتیوپی در جنوب آدیس آبابا رخ داد و دو هفته به درازا کشید، منجر به کشته شدن ۳۵ کفتار و ۶ شیر شد، و با برتری شیرها همراه بود.[۱۱۲] دشمنی شیرها با کفتارهای خال‌دار به خاطر رقابت بر سر غذا نیز هست. یک بررسی جامع نشان می‌دهد که رژیم‌های غذایی شیر و کفتار ۵۸٫۶ درصد با یکدیگر هم‌پوشانی دارند.[۱۱۳] شیرها نزدیک به ۷۰ درصد شکارهایی را که کفتارها انجام داده‌اند از آن‌ها می‌ربایند.[۱۱۴] شیرها اغلب به دنبال کفتارهای خالدار نمی‌روند مگر آنکه در حال شکار باشند و یا آنکه از سوی آن‌ها تهدید شوند. این در حالی است که کفتارهای خالدار به حضور شیرها بسیار حساس هستند؛ چه در شکار باشند و چه نباشند. شیرها شکار کفتارها را می‌ربایند و نسبت به صدای آن‌ها در هنگام شکار حساسیت دارند و به هنگام شنیدنش، به سوی مکان کفتارها می‌روند. در آزمایش‌های انجام شده توسط دکتر هانس کروک[پانویس ۱۰]، پخش صدای ضبط شده کفتارها به هنگام غذا خوردن باعث جلب توجه شیرها و آمدن به سوی منبع صدا می‌شد.[۱۱۵] هنگامی که کفتارهای خالدار با شیرهای مواجه می‌شوند، اغلب در فاصله‌ای میان ۳۰ تا ۱۰۰ متری از آن‌ها قرار می‌گیرند و منتظر می‌شوند که شیرها کارشان را به پایان برسانند.[۱۱۶] آن‌ها اما گاه با تشکیل دسته‌های پرتعداد، از قلمرو خود در برابر شیرهایی که به آن وارد می‌شوند دفاع می‌کنند.[۱۱۷] بررسی‌ها نشان می‌دهند که کفتارهایی که پیشتر تجربه رویارویی با شیرها را نداشته‌اند نسبت به دیدن یک شیر برای نخستین بار واکنش خاصی نشان نمی‌دهند، ولی به محض استشمام بویش وحشت‌زده می‌شوند.[۱۱۵]
به نظر می‌رسد که شیرها علاقه دارند تا برتری خود بر دیگر گربه‌سانانی چون یوزپلنگ و پلنگ را با روش‌هایی چون ربودن شکارشان و کشتن فرزندان و خودشان (در صورتی که به دستشان افتند)، حفظ کنند. احتمال آنکه یک یوز شکار خود را به شیرها یا دیگر مهاجمان از دست بدهد، ۵۰ درصد است.[۱۱۸] شیرها از مهم‌ترین قاتلان توله‌های یوزها هستند و یوزها به دلیل حمله مهاجمان نزدیک ۹۰ درصد توله‌های خود را در هفته‌های آغازین تولد از دست می‌دهند. بر خلاف پلنگ‌ها که توانایی بالا رفتن از درخت و بردن توله‌ها و شکارشان به بالای آن را دارند، یوزها و توله‌هایشان اغلب توسط شیرها بر روی زمین تعقیب و کشته می‌شوند و شکارشان گرفته می‌شود.[۱۱۹] به همین شکل، شیرها به سگ‌های وحشی آفریقایی نیز حمله می‌کنند و با کشتن فرزندانشان، از گوشت آن‌ها تغذیه می‌کنند. به همین دلیل، تعداد سگ‌های وحشی موجود در مناطقی که شیرها در آن حضور دارند کم است.[۱۲۰] با این حال گزارش‌هایی نیز از حمله گروهی سگ‌های وحشی به شیرها و کشتن و تغذیه از گوشتشان وجود دارند. در یک مورد، هشت سگ با حمله به یک شیر نر آن را کشتند و به خوردنش مشغول شدند.[۱۲۱]
تمساح نیل به همراه انسان، تنها جانورانی هستند که می‌توانند تهدیدی برای شیرها به شمار روند. بسته به اندازه تمساح و شیر، یکی می‌تواند بر دیگری پیروز شود و آن را به قتل برساند. شیرها می‌توانند تمساح‌هایی را که به درون خشکی می‌آیند از پا درآورند، و عکس آن نیز هنگامی رخ می‌دهد که شیری پا به درون آب می‌گذارد. تاکنون باقیمانده بدن و پنجه‌ شیرها در شکم تمساح‌ها پیدا شده‌است.[۱۲۲]
البته شیرها با یکدیگر نیز در رقابت هستند و بیشتر شیرهای بالغ یا توسط انسان‌ها کشته می‌شوند و یا شیرهای دیگر.[۱۲۳] آن‌ها اغلب ضربات سختی به هم وارد می‌کنند که باعث زخم‌های جدی می‌شوند و این بیشتر هنگامی است که اعضای دو گله مختلف با هم روبرو می‌شوند و یا اعضای یک گله با هم بر سر شکار درگیر می‌شوند.[۱۲۴] شیرهای زخمی، از کار افتاده، و یا توله‌شیرها ممکن است قربانی کفتارها و پلنگ‌ها شوند و یا آنکه در زیر پای گاومیش‌ها و فیل‌ها له شوند.[۱۲۵]پراکندگی و جمعیت[ویرایش]گستره و پراکندگی[ویرایش]گستره‌های تاریخی و امروزین شیر
در آفریقا، شیرها اغلب در علفزارهای ساوانا با درخت‌های پراکنده اقاقیا که منبع خوبی برای گریختن به زیر سایه هستند، یافت می‌شوند.[۱۲۶] اما زیستگاه آن‌ها در هند مخلوطی از جنگل‌های خشک ساوانایی و جنگل‌های بوته‌ای بسیار خشک‌است.[۱۲۷]
گستره شیرها در اصل مناطق جنوبی اوراسیا، از یونان تا هند، و بیشتر آفریقا به جز مناطق جنگلی باران‌خیز در مرکز و صحرای بزرگ بوده‌است. هرودوت می‌نویسد که در حوالی ۴۸۰ پیش از میلاد مسیح، شیرها در یونان معمول بودند و حتا به کاروان شترهایخشایارشای هخامنشی در هنگامی که در یونان به سر می‌برد، حمله کردند. در سال ۳۰۰ پ. م. ، ارسطو آن‌ها را در یونان کمیاب توصیف کرد تا آنکه در سال ۱۰۰ پ. م. دیگر اثری از آن‌ها در یونان نبود.[۱۲۸] گروهی از شیرهای آسیایی تا سده دهم میلادی در قفقازو آذربایجان، واپسین پناهگاهشان در اروپا، به زندگی ادامه دادند.[۱۲۹]
شیرهای ساکن فلسطین در سده‌های میانی به کلی نابود شدند و در بیشتر دیگر بخش‌های آسیا نیز با ورود سلاح‌های گرم در سده هجدهم میلادی از میان رفتند. در اواخر سده نوزدهم و آغاز سده بیستم میلادی آن‌ها در شمال آفریقا و جنوب غربی آسیا منقرضشده بودند. در پایان سده نوزدهم شیرها در ترکیه و بیشتر مناطق شمالی هند ناپدید شده بودند[۶۸][۱۳۰] و واپسین مشاهده یک شیر ایرانی در ایران نیز مربوط به سال ۱۹۴۲ در دزفول و میان شیراز و جهرم می‌شود؛[۱۲۹] این زیرگونه امروزه تنها در جنگل گیر در شمال‌غربی هند یافت می‌شود.[۱۳۱] در حدود ۴۰۰ شیر در محوطه‌ای حفاظت شده به مساحت تقریبی ۱٬۴۱۲ کیلومتر مربع در ایالت گجرات زندگی می‌کنند و تعدادشان به آرامی رو به افزایش است.[۹]جمعیت کنونی و حفاظت[ویرایش]
امروزه بیشتر شیرها در شرق و جنوب آفریقا زندگی می‌کنند و تعدادشان با سرعت زیادی در حال کم شدن است؛[۱۳۲] بررسی‌های جمعیتی کاهش تقریبی ۳۰ تا ۵۰ درصدی در طی دو دهه گذشته را نشان می‌دهند.[۱] برآوردهای جمعیتی شیرهای آفریقایی میان سال‌های ۲۰۰۴–۲۰۰۲، تعداد آن‌ها را میان ۱۶٬۵۰۰ تا ۳۰٬۰۰۰ تخمین می‌زنند.[۱۳۳] تخمین‌های اولیه در دهه ۱۹۹۰ تعداد آن‌ها را تا بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ و حتا ۴۰۰٬۰۰۰ عدد پیش‌بینی می‌کردند. علت اصلی کاهش جمعیت این گونه بیماری و دخالت انسانی بوده‌است و از دست دادن زیستگاه و کشته شدن توسط انسان‌ها مهم‌ترین عوامل تهدید کننده این جانور هستند.[۱] جمعیت‌های باقی‌مانده نیز در گروه‌ها و مناطق جدای از هم زندگی می‌کنند که این امر باعث درون‌زایی می‌شود و به طبع آن، کم شدن تنوع ژنتیکی. برای نمونه درون‌زایی در شیرهای جنگل گیر باعث پایین آمدن تنوع ژنتیکی، بالا رفتن سطوح تستوسترون، و کم شدن کیفیت اسپرم و لقاح در این جانوران شده‌است.[۱۳۴] از این رو، اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست شیرهای آفریقایی را در رده گونه‌های آسیب‌پذیر گذاشته و شیرهای آسیایی را در رده در معرض خطر.[۱] [۱۳۵] از جمله موارد ضروری برای پاسداری از تنوع ژنتیکی در میان شیرها، پخش کردن شیرهای نر در میان جمعیت‌های محلی گوناگون است.[۱۳۲]
درباره تعداد شیرهای موجود در بزرگترین جمعیت آن‌ها در غرب آفریقا میان دانشمندان اختلاف است؛ تخمین‌های موجود میان ۱۰۰ تا ۴۰۰ شیر در بوم‌سازگان ارلی سینگو در بورکینا فاسو را نشان می‌دهند.[۱] از جمعیتی از شیرهای مقیم شمال غربی آفریقا در پارک ملی وازا، کامرون، تنها ۲۱–۱۴ عدد باقی مانده‌است.[۱۳۶]
مراقبت از هر دو شیر آفریقایی و آسیایی نیازمند پاسداری از مناطق محافظت شده و پارک‌های ملی است؛ از بهترین این مناطق می‌توان به پارک ملی اتوشا در نامیبیا، پارک ملی سرنگتی در تانزانیا، و پارک ملی کروگر در شرق آفریقای جنوبی اشاره کرد. در بیرون این مناطق برخورد میان شیرها و انسان‌ها اغلب به کشته شدن شیرها منجر می‌شود.[۱۳۷][۱۳۸] در هند، که در آن واپسین پناهگاه شیرهای آسیایی در جنگل گیر قرار دارد، مشکلات متعددی در زمینه برخورد شیرها با انسان و کشته شدن دام با مردم محلی و مسوولان محیط زیست وجود دارند.[۱۳۹] طرح‌هایی برای ایجاد زیستگاه دومی در ایالت مادایا پرادش برای واپسین شیرهای آسیایی باقی‌مانده به منظور کمک به باقی‌ماندن و رشد تنوع ژنتیکی در میان این گونه انجام شده‌اند ولی موفقیت‌آمیز نبوده‌اند.[۱۴۰]
از پیشنهادهای مطرح‌شده به منظور حفاظت از شیرها در مناطق حفاظت‌شده، کشیدن سیم خاردار به دور این زمین‌ها است. در یک بررسی در سال ۲۰۰۴، هزینه سیم خاردار کشیدن به دور پارک ملی مکگادیکگادی، ۳ میلیون دلار تخمین زده شد و این در حالی است که خسارت وارده به کشاورزان به دلیل هدف قرار گرفتن احشامشان توسط شیرها به ۵۰ میلیون دلار می‌رسید.[۱۴۱]رابطه با انسان[ویرایش]حمله[ویرایش]شیرهای آدم‌خوار ساوو در موزه میدانی تاریخ طبیعی، شیکاگو
به طور معمول، شیرها به انسان حمله نمی‌کنند؛ با این حال گه‌گاه خبرهایی درباره حمله شیرها در آفریقا به انسان‌ها گزارش می‌شود و این همواره اقدامات تلافی‌جویانه از سوی مردم را در پی دارد. شیرهای آدم‌خوار ساوو در آفریقا در سال ۱۸۹۸ نزدیک به ۱۲۸ کارگر را که بر روی خط آهن مومباسا به نایروبی کار می‌کردند، کشتند.[۱۴۲] در میان سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ میلادی، ۵۶۳ روستانشین تانزانیایی توسط شیرها مورد حمله قرار گرفتند که نشان از افزایش قابل ملاحظه این گونه حمله‌ها می‌داد.[۱۴۳]
دلایل گوناگون حمله شیرها به انسان‌ها توسط دانشمندان مورد بررسی قرار گرفته‌است.[۱۴۴] حمله این جانوران به انسان گاه می‌تواند در نتیجه آن باشد که انسان‌ها در آفریقا با گذاشتن پسماندهای خود در نزدیکی خانه‌هایشان باعث جلب توجه کفتارها و در پی آن شیرها می‌شوند.[۱۴۵] با کم‌شدن شکار و نایاب شدن طعمه‌های همیشگیشان، این جانوران ناچار به روی آوردن به احشام و به ناگزیر گله‌داران می‌شوند.[۱۴۶] به نظر می‌رسد که آن‌ها جز در هنگامی که طعمه‌هایشان کمیاب شوند، به آدمی حمله نمی‌کنند. در تانزانیا این حمله‌ها در پناهگاه حیات وحش سلوس و استان لیندی به وقوع پیوستند؛ جاهایی که در آن‌ها انسان‌ها حضور خود را گسترانده‌اند و یا جمعیت‌های محلی شیر به دلیل حفاظت مناسب بالا رفته‌است.[۱۴۳] گاهی نیز برخی شیرها تنها به خوردن انسان روی می‌آورند چرا که به دلایل جسمی توانایی کشتن دیگر طعمه‌ها را ندارند. در سال ۲۰۰۶، یک شیر در تانزانیا ۳۵ انسان را کشت و این به خاطر آن بود که به دلیل دندان‌درد توانایی خوردن گوشتی جز گوشت انسان را نداشت.[۱۴۷] شیرهای پیر و یا ضعیف همچنین با احتمال بیشتری انسان را به عنوان یکی از طعمه‌های خود بر می‌گزینند.[۱۴۸]
انسان‌ها نیز از دیرباز با حمله به شیرها، آن‌ها برای تفریح یا دلایل دیگر شکار می‌کردند؛ شکارچیان نه تنها در گذشته، که حتا امروزه نیز شیرها را به عنوان تروفه شکار می‌کنند.[۱۴۹] کشته شدن شیرها توسط انسان گاه به دلیل فعالیت‌های انسانی و گسترش مناطق مسکونی در جاهایی چون آفریقا بوده‌است. شهرک‌نشینان مستعمره‌نشین اهل اروپا در بسیاری از مناطق آفریقا و برای نمونه زیمبابوه، جمعیت‌های بسیاری از گربه‌های بزرگ را نابود کردند.[۱۵۰] در میانه سده نوزدهم، یک مهاراجه برای تفریح به تنهایی ۳۰۰ شیر ایرانی در هند را کشت.[۱۵۱]
گاه انسان‌ها از هیبت شیر برای حمله به دیگر انسان‌ها و کشتن آن‌ها استفاده می‌کردند: در دهه ۱۸۹۰ تعداد زیادی از مردم بومی کرانه‌های شرقی دریاچه تانگانیکا توسط «مردان شیری» کشته شدند. در ابتدا مردم محلی به کشیشان مسیحی التماس می‌کردند تا این مردمان را اخراج کنند، اما کشیشان با پی بردن به خرافات مردم از آن برای جلوگیری از پخش شدن اهالی منطقه استعماری بهره می‌گرفتند. حملات تا بدانجا پیش رفت که با کشته شدن تعداد زیادی از مردم، دولت استعماری دستور به بازداشت متجاوزان و مجازات آن‌ها را داد. اصطلاح مردان شیری تا نیم‌سده پس از آن وقایع در بخش‌های گسترده‌ای از آفریقا به کار برده می‌شد.[۱۵۲] روش کار مردان شیری، که با کشتن انسان‌ها در شب صحنه را به گونه‌ای درست می‌کردند که گویی مقتول قربانی حمله یک شیر شده، گونه‌ای ترور سیاسی بود که اغلب به گردن شیرها انداخته می‌شد و خود باعث کشتار تعداد زیادی شیر بی‌گناه به دست مردمان می‌گشت.[۱۵۳]در اسارت[ویرایش]یکی از کارکنان باغ‌وحش برلین در حال غذادادن به شیرهای در بند.
شیرها از گذشته‌های دور تاکنون توسط انسان‌ها در اسارت نگهداری می‌شوند. رومیان از آن‌ها در بازی‌هایشان بهره می‌گرفتند. شیرها همچنین به صورت دایمی در مجموعه باغ‌های وحش خصوصی، که نیاکان باغ‌وحش‌های امروزین بودند، سده هجدهم در غرب نگهداری می‌شدند. در آمریکا، نخستین شیری که در معرض تماشای همگانی قرار گرفت در سال ۱۷۱۶ در بوستون به نمایش گذاشته شد. با افزایش علاقه به شیرهای نمایشی و به کار بردن آن‌ها در سیرک‌ها، پرورشگاه‌های ویژه شیرها نیز راه‌اندازی شد.
شیرها در اسارت به خوبی تولید مثل می‌کنند و می‌توانند تا ۲۰ سال عمر کنند. رکورد بیشترین طول عمر یک شیر در اسارت متعلق به شیری به نام آپولو در باغ‌وحش هونولولو است که نزدیک به ۲۲ سال عمر کرد.[۱۵۴]از لحاظ تاریخی[ویرایش]
پادشاهان آشور در سده ۹ پیش از میلاد در کاخ‌های خود شیر نگه می‌داشتند،[۱۲۸] و اسکندر مقدونی نیز بنا بر افسانه‌ها در شمال هند با بزرگان و اشراف‌زادگانی روبرو شد که شیر تربیت‌شده داشتند.[۱۵۵] رومیان باستان نیز برای بازی‌های گلادیاتوریشان از شیرها بهره می‌گرفتند و شخصیت‌های مهمی چون سولا، پومپه، و ژولیوس سزار اغلب دستور گرفتن و کشتن صدها شیر در یک زمان را به منظور تفریح همگانی می‌دادند.[۱۵۶] مارکوپولو گزارش می‌کند که شاهزادگان هندی به تربیت شیر اقدام می‌کردند و حتا قوبلای‌خان آن‌ها را در محل زندگیش نگه می‌داشت.[۱۵۷] با این حال از آنجا که او اشاره می‌کند که «آن‌ها بزرگتر از شیرهای بابلی بودند و پوست زیبایی داشتند که رگه‌هایی به رنگ سفید، سیاه، و قرمز داشت»، به نظر می‌آید که منظور او ببر بوده‌است.[۱۵۸]در باغ‌وحش[ویرایش]شیرهای باغ‌وحش ملبورن بر روی زمین چمن‌کاری شده برایشان نشسته‌اند
شیر همانند جانورانی چون ببر و کوسه از جمله جاندارانی است که مردم مشتاق دیدنشان در باغ‌وحش‌ها هستند و باغ‌وحش‌ها آن را برای شخصیت کاریزمایش در میان مردم و علاقه‌شان برای دیدنش، نگاه می‌دارند.[۱۵۹] امروزه نزدیک به ۱۰۰۰ شیر آفریقایی و ۱۰۰ شیر آسیایی در باغ‌وحش‌ها و پارک‌های حیات وحش در سراسر جهان نگهداری می‌شوند. از شیرها برای اهدافی چون گردشگری، آموزش و مقاصد حفاظتی نگهداری می‌شود.[۱۵۹]
برنامه‌های جابجایی و مبادله شیرها در میان باغ‌وحش‌ها برای مدت طولانی وجود داشته‌است که هدف از آن‌ها بالا بردن تنوع ژنتیکی شیرهای در اسارت است. با این حال از آنجا که این برنامه‌ها در گذشته مبادله زیرگونه‌های مشخص با همدیگر را رعایت نمی‌کردند، آلودگی ژنتیکی در میان جمعیت‌هایی با منشا جدای از هم پدید آمد. اما برنامه‌های امروزین این مساله را در نظر می‌گیرند و تلاش می‌کنند تا شیرهایی از زیرگونه‌های مختلف را به دنیا نیاورند. برنامه نجات نسل این جانور تلاشی برنامه‌ریزی شده از سوی اتحادیه باغ‌وحش‌ها و آکواریوم‌ها در این سو است. در ۱۹۸۲، این برنامه طرح‌هایی برای حفاظت از تنوع ژنتیکی شیرهای آسیایی ارایه کرد. طرحی مشابه برای شیرهای آفریقایی، و با تاکید بر زیرگونه آفریقای جنوبی، در ۱۹۹۳ کلید خورد. بیشتر این شیرهای در اسارت منشا نامشخص دارند و این مساله بازگرداندن آن‌ها به حیات وحش را ناممکن یا بسیار سخت می‌کند.[۶۸]
زیرگونه شیر اطلس، که به دلیل آنکه بزرگترین زیرگونه‌است از همه دیگر شیرها دیدنی‌تر است، امروزه دیگر در حیات وحش وجود ندارد اما تعداد اندکی از شیرهای در اسارت وجود دارند که ادعا می‌شود از نسل این شیرها هستند. ۱۲ عدد از این شیرها در بندر لیمپن درکنت، انگلستان، نگهداری می‌شوند؛ این‌ها همگی از جانوران باغ‌وحش متعلق به شاه مراکش به جای مانده‌اند. همچنین ۱۱ نمونه دیگر که ادعا می‌شود شیر بربری هستند در باغ‌وحش آدیس آبابا، یکی در باغ‌وحش نووید، و چند نمونه در پارک حیات وحش امنه‌ویل درفرانسه وجود دارند. چند بنیاد پژوهشی با همکاری دانشگاه آکسفورد برنامه‌ای بلندپروازانه با عنوان پروژه شیر بربری در حال اجرا دارند که هدف آن به دنیا آوردن این شیرها در اسارت و معرفی دوباره آن‌ها به طبیعت در یکی از پارک‌های ملی مراکش در کوه‌های اطلساست.[۱۶۰]نمایش و سیرک[ویرایش]نگاره‌ای تیزابی مربوط به سده هجدهم که رام‌کننده‌ای را در قفس شیرها و ببرها نشان می‌دهد
جنگ جانوران از جمله نمایش‌های مرسوم در پاریس در سده هجدهم میلادی بوده‌است. به جان هم انداختن شیر با دیگر جانوران درنده به زمان‌های باستان بر می‌گردد و تا پایان سده هفدهم نیز در اروپا مرسوم بوده‌است. نبرد میان شیرها و سگ‌ها به صورت کلی از ۱۸۰۰ در شهر وین در اتریش و از ۱۸۲۵ در انگلستان ممنوع شد.[۱۶۱]
پیشگامان تربیت شیرها و رام کردنشان آنری مارتن فرانسوی و ایساک وان امبورگ آمریکایی بودند. آن‌ها کارشان را در میانه سده نوزدهم آغاز کردند و روش‌های آن‌ها به سرعت از سوی دیگر مربیان پیگیری شد.[۱۶۲] مارتن نمایش خود را در سومین المپیک سیرک در ۱۸۳۱ در پاریس با نمایشی به نام «شیرهای میسور»[پانویس ۱۱] آغاز کرد؛ نمایشی که در آن دو شیر به نام‌های «نرو» و «کوبورگ» و یک ببر به نام «اتیر» حضور داشتند. وان امبورگ نیز به همراه تور خود انگلستان را گشت و در برابر شهبانو ویکتوریا به اجرا پرداخت. رام‌کردن نماد قدرت در طبیعت و واداشتن آن به اجرای برنامه توجه بسیار بیشتری را از سوی مردم نسبت به رام‌کردن سنتی اسب‌ها بر می‌انگیخت.[۱۶۲]شیر در فرهنگ[ویرایش]
از هزاران سال پیش تاکنون، از شیر به عنوان نماد در فرهنگ‌های آسیا، اروپا، و آفریقا استفاده می‌شده‌است. بر خلاف حمله‌های گهگاه شیرها به انسان‌ها، این جانوران وجهه مثبتی در فرهنگ‌های مختلف داشته‌اند و به عنوان جانورانی با قدرت و صلابت به تصویر کشیده می‌شدند. شیرها در میان مردم اغلب با عنوان «شاه جنگل» یاد می‌شوند و از این رو همچون نمادی پادشاهی نگریسته می‌شدند.[۱۶۳] از آن‌ها همچنین به رشادت یاد شده و ازوپ، داستان‌سرای یونانی سده ۶ پیش از میلاد، در حکایت‌های خود شیرها را مثال آورده‌است.[۱۶۴]
به تصویر کشیدن شیرها به ۳۲٬۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد؛ عاج تراشیده شده به شکل انسان با سر شیر در غار ووگلهرد در جنوب‌غربی آلمان قدمتی نزدیک به ۳۲٬۰۰۰ دارد و مربوط به تمدن اوریگنیشن است.[۶] در غارنگاره‌های پارینه‌سنگی غارهای لاسکو مربوط به ۱۵٬۰۰۰ سال پیش نیز می‌توان تصاویر شیرها را دید. در اتاق گربه‌سانان در این غار تصویری وجود دارد که دو شیر را در حال جفت‌گیری نشان می‌دهد.[۱۷]نگاره شیر و گاو در تخت جمشید در جبهه شمالی کاخ سه‌دری.نگاره شیر بر روی یک ظرف ایرانی در موزه لوور متعلق به سده ۱۷ میلادی
مصریان باستان ماده‌شیر را، که شکارچی‌ای قوی بود، یکی از خدایگان جنگ خود می‌دانستند و ایزدانی چون باستت، مافدت، منهیت، پکهت، سخمت، تفنوت، و ابوالهول از آن جمله بودند.[۱۶۳] فرعون قدرتمند مصری، رامسس دوم، با یک شیر در صحنه نبرد حاضر می‌شد و آمنهوتپ دوم در حالی که سوار بر ارابه بود به شکار شیر می‌رفت.[۱۲۸] شیر نیمیان در یونان و روم باستان نمادین بود. این شیر در صورت فلکی برج اسد به تصویر کشیده می‌شد و طبق افسانه‌ها، هرکول پوست آن را بر تن می‌کرد.[۱۶۵] شیر همچنین نمادی همیشگی در میان‌رودان بود و در میان سومریان و آشوریان و بابلیان به عنوان نمادی استوار از شاهنشاهی نگریسته می‌شد. شیر بابلی موتیف، که به شکل یک تندیس پیدا شده‌است، اغلب بر دیوارها نقاشی می‌شد و از آن با نام شیر گام‌زنان بابل یاد می‌شود. این بابل بود که در آن بنا بر کتاب‌های عهد قدیم، دانیال پیامبر از دخمه شیرها سالم بیرون آمد.[۱۶۶]
در متن‌های پوراناها در هندوئیسم، ناراسیما (به معنای «انسان-شیر») تجسمی نیمه‌انسانی-نیمه‌شیر یا اواتار از ویشنو است که توسط بندگان هندویش پرستش می‌شود و پراهلادای کودک را از چنگ پدر اهریمن‌صفتش شاه هیرانیاکاشیپو نجات می‌دهد.[۱۶۷] ویشنو در ناراسیمها شکلی نیمه‌انسان-نیمه‌شیر می‌گیرد در حالی که بدنی به شکل انسان دارد ولی سری همچون یک شیر با پنجه‌های آن. سینگ نامی ودایی و باستانی در هند است به معنای «شیر» (منظور شیر آسیایی) که قدمتش به بیش از ۲٬۰۰۰ سال پیش در هند باستان بر می‌گردد. این نام در اصل تنها توسط راجپوت‌ها، کاستی نظامی د هند، استفاده می‌شد. پس از پیدایش «انجمن برادری خالص» در این کشور در سال ۱۶۹۹، سیک‌ها نیز به دلیل آرزوهای گورو گوبیند سینگ، نام سینگ را به کار بردند. امروزه در کنار میلیون‌ها راجپوت هندو، این نام توسط ۲۰ میلیون سیک در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۱۶۸]
تصویر شیر آسیایی نه تنها در نشان ملی هند وجود دارد، که تصویر آن بر روی پرچم‌ها و نشان‌های خانوادگی دیگر کشورها و مناطق آسیا و اروپا دیده می‌شود.[۱۶۹] کمی پایین‌تر از شبه‌قاره هند، شیر آسیایی برای قوم سینهالی، پرجمعیت‌ترین گروه نژادی در سریلانکا، ارزشی نمادین دارد. نام سیهالی از واژه هندوآریایی سینهالا که ترکیبی به معنای «مردمان شیر» یا «مردمانی از تبار و خون شیر» است، گرفته شده. پرچم سری لانکا شیری را به تصویر می‌کشد که شمشیری آهیخته در دست دارد.[۱۷۰] کشور سنگاپور نام خود را از دو واژه مالایی سینگا (شیر) و پورا (شهر/دژ) می‌گیرد که خود از واژگان تامیلی-سانسکریت சிங்க سینگا و पुर புர پورا، می‌آید.[۱۷۱]شیرها از ورودی شهر ممنوعه پاسداری می‌کنند.
شیر آسیایی چهره‌ای معمول در هنر چینی است. محبوبیت آن‌ها در دوران دودمان هان (۲۰۶ پیش از میلاد تا ۲۲۰ پس از میلاد) با معرفی شیرهای محافظ چینی افزایش یافت. تندیس این شیرها در جلوی کاخ‌های پادشاهی و به منظور محافظت از خاندان شاهنشاهی گذاشته می‌شدند. از آنجا که شیرها هیچ گاه بومی و ساکن چین نبوده‌اند، آن‌ها را اغلب به عنوان هدیه برای شاهان چینی می‌آوردند و نخستین تصویرسازی‌ها از این شیرها اندکی غیرواقعی بودند.[۱۶۶] پس از معرفی هنر بودایی به چین در دودمان تانگ (پس از سده ششم میلادی)، شیرها اغلب بدون بال به تصویر کشیده می‌شدند، بدنشان قطورتر و کوتاه‌تر شد، و یالشان پیچ‌خورده گشت.[۱۷۲] رقص شیر نوعی رقص سنتی در فرهنگ چینی است که در آن حرکات این جانور توسط شخصی که لباسی با هیبت شیر را پوشیده، تقلید می‌شود. این رقص اغلب به همراه موسیقی سنج و طبل و ناقوس اجرا می‌شود و از جمله مراسم اصلی در جشن‌های سال نوی چینی است که برای نوید خوشبختی در سال نو انجام می‌شود.[۱۷۳]
«شیر» نام اختصاری چندین تن از جنگاوران سده‌های میانی بوده‌است؛ کسانی چون ریچارد شیردل[۱۶۳] و هاینریش شیر. دوک ساکسونی و رابرت سوم فلاندر نام اختصاری «شیر فلاندرز» داشتند؛ نمادی ملی فلاندرزی که تا زمان حال نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. شیرها به کرات در نشان‌های خانوادگی در اروپا و کانادا به تصویر کشیده می‌شدند.[۱۷۴] شیر همچنین نماد تیم‌های ملی فوتبال در انگلستان، اسکاتلند و سنگاپور است و دیگر تیم‌های نامداری چون دیترویت لاینز در ان‌اف‌ال،[۱۷۵] باشگاه فوتبال چلسی[۱۷۶] و باشگاه فوتبال استون ویلا[۱۷۷] در لیگ برتر انگلستان (و خود نماد لیگ برتر[۱۷۸])، است.نشان خانوادگی دودمان پهلوی که دو شیر در کنار و یک نماد شیر و خورشید در میان دارد.
در ایران، شیر از گذشته‌های دور نمادی باستانی در فرهنگ ایرانی بوده‌است و نقش آن را می‌توان در گورهایی باستانی چون شیر سنگی[۱۷۹] و قالیچه‌های معروف به «قبای شیری»[۱۸۰] مشاهده کرد. تصویر شیر در کنده‌کاری‌های تخت جمشید و کاخ داریوش بزرگ چندین بار به کار رفته؛ از جمله این تصاویر می‌توان به صحنه شکار گاو ماده توسط شیر در پلکان شرقی بنا اشاره کرد. در این نگاره شیری که نماد خورشید است با حمله بر گاو سرما و زمستان، به تعقیب آن می‌پردازد و این هنگام اعتدال بهاری و نوروز است.[۱۸۱]
شیر در ادبیات ایران نیز نقشی بزرگ دارد و فردوسی در شاهنامه بارها به آن اشاره می‌کند و رشادت و بزرگی پهلوانان را با توانایی‌های شیر می‌سنجد. دیگر شاعران ایرانی نیز پادشاهی شیر را ستوده‌اند و از آن به قدرت و خردورزی یاد کرده‌اند:[۱۸۲]بیازید هوشنگ چون شیر چنگجهان کرده بر دیو نستوه تنگ
— فردوسیامیر است شیری که دارد سپاهز خرگوش و روباه و گرگ و شغال
— ناصرخسروخوی نیکو تو را چو شیر کندخوی بد، عالم از تو سیر کند
— سنایی
نشان شیر و خورشید همچنین از معروف‌ترین نمادهای ایرانی است که نه تنها در دوره‌های بسیاری از تاریخ ایران بر پرچم آن قرار داشت که تا پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ نماد ملی این کشور بود.[۱۸۳] تصویر شیر همچنین در بسیاری دیگر نشان‌ها در تاریخ ایران از جمله تاج‌ها، پرچم‌های جنگ، و لباس‌های پادشاهی به کار می‌رفته.
از ویکی پدیا

پلنگ

پلنگ (نام علمی'Panthera pardus') جانوری از خانوادهٔ گربه‌سانان و کوچک‌ترین حیوان در میان چهار گربهٔ بزرگ در سردهٔ پلنگیان[۳] است که شیر، ببر و جگوار سه عضو دیگر آنند. زیستگاه پلنگ در گذشته از آفریقای جنوبی تا کره در سراسر آفریقا و جنوب آسیا پراکنده بود. اما تخریب زیستگاه و شکار، قلمرو این حیوان را به شدت کاهش داده و امروزه بیشترین تراکم پلنگ‌ها در آفریقای جنوب صحرا است. اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست این حیوان را با توجه به کاهش جمعیت و کاهش محدودهٔ زندگی آن در فهرست گونه‌های «در مرز تهدید به انقراض» قرار داده‌است. اما با همهٔ این احوال جمعیت پلنگ‌ها از دیگر گونه‌های خویشاوند خود یعنی شیر، ببر و جگوار بیشتر است و وضعیت حفاظتی بهتری دارد.

پلنگ در مقایسه با دیگر گربه‌سانان پاهایی کوتاه، بدنی کشیده و جمجمه‌ای بزرگ دارد. بیشتر به جگوار شباهت دارد با این تفاوت که کوچکتر و لاغرتر از آن است. پوستش با خال‌هایی گل‌مانند پوشیده شده که شبیه به خال‌های جگوار است.

موفقیت بالای این گونه در حیات وحش تا حدی به قابلیت‌های شکارگری فرصت‌طلبانه‌اش، انطباق‌پذیری‌اش با زیستگاه‌های مختلف، امکان دویدن با سرعت ۵۸ کیلومتر در ساعت، توانایی بی‌نظیرش در بالارفتن از درخت حتی در حالی که لاشهٔ بزرگی را با خود حمل می‌کند و همچنین توانایی شناخته‌شده‌اش در حرکت پنهانی مربوط می‌شود. پلنگ تقریباً از هر حیوانی که بتواند شکار کند تغذیه می‌کند و زیستگاه مطلوب او نیز از جنگل‌های بارانی تا نواحی بیابانی متغیر است.

زیرگونه‌ها[ویرایش]

پلنگ سیاه

پلنگ آفریقایی (P. pardus pardus)، آفریقای جنوب صحرا

از ویکی پدیا

ببر ها

 ببر (نام علمیPanthera Tigris) جانوری در خطر انقراض از تیرهٔ گربه‌ایان است که طول قامت آن به ۳٫۳ متر و وزن آن به بیش از ۳۰۰ کیلوگرم می‌رسد و بزرگ‌ترین گونه از این تیره به شمار می‌رود. این جانور دارای بدنی عضلانی و پاهایی بسیار نیرومند است. بدن ببر دارای موهای بلند و برّاق به رنگ نارنجی، همراه با خط‌های سیاه عمودی می‌باشد. جثّهٔ ببرهای نر بزرگ‌تر از ببرهای ماده است و همچنین موهای روی گونهٔ ببر نر بلندتر از ببر ماده می‌باشد.

ببرها جانورانی شکارچی و مستقل هستند. آن‌ها جانوران ماهری هستند و حتّی می‌توانند به بالای درخت‌ها بروند. این جانوران بر روی زمین هم بسیار ماهر و سریع هستند و می‌توانند با یک حرکت سریع طعمهٔ خود را شکار کند. جانورانی که ببرها از آن‌ها تغذیه می‌کنند عبارت‌اند از: گراز وحشی، آهو، بوفالو و گاو اهلی و برخی پستانداران دیگر. آن‌ها شناگران خوبی نیز هستند. گاهی این جانوران شب‌ها تا ۲۰ کیلومتر راه می‌روند و در یک خیز می‌توانند ۱۰ متر بپرند، ولی با جثهٔ بزرگشان در نود در صد شکارهایشان ناموفق هستند. ببرها در بین گربه سانان بزرگ ترین دندان‌ها را دارا می‌باشند که طول دندان‌های بزرگ آنها به اندازه انگشت دست یک انسان می‌باشد. ببرها بر خلاف گربه سانان دیگر شناگران ورزیده‌ای هستند و به خوبی در آب شنا می‌کنند آنها همچنین توانایی بالا رفتن از درخت را دارند. ببر در اصل یک حیوان سردسیری است و تحمل هوای گرم را ندارد. در مجموع باید اذعان داشت که ببر از بزرگترین و درنده ترین و سنگین ترین پستاندار گوشتخوار کره زمین است.

اسکلت ببر
ببر

ببر بنگال پرشمارترین زیرگونه و ببر سیبری بزرگترین زیرگونهٔ ببر است. از ۹ زیرگونهٔ این جانور ۳ زیرگونه از جمله ببر مازندران منقرض شده‌اند و ۶ زیرگونهٔ دیگر نیز در خطر انقراض قرار دارند. قلمرو تاریخی این حیوانات از میان رودان و قفقاز تا بیشتر نواحی شرقی و جنوبیآسیا امتداد می‌یافت اما این قلمرو امروزه به‌شدت کاهش یافته‌است.

نرها و ماده‌ها تنها در هنگام جفتگیری به مدّت چند روز در کنار یکدیگر می‌مانند. ببرهای ماده پس از ۱۰۳ تا ۱۰۵ روز بارداری دو یا سه توله به دنیا می‌آورند. توله‌ها تا چند سال همراه با مادر خود زندگی می‌کنند.

به طور کلی وزن ببرهای نر از ۲۰۰ تا ۳۲۰ کیلوگرم است و مادهٔ آن‌ها از ۱۲۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم می‌باشد. میانگین قد در نرها ۲٫۶ تا ۳٫۳ متر و در ماده‌ها ۲٫۳ تا ۲٫۷۵ متر می‌باشد.

ببرها اگر پیر باشند و یافتن غذا برای آن‌ها سخت باشد یا اگر در جای که توله‌های خود را بزرگ می‌کنند غذا کمیاب باشد به انسان‌ها حمله می‌کنند. ببرها ترجیح می‌دهند از پشت حمله کنند لذا بعضی از روستاییان هندی که در نزدیکی منطقه حفاظت شدهٔ ببرها زندگی می‌کنند ماسک‌های صورت را از پشت سرشان می‌بندند.

نحوه زندگی و شکار[ویرایش]

دیگر فراوان هستند زندگی می‌کنند. فعالیت شبانه دارد ولی ممکن است در روز نیز دیده شود. حیوانی است قوی و پر تحرک و مقاوم. به این ترتیب کاملا به شکار نزدیک شده و بطور ناگهانی به وی جهش می‌کند. معمولا بوسیله شکستن مهره‌های گردن و خرد کردن جمجمه شکار خود را فورا می‌کشد. می‌تواند شکارهای بزرگی مانند گوزن و گاو را را با دندانهای خود حمل کرده به جای مناسب ببرد. ببرهای زخمی و آنهایی که به انسان خواری عادت دارند انسان را مورد حمله قرار می‌دهند. ببر معمولا گوزن ، آهو ، گاو و گاومیشوحشی و گراز و گاهی بچه فیل شکار می‌کند. از جانورانی مانند پرندگان، میمون ها و حتی لاک پشت و قورباغه نیز تغذیه می‌کند. در بعضی مناطق آسیا که محیط زیست طبیعی ببر آسیب دیده است.

تولید مثل[ویرایش]

غرش‌های سهمگین ببرهای نر در فصل جفت یابی، می‌تواند برای جلب توجه ماده‌ها به کار رود و بویی که ماده‌ها به هنگام علامت گذاری از خود بر جای می‌گذارند، جفت گیری ببرها معمولا در زمستان صورت می‌گیرد هر دو تا سه سال یکبار بچه می‌زاید. دوران آبستنی آنها در حدود ۱۰۵ تا ۱۱۳ روز است. معمولا دو یا سه قلو می‌زایند ولی تعداد بچه‌ها تا ۶ نیز دیده شده است. بچه‌هایی که تازه متولد می‌شوند به اندازه یک گربه اهلی و به وزن ۱۴۰۰ گرم هستند و بعد از ۲ هفته چشم باز می‌کنند. بچه‌ها به سرعت رشد کرده و بعد از یک ماه کم‌کم به دنبال مادر خود راه می‌افتند. تا شش ماهگی از شیر مادر تغذیه می‌کنند و تا یکی دو سال با مادر می‌گردند ولی تا سه سالگی در حدود لانه می‌مانند و بعد از آن به نقاط دیگر می‌روند. در سن چهار سالگی از لحاظ جنسی بالغ می‌شوند.

قلمرو و گروه[ویرایش]

ببرها، چه نر و چه ماده، منطقهٔ بزرگی را به عنوان قلمرو انتخاب می‌کنند و آن را با روش‌های گوناگون علامت گذاری می‌کنند. ببرهای ماده قلمروی کوچکتری دارند و قلمرو آنها می‌تواند با هم همپوشانی داشته باشد و در قلمرو ببر نر قرار بگیرد. یا می‌توان گفت قلمرو یک ببر نر می‌تواند از قلمرو چندین ماده تشکیل شده باشد. البته این موضوع در رابطه با ببرهایی که قلمرو بزرگتری دارند، بیشتر مصداق پیدا می‌کند. ببرها به شدت بر سر تصاحب ماده‌ها و قلمرو با یکدیگر درگیر می‌شوند و می‌توانند یکدیگر را به شدت مجروح کنند.

رژیم غذایی و شکار[ویرایش]

ببرها با توجه به امنیت قلمروشان، تصمیم می‌گیرند که روزها شکار کنند یا شب‌ها به دنبال طعمه بگردند. البته اغلب ببرها شب شکارند. ببرها معمولا با اتکا به وزن بالا و پنجه‌های نیرومندشان بر روی طعمه می‌پرند و طعمه را به گونه‌ای زمین می‌زنند که شانس بسیار کمی برای فرار داشته باشد. ببرهای بزرگ با ضربهٔ مهلکی گردن شکار را می‌شکنند و باعث خفگی آن می‌شوند. گاهی اوقات هم گلوی طعمه را به سرعت به دندان می‌گیرند تا خفه شود. ببرها با همین قدرت بی نظیرشان جانورانی به بزرگی فیل یا کرگدن را از پا درمی آورند. اما طعمه‌های متداول ببر، پستانداران متوسط تا بزرگ نظیر گوزن، مرال، شوکا، آهو، گراز، جگوار و پرندگان یا خزندگان هستند. در مواقع کمبود غذا نیز به دام‌های اهلی مانند گاو و گاومیش حمله می‌کند.

ببر و انسان[ویرایش]

به دلیل علاقهٔ ببر به آب و جنگل، باید حضور تعداد بالایی از آدمیان را در قلمرویش تحمل کند. نقاطی در جهان دارای ببر بوده و هستند، که از پرجمعیت ترین نقاط جهان به شمار می‌آیند. و همیشه این تعارضات بین آدمی و جانوران، به ضرر حیوانات تمام شده است. البته حمله ببر به انسان به ندرت صورت می‌پذیرد اما اگر چنین اتفاقی بیافتد، شانس آدمی برای فرار بسیار پایین است. == زیر گونه های منقرض شده == ببر مازندران،ببر جاوه و ببر بالی منقرص شده اند.

امکان نمایش وجود ندارد
امکان نمایش وجود ندارد
امکان نمایش وجود ندارد

زیرگونه‌های ببر[ویرایش]

امکان نمایش وجود ندارد



از ویکی پدیا

اسامی حیوانات در قرآن


1. گاو:« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً » (بقره / 67) خداوند به شما دستور مي‌دهد ماده گاوي را ذبح كنيد. 
2. شتر:« هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً » (اعراف / 73) اين شتر الهي براي شما معجزه‌اي است. 
3. مار:« فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعي» (طه / 20) پس موسي آن(عصا)را افكند، كه ناگهان ماري شد كه به هر سو مي‌شتافت. 
4. اژدها:« فَأَلْقي عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ » (اعراف / 107) (موسي) عصاي خود را افكند، ناگهان اژدهايي آشكار شد. 
5. ملخ:« يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ» (قمر / 7) همچون ملخهاي پراكنده از قبرها خارج مي‌شوند. 
6. خوك:« أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ » (انعام / 145) يا گوشت خوك كه اينها پليدند. 
7. ميمون:« فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » (بقره / 65) ما به آنها گفتيم: به صورت بوزينه‌هايي طرد شده در‌اييد. 
8. قورباغه:« فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ
الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ » (اعراف / 133) سپس (بلاها را پشت سر هم بر
آنها نازل كرديم) طوفان و ملخ و افت گياهي و قورباغه‌هاو... 
9. بز:« وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ » (انعام / 143) واز بز دو جفت. 
10. ميش:« مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ » (انعام / 143) از ميش دو جفت. 
11. زنبورعسل:« وَ أَوْحي رَبُّكَ إِلَي النَّحْلِ » (نحل / 68) و پروردگار تو به زنبورعسل وحي (الهام غريزي) نمود. 
12. مگس:« إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا
ذُباباً » (حج / 73) كساني را كه غير از خدا مي‌خوانيد،هرگز نمي‌توانند
مگسي بيافرينند. 
13. شانه به سر يا هدهد:« فَقالَ لا أَرَي الْهُدْهُدَ » (نمل / 20) (و سليمان )گفت:چرا هدهد را نمي‌بينم. 
14. پشه:« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما
بَعُوضَةً فَما فَوْقَها » (بقره / 26) خداوند از اينكه (به موجودات ظاهرا
كوچكي مانند) پشه و حتي كمتر از آن، مثال بزند شرم نمي‌كند. 
15. استر:« وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ
زِينَةً » (نحل / 8) هم چنين اسبها واسترها و الاغها را آفريد، تا بر آنها
سوار شويد و زينت شما باشد. 
16. الاغ:« كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » (جمعه / 5) مانند الاغي هستند كه كتابهايي حمل ميكنند. 
17. اسب:« وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ
رِباطِ الْخَيْلِ » (انفال / 60) هر نيرويي در قدرت داريد، براي مقابله با
آنها (دشمنان) آماده سازيد و (همچنين) اسبهاي ورزيده. 
18. ماهي:« فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ » (صافات / 142) (او
را به دريا افكندند) وماهي عظيمي او را بلعيد، در حاليكه مستحق سرزنش بود.

19. فيل« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ » (فيل / 1) ايا نديدي پروردگارت با فيل سواران چه كرد؟ 
20. شير:« فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ » (مدثر / 51) كه از (مقابل) شيري فرار كرده‌اند.

منبع: بیترین

آموزش کاشت گیاه چغندر

خصوصیات گیاهیچغندر قند با نام علمی Beta vulgaris گیاهی است دو ساله از تیره اسفناج كه بصورت گیاهی یكساله زراعت می شود . چغندر قند طی دوره رشد رویشی فاقد ساقه بوده و بصورت مجموعه ای از برگهای بزرگ افقی تا عمودی مشاهده می شود . طول دوره رشد برای تولید قند 6 تا 9 ماه می باشد .


محصول زراعی چغندر ریشه ای است بزرگ و آبدار كه شامل سه قسمت است : 

چغندر قند
خصوصیات گیاهیچغندر قند با نام علمی Beta vulgaris گیاهی است دو ساله از تیره اسفناج كه بصورت گیاهی یكساله زراعت می شود . چغندر قند طی دوره رشد رویشی فاقد ساقه بوده و بصورت مجموعه ای از برگهای بزرگ افقی تا عمودی مشاهده می شود . طول دوره رشد برای تولید قند 6 تا 9 ماه می باشد .

محصول زراعی چغندر ریشه ای است بزرگ و آبدار كه شامل سه قسمت است : 1) طوقه كه قسمت بالائی ضخیم شده و برگها از آن منشأ می گیرد 2) منطقه كوتاه و صاف در زیر طوقه كه گردن گفته می شود . گردن قطورترین منطقه ریشه می باشد ب3) قسمت گوشتی ریشه كه ذخیره قند در آن انجام می گیرد . مقدار قند در منطقه گردن و طوقه پایین است مقدار قند در ارقام اصلاح شده به 16 تا 20 درصد می رسد . امراض و كمبود مواد غذایی موجب افزایش ریزیش برگها گشته و عملكرد را پایین می آورد زیرا در این حالت برگهای جدید بوجود می اید كه صرفاً بامصرف قند ذخیره شده ریشه رشد می كند . معمولاً ساقه گل دهنده چغنمدر كه در سال دوم رشد بوجود می آید از مركز طوقه رشد می كند گلها كوچك و در روی گل آذین خوشه ای مركب بطور منفرد با دستجات 2 تا 7 گلی مشاهده می شود خود عقیمی و دگرگشتی بر گیاه حاكم است باد عامل مهم در گرده افشانی بشمار می رود .

تجمع قند در بعضی از دوره های رشد تحت تأثیر دو عامل به حداكثر میزان خود می رسد 1) آهسته و كند شدن رشد برگها و ریشه 2) تعادل مطلوب بین فتوسنتز و تنفس بعلت روزهای آفتابی و روشن كه موجب بالایی فتوسنتز می گردد و شبهای خنك كه تنفس را پایین نگه می دارد . چغندر قند سازگاری وسیعی به شرایط محیط متنوع دارد به سرما و گرما نسبتاً مقاوم است تحمل خشكی را دارد به شوری خاك نیز مقاوم است . عوامل محیطی مانند حرارت ، نور ، طول روز و رطوبت خاك تا حد زیادی تعیین كننده نحوه رشد و ذخیره قند در ریشه می باشد . خاكهای بارور ،‌دارای زهكشی خوب ، بافت متوسط و اسیدیته خنثی تا كمی قلیایی برای چغندر قند ایده آل است . عملكرد در خاكهای نیمه سنگین بشرط وجود زهكشی خوب نیز مطلوب می باشد .

تناوب زراعیچغندر قند به ساختمان عالی خاك نیاز دارد . بنابراین بهتر است بعد از بقولات علوفه ای چند ساله ، كود سبز و یا كود آلی فراوان و به عنوان اولین محصول وجینی در تناوب قرار گیرد اگر چه چغندر قند به مواد غذایی زیادی نیاز دارد و خاك را تا عمق 80 الی 125 سانتی متری از مواد غذایی تهی می سازد اما زمنی باقیمانده از آن فاقد علفهای هرز بوده و ساختمان خاك را بهبود می بخشد . چغندر قندر با سایر چغندرها ، گیاهان جنس كلم و جنس اسفناج در بعضی بیماریها مشترك بوده و نمی بایست با آنها در تناوب قرار گیرد .

مثالهایی از تناوب چغندر قند :

یونجه ( 4 ـ 5 سال ) سیب زمینی ـ چغندر قند ـ ذرت

شبدر ـ چغندر قند ـ گندم یا جو

گود سبز ـ چغندر قند ـ حبوبات یا سویا

کود شیمیاییتولید هر تن چغندر به 5/3 الی 5/4 كیلو ازت ، 25/1 تا 5/1 كیلو اكسید فسفر ، 2/4 تا 5/5 كیلو اكسید پتاسیم و 8/1 تا 2/2 كیلو اكسید كلسیم نیاز دارد .

تاریخ کاشتحرارت مناسب جوانه زدن بذر چغندر قند بین 15 تا 20 درجه سانتی گراد است . با رسیدن میانگین حرارت شبانه روزی هوا به حدود 10 تا 12 درجه سانتی گراد به كشت چغندر بهاره نمود .

كشت زود هنگام پاییزه ممكن است با هجوم آفات در اوایل دوره رشد و نیز گلدهی روبرو گردد زیرا هر چه سن چغندر قند در زمان روبرو شدن با سرما بیشتر باشد بهتر نسبت به سرما عكس العلم نشان می دهد .

کنترل علفهای هرزچغندر قند ، بخصص در مراحل اولیه رشد نسبت به رقابت علفهای هرز بسیار حساس است . از حدود یك هفته بعد از سبز شدن فقط می توان بین ردیفها را كولتیواتور زد . علف كشهایی مانند رونیت و اپتام را میتوان قبل از كاشت چغندر پاشید و با خاك مخلوط نمود . علف كش پتانال را می توان بعد از سبز شدن چغندر هنگامی كه چغندر حداقل 2 برگ داشته باشد ولی علفهای هرز جوان و كمتر از 4 برگ داشته باشد بكار برد . علف كش پیرامین از برگ وریته علفهای هرز جذب شده و بصورت قبل از كاشت مصرف می شود .

آفات و امراضكرم برگخوار چغندر قند یا كارادرنیا Caradrinacxigua  : از آفات عمومی محسوب می شود رنگ لارو كارادرنیا بطور معمول سبز است ولی گاهی به رنگ قهوه ای و حتی سیاه دیده می شود لاروهای جوان به پارانیم برگ و لاروهای مسن تر به رگبرگها حمله می كنند در صورتیكه تراكم آفت شدید باشد طوقه نیز مورد تغذیه قرار می گیرد و بوته خشك می شود مبارزه با این آفت عمدتاً از طریق مصرف سموم فسفره مانند دیمكون ، گوزاتیون ، دیپرتكل و یا سوپر اسید انجام می پذیرد .

بید چغندر قند یا لیتا پروانه كوچكی است با نام علمی wcellatella scrobipalpa از آفات خصوصی چغندر قند است لارو كامل این حشره از جوانه های مركزی تغذیه می نماید مبارزه با این حشره عمدتاً با استفاده از سموم شیمیایی فسفره مانند گوزاتیون ، دیمكون انجام می شود .

از جنس آگروتیس Agrotis چند حشره با اسامی شب پره زمستانی Agrotis seaetum كرم آگرویتس A.ypsilon ، آگرویتسA.nigrum و شب پره آگرویتس A.pronuba به چغندر حمله می كنند این آفات به برگها ، دمبرگها و طوقه چغندر حمله می كند و موجب خشك شدن گیاه جوان می گردد مبارزه با حشرات جنس آگرویتس عمدتاً با استفاده از طعمه مسموم انجام می شود .

كك چغندر با نام علمی chaetocnema tibialis یكی از آفات مهم چغندر در ایران محسوب می شود . خسارت به چغندر توسط حشره كامل كه سوسك كوچكی به طول 2 میلیمتر است می باشد كك به برگهای جوان حمله و آنها را مشبك می سازد . برای مبارزه می توان از سمهای فسفره استفاده نمود . مگس چغندر با نام علمی Pegomyia betae مگس كوچكی است بطول تقریباً 5 میلیمتر كه لارو آن به چغندر آسیب می رسانند قسمتهای آلوده ماننده تاول باد می كند و زرد رنگ می شود كه در نتیجه برگها خشك شده و از بین می رود مبارزه با این آفت از طریق سموم فسفره مانند دیازینون یا دیمتوات بصورت سمپاشی می باشد .

شته سیاه باقله با نام علمی Apbis fabae از افات عمومی محصولات زراعی است این شته بین 5/2 تا 3 ملیمتر طول داشته و به رنگ سیاه براق و گاهی تا سبز زیتونی دیده می شود این شته از شیره پرورده گیاه تغذیه و باعث پیچیدگی ، پژمردگی و زردی برها و حتی خشكیدن آنها می گردد با این آفت می توان با سموم متاسیستوكس ، دیمتوات و سوپر اسید مبارزه كرد .

بیماریهای مهم چغندرقندبیماری سفیدك سطحی توسط قارچی بنام Erysiphe betae ایجاد و از مهمترین بیماریهای چغندر قند در ایران محسوب می شود علائم بیماری ابتدا بصورت ظهور پوشش گرد مانندی در سطح زیرین برگ است كه در اثر توسعه بیماری به سطح فوقانی برگها نیز گسترش می یابد این پوشش سفید مدتی بعد تغییر رنگ داده و قهوه ای می گردد و در نتیجه برگها شادابی خود را از دست داده و زرد می شوند راه مبارزه استفاده از قارچ كشها مانند سموم گوگردی می باشد .

بیماری لكه گرد برگ چغندر یكی از بیماریهای مهم چغندر در نواحی گرم و مرطوب است كه توسط قارچی بنام Cercospora beticola ایجاد می شود . علائم بیماری پیدایش لكه های گرد كوچكی به قطر 2 تا 5میلیمتر به رنگ خاكستری یا قهوه ای مایل به خاكستری با حاشیه قرمز متمایل به قهوه ای روی برگها می باشد .

كنترل بیماری با ضد عفونی بذر با فرمالین و سمپاشی مزرعه با تركیبات مس مانند كوپر اویت انجام می شود . بیماری پوسیدگی ریشه چغندر قندر ظاهراً توسط قارچهای مختلفی تولید می شود این بیماری پس از تشكیل ریشه غده ای به چغندر حمله و موجب پوشیدگی ریشه در ناحیه طوقه می گردد . راه مبارزه با آن با انتخاب ارقام مقاوم و استفاه از قارچ كشها مانند تترا كلرو سوپرایكس و ریزكتول كمبی امكان دارد . 



محاسن كشت چغندرقند

كشت چغندرقند دارای محاسن زیادی می باشد كه عمده ترین آنها عبارتند از:

1- چغندر یكی از اجزاء كلیدی متشكله اقتصاد كشاورزی ملی است.

2- چغندرقند نسبت به طیف وسیعی از شرایط آب و هوائی و خاك سازگار است.

3- چغندرقند از نظر ارزش غذائی در ردیف محصولاتی از قبیل برنج، ذرت، گندم، سیب زمینی و حبوبات است.

4- در حال حاضر امكان كشت كامل مكانیزه چغندرقند فراهم شده است.

 5- چغندرقند در تناوب زراعی به خوبی جای می گیرد و عمیق بودن ریشه و پاك بودن مزارع آن از علفهای هرز اجازه می دهد كه در تناوبهای مختلف جایگزین شود. چغندر خاك را در بهترین شرایط برای كشت غلاتی كه بعداَ كشت می گردند نگه می دارد و عملكرد غلات را بهبود می بخشد. چغندرقند گیاهی وجینی است كه ضمن كم كردن تراكم (تعداد) علفهای هرز حاصلخیزی و پوكی خاك را بهتر می كند.

6- محصولات فرعی چغندر با ارزش است. سربرگ چغندر و همچنین تفاله مخلوط با ملاس به دست آمده بعد از بهره برداری كارخانجات، غذای دام است. چغندر قند گیاهی با دو محصول است، برگها جهت علوفه و ریشه جهت قند گیری.

7- ارزش اندام هوائی یك هكتار چغندرقند در بهبود حاصلخیزی خاك در صورتی كه به خاك برگردانده شود برابر 20 تا 30 تن كود حیوانی است.

8- چغندرقند یك محصول تضمینی است و همه ساله خرید آن توسط دولت تضمین می گردد.

 

سازگاری چغندرقند

چغندرقند نسبت به شرایط مختلف محیطی دارای سازگاری نسبتا" زیادی می باشد. نسبت به سرما، گرما، شوری و خشكی تحمل خوبی دارد. با این حال برای رسیدن به حداكثر عملكرد، لازم است كه برای آن همانند سایر گیاهان زراعی بهترین شرایط رشد را فراهم كرد. شرایط مناسب رشد چغندرقند به قرار زیرند:

1-حرارت:

بهترین رشد چغندر قند هنگامی صورت می پذیرد كه حداكثر درجه حرارت در تابستان از 35 درجه تجاوز نكند و در پاییز نیز روزها آفتابی، دمای هوا در  شبها پایین و درجه حرارت حداقل به یخبندان نزدیك شود. در كل، حرارت مناسب  رشد  چغندرقند بین  20 تا 24 درجه سانتیگراد است.

حرارت مناسب جهت جوانه زدن بذر چغندرقند بین 15 تا 20 درجه سانتیگراد است. اما جهت رسیدن به چنین درجه حرارت و كشت در آن شرایط، لازم است كه مدت زیادی از فصل رویش از دست رود و چنین امكانی عملا" وجود ندارد. بنابراین هنگامی كه درجه حرارت متوسط روزانه به 4 تا 5 درجه سانتیگراد رسید، می توان نسبت به كشت بذور اقدام كرد.

2- نور:

چغندر قند گیاهـی روز بلند است و به نـور زیادی جهت رشد و تجمع قند در ریشه نیاز دارد. وجود نور كافی در اواخر دوره رشد، موجب زیاد شدن ذخیره قند و افزایش خواص كیفی چغندر قند می گردد. بدین منظور  باید فاصله صحیح بوته ها و تراكم مطلوب بوته در مزرعه را مورد توجه خاص قرار داد و ضمن كوشش در جهت حفظ سلامت برگها نسبت به كنترل سریع علف های هرز نیز اقدام عاجل انجام داد.

3- رطوبت:

با اینكه چغندرقند به خشكی مقاوم است، اما حصول یك عملكرد بالا، مستلزم وجود رطوبت كافی و برنامه ریزی دقیق آبیاری است. برای چغندركاری معمولاً آبیاری معتدل و سبك سودمند است، برای تولید یك ریشه 500 گرمی حدود 40 تا 50 لیتر آب مورد نیاز است. كل آب مورد نیاز چغندر قند در طول دوره رشد در مناطق مختلف كشور را بین 7300 تا 13600 متر مكعب در هكتار ذكر كرده اند.

4- خاك:

خاكهای حاصلخیز دارای زهكشی مناسب، با بافت متوسط (رسی - شنی) و اسیدیته (pH ) خنثی تا كمی قلیایی (7 تا 2/7) برای چغنـدرقند منـاسب هستند. خاكهای دارای مقادیر زیاد سنگ ، خاكهای فشرده و سفت كه معمولاً با فقدان مواد آلی همراه هستند، برای كشت چغندرقند مناسب نمی باشند. اصولاً، محیط خاكی مناسب برای چغندرقند محیطی است كه در بین ذرات خاك آن هوای فراوان وجود داشته باشد و خاك، سفت و متراكم نباشد كه مانع گردش و نفوذ آب شود.خاك سست و پوك اجازه می دهد كه ریشه چغندر به صورت عمیق در زمین فرو رود و به خوبی رشد كند.

چغندرقند جز در مراحل اولیه رشد نسبت به شوری خاك مقاوم است. با این حال شوری بالای خاك به عنوان یك عامل محدود كننده در تولید چغندرقند به حساب می آید.

مراحل آماده سازی زمین:

میزان محصول چغندرقند، تا حد زیادی بستگی به ساختمان خاك و آماده سازی بستر بذر دارد. عمق شخم، زمان شخم، كاربرد كود و استعمال علف كش ها پیش از ظاهر شدن جوانه های چغندرقند (جهت عاری شدن بستر كاشت از علف های هرز)، همگی از عواملی هستند كه محیط كشت مناسبی برای بذرها و بوته های جوان چغندر ایجاد می كنند. بهترین زمان برای انجام شخم در مزارع مورد كشت فصل پاییز است كه در این حالت امكان استفاده بهینه از ماشین آلات (در پاییز كه به آنها نیاز نیست)، ذخیره سازی رطوبت مناسب درخاك، عدم تاخیر كشت در بهار و صرفه جویی در مصرف آب فراهم می گردد. از طرفی از ورود ماشین آلات سنگین جهت آماده سازی زمین در بهار به علت تعجیل زارعین در كاشت بهاره اجباراً قبل از گاورو شدن خاك جلوگیری می شود و تخریب اراضی به حداقل خواهد رسید.

انـواع بـذر و مقدار مصرف

بذور چغندرقند براساس تعداد جوانه هایی كه ایجاد می كنند، به دو دسته كلی تقسیم شده اند:

1- بذور پلی ژرم (چند جوانه ای): بذوری كه در نتیجه كشت آنها معمولا" بیش از یك جوانه (معمولاً 2 تا 5) تولید می شود را بذور پلی ژرم گویند.

2-بذور منوژرم (تك جوانه ای): بذوری كه از كاشت آنها تنها یك جوانه حاصل می شود را منوژرم گویند.

بر اساس نوع بذر، قوه نامیه بذر، شرایط آب و هوایی،  روش كاشت، بافت و شوری خاك، قدرت حاصلخیزی زمین، زمان كاشت،  میزان و نحوه آبیاری، نحوه آماده سازی زمین و … مقدار بذر مورد استفاده در واحد سطح مزرعه متفاوت خواهد بود.

 به طور كلی در روش سنتی و در شرایط نامطلوب استفاده از 20 تا 25 كیلوگرم بذر پلی ژرم در هكتار كـافی است و در صورتی كه زمین سنگین و شور باشد لازم است كه از مقدار بذر بیشتری (حدود 30 كیلوگرم ) استفاده كرد. 

در روش كشت مكانیزه برای یك هكتار چغندركاری، حدود 3-2 كیلوگرم بذر با قوه نامیه حداقل 90 درصد نیاز است كه در فاصله خطوط 50 سانتیمتر و فاصله بذور 8-4 سانتیمتر و در عمق 2 تا 3 سانتیمتر كشت می شوند. در شرایطی كه وضعیت زمین برای كشت این بذور مناسب نباشد، از بذور چند جوانه ای استفاده می شود كه در مورد اخیر حداكثر 12-10 كیلوگرم بذر نیاز خواهد بود.

 


روشهای كشت چغندرقند:

كشت چغندرقند به روشهای سنتی، مكانیزه و نشایی صورت می گیرد:

الف- روش سنتی (كرتی):

در این روش پس از اتمام عملیات تهیه زمین، به وسیله بیل یا مرزكش، در زمین كرتهایی ایجاد می شود. نكته مهم این است كه باید سطح كرتها حتما" صاف باشد. وجود پستی و بلندی در زمین، منجر به نرسیدن آب به نواحی بلند و همچنین جمع شدن آب در نواحی گودتر می شود كه این كار سبب هدر رفتن مقدار زیادی آب می شود. تجمع آب در مزرعه سبب خفگی ریشه ها و افزایش فعالیت قارچ های ایجاد كننده پوسیدگی ریشه می شود. پس از تهیه كرتها، بذرها با دست در داخل كرتها پاشیده شده و تا عمق 2 تا 3 سانتیمتری با خاك مخلوط می شوند.

افزایش مقدار بذر مصرفی، بالا رفتن میزان مصرف آب، شدیدتر شدن بیماری پوسیدگی ریشه، عدم امكان استفاده از ادوات مكانیزه برای انجام فعالیت های مربوط به داشت و برداشت و در نهایت بالا رفتن هزینه های تولید، از مهم ترین معایب این روش كشت هستند. به طور كلی كشت چغندرقند به این روش به علت وجود مشكلات فراوان توصیه نمی شود.

ب-روش مكانیزه:

در این روش بذور چغندرقند در وسط و یا طرفین پشته ها كشت می گردند و به روش نشتی و یا بارانی آبیاری می شوند. در این حالت آب هیچگاه پای گیاه نمی رسد و در نتیجه سطح خاك سله نمی بندد. از طرفی امكان گسترش و ایجاد بیماریهای گیاهی (به خصوص پوسیدگی ریشه) بسیار كمتر خواهد بود. از مهم ترین مزایای این روش آسانتر شدن عملیات كاشت، داشت و برداشت و در نتیجه كاهش هزینه های تولید و همچنین كاهش مصرف آب و بالا رفتن راندمان آبیاری است.


علف های هرز و كنترل آنها

 یکی از گیاهانی که بیشترین خسارت را از وجود علف های هرز در مزارع می بیند، چغندرقند است. چغندرقند در ماههای اولیه رشد در رقابت با علفهای هرز بسیار ضعیف است، که این مسئله منجر به كاهش شدید عملكرد در مزارع آلوده به علف های هرز می شود. به طور كلی خسارت ناشی از علفهای هرز در مزارع چغندرقند، بسیار بیشتر از خسارت آفات و بیماریها است. در موارد متعدد، بر اثر عواملی مانند استفاده نادرست از علف کش های مناسب و یا عدم وجین به موقع مزارع، هكتارها مزرعه چغندر زیر هجوم و سلطه علفهای هرز منهدم شده اند.

مهمترین مرحله خسارت علف های هرز در مزارع چغندرقند تا مرحله 8  برگی شدن بوته های چغندر می باشد. چنانچه مزرعه چغندرقند را در سه ماهه اول بعد از كاشت عاری از علف هرز نگه داریم، دیگر نیاز به دفع علفهای هرز نخواهد بود و خسارتی به محصول وارد نمی کند. اما خاطر نشان می گردد که كنترل علفهای هرز مزارع چغندرقند تا زمان برداشت در جلوگیری از به بذر نشستن آنها جهت کاهش میزان آنها در کشتهای بعدی اهمیت زیادی دارد. همچنین حذف علف های هرز در طول فصل رشد، منجر به برداشت راحت تر محصول نیز خواهد شد.

از مجموع مطالب ذکر شده مشخص می گردد که کنترل به موقع علف های هرز به همراه تنک نمودن سریع تر مزارع چغندرقند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار  بوده و تاخیر در انجام عملیات تنک و وجین مزارع خسارتهای جبران ناپذیری را به کشاورزان وارد می آورد.

به طور کلی، جهت دستیابی به کنترل موثرتر علفهای هرز مزارع چغندرقند، لازم است که از چندین روش مختلف شامل سمپاشی مزارع، استفاده از کولتیواتور و وجین دستی به صورت ترکیبی، به شرح زیر استفاده نمود.

الف- اولین و اساسی ترین قدم در کنترل علف های هرز استفاده از سموم علف کش مناسب می باشد. میزان موفقیت در استفاده از علف کش ها ، کاملاً در ارتباط با نحوه صحیح مصرف آنها می باشد.

ب- علاوه بر استفاده از علف کشهای مناسب، برای از بین بردن علفهای هرز باقی مانده بین خطوط كشت لازم است از كولتیواتور استفاده گردد.

ج- در هر صورت بخشی از علف های هرز روی ردیف های کاشت به دلایل مختلف، بوسیله با مورد استفاده از بین نمی روند و به دلیل قرار گرفتن در نزدیكی بوته های چغندرقند به وسیله كولتیواتور نیز قابل كنترل نیستند، که لازم است این علف ها در زمان تنک کردن مزرعه توسط کارگران حذف شوند تا یک مزرعه عاری از علف هرز ایجاد گردد.

آفات و بیماریهای مزارع چغندرقند

چغندرقند مورد حمله آفات و عوامل بیماریزای زیادی قرار می گیرد. بر طبق آمار موجود متوسط خسارت سالانة آفات وبیماریها روی چغندر قند بین 11 تا 33 درصد می باشد. به عنوان مثال آفت كارادرینا می تواند در طول یك شبانه روز مزارع جوان چغندر قند را نابود نماید و یا در بعضی از مزارع كه تعداد سرخرطوم كوتاه چغندر زیاد باشد، قسمت زیادی از بوته های دو برگی و جوان چغندر بوسیلة این حشره خورده می شود و سطح سبز مزرعه از بین میرود كه احتیاج به واكاری پیش می آید. جبران چنین عقب ماندگی هایی در طول فصل رشد امكان پذیر نیست.

با توجه به اینكه سود تولید چغندر به عملكرد حاصل و كاهش هزینه های تولید وابستگی زیادی دارد، لازم است برنامه ریزی دقیقی برای مبارزه با آفات و امراض به عمل آید تا از افت شدید عملكرد پیشگیری شود. یك برنامه موفق كنترل شامل روشهای هماهنگی است كه از ابتدای كشت و حتی قبل از آن تا پایان فصل زراعی یكی پس از دیگری بكار گرفته شوند تا در نهایت نتایج قابل قبولی را به بار آورد.

 

تغذیه چغندرقند

همانند سایر محصولات كشاورزی، چغندر قند نیز تنها بخشی از نیازهای غذائی خود را از خاك تامین می نماید و بقیه را بایستی از كودهای شیمیایی، كودهای آلی و یا محلول پاشی روی سطح برگ تامین نمود. برای زراعت چغندرقند باید، كودهـای فسفره و پتـاسه را بـه مقـدار توصیه شده در پـائیز به طـور یكنـواخت در زمیـن پخش كـرده و ابتدا با دیسك سبك در عمق 10-5 سانتیمتری خاك مخلوط كرد. سپس اقدام به شخم عمیق اولیه نموده تا كود در سطوح مختلف خاك تا عمق شخم به طور یكنواخت توزیع گردد. ترجیحاً ‌مصرف فسفر از منبع سوپر فسفات و پتاسیم از منبع سولفات پتاسیم توصیه می گردد. با توجه به نقش مهمی كه پتاسیم در رشد و توسعه چغندرقند ایفا می نماید لازم است كه استفاده از كودهای پتاسه همواره مورد توجه ویژه قرار گیرد.

كاربرد كودهای آلی بخصوص كودهای حیوانی می تواند تا حد زیادی در افزایش عملكرد كمی و كیفی مزارع چغندرقند مفید فایده واقع گردد كه بهتر است حتی المقدور از این كودها در مزارع استفاده شود. 

كمبود عناصر میكرو (آهن، منگنز، بر، روی و . . . ) در مزارع چغندرقند در بعضی از مواقع تا حدود 30 درصد از عملكرد محصول می كاهد و نیز سبب كاهش  مقاومت ریشه ها به بیماریها و آفات می گردد، كه این مسئله ضرورت به كارگیری این كودها را در مزارع به خوبی مشخص می كند.

مهم ترین نكته در خصوص كود دهی به چغندرقند استفاده صحیح از كودهای ازته است. بعضی از كشاورزان تا آخرین روزهای قبل از برداشت اقدام به مصرف كودهای ازته می كنند كه این كار بسیار اشتباه است و از كیفیت چغندر به خصوص درصد قند به شدت می كاهد.  به طور كلی  استفاده از كودهای شیمیایی به طور صحیح و فنی یكی از راههای رسیدن به محصول بالاتر است. اگر در مصرف كودهای مورد نیاز در زمانهای مناسب  كوتاهی شود، عملكرد محصول كاهش می یابد. همچنین مصرف بیش از حد كودها علاوه بر از دست رفتن مقادیر زیادی كود، تخریب ساختمان خاك و آلودگی محیط زیست را نیز در پی دارد. از طرفی این مسئله به مسمومیت گیاه منجر می شود و محصول نهایی را نیز كاهش می دهد. به عنوان مثال مصرف كمتر از حد ازت سبب كاهش عملكرد ریشه چغندرقند تا حدود 50 درصد می شود. از سوی دیگر مصرف زیادتر از حد آن سبب كاهش درصد قند (عیار) تا چندین واحد خواهد شد. بنابراین لازم است  بر اساس روش صحیح، میزان تقریبی كودهای مورد نیاز را در مزرعه تعیین كرد. این كه چه مقــدار كود در طول فصـل زراعـی و در زمـان كشت باید مصرف شود، از طریق آزمایش های تجزیه خاك مشخص می شود.

 

آبیاری چغندرقند

عملاً تمام روشهای شناخته شده آبیاری در سطح دنیا  شامل آبیاری سطحی (از طریق جوی و پشته، آبیاری كرتی و نواری) و روشهای مختلف آبیاری بارانی در چغندر قند مورد استفاده قرار می گیرند.

چغندرقند یكی از گیاهان مقاوم به خشكی است، به طوری كه مزرعه چغندرقندی كه دچار تنش خشكی شود، می تواند حداكثر ظرفیت تولید خود را به شرط بهبود شرایط به دست آورد. به همین دلیل، تنش آبی این گیاه در مقایسه با گیاهان دیگر مانند سیب زمینی به عملكرد محصول كمتر خسارت می زند. همچنین مرحله رشد حساس به تنش خشكی در چغندرقند مشابه آنچه كه در گلدهی غلات دیده می شود وجود ندارد. بنابراین با وجود چنین شرایطی درخصوص چغندرقند، می توان مدیریت بسیاری مناسبی بر آبیاری مزارع چغندرقند اعمال نمود و حداكثر میزان صرفه جویی را در این مزارع بخصوص در وضعیت خشكسالی كنونی داشت.

چغندرقند دارای سیستم ریشه عمیق است که آب را از حدود 90 تا 110 سانتیمتری عمق خاک استخراج می کند. چغندر حدود 70% آب مورد نیاز خودش را تا عمق 60 سانتیمتری می گیرد. لذا در صورتی که سطح خاک خشک باشد اما در اعماق پائین تر آب کافی وجود داشته باشد، مشکلات تنش کم آبی به حداقل می رسد.

به طور كلی در مرحله جوانه زنی بذر، چغندرقند به آبیاری های سبک و متعدد نیاز است. اما پس از عملیات تنك انجام یك آبیاری سنگین ضرورت می یابد و  در طول فصل رشد فواصل آبیاری بسته به بافت خاک و شرایط آب و هوایی تفاوت دارد. همچنین 2 تا 4 هفته قیل از برداشت نیز بایدآبیاری ها قطع شود كه این زمان قطع آبیاری باید به گونه ای باشد كه خاک آنقدر خشک نشود که برداشت با مشکل مواجه شود.

با توجه به اینكه در استان اصفهان خشكسالی همواره گریبانگیر تولید محصولات كشاورزی مختلف همانند چغندرقند می باشد ، جهت جبران این كم آبی، تغییر الگوی كشت، بهبود راندمان آبیاری، افزایش بهره وری از آب و اعمال تكنیك های كم آبیاری (از جمله طولانی كردن دور آبیاری، حذف آبیاری در مراحلی از رشد گیاه كه حساسیت كمتری به كم آبی دارد و ...) ضروری است و در این زمینه استفاده از روش های نوین آبیاری نیز بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد. به لحاظ مقاومت بالای چغندرقند در مقابل بروز تنش های خشكی، استفاده از شیوه های كم آبیاری می تواند تا حد زیادی در خصوص كاهش مصرف آب در این زراعت مفید فایده واقع شود و می تواند جایگزین مناسبی برای بسیاری از زراعت های با مصرف آب بیشتر گردد.

افزایش عملكرد ریشه در مزارع چغندرقند

چغندرقند بر خلاف اکثر محصولات زراعی که بر اساس وزن خریداری می شوند با دو فاکتور وزن و درصد قند (عیار) خریداری می شود:

برای بالا بردن مقدار محصول در واحد سطح لازم است نكات زیر در نظر گرفته شود:

1) استفاده از بذور اصلاح شده مناسب كشت هر منطقه

2) آبیاری كامل و صحیح و استفاده مفیدتر از منابع آب با توجه به كمبود شدید آب در اكثر مناطق كشور و  ‌تناسب سطح كشت با آب موجود

3)  داشتن دقت فراوان در جهت ایجاد تراكم مطلوب بوته در واحد سطح (80 تا 100 هزار بوته در هكتار)

4) تغییر روشهای كاشت و بهبود عملیات زراعتی با استفاده از ماشین‌آلات جدید برای تهیه زمین و سایر عملیات لازم.

5) استفاده صحیح  از كودهای دامی و شیمیایی

6) انتخاب تناوب صحیح

7) ‌انتخاب زمین مناسب از نظر عمق و بافت خاك

8) رعایت تاریخ كاشت مناسب در هر منطقه

9) مبارزه صحیح و بموقع با آفات و امراض گیاهی و به خصوص علفهای هرز

10) برداشت به موقع و صحیح چغندرقند و تحویل آن به كارخانجات قند بلافاصله پس از برداشت

11)تنظیم صحیح ماشینهای برداشت چغندرقند و كاهش ضایعات برداشت.

 

 

عوامل موثر بر افزایش درصد قند

از زمانی كه یك كشاورز تصمیم به كشت چغندر می گیرد تا زمانی كه چغندر برداشت و بارگیری می شود، در كلیه مراحل، نحوه اقدامات و فعالیت های او در كاهش و یا افزایش عیار مؤثر می باشد. به طور كلی  مهمترین عوامل موثر بر درصد قند چغندرقند به قرار زیر هستند:

ا- انتخاب بذر متناسب با شرایط آب و هوایی، طول دوره رشد و مقاوم به عوامل نامساعد كشت در منطقه، افزایش میزان عیار را در پی دارد.

2- انجام شخم مناسب به منظور افزایش نفوذپذیری خاک و جلوگیری از چند شاخه شدن ریشه ها و نیز جمع آوری سنگهای موجود در خاك مزرعه تا حد امكان، از اهمیت بسیار زیادی در افزایش درصد قند برخوردار است.

3- وجود تعداد  مناسب بوته در واحد سطح (9 تا 10 بوته در هر متر مربع) به افزایش عیار منجر می گردد.

4- انتخاب تاریخ دقیق کاشت چغندرقند در افزایش درصد قند اهمیت بسیار دارد.

5- كنترل به موقع علف های هرز به میزان زیادی در افزایش عیار چغندرقند نقش دارد.

6- تغذیه اصولی گیاه تأثیر بسیاری در بهبود وضعیت تولید قند در چغندرقند دارد. مصرف بیش از حد و دیرهنگام کودهای ازته (بخصوص اوره و نیترات آمونیوم) باعث کاهش میزان قند خواهد شد. همچنین کمبود سایر عناصر (آهن، روی، منگنز، منیزیم، بر و ... ) غلظت قند در ریشه را کاهش می دهد.

7- انجام آبیاری های صحیح و به موقع در بالارفتن كیفیت ریشه ها چغندرقند نقش مهمی ایفا میكند.

8- كنترل به موقع آفات و بیماری ها در طول فصل به بهبود وضعیت كیفی ریشه های تولیدی می انجامد.

9-حفظ سلامت برگها تا آخرین لحظات رشد از گزند آفات و یا عدم چرانیدن آنها باعث  افزایش عیار می گردد.

10- برداشت به موقع چغندرقند با توجه به  علایم رسیدگی مزرعه موجب افزایش درصد قند ریشه ها می شود.

11- ممانعت از یخ زدن چغندرقند در جلوگیری از كاهش عیار فوق العاده موثر است.

12- چنانچه بوته ها به مدت شش هفته در معرض دمای 4 تا 8 درجه سانتیگراد قرار گیرند، به ساقه می روند و میزان قندشان كاهش می یابد که در صورت رعایت دقیق تاریخ كاشت می توان از این عمل ممانعت نمود.

13-سرزنی صحیح چغندرقند منجر به بالارفتن كیفیت چغندر تحویلی به كارخانه می گردد.

14-عدم تأخیر در جمع آوری و حمل چغندرقند به کارخانه به دلیل كاهش تنفس ریشه و ممانعت از تجزیه قند ها در بالارفتن درصد قند موثر است.

منبع:علم کشاورزی

بگونیا

ظاهراً گیاه نام خود را مدیون یک گیاه شناس فرانسوی به نام شارل پلومیهCHARLES PLUMIER است

 که برای مشاهده و مطالعه این گیاه 

که به فراوانی در هائیتی(جزایر کارائیب) می روید از اقیانوس اطلس عبور کرد. این گیاه نیز به

نامMICHEL BEGON حاکم وقت آن جزیره، بگونیا 

نامیده شد. بگونیا دارای ۹۰۰ گونه مختلف از گیاهان چند ساله همیشه سبز علفی و گیاهان خزان

کننده است که برای برگ ها و گل های 

زیبایشان پرورش داده می شوند.

مشخصات:

اسم علمی بگونیا برگی Begonia rex و از خانواده Begoniaceae می باشد. جنس بگونیا دارای ۹۰۰

گونه مختلف از گیاهان چند ساله همیشه سبز علفی و گیاهان خزان کننده است که برای برگ ها و

گل های زیبایشان پرورش داده می شودند. گونه های مختلف این جنس از گیاهانی به طول چند

سانتیمتر تا گونه هایی به طول ۳ متر تشکیل یافته است. تعدادی از گونه ها نیز به صورت بالا رونده می

 باشند. بگونیا گیاهی است تک پایه یعنی گلهای نر و ماده بر روی یک گیاه قرار دارند. گل های نر ،

معمولا زیبا هستند و گلهای ماده را با تخمدان بال دارش می توان به آسانی تشخیص داد بونیا برگی

بومی آسام است و درای ریزوم گوشتی می باشد. ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر و گسترش آن به ۴۵

سانتی متر می رسد. این گونه را به خاطر برگهای زیبایش پرورش می دهند. این گیاه برگهای سبز تیره

 و چروکیده ای دارد که در نزدیکی لبه برگی نقره ای رنگ می شود. گاهی رنگ های دیگری مانند قرمز،

 کرم یا ارغوانی در سطح برگ دیده می شوند. گلهای آن معمولا ارغوانی کم رنگ وبه قطر یک سانتی

متر هستند که در تابستان ظاهر می شوند و فاقد زیبایی می باشند و باید از گیاه جدا گردند.

مراقبت:

گیاه رکس به نور متوسط، دمای معمولی خاک همیشه مرطوب رطوبت هوای متوسط تا زیاد یعنی ۵ تا

۹۰ درصد و خاک کمی اسیدی احتیاج دارد.

کود:

کود مورد نیاز بگونیا رکس را می توان به میزان ۱ گرم در لیتر، هر هفته یک بار، از فروردین تا آبان ماه،

 مورد استفاده قرا داد.

خاک:

مخلوطی از تورب، خاک برگ نرم و ماسه به نسبت مساوی، برای رشد این گیاه مناسب است.

ازدیاد:

بگونیای رکس را می توانید با استفاده از یک روش مخصوص و غیر معمول تکثیر کنید. بهار و تابستان

بهترین زمان برای تکثیر این گیاه است. یک برگ بالغ را که خیلی هم پیر نباشد، انتخاب کنید و با

استفاده از یک چاقی تیزکه به بافت برگ صدمه نرساند و آن را له نکند، برگ را به بخشهای منظم در

 قالب طبیعی آن ببرید. سپس قطعات برگ را به آرامی و با دقت بردارید و از سطح پشتی برگ و میان

رگبرگهای اصلی، در پودر هورمون ریشه زایی فرو ببرید و روی سطح کمپوست مخصوص بذر و قلمه، در

 داخل سینی بذر، بخوابانید و به آرامی روی سطح خاک فشار دهید. سپس روی تکه های برگ را با

کیسه پلاستیکی بپوشانید و در دمای حدود ۲۱ درجه سانتیگراد نگاه دارید زمانی که گیاهچه های

کوچک به وجود آمدند و به طول۵/۲ سانتیمتر رسیدند، کیسه پلاستیکی را بردارید و هر کدام را در

گلدانی با قطر دهانه ۹ سانتیمتر حاوی کمپوست گلدانی با پایه پیت بکارید. باید مرتبا زیر پوشش

پلاستیکی بررسی شود تا اگر برگها دچار فساد و پوسیدگی شده بود، بیرون آورده و با قارچ‌کش

سمپاشی صورت بگیرد.

عوارض و درمان:

اگر لکه های خاکستری متمایل به قهوه ای روی برگها مشاهده کردید، باید گیاه را با قارچ کش طبق

 دستور سمپاشی کنید و گلدان را به محل خشک و اکسیژن ببرید. ممکن است گازهای داخل

آشپزخانه این عارضه را ایجاد کرده باشد. تغذیه مصنوعی و تعویض گلدان با یک درجه بزرگتر می تواند

 جلوی به وجود آمدن برگهای جدید کوچک و کم رشد را بگیرد. افتادن برگها در زمستان نتیجه هوای

سرد است گلدان را به محل گرمتری حدد ۱۳ درجه سانتیگراد منتقل کنید مشکل رفع می شود.

قارچهای بیماری زایی به اسم سفیدک میتواند روی برگها لکهای پودری سفید ایجاد کنددر این صورت با

 سموم قارچکش گیاه را سمپاشی کنید و گلدان بگونیا را به محل با هوای خشک و اکسیژن دار ببرید .

اگر تارهای عنکبوتی زیر برگها مشاهده گردید و با برگهای جدید کمرنگ مواجه شدید، می توانید با یک

 سم کنه کش هر چهار ده روز یک بار گیاه را سمپاشی کنید صورتی که برگها لوله شد و حاشیه آنها

خشک و چروکیده است، حتما از تشنگی رنج می برد فورا آن را آبیاری کرده و به محل سردتری که زیر

۱۸ درجه سانتیگراد باشد منتقل کنید.اگر برگهای بگونیا حالت موازییکی پیدا کرد و لکه های زردی روی

 ان به وجود آمد و لوله ای و بد شکل شد، باید گیاه را از گدان خارج کنید تا به گیاهان دیگر سرایت نکند

 زیرا عامل این مشکل ویروسی است و راه چاره ای ندارد. همچنین رنگ پریدگی برگها و ریزش آنها و

غده ای شدن ریشه ها که در نتیجه فعالیت نماید می باشد و سیاه شدن و پوسیده شدن ریشه ها

که در نتیجه فعالیت قارچهای بیماری زا است به راحتی درمان پذیر نیست ومعالجه آنها مقرون به صرفه

نمی باشد آبیاری زیاد از حد و سردی هوای محیط به طور همزمان باعث پوسیدگی ساقه و یقه گیاه

شده و آن را از بین می برد.

 

افتادن برگها در زمستان :

نتیجه هوای سرد است گلدان را به محل گرمتری حدد ۱۳ درجه سانتیگراد منتقل 

کنید مشکل رفع می شود .

منبع: زیباترین خلقت خدا

عجیب ترین گیاهان زمین

گیاه  Rafflesia Arnoldii

بزرگترین گل مربوط به گیاه عجیبی است که زروند یا زنبق بدبو نام دارد. این گیاه در جنگلهای سیا رشد می کند. گلهای این گیاه نارنجی و قهوه ای هستند و لکه های سفیدی دارند. اندازه این گل 35 اینچ (حدود 90 سانتیمتر) است. رافلیسیا یک گیاه انگلی میباشد. گیاه در واقع همین گل بزرگ است و برگ، ساقه و یا ریشه ای در ن دیده نمی شود. این گل خود را به گیاه میزبان می چسباند و بدین طریق ب و مواد غذایی مورد نیاز خود را بدست می ورد. در زمان شکوفه دادن بوی بد و زننده ای از ن خارج می شود (شبیه بوی گوشت فاسد) که این بو باعث جلب کردن حشرات و در نتیجه گرده افشانی گیاه می شود.

عجیب ترین گیاهان روی زمین
عجیب ترین گیاهان روی زمین

گل حشره خوار آفریقایی Hydnora Africana

گل حشره خوار آفریقایی که در بیابانهای جنوب آفریقا می روید.

عجیب ترین گیاهان روی زمین
عجیب ترین گیاهان روی زمین

گیاه Dracunculus Vulgaris

بوی این گیاه مثل بوی گوشت فاسد است، کبود رنگ، گل آن شبیه برگ است که پرچم بلند و باریک و سیاه رنگ در وسطش قرار دارد.

عجیب ترین گیاهان روی زمین

عجیب ترین گیاهان روی زمین

گیاه تیتان (Amorphophallus titanium)

در گیاه تیتان ، اسپادیکس حدود 3 متر رشد می کند و بروی این گل آذین 3 متری هزاران گل قرار می گیرند . معمولاً 3 تا 4 هفته پس از رویش جوانه ، اسپات باز می شود ، اسپات تیتان در خارج سبز رنگ است ولی در قسمت داخلی قرمز تا بنفش تیره است . اسپات چند روز بیشتر باز نمی ماند وپس از آن محور اسپادیکس در مدت 3 تا 5 روز تخریب می گردد.

عجیب ترین گیاهان روی زمین

عجیب ترین گیاهان روی زمین

گیاه Wollemia Nobilis

با یافت فسیل ها ، قدمت این نوع درخت عجیب و غریب به 120 میلیون سال میرسد ، و در حال حاضر کمتر از 100 اصله از آن در طبیعت وجود دارد . پوست درخت شبیه حباب های شکلات ، تنه های متعدد ، و سرخس مانند است. بصورت مارپیچی رشد میکند . آنها می توانند به ارتفاع 125 فوتی نیز برسند.

عجیب ترین گیاهان روی زمین

گیاه Welwitschia mirabilis

راشل ساسمن که دور دنیا را برای کشف و عکاسی قدیمی‌ترین ارگانیسم‌های جهان زیرپا گذاشته است، در مورد این گیاه می‌گوید: «شنیده‌ام بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین ویلوچیای جهان باید عمری بین 1500 تا 3000 سال داشته باشد». اما نمونه‌ای که او در صحرای ناکلافت نامیبیا موفق به عکاسی آن شده، احتمالا عمری دوهزار ساله دارد.

ویلوچیا تیره‌ای منحصر به‌فرد است، تنها گونه این گیاه برای رشد و تکثیر نیاز به شرایط آب‌وهوایی ویژه‌ای دارد که تنها در سواحل نامیبیا و آنگولا، آن‌جا که مه ساحلی صحرا را در برمی‌گیرد، مهیا می‌شود. تکامل برای جذب رطوبت موجود در مه ساحلی به کمک این گیاه آمده است: ویلوچیا تنها یک ساقه غده‌ای کوتاه دارد و برگ‌های چندین متری آن به مرور زمان ظاهری بریده‌بریده شبیه به پاهای یک هشت‌پا پیدا کرده‌اند. علاوه بر این گیاه ریشه عمیقی دارد که هم می‌تواند به ذخیره آب‌های زیرزمینی دست پیدا کند و هم در برابر بادهای تند صحرا هم‌چون لنگری، گیاه را ثابت نگاه خواهد داشت.

عجیب ترین گیاهان روی زمین

عجیب ترین گیاهان روی زمین

گیاه Drakaea Glyptodon

عجیب ترین گیاهان روی زمین

گیاه Wolffia Angusta

کوچک ترین گل جهان است. ده ها عدد از این گیاه به راحتی بر روی سر سوزن جا خواهند گرفت.

عجیب ترین گیاهان روی زمین

عجیب ترین گیاهان روی زمین

 

 
از تبیان

گیاه کاکتوس

کاکتوس گیاهی است از تیره کاکتوسیان (Cactaceae) تیره‌ای از میخک‌سانان که اغلب خاردار و گوشتی هستند.

کاکتوس در ابتدا تنها در شمال و جنوب و نواحی مرکزی آمریکا رشد می‌کرد اما امروزه در بسیاری از مناطق گرم و خشک جهان توسط مردم پراکنده شده کاکتوس طی طوفانهای ناگهانی آب ذخیره کرده و آب ذخیره شده را طی ماه‌های خشکسالی به مصرف می‌رساند. کاکتوسیان در ایران گونۀ بومی ندارند.

بیشتر کاکتوس‌ها ریشه‌های عمیقی داشته و ساقه شبکه مانندی دارند که به‌عنوان منبع ذخیره آب عمل می‌کنند ساقه کاکتوس توسط تیغ‌هایی محافظت می‌شود کاکتوسها برگهای خیلی کوچکی داشته و یا اصلاً برگ ندارند.

زیر خانواده‌های کاکتوس

کاکتوس‌ها به سه گروه زیر تقسیم می‌شوند:

-زیر خانواده پرسکیه Pereskia ؛

-زیر خانواده اوپنسیه Opuntia ؛

- زیر خانواده کاکتاسهcactaceae

برای دانستن تفاوت میان این سه دسته باید به تفاوت‌های ظاهری و ژنتیکی آنها دقت کرد. دسته اول در واقع کاکتوسهایی هستند که کاملاً داری برگ می‌باشند و از نظر ظاهری تا حدودی مانند گلهای رز رونده می‌باشند با این تفاوت که آنها از خانواده کاکتوسها و دارای آرئول هستند. دسته دوم کاکتوسهایی هستند که دارای برگهای موقتی هستند که در جوانه‌های نو ظهور دیده می‌شوند و به سرعت و بر اثر افزایش سن و کمبود رطوبت می‌ریزند. دسته سوم کاکتوسهایی هستند که اصلا و ابدا برگی در آنها مشاهده نمی‌شودکه این دسته تمامی خانواده‌های اکینو کاکتوس و انواع سروس‌ها را شامل می‌گردند.

زیر خانواده پرسکیه Pereskia

زتا معمولی باPH حدود ۵/۶ – ۵/۷ نگهداری می‌شوند و قلمه‌های ساقه این گیاهان براحتی در ماسه ریشه‌دار می‌شوند (برای تکثیر مشکلی ندارند).

زیر خانواده اوپنسیه Opuntia

کاکتوس‌های اوپنسیه به فارسی کاکتوس‌های راکتی نامیده می‌شوند. که در برگیرنده انواع کاکتوس‌های برگ پهن، راکتی، زرد، راکت درشت و کوچک هستند. این دسته از کاکتوس‌ها گاهی در مناطق گرمسیری میوه‌های خوراکی تولید می‌کنند که مصارف دارویی دارد.

زیر خانواده سریوس cereus

(باید دانست که زیر خانواده‌ای به این نام وجود ندارد , دسته کاکتاسه cactaceae درست است که انواع کاکتوسهای ستونی(سروس‌ها)دراین طبقه قرار می‌گیرند)

کاکتوس نوع ساگوارو.

کاکتوس‌های کشیده و مخروطی در زیر خانواده سریوس قرار دارند. این دسته از کاکتوس‌ها در مناطق سردسیری در فضای گلخانه‌ها قابل حفاظت و نگهداری می‌باشند. این گیاهان بدلیل خارهای گزنده و حساسیت‌زا ایجاد مشکل می‌کنند پس در منازل از دسترس بچه‌ها دور نگه دارید. مامیلاریا از جمله کاکتوس‌های کوچک و ریز هستند که گل دهی منظم هر ساله دارند. این کاکتوس بسیار کوچک و دارای فرم دایره‌ای کوچک هستند. گیاه لی توپس که به کاکتوس شباهت دارد عیناً شبیه یک تخته سنگ است که از وسط آن یک گل خارج شده‌است (شبه کاکتوس).

پرورش کاکتوس‌ها

ترکیب خاکی کاکتوس‌ها، باید شنی رسی و درصد بیشتری از شن یا سنگریزه باشد. کاکتوس‌ها آبیاری منظم و با فواصل بیش از گیاهان معمول نیاز دارند و بسته به سرعت رشد و فصل، تعداد و فواصل آبیاری تنظیم می‌شود. کاکتوس‌ها در مناطق گرم و پر نور رشد می‌کنند زیرا بومی آمریکای لاتین هستند. کاکتوس‌ها به نور زیادی احتیاج دارند و در محیط‌های کم نور معمولاً رشد علفی می‌کنند و منظره ظاهری آن‌ها از حالت کاکتوس بودن خارج می‌شود.

تکثیر کاکتوس‌ها

- جنسی؛ - غیر جنسی. بعضی از کاکتوس‌ها نظیر مامیلاریا گل دهی منظم هر ساله دارند. بذر سیاه رنگ کوچک تولید می‌کنند. بعضی دیگر از کاکتوس‌ها نظیر زیئو کاکتوس که گل‌های بسیار کم دوامی دارند تولید بذر کمتری می‌کنند.

تکثیر بذری کاکتوس‌ها

عموم کاکتوس‌ها بذرهای بسیار ریز با قوه نامیه نسبتاً کوتاه دارند. نکات مهم در کشت بذری کاکتوس: - بذرها قوه نامیه مناسبی داشته باشند؛ یعنی تعداد جوانه زنی گیاه در زمان معین به اندازه قابل قبول باشد؛ نحوه کشت طوری باشد که بذرهای ریز بتوانند جوانه بزنند. بنابراین کاکتوس‌ها را در سبدهای پلاستیکی کم عمق با یک خاک بسیار سبک (ترجیحاً پیت ماس) کشت می‌کنند. آبیاری بسترهای کشت در پای گیاه انجام می‌گیرد، یا اینکه سبدها را در ظرف‌های آبی قرار داده که بتدریج آب را جذب می‌کند و گیاه و بذرها مرطوب شده و بعد جوانه می‌زنند. مثل هر گیاه دیگر بذرکاری باعث طولانی شدن زمان رشد و نمو و بلوغ گیاه می‌شود.

تکثیر رویشی کاکتوس

عمده‌ترین تکثیر رویشی کاکتوس‌ها روش کاتینگ Cutting یا قلمه زدن است. قلمه زدن در کاکتوس به فصل بستگی دارد و بهترین فصل برای آن اوایل تابستان می‌باشد. بطوری که آن‌ها را در یک بستر سبک و محیط با رطوبت کافی با آبیاری منظم کشت می‌کنند. اما قبل از اینکه قلمهٔ کاکتوس مخصوصاً کاکتوس‌های گوشتی نظیر سرئوس‌ها وارد بسترهای کشت شوند باید شیرابه گیاه را قطع کرد. برای انجام چنین عملی قبلاً قطعات جدا شده یا قلمه‌های کاکتوس را به مدت چندین ساعت در معرض تابش مستقیم آفتاب در تابستان قرار می‌دادند تا اینکه جریان شیرابه قطع می‌شد و سپس اقدام به کشت آن می‌کردند. اما امروزه با توجه به اینکه ریشه‌دار کردن گیاهان در کمترین زمان حائز اهمیت است قلمه‌ها را در آب ولرم حدود ۴۵ درجه سانتی گراد قرار می‌دهند. که در نتیجه جریان شیرابه قلمه‌ها قطع می‌شود. سپس آنها را در بستر کاشت قرار می‌دهند وکار دیگری که بیشتر به‌عنوان یک هنر به نظر می‌رسد عمل پیوند یا گرافتینگ Grafting در کاکتوس است. آنچه مسلم است سرئوس‌ها یا کاکتوس‌های مخروطی، پایه‌های بسیار خوبی برای بیشتر مامیلاریاها یا اوپنسیه‌ها هستند.

میوه کاکتوس

امروزه میوه کاکتوس به عنوان میوه درجه اول در بعضی از کشورها مورد علاقه مردم است. کشور مراکش به عنوان یکی از بزرگترین صادرکننده این میوه‌است که مناطق وسیعی را در این کشور در بر گرفته‌است.


از ویکی پدیا

سازگاری گیاهان در بیابان

گياهان بر خلاف جانوران براي گريز از مخاطرات طبيعي از جمله خشكي، تشعشع خورشيد و گرماي زياد ، بادهاي سوزناك سرد، يخبندان و امثال آن  قادر به حركت نيستند و نمي توانند جابجا شوند لذا براي مقابله با اين گونه مسايل سازگاريهاي خاصي پيدا كرده اند. مهمترين اين مكانيزمها به قرار زير است :

- در گياهان بياباني غالباً برگها به رنگ روشن ديده مي شوند اين سازگاري براي جلوگيري از شدت تعرق و انعكاس بيشتر تشعشات خورشيد است .

- براي جلوگيري از تعرق بيشتر و حفظ آب موجود برگها كوچك يا فلسي شكل و گاهي بكلي از بين رفته اند و عمل جذب كلروفيل به وسيله ساقه انجام مي شود .

- بسياري از درختان بياباني براي كم كردن گستره خود در مقابل تشعشع خورشيد داراي تاجي سرتخت و چتري شکل هستند .

- داراي اپيدرم ضخيم ، روزنه هاي مخفي يا فرو رفته ، پوشش واكسي يا حفاظتي مانند كرک و امثال آن هستند

-سيستم ريشه اي وسيع ، گسترده و عميق است بطوريكه بتوانند از رطوبت خاك ناشي از بارندگي ناچيز بيابان و همچنين رطوبت اعماق خاك استفاده كنند

- در گياهان بياباني بافتهاي ذخيره آب در اندامهاي هوايي يا ريشه ديده مي شود. اينگونه گياهان مهمترين تيپ رستنيهاي بياياني به حساب مي آيند .

- قدرت تحمل آب كشيدگي بافتها در برخي از گونه هاي گياهي مانند گونه هاي Zygophyllum که مقادير زيادي از آب خود را در ايام گرم سال از دست مي دهند بسيار زياد است مثلاً در Zygophyllum qatarens  مقدار آب بافتهاي گياه به طور معمول 80 درصد است در حالي كه اين مقدار در خشك ترين و گرم ترين ماه سال به 20 درصد مي رسد يعني گياه 60 در صد آب خود را از دست مي دهد.

- نسبت وزن خشك ريشه به وزن خشك ساقه در اغلب رستني هاي بياباني چندين برابر بيش  از بيوم هاي ديگر است .

- سازش با شرايط محيط از طريق توقف فتوسنتز درساعات گرم روز و تشديد عمل فتوسنتز در ساعات نسبتاً خنك روز نوع ديگري از سازگاري اين گياهان با بيابان است.  مثلاً در درخت چوج Salvadora persica  عمل جذب كلروفيل در ايام گرم سال بين سال 7 تا 9 صبح و 4 تا 7 بعد از ظهر انجام مي گيرد و حدوداً 5 ساعت توقف جذب كلروفيلي توام با بسته شدن روزنه ها در طول روز دارد. در اين حالت حرارت برگ بالا مي رود كه بسياري از گياهان اكوسيستم هاي ديگر قادر به تحمل چنين حرارتي نمي باشند . در عين حال بعضي از گياهان بياباني مانندCapparis spinosa  قسمتي از روزنه هاي خود را در تمام طول روز باز نگه مي دارند و لذا تعرق در حد لزوم براي خنك كردن برگها انجام مي گيرد ولي جذب كلروفيل در ساعات گرم روز  قطع مي شود .

- در مناطق بياباني گاهي خشكي فيزيولوژيك جانشين خشكي فيزيكي مي گردد يعني محيط از نظر فيزيكي مرطوب است ولي شوري ناشي از املاح به خصوص سديم گياه را در معرض خشكي فيزيولوژيك قرار  مي دهد و تيپي از رستني ها به وجود مي آيد كه به نام هالوفيت مشهورند . در بين هالوفيتها ممكن است  هم گياهان تيپ گوشتي و هم غير گوشتي وجود داشته باشد . هالوفيتها قادرند فشارهاي اسمزي خيلي شديد خاك را تحمل كنند .

- مطالعه فنولوژي گياه به خصوص برگ در تشخيص نوع اكوسيستم هاي بياباني كمك فراواني مي كند . از اين طريق مي توان به تغييرات توليد  اكوسيستم بر حسب فصل پي برد در اين رابطه رستني ها داراي انواع مختلف مي باشند برخي از گياهان در طول گرم ترين و خشكترين ماه سال برگهاي خود را به كلي از دست داده و لخت مي شود و پس از بارندگي گياه پوشيده از برگهاي توسعه يافته مجدد مي گردد و يا اين كه گياه در طول گرمترين و خشك ترين ماه سال مقدار زيادي از برگهاي خود را از دست مي دهد ولي هرگز كاملاً لخت نمي شود .  

منبع: منابع طبیعی

آگلونما

گیاهانی همیشه سبز با رشد متراکم بومی جنگلهای انبوه حاره جنوب شرقی آسیا ، دارای برگهای کشیده سرنیزه ای که برروی ساقه های خیلی کوتاه به صورت ایستاده رویش یافته اند. اندازه گیاه به بلندی cm60- 30 و گستردگی آن  cm45-30 است. واریته های ابلق به عنوان گیاهان آپارتمانی زیبا و مقاوم شناخته شده اند . مزیت این گیاه پایداری در شرایط نوری ضعیف است که در مورد واریته های تمام سبز بیشتر صدق می کند . واریته های با برگهای ابلق نیاز به نور بیشتری دارند . این گیاه را بهتر است در یک گلدان کم عمق و دوراز هوای آلوده نگهداشت . در زمستان محیط گرم و هوای مرطوب مورد نیاز است.
آگلونما گیاه کند رشد است که به تغذیه منظم نیازدارد . پایه های جوان عملا" بدون ساقه ، اما پایه های مسن تر دارای ساقه کوتاهی هستند .

  

نیازهای محیطی
دما : گرما در تابستان- دمای حداقل°C 15  درزمستان .

رطوبت : نیاز به رطوبت بالا دارد ، مه پاشی منظم انجام شود .

مکان : تمام آگلونماهای  سبز به نورکم مقاومند اما ارقام ابلق نیازبه سایه روشن دارند . از تابش مستقیم خورشید دوری شود .

آبیاری و تغذیه : از بهار تا پاییز به طور متوسط آبیاری و در زمستان با فاصله این عمل انجام شود . از آب ولرم و بدون املاح برای آبیاری و مه پاشی استفاده شود. از بهار تا پاییز هر 15 روز یکبار با کود مخصوص گیاهان آپارتمانی ولی بدون آهک تغذیه شود .

مراقبت : بهتر است در گلدانهای کم عمق کاشته شوند . این گیاه کند رشد است بنابراین فقط در صورت نیاز گلدان عوض شود .

تکثیر : تقسیم بوته در بهار یا قلمه ساقه در تابستان .

 

مشکلات ویژه

برگهای پژمرده ، نوک برگها قهوه ای - علت : هوا بسیار خشک است .

برگها پیچ خورده ، حاشیه برگها قهوه ای - علت : هوا بسیار سرد یا گیاه در جریان باد سرد است.

حشرات :
- شپشک آردی (mealy bug): درپایه دمبرگ می تواند مشکلات جدی باشد . در موارد خفیف می توان آلودگی را با پارچه مرطوب بر طرف کرد . در موارد شدیدتر استفاده هفتگی از اسپری مالاتیون یا حشره کش سیستمیک دیگر در محیط خارج از منزل تا برطرف شدن آلودگی توصیه می شود .

- کنه تارعنکبوتی قرمز : مه پاشی روزانه می تواند ازحمله آفت جلو گیری کند . استفاده از مالاتیون ، Derris ، یا آفت کش سیستمیک دیگر به محض مشاهده علایم اولیه آلودگی توصیه می شود .

 

گونه های آگلونما

Aglaonema crispum دارای برگهای سبز با لکه های نقره ای -خاکستری

Aglaonema commutatum دارای برگهای سبز با نوارهای عرضی نقره ای ، گاهی گلهای نامشخص سفید مایل به سبزوبه دنبال آن میوه های کوچک قرمزظاهرمی شوند .

هیبرید های آگلونما

برخی از بهترین ارقام آگلونما برای استفاده به عنوان گیاهان آپارتمانی هیبرید هستند . Silver

Queen دارای برگهای نقره ای و سبز ، Silver king دارای برگهای تقریبا" تماما" نقره ای- خاکستری و دمبرگهای خالدار هستند .                                                                                                                                                                                                                                              manba;sazman parkha                                                                                                       www.deo.blogfa.com

نخل مرداب يا پنجه كلاغي

مشخصات ظاهري :گياه پاياي هميشه سبز با بلندي60 سانتيمتر.

ويژگيها: ساقه هاي سبز رنگ عمودي افراشته اين گياه به جز در رأس بدون برگ هستند كه در رأس نيز دايره اي از برگچه هاي سبز علفي به صورت شعاعي مثل قاب يك چتر بيرون مي زنند.علاوه بر اين در تابستان گلها نيز به صورت شعاعي در رأس بيرون مي زنند ولي اين گلها كوچك و قهوه اي رنگند.
محل نگهداري: به شرط آنكه ريشه ها دايم خيس باشند در برابر نور آفتاب كامل تا نيمه سايه كامل ـ بسيار مقاوم است.از مناطق بادگير دور شود.
موارد استفاده: شكل و كيفيت متمايز اين گياه كنتراست خوبي با نمونه هاي بوته اي گسترده ايجاد مي كند. يك حوضچه نيم بشكه اي با نيلوفرهاي آبي سفيد پا كوتاه و گلهاي فراموشم مكن آبي رنگ كه در حاشيه آن پخش شده اند و يك گياه پنجه كلاغي كه كنتراست عمودي ظريفي مي دهد،در مجموع بسيار گيرا خواهند بود.
رشد دركمپوست: بسيار مقاوم اما بايد هميشه مرطوب يا اشباع نگهداشته شود.
مراقبت ويژه: ساقه هاي قهوه اي را قطع كنيد.در زمستانها ريشه ها را در خاك نگهداريد يا گياه را به درون ساختمان برده و روي طاقچه قرار دهيد.
ازدياد: نخل مرداب را مي توان به راحتي از اواسط بهار تا اوايل تابستان با روش تقسيم بوته،تكثير كرد.البته راحتي آن بستگي به تجربه و توان شخص تكثير كننده دارد.
از آنجائيكه اين گياه طبيعتاً به وسيله قرار گرفتن در آب رشد كرده و ريشه مي دهد،خاك آن بايد كاملاً مرطوب باشد،ولي اگر به اندازه كافي خيس نبود،ابتدا آن را كاملاً آبياري كنيد،سپس از گلدان بيرون آوريد.با استفاده از يك چاقوي تيز، انبوه ريشه ها را به دسته هايي با حداقل 4يا5 ساقه تقسيم كنيد،مراقب باشيد به ريشه ها صدمه نزنيد و سعي كنيد با دست عمل تقسيم را انجام دهيد.سپس هر قسمت را در گلداني با قطر دهانه 11-9 سانتيمتر حاوي كمپوست گلداني با پايه پيت قرار دهيد و كاملاً آبياري كنيد.
گرچه روش تقسيم براي تمام انواع نخل مردابها بكار برده مي شود ولي مي توانند به روشهاي غير معمول ديگري نيز تكثير شوند،در گياه نخل مرداب رأس گل را همراه با برگه هايي كه زير گل وجود دارند بوسيله قيچي باغباني به اندازه يك سوم يا يك دوم كوتاه كنيد، در حاليكه به قسمتي از ساقه به طول 5 سانتيمتر متصل باشد،در آب و يا كمپوست مخصوص بذر و قلمه مرطوب قرار دهيد.(ساقه به طرف بالا و قسمت برگدار درون آب يا خاك قرار گيرد.) زماني كه ريشه داد،گياه را به گلداني با قطر دهانه 9 سانتيمتر و كمپوست گلداني منتقل كنيد. در طول عمل تكثير،سعي كنيد،دماي محيط گياه را 72- 68 درجه فارنهايت يا 22-20 درجه سانتيگراد نگاه داريد و مراقب باشيد كه گياه در شرايط نور مناسب و كافي،دور از تابش مستقيم خورشيد قرار گيرد.

 

manba:sazman parkha 

www.deo.blogfa.com

فیکوس

با وضعیت محصور شدگی ناشی از شهرنشینی، پناه بردن به سبزی و طراوت اندک گلدانهای خانگی
تنها دلخوشی بسیاری از افراد میتواند باشد. از جمله گلدان های همیشه سبزی که در چهار دیواری تنگ خانه ها و آپارتمان های امروزی همچنان شادابی را به تماشاچیانشان هدیه میکنند،گیاه فیکوس است. گیاهی از خانواده موراسه که در اصل زادگاهش هند و مالزی است و یکی از قدیمی ترین گیاهانی است که در منزل نگهداری میشود. برگ ها، ساقه ها و حتی چوب این گیاه در صورت شکستن از خود ماده چسبناکی خارج میکند که می توان از آن لاستیک تهیه کرد و البته بعضی از افراد نیز در صورت تماس این ماده با پوست بدنشان دچار حساسیت میشوند.
فیکوس که در هوای آزاد ارتفاع آن به 30 متر می رسد نسبت به کم آبی و به ویژه هوای سرد نیز بسیار حساس است.

نورغیرمستقیم آفتاب یکی از نخستین نیازهای این گیاه خانگی است، گرچه فیکوس در سایه هم میتواند خود را زنده نگه دارد اما رشد مطلوبی ندارد.
از نظر دمای مورد نیاز گیاه نیز حداقل درجه حرارت قابل تحمل برای فیکوس در زمستان 16درجه سانتی گراد و در تابستان 29درجه سانتی گراد است.
آبیاری فیکوس نیز روش خاص خود را دارد چنان که گفته می شود درفاصله بین دو آبیاری خاک گلدان باید خشک شود. آبیاری با آب ولرم باشد وهفته ای دو باردرتابستان و یک بار در زمستان کافی است.
خاک مناسب فیکوس از نظر متخصصان امرخاک لیمونی است که می توان با کودهای مایع یا جامد محلول در آب هردوهفته یک بار آن را کوددهی کرد.
جلا دادن برگ ها نیز از جمله راهکارهای زیباتر کردن گلدان های فیکوس است. به این ترتیب که می توان برگ ها را با ملایمت با پارچه پنبه ای یا اسفنج مرطوب تمیز کنیم و از مواد براق کننده شیمیایی در هر ماه فقط یک بار استفاده کنیم.    

به نقل از روزنامه همشهری بخش باغچه مورخ 20/9/91

گیاه گوشت خوار

در دنیا 450 گونه گیاه گوشتخوار متعلق به 15 جنس و شش خانواده نهان دانگان دولپه ای وجود دارد که در اینجا یکی از آنها متعلق به خانواده Draseraceae  ذکر شده است.
گیاهDianea muscipula که به نام ونوس حشره خوار نامیده میشود ، گیاه کوچکی است که اندازه آن از 15 سانتیمتر تجاوز نمی کند و مناطق انتشار آن محدود به برکه های تورب دار کارولینا در خاور آمریکا میباشد. برگهای این گیاه بدون ساقه بوده و مستقیمأ از روی زمین خارج میشود و شامل یک پهنک کشیده باله دار که در انتها پهن شده و تشکیل دو پهنک جداگانه به طول در حدود 2 سانتیمتر می دهد .این پهنک های کوچک می توانند در طول رگبرگ اصلی تا شود .

ونوس حشره خوار,طریقه نگهداری از گیاه ونوس حشره خوار

سطح فوقانی آنها دارای غده های کوچک قرمز رنگی می باشد که باعث هضم حشرات می شود .
مابین غده های قرمز و کناره های برگ قسمت کوچکی وجود دارد که محل نکتار ( شیره ـ نوش )گل می باشد . پیرامون هریک از این پهنک ها پُرزهای( خارهای نازک و ظریف ) سختی وجود دارد و در قسمت مرکزی دارای سه عدد و گاهی چهار عدد پُرزهای حسی برآمده میباشد .
زمانی که حشره باین موهای حساس برخورد کند پهنک ها مانند اوراق یک کتاب روی هم تا شده و حشره در آن زندانی می گردد و غده ها مایعی اسیدی ترشح می کنند که احتمالا همراه با عمل باکتریها باعث هضم حشره میشوند .
پس از 5 تا 15 روز گاهی 30 روز درهای زندان به آهستگی باز میشود ، درحالی که فقط بقایای جسد زندانی دیده می شود .
پس از هر شکار برگها شکل اولیه خود را بدست می آورند و بعد از 2 تا 3 بار استفاده قهوه ای رنگ و پژمرده شده و باید چیده شوند و به جای آنها برگهای جدیدی می روید .

ونوس حشره خوار,طریقه نگهداری از گیاه ونوس حشره خوار

حشرات بخاطر بو و رنگ گیاهان گوشتخوار به سوی آنها جلب شده و شکار می گردند .
گیاهان گوشتخوار معمولا در تورب زارهائی میرویند که از نظر ازت بسیار فقیر می باشند و این گوشتخواری کمبود ازت مورد نیاز آنها را جبران می کند و باید در گوشتخواری این گیاهان وسیله بقای آنها را در زمین های فقیر جستجو نمودبعضی ازخصوصیات این گیاهان بسیار شگفت انگیز است .
به عنوان مثال در حالی که تماس قسمتی از یک موی سر که فقط چند هزارم میلی گرم وزن دارد ، برگها را به حرکت می آورد و ریزش قطرات درشت باران بر روی آنها بی اثر است .

ونوس حشره خوار,طریقه نگهداری از گیاه ونوس حشره خوار

ونوس حشره خوارDianea muscipula احتیاج به هوای گرم و مرطوب و آفتابی دارد و برگهای قهوه ای رنگی که اعمال حیاتی خود را انجام داده اند باید چیده شوند . رنگ قرمز داخل برگها با نشو و نمای گیاه آشکار می شود .
ونوس حشره خوار گیاه کوچکی است که اندازه آن از 15 سانتیمتر تجاوز نمیکند و محدوده پراکنش آن تالابهای دارای خاک تورب در کارولینای آمریکا میباشد .
این گیاه به خاطر منحصر به فرد بودن در اکثر کشورهای جهان طرفداران بسیاری دارد و با توجه به تعداد زیاد علاقه مندان به گل و گیاه در ایران ،شرکت ویواریا افتخار دارد برای اولین بار در ایران این گیاه را به علاقه مندان آن عرضه نماید.

ونوس حشره خوار,طریقه نگهداری از گیاه ونوس حشره خوار
نگهداری از گیاه ونوس حشره خوار:

نگاهداری از این گیاه آسان بوده فقط باید نور و رطوبت آن تامین شود. از نظر تغذیه کافیست که 3 یا 4 بار در ماه به این گیاه حشره ای کوچک یا کرم بدهید و اگر حشره ای در دسترس نبود کافیست تکه ای کوچک و نازک گوشت خام به آن بدهید، هر دهانه این گیاه زمانی که به آن حشره ای میدهید تا زمانی که آن را هضم کند بسته می ماند و بعد از هضم دهانه باز میشود ، زمان باز شدن آن بین 5 تا 15 روز میباشد.
این گیاه نیاز به نور مستقیم آفتاب دارد و باید در زیر گلدانی آن همیشه آب باشد ، اما در صورت سفارش آن در ویواریوم نیاز به نور مستقیم آفتاب نیست ، بلکه نور و  رطوبت مورد نیاز آن در ویواریوم های کوچک و رومیزی ما تامین شده و شما میتوانید با خیال راحت از آن نگاهداری کنید.

از سایت:وقت سرگرمی وتفریح

طالبی

طالبی (نام علمی'cucumis melo') را در جنوب آمریکا و در تجارت غالبا بنام کانتالوپ می‌شناسند. عقیده بر این است که مبدا آن هندوستان بوده.

طالبی که با نام Cantaloupe در آمریکا شناخته می‌شود از نظر ظاهری شباهت هایی با طالبی ایرانی دارد اما دانه‌های درون آن و رنگش کاملا متفاوت با طالبی ایرانی است. آب و هوای ایده‌آل برای طالبی عبارتست از یک فصل نسبتاً طولانی عاری از یخبندان همراه با میزان فراوانی نور خورشید و حرارت هوای خشک و رطوبت کافی خاک.

معرّفی طالبی

طالبی یکی از پرطرفدارترین میوه‌های فصل تابستان حتی در آن سوی دنیاست و به خاطر عطر و طعم دلپذیرش بسیار محبوب است. نام انگلیسی آنCantaloupe است که از نام یک دهکده در ایتالیا به نامCantalup گرفته شده که در این محل طالبی برای اول بار در سال ۱۷۰۰ میلادی کاشت شده است. طالبی متعلق به خانواده خیار و کدو است. گرمک و طالبی، شبیه خربزه هستند و از جهت غذا و پزشکی شباهت زیادی به خربزه دارند با این تفاوت که پیش از خربزه می رسند و لطیف تر هستند و هضم آنها آسان تر است. طالبی و گرمک از میوه‌های پرآب فصل تابستان است. طالبی شیرین و خوشبوتر از گرمک است. قسمت‌های مورد استفاده طالبی و گرمک عبارتند از:میوه و تخم میوه.

فواید تغذیه ای طالبی

یک بوته‌ی طالبی در اصفهان
طالبی نارس

طالبی یکی از بهترین منابع ویتامین A است و مملو از بتا کاروتن است که در بدن تبدیل به ویتامینA می شود. در یک فنجان آب طالبی فقط ۵۶ کالری انرژی وجود دارد ولی ۱۲۹% نیاز روزانه ما به ویتامینA را تامین می‌کند که تاثیر آن در بهبود بینایی و پوست بدن بر همه واضح است.

طالبی یکی از غنی‌ترین میوه‌های حاوی ویتامینC است. طالبی علاوه بر ویتامین هایA وC حاوی مواد مغذی مفید دیگری مثل پتاسیم، فولات، فیبر، منیزیم، ید و ویتامین هایB۶،B۳،B۵ وB۱ است.

همانطور که ویتامینA آنتی اکسیدان محلول در چربی است، ویتامینCآنتی اکسیدان محلول در آب است و مصرف این میوه به دلیل دارا بودن مقدار زیادی از این دو ویتامین، ابتلا به بسیاری از بیماری‌های مزمن مثل بیماری‌های قلبی، سکته و سرطان را کاهش می دهد . وجود مجموعه ای از ویتامین‌های گروهB در این میوه آن را به یک ماده بسیار خوب برای سوخت و ساز انرژی در بدن تبدیل کرده است. از این رو میوه ای بسیار مفید برای افزایش وزن کودکان و نوجوانان و افراد لاغر است.

خواص درمانی طالبی و گرمک

  1. طالبی میوه ای اشتها آور است.
  2. طالبی، ادرارآور، نرم کننده (ملیّن) و موجب طراوت و شادابی پوست بدن است.
  3. خوردن طالبی، بعد از غذا برای درمان کم خونی مفید است.
  4. مصرف طالبی برای کسانی که سل ریوی دارند و یا مبتلا به یبوست و بواسیر هستند، مفید است.
  5. گرمک سرشار از ویتامین هایA وC و سلولز است.
  6. گرمک ملّین است؛ مخصوصاً برای کسانی که از یبوست می نالند مفید است.
  7. گرمک و طالبی، تشنگی را در تابستان تسکین می دهد.
  8. گوشت طالبی برای تسکین سوختگی‌های سطحی و یا درمان ورم پوست موثر است.
  9. آب طالبی برای نرم نمودن پوست مفید است.

انتخاب طالبی

برای خرید یک طالبی خوب و رسیده، با کف دست به آن ضربه بزنید باید یک صدای تو خالی داشته باشد. وقتی آن را در دست می گیرید باید نسبت به اندازه اش سنگین به نظر برسد و هیچ نقطه له شدگی یا نرم شدگی نداشته باشد. پوست آن باید به رنگ کرم یا زرد مایل شده باشد ( رنگ سبز پوست نشانه کال بودن آن است). محل اتصال آن به ساقه باید کمی نرم باشد و باقی مانده ساقه باید به راحتی کنده شود. یکی دیگر از نشانه‌های رسیده بودن طالبی بوی ملایم شیرینی است که از پوست آن به مشام می رسد.

احتیاط لازم در مصرف طالبی

  1. کسانی که مرض قند دارند باید در خوردن طالبی جانب احتیاط را رعایت کنند و یا آن را مصرف نکنند.
  2. کسانی که ورم معده دارند، نباید در مصرف طالبی زیاده روی کنند.

از ویکی پدیا

هندوانه

هندوانه (نام علمیCitrullus lanatus) نوعی بوته و میوه از دسته صیفی جات است که در جالیز رشد می‌کند.

اصل این میوه از هندوستان بوده‌است چنان که از ریشهٔ کلمه [= منسوب به هندوان] برمی‌آید. گونه کامل‌تر نام آن «خربزهٔ هندوانه» بوده‌است. هندوانه پس از آمدن به ایران به عربستان راه یافت و از آنجا به اندلس رسید و از اندلس به ناحیه های دیگر اروپا.[۱] ازفارسنامهٔ ابن بلخی برمی‌آید که در فهرج هندوانه‌های بزرگی به عمل می‌آمده‌است؛ چنان که گوید «به فهرج خربزه ها بود نیکو و شیرین و بزرگ و هندویانه بدان رتبه که دو از آن خربزه بر چهارپایی نهند»[۲]

در گذشته به این میوه تربوزه می‌گفته‌اند که هم اکنون در افغانستان و تاجیکستان به هندوانه تربوزه گفته می‌شود.

هم اکنون هندوانه در شهرهای شمالی ایران وشهرستان زابل درسیستان وبلوچستان و شهرهای استان خوزستان و کرمان و در استان فارس شهرستان اقلید به صورت وسیع کاشت می شود.

ریشهٔ کلمهٔ هندوانه از کلمهٔ وانا که معنی هندوانه در زبان هندی است گرفته شده‌است و ایرانیان قدیم آن را هندووانا می گفتند و هم اکنون هندوانه می‌گویند.

از ویکی پدیا

خربزه

خَربُزه گیاهی از تیره کدوییان که میوه‌اش درشت و شیرین و آبدار است. بوته آن کوتاه و ساقه‌هایش روی زمین می‌خوابد. خربزه گیاهی از خانواده Cucurbitaceae با نام علمی Cucumis melo var.inodorus است.

خربزه دارای مقدار زیادی ویتامین A،C و سلولز است. به طورکلی خانواده خربزه شامل انواع گرمک و طالبی نیز می‌شود که البته این دو نوع کم آب تر از خربزه هستند. و بهترین نوع آنها شیرین ترین و کم تفاله ترین آنهاست به طوری که به راحتی در دهان آب شوند. طالبی شیرین برای اغلب بیماری‌ها تجویز و خوردن آن به هضم غذا کمک می‌کند و گرمک برای یرقان و یبوست مفید است. خواص خربزه : رفع کننده یبوست و کمک کننده به هضم غذا، افزاینده ادرار و دفع کننده کم خونی و سل و سنگ مثانه و تولیدکننده عرق در بدن ، افزاینده شیر زنان.

خود نسبتا یکنوع مسهل ، کمک و تقویت کننده مثانه و دفع کننده زخمهای داخلی برای درمان کک و مک و لکهای صورت، گوشت خربزه را له کنید و روی صورت بمالید.

ضماد گوشت خربزه جهت تسکین ورم و درد چشم و ورم های پوستی و جلدی بسیار مفید است . مخلوطی از گوشت خربزه با بوره ارمنی را ضماد کنید و بر روی کک مک و لکها قرار دهید ، مفید است .

ضماد پوست خربزه برطرف کننده باد و نزله و ورم های دماغی بخصوص برای اطفال می باشد. در حدود 8 گرم پوست خشک شده آنرا دم کرده و بنوشید ، برای دفع سنگ مثانه مفید است . انداختن یک تکه از پوست خربزه در دیگ غذا و گوشت خیلی زودتر از معمول می پزد.

تهیه جوشانده از 5 تا 10 گرم از ریشه خربزه قی آور است . ضماد مخلوطی از ریشه خربزه به همراه عسل برای درمان ضخمهای آبدار مفید است .

تخم خربزه گرمتر و ملین تر ، نغوظ آورنده رفع و رد کننده گیرهای کلیه ، افزاینده ادار ، پاک کننده مثانه و معده ، مفید برای سرفه های گرم و درد سینه و خشونت زبان و حلق و تبهای گرم ، برطرف کننده عطش و سوزش ادرار ، تسکین دهنده سوزش در مجرا که به علت دفع سنگ بوجود آمده است . تهیه ضمادی از تخمیر یا پوست کوبیده آن جلا دهنده صورت و برطرف کننده لکها می باشد .

برعکس آنچه که در ایران مرسوم است و خربزه را با غذا یا بعد از غذا به عنوان دسر می‌خورند، بهتر است با فاصله زیادی قبل از غذا آن را خورد.

زیانهای خربزه : خوردن خربزه کال در کسانی که معده‌ای ضعیف دارند ممکن است تولید اسهال کند و خلط را افزایش دهد. این میوه برای سینه درد و سرماخوردگی بسیار مضر است و باعث تب‌های صفراوی می‌شود. زیاد خوردن آن هم تولید گرمی می‌کند. بعنوان دسر خوردن آن زیاد خوب نیست . بهتر است در فاصله غذاها صرف شود ، بخصوص خوردن آن با پنیر پسندیده نیست ، زیرا برای طحال مضر است .

خوردن خربزه به همراه عسل خطرناک و مضر است . افراط در خوردن خربزه تولید ورم روده می‌کند .

خواص خربزه از نظر احادیث : در آن درد و ناراحتی نیست طعام، نوشابه، میوه، گیاه خوشبو، اشنان، خوشبو کننده و نان خورش است. بر باه می‌افزاید مثانه را میشوید در روایتی وارد شده خربزه سنگ مثانه را ذوب میکند.

از امیر المومنین (ع)، خربزه بشخصه دارای 10 خاصیت مهم است : 1- طعام است و خوراکیست 2- نوشیدنی و آبدار است 3- معطر و لطیف کننده طبع است 4- چون شیرینی پرقند و لذت بخش است 5- همچون گیاه اشنان شفا بخش است 6- چون ختمی در تصفیه روده ها موثر است 7- جزئ سبزیجات است و خواص سبزیجات را دارد 8- نان خورش خوبیست 9- بجای دارو ، قوه بارا افزایش می دهد و ادرار را می افزاید 10- در خربزه هیچ نوع زیان و بیماری و دردی نیست .

نحوه کاشت خربزه

توصیه شده است که این گیاهان را بر ردیف‌هایی از برآمدگی‌های خاکی و به صورت گروهی یا دسته ای بکارید.


از ویکی پدیا

خیار

خیار (Cucumis sativus) گیاهی از تیره کدوییان است و بومی کشور هند است که اقسام گوناگونی دارد. میوه‌اش درشت و سبز یا سفیدرنگ است و آن را خام خورند بوته آن مانند بوته خربزه است. ۹۰ درصد حجم خیار آب است و این میوه قدرت حفظ آب را دارد بنابراین محتوای داخل آن نسبت به بیرون آن ۲۰ درجه خنک تر است.

ریشه واژه

واژه خیار ریشه و بنیاد فارسی داشته و از فارسی به زبان عربی داخل شده.

خواص خیار

قراردادن خیار خام روی پوست، حرارت و التهاب را کاهش می‌دهد. خاصیت خنک کننده و تمیزکننده آن برای پوست مفید است. آب خیار تازه، سوزش سردل، اسید معده، زخم معده و ورم معده را تسکین می‌دهد. قرار دادن برش خیار روی چشم نه تنها تسکین آور است بلکه ورم را نیز کاهش می‌دهد.

مصرف روزانه آب خیار، در کنترل بیماری اگزما، آرتروز و نقرس نقش دارد. خیار برای افرادی که از بیماری ریه، معده و سینه رنج می‌برند، مفید است. پتاسیم موجود در آن برای بیماران دارای فشارخون بالا مفید است. خیار حاوی آنزیمی به نام ارپسین (Erepsin) است که در هضم پروتئین کمک می‌کند. مخلوطی از آب خیار، هویج، کاهو و اسفناج در رشد مو موثر است.

بیماری روماتیسم را که به علت اسید اوریک اضافه در بدن به وجود می‌آید با مصرف مخلوطی از آب خیار و هویج درمان کنید. خیار برای مقابله با بیماری‌های دندان و لثه نیز موثر است. این میوه خاصیت درمانی برای بیماری‌های کلیوی، مثانه، کبد و لوزالمعده دارد. ماده معدنی موجود در آن مانع ایجاد شکاف در ناخن‌های دست و پا می‌شود. خیار و آب آن برای بیماران دیابتی مفید است. ویتامین K موجود در آن، مانع رشد سلول‌های سرطانی و تومور می‌شود. پوست خیار منبع خوب سیلیکا (Silica) است که برای حفظ سلامتی بافت پیوندی موثر است.

خوردن خیار با پوست، مخصوصاً اگر تر و تازه باشد، برای معده بسیار مفید فایده است. اما در صورتیکه تازه نباشد و ایجاد دلدرد نمودجهت دفع ضرر باید با عسل یا مویز یا رازیانه خورد. همچنین اگر خیار خیلی رسیده و زرد شده باشد خوردن آن تولید دل درد می‌کند.

منبع:ویکی پدیا

تـُــــــرُب و تربچه

هزاران سال پیش، ترب برای اولین بار در چین و سپس در مصر و یونان کشت شد. در یونان به‌ دلیل اهمیت بسیاری که به این سبزی داده می‌ شد، تزئیناتی از جنس طلا به شکل این سبزی ساخته شده بود.


ترب و تربچه

در قرن 16 میلادی ترب در انگلستان شناخته شد و مورد استفاده قرار گرفت و سپس در قرن 17 میلادی در ماساچوست مورد کشت واقع شد.

ترب از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و از زمان ‌های بسیار قدیم برای درمان بسیاری از بیماری ‌ها به کار می ‌رفته است.

ترب با نام علمی Raphanus sativus جزء سبزیجات ریشه‌ ای و از لحاظ ظاهر و بافت شبیه چغندر و شلغم است، اما دارای طعم متفاوتی می ‌باشد. به طور کلی دو نوع ترب وجود دارد:

1- ترب سیاه که معمولا در پائیز برداشت می شود.

2- تربچه که به رنگ های مختلف قرمز و صورتی و به صورت های دراز و گرد وجود دارد. ترب ریشه ای گیاهی است که جزء خانواده خردل دسته‌ بندی می‌ شود.

پنج نوع اصلی خانواده ی ترب عبارتند از تربچه قرمز، ترب سفید، ترب سیاه(زمستانه)، ترب کوهی و ترب سفید ماموت کالیفرنیا.

طعم تند ترب مربوط به ماده‌ ای است به نام سنوول و رنگ قرمز بنفش آن در اثر وجود ماده‌ ای به نام مالوین کلراید می‌ باشد. ترب کوهی که در ایران به ترب سمنانی معروف است از انواع سفید بوده و شکل آن دراز است.

انواع تربچه، بومی ایران نبوده و از خارج از کشور وارد ایران شده است. فارسی ترب بر وزن کتب است، ولی در برخی از مناطق ایران آن را بر وزن سرب می ‌خوانند.

ترب سیاه مانع بروز سنگ مثانه می‌ شود، به‌ علاوه از انسداد مجاری تنفسی جلوگیری می ‌کند

ترب گیاهی است یکساله که ارتفاع ساقه آن تا یک متر می ‌رسد. برگ ‌های آن پهن، ناصاف، کرک‌ دار و با بریدگی ‌های نامنظم می‌ باشد. گل‌ های آن به رنگ سفید، زرد روشن، آبی روشن و بنفش است که در انتهای شاخه ظاهر می ‌شود.

ترب سیاه معمولا در پاییز برداشت می ‌شود و تربچه که به رنگ‌ های مختلف قرمز و صورتی است، به شکل‌ های دراز و گرد وجود دارد. 90 درصد وزن ترب را آب تشکیل می‌ دهد.

100 گرم ترب دارای 30 میلی‌ گرم کلسیم، 30 میلی ‌گرم فسفر، 330 میلی ‌گرم پتاسیم، 1 میلی ‌گرم آهن، 18 میلی ‌گرمسدیم، 10 واحد بین‌المللی ویتامین آ، 25 میلی ‌گرم ویتامین ث، 03/0 میلی ‌گرم ویتامین ب1، 03/0 میلی‌ گرم ویتامین B2 و 03/0 میلی ‌گرم نیاسین است.

در یک سروینگ (یک ‌دوم لیوان خرد ‌شده، 58 گرم) ترب 10 کیلوکالری انرژی، 25 میلی ‌گرم سدیم و 2 گرم کربوهیدرات(1 گرم فیبر و 1 گرم مواد قندی) یافت می ‌شود. این میزان ترب، 15 درصد نیاز روزانه ما به ویتامین ث، 2 درصد نیاز به کلسیم و 1 درصد نیاز به آهن را تأمین می ‌کند.

 

خواص انواع ترب:

ترب و تربچه

در ابتدای قرن بیستم اثر مفید ترب برای معالجه بیماری ‌های کلیوی و تصفیه کلیه، توسط پزشکان سنتی ایران شناخته شد.

* ترب کوهی به دلیل داشتن ترکیبات گوگردی به عنوان ضدباکتری، ضد قارچ و ضد ویروس عمل می‌ کند و مانع از بروز عفونت های راه تنفسی و مجاری ادرار می‌ شود.

ترب سیاه مانع بروز سنگ مثانه می‌ شود، به‌ علاوه از انسداد مجاری تنفسی جلوگیری می ‌کند.

* ترب به دفع سنگ ‌های صفراوی کمک می ‌کند. برای این منظور از ترب به صورت زیر استفاده کنید:

در یک ترب بزرگ حفره ای ایجاد کرده و همچنین در ته آن هم سوراخ ریزی به وجود آورید به طوری که آب قطره قطره از آن خارج شود. سپس مقداری شکر در حفره ریخته و آن را با آب پر کنید و ترب را در دهانه شیشه یا استکانی قرار دهید که آب آن قطره قطره از سوراخ ریز ته ترب خارج شده و در داخل شیشه یا استکان پُر شود. این آب را چند بار در روز بنوشید.

* ترب از دسته مواد غذایی اشتهاآور می ‌باشد که این خاصیت به ‌دلیل دارا بودن ویتامین ‌های گروه B است.

* عصاره ریشه آن برای تسکین سرفه و بهبود اسهال مفید است.

* آنزیم‌ های گیاهی(دیاستاز) موجود در آن به هضم کربوهیدرات ‌ها در غذا کمک می ‌کنند و مصرف برگ ترب همراه غذا توصیه می‌ شود.

* مخلوط عصاره ریشه، برگ، گل و تخم آن برای تسکین دردهای روماتیسمی مفید است.

* ریشه و تخم ترب باعث نرم شدن سینه، ازدیاد ترشح ادرار و تقویت معده می ‌شود.

محتوای فیبر محلول موجود در ترب به تنظیم حرکات دستگاه گوارش کمک می‌ کند و مانع بروز سرطان کولون می ‌شود.

در گذشته هنگام مسمومیت غذایی مقداری تخم ترب را همراه با سکنجبین به بیمار می‌ دادند که موجب پاکی معده و درمان مسمومیت می‌ شد

* ترب باعث تقویت پیاز مو مخصوصا در محل‌ هایی که دچار ریزش شده است می‌ گردد.

* جویدن برگ ترب به محکم کردن لثه‌ ها کمک می‌ کند و بوی بد دهان را از بین می ‌برد.

ریشه ترب ایجاد نفخ می ‌کند، اما در مقابل تخم ترب سبب تحلیل نفخ می‌ گردد.

* محتوای قابل توجه ویتامین C در ترب، خصوصا ترب سیاه آن را منبع خوبی برای پیشگیری از کمبود این ویتامین خصوصا درافراد سیگاری که نیاز به این ویتامین در آن ها بالا است، می ‌سازد.

جوشانده ی ترب برای درمان اسهال خونی مفید است.

* اگر دست یا پای شما سرما زده است ترب را در آب بجوشانید و بگذارید تا کمی سرد شود به طوریکه دست را نسوزاند سپس عضو سرما زده را چند بار در روز در این جوشانده قرار دهید.

 

خواص درمانی آب تربچه:‌

ترب و تربچه

* آب تربچه اگر به طور خالص مصرف شود، خاصیت پاک ‌کنندگی و نرم‌ سازی بدن به خصوص در مخاط‌ های بینی، سلول‌ ها، مجاری معده، کیسه ی صفرا، کبد، روده‌ ها، کلیه و ریه‌ ها را دارد و برای معالجه روماتیسم موثر است.

* آب تربچه را باید با سایر آب میوه ‌جات و سبزی ‌ها توام کرد، چون خالص آن طعم تندی دارد. جهت مصرف و آبگیری تربچه‌ های قرمز تازه و جوانه‌ های سبز همراه با برگ انتخاب شود.

آب برگ تربچه برای تقویت چشم مفید است و ترب سیاه، یرقان را درمان می‌ کند.

 

خواص درمانی تخم ترب:

* در گذشته هنگام مسمومیت غذایی مقداری تخم ترب را همراه با سکنجبین به بیمار می‌ دادند که موجب پاکی معده و درمان مسمومیت می‌ شد.

تخم ترب همچنین اشتهاآور و ضدیبوست است.

تخم ترب ادرار آور و قاعده آور است.

* تخم ترب درد را تسکین می دهد.

* تخم ترب ترشح شیر را زیاد می کند.

* برای از بین بردن تب، تخم ترب را دم کرده و به بیمار بدهید.

تخم ترب به صورت ضماد برای ورم پستان در مادران شیرده استفاده می شود.

 

مراقب باشید 

اسراف در خوردن ترب موجب دل پیچه شده و برای دندان و گلو مضر است

 

تهیه، نگهداری و آماده‌ سازی:

ترب و تربچه

* به هنگام خرید به برگ‌ های تربچه دقت کنید که سالم و تازه باشد. ترب، چه قرمز و چه سفید، باید دارای ریشه‌ ای سفت و محکم با پوسته ‌ای نرم و بدون چروکیدگی باشد. از خرید تربچه یا ترب ‌های نرم و اسفنجی خودداری کنید.

ترب سیاه، باید محکم، سنگین و فاقد ترک‌ خوردگی باشد. ترب کوهی معمولا با شکل منظم، محکم و درخشندگی شفاف می ‌باشد.

* اگر تمایل به نگهداری تربچه در یخچال دارید، برگ‌ های آن را جدا کنید و تربچه ‌ها را در کیسه فریزر نگهداری نمایید. بیشتر انواع ترب به مدت 2 هفته در یخچال قابل نگهداری هستند. ترب سیاه اگر به صورت خشک نگهداری شود(در کیسه دارای سوراخ‌ های ریز که رطوبت آن خارج شود)، برای ماه ‌ها قابل نگهداری در یخچال است.

* برای مصرف، سر و ته تربچه را با چاقو جدا کنید و پوست آن را کاملاً بشویید یا بتراشید. علت اصلی طعم تند ترب پوست آن است، بنابراین افرادی که به طعم تند آن عادت ندارند، می ‌توانند پوست آن(خصوصا ترب سیاه) را جدا کنند.

متداول ‌ترین نحوه مصرف ترب، استفاده از آن در سالاد سبزیجات یا به عنوان چاشنی است.

 

منابع:                                                                                                             www.deo.blogfa.com

ماهنامه ی دنیای تغذیه – شماره ی 105 - سالومه آرمین، کارشناس ارشد علوم تغذیه

سایت آکا ایران


فلفل قرمز


فلفل قرمز را نباید با فلفل سیاه یا سرکه و یا خردل که هر یک به نوعی در ردیف چاشنی‌های تند هستند اشتباه کرد، زیرا این‌ها محرک هستند در صورتی که فلفل قرمز آرام بخش و مسکن است.

فلفل قرمز

این روزها با تغییر روند آداب غذایی و محبوبیت غذاهای اسپایسی در میان عموم مردم، مصرف فلفل قرمز نیز رشد چشمگیری پیدا کرده است. فلفل قرمز یکی از گیاهان بسیار مفید درمانی است.

به دلیل افزایش وزن و چاقی بسیاری از شرکت‌های تولید کننده‌ی مواد غذایی چربی را از محصولات خود حذف کرده‌اند. زمانی که چربی از غذایی حذف می‌شود، مزه و بوی آن از بین می‌رود و فلفل جایگزین مناسبی برای بازگرداندن طعم و عطر طبیعی به خوراک‌ها محسوب می‌شود. هر چقدر مردم بیشتر غذاهای تند مصرف کنند، حرارت و گرمای بیشتری نیز در وجود خود احساس خواهند کرد. دیده شده که وقتی سن افراد بالا می‌رود، فلفل بیشتری به غذاهای خود اضافه می‌کنند. از نظر فیزیولوژیک با افزایش سن حس چشایی تحلیل می‌رود و باید نسبت به دوران جوانی چاشنی بیشتری مصرف کرد تا همان طعم قبلی احساس شود.

 

دلیل تند بودن فلفل

تندی فلفل قرمز معمولاً بر اساس مقیاسی که داروشناس معروف "ویبور اسکاول" در سال 1912 اختراع کرد، محاسبه می‌گردد. به عنوان مثال فلفل شیرین دارای اسکاول صفر می‌باشد، فلفل دلمه‌ای دارای اسکاول 5000 و اسکاول پودر فلفل قرمز یا سیاه چیزی در حدود 25000 تا 300000 تخمین زده می‌شود.

در مصرف داخلی در عین حال که نیروبخش است ضد اسپاسم نیز می‌باشد. برای کلیه، طحال و لوزالمعده مفید است. در موارد قفل شدن فک‌ها که در برخی موارد

رخ می‌دهد اثر مفید دارد

قسمت تند فلفل قرمز را کپسایسین (Capsaicin) تشکیل می‌دهد که دارای فواید بی‌شماری برای سلامتی است. Capsaicin شامل ماده خام طبیعی vanillyl amine می‌باشد که حاوی اسیدهای monocarboxylic از زنجیره های مختلف C-8 تا C-11 می‌باشد. لازم به ذکر است که این ماده دارای قابلیت چربی زدایی بوده و در برخی از میوه‌ها یافت می‌شود که در این میان فلفل قرمز بیشترین میزان آن را به خود اختصاص می‌دهد.

فلفل قرمز

کاهش لخته شدن خون

اگر از فلفل قرمز به طور مداوم در رژیم غذایی خود استفاده کنید، نه تنها به هضم غذاها کمک کرده‌اید بلکه ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی را نیز کاهش داده‌اید.

پیش از این تصور می‌شد که فلفل قرمز سبب وخیم‌تر کردن زخم معدهمی‌شود، اما این ترس با توجه به تحقیقات گسترده‌ای که انجام پذیرفت از میان رفت و پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که فلفل به دلیل دارا بودن کپسیکم (capsicum) می‌تواند از ایجاد لخته‌های خونی خطرناک نیز جلوگیری به عمل آورد. همچنین محققان در حال بررسی خواص ضد درد آن به منظور ساخت داروهای مسکن نیز هستند.

آخرین تحقیقاتی که در تایلند انجام گرفت نشان می‌داد افرادی که از مقادیر زیادی فلفل قرمز در رژیم غذایی روزانه خود استفاده می‌کنند، کمتر به بیماری انسداد شریان‌های خونی مبتلا می‌شوند.

محققان سپس تاریخچه‌ی پزشکی ساکنان کشورهایی را که معمولاً از غذاهای تند استفاده می‌کردند را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که ریسک ابتلا به بیماری انسداد رگ‌های خونی در افرادی که به طور مداوم از فلفل استفاده می‌کنند به مراتب کمتر از سایرین می‌باشد.

 

تسکین درد

علاوه بر توانایی جلوگیری از انسداد شریان‌های خونی، محققان به این نتیجه رسیدند که کرم‌های موضعی که شامل capsicum هستند می‌توانند بسیاری از دردهای مزمن پوستی را التیام دهند. در حال حاضر این ماده به شکل پماد و کرم تجویز شده و برای تسکین درد تبخال، دردهای پس از عمل جراحی قطع عضو و بهبود زخم‌ها از آن استفاده می‌شود.

اگر از فلفل قرمز به طور مداوم در رژیم غذایی خود استفاده کنید، نه تنها به هضم غذاها کمک کرده‌اید بلکه ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی را نیز کاهش داده‌اید

عملکرد capsicum به این شکل است که میزان ماده P را کاهش می‌دهد. وظیفه ماده P انتقال حس درد از پوست به سلول‌های عصبی مهره‌ها است. با مسدود کردن ماده P پمادهای حاوی capsicum مانند یک بی حس کننده قوی و طولانی‌مدت عمل کرده و تقریباً 75 درصد از بیماران پوستی، رضایت خود را از این نوع کرم‌ها و پمادها اعلام کرده‌اند. لازم به ذکر است که این کرم‌ها به هیچ وجه نباید با چشم تماس برقرار کنند چرا که سوزش شدیدی را ایجاد می‌کنند.

 

تسکین سردرد

همچنین تحقیقات نشان می‌دهد مصرف فلفل قرمز در تسکین سردرد مفید است. شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان گفت دانشمندان در بررسی‌های خود دریافته‌اند در فلفل قرمز ماده‌ای محرک وجود دارد که حتی بهتر از برخی قرص‌های مسکن در کاهش سردرد موثر است. پیش از این نیز در طب سنتی فلفل قرمز به عنوان مسکن سردرد تجویز می‌شد اما علت آن معلوم نبود.

 

کاهش ریسک ابتلا به سرطان

بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی در کشورهایی که به طور سنتی مصرف فلفل بالا است، میزان مرگ و میز به دلیل ابتلا به سرطان چه در زنان و چه در مردان به طور چشمگیری پایین‌تر از کشورهایی است که در رژیم غذایی خود از فلفل استفاده نمی‌کنند.

محققان زمانی که به موش‌هایی که دارای سلول‌های سرطانی بودند، مقداری capsicum تزریق کردند متوجه توقف رشد بسیاری از سرطان‌ها در آن‌ها شدند. در تحقیقات آزمایشگاهی دانشمندان به این نتیجه دست پیدا کردند که capsicum رشد سلول‌های سرطانی را متوقف می‌کند.

 

فلفل قرمز

سایر خواص درمانی فلفل قرمز تند

* در مصرف داخلی در عین حال که نیروبخش است ضد اسپاسم نیز می‌باشد. برای کلیه، طحال و لوزالمعده مفید است. در موارد قفل شدن فک‌ها که در برخی موارد رخ می‌دهد اثر مفید دارد.

در مورد یبوست، گرد فلفل قرمز مفید است زیرا حرکت دودی روده‌ها را تحریک می‌کند. برای حصول این منظور هر روز به مقدار کم باید با غذا مصرف شود.

* در سرماخوردگی‌ها مصرف فلفل قرمز با دوز بالا اثر مفید و سریع دارد. منظور از دوز بالا در حدود 600 میلی گرم تا یک گرم است. بدیهی است دوز بالا برای اشخاص مختلف فرق می‌کند برخی بیشتر از دیگران احتیاج دارند.  

* برای تسکین سرفه‌های شدید به خصوص در مواردی که اخلاط زیادی در بیماری تنفسی هست، فلفل قرمز در بیرون انداختن اخلاط بسیار کمک می‌کند و در نتیجه سرفه رفع می‌شود.

* فلفل قرمز در موارد حمله‌های خفگی مبتلایان به آسم اثر مفید دارد ( البته اگر آلرژی نداشته باشند).

* فلفل قرمز یک ماده ضد عفونی کننده است بنابراین به صورت غرغره برای ضد عفونی حلق توصیه می‌شود.

* به صورت مشمع طبی فلفل قرمز برای رفع احتقان‌های حاد در موارد بیماری‌های ذات‌الریه و ذات‌الجنب و سایر موارد مشابه اثر مفید دارد.

* فلفل قرمز بهترین محرک مفید و شفابخش در موارد اسهال ساده و اسهال خونی می‌باشد.

* برای رفع گرفتگی عضلات بسیار مفید است.

 

اما فلفل قرمز برای پروستات مردان مُضر است

محققان اورولوژی در ایتالیا در گزارشی از مضر بودن فلفل قرمز تند برای پروستات مردان خبر دادند. روزنامه ایتالیایی" لارپوبلیکا " نوشت : فلفل قرمز تند و روابط جنسی ناتمام می‌توانند باعث ایجاد سرطان پروستات شوند.

" وینچنتسو میرونه " رییس بخش اورولوژی بیمارستان ناپل در این زمینه گفت: فلفل قرمز تند باعث باز شدن رگ‌ها می‌شود و به رابطه جنسی نیز کمک می‌کند، اما هم‌زمان باعث چرک کردن غده پروستات می‌شود.

فلفل قرمز یک ماده ضد عفونی کننده است بنابراین به صورت غرغره برای

ضد عفونی حلق توصیه می‌شود

وی افزود: اگر سوزش آن دائمی شود می‌تواند باعث ایجاد شرایط سرطانی شود و خطر به وجود آمدن تومور را بیشتر کند.

سرطان پروستات خود دومین عامل مرگ و میر میان تومورها است و در سال ”ھ2005 میلادی 7000 نفر در ایتالیا قربانی گرفت.

با وجود این که این سرطان به افراد بالای 40 سال ضربه می‌زند، اما 80 درصد، این بیماری در افراد بالای ”ھ 65 سال تشخیص داده می‌شود.



منابع:                                                                                                           wwwdeo.blogfa.com

همشهری

سلامت نیوز

سایت جامع پزشکی سلامت

پایگاه اینترنتی پرشین وی

 


کنگر


آیا می‌دانید کنگر دارای چه فوایدی می‌باشد؟ آیا می‌دانید کنگر برای تمام افراد مفید نیست و برای برخی حتی مضر است؟

کنگر

 

فصل بهار پر از نوبرانه است، از جمله نوبرانه‌های فصل بهار کنگر است که دارای خواص درمانی زیادی است.

عصاره برگ و ریشه کنگر برای جلوگیری از رسوب چربی در جدار رگ‌ها مفید بوده و در درمان یرقان، سوءهاضمه، احساس ناراحتی در معده، نفخ، بی‌اشتهایی، تهوع، اسهال خفیف یا یبوست، نارسایی کبد، دفع مزمن آلبومین و کم‌خونی بعد از جراحی موثر بوده و از کبد در برابر سموم شیمیایی محافظت می‌کند.

کنگر معمولی گیاهی است خودرو با برگ‌های خاردار و ساقه‌های ضخیم شبیه به کرفس که از آن در پخت سوپ، خورش و حتی به صورت خام در سالاد استفاده می‌کنند.

البته با توجه به اینکه برگ‌های آن تیغ‌های ریز و تیزی دارند، هنگام پاک کردن مراقب دستان خود باشید؛ پس بهتر است از دستکش استفاده کنید.

کنگر طبیعتی گرم و خشک دارد و به همین علت آن را با ماست نیز می‌خورند و در ضمن برای آن دسته از افرادی که گرم‌مزاج هستند، خوردن آن توصیه می‌شود. علاوه بر این، کنگر منبع غنی پتاسیم است.

کنگر ضدعفونی‌کننده، اشتهاآور، تب‌بر و هضم‌کننده غذاست و در ضمن، مصرف آن باعث تقویت دستگاه گوارش می‌شود

* این سبزی خواص دارویی نظیر خاصیت آنتی‌اکسیدانی و کاهندگی کلسترول دارد. بنابراین احتمال بروز سرطان را کاهش می‌دهد، خنثی‌کننده سموم کبدی و محافظ کبد است و به همین دلیل از دانه‌های آن داروهایی برای درمان بیماری‌های کبدی به بازار عرضه شده است. در ضمن، عادت به خوردن آن به هضم غذا کمک کرده و اشتها را افزایش می‌دهد.

خوردن برگ کنگر تولید کلسترول در بدن را پایین می‌آورد. به همین دلیل داروهای تهیه شده از کنگر را برای امراض قلبی-عروقی و جلوگیری از تصلب شرایین استفاده می‌کنند. ماده سینارین که در عصاره برگ کنگر وجود دارد، باعث کاهش کلسترول خون می‌شود. تحقیقات نشان داده است که سینارین باعث کاهش سطح تری‌گلیسیرید خون نیز می‌شود.

کنگر

* سینارین و ماده دیگری که به عنوان اسیدکافئیک شناخته شده است، کبد را در برابر عفونت حفظ می‌کند و به کبد کمک می‌کند تا بعد از تخریب قسمتی از آن دوباره خود را از نو بسازد.

* اثرات دیگر آن شامل کاهش چربی خون، ضددرد، ضدالتهاب، کاهش قندخون و به طور ضعیف ادرارآوری است.

* جالب است بدانید که یکی دیگر از استفاده‌های مهم کنگر در تولید پنیر است. زیرا این سبزی با آنزیم‌هایی که دارد می‌تواند با غلظت یک بر 150 هزار شیر را لخته و پنیر تولید کند.

* دانه کنگر نیز حاوی روغنی است که از آن در تهیه صابون، شامپو و پولیش‌ها استفاده می‌کنند.

* از آنجایی که کنگر محتوی کربوهیدرات پیچیده غیرقابل هضم به نان اینولین است، خاصیت مسهلی دارد. از طرفی اینولین موجود در کنگر باعث افزایش باکتری‌های مفید و کاهش باکتری‌های مضر در مدفوع می‌شود. در حقیقت باعث حفظ سلامتی روده شده و احتمالاً می‌تواند خطر سرطان روده باریک را کاهش دهد. آنتی‌اکسیدان موجود در کنگر، پوست را در برابر سرطان محافظت می‌کند.

کنگر طبیعتی گرم و خشک دارد و به همین علت آن را با ماست نیز می‌خورند و در

ضمن برای آن دسته از افرادی که گرم‌مزاج هستند، خوردن آن توصیه می‌شود

* کنگر ضدعفونی‌کننده، اشتهاآور، تب‌بر و هضم‌کننده غذاست و در ضمن، مصرف آن باعث تقویت دستگاه گوارش می‌شود.

* این گیاه و به خصوص برگ آن ادرارآور و نیروبخش است و در ضمن قلب را نیز تقویت می‌کند.

* کنگر در درمان یرقان، نارسایی کبد و کم‌خونی مؤثر بوده و از کبد در برابر سموم شیمیایی محافظت می‌کند.

* به عنوان آخرین خواص نیز باید گفت که کنگر دارای اثراتی نظیر ضد تجمع پلاکت‌ها (رقیق کردن خون)، ضدتهوع، ضدنفخ، خلط‌آور و مسهل است.

کنگر

توجه: چه کسانی بهتر است کنگر نخورند؟

* بهتر است زنان باردار، کودکان، بیماران مبتلا به بیماری شدید کبدی یا کلیوی از مصرف برگ کنگر پرهیز کنند.

* از آنجایی که برگ‌های کنگر محرک انقباض کیسه صفراست. افرادی که سنگ کیسه صفرا دارند، نباید آن را مصرف کنند؛ چرا که افزایش انقباض کیسه صفرا منجر به انسداد مجاری و حتی پارگی کیسه صفرا می‌شود.

* همچنین اشخاصی که نسبت به کنگر یا خواص سینارین حساسیت دارند، باید از مصرف این گیاه پرهیز کنند.



منابع:                                                                                                              www.deo.blogfa.com 

سلامتیران - دکتر محمدحسین صالحی سورمقی، متخصص فارماکوگنوزی استاد دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران

همشهری آنلاین

جام جم آنلاین


پیاز


شاید شما هم مانند نگارنده‌ی این متن در دوران کودکی از پیاز متنفر بوده‌اید و دیدن پیاز پخته در غذا یکی از وحشتناک‌ترین صحنه های زندگی کودکانه‌تان بوده است. اما بزرگ‌تر که می‌شویم همان پیاز نفرت انگیز به یکی از خوراکی‌های مورد علاقه مان تبدیل می‌شود.

پیاز

 

پیاز یکی از پر مصرف‌ترین و پر طرفدارترین مواد غذایی موجود در هر آشپزخانه‌ای است. بیخود نیست وقتی کودکی را پشت سر می‌گذاریم یکی از طرفداران پر و پا قرص این ماده‌ی غذایی می‌شویم. چون همین پیاز خودمان ضدسرطان و ضد دیابت است، باعث جریان بهتر خون می‌شود، با کلسترول بالا مقابله می‌کند و غیره. با ما همراه باشید تا بگوییم این ماده‌ی غذایی چه خواصی دارد و چگونه باید از آن استفاده کنید تا خواص بیشتری عایدتان شود.

 

پیاز خواص ضد سرطانی دارد

پیاز از ابتلا به برخی از سرطان‌ها پیشگیری می‌کند و حتی می‌تواند جلوی رشد سلول‌های سرطانی را بگیرد. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد که پیاز می‌تواند باعث پیشگیری از سرطان معده و سرطان لوله‌ی گوارش شود.

می‌پرسید چرا؟ به خاطر این که پیاز حاوی آنتی‌اکسیدان‌هایی مثل آنتوسیانین و کرستین است که خواص ضدسرطانی دارند. نتایج یک پژوهش فرانسوی که روی موش‌های مبتلا به سرطان کولون انجام شده نشان می‌دهد عصاره‌ی پیاز می‌تواند جلوی تکثیر سلول‌های سرطانی را بگیرد.

روش مصرف

البته که نمی‌شود مثلاً یک قابلمه پیاز بار بگذارید و میل کنید. همیشه پیاز برای طعم دار کردن خوراکی‌ها استفاده می‌شود. بهتر است بدانید که پیاز سفید در مقایسه با پیاز قرمز یا زرد حاوی آنتی اکسیدان‌های کمتری است. پیاز را با مواد غذایی دیگر که سرشار از آنتی اکسیدان است مصرف کنید مثل سبزیجات رنگی.

پیاز را به صورت خام یا پخته وارد برنامه‌ی غذایی‌تان بکنید؛ اما توجه داشته باشید که در پخت آن از روغن بیش از اندازه استفاده نکنید.

 

پیاز با کلسترول مقابله می‌کند

پیاز خواص ضد کلسترولی دارد. این خاصیت پیاز مدیون خواص آنتی‌اکسیدانی و امگا 3های موجود در آن است. در واقع پیاز به کمک امگا3های خود به کاهش میزان تری گلیسیرید خون کمک می‌کند. تری گلیسیریدها چربی‌هایی هستند که بدن به عنوان انرژی از آن‌ها استفاده می‌کند.

پیاز از ابتلا به برخی از سرطان‌ها پیشگیری می‌کند و حتی می‌تواند جلوی رشد سلول‌های سرطانی را بگیرد. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد که پیاز می‌تواند باعث پیشگیری از سرطان معده و سرطان لوله‌ی گوارش شود

هنوز به طور دقیق ارتباط بین تری گلیسیرید و کلسترول مشخص نشده است اما متخصصان بر این باورند زمانی که میزان تری گلیسیرید بالا می‌رود میزان کلسترول خوب کاهش می‌یابد و به این ترتیب کلسترول بد خطرناک‌تر شده منجر به بسته شدن رگ‌های خونی می‌شود.

روش مصرف

برای استفاده بیشتر از آنتی اکسیدان‌ها از پیاز قرمز یا زرد استفاده کنید. می‌توانید از پیاز خام برای تهیه‌ی انواع سالادها استفاده کنید. زمانی که می‌خواهید پیاز را بپزید و یا سرخ کنید از روغن زیاد استفاده نکنید. پیاز خام آنتی‌اکسیدان‌های بیشتری دارد. پخت و پز میزان آنتی اکسیدان‌های این ماده‌ی غذایی را به میزان کم کاهش می‌دهد. توجه داشته باشید که پیاز به تنهایی معجزه نمی‌کند. زمانی خواص این ماده‌ی غذایی بیشتر می‌شود که در چهار چوب یک تغذیه سالم و متنوع حاوی میوه و سبزیجات سرشار از آنتی اکسیدان مصرف شود.

 

آیا پیاز برای رگ‌های خونی مفید است؟

اگر چه این خاصیت پیاز به پای سیر نمی‌رسد اما باید بدانید که پیاز به گردش خون بهتر کمک زیادی می‌کند. نتایج یک پژوهش انگلیسی نشان می‌دهد افرادی که روزانه سوپ پیاز می‌خورند کمتر دچار انباشتگی جرم در رگ‌های خونی شان می‌شوند. البته مطالعات در این زمینه همچنان ادامه دارد.

در واقع پیاز حاوی آنتی اکسیدان‌ها و ترکیبات سولفیدی (گوگرددار) است و برای همین برای رگ‌ها مفید است. همچنین باید بدانید که این ماده غذایی مفید حاوی امگا 3 نیز هست که میزان کلسترول خون را پایین می‌آورد. پتاسیم موجود در آن، نمک بیش از اندازه‌ی بدن را دفع می‌کند و برای همین قلب و رگ‌های خونی را در سلامت نگه می‌دارد.

روش مصرف

حتماً سر سفره پیاز خام داشته باشید. در تهیه‌ی سالادهایتان از این ماده‌ی غذایی غافل نشوید. توجه داشته باشید پیاز خام حاوی آنتی اکسیدان‌های بیشتری است.

پیاز

پیاز همیار لاغری

اصلاً هر ماده‌ی غذایی که باعث لاغری شود عزیزتر است. اگر می‌خواهید لاغر شوید پیاز را وارد برنامه‌ی غذایی‌تان بکنید. اول به خاطر این که پیاز حاویفیبر است. فرقی نمی‌کند که خام باشد یا پخته! فیبرهای موجود در آن داخل دستگاه گوارش حجیم می‌شود و برای همین احساس گرسنگی را کاهش می‌دهد. این ماده‌ی غذایی همچنین ادرار آور است و به دفع سموم بدن کمک می‌کند. در نهایت باید بگوییم که پیاز میزان تری گلیسیرید خون را کاهش می‌دهد. تری گلیسیریدها چربی‌های انباشته شده در بافت‌های چربی بدن هستند که در شکم، ران‌ها و غیره انباشته می‌شوند.

روش مصرف

فرقی نمی‌کند چه پیازی باشد! اگر می‌خواهید لاغر شوید پیاز سفید، قرمز، زرد، خام و پخته میل کنید. توجه داشته باشید که در پخت آن از روغن بیش از حد استفاده نکنید.

 

پیاز خواص ضد دیابتی دارد

پیاز یک ماده‌ی غذایی مفید برای بیماران مبتلا به دیابت است. به عقیده‌ی برخی از متخصصان نباید در مصرف آن زیاده‌روی کرد زیرا حاوی میزان قابل ملاحظه‌ای گلوسید است. اما همین پیاز تری گلیسیرید خون را کاهش می‌دهد. همان کاری که انسولین به ویژه در افراد مبتلا به اضافه وزن انجام نمی‌دهد. واقعیت این است که پیاز حاوی ماده‌ای به نام گلوکوکینین است که حرف و حدیث زیادی در مورد آن وجود دارد. به عقیده‌ی برخی از متخصصان این ماده میزان قند خون را کاهش می‌دهد.

نتایج یک پژوهش انگلیسی نشان می‌دهد افرادی که روزانه سوپ پیاز می‌خورند کمتر دچار انباشتگی جرم در رگ‌های خونی شان می‌شوند

به عقیده‌ی برخی دیگر گلوکوکینین باعث تحریک پانکراس می‌شود که وظیفه‌ی کنترل میزان گلوکز را دارد. در هر حال تأثیری که پیاز در مقابله با مشکلات قلبی عروقی دارد برای افرادی که از دیابت نوع دو رنج می‌برند و یا پتانسیل ابتلا به آن را دارند مفید است.

روش مصرف

بهتر است در این مورد نظر پزشک معالج خود را جویا شوید. در واقع پزشک شما بهتر می‌تواند تشخیص دهد که شما می‌توانید از پیاز استفاده کنید یا نه.

 

با بوی بد دهان بعد از مصرف پیاز چه کنیم؟

خیلی‌ها از ترس بوی دهان از مصرف پیاز خام خودداری می‌کنند. با این حال مقابله با بوی بد دهان بعد از خوردن پیاز خام کار چندان سختی نیست. کافی است مقداری جعفری، موز یا کیوی میل کنید. بعد از مصرف سیر یا پیاز مقداری جعفری خام بجوید. خواهید دید که موثر واقع می‌شود.

                                    www.deo.blogfa.com


کلم قرمز


در دنیای میوه‌ها و سبزی‌ها، رنگ قرمز یعنی سلامت. به این دلیل که نشان‌دهنده‌ی وجود آنتی‌اکسیدان‌های مهم در خوراکی مورد نظر است.

کلم قرمز

 

بعضی خوراکی‌ها دردسر ساز هستند؛ یعنی این که خوردن آن‌ها تبعات ناخوشایندی را به دنبال دارد! خانواده کلم‌ها جز همین گروه از خوراکی‌ها هستند؛ چون خوردن آن‌ها باعث نفخ و دل درد و… می‌شود اما به خاطر خواصشان باید آن‌ها را خورد؛ به ویژه اگر در کلان شهری چون تهران زندگی کنیم که وضعیت هوا در معرض «هشدار» قرار گرفته است.

 

«قرمز» یعنی سلامتی

در دنیای میوه‌ها و سبزی‌ها، رنگ قرمز یعنی سلامت. به این دلیل که نشان‌دهنده‌ی وجود آنتی‌اکسیدان‌های مهم در خوراکی مورد نظر است. می‌دانیم که آنتی‌اکسیدان‌ها از بین برنده رادیکال‌های آزاد، عامل اصلی ابتلا به انواع سرطان‌ها هستند.

بنابراین خوردن خوراکی‌های قرمز، مانع از ابتلا به سرطان می‌شود. یکی از این آنتی‌اکسیدان‌های مهم «لیکوپن» است.

این آنتی اکسیدان در خوراکی‌های قرمز مانند کلم قرمز، گوجه فرنگی، فلفل دلمه‌ای قرمز، توت فرنگی، هندوانه و دیگر قرمزها موج می‌زند!

 

منبع ویتامین C

کلم، سرشار از ویتامین C است. این ویتامین هم نوع دیگری از آنتی‌اکسیدان‌ها است. به همین دلیل مصرف کلم می‌تواند نیاز بدن به این ویتامین مهم را تأمین کند.

نکته مهم‌تر این که در بین خانواده کلم‌ها، کلم قرمز بیش از همه انواع کلم‌ها، ویتامین C دارد. میزان این ویتامین در کلم قرمز دو برابر کلم سبز است.

 

ویتامین A

این کلم سرشار ازویتامین A است. این ویتامین فواید زیادی دارد؛ علاوه بر این که یک آنتی‌اکسیدان قوی محسوب می‌شود و خطر ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد، قدرت بینایی را بهبود می‌بخشد، مصرف آن برای حفظ سلامت چشم و پوست بسیار مهم است.

در بین خانواده کلم‌ها، کلم قرمز بیش از همه انواع کلم‌ها، ویتامین C دارد. میزان این ویتامین در کلم قرمز دو برابر کلم سبز است

ویتامین A سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند؛ رشد استخوان‌ها را افزایش می‌دهد، بیماری‌های مربوط به چشم را برطرف می‌کند و به بدن کمک می‌کند با عفونت‌ها مقابله کند. 

مصرف یک وعده کلم قرمز، سه چهارم نیاز روزانه بدن به این ویتامین را برآورده می‌کند.

همچنین مصرف روزانه یک چهارم پیمانه آب این گیاه در برطرف کردن سردرد، آسم، برونشیت و مشکلات گوارشی موثر است.

 

ویتامین K

ویتامین K در این گیاه علاوه برلخته کردن خون، درد و خون ریزی بیش از حد در دوران ماهانه را کاهش می‌دهد و با پوکی استخوان مبارزه می‌کند.

 

اسید لاکتیک

اسید لاکتیک (Lactic acid) آن، روده را ضدعفونی می‌کند.

 

فیتونوترینت‌ها

فیتونوترینت‌ها (phytonutrient) منظور ترکیبات ویژه و طبیعی موجود در برخی خوراکی‌ها مانند انواع میوه و سبزی است. این ترکیبات شیمیایی طبیعی، ناشی از فتوسنتز در گیاهان تولید می‌شود. مصرف مواد غذایی حاوی این ترکیبات، مانع از ابتلا به سرطان بوده و از بین برنده‌ی آلاینده‌های محیطی وارد شده به بدن در شرایط آلودگی هوا است.

کلم قرمز

فیبر

یکی از دلایل مهم ایجاد نفخ بعد از خوردن کلم، وجود همین فیبر است اما مصرف آن با وجود دردسرهایی که دارد؛ باعث بهبود عملکرد دستگاه گوارشمی‌شود.

این گیاه کم کالری سرشار از فیبر و برای افرادی که نگران وزن خود می‌باشند بسیار مفید است. از طرفی مصرف آن می‌تواند تا مدت زیادی باعث ایجاد احساس سیری شود به همین دلیل مانع از پرخوری خواهد شد. برای آن که راحت‌تر بتوانید برگ‌های سفت کلم را نوش جان کنید، یک یا دو ساعت قبل از خوردن سالاد کلم، کلم را ریز کرده و روی آن دو قاشق روغن زیتون و کمی نمک بریزید. در ظرف را بسته و آن را داخل یخچال بگذارید. به این ترتیب الیاف سفت برگ‌های کلم، کمی نرم می‌شود.

 

شربت مفید و عالی برای سینه

لئونس کارلیه می‌نویسد: اگر برگ‌های کلم قرمز را بگیرند و با دو برابر آن شکر بپزند شربت مفید و عالی برای سینه خواهد شد. اگر این شربت را با دو برابر آب توت قرمز مخلوط و صاف کنند در رژیم‌های لاغری موثر است. به همین جهت است که بعضی از پزشکان رژیم غذایی در مورد لاغری، مصرف کلم قرمز را که معمولاً مردم مصرف نمی‌کنند تجویز می‌کنند.

کلم قرمز دارای خواص بی شماری است و در مورد میگرن و دردهای رماتیسمی، سیاتیک، دل درد، برونشیت شدید و انسداد رگ‌ها و عضلات بدن استعمال می‌شود.

* آب آن، زخم معده را درمان می‌کند. غنی از آهن و سولفور است. آب این گیاه عفونت‌های قارچی را درمان می‌کند.

کلسترول سرم خون را کاهش می‌دهد.

* یک ماده مغذی ضد پیری است. البته کلم قرمز منبع مناسبی از پتاسیم نیز هست بنابراین کسانی که فشار خون بالایی دارند، بهتر است که آن را در رژیم روزانه خود قرار دهند.

* فلاوونوئید موجود در این گیاه خاصیت ضدالتهابی دارد و برای درمان بیماری‌های متعدد مفید است.

 

مصرف کلم قرمز برای داشتن پوستی سالم

این گیاه به دلیل دارا بودن ترکیبات آنتی اکسیدان در سلامت پوست بسیار موثر است. همان طور که اشاره شد، کلم قرمز منبع غنی از ویتامین C و ویتامین k است و رنگ قرمز آن موجب می‌شود تا نسبت به کلم سبز اثرات درمانی بیشتری داشته باشند.

برای آن که راحت‌تر بتوانید برگ‌های سفت کلم را نوش جان کنید، یک یا دو ساعت

قبل از خوردن سالاد کلم، کلم را ریز کرده و روی آن دو قاشق روغن زیتون و کمی

نمک بریزید. در ظرف را بسته و آن را داخل یخچال بگذارید. به این ترتیب الیاف سفت برگ‌های کلم، کمی نرم می‌شود

مطالعات انجام شده در مورد خواص این گیاه نشان می‌دهد که «آنتوسیانین» موجود در آن می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌هایقلبی عروقی، دیابت و انواع خاصی از سرطان را کاهش دهد همچنین برای سلامت مغز مفید است.

همچنین مصرف این گیاه به دلیل ترکیب آنتی‌اکسیدان‌های موجود در آن به شفافیت و لطافت پوست کمک شایانی خواهد کرد.

 

توجه

* از خریدن کلم نصف شده حتی در صورت بسته بندی خوب پرهیز کنید زیرا به محض برش خوردن ویتامین C خود را از دست می‌دهد.

* کلم را فقط هنگام مصرف بشویید. 

* برای نگه داشتن کلم قرمز آن را داخل کیسه پلاستیکی نگه دارید و داخل یخچال قرار دهید که این کار می‌تواند این گیاه را مدت دو هفته تازه نگه دارد.


منابع:                                                                                                             www.deo.blogfa.com

سلامت نیوز

آفتاب

مجله غذا

ایران پردیس- مهدخت گیتی کارشناس تغذیه


لوبیا سبز


شما انواع مختلف لوبیاها را می‌شناسید و میل کرده‌اید. لوبیا سبز یکی از انواع تر و تازه، خوشمزه و البته مفید لوبیاها می‌باشد.


لوبیا سبز

 

در کل، لوبیا سرشار از ویتامین‌های A، B و مواد معدنی آهن، فسفر، کلسیم و پتاسیم است. در این بین لوبیا سبز کم کالری، بر خلاف لوبیا خشک حاوی ویتامین C و بسیار مغذی است. در این مقاله به گوشه‌ای از خواص لوبیا سبز اشاره کرده و چند دلیل خوب می‌آوریم تا بیشتر به مصرف این ماده‌ی غذایی خوشمزه تشویق شوید. مثل همیشه با ما همراه باشید.

 

لوبیا سبز علائم یائسگی را کاهش می‌دهد

یائسگی، دوره‌ای از زندگی زنان است که با علائم مختلفی همراه است. نتایج یک پژوهش بالینی نشان می‌دهد خانم‌هایی که روزانه میزان زیادی منگنز مصرف می‌کنند کمتر در معرض دل درد قرار می‌گیرند و خلق و خوی‌شان بهتر است. لوبیا سبز منبع فوق‌العاده‌ی منگنز بوده و برای زنان یائسه بسیار مفید است. توصیه می‌کنیم در تهیه‌ی غذاهایتان از این ماده‌ی غذایی استفاده کنید.

 

لوبیا سبز خطر ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد

لوبیا سبز به طور سخاوتمندانه‌ای حاوی رنگدانه‌ی آنتی اکسیدانی به نام فلاوونوئیدها است. فلاوونوئیدها برای بدن ما بسیار مفیدند. نتایج پژوهش‌هایی که در دانشگاه Deakin استرالیا انجام شده نشان می‌دهد ترکیبات فلاوونوئیدی رشد سلول‌های سرطانی سینه و روده ها را کاهش می‌دهد. یعنی زنده باد لوبیا سبز!

 

لوبیا سبز دوست مفصل‌های شما

افزایش یک فنجان لوبیا سبز به سالادهای مورد علاقه‌تان باعث می‌شود که میزان پتاسیم دریافتی‌تان به میزان 19 درصد افزایش پیدا کند. واقعیت این است که بین آرتروز دست‌ها و زانوها و میزان کم پتاسیم خون ارتباط زیادی وجود دارد.

ویتامین C آنتی اکسیدانی بسیار قوی است که به جذب آهن کمک می‌کند و

در ساخت کلاژن تأثیر می‌گذارد. یک فنجان لوبیا سبزی که به غذاهایتان اضافه

می‌کنید باعث می‌شود 19 درصد از نیاز روزانه‌تان به ویتامین C تأمین شود

اگر بدنتان با کمبود پتاسیم مواجه باشد بیشتر در معرض درد مفاصل قرار می‌گیرید. اگر به سلامت مفاصل‌تان علاقمند هستید حتماً لوبیا سبز را در برنامه‌ی غذایی‌تان بگنجانید. از این گذشته باید بدانید که پتاسیم نقش موثری در انعقاد خون ایفا می‌کند.

 

لوبیا سبز حاوی فیبرهایی است که قلبتان را نجات می‌دهد

فیبرهای حلّال موجود در لوبیا سبز باعث می‌شود که میزان کلسترول بد خون (LDL) کاهش یابد. علاوه بر این، متخصصان حوزه‌ی تغذیه معتقدند که این فیبرها باعث کاهش التهاب و فشار خون می‌شوند. برای همین قلب را در سلامت نگه می‌دارند. یک فنجان لوبیا سبز 12 درصد نیاز روزانه‌ی ما به فیبرهای غذایی را تأمین می‌کند. باید بگوییم که باقالی 19 درصد نیاز روزانه به فیبرها را تأمین می‌کند.

لوبیا سبز

لوبیا سبز استحکام استخوان‌ها را بالا می‌برد

نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که لوبیا سبز حاوی سیلیسیوم است که تراکم استخوانی زنان (غیر یائسه) و مردها را افزایش می‌دهد. در واقع لوبیا سبزاستحکام استخوان‌ها را بالا می‌برد. نتایج پژوهشی که در موسسه‌ی Rayne Institute انگلستان انجام شد نشان می‌دهد که بدن سیلیسیوم موجود در لوبیا سبز را بهتر از سیلیسیوم موجود در مواد غذایی دیگر جذب می‌کند. در نتیجه این ماده در خدمت نیازهای بدن قرار می‌گیرد به ویژه این که استحکام استخوان‌ها را بالا می‌برد.

 

لوبیا سبز میزان جذب آهن را بالا می‌برد

ویتامین C آنتی اکسیدانی بسیار قوی است که به جذب آهن کمک می‌کند و در ساخت کلاژن تأثیر می‌گذارد. یک فنجان لوبیا سبزی که به غذاهایتان اضافه می‌کنید باعث می‌شود 19 درصد از نیاز روزانه‌تان به ویتامین C تأمین شود. زمانی که ویتامین c بدنتان بالا رود آهنی که مصرف می‌کنید بهتر جذب بدنتان می‌شود. به این ترتیب خطر کمبود آهن و کم خونی از شما دور می‌شود.

www.deo.blogfa.com

جوانه‌ها


جوانه‌ها همیار لاغری‌اند،به هضم غذا کمک می‌کنند،حاوی ٣ تا ٦ برابر ویتامین بیشتری هستندو....

جوانه‌ها

 

جوانه‌ها انواع مختلفی دارند و همه جا هستند. کافی است همت کرده و سری به سوپرمارکت‌ها بزنید. این جوانه‌ها به قدری برای سلامتی مفیدند که ارزش امتحان کردن را دارند. اگر اهل مصرف آن هستید که جای تشویق دارد. اما اگر تاکنون سراغ آن‌ها نرفته‌اید بهتر است این مطلب را بخوانید و تجدید نظر بکنید. به امتحانش می‌ارزد. با ما همراه باشید تا با گلچینی از خواص شگفت انگیز جوانه‌ها آشنا شوید.

 

جوانه‌ها چه هستند؟

جوانه‌ها دانه های گیاهان خوراکی هستند که فقط جوانه می‌زنند (بدون کشت) تا برای خوردن آماده شوند. این دانه ها می‌توانند به خانواده‌ی غلات مثل برنج و جو تعلق داشته باشند یا به خانواده‌ی حبوبات مثل عدس و یا آفتابگردان و غیره. در هر حال تمام جوانه‌ها سرشار از ویتامین هستند که ملوانان اروپایی از قرن هیجدهم میلادی مصرف کردند تا از گزند بیماری اسکوربوت که یک بیماری مربوط به کمبود ویتامین C است در امان باشند. شما می‌توانید جوانه‌ها را به سالادهایتان اضافه کنید. یا می‌توانید آن‌ها را با املت سرو کنید و یا این که در تهیه‌ی سوپ‌ها یا پوره‌ی سبزیجاتتان به کار ببرید. اصلاً می‌توانید آن‌ها را خیلی ساده داخل یک پیاله بریزید و با قاشق میل کنید. همه چیز به ذائقه‌ی شما بستگی دارد. در هر حال از خواص جوانه‌ها محروم نباشید.

 

جوانه‌ها به لاغری کمک می‌کنند

فرقی نمی‌کند که جوانه‌ی حبوبات باشد یا جوانه‌ی غلات. تمام انواع این جوانه‌ها سرشار از فیبر هستند آن هم به میزان زیاد. باید بدانید که فیبرها به لاغری و خوش اندامی شما کمک زیادی می‌کنند. فیبرها نه تنها دور شکمتان را کوچک‌تر می‌کنند بلکه باعث می‌شوند که شاخص ‌تری‌گلیسیرید خونتان نیز کاهش یابد. این فیبرها تغییرات قند خون را کنترل و انباشته شدن کالری‌ها را کاهش می‌دهند.

با جوانه زدن آنزیم‌های «لیپاز، پروتئاز و آمیلاز» تولید می‌شود که آنزیم‌های

گوارشی هستند و باعث می‌شوند آنزیم‌های گوارشی ما کار خود را در جذب چربی‌ها، پروتئین‌ها و قندهای دیر جذب راحت‌تر انجام دهند

باید بدانید که جوانه‌ها پروتئین خود را حفظ می‌کنند. پروتئین‌ها اشتها را نیز کاهش می‌دهند و اگر در رژیم باشید نمی‌گذارند عضلاتتان آب شود. پروتئین جوانه‌ها کم‌کالری‌تر از پروتئین‌های حیوانی است. برای همین می‌شود با خیال راحت از پروتئین‌های گیاهی در رژیم‌های پُر پروتئین استفاده کرد.

توجه داشته باشید جوانه‌ها برای افراد دیابتی گزینه‌ی مناسبی است. به خاطر این که شاخص گلیسمی جوانه‌ها پایین است. البته توصیه می‌کنیم قبل از مصرف با پزشکتان مشورت کنید.

برای استفاده‌ی بهتر از مواد مغذی و خواص لاغری جوانه‌ها توصیه می‌کنیم که روزانه بین 200 تا 300 گرم از این جوانه‌ها مصرف کنید.

 

جوانه‌ها؛ بمب ویتامین

جوانه‌ها سرشار از ویتامین هستند، یعنی بیشتر از دانه‌های خشکی مانند غلات و حبوبات ویتامین دارند. به طور دقیق‌تر جوانه‌ها در مقایسه با این مواد غذایی حاوی 3 تا 6 برابر ویتامین بیشتری هستند. جالب اینجاست که جوانه‌ها ویتامین بیشتر و کالری کمتری دارند. به عنوان مثال جوانه‌ی گندم در مقایسه با دانه‌ی گندم 6 برابر ویتامین C بیشتر و 3 برابر ویتامین A بیشتری دارد. به طور کلی جوانه‌ها حاوی ویتامین C و آنتی اکسیدان ها هستند که با بیماری‌ها مقابله می‌کنند و باعث جذب بهتر آهن موجود در سبزیجات می‌شوند.

برای بهره‌مندی از مواد مغذی و ویتامین‌های موجود در جوانه‌ها هر روز بین 200 تا 300 گرم جوانه میل کنید. فرقی نمی‌کند چه وقتی از روز باشد. شاید بهترین شیوه این باشد که این جوانه‌ها را به همراه غذا میل کنید. البته این به ذائقه‌ی خودتان نیز بستگی دارد. در هر حال خود را از خواص این نعمت‌های الهی محروم نکنید.

جوانه گندم

جوانه باعث هضم بهتر غذا می‌شوند

جوانه‌ها باعث می‌شوند که دفع غذا به راحتی صورت بگیرد. می‌پرسید چرا؟ به خاطر این که جوانه‌ها سرشار از فیبر هستند و فیبرها نیز به هضم غذاکمک زیادی می‌کنند. از این گذشته با جوانه زدن آنزیم‌های «لیپاز، پروتئاز و آمیلاز» تولید می‌شود که آنزیم‌های گوارشی هستند و باعث می‌شوند آنزیم‌های گوارشی ما کار خود را در جذب چربی‌ها، پروتئین‌ها و قندهای دیر جذب راحت‌تر انجام دهند.

متخصصان توصیه می‌کنند که روزانه 200 تا 300 گرم از این جوانه‌ها را وارد برنامه‌ی غذایی‌تان بکنید. توجه داشته باشید اگر دچار بیماری گوارشی خاصی هستید قبل از مصرف با پزشکتان مشورت کنید.

توجه داشته باشید که امکان دارد برخی از افراد به این جوانه‌ها آلرژی داشته باشد مانند آلرژی‌های غذایی دیگر. در این صورت باید حواستان به مصرف آن‌ها باشد.


                                                                                                                   www.deo.blogfa.com

فلفل دلمه‌ای

فلفل دلمه‌ای علاوه بر اینکه سرشار از ویتامین‌ها و ترکیبات مفیدی است که از ابتلا به انواع بیماری‌های پیشگیری می‌کند، طعم خوب و دلچسبی هم به غذاها می‌بخشد.

فلفل دلمه‌ای

رنگ‌های زیبا و چشم نواز، انواع مختلف، طعم دلچسب و آبدار... خوشبختانه فلفل دلمه‌ای جزو سبزیجاتی است که طرفداران زیادی دارد. اما هستند افرادی که به هر دلیلی خود را از طعم و خواص این ماده‌ی غذایی مفید محروم می‌کنند. اگر بدانید که «چه می‌کند این فلفل دلمه‌ای» حتماً بیش از پیش از آن استفاده خواهید کرد.

فلفل دلمه‌ای علاوه بر اینکه سرشار از ویتامین‌ها و ترکیبات مفیدی است که از ابتلا به انواع بیماری‌های پیشگیری می‌کند، طعم خوب و دلچسبی هم به غذاها می‌بخشد.

با ما همراه باشید تا گلچینی از خواص فلفل دلمه‌ای را با شما در میان بگذاریم. مطمئنیم که بعد از این بیشتر از آن استفاده خواهید کرد.

 

فلفل دلمه‌ای

فلفل دلمه‌ای به آب شدن چربی‌ها کمک می‌کند

اصلاً خانواده‌ی فلفل‌ها چه شیرین و چه تند به لاغری کمک می‌کنند. در این بین فلفل دلمه‌ای نیز به آب شدن چربی‌ها یاری می‌رساند.

محققان حوزه‌ی تغذیه ثابت کرده‌اند که «کاپسایسین» از رشد سلول‌های چربی پیشگیری به عمل می‌آورد. کاپسایسین ماده ای است که طعم تندی به فلفل کاین می‌دهد و باعث تحریک متابولیسم یا همان سوخت و ساز بدنمی‌شود. برای همین است که نمی‌گذارد چربی‌ها روی هم انباشته شوند.

نتایج پژوهش‌های دیگری نیز نشان می‌دهد که فلفل دلمه‌ای شیرین سرشار از ماده‌ای به نام CH-19 Sweet است که مانند کاپسایسین عمل می‌کند. یعنی اینکه باعث تحریک متابولیسم بدن می‌شود. البته فلفل‌های تند دهان را آتش می‌زنند. اما فلفل دلمه‌ای بدون این که لب و دهانتان را بسوزاند و به هم بدوزد متابولیسم بدن را تحریک کرده و باعث آب شدن چربی‌ها می‌شود.

 

فلفل دلمه‌ای خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می‌دهد

یک برش از فلفل دلمه‌ای قرمز حدود یک سوم نیاز روزانه‌ی ما به کاروتنوئیدها را تأمین می‌کند. می‌توانید فلفل دلمه‌ای را به سالادهایتان اضافه کنید و از خواص آن استفاده کنید.

نصف فنجان فلفل دلمه‌ای قرمز یا زرد حاوی تقریباً دو برابر نیاز روزانه‌ی ما به

ویتامین C می‌باشد. فلفل دلمه‌ای‌های سبز رنگ نیز سرشار از ویتامین C است

نتایج پژوهش‌هایی که در سال 2009 در مجله‌ی بین‌المللی Journal of Cancer به چاپ رسید نشان می‌دهد زنانی که در آستانه‌ی یائسگی قرار دارند و روزانه دو بار یا بیشتر از مواد غذایی سرشار از کاروتنوئیدها استفاده می‌کنند به میزان 17 درصد کمتر در معرض ابتلا به سرطان سینه قرار می‌گیرند. واقعیت این است که کاروتنوئیدها فعالیت استروژن‌ها را متوقف می‌کنند. فلفل دلمه‌ای‌ها نیز سرشار از این ترکیبات مفید و پرخاصیت هستند. اگر می‌خواهید خود را از ابتلا به سرطان سینه دور کنید از مصرف این ماده‌ی غذایی غافل نشوید.

 

فلفل دلمه‌ای از بروز آرتریت پیشگیری می‌کند

نصف فنجان فلفل دلمه‌ای قرمز یا زرد حاوی تقریباً دو برابر نیاز روزانه‌ی ما به ویتامین C می‌باشد. فلفل دلمه‌ای‌های سبز رنگ نیز سرشار از ویتامین C است. ویتامین C یکی از مواد مغذی ضروری برای بدن محسوب می‌شود. محققان دانشگاه منچستر انگلستان به این نتیجه رسیده‌اند خطر پیشرفت بیماری آرتریت التهابی در افرادی که ویتامین C کمتری مصرف می‌کنند در مقایسه با مصرف کنندگان دائمی این ویتامین بیشتر است.

 

فلفل دلمه‌ای

فلفل دلمه‌ای، حافظ سلامت قلب شما

فلفل دلمه‌ای از ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی پیشگیری می‌کند. فلفل دلمه‌ای سرشار از ویتامین‌های گروه B می‌باشد. یک فنجان از فلفل دلمه‌ای موزی (فلفل دلمه‌ای‌های زردرنگ شبیه موز) 36 درصد نیاز روزانه‌ی ما به ویتامین B6 و 10 درصد از نیاز ما به اسیدفولیک (یکی دیگر از ویتامین‌های خانواده‌ی B) را تأمین می‌کند. فلفل دلمه‌ای قرمز به ترتیب 30 و 7 درصد و فلفل دلمه‌ای زرد نیز 20 و 10 درصد نیاز روزانه‌ی ما به این ویتامین‌ها را تأمین می‌کند.

نتایج یک پژوهش ژاپنی که روی 35000 زن بین 40 تا 79 سال انجام شده است نشان می‌دهد زن‌هایی که از طریق مواد غذایی، ویتامین B6 و اسیدفولیک بیشتری جذب کرده‌اند کمتر در معرض خطر مرگ و میر ناشی از سکته‌ی مغزی، بیماری‌های رگ‌های کورونری و بیماری‌های مربوط به قلب و عروق قرار گرفته‌اند.

 

فلفل جلوی افزایش کلسترول بد خون را می‌گیرد

وقتی حرف از فلفل به میان می‌آید نمی‌شود که از فلفل تند نگفت و ننوشت. کاپسایسین موجود در فلفل‌های تند حاوی خاصیت دیگری نیز می‌باشد: نتایج پژوهشی که در مجله‌ی British Journal of Nutrition به چاپ رسیده نشان می‌دهد مصرف منظم فلفل تند از تجمع کلسترول بد خون پیشگیری می‌کند. هر چه فلفل تند تر باشد به این معنی است که کاپسایسین موجود در آن نیز بیشتر است.


                                                                                                                   www.deo.blogfa.com

بامیه


مصرف بامیه به جهت داشتن پتاسیم و منیزیم در بیماران مبتلا به فشارخون بالا می‌تواند اثر کمک کننده داشته باشد.

بامیه

بامیه با نام علمی Hibiscus به خانواده پنیرک یا Malvaceae تعلق دارد. میوه بامیه، شامل غلاف گوشتی است که دارای مقطعی 5 یا 6 ضلعی بوده که از قاعده به طرف رأس به تدریج باریک و نوک تیز می‌شود. طول میوه به 3 تا 7 سانتیمتر می‌رسد.

درون میوه در چند ردیف،‌ دانه‌های سفید رنگ و نرمی قرار دارد که پس از رسیدن به رنگ سبز کم‌رنگ تغییر یافته و سفت می‌شوند.

بامیه با داشتن مواد مغذی با ارزشی مانند ویتامین‌های C ,A و گروه B از جمله: اسیدفولیک B5، B2، B6 و عناصری از قبیل: منگنز، کبالت، کلسیم، فسفر و پتاسیم، فیبر و ماده لزج، اثرات مثبت فراوانی بر سلامت انسان دارد. این گیاه از نظر اقتصادی نیز ارزان و در دسترس همه افراد است.

 

مفید برای دیابتی‌ها و بیماران قلبی

فیبر موجود در بامیه، نمایه گلایسمی پایینی به آن می‌دهد، یعنی به سرعت قند خون را بالا نمی‌برد. بدین ترتیب که سرعت جذب قند را کاهش داده و به حفظ قند خون کمک می‌کند، بنابراین برای افراد مبتلا به دیابت مفید می‌باشد.

موسیلاژ یک نوع فیبر موجود در بامیه می‌باشد که از طریق متصل شدن با نمک‌های صفراوی و اسیدهای چرب، موجب کاهش کلسترول و پروفایل لیپیدی خون می‌شود و برای بیماران قلبی و هایپرلیپیدمی توصیه می‌گردد. اثر بامیه در کاهش کلسترول خون، یکی از خصوصیات بسیار مفید این سبزی است، زیرا مانند داروهای کاهنده کلسترول اثرات جانبی ندارد.

اسیدفولیک باعث کاهش هموسیستئین خون می‌شود. افزایش این ماده از طریق انسداد رگ‌های خونی، یکی از عوامل خطرساز ابتلا به بیماری‌های قلبی- عروقی است. همچنین می‌تواند در خون‌سازی موثر باشد.

ویتامین C نیز یکی از آنتی‌اکسیدان‌های مهم می‌باشد که کمبود آن می‌تواند باعث اختلال در جذب اسیدفولیک شود.

در مجموع به علت دارا بودن این مواد مغذی و نیز فیبرهای محلول و املاح باعث پیشگیری از بیماری‌های قلبی می‌شود.

برای حفظ اثرات مفید بامیه و آنزیم‌های هضمی آن، باید آن را خیلی کم بپزید، یعنی

با حرارت کم یا با بخار ملایم پخته شود، ولی اگر خواستید آن را سرخ کنید، از مقدار کمی روغن زیتون یا روغن گیاهی برای سرخ کردن آن استفاده کنید

دفع سموم

این سبزی دارای ماده لزجی است که کمک فوق‌العاده‌ای به دفع مواد زائد و سموم در سیستم گوارشی می‌کند.

 

پیشگیری از یبوست

یکی از عوارض رژیم‌های کاهش وزن ابتلا به یبوست می‌باشد که مصرف بامیه هم مانع یبوست می‌شود و هم به روند کاهش وزن کمک می‌کند.

بسیاری از متخصصان معتقدند که بیشتر بیماری‌ها از روده آغاز می‌شوند. فیبر موجود در بامیه با جذب آب کافی، از بروز یبوست جلوگیری کرده و ابتلا به بیماری‌هایی از قبیل: بواسیر و دیورتیکولیت را به شدت کاهش می‌دهد. دیورتیکولیت، التهاب دیورتیکول‌ها (کیسه‌های گرد فتق مانند در دیواره مخاط روده بزرگ) است که در اثر تجمع باکتری‌ها و سایر محرک‌های داخل دیورتیکول‌ها ایجاد می‌شود و باعث درد، نفخ، تهوع، یبوست، اسهال و تب می‌شود. معمولاً برای افزایش حجم مدفوع و رفع یبوست، مصرف سبوس گندم توصیه می‌شود که امکان دارد دیواره روده را حساس کند، ولی موسیلاژ موجود در بامیه این تأثیر را نداشته و خروج مدفوع را آسان می‌سازد.

بامیه به دلیل خاصیت لزج بودن و لغزندگی، یکی از ملین‌های بسیار مفید به شمار می‌آید.

بامیه

 

مفید برای فشار خون بالا

مصرف بامیه به جهت داشتن پتاسیم و منیزیم در بیماران مبتلا به فشارخون بالا می‌تواند اثر کمک کننده داشته باشد. همچنین می‌تواند برای پیشگیری از فشارخون بالای دوره بارداری (پره اکلامپسی و اکلامپسی) و گرفتگی عضلات طی دوران بارداری مفید باشد.

 

 

نکته مهم

برای حفظ اثرات مفید بامیه و آنزیم‌های هضمی آن، باید آن را خیلی کم بپزید، یعنی با حرارت کم یا با بخار ملایم پخته شود، ولی اگر خواستید آن را سرخ کنید، از مقدار کمی روغن زیتون یا روغن گیاهی برای سرخ کردن آن استفاده کنید.

 

سایر موارد

* کلسیم موجود در بامیه نیز می‌تواند برای جلوگیری از پوکی استخوان موثر باشد.

* فیبر موجود در بامیه بر باکتری‌های مفید روده موثر است.

* استفاده از بامیه به علت داشتن پتاسیم بالا به افراد مبتلا به بیماری‌های کلیه توصیه نمی‌شود.



منبع: دنیای تغذیه – نیلوفر وزیری، دانشجوی کارشناسی ارشد تغذیه                              www.deo.blogfa.com

 


بروکلی


اگر به سلامت پوست خود اهمیت می‌دهید علاوه بر خرید انواع کرم‌ها به تغذیه‌تان نیز اهمیت دهید. با بروکلی انواع سالادها را تهیه کرده و از خواص ضدپیری آن بهره‌مند شوید.

بروکلی

 

خواص بروکلی یکی دو تا نیست. بروکلی باعث لاغری می‌شود و با آسم و آلرژی‌های دستگاه تنفسی مقابله می‌کند. از این گذشته سرشار سولفورفان است. این ترکیبات خطر ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهند. در این مقاله‌ی کوتاه خواص ضد پیری و گلچینی از خواص دیگر آن را مطرح می‌کنیم. با ما همراه باشید.

 

بروکلی جز سبزیجات تیره سبز رنگ است که به جنوب ایتالیا تعلق دارد. از همان ابتلا رومی‌ها عاشق این سبزی بوده‌اند و امروزه نیز بروکلی پای ثابت بیشتر غذاهای ایتالیایی است.

 

بروکلی حاوی بتاکاروتن است که در بدن به ویتامین A تبدیل می‌شود. باید بدانید 150 گرم از این کلم بسیار خوشمزه و پرطرفدار، ویتامین C و ویتامین K و همچنین 50 درصد ویتامین A مورد نیاز روزانه‌ی بدن را تأمین می‌کند. این ویتامین‌ها و مواد مغذیِ قوی باعث احیای سلول‌های پوستی می‌شود. در واقع این آنتی اکسیدان ها اجازه نمی‌دهند سلول‌های پوستی دچار آسیب و پیری زود هنگام شوند. اگر به سلامت پوست خود اهمیت می‌دهید علاوه بر خرید انواع کرم‌ها به تغذیه‌تان نیز اهمیت بیشتری بدهید. با بروکلی انواع سالادها را تهیه کرده و از خواص ضدپیری آن بهره‌مند شوید.

بروکلی حاوی بتاکاروتن است که در بدن به ویتامین A تبدیل می‌شود. باید بدانید

 150 گرم از این کلم بسیار خوشمزه و پرطرفدار، ویتامین C و ویتامین K و همچنین

 50 درصد ویتامین A مورد نیاز روزانه‌ی بدن را تأمین می‌کند. این ویتامین‌ها و مواد مغذیِ قوی باعث احیای سلول‌های پوستی می‌شود

خواص این آنتی اکسیدان های قوی به همین جا ختم نمی‌شود. به عقیده‌ی بیشتر متخصصان این آنتی اکسیدان ها از ابتلا به بر خی از سرطان‌ها و بیماری‌های قلبی عروقی پیشگیری می‌کنند.

 

یکی دیگر از خواص بروکلی که بسیار حائز اهمیت است فیبرهای موجود در آن می‌باشد. بروکلی سرشار از فیبر است که جلوی یبوست را می‌گیرد و به دفع راحت کمک می‌کند. این ماده‌ی غذایی همچنین منبع ویتامین B9 محسوب می‌شود و به همین دلیل بروکلی جزو سبزیجات خون ساز است. اگر احساس کم خونی می‌کنید به سراغ بروکلی بروید. در این صورت هم کم خونیتان برطرف می‌شود و هم رنگ و روی‌تان باز می‌شود.




منبع:commentfaiton

 www.deo.blogfa.com


گوجه فرنگی 2


مصرف زیاد گوجه فرنگی می‌تواند سدی در برابر بروز سکته‌ی مغزی باشد.

گوجه فرنگی

 

گوجه فرنگی سرشار از لیکوپن است. لیکوپن یک رنگدانه‌ی قرمز رنگ از خانواده‌ی کاروتنوئیدها است که خواص آنتی اکسیدانی دارد.

 

پیش از این نتایج پژوهش‌های زیادی نشان داده بود که مصرف زیاد لیکوپن خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی، پوکی استخوان و حتی سرطان‌ها را کاهش می‌دهد.

 

این بار محققان فنلاندی به مدت 12 سال روی 1031 مرد بین 46 تا 65 ساله پژوهش‌هایی انجام دادند. آن‌ها می‌خواستند ارتباط بین میزان لیکوپن خون و خطر سکته‌ی مغزی (AVC) را مورد بررسی قرار دهند. متأسفانه سکته‌ی مغزی نتایج بدی روی سلامتی دارد و امکان دارد تا آخر عمر باعث ناتوانی فرد شود.

 

محققان بعد از بررسی‌های لازم مشاهده کردند از بین 258 مردی که میزان لیکوپن خونشان پایین بوده است 25 نفر دچار سکته‌ی مغزی شدند در حالی که از بین 259 مردی که میزان لیکوپن بیشتری داشتند فقط 11 نفر سکته کردند.

افرادی که میزان لیکوپن خونشان بیشتر است به میزان 59 درصد کمتر دچار سکته‌ی مغزی می‌شوند

در واقع محققان به این نتیجه رسیدند افرادی که میزان لیکوپن خونشان بیشتر است به میزان 59 درصد کمتر دچار سکته‌ی مغزی می‌شوند.

 

لیکوپن در گوجه فرنگی و در محصولات به دست آمده از این ماده‌ی غذایی مثل سس و کچاپ به میزان قابل توجهی وجود دارد. البته توجه داشته باشید که میوه‌هایی مانند زردآلو، پاپایا یا هندوانه نیز حاوی میزان زیادی لیکوپن هستند.

 

منبع: lanutrition         

www.deo.blogfa.com

www

هویج 2


هویج علاوه بر این که طعم خوشمزه‌ای دارد و در بیشتر دستورات غذایی از آن استفاده می‌شود دارای خواص سلامتی بسیاری است که سلامت پوست، چشم، دستگاه گوارش و دندان،‌ بخشی از خواص این سبزی پرخاصیت را تشکیل می‌دهند.

هویج

1- بتاکاروتن: هویج‌ها سرشار از این آنتی‌اکسیدان قوی هستند که در بدن تبدیل به ویتامین A می‌شود و برای سلامت پوست تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد.

 

2- هضم: مصرف هویج باعث افزایش بزاق در دهان شده و مواد معدنی اساسی، ویتامین‌ها و آنزیم‌هایی را که موجب هضم بهتر غذا می‌شوند برای بدن فراهم می‌کند. مصرف منظم این سبزی پرخاصیت کمک خوبی برای پیشگیری از ابتلا به زخم معده و دیگر اختلالات گوارشی خواهد بود.

 

3- عناصر قلیایی: هویج‌ها سرشار از عناصر قلیایی بوده که با ایجاد تعادل در نسبت اسیدی/ قلیایی بودن بدن،‌ موجب احیاء و تصفیه خون می‌شوند.

 

4- پتاسیم: هویج‌ها منبع خوبی از پتاسیم محسوب شده که می‌توانند سطح سدیم را در بدن کنترل کرده و در نتیجه به کاهش سطح فشارخون بالا در بدن کمک موثری کنند.

 

5- سلامت دندان: مصرف هویج موجب از بین رفتن میکروب‌های مضر در دهان شده و احتمال بروز پوسیدگی دندان را کاهش می‌دهد.

 

6- زخم‌ها: هویج خام یا رنده شده برای بهبود زخم‌ها، بریدگی‌ها و التهابات کاربرد موثری دارد.

هویج‌ها سرشار از فیبر خوراکی هستند که می‌توانند سطح کلسترول بد (LDL)

را کاهش داده و نیز سطح کلسترول خوب (HDL) را که بدن به آن نیاز دارد، افزایش داده و به کاهش لخته‌های خونی کمک کند و از بیماری‌های قلبی پیشگیری کند

7- فیتونوترینت‌ها: در میان فیتوکمیکال‌های مفیدی که در هویج موجود است فیتونوترینتی موسوم به فالکارینول وجود دارد که می‌تواند خطر بروز سرطان روده را کاهش داده و موجب سلامت کلی این بخش از بدن گردد.

 

8- کاروتنوئیدها: هویج‌ها سرشار از کاروتنوئیدها بوده که می‌توانند قند خون را تنظیم کنند.

 

9- فیبر: هویج‌ها سرشار از فیبر خوراکی هستند که می‌توانند سطح کلسترول بد (LDL) را کاهش داده و نیز سطح کلسترول خوب (HDL) را که بدن به آن نیاز دارد، افزایش داده و به کاهش لخته‌های خونی کمک کند و از بیماری‌های قلبی پیشگیری کند.

 

10- چشم، مو، ناخن و غیره! مواد مغذی موجود در هویج می‌توانند با سم‌زدایی بدن و سلول‌سازی جدید، موجب سلامت چشم، پوست، مو، ناخن و غیره شوند.


                                                                                                                   www.deo.blogfa.com

سبزیجات سرشار از ویتامین برای فصل سرما

فصل سرما نزدیک است و شما باید به فکر تأمین ویتامین‌های بدنتان باشید تا بیماری‌های خاص این فصل را از خود دور کنید. کار سختی نیست کافی است که سبزیجات مفید را وارد برنامه‌ی غذایی روزانه‌تان بکنید و از خواص آن‌ها بهره ببرید.

در این مقاله‌ی کوتاه به بهترین سبزیجات فصل سرما اشاره می‌کنیم. با ما همراه باشید.

سبزیجات

شلغم

خوشبختانه شلغم جز سبزیجات نسبتاً ارزانی است که در عین حال به راحتی قابل پخت و مصرف است.

شلغم سرشار از ویتامین C و اسیدهای آمینه‌ی ضروری برای بدن است. فصل سرما را بدون این سبزی مفید سر نکنید.

بدانید که نصف فنجان از این سبزی پرخاصیت حاوی 35 کالری و 18 میلی گرم ویتامین C می‌باشد.

داخل سوپ یا آشتان حتماً شلغم بریزید.

ترکیب شلغم و عسل شربتی می‌دهد که یک آنتی‌بیوتیک معجزه گر و کاملاً طبیعی است.

 

نخود فرنگی

در فصل سرما حتماً نخود فرنگی مصرف کنید. این نخودهای خوش‌رنگ کوچک کم کالری و حاوی چربی کمی هستند اما در عین حال منبع خوبی برای تأمین پروتئین محسوب می‌شوند. از این گذشته نخود فرنگی‌ها سرشار از پکتین و فیبرهای غذایی دیگری هستند که میزان قند خون و کلسترول را کاهش می‌دهند.

 

کدو حلوایی

کدو حلوایی منبع آنتی اکسیدان ها است و به خوبی از عهده‌ی تقویت سیستم ایمنی بدنتان بر می‌آید. بتاکاروتن موجود در آن در بدن به ویتامین A تبدیل می‌شود.

ترکیب شلغم و عسل شربتی می‌دهد که یک آنتی‌بیوتیک معجزه گر و کاملاً

طبیعی است

همان طور که می‌دانید این ویتامین برای سلامت چشم‌ها و رشد استخوان‌ها لازم است. پتاسیم موجود در این کدوهای بامزه خطر ابتلا به فشار خون بالا را نیز کاهش می‌دهد.

 

گل کلم

محققان معتقدند افرادی که گل کلم بیشتری مصرف می‌کنند میزان کلسترول خونشان کمتر است. اگر قصد لاغری دارید بدانید که این کلم‌های خوش طعم یک همیار خوب محسوب می‌شوند.

 

کلم بروکسل

احتمالاً این کلم چندان خوش آیند کودکان نباشد. اما باید بدانید کلم بروکسل منبع ویتامین C محسوب می‌شود. پس خودتان را از خواص این سبزیجات مفید محروم نکنید.



منبع:plaisirssante                                                                                              

 www.deo.blogfa.com