تکامل


تکامل یا فرگشت (یا به گونهٔ ویژه‌تر تکامل زیستی یا اندامی) عبارتست از دگرگونی در یک یا چند ویژگی فنوتیپی موروثی که طی زمان در جمعیت‌های افراد رخ می‌دهد.[۱]این ویژگی‌های فنوتیپی، که از نسلی به نسل بعد جابجا می‌شوند؛ صفات ساختاری، بیوشیمیایی ورفتاری را تعیین می‌کنند. وقوع تکامل منوط به وجود بستری از گوناگونی ژنی در جمعیت است. این بستر ممکن است از جمعیت‌های دیگر تامین شود؛ که به شارش ژن شهرت دارد.[۲][۳][۴][۵]همچنین ممکن است گوناگونی ژنی از درون جمعیت، با سازوکارهایی چون جهشیا نوترکیبی پدید آید. با توجه به اینکه ویژگی‌های فنوتیپی متفاوت، احتمال بقا و تولیدمثل را تحت تاثیرات متفاوتی قرار می‌دهند؛ انتخاب طبیعی می‌تواند سبب فراگیری ژنوتیپ‌های جدید در خزانهٔ ژنی شود؛ و چهرهٔ فنوتیپی جمعیت را به تدریج تغییر دهد.[۱] انتخاب جنسیممکن است به همه گیری ژن‌هایی منجر شود که نقش مثبتی در افزایش بقای جاندار نداشته باشند؛ و دیگر سازوکارهای تکاملی همچون همبستگی ژنی و رانش ژن، ممکن است ژن‌هایی را انتخاب کنند که امتیاز مستقیمی برای بقا یا تولیدمثل جاندار ارائه نمی‌دهند.[۶][۷]
وقوع تکامل بدان معناست که تمام موجودات زنده با همهٔ تنوعی که دارند، از نیاکانی مشترک پدیدار گشته‌اند..[۸]تکامل علت پدیدهٔ گونه‌زایی است؛ که طی آن یک گونهٔ اجدادی منفرد به دو یا چند گونهٔ متفاوت تقسیم می‌شود. گونه‌زایی در شباهت‌های ساختاری، جنینی وژنتیکی جانداران؛ پراکندگی جغرافیایی گونه‌های مرتبط با هم، و ثبت سنگواره‌ای تغییرات، قابل مشاهده‌است. نیای مشترک جانداران امروزی تا بیش از ۳٫۵ میلیارد سال پیش؛ یعنی از زمان پیدایش حیات روی زمین، قدمت دارد.[۹][۱۰][۱۱][۱۲] تکامل چه به صورت درون‌جمعیتی و چه به صورت گونه‌زایی میان جمعیت‌ها، از طرق گوناگونی روی می‌دهد؛ آهسته و پیوسته به نام انتخاب انباشتی، یا به سرعت از یک موضع ایستا تا موضع بعدی؛ که تعادل نقطه‌ای خوانده می‌شود.
مطالعهٔ علمی تکامل از نیمهٔ قرن نوزدهم آغاز شد، زمانی که تحقیقات روی ثبت سنگواره‌ای و تنوع جانداران، بسیاری از دانشمندان را متقاعد کرد که می‌بایست گونه‌ها به نحوی تکامل یابند. بر مبنای سنگواره‌ها می‌یابیم که جانداران امروزی متفاوت از گذشته هستند و به میزانی که به گذشته‌های دورتر می‌نگریم، فسیل‌ها متفاوت‌تر می‌شوند.[۱۳].[۱۴] سازوکارهای پیش‌برندهٔ تکامل همچنان نامشخص باقی‌ماندند؛ تا سال ۱۸۵۸ که نظریهٔ انتخاب طبیعی، به طور مستقل توسط چارلز داروین و آلفرد والاس ارائه شد. در اوایل قرن بیستم، تئوری‌های داروینی تکامل با ژنتیک، دیرین‌شناسی و سامانه‌شناسی ادغام شدند که با پیوستن یافته‌های بعدی چون زیست‌شناسی مولکولی؛ تحت عنوان تلفیق تکاملی جدید به اوج رسید.[۱۵] این تلفیق به یک بنیان اصلی در زیست‌شناسی بدل شد؛ چنان که تبیینی منسجم و یکپارچه، برای تاریخ و تنوع زیستی حیات روی زمین، فراهم ساخت.[۱۶][۱۷][۱۸]
امروزه تکامل در شاخه‌های مختلف علوم زیستی چون زیست‌شناسی بقا، جنین‌شناسی، بوم‌شناسی، فیزیولوژی، دیرین‌شناسی و پزشکی مطالعه و به‌کاربسته می‌شود. به علاوه، تکامل بر دیگر حیطه‌های مطالعات بشری، همچون کشاورزی، انسان‌شناسی، فلسفه وروان‌شناسی نیز اثرگذار بوده‌است.
نظریه فرگشت پایه و اساس زیست‌شناسی نوین است و با شواهد بسیاری پشتیبانی می‌گردد؛ به طوریکه به گفته دبژنسکی «هیچ چیز در زیست‌شناسی جز در پرتو آن معنا نمی‌یابد».[۱۹] همزمان در جزئیات اختلاف نظر هست و پرسش‌های بسیاری نیازمند پاسخ هستند که زیست‌شناسان تکاملی به آن‌ها می‌پردازند. زیست‌شناسان تکاملی واقعیت وقوع تکامل را مستند کرده، و همچنین نظریاتی در شرح علل آن توسعه داده و می‌آزمایند.واژه‌شناسی
واژه عربی تکامل به معنای «ترقی» و «کامل شدن» می‌باشد. لغت‌نامه دهخدا معنی آن را «تمام شدن» ذکر می‌کند.[۲۰] این واژه نخستین بار توسط مترجمان دورهٔ قاجار به عنوان برابر فارسی evolution به کار رفت.
این در حالیست که واژه Evolution به معنای «برآمدن» بوده و اشاره به بوجود آمدن چیزی از چیز دیگر دارد، مثل بوجود آمدن بخار از آب. Evolution، حاکی از «کمال یافتن» جانداران نیست. این واژه هیچ بار اخلاقی ندارد بلکه تنها تغییر جانداران را برای انطباق بیشتر با محیط نشان می‌دهد، زیرا در یک محیط ویژگی‌های خاصی مبنای تطابق محسوب می‌شوند و در محیط دیگر ویژگی‌های دیگر.
به این سبب فرگشت معادل مناسب تری برای Evolution است.[۲۱]
واژه فرگشت نخستین بار توسط داریوش آشوری در سال ۱۳۷۴ پیشنهاد شد.[۲۲] بعدها برابرهای دیگری نیز از سوی پژوهشگران پارسی‌زبان برای Evolution پیشنهاد شد؛ از آن جمله واژه «برآیش» که توسط ابراهیم هرندی، روان‌زیست‌شناس، پیشنهاد شد.[۲۳]تاریخ اندیشهٔ تکاملیآرای قدما
این پیشنهاد که یک نوع جانور ممکن است از جانوری از نوع دیگر منشا گرفته باشد، در آرای برخی فلاسفهٔ پیشاسقراطی چون آناکسیماندروس و امپدوکلس به چشم می‌خورد. در تضاد با این دیدگاه‌های ماده‌گرایانه، ارسطو همهٔ اشیاء طبیعی و نه تنها موجودات زنده را، فعل‌هایی ناقص از حالات طبیعی ممکن می‌دانست؛ که ثابت بودند. او این حالات ثابت را، صورت یا مثال؛ یا(در ترجمهٔ لاتین) گونه می‌نامید. این دیدگاه بخشی از فهم الهی ارسطو از طبیعت بود، که در آن همهٔ اشیاء نقشی غایتمند در نظام الوهیت جهان ایفا می‌کردند. البته وی ادعا نکرد که هر جانور، با یک صورت مابعدالطبیعی خاص تناظر یک‌به‌یک دارد؛ بلکه نمونه‌هایی ذکر کرد که چگونه انواع جدیدی از جانداران می‌توانسته‌اند به وجود آیند. تعابیر گوناگون از نظریهٔ ارسطو، پس از ترکیب با تعالیم مسیحی، فهم متعارف در قرون وسطا شد.قرون هفدهم و هجدهم
در قرن هفدهم، روش جدید علم نوین، رویکرد ارسطویی به طبیعت را رد کرد، و در جستجوی تشریح پدیده‌های طبیعی در قالب قوانین طبیعت برآمد؛ که برای همهٔ محسوسات یکسان، بی‌نیاز از فرض هیچگونه ردهٔ ثابت طبیعی، یا نظام الهی جهان بودند. امّا این رویکرد جدید به کندی در زیست‌شناسی ریشه دواند؛ که به آخرین سنگر برای درک ثابت از اشیای طبیعی مبدّل گشت.
جان ری اصطلاح گونه را که آن زمان متروک شده بود، برای اطلاق به انواع ثابت جانوری و گیاهی به‌کار برد؛ اما برخلاف ارسطو، او اکیداً هر نوع از موجودات زنده را به عنوان یک گونه، معرفی کرد. ری پیشنهاد کرد که هر گونه را می‌توان به مدد ویژگی‌هایی شناخت که در هر نسل، هنوز باقی هستند و خود را حفظ می‌کنند. این گونه‌ها توسط خدا طراحی شده بودند؛ اما تفاوت‌هایی نشان می‌دادند که بر اثر شرایط محلی پدیدار شده بود. در طبقه‌بندی زیستی جانداران توسط کارل لینه که در ۱۷۳۵ معرفی شد نیز؛ گونه‌ها ثابت بر اساس طرح الهی درنظر گرفته شدند.
برخی دیگر از طبیعت‌گرایان این زمان، به گمانه‌زنی دربارهٔ تغییرات تکاملی گونه‌ها بر اساس قوانین طبیعت پرداختند. در ۱۷۵۱، موپرتوئی از تغییراتی که حین تولیدمثل رخ می‌دهند نوشت؛ و انباشت این تغییرات را طی نسل‌ها نیروی پیش‌ران تکامل دانست. بوفون پیشنهاد کرد که ممکن است گونه‌ها بتوانند به ارگانیسم‌های متعدد تحلیل یابند؛ و اراسموس داروین این فرضیه را مطرح کرد که ممکن است تمام جانوران خونگرم از یک میکروارگانیسم منفرد(یا به بیان او از یک فیلامنت) مشتق شده باشند.نظریه تکاملی لامارک:استحاله ماهوی
نخستین طرح تکاملی پخته، نظریهٔ «ترانس‌موتاسیون» یا «استحاله ماهوی» ژان لامارک بود که به سال ۱۸۰۹ در کتاب فلسفه جانورشناسی منتشر شد. لامارک تجسم کرده بود که همچنانکه نسل خودانگیخته به تولید اشکال سادهٔ حیات ادامه می‌دهد؛ پیچیدگی بیش‌تر در دودمان‌های موازی با یک تمایل پیش‌روندهٔ موروثی توسعه می‌یابد. به طوری که تغییرات موروثی بر اثر استفاده یا عدم استفادهٔ والدین، دودمان‌ها را به سازش بیش‌تر با محیط می‌کشاند..[۲۴][۲۵] این فرایند پیشنهادی، بعدها لامارکیسم خوانده شد.[۲۴][۲۶][۲۷][۲۸]اردوگاه طبیعت‌گرایان این آراء را به علت فقدان شواهد تجربی، محکوم می‌کردند. کوویه تاکید کرد که گونه‌ها غیرمرتبط و ثابت هستند؛ و شباهت‌های آن‌ها نشانگر طرح الهی و بر اساس نیازهای عملکردی آن‌هاست.
در همین زمان، ایدهٔ طراح نیکخواه جان ری؛ توسط ویلیام پِیلی در جهت الهیات طبیعی پرورانده شد. پیلی استدلال کرده بود که سازش‌های پیچیدهٔ بدن جانداران، نشانه‌های طرح الهی هستند. چارلز داروین جوان، این آرای پیلی را تحسین کرد.[۲۹][۳۰][۳۱]در ۱۸۴۲، چارلز داروین نسخه اولیه‌ای از کتابی را که بعدها اصل انواع نام گرفت؛ نوشته بود.[۳۲]نظریه تکاملی داروین:انتخاب طبیعی
فرضیهٔ تکاملی چارلز داروین، نقطهٔ عطفی در مسئلهٔ ثبوت یا تکامل انواع به‌شمارمی‌رود. داروین متاثر از نظرات توماس مالتوس در رسالهٔ اصل جمعیت؛ به این نتیجه رسید که رشد جمعیت به آسانی می‌تواند به «تنازع بقا» منجر شود؛ و در این رقابت زاده‌های با مطلوبیت بیش‌تر، بر دیگران برتری خواهند داشت. محدودیت منابع باعث می‌شود تا در هر نسل بسیاری از زاده‌ها پیش از رسیدن به سن تولیدمثل تلف شوند. این ایده می‌توانست گوناگونی جانوران و گیاهان را، در عین اشتقاق از اجداد مشترک توضیح دهد؛ و در عین حال این شرح تنها با استفاده از قوانین طبیعی که برای همهٔ اشیاء یکسان بودند، فراهم می‌شد.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶]
داروین در ۱۸۳۸ به تئوری انتخاب طبیعی دست یافت، امّا آن را منتشر نکرد؛ تا اینکه در ۱۸۵۸ نامه‌ای از یک زیست‌شناس جوان به نام آلفرد والاس به دستش رسید که در آن تئوری مشابهی شرح داده شده بود. والاس در این نامه به منظور انتشار فرضیهٔ خود از داروین تقاضای کمک کرده بود. آن‌ها دو مقالهٔ جداگانه برای قرائت در یکی از گردهم‌آیی‌های علمی انجمن لینه‌ای‌های لندن ارسال کردند.[۳۷]
داروین و والاس هیچکدام در این گردهمایی شرکت نکردند و در آن زمان تعداد اندکی از آن دو مقاله مطلع شدند. سرانجام در اواخر سال ۱۸۵۹، کتاب داروین به نام «دربارهٔ خاستگاه گونه‌ها از طریق انتخاب طبیعی» منتشر شد و به تفضیل به شرح تکامل داروینی پرداخت.توماس هاکسلی، آناتومی مقایسه‌ای و دیرین‌شناسی را به کار گرفت تا نشان دهد که انسان و کپی‌ها نیاکان مشترکی دارند. این نتیجه‌گیری تلویحی که انسان جایگاهی یگانه و خاص در جهان ندارد، بسیاری را برآشفت.[۳۸]تولد و رشد علم ژنتیک
سازوکارهای دقیق وراثت، و منشا خصائص جدید همچنان معما باقی‌ماندند. برای حل این معما، داروین تئوری پان‌ژنز را مطرح کرد[۳۹]. در ۱۸۶۵، گرگور مندل گزارش کرد که ویژگی‌های فنوتیپی با یک الگوی پیش‌بینی‌پذیر ناشی از تفکیک و جورشدن مستقل تعدادی از عناصر به ارث می‌رسند.(این عناصر بعدها ژن خوانده شدند.) قوانین وراثت مندلی در نهایت تئوری پان‌ژنز داروین را رد کرد.[۴۰] آگوست وایزمن تمایز مهمی میان سلول‌های ژرمینال(اسپرم و تخمک) و سوماتیک(پیکری) بدن قائل شد؛ و مشخص ساخت که وراثت تنها از طریق خط ژرمینال عمل می‌کند.
هوگو دووری تئوری پان‌ژنز داروین را با تمایز سوماژرمینال وایزمن، مربوط کرد و این فرضیه را مطرح ساخت که اثر پان‌ژن‌ها که در هستهٔ سلول متمرکز هستند، با بیان شدن به سیتوپلاسم منتقل می‌شود و ساختار سلول را تغییر می‌دهد. دووری همچنین معتقد بود که انتقال صفات متنوع زاده‌ها طی خط ژرمینال، از طریق وراثت مندلی انجام می‌پذیرد.[۴۱] در توضیح منشا خصائص جدید، دووری فرضیهٔ جهش را توسعه داد، که منجر به ایجاد اختلافی موقتی میان دانشمندان قائل به تکامل داروینی، و زیست‌سنجشان پیروی دووری شد.[۲۵][۴۲][۴۳]
در آغاز قرن بیستم، پیشگامان ژنتیک جمعیت چون جان هالدین، سوال رایت و رونالد فیشر مبنایی مستحکم و محاسباتی برای تکامل فراهم ساختند؛ و تضاد ظاهری میان نظریهٔ داروین، جهش‌های ژنتیکی و وراثت مندلی از میان رفت.[۴۴]تلفیق تکاملی جدید
در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، تلفیق تکاملی جدید، مفاهیم انتخاب طبیعی، جهش و وراثت مندلی را به هم مرتبط ساخت و به یک نظریهٔ یکپارچه تبدیل شد که به طور کلی در تمام شاخه‌های علوم زیستی به کار رود. تلفیق تکاملی جدید قادر به توضیح الگوهای مشاهده‌شده در گونه‌ها و جمعیت‌ها، تغییرات فسیلی در دیرین‌شناسی، و حتی سازوکارهای پیچیدهٔ سلولی در جنین‌شناسی بود.[۲۵][۴۵]پیشرفت‌های متاخر
در ۱۹۵۳ جیمز واتسون و فرانسیس کریک با کشف ساختار مولکول DNA مبنایی دقیق برای تبیین فعالیت‌های آن فراهم ساختند.[۴۶] زیست‌شناسی مولکولی فهم ما را از روابط بین ژنوتیپ و فنوتیپ بهبود بخشید. پیشرفت‌ها در فیلوژنتیک و سامانه‌شناسی، از طریق انتشار و به‌کارگیری درخت‌های تکاملی، تحول صفات را در یک چهارچوب مقایسه‌ای و آزمودنی ترسیم کرد.[۴۷][۴۸] در ۱۹۷۳،تئودوزیوس دابژانسکی زیست‌شناس تکاملی نوشت:«هیچ‌چیز در زیست‌شناسی معنا پیدا نمی‌کند، مگر در پرتو تکامل»، زیرا تکامل چیزهایی را که زمانی نامرتبط با هم به نظر می‌رسیدند؛ در قالب یک شرح منسجم جای می‌دهد که قادر به توصیف و پیش‌بینی حقایق مشاهده‌شده در خصوص حیات است.[۴۹]
از آن زمان، تلفیق تکاملی جدید گسترش یافته تا در مقیاس سازماندهی زیستی، از ژن تا گونه را توضیح دهد. این گسترش اِکو-اِوو-دِوو نامیده شده‌است.[۱۵][۱۵][۵۰][۵۱]وراثتبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, وراثت را ببینید.برای اطلاعات زمینه‌ای و مطالب مرتبط با این بخش مقاله مقدمه‌ای بر ژنتیک و ژنتیک را ببینید.ژنتیک مندلی
بر اساس پژوهش‌های مِندل که در ۱۸۶۶ انتشار یافت، هر فرد جاندار برای هر صفت خود دو حالت(آلل) دارد که یکی از آن‌ها را از پدر و دیگری را از مادر دریافت کرده‌است. اصطلاح ژنوتیپ اشاره به نوع آلل‌های هر فرد[۵۲]، و فنوتیپ اشاره به شکل بروز آن آلل‌ها دارد.[۵۳] مندل افراد خالص را که دو آلل یکسان داشتندهُموزایگوت، و افرادی را که دو آلل متفاوت داشتند هِتِروزایگوت می‌نامید. هموزایگوت‌ها ناشی از خودلقاحی بودند و P نامیده می‌شدند. دودمان‌های هتروزایگوت F1 و F2 نیز به ترتیب از دگرلقاحی و خودلقاحی نسل پیشین خود حاصل می‌شدند. مندل آللی را که در F1 اثر خود را به طور کامل نشان می‌داد غالب، و آللی را که تنها در F2 ظاهر می‌شد مغلوب نام نهاد. بر اساس این تحقیقات قوانین سه‌گانه مشهور به قوانین مندل یا قوانین وراثت پایه‌ریزی شدند: قانون اوّل یا قانون یکنواختی، قانون دوم یا تفکیک، و قانون سوم یا جورشدن مستقل.اساس سلولی وراثتبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, کروموزوم را ببینید.طرح شماتیک از رابطه کروموزوم،DNA و ردیف جفت‌بازهای ژن.
ساختار کروموزوم بر اساس «مدل گردنبند مروارید» توصیف می‌شود، که نخ را DNA و نوکلئوزومها(دانه‌ها)ی آن را DNA احاطه شده به وسیله پروتئین تشکیل می‌دهد. اساس سایتوژنتیکی وراثت بر اساس فرضیه سال ۱۹۰۲ ساتون و بوواری مبنی بر اینکه کروموزوم‌ها، ماده ژنتیکی را طی لقاح حمل می‌کنند، شکل گرفت؛ با این وجود اساس مولکولی وراثت همچنان نامشخص باقی‌ماند، چرا که ماهیت بیوشیمیایی ماده ژنتیکی مشخص نشده بود.اساس مولکولی وراثت
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, DNA و ژن را ببینید.
آزمایش‌های اِیوری به درک اساس مولکولی وراثت کمک شایانی کرد. او در ۱۹۴۴ دریافت که ماده ژنتیکی نوعی نوکلئیک اسید به نام DNA است. ساختار فضایی مولکول DNA در ۱۹۵۳ توسط واتسون و کریک تشریح شد. بر اساس «مدل مارپیچ دوگانه» واتسون و کریک، مولکول DNA همچون نردبانی مارپیچ است که هر پله آن را یک جفت باز، و دو نرده آن را توالی‌های قند-فسفات تشکیل می‌دهد. باز مذکور یک پورین(آدنین A یا گوانین G)؛ یا پیریمیدین(سایتوزین C یا تیمین T) است. قند مذکور نیز پنتوزی به نامدئوکسی‌رایبوز است. به منظور همانندسازی DNA دو رشته این مولکول می‌بایست توسط آنزیم هلیکاز از هم باز شوند..[۵۲] بر این اساس ژن به صورت تک‌رشته‌ای که به عنوان الگو برای همانندسازی قرار می‌گیرد، بررسی می‌شود. ژن متشکل از توالی‌هایاگزون و اینترون است که همچون واگن‌های قطار دنبال هم سوار شده‌اند. از آنجا که مولکول‌های قند و فسفات در رمزگذاری صفات نقشی ندارند، یک ژن را می‌توان تنها توسط بازهایش به صورت‌هایی چون...AUGCCTA نمایش داد.نقش وراثت در تکامل صفاتبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, ژنتیک تکاملی را ببینید.
مطابق با نظریه ۱۹۴۰ بیدل و تِیتوم تحت عنوان «نظریه یک ژن-یک آنزیم»، هر ژن رمز ساخت یک آنزیم را داراست. این نظریه امروزه به صورت «نظریه یک ژن-یک پلی‌پپتید»، تصحیح شده‌است. نتیجه تکاملی توارث آن‌است که ژن‌ها رمز ساخت پروتئین‌ها را حمل می‌کنند، و پروتئین‌ها مسئول واکنش‌های جنینی و پس از تولد موثر در صفات ساختاری، فیزیولوژیک، بیوشیمیایی و رفتاری(در مورد سلول‌های مغزی) جانداران هستند. این صفات شانس بقا و تولیدمثل را به درجات مختلفی تحت تثیر قرار می‌دهند؛ و در نتیجه فراوانی آلل‌ها طی نسل‌های متمادی تغییر می‌کند.[۵۴][۵۵]
نظریه تکاملی لامارک برای مدتها به علت مردود شمرده شدن وراثت صفات اکتسابی مطرود بود؛ با وجود این یافته‌های چند دهه اخیر نشان داده‌اند که برخی صفات اکتسابی می‌توانند بدون تغییر در توالی نوکلئوتیدهای DNA به ارث برسند. سازوکارهای این نوع توارث از قبیل متیلاسیون DNA، خاموش شدن ژن از طریق تداخل RNA، و ساختمان سوم پروتئینی در پریون‌ها[۵۶][۵۷]؛ همگی تحت عنوان توارث اپی‌ژنتیک طبقه‌بندی می‌شوند و در تکامل نقش دارند[۵۸]. همچنین به جز توارث اپی‌ژنتیک؛ اقسام توارثی دیگری نیز در تکامل شرکت می‌کنند که مستقیماً تحت کنترل ژن‌ها نیستند و از جمله آن‌ها می‌توان به DIT و سیمبیوژنز اشاره نمود.[۵۹][۶۰]گوناگونی ژنیبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, تنوع ژنتیکی را ببینید.پروانه فلفلی سفیدفرم تیره در تکامل پروانه فلفلی
فنوتیپ در هر فرد از ژنوتیپ و اثرات محیط خارج او، منشأ می‌گیرد. بخش عمده‌ای از گوناگونی‌ها در فنوتیپ به دلیل تفاوت‌ها در ژنوتیپ‌ها است. فرگشت به معنای تغییرات در گوناگونی‌های ژنتیکی می‌باشد. در طول زمان ممکن است فراوانی هر الل (ژن) نسبت به بقیه الل‌های مربوطه، کم یا زیاد شود.[۶۱] هنگامیکه یک الل به تثبیت یا ثبات وراثتی (به انگلیسی: fixation)‏ برسد، میزان گوناگونی الل، صفر خواهد شد. انتخاب طبیعی زمانی موجب فرگشت می‌شود که گوناگونی‌های ژنتیکی کافی در جمعیت وجود داشته باشد.[۶۲] اصل هاردی- وینبرگ (به انگلیسی: Hardy-Weinberg principle)‏، چگونگی باقی‌ماندن گوناگونی‌ها در جمعیت با وراثت مندلی را نشان می‌دهد. فراوانی الل‌ها در غیاب انتخاب، جهش (موتاسیون)، مهاجرت و رانش ژنتیکی ثابت باقی می‌ماند.[۶۳]جهش[برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, جهش را ببینید.مضاعف شدن قسمتی از یک کروموزوم
جهش به معنای تغییر در توالی‌های DNA در سلول است. جهش ممکن است هیچ اثری نداشته باشد، محصول ژنی را تغییر دهد یا عملکرد ژن را مختل سازد. مطالعات بر روی مگس سرکه نشان می‌دهد که اگر جهش موجب تغییر محصول ژن (پروتئین) شود، این مسأله خطرناک خواهد بود زیرا ۷۰% این جهش‌ها اثرات تخریبی دارند.[۶۴]
جهش‌ها می‌توانند موجب مضاعف شدند بخشی ار کروموزوم (نوترکیبی ژنتیکی) شوند که در نتیجه، کپی‌هایی اضافی از ژن وارد ژنوم خواهد شد.[۶۵] همین کپی‌های اضافی از ژن، منشأ مناسبی برای ایجاد ژن‌های جدید از راه فرگشت هستند. بسیاری از خانواده‌های ژنی (به انگلیسی: gene families)‏به همین ترتیب از ژن‌های قدیمی‌تر (اجدادی) بوجود آمده‌اند.[۶۶] به عنوان مثال، چشم انسان از محصول ۴ ژن برای دیدن استفاده می‌کند. محصول ۳ ژن در دیدن رنگ و محصول یک ژن در دیدن در نورکم (شب) نقش دارد. همگی این ژن‌ها از یک ژن اجدادی بوجود آمده‌اند.[۶۷] ژن‌های جدید از راه مضاعف شدن ژن اجدادی و جهش در ژن تازه بوجود آمده (مضاعف شده) بوجود می‌آیند.جنسیت و نوترکیبی
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, تکامل تولیدمثل جنسی و نوترکیبی ژنتیکی را ببینید.
در جاندارانی که تکثیر غیر جنسی دارند، ژن‌ها با یکدیگر به ارث می‌رسند و نمی‌توانند با ژن‌های سایر ارگانیسم‌ها در هنگام تولید مثل، مخلوط شوند اما در جاندارانی که تکثیر جنسی دارند، کروموزوم‌های والدی (مادری و پدری) با یکدیگر مخلوط می‌شوند. در فرایندی به نام نوترکیبی هومولوگ (به انگلیسی: homologous recombination)‏، این جانداران، DNA را بین کروموزوم‌های جفت شده (به انگلیسی: matching chromosomes)‏ مبادله می‌کنند.[۶۸] پس جنسیت موجب افزایش گوناگونی ژنتیکی و افزایش سرعت فرگشت (تکامل) می‌شود.[۶۹]شارش ژنی]برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, شارش ژن را ببینید.
شارش ژنی (به انگلیسی: Gene flow)‏ به معنای تبادل ژن بین جمعیت‌ها و گونه‌ها می‌باشد.[۷۰] بنابراین به عنوان منبعی برای گوناگونی‌ها است. شارش ژنی می‌تواند بر اثر مهاجرت جمعیت‌ها از جایی به جای دیگر اتفاق بیفتد. انتقال ژن بین گونه‌ها شامل تشکیل جانداران دورگه (هیبرید) و انتقال افق ژن‌ها (به انگلیسی: Horizontal gene transfer)‏ است. انتقال افقی ژن‌ها به معنای انتقال ژن از یک جاندار به جاندار دیگر بطوریکه جاندار جدید زاده یا فرزند جاندار دیگر نباشد. انتقال افقی ژن‌ها، بیشتر در باکتری‌ها دیده شده‌است. انتقال ژن‌های مقاومت به آنتی بیوتیک‌ها از این راه اتفاق می‌افتد.[۷۱] از این رو، در پزکش اهمیت فراوانی دارد. در برخی از یوکاریوت‌ها مانند ساکارومایسس سرویزیه (به لاتین: Saccharomyces cerevisiae)‏ نیز انتقال افقی ژن‌ها اتفاق می‌افتد. ویروس‌ها هم در انتقال DNA از یک جاندار به جاندار دیگر نقش دارند.[۷۲] اکتساب کلروپلاست (سبزینه) و میتوکندری توسط سلول‌های یوکاریوتی، نمونه‌ای از جذب مقدار زیاد ژن است. میتوکندری و کلروپلاست منشأ باکتریایی دارند. ممکن است یوکاریوت‌ها بر اساس انتقال افقی ژن‌ها بین باستانیان (آرکئا) و باکتری‌ها بوجود آمده باشند.[۷۳]سازوکارها
انتخاب طبیعیاز دیدگاه نوداروینی، تکامل زمانی اتفاق می‌افتد که فراوانی آلل‌ها درون یک جمعیت از نژادهای مختلف-که بتوانند با یکدیگر آمیزش کنند- تغیر کند.[۶۳] به عنوان مثال، آلل رنگ سیاه در جمعیتی از پروانه‌ها شایع تر می‌شود. برخی از مکانیزم‌هایی که می‌توانند منجر به تغییر در فرکانس آلل‌ها شود عبارتند از: انتخاب طبیعی، رانش ژن، شارش ژن، سفر رایگان ژنتیکی و تورش ناشی از جهش.برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, انتخاب طبیعی را ببینید.
تکامل به وسیله انتخاب طبیعی فرایندی است که طی آن جهش‌های ژنتیکی بهبود دهنده تولیدمثل، در جمعیت شایع تر می‌شوند؛ و در نسل‌های موفق یک جمعیت باقی می‌مانند. این سازوکار اغلب «بدیهی» خوانده می‌شود؛ زیرا ضرورتاً از سه واقعیت ساده زیر پیروی می‌کند:گوناگونی‌های ارثی درون هر جمعیت از ارگانیسم‌ها وجود دارند.ارگانیسم‌ها بیش از تعدادی که بتوانند زنده بمانند، فرزند تولید می‌کنند.این فرزندان در توانایی زنده ماندن و تولیدمثل تفاوت دارند.
چنین وضعی منجر به شکل گیری رقابت بین ارگانیسم‌ها برای زنده ماندن و تولیدمثل می‌شود؛ در نتیجه ارگانیسم‌هایی که خصائص ارثی شان به آن‌ها مزیتی نسبت به رقبا ارائه می‌دهد، این خصائص مفید را به نسل بعد منتقل می‌کنند؛ در حالی که خصائص غیرمفید به نسل بعد نمی‌رسند.[۷۴]رانش ژن
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, رانش ژن و اندازه جمعیت موثر را ببینید.
رانش ژن تغییر در فراوانی آلل‌ها از نسلی به نسل بعد است؛ که به علت خطای نمونه‌گیری رخ می‌دهد.[۷۵] در نتیجه زمانی که نیروهای انتخاب کننده غایب یا ضعیف هستند، فراوانی آلل‌ها به طور تصادفی در جهت افزایش یا کاهش «شیفت» پیدا می‌کند.شارش ژن
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, شارش ژن، دورگه و انتقال ژن افقی را ببینید.
شارش ژن به معنای تبادل ژن‌ها، خواه بین جمعیت‌ها و خواه بین گونه هاست.[۷۶] بود و نبود شارش مسیر تکامل را از اساس تغییر می‌دهد. پیچیدگی ارگانیسم‌ها موجب می‌شود هر دو جمعیت ایزوله‌ای نهایتاً با سازوکاری خنثی ناسازگاری‌های ژنتیکی بیابند. بر اساس مدل بتسون-دوبژانسکی-مولر این ناسازگاری حتی زمانی هم که هر دو جمعیت به گونه‌ای یکسان با محیط سازش یابند؛ رخ می‌دهد.سفر رایگان ژنتیکی
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, سفر رایگان ژنتیکی، اثر هیل-رابرتسون و رفت و برگشت انتخابی را ببینید.
نوترکیبی به آلل‌هایی از یک رشته DNA امکان جداشدن می‌بخشد. البته نرخ نوترکیبی پایین است (تقریباً دو بار به ازای هر کروموزوم در هر نسل). در نتیجه لوکوسهای نزدیک به هم روی یک کروموزوم ممکن است همیشه از هم دور نیفتند؛ و لوکوس‌های نزدیک به هم تمایل دارند با هم به ارث برسند پدیده‌ای که به آن اتصال(به انگلیسی: Linkage)‏ اطلاق شده است.[۷۷]تورش ناشی از جهشبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, تورش ناشی از جهش را ببینید.
جهش تنها منبعی بزرگ برای گوناگونی ژنی نیست؛ بلکه هرگاه احتمال بروز جهش‌های مختلف در سطح مولکولی متفاوت باشد، در تکامل شرکت می‌کند؛ پدیده‌ای که به تورش ناشی از جهش شهرت یافته است..[۷۸] اگر دو ژنوتیپ برای مثال یکی با نوکلئوتید G و دیگری با نوکلئوتید A، در یک موقعیت یکسان و با ارزش تکاملی یکسان، وجود داشته باشند؛ اما جهش‌های G به A بیش از جهش‌های A به G رخ دهند؛ آنگاه ژنوتیپ توام با نوکلئوتید A، تمایل بیشتری به تکامل خواهد داشت.[۷۹]پیامدها
تکامل هر جنبه‌ای از شکل و رفتار موجودات زنده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برجسته‌تر از همه سازگاری رفتاری و جسمی خاصی است که در نتیجه انتخاب طبیعی به‌دست می‌آید. این سازش‌ها با کمک فعالیت‌هایی از قبیل پیدا کردن غذا، اجتناب از شکارچیان و یا جذب جفت؛ تناسب را افزایش می‌دهند. ارگانیسم‌ها همچنین می‌توانند با کمک به بستگان خود و یا شرکت در همزیستی که برای هر دو طرف سودمند است؛ به انتخاب پاسخ دهند. در دراز مدت، تکامل موجب تقسیم جمعیت‌های اجدادی به گونه‌هایی جدید می‌شود که آمیزش نمی‌کنند.[۸۰]
این پیامدهای تکامل گاهی به تکامل کلان و تکامل خرد تقسیم می‌شوند. تکامل کلان در سطح گونه‌ها یا بالاتر از گونه‌ها رخ می‌دهد، همچون انقراض و گونه‌زایی؛ در حالی که تکامل خرد تغییرات کوچکتری چون سازش درون یک گونه یا جمعیت را در بر می‌گیرد.[۸۰] به طور کلی، تکامل کلان به عنوان نتیجه درازمدت تکامل خرد لحاظ می‌شود.[۸۱]؛ بنابراین، تمایز تکامل خرد و کلان بنیادین نیست، ناشی از اثر زمان است.[۸۲] اگرچه در تکامل کلان صفات تمام گونه‌ها ممکن است مهم باشد. به عنوان مثال، حجم زیادی از تنوع در میان افراد اجازه می‌دهد تا یک گونه به سرعت خود را به زیستگاه‌های جدید وفق دهد، و احتمال انقراض کاهش یابد، در حالی که یک محدوده جغرافیایی گسترده شانس گونه‌زایی را افزایش می‌دهد، چون بیشتر احتمال دارد که بخشی از جمعیت جدا و ایزوله شود. در این معنا، تکامل خرد و کلان ممکن است شامل سطوح مختلف انتخاب باشند - تکامل خرد بر ژن‌ها و ارگانیسم‌ها عمل کند، در مقابل فرایندهای تکامل کلان مانند انتخاب گونه بر روی کل گونه تاثیر بگذارد و نرخ گونه‌زایی و انقراض را تغییر بدهد.[۸۳][۸۴][۸۵]
یک تصور غلط رایج این است که تکامل اهداف و برنامه‌های بلند مدت دارد، واقعیت اینست که تکامل هیچ هدف بلندمدتی ندارد و لزوماً به پیچیدگی بیشتر منجر نمی‌شود.[۸۶][۸۷] اگر چه گونه‌های پیچیده تکامل یافته‌اند، آنها به عنوان یک اثر جانبی از افزایش تعداد تمام ارگانیسم‌ها تلقی می‌شوند و اشکال ساده حیات همچنان در بیوسفر فراوان‌تر هستند.[۸۸] اکثریت قریب به اتفاق گونه‌ها پروکاریوت‌های میکروسکوپی هستند، که به رغم اندازه کوچک‌شان نیمی از زیست‌توده[۸۹] و اکثریت مطلق تنوع زیستی زمین را تشکیل می‌دهند.[۹۰] موجودات ساده شکل غالب زندگی روی زمین در طول تاریخ حیات و تا به امروز هستند؛ زندگی پیچیده تنها به این دلیل متنوع‌تر به نظر می‌رسد بیشتر قابل توجه است. [۹۱]در واقع، تکامل میکروارگانیسم‌ها به ویژه در پژوهش‌های تکاملی مدرن مهم است، چرا که تولید مثل سریع آنها مطالعه تکامل تجربی، و مشاهده تکامل و سازش را در دوره‌های زمانی کوتاه ممکن می‌کند.[۹۲][۹۳]سازشبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, سازش را ببینید.استخوان‌های همولوگ در چهاراندامان. استخوان‌های این جانوران ساختمان پایه یکسانی دارند؛ اما برای اعمال اختصاصی سازش یافته‌اند.
سازگاری فرایند است که باعث می‌شود موجودات زنده وفاق بیش‌تری با زیستگاه خود بیابند.[۹۴][۹۵] همچنین، اصطلاح سازگاری ممکن است به یک صفت که برای بقای ارگانیسم مهم است اشاره کند. به عنوان مثال، سازش دندان اسب برای ساییدن علف. با استفاده از اصطلاح سازش برای اشاره به روند تکامل، و صفت سازشی برای محصول تکامل (بخشی از بدن یا عملکرد بدن) است، این دو معنای کلمه متمایز می‌شوند. سازش‌ها توسط انتخاب طبیعی تولید می‌شوند.[۹۶]هم‌تکاملی 
تعامل ارگانیسم‌ها می‌تواند هم ناسازگاری و هم همکاری بیافریند. هر زمان که تعامل میان یک جفت گونه باشد، مثلاً میان پاتوژن و میزبان یا میان شکارچی و شکار، مجموعه‌های متناظری از سازش توسعه می‌یابند. بطوریکه تکامل یک گونه، سازش‌هایی در گونه دوم موجب می‌شود. این تغییرات در گونه دوم، در عوض سازش‌های جدیدی در گونه اول ایجاد می‌کند. این چرخه انتخاب و پاسخ هم‌تکاملی نامیده می‌شود.[۹۷]همکاری تکاملیبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, همکاری تکاملی را ببینید.
همه فعل و انفعالات تکامل یافته بین گونه‌ها شامل مناقشه و ستیز نیستند.[۹۸] موارد بسیاری بر اساس منافع متقابل تکامل یافته‌اند. برای مثال، می‌توان به همکاری شدید بین گیاهان و قارچ‌های مایکوریزا اشاره کرد.[۹۹]گونه‌زاییبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, گونه‌زایی را ببینید.
گونه‌زایی فرایندی است که در آن یک گونه به دو یا بیشتر از دو گونه واگرایش می‌یابد.[۱۰۰] راه‌های متعددی برای تعریف مفهوم "گونه" وجود دارد. انتخاب تعریف وابسته به خصوصیات گونه مربوطه است.[۱۰۱] به عنوان مثال، برخی از مفاهیم گونه به آسانی با توجه به تولیدمثل جنسی ارگانیسم اعمال می‌شود؛ در حالی که دیگران با عنایت به تولیدمثل غیرجنسی. با وجود اختلاف نظر در مفهوم گونه، این مفاهیم مختلف را می‌توان در یکی از سه رویکرد فلسفی زیر گنجاند: بوم‌شناختی، تبارزایشی، یا بر محور جفت‌گیری.[۱۰۲]انقراضبرای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, انقراض را ببینید.
انقراض ناپدید شدن تمام و کمال گونه‌ها است. انقراض یک رویداد غیر معمول نیست، به طوریکه گونه‌ها به طور منظم از طریق گونه‌زایی ظاهر می‌شوند و از طریق انقراض ناپدید می‌شوند.[۱۰۳] تقریباً تمام گونه‌های جانوری و گیاهی که زمانی بر روی زمین زندگی می‌کرده‌اند اکنون منقرض شده‌اند؛,[۱۰۴] و انقراض، به نظر می‌رسد سرنوشت نهایی همه گونه‌هاست.[۱۰۵]تاریخ تکاملی حیاتمنشا حیات
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, آبیوژنز و نظریه جهان RNA را ببینید.
به نظر می‌رسد که شیمی انرژی بالا ۴ میلیارد سال پیش یک مولکول خود همانندساز تولید کرده‌است و آخرین جد مشترک تمام حیات نیم میلیارد سال بعد از آن وجود داشته است.[۱۰۶] اجماع علمی در حال حاضر این است که بیوشیمی پیچیده حیات از برخی ساده‌ترین واکنش‌های شیمیایی پدیدار شده است.[۱۰۷] ابتدای حیات احتمالاً شامل مولکول خود همانندسازی چون RNA[۱۰۸] و مونتاژ سلول‌های ساده بوده است.[۱۰۹]نسب مشترک
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, نسب مشترک و شواهد نسب مشترک را ببینید.هومینوئیدها مشتقاتی از یک جد مشترک هستند.
تمام موجودات زنده روی زمین از یک جد مشترک و یا یک استخر اجدادی ژن مشتق شده‌اند.[۱۱۰][۱۱۱] گونه‌های کنونی تنها یک مرحله در روند تکامل هستند، و تنوع آن‌ها محصول مجموعه‌ای طولانی از گونه‌زایی و انقراض است.[۱۱۲]تکامل حیات
برای جزئیات بیش‌تر درباره این بخش از مقاله, تاریخ تکاملی حیات و گاه‌شمار تکامل را ببینید.درخت تکاملی انشعاب گونه‌های مدرن را از جد مشترک‌شان نمایش می‌دهد. جد مشترک در مرکز قرار دارد و سه حوزه اصلی با رنگ‌های آبی(باکتری‌ها)، سبز(آرکی‌ها) و قرمز(یوکاریوت‌ها) مشخص شده‌اند.
پروکاریوت‌ها از حدود ۳-۴ میلیارد سال پیش ساکنان زمین شدند.[۱۱۳][۱۱۴] تغییر واضحی در مورفولوژی یا سازمان سلولی این موجودات طی چند میلیارد سال بعد رخ نداد.[۱۱۵] سلول‌های یوکاریوتی بین ۱٫۶ - ۲٫۷ میلیارد سال قبل ظاهر شده‌اند.
زندگی تا حدود ۶۱۰ میلیون سال پیش شامل یوکاریوت‌های تک سلولی، پروکاریوت‌ها و آرکیاها بود تا اینکه در دوره ادیاکاران موجودات چند سلولی در اقیانوس‌ها ظهور یافتند..[۱۱۳][۱۱۶]
مدت کمی پس از ظهور اولیه این موجودات چند سلولی، حجم قابل توجهی تنوع زیستی طی حدود ۱۰ میلیون سال، در رویدادی که به نام انفجار کامبرین خوانده می‌شود پدید آمد.
حدود ۵۰۰ میلیون سال پیش، گیاهان و قارچ‌ها در خشکی تکثیر یافتند و به زودی به دنبال آن‌ها بندپایان و جانوران دیگر از راه رسیدند.[۱۱۷] حشرات به خصوص موفق بودند و حتی امروز عمده گونه‌های جانوری را تشکیل می‌دهند.[۱۱۸] دوزیستان برای اولین بار در حدود ۳۶۴ میلیون سال پیش ظاهر گشتند، به دنبال آن‌ها آمنیوتهای اولیه و پرندگان حدود ۱۵۵ میلیون سال پیش؛ هر دو از تبارهای خزنده مانند، مشتق شدند. حیات پستانداران از حدود ۱۲۹ میلیون سال پیش، نخستی‌ها از ۸۵ میلیون سال پیش، کپی‌ها از ۲۵ میلیون سال پیش، انسان‌ساییان از ۱۳ میلیون سال پیش، سرده انسان از ۲٫۵ میلیون سال پیش و انسان مدرن از حدود ۲۵۰،۰۰۰ سال پیش آغاز می‌شود.[۱۱۹][۱۲۰][۱۲۱] با این حال، علی‌رغم تکامل این حیوانات بزرگ، موجودات کوچک شبیه به انواعی که در اوایل این فرایند تکامل یافتند همچنان با موفقیت بسیار به تسلط بر زمین ادامه می‌دهند؛ چراکه هم بخش اعظم زیست‌توده و هم عمده گونه‌ها پروکاریوت هستند.[۹۰]کاربردها
مفاهیم و مدل‌های تکامل همچون انتخاب طبیعی کاربردهای بسیاری دارند.[۱۲۲]
انتخاب مصنوعی انتخاب عامدانه صفات در جمعیتی از ارگانیسم‌هاست. این همان روشی است که از هزاران سال پیش برای اهلی کردن حیوانات و گیاهان مورد استفاده قرار گرفته است.[۱۲۳] انتخاب مصنوعی امروزه به جزئی حیاتی از مهندسی ژنتیک تبدیل شده است؛ برای مثال می‌توان از نشانگرهای انتخابی همچون ژن‌های مقاومت میکروبی برای تغییر DNA استفاده کرد.[۱۲۴]
فهم تغییرات ارگانیسم‌ها طی تکامل ژن‌های مسبب اعمال و ساختار بدن را مشخص می‌کند؛ ژن‌هایی که ممکن است در اختلالات ژنتیکی انسان دخیل باشند.[۱۲۵]
در علوم کامپیوتر شبیه‌سازی تکامل با به کارگیری الگوریتم‌های تکاملی و زندگی مصنوعی در دهه ۱۹۶۰ میلادی آغاز شد؛ و به شبیه‌سازی انتخاب مصنوعی توسعه یافت..[۱۲۶] در نتیجه کارهای اینگو رچنبرگ انتخاب مصنوعی به طور گسترده به عنوان یک روش بهینه‌سازی به رسمیت شناخته شده است. رچنبرگاستراتژی‌های تکاملی را در حل مسائل پیچیده مهندسی به کار گرفت.[۱۲۷]بازخوردهای فرهنگی و اجتماعیتکامل و ادیانتکامل و مسیحیت
بسیاری از ادیان این نظریه را خلاف تعلیمات دینی خود تلقی می‌کنند و با پذیرفته شدن و یا آموزش آن مخالفت می‌کنند. این موضوع در کشورهایی مانند آمریکا از مسائل جنجالی سیاسی کنونی می‌باشد و غالباً تعداد زیادی از اعضای جناح‌های محافظه‌کار بر ضد آموزش این نظریه در مدارس دولتی فعالیت می‌کنند. مخالفت با تکامل گروهی از مسیحیان را به تلاش برای جایگزین کردن آن با مفهوم طراحی هوشمند رهنمون کرده‌است.
اما اخیراً واتیکان مدعی شده‌است که این نظریه با دیدگاه مسیحیت درباره خلقت تطابق دارد. به گزارش مهر به نقل از تلگراف، اسقف اعظم جیانفرانسکو راواسی رئیس شورای پاپی فرهنگ واتیکان اظهار داشت درحالی که کلیسا نسبت به نظریه داروین در گذشته رویکرد خوبی نداشته‌است، ایده تکامل را می‌توان درسنت آگوستین و سنت توماس آکویناس دنبال کرد.
جوزپه تانزلا نیتی استاد الهیات دانشگاه پاپی سانتا کراس در رم یادآور شده‌است که سنت آگوستین متأله قرن چهارمی هرگز با واژه تکامل آشنایی نداشت اما می‌دانست که انواع زندگی به آرامی در طول زمان متحول می‌شوند. آکویناس نیز در قرون وسطی چنین دیدگاهی داشته‌است.
وی همچنین به پاپ پیوس دوازدهم اشاره کرد که بیش از ۵۰ سال پیش تکامل را به عنوان یک رویکرد موثق علمی به رشد انسان توصیف کرده بود.[۱۲۸]
به عبارت دیگر جمع کثیری از مسیحیان به ما می‌گویند که در صورت صحت این نظریه، می‌توان گفت خداوند خالق سازوکار خود تکامل بوده‌است.[۱۲۹][۱۳۰]تکامل و اسلام
مفسرانِ اسلامی دیدگاه‌های مختلفی دربارهٔ نظریه تکامل دارند. از دیدگاهِ مخالف گرفته که تکامل را رد می‌کند تا دیدگاه میانه‌رو و دیدگاه موافق تکامل:دیدگاه مخالف
به عقیده محمد حسین طباطبایی، در هر حال نظر قرآن خلقت ثبوتی و دفعی است و نظریه تکامل از دید قرآن مردود است.[۱۳۱]
محمدتقی مصباح یزدی، نظریه خلقت قرآن را معجزه می‌داند و تصریح می‌کند که حقیقت اعجاز قرآن از منظر نظریه‌های علمی قابل فهم نیست.[۱۳۲]دیدگاه میانه‌رو
مرتضی مطهری و علی شریعتی داستان خلقت بشر در قرآن را نمادین می‌دانند.[۱۳۳] مرتضی مطهری در حالی که نظریه تکامل را نفی نمی‌کند ولی به تکامل به صورت مجزا در مورد گونه‌ها باور دارد و داشتن اجداد مشترک برای انسان و میمون را انکار می‌کند. وی به این موضوع معتقد است که آیات قرآن به خلقت مستقل انسان اشاره دارد. [۱۳۴]
جعفر سبحانی معتقد است «تکامل الزاماً مبطل نظریهٔ ناظم الهی نیست، زیرا طرفداران نظریهٔ ناظم الهی می‌توانند بگویند که ناظم الهی برای خلق جهان و موجودات پیچیده تر طرح بلند مدتی برگزیده‌است.»[۱۳۵][۱۳۶]
ناصر مکارم شیرازی می‌نویسد: «با این که بسیاری کوشش دارند میان این فرضیه [تکامل] و مسئله خداشناسی تضاد قائل شوند و شاید از یک نظر حق داشته باشند؛ چرا که... جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یک سو و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود آورد... ولی امروزه برای ما روشن است که این دو با هم تضادی ندارند؛ یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه... رد کنیم، در هر دو صورت می‌توانیم خداشناس باشیم... آیات قرآن هر چند مستقیماً درصدد بیان مسئله تکامل یا ثبوت انواع نیست، ولی ظواهر آیات (البته درخصوص انسان) با مسئله خلقت مستقل سازگارتر است، هرچند کاملاً صریح نیست. ظاهر آیات خلقت آدم، بیش‌تر روی خلقت مستقل دور می‌زند؛ اما در مورد سایر جانداران قرآن سکوت دارد.»[۱۳۷]دیدگاه موافق
در دیدگاه علی مشکینی و یدالله سحابی، قرآن به تکامل تدریجی و پیوستگی نسلی تصریح کرده‌است.[۱۳۸][۱۳۹]مواجهه ایرانیان با نظریه تکامل
نخستین آشنایی فارسی زبانان با نظریه فرگشت به دوره قاجار و ترجمه‌های صورت گرفته در آن دوره باز می‌گردد. در این دوره یکی از معلمان دارالفنون به نام میرزاتقی خان انصاری کاشانی گزارشی از مهمترین کتاب داروین، یعنی اصل انواع بنا بر انتخاب طبیعی، را در کتابی به نام جانورنامه منعکس نمود که در ۱۲۸۷ (یازده سال پس از انتشار اصل انواع) به چاپ رسید.[۱۴۰][۱۴۱]
از این نخستین آشنایی تا ترجمه‌های دیگر، به ظاهر سالها فاصله افتاد چراکه ترجمه شش فصل از پانزده فصل اثر مذکور با نام «بنیاد انواع بوسیله انتخاب طبیعی» یا «تنازع بقا در عالم طبیعت»، به قلم عباس شوقی در فروردین ۱۳۱۸ و ترجمه کامل آن با نام «منشأ انواع» به قلم نورالدین فرهیخته در ۱۳۵۷ ش منتشر شد. در این فاصله، قسمتهایی از این کتاب و نیز دیگر آثار داروین به صورت پراکنده ترجمه شد. اما این موضوع به معنای ناآشنایی و مواجه نشدن با این نظریه در طول این سالها نیست، چرا که ایرانیانِ اهل علم در این دوره به واسطه زبان عربی ــ که نظریات داروین اندکی پس از انتشار در آن منعکس شد. مثلاًعلی‌اصغر حکمت که کتاب لودویگ بوخنر در باره نظریه داروین را از روی ترجمه عربی شبلی شُمَیِّل به فارسی بر گردانده، در مقدمه آن نوشته که در ایام جوانی به واسطه همین کتاب با این نظریه آشنا شده و حتی آن را ترجمه کرده بوده، اما به سبب مساعد نبودن شرایط انتشار چنین کتابی در آن زمان، چاپ آن سالها به تعویق افتاده‌است.[۱۴۲]
با وجود مدارکی که علوم ژنتیک و فسیل شناسی در مورد تکامل انسان خصوصاً در دو دهه اخیر ارائه داده‌اند، هنوز در کتابهای درسی در مدارس ایران بر خلقت مستقل انسان که ریشه در باورهای مذهبی دارد تاکید می‌شود و هیج مطلبی در مورد اجداد مشترک انسان و میمون به دانش آموزان تدریس نمی‌شود.

نظریه سلولی

یکی از مفاهیم بنیادین زیست‌شناسی نظریه سلولی یا نظریه یاخته است که بنا بر آن: تمام موجودات زنده (جانوران-گیاهان-تک‌سلولی‌ها) از یاخته و فرآورده‌های فعالیت یاخته به وجودآمده‌اند.

این نظریه با پژوهش‌های بسیاری که در سده نوزدهم توسط پژوهشگرانی مانند دوتروشه (در سال ۱۸۲۴)، تورپن (در سال ۱۸۲۶) انجام شد شکل گرفت و کمی پس از طرح آن مشخص شد که هر سلول از تقسیم سلولی قبل از خود به وجود می‌آید. پس از زمانی نشان داده شد که همانندی‌های اساسی در فعالیت‌های سوخت‌وسازی همه یاخته‌ها وجود دارد و فعالیت جاندار روی هم رفته نتیجه مجموع فعالیت‌ها و برهمکنش واحدهای سلولی سازنده آن است.

نظریه سلولی تاثیر زیادی بر همه زمینه‌های پژوهشی زیستی داشته‌است. پیشرفت و تکامل زیست‌شناسی سلولی در سده بیستم به دو دلیل عمده بوده‌است: افزایش حد تفکیک وسایل تجزیه که مهمترین آنها میکروسکوپ الکترونی و فنون مربوط به پراکندگی پرتو ایکسمی‌باشد. نزدیکی یاخته‌شناسی با رشته‌های دیگر پژوهش زیستی به‌ویژه با ژنتیک، فیزیولوژی و زیست‌شیمی که سرانجام به از میان رفتن مرزهای ساختگی این علوم و ایجاد دانشی بر اساس تشکیلات مولکولی سلول انجامید.

پیشینه

در اوایل سده هفدهم، گالیله کنجکاوانه برای دیدن ستاره‌ها چند عدسی را روی هم قرار داد. او برای آزمایش‌های بزرگ‌نمایی، مگسی را با دوربینش مشاهده نمود و از دیدن وضعیت منظم چشمان مگس به شگفت آمد. یاخته در سال ۱۶۶۵ توسط رابرت هوک کشف شد. در میانه‌های سده هفدهم، «آنتونی فان لیوونهوک» میکروسکوپی ساخت و با آن به اجسام بسیاری نگاه کرد. از جمله این اجسام، لایهٔ بسیار نازکی از چوب پنبه پوست درخت بود. در مقابل چشمان او خانه‌های منظم، مثل کندوی زنبور عسل نمایان شدند. او آن خانه‌ها را سلولا[۱] یا همان «یاخته» نامید. در واقع، او یاخته‌های مرده را مشاهده کرده بود، نه یاخته‌های زنده و آن هم فقط دیواره‌های یاخته‌ای را.

در اوایل سده هجدهم، پژوهندگان دریافتند که درون یاخته مایعی وجود دارد و آن را پروتوپلاسم (پیش‌مایه) نامیدند. با بهبود کیفیت و دقت میکروسکوپ‌ها، پژوهشگران دو بخش شفاف (سیتوپلاسم، میان‌مایه) و تیره (هسته) را در پیش‌مایه شناسایی کردند. با افزایش مشاهدات میکروسکوپی، نظریه سلولی نضج گرفت، این نظریه سه اصل داشت:

۱- تمام موجودات زنده از یک یا چند یاخته ساخته شده‌اند.
۲- یاخته واحد سازمانی تمام موجودات زنده، به جز ویروس‌ها، است.
۳- تمام یاخته‌ها از یاخته‌های قبلی ساخته می‌شوند.

تفسیر امروزی

بخش‌هایی از نظریه سلولی که امروزه به طور همگانی پذیرفته شده از این قرار است:

  1. همه موجودات شناخته‌شده زنده از یک یا چند یاخته تشکیل شده‌اند.
  2. همه یاخته‌ها از طریق تقسیم یاخته‌های پیش از خود پدید می‌آیند.
  3. یاخته واحد بنیادین ساختار و کارکرد در تمامی ارگانیسم‌های زنده است.
  4. فعالیت یک ارگانیسم بستگی به مجموع فعالیت‌های یاخته‌های مستقل دارد.
  5. در یاخته‌ها جریان انرژی (سوخت‌وساز و زیست‌شیمی) روی می‌دهد.
  6. یاخته‌ها داده‌های موروثی (دی‌ان‌ای) با خود به همراه دارند که به هنگام تقسیم سلولی به آن‌ها رسیده‌است.
  7. در ارگانیسم‌های گونه‌های مشابه، همه یاخته‌ها در اصل از نظر ترکیب شیمیایی یکسان هستند.

از ویکی پدیا

زیست شناسی

زیست‌شناسی از علوم طبیعی و دانش مربوط به مطالعه جانداران زنده است. این دانش به بررسی ویژگی‌ها و رفتار سازواره‌ها، چگونگی پیدایش گونه‌ها و افراد، و نیز به بررسی برهمکنش جانداران با یکدیگر و محیط پیرامونشان می‌پردازد.زیست‌شناسی شامل موضوعات وسیعی است که دارای تقسیم‌بندی بسیاری از مباحث و رشته‌های مختلف است.از جمله مهم ترین موضوعات آن عبارت از پنج اصل به‌هم‌وابسته است که می توان آن‌ها را اساس زیست شناسی مدرن نامید:[۱]

  1. سلول‌ها به عنوان واحد اصلی حیات هستند.
  2. گونه های جدید و صفات موروثی، محصول تکامل هستند.
  3. ژن‌ها واحد اصلی وراثت هستند.
  4. ارگانیسم‌ها محیط داخلی خود را برای حفظ یک وضعیت پایدار و ثابت، حفظ می‌کنند.
  5. موجودات زنده انرژی مصرف می‌کنند و آن را به صورت دیگری تبدیل می‌کنند.

تاریخچه

درخت حیات ارنست هکل به سال ۱۸۷۹

اصطلاح بیولوژی (به انگلیسیbiology)‏ از واژه یونانی βίος- بیوس "به معنی زندگی"، و پسوند λογία- لوژیا "به معنی مطالعه چیزی"، مشتق شده‌است. این کلمه در آلمان در اوایل سال ۱۷۹۱ ممکن است از پسین‌سازی کلمه قدیمی‌تر دوزیستان‌شناسی با حذف کلمه دوزیستان، به وجود آمده باشد.

اگرچه زیست‌شناسی در قالب مدرن خود پیشترفت‌های بسیاری یافته‌است، اماعلوم مرتبط و وابسته به آن، از زمان‌های قدیم مورد مطالعه قرار گرفته‌است. فلسفه طبیعی در اوایل تمدن‌های باستانی بین النهرین، مصر، شبه‌قاره هند و چین مورد مطالعه قرار گرفت.با این حال، ریشه‌های زیست‌شناسی مدرن و گرایش به مطالعه طبیعت اغلب به یونان باستان برمی‌گردد.[۲] در حالی که مطالعه رسمی طب به بقراط (حدود ۴۶۰ سال قبل از میلاد -- حدود ۳۷۰ سال قبل از میلاد) برمی گردد، اما ارسطو (۳۲۲ سال قبل از میلاد و ۳۸۴ پیش از میلاد) گسترده‌ترین سهم را برای توسعه زیست شناسی به کار گرفت. نقش برجسته او در تاریخچه حیوانات و کارهای دیگری با تکیه بر طبیعت‌گرایی، و فعالیت‌های تجربی دیگری که بر روی علت و معلولی زیستی و تنوع زندگی متمرکز بود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.ثئوفراستوس جانشین ارسطو در لیسه، سلسله کتاب‌هایی در زمینه گیاه‌شناسی نوشت که تا به امروز سالم ماند و به عنوان مهم‌ترین سهم از دوران باستان و حتی قرون وسطی از علوم گیاهی به حساب می‌آید.

مبانی زیست شناسی مدرن

بخش عمده‌ای از زیست شناسی مدرن را می‌توان متشکل از پنج اصل به‌هم وابسته دانست که شامل : نظریه سلولی، تکامل، ژنتیک، هموستازی، و انرژی است.[۱]

نظریه سلولی


سلول‌های رنگ‌آمیزی شده،کراتین(قرمز) و دی‌ان‌ای (سبز) در محیط کشت

تکامل

ژنتیک

هموستازی


انرژی

پژوهش

ساختار

فیزیولوژیکی

تکاملی

سیستماتیک

بوم شناسی

سطوح زیست‌شناسی

زیست‌شناسی گستره پهناوری از رشته‌های تحصیلی دانشگاهی را دربرمی‌گیرد. بسیاری از این عرصه‌ها گاه خود به عنوان رشته‌های جدا و مستقلی قلمداد می‌گردند. روی‌هم‌رفته این رشته‌ها به مطالعه زیست در مقیاس‌ها و سطوح گوناگون می‌پردازند از جمله:

  • در مقیاس هسته‌ای از راه زیست‌شناسی مولکولی، زیست شیمی، و تا اندازه‌ای ژنتیک
  • در مقیاس یاخته‌ای از طریق زیست‌شناسی یاخته‌ای
  • در مقیاس چندیاخته‌ای از راه فیزیولوژی، کالبدشناسی، و بافت‌شناسی
  • در سطح شکل‌گیری یا ریخت زایی (اونتوژنی) یک سازواره مفرد از راه پژوهش در رشته زیست‌شناسی تکاملی
  • در سطح وراثت میان زایندگان و زادگان از راه دانش ژنتیک
  • در سطح رفتار گروهی از راه رفتارشناسی
  • در سطح بررسی مجموعه یک جمعیت از طریق ژنتیک جمعیت و در مقیاس چندگونه‌ای‌تبارها از راه دانش سامانه‌شناسی
  • در سطح جمعیت‌های وابسته‌به‌هم و زیستگاه‌های ایشان از راه بوم‌شناسی و زیست‌شناسی فرگشتی و نیز احتمالاً از راه دانش دگرزیست شناسی که به بررسی وجود زیست در ورای کره زمین می‌پردازد.

از ویکی پدیا

ایالت متحده آمریکا


ایالات متّحدهٔ آمریکا (به انگلیسی: The United States of America و به اختصار: USA)‏ کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر واشنگتن دی‌سی است. آمریکا سومین کشور پر جمعیت دنیا و سومین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‌ترین کشور جهان شناخته می‌شود[۳]. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.[۴]
نظام حکومتی آمریکا در چارچوب قانون اساسی، و بر اساس سیستم جمهوری فدرال بنیان نهاده شده‌است. این کشور در سال ۱۷۷۶ میلادی (۱۱۵۵ ه.خ.)، در پی اعلام استقلال و اتحاد ۱۳ مستعمرهٔ سابق بریتانیا شکل گرفت.
کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه‌است. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعه‌ای از جزیره‌ها، ناحیه‌ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند.
ایالات متحده آمریکا پس از حضور در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، قدرت اثرگذاری خود در جهان را گسترش داد. آمریکا به عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل در آمده‌است و از بنیانگذاران پیمان نظامی ناتو محسوب می‌شود.[۵] و پس از فروپاشیشوروی و پایان جنگ سرد به عنوان یک ابرقدرت منحصربه‌فرد درآمد.[۶] شهروند ایالات متحدهٔ آمریکا را معمولاً «آمریکایی» می‌نامند.نام
نام «آمریکا» اقتباسیست از نام آمریگو وسپوچی جهانگرد و کاشف ایتالیایی که توسط یک نقشه ساز آلمانی در سال ۱۵۰۷ میلادی ثبت گردید.[۷] «ایالات متحده آمریکا» نیز در مدارک رسمی نخستین بار در یازدهم ژوئیه سال ۱۷۷۸ میلادی استفاده گردید و از آن زمان تا کنون جاری بوده است.[۸]
این کشور با نام‌های دیگری مانند ایالات متحدهٔ امریکا، (اِمریکا یا آمریکا) ایالات متحده، اتازونی (برگرفته از واژهٔ فرانسوی États-Unis، به معنای ایالت‌های متحد)[۹] و (بطور عامیانه) ینگه دنیا[۱۰] نیز خوانده می‌شود.جغرافیای طبیعینوشتار اصلی: محیط زیست ایالات متحده آمریکاعقاب سرسفید پرنده ملی آمریکا از سال ۱۷۸۲ میلادی
ایالات متحدهٔ آمریکا در نیمکرهٔ غربی زمین، و در شمال قارهٔ آمریکا واقع است. این کشور از ۴۸ ایالت همجوار، و دو ایالت جدا از دیگران (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق قارهٔ آمریکا و مجمع‌الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) تشکیل شده‌است. همچنین، در دو منطقهٔ حوزهٔ دریای کارائیب، و نیز بخش‌هایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکنده‌ای وجود دارند که قلمرو آمریکا محسوب می‌شوند، ولی به گونه‌ای خودگردان اداره می‌شوند (مانند پورتو ریکو).[۱۱]آلاسکا بزرگترین[۱۲] و رودآیلند کوچکترین ایالت در آمریکا می‌باشند.[۱۳]مقایسه وسعت آلاسکا بزرگترین ایالت آمریکا با وسعت ۴۸ ایالت این کشور (به جز هاوایی و آلاسکا).
قسمتی از رشته کوههای راکی در غرب آمریکا قرار گرفته‌است که بزرگترین قله آن در ایالت کلرادو قرار دارد. مرتفع‌ترین نقطه در آمریکا قله کوه مک کینلی (۶۱۹۴ متر) در آلاسکا می‌باشد. در ۴۸ ایالت پایین نیز مرتفع ترین قله بر فراز کوه ویتنی (۴۴۲۱ متر) در کالیفرنیا قرار دارد. رودخانه میسیسیپی بزرگترین و مهمترین رودخانه آمریکای شمالی و چهارمین رودخانه طولانی جهان در آمریکا قرار دارد. این رودخانه که به رودخانه میسوری می‌پیوندد، نقش تجاری و اقتصادی مهمی برای آمریکادارد. قسمتی از آبشار نیاگارا در مرز بین آمریکا و کانادا قرار دارد و ازجاذبه‌های طبیعی توریستی در آمریکا به شمار می‌رود.وسعت آمریکاکوه هود و دریاچه تریلیوم در ایالت ارگن
از نظر کل وسعت آب و خاک، آمریکا بعد از روسیه و کانادا، سومین کشور پهناور جهان است.[۱۴] به طور تقریبی، کشور آمریکا، شش برابر بزرگ‌تر از ایران، ۲۵ درصد بزرگ‌تر از استرالیا، ۳۵ برابر بزرگ‌تر از انگلستان، ۱۴ برابر بزرگ‌تر از فرانسه، و نصف روسیه است.
همچنین این کشور، کمتر از یک سوم قارهٔ آفریقا، نصف آمریکای جنوبی، اندکی بزرگ‌تر از برزیل، ۳۰۰ برابر بزرگ‌تر از کشور هائیتی، و دو و نیم برابر بزرگ‌تر از مجموع کشورهای اروپای غربی است.مختصات و موقعیت جغرافیایی آمریکانوشتار اصلی: مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا
ایالات متحدهٔ آمریکا از شمال با کشور کانادا، و در جنوب با کشور مکزیک مرز خاکی دارد. این کشور در شمال غرب قارهٔ آمریکا و سواحل آلاسکا نیز با روسیه مرزهای مشترک آبی دارد. ۴۸ ایالت به هم پیوسته که خاک اصلی آمریکا را تشکیل می‌دهند، از شرق و جنوب شرقی به اقیانوس اطلس و خلیج مکزیک، و از غرب به اقیانوس آرام منتهی می‌شوند. ایالت آلاسکا نیز از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از غرب به تنگهٔ برینگ، و از جنوب غربی به اقیانوس آرام ختم می‌شود. مجمع‌الجزایر هاوایی هم در جنوب غرب خاک اصلی آمریکا و در اقیانوس آرام واقع شده‌اند.
مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحدهٔ آمریکا عبارت‌اند از: نیوانگلند، ایالت‌های ساحلی اقیانوس اطلس، ایالت‌های جنوب، ایالت‌های غرب میانه (میدوست)، ایالت‌های جنوب غربی آمریکا و ایالت‌های غرب.
کشور ایالات متحدهٔ آمریکا در مجموع ۹٬۸۲۶٬۶۳۰ کیلومتر مربع وسعت دارد[۱۵] که البته ۴۷۰ هزار کیلومتر آنرا جزایر پراکنده و تحت قلمرو آمریکا در اقیانوس آرام و دریای کارائیب تشکیل می‌دهند.جغرافیای انسانینقشهٔ پراکندگی مردمی آمریکا از نظر نژاد و نسب قومی (همه‌پرسی رسمی سال ۲۰۰۰)نوشتار اصلی: جغرافیای انسانی ایالات متحده آمریکا
جمعیت ایالات متحده آمریکا بر پایه برآورد سال ۲۰۱۱ ادارهٔ آمار ایالات متحده آمریکا در حدود ۳۱۴٬۷۲۴٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.[۱۶] نرخ کلی باروری در ایالات متحده آمریکا بر پایه برآورد سال ۲۰۱۱ در حدود ۱٫۸۹ فرزند برای هر زن است.
بر اساس آمار منتشرهٔ سال ۲۰۰۳، ترکیب نژادی مردم ایالات متحده آمریکا، بدین شرح است:سفیدها: ۸۱٪سیاهان (آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار): ۱۲٫۹٪آسیایی‌ها: ۴٫۲٪سرخ‌پوستان آمریکایی: ۱٪بومیان هاوایی و جزایر پاسفیک: ۰٫۲٪
در این آمار، نژاد اسپانیایی‌تبار (موسوم به هیسپانیک، یا لاتینو) همراه با نژاد سفید محاسبه شده‌است.بر اساس بررسی سال ۲۰۰۰ مهاجران کشورهای دیگر به ترتیب جمعیت برابر بودند:مکزیک(۱۷۳٬۹۱۹ مهاجر)، چین(۴۵٬۶۵۲)، فیلیپین(۴۲٬۴۷۴)، هند(۴۲٬۰۴۶)،ویتنام(۲۶٬۷۴۷)، السالوادور و....زبان
کشور ایالات متحدهٔ آمریکا دارای زبان رسمی نیست، گرچه انگلیسی آمریکایی نقش زبان ملی را دارد و در عمل نیز زبان اصلی کشور است. یکی از پیش‌نیازهای مهاجرت و اقامت در آمریکا برای خارجیان، تسلط نسبی به زبان انگلیسی است.[۱۸]
همچنین زبان انگلیسی در ۲۸ ایالت به عنوان زبان رسمی شناخته می‌شود، و فعالیت‌هایی برای به رسمیت شناختن انگلیسی به عنوان زبان رسمی دولتی نیز در جریان است.[۱۹][۲۰]زبان‌ها (۲۰۰۵)[۲۱]فقط انگلیسی آمریکایی۲۱۶٫۲ میلیوناسپانیایی (دربردارندهٔ زبان‌های کریول اسپانیایی)۳۲٫۲ میلیونچینی۲٫۳ میلیونفرانسوی (دربردارندهٔ زبان‌های کریول فرانسوی)۱٫۹ میلیونتاگالوگ۱٫۴ میلیونویتنامی۱٫۱ میلیونآلمانی۱٫۱ میلیون
زبان‌های مرسوم در آمریکا به ترتیب عبارت‌اند از[۲۲]:انگلیسی آمریکایی: ۸۲٫۱٪اسپانیولی: ۱۰٫۷٪سایر زبان‌های هند و اروپایی: ۳٫۸٪زبان‌های آسیایی و اقیانوسیه: ۲٫۷٪سایر زبان‌ها: ۰٫۷٪.تاریخنخستین ساکنان این قاره را اقوامسرخ‌پوستان آمریکایی تشکیل می‌داده‌اند.نگاره‌ای از جرج واشنگتن در مبارزه با بریتانیا، هنگام عبور از رودخانه دلاویراطلاعات بیشتر: تاریخ ایالات متحده آمریکا، روزشمار تاریخ ایالات متحده آمریکا، و تاریخ زنان در ایالات متحده آمریکا
بیش از ده هزار سال است که انسان در قارهٔ آمریکا زندگی می‌کند.[۲۳] قاره آمریکا توسط کریستف کلمب و در سال ۱۴۹۲ کشف شد اما او به اشتباه فکر کرد که آنجا هندوستان است اما مدت‌ها بعد آمریگو وسپوچی[۲۴]‏ اعلام کرد که این قاره جدیدی است.[۲۵] اما تاریخ آمریکا به عنوان یک کشور مستقل به سال ۱۷۸۳ میلادی باز می‌گردد که در آن آمریکا بر طبق معاهدهٔ پاریس به رسمیت شناخته گردید.[۲۶][پیوند مرده]
قبل از اعلام استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶[۲۷]، آمریکا مجموعه‌ای از مستعمرات اروپایی بود. بطور مثال، اسپانیایی‌ها در منطقهٔ فلوریدای امروزی ساکن شدند، بریتانیایی‌ها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروزی را آباد کردند، هلندی‌ها نیو آمستردام را که اکنون نیویورک خوانده می‌شود ساختند، و فرانسوی‌ها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه میسیسیپی ساکن شدند.
به تدریج، بخش‌های زیادی از مستعمرات سیزده‌گانه شاهد درگیری و شورش علیه حکومت بریتانیا شدند. بدین ترتیب جنگ‌های انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز شد، و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمرهٔ آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ محقق شد.[۲۸]
آمریکا ابتدا متشکل از ۱۳ ایالت خودمختار بود که تعارض قوانین هر ایالت مانند مالیات بر واردات باعث رکود اقتصادی و در نتیجه شورش‌هایی مانند شورش شیز شد به همین دلیل ۵۵ نماینده از ۱۲ ایالت (به جز رودآیلند) در فیلادلفیا من‌جمله جورج واشنگتن، بنجامین فرانکلین و جیمز مدیسون قانون اساسی ایالات متحده آمریکا را تصویب کردند که اکنون نیز قانون اساسی آمریکا است و از آن موقع ۲۵ اصلاحیه خورده‌است.[۲۸]
با شروع قرن جدید و انتقال پایتخت از فیلادلفیا به واشنگتن دی سی و خرید لوئیزیانا در سال ۱۸۰۳، در سال ۱۸۱۲ ارتش بریتانیا بار دیگر به آمریکا قشون کشی کرده و پایتخت جدید را به آتش کشانید، اما موفق به استقرار در منطقه نگردید.
دوواقعهٔ بزرگ و پر تنش دیگر در تاریخ آمریکا یکی جنگ داخلی آمریکا در قرن نوزدهم، و سقوط بازار آزاد در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی بود. سال ۱۸۶۱ شاهد جنگ داخلی آمریکا بود که با ۶۰۰٬۰۰۰ تلفات و ۵۰۰٬۰۰۰ نفر زخمی، خونین‌ترین جنگ در تاریخ این کشور بوده‌است.[۲۹] علت این جنگ به برده‌داری در ۱۱ ایالت جنوبی مشهور به ایالات مؤتلفه آمریکا مربوط می‌شد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالی‌ها به فرماندهی یولیسیز سایمن گرانت، پایان گرفت.[۳۰] سقوط بازار آزاد آمریکا در ۱۹۲۹ آغازگر یک دوره رکود اقتصادی چند ساله بود که در آن نزدیک به یک چهارم جمعیت آمریکا شغل‌های خود را از دست دادند.[۲۶]
با پیروزی در جنگ جهانی اول، و غلبهٔ متفقین در جنگ جهانی دوم و شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد. حذف شدن اتحاد جماهیر شوروی از صحنهٔ رقابت با آمریکا در میادینی چون جنگ سرد، جنگ ویتنام، و جنگ کره، عملاً آمریکا را رفته رفته در موقعیت منحصربه‌فردی در جهان قرار داد.[۳۱]
وقایع یازدهم سپتامبر آغازگر دوران جدیدی از تمرکز و حضور نظامی آمریکا در کشورهای خاورمیانه و افغانستان بود که تا به امروز ادامه دارد.نظام سیاسیاطلاعات بیشتر: فهرست احزاب سیاسی ایالات متحده آمریکا و کابینه ایالات متحده آمریکا
نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا در چارچوب یک قانون اساسی و به صورت یک نظام فدرالی است که از ویژگی‌های حکومتی این کشور به شمار می‌رود. سیستم تفکیک قوا در این کشور به شکل کاملاً بارزی به مرحله اجرا درآمده‌است. بنیان گذاران و نویسندگاناعلامیه استقلال ایالات متحدهٔ آمریکا و قانون اساسی ایالات متحده به دلیل نگرانی از ظهور نظام سلطنتی اروپایی که در آن پادشاه قدرت مطلق را در دست داشت، نظام سیاسی جدید خود را به گونه‌ای طراحی کردند که در آن فرد یا نهادی نتواند قدرت مطلق بدست آورد.[۳۲] این قوانین همچنین طوری در نظر گرفته شده‌اند که از قدرت گرفتن بیش از حد اکثریت بر اقلیت ها[۳۳]، و نیز هر یک از شاخه‌های ۳گانهٔ قدرت ممانعت بعمل آورد.[۳۴]
بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، قوهٔ مقننه و یا کنگره ایالات متحدهٔ آمریکا از دو مجلس تشکیل شده‌است که مسؤولیت قانونگذاری را به طور کامل بر عهده دارند: مجلس نمایندگان و مجلس سنا. بر اساس نظام انتخاباتی آمریکا، نمایندگان با رأی مستقیم و برابر مردم انتخاب می‌شوند.[۳۵]
قوهٔ قضائیه: دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا 
قوهٔ مجریه: کاخ سفید، محل کار و زندگی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا 
قوهٔ مقننه: ساختمان کاپیتول محل دائم کنگره ایالات متحده آمریکا
جان جی.رابرتس، قاضی ارشد دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا 
باراک اوباما رئیس جمهور فعلی ایالات متحده آمریکا 
جان بینر رئیس فعلی مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا
رئیس جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا نیز به عنوان رئیس قوهٔ مجریه و فرمانده کل قوا با رأی مستقیم مردم و از طریق آرای هیات الکترال انتخاب می‌شود و در برگزیدن مشاورانش به عنوان وزرا اختیارات تام دارد. در حقیقت رئیس جمهور، نیازی به کسب رأی اعتماد از کنگره ندارد و کنگره نیز متقابلاً نمی‌تواند با رأی عدم اعتماد، هیأت دولت و یا وزرا را برکنار کند.
سومین شاخه از نظام سیاسی آمریکا، سیستم حقوقی ایالات متحدهٔ آمریکا است که کاملاً مستقل عمل می‌کند و نه قوهٔ مجریه و نه قوهٔ مقننه نمی‌توانند بر روند تصمیم‌گیری‌های آن تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر، رئیس جمهور و یا کنگره نمی‌توانند مصوبات قانونی دیوان عالی فدرال ایالات متحدهٔ آمریکا را باطل اعلام کنند و یا از اجرای آنان سر باز زنند. نظام حزبی در ایالات متحدهٔ آمریکا نیز در شکل‌دهی به سیاست و حکومت این کشور، نقش مهمی دارد.سیاست خارجینوشتار اصلی: سیاست خارجی ایالات متحده آمریکاجان کری وزیر امور خارجه ایالات متحده و مسئول رسمی سیاست خارجی آمریکاست.
ایالات متحده آمریکا به کمک توانایی‌های اقتصادی و نظامی قابل توجه خود، نقش مهمی را درسیاست جهانی ایفا می‌کند. این کشور عضو ثابت شورای امنیت سازمان ملل است و دفتر مرکزی سازمان ملل در شهر نیویورک قرار دارد. به استثنای کشورهای ایران، کره شمالی و سودان، کوبا، ونزوئلا و بولیوی [۳۶]، سایر کشورها دارای روابط دیپلماتیک رسمی با آمریکا می‌باشند.
آمریکا بوسیله قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی و سازمان کشورهای آمریکایی با همسایگان خود (کانادا و مکزیک) روابط نزدیکی دارد. دولت این کشور هرساله میلیاردها دلار کمک مالی برای توسعه کشورهای دیگر اختصاص می‌دهد، اما درصد این کمک‌ها از تولید ناخالص ملی نسبت به دیگر کشورهای کمک کننده، پائین می‌باشد.
رئیس جمهور آمریکا یکی از عوامل اصلی تعیین کنندهٔ جهت‌های کلی سیاست خارجی آمریکا است. بسیاری از مدارک و اسناد دوران هر رئیس جمهور امروزه در کتابخانه‌های ویژه هر رئیس جمهور موجود می‌باشد. کنگره آمریکا بودجه‌های کمک‌های خارجی را تعیین می‌کند، تحریم‌های خارجی وضع می‌کند، و بکمک کمیته‌های مخصوصی در مسائل سیاست خارجه اختیارات بررسی و بازبینی امور ویژه (همانند بررسی عملکرد افراد در ماجرای ایران-کنترا) را دارد.
بسته به نوع حزب یا گروه در قدرت در هر برهه از زمان (همانند حزب دموکرات یا حزب جمهوریخواهان)، سیاست خارجهٔ آمریکا تحت تاثیر تحولات و گرایش‌های خاص آن حزب یا گروه قرار می‌گیرد.[۳۷] گروه‌های لابی نیر دارای قدرت نفوذ زیادی در تصمیم گیری‌های سیاست خارجه هستند.ایالت‌ها
کشور آمریکا ۵۰ ایالت دارد که هر کدام از آنها بنا بر سامانه فدرالی حاکم، دارای سطح بالایی از خودگردانی هستند.
البته ناحیهٔ واشنگتن دی سی جزو هیچ یک از ایالات آمریکا نیست و در منطقه خودمختار کلمبیا قرار دارد. ناحیهٔ کلمبیا، در اصل بخشی از ایالت مریلند بود که در سال ۱۷۹۰ برای تأسیس مرکز آمریکا یعنی شهر واشنگتن دی‌سی در نظر گرفته شد.شهرهای آمریکاشهر نیویورک، بزرگترین شهر آمریکا، به «سیب بزرگ» شهرت دارد.شهر لس‌آنجلس که دومین شهر بزرگ آمریکا به شمار می‌آید.شیکاگو، سومین شهر بزرگ ایالات متحدهاطلاعات بیشتر: فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا و فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا بر پایه جمعیترتبهشهرجمعیتدر محدوده شهری(سرشماری ۲۰۱۰)[۳۸]ایالت۱نیویورک۸٬۱۷۵٬۱۳۳نیویورک۲لس‌آنجلس۳٬۷۹۲٬۶۲۱کالیفرنیا۳شیکاگو۲٬۶۹۵٬۵۹۸ایلینوی۴هوستون۲٬۰۹۹٬۴۵۱تگزاس۵فیلادلفیا۱٬۵۲۶٬۰۰۶پنسیلوانیا۶فینیکس۱٬۴۴۵٬۶۳۲آریزونا۷سن‌آنتونیو۱٬۳۲۷،۴۰۷تگزاس۸سن دییگو۱٬۳۰۷٬۴۰۲کالیفرنیا۹دالاس۱٬۱۹۷،۸۱۶تگزاس۱۰سن خوزه۹۴۵،۹۴۲کالیفرنیارتبهشهر با احتساب حومهجمعیتسرشماری ۲۰۱۰[۳۹]ایالت۱نیویورک-نیوآرک-لانگ آیلند-جرزی سیتی۱۸،۸۹۷،۱۰۹نیویورک-نیوجرسی۲لس‌آنجلس بزرگ۱۲٬۸۲۸،۸۳۷کالیفرنیا۳شیکاگو-گری۹٬۴۶۱،۱۰۵ایلینوی-ایندیانا۴منطقه دالاس-فورت وورث۶٬۳۷۱٬۷۷۳تگزاس۵فیلادلفیا-کمدن-ویلمینگتن۵٬۹۶۵٬۳۴۳پنسیلوانیا-نیوجرسی-دلاویر۶هیوستون-شوگرلند-گلوستون۵٬۹۴۶،۸۰۰تگزاس۷واشینگتن دی.سی.-آرلینگتن۵٬۵۸۲٬۱۷۰ناحیه کلمبیا-مریلند-ویرجینیا۸میامی-فورت لادردیل-وست پالم بیچ۵٬۵۶۴،۶۳۵فلوریدا۹آتلانتا۵٬۲۶۸،۸۶۰جرجیا۱۰بوستون۴٬۵۵۲٬۴۰۲ماساچوست۱۱منطقه خلیج سانفرانسیسکو۴٬۳۳۵،۳۹۱کالیفرنیا۱۲دترویت۴٬۲۹۶،۲۵۰میشیگان۱۳ریورساید-سن برناردینو-انتاریو۴٬۲۲۴٬۸۹۱کالیفرنیا۱۴فینیکس-گلندیل-میزا-سکاتزدیل۴٬۱۹۲٬۸۸۷آریزونا۱۵سیتل-تاکوما-بلویو۳٬۴۳۹،۸۰۹واشینگتن
اگر لس‌آنجلس بزرگ را متشکل از ریورساید٬ سن برناردینو٬ انتاریو٬ لانگ بیچ٬ سنتا آنا و خود شهر لس آنجلس حساب کنیم، این منطقه شهری بیش از ۱۷،۸۰۰،۰۰۰ سکنه خواهد داشت که پس از کلانشهر نیویورک بزرگترین منطقه شهری ایالات متحده خواهد بود.آموزش و پژوهشپرچم ایالات متحده آمریکا برروی کره ماه در سفر آپولو ۱۷.کتابخانه آکادمی فیلیپس اکستر بزرگترین کتابخانه در مقطع دبیرستان در جهان.نوشتار اصلی: آموزش عالی در آمریکانوشتار اصلی: دانشگاه‌های آمریکانوشتار اصلی: تاریخ آموزش عالی در آمریکا
در اواخر قرن نوزدهم میلادی در ایالات متحده آمریکا نزدیک به ۱۶۰٬۰۰۰ دانشجو در ۱٬۰۰۰ دانشگاه در سرتاسر کشور مشغول به تحصیل بودند. برخی از موسسات دانشگاهی آمریکا (همانند دانشگاه تنسی بطور نمونه) قبل از تاسیس ایالتی که در آن واقع بودند تاسیس شدند. در این میان، و در بین موسسات آموزش عالی در آمریکا، موسسات زیر دارای کهن‌ترین سابقه هستند:موسسهسال تاسیس[۴۰]دانشگاه هاروارد۱۶۳۶دانشگاه ویلیام اند ماری۱۶۹۳دانشگاه ییل۱۷۰۱دانشگاه پرینستون۱۷۴۶دانشگاه کلمبیا۱۷۵۴دانشگاه پنسیلوانیا۱۷۵۷
امروزه هزینهٔ آموزش و تحصیلات در سطوح مدرسه‌ای و متوسطه در ایالات متحده را اکثراً دولت پرداخت می‌کند. ایالات متحده با داشتن قریب به ۵٬۸۰۰ دانشگاه و یا مؤسسه آموزش عالی[۴۱] تقریباً امکان تحصیلات در سطوح آموزش عالی را برای تمامی افراد جامعه فراهم کرده‌است. وام‌های کم‌بهره، کمک هزینه‌های بلاعوض، و انواع بورس‌های تحصیلی، از اقسام راههایی‌اند که دانشجویان اقدام به پرداخت شهریه‌های خود می‌کنند. در این میان دانشگاه ایالتی اوهایو با داشتن بیش از ۵۳٬۷۱۵ دانشجو در یک پردیس، پرجمعیت‌ترین دانشگاه آمریکا محسوب می‌شود.[۴۲]
در میان آمریکاییان بالای ۲۵ سال، ۸۴٫۶ درصد از دبیرستان فارغ‌التحصیل شده‌اند، ۵۲٫۶ درصد وارد کالج، دانشگاه یا مؤسسات دیگر آموزش عالی شده‌اند، ۲۷٫۲ درصد مدرک کارشناسی دریافت کرده‌اند، و ۹٫۶ درصد دارای مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر هستند.[۴۳]
تقریباً ۹۹ درصد آمریکاییان دارای حداقل سواد پایه هستند. در طبقه‌بندی سازمان ملل متحد، شاخص آموزشی در کشور ایالات متحده ۰٫۹۷ است که در رتبه دوازدهم جهانی جای دارد.[۴۴] در سال ۲۰۱۲ ایالات متحده آمریکا در میان کشورهای دنیا از نظر تعداد تحصیل کردگان آموزش عالی به نسبت جمعیت در رتبه چهارم جهان قرار داشت.[۴۵]
پژوهش و توسعه در آمریکا در دو جبهه دولتی و خصوصی با هم رقابت میکنند. دره سیلیکون نمونه بارزی از فعالیتهای بخش خصوصی در توسعه صنعت و فناوری آمریکاست. از سوی دیگر مراکز ملی همانند آزمایشگاههای فدرال٬ ناسا٬ و مؤسسات ملی بهداشت ایالات متحده آمریکا در پیشبرد صنعت و فناوری کشور نقش کلیدی بر عهده دارند.
آمریکا یکی از تنها سه کشور دنیا است که هنوز رسماً از سامانه استاندارد بین‌المللی یکاها استفاده نمی‌کند و بلکه پایبند به دستگاه امپراتوری بریتانیاییست.[۴۶] با اینحال سیستم متریک رفته رفته در صنعت و سطوح دانشگاهی به تدریج رواج می یابد.اقتصادورودی ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورکدر وال استریت بزرگ‌ترین بازار بورس در جهان در معاملات دلاری است.ایالات متحده در تولید برق از انرژی بادی در جهان پیشتاز است، هم اکنون (مارچ ۲۰۱۱) حدود ۳ درصد[۴۷] برق مورد نیاز این کشور از این طریق تامین می‌گردد.نوشتار اصلی: اقتصاد ایالات متحده آمریکا
ایالات متحدهٔ آمریکا اقتصاد کاپتالیستی از نوع سرمایه‌داری انحصاری دارد.ویژگی بارز اقتصاد ایالات متحدهٔ آمریکا عبارتست از تسلط انحصارها در رشته‌های مختلف، که بر مبنای منابع طبیعی فراوان، زیربنای توسعه‌یافته، تولید انبوه، و مصرف زیاد استوار است. تولید ناخالص داخلی ایالات متحدهٔ آمریکا با بیش از ۱۳ تریلیون دلار، [۴۸] یعنی حدود ۲۰٪ تولید ناخالص جهان، نخستین اقتصاد بزرگ جهان است.[۴۹]
ایالات متحده بزرگ‌ترین واردکننده، و - پس از آلمان و چین - سومین صادرکنندهٔ بزرگ جهان است.[۵۰] کانادا، چین، مکزیک، ژاپن و آلمان، به ترتیب بزرگ‌ترین شرکای تجاری آمریکا هستند.[۵۱] آمریکا در دههٔ اخیر بزرگ‌ترین بدهی جهان را نیز بر شانه داشته‌است.[۵۲]
بزرگ‌ترین اقلام صادراتی آمریکا بترتیب تجهیزات صنعتی (۲۹٫۸٪)، ماشین‌آلات (۲۹٫۵٪)، کالاهای مصرفی غیر اتومبیل (۱۲٫۴٪)، خودرو و تولیدات وابسته (۹٫۳٪)، تولیدات صنایع غذایی (۸٫۳٪)، و تولیدات صنایع هوایی (۶٫۶٪) هستند، در حالی که بزرگ‌ترین اقلام وارداتی به آمریکا کالاهای مصرفی غیر اتومبیل (۲۳٪)، سوخت (۲۲٫۱٪)، ماشین‌آلات (۱۹٫۹٪)، تجهیزات صنعتی (۱۴٫۸٪)، تولیدات خودرو (۱۱٫۱٪)، صنایع غذایی (۴٫۲٪)، و صنایع هوایی (۱٫۷٪) هستند.[۵۳]
اما بزرگ‌ترین محصولات تولیدی آمریکا مواد شیمیایی، تولیدات نفتی، فولاد، خودرو، تولیدات صنایع هوایی، ارتباطات، الکترونیک، تولیدات غذایی و مصرفی، و صنایع معدن و چوب هستند.[۵۴] آمریکا همچنین در تولید برق[۵۵]، ظرفیت پالایش نفت[۵۶]، ذخیره‌های ذغال سنگ[۵۷]، تولید انرژی بادی[۵۸]، و انرژی هسته‌ای[۵۹] در جهان، رتبه نخست را دارا است.
بیشتر چرخ‌های اقتصادی آمریکا متعلق به بخش خصوصی است، تا جاییکه بخش دولتی فقط ۱۲٫۴٪ تولید ناخالص ملی را سالیانه باعث می‌شود.[۶۰] با اینحال ۷۵٪ تولید ناخالص ملی محصول بخش خدماتی بوده‌است. با اینکه تولیدات کشاورزی آمریکا حدود ۱٪ تولید ناخالص ملی این کشور است، همین سطح تولید حدود ۶۰٪ کل تولیدات کشاورزی جهان را تشکیل می‌دهد.شاخص‌های اقتصادینرخ بیکاری۹،۷٪ مارس ۲۰۱۰[۶۱]رشد تولید ناخالص داخلی۶٫۲٪- ربع چهارم سال ۲۰۰۸۱٫۱٪ در طول سال ۲۰۰۸[۶۲]تورم شاخص بهای مصرف‌کننده۰٪ ژانویه ۲۰۰۸–۲۰۰۹[۶۳]بدهی۱۰۸۸۱ میلیارد دلارفوریه ۲۶، ۲۰۰۹[۶۴]میزان فقر۱۲٫۵٪ ۲۰۰۷[۶۵]
بخش بهداشت و خدمات اجتماعی با داشتن ۱۶ میلیون نفر شاغل، بزرگ‌ترین بخش اشتغال آمریکا را تشکیل می‌دهد.[۶۶] از لحاظ مجموع ساعات کاری در طول سال، آمریکایی‌ها بیشترین تعداد روز در سال را کار می‌کنند.[۶۷] با این حال در مقایسه با کشورهای صنعتی دیگر، از نظر تولید بر حسب ساعات کاری آمریکایی‌ها از برخی کشورهای اروپایی عقب‌ترند.[۶۸]
در میان ۵۰ ایالت آمریکا، از لحاظ درآمد سرانه[۶۹]، ایالت نیوجرسی در رتبه اول، و ایالت میسیسیپی در رتبه آخر در مقایسه با ایالات دیگر قرار دارند.[۷۰] نزدیک به ۱۳٪ آمریکاییان در زیر خط فقر تعیین شده توسط دولت فدرال قرار دارند[۷۱] و فاصله طبقاتی بین بالاترین و پایین‌ترین اقشار جامعه آمریکا همچنان در حال افزایش است.[۷۲]حمل و نقلسامانه بزرگراه‌های میان ایالتی شامل ۴۶۸۷۶ مایل.[۷۳]
در سال ۲۰۰۳ به ازای هر ۱٬۰۰۰ آمریکایی ۷۵۹ اتومبیل در این کشور وجود داشت[۷۴] و برابر آمار به طور متوسط هر آمریکایی بالغ روزانه ۵۵ دقیقه (یا ۲۹ مایل)از اتومبیل استفاده می‌کند.[۷۵] اما در مقایسه با گسترهٔ اتومبیل، پایانهٔ ریلی آن به نسبت کمتر است.[۷۶] از نظرحمل و نقل عمومی، تنها ۹٪ از سفرها از این طریق انجام می‌شود در صورتی که این مقدار برای اروپا ۳۸٪است[۷۷]. استفاده از دوچرخه نیز نسبت به اروپا کمتر است[۷۸]. پنج شرکت بزرگ هواپیمایی دنیا -بر اساس تعداد مسافران- آمریکایی هستند. شرکت امریکن ایرلاینز اولین رتبه را در این میان داراست.[۷۹]. همچنین از سی فرودگاه پرترافیک دنیا شانزده فرودگاه متعلق به آمریکاست[۸۰].دین و مذهبنوشتار اصلی: مذهب در ایالات متحده آمریکادین و مذهب اکثریت بر پایه ایالت:     کاتولیک با کمتر از ۳۰ درصد کل جمعیت     کاتولیک با کمتر از ۴۰ درصد کل جمعیت     کاتولیک با کمتر از ۵۰ درصد کل جمعیت     کاتولیک با بیش از ۵۰ درصد کل جمعیت     باپتیست با کمتر از ۳۰ درصد کل جمعیت     باپتیست با کمتر از ۴۰ درصد کل جمعیت     باپتیست با کمتر از ۵۰ درصد کل جمعیت     باپتیست با بیش از ۵۰ درصد کل جمعیت     متودیست با کمتر از ۳۰ درصد کل جمعیت     لوترن با کمتر از ۳۰ درصد کل جمعیت     لوترن با کمتر از ۴۰ درصد کل جمعیت     مورمون با بیش از ۵۰ درصد کل جمعیت     ناخداباور با کمتر از ۳۰ درصد کل جمعیت
آمریکا به طور رسمی یک کشور سکولار می‌باشد. در ایالات متحده آمریکا بر اساس متمم اول قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، هیچ دینی بطور رسمی وجود ندارد، اما همین متمم نیز آزادی تمام ادیان را تضمین کرده‌است. به همین دلیل است که مثلاً زنان محجبهٔمسلمان آمریکایی اجازه حضور در مراکز دولتی و دانشگاهی کشور را از نظر قانونی دارند.
در سال ۱۷۷۶ با اعلامیه‌ی استقلال، رسماً ایالات متحده آمریکا بنیان‌گذاری شد و چند سال بعد، در ۱۷۹۱، قانون اساسی فعلی آمریکا که شامل اصلاحیه‌ی نخست متضمن آزادی‌ها و حقوق مدنی (من‌جمله جدایی نهاد دین از نهاد حکومت، آزادی در انتخاب دین و آزادی در اجرای مناسک دینی) به تصویب رسید. به یمن کثرت و تنوع ادیان ساکنان و نیز اصلاحیه‌ی نخست قانون اساسی، آمریکا هیچ‌گاه صاحب دین رسمی و حکومتی نبود.[۸۱]
با وجود جدایی دین از سیاست در آمریکا، دین اهمیت ونقش مهمی در این کشور دارد که نماد آن جمله توکل ما به خداست شعار کشور آمریکا است که بر روی اسکناس دلار آمریکا نیز نقش بسته است[۸۲] گروه‌های مذهبی قدرت اثر گذاری قابل توجهی در آمریکا دارند در دهه ۱۹۲۰ این گروهها توانستند دولت را ترغیب به ممنوعیت تولید و مصرف مشروبات الکلی کنند [۸۳](اصلاحیه هجدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا ولی با افزایش خشونت‌ها در پی گسترش قاچاق در اصلاحیه بیست و یکم برداشته شد[۲۸])و بر تدریس نظریه تکامل در مدارس آمریکا بصورت محدود و در برخی ایالات محدودیت ایجاد کنند.[۸۴] .گروههای مذهبی به خصوص پروتستانهای اونجلیکال و کاتولیک‌ها، مواضع سرسختانه‌ای را دربرابر موضوعات چون همجنسگرایی، سقط جنین و آموزش مختلط در مدارس آمریکا، اتخاذ کرده‌اند.
بر اساس آمار سال ۲۰۰۲، ترکیب مذهبی مردم آمریکا به شرح زیر بوده‌است[۴]: پروتستان ۵۲٪، کاتولیک ۲۴٪، مورمون ۲٪، یهودی ۲٪، مسلمان ۱٪، دیگران ۱۰٪، بدون دین ۱۰٪.
پروتستانهای آمریکا نیز به فرقه‌های متعددی تقسیم می‌شوند. برخی از آنان میلیون‌ها نفر را دربر می‌گیرند، در حالی که کلیساهای کوچک، تنها هزاران عضو دارند.
برخی از فرقه‌های مذهبی معروف آمریکا عبارت‌اند از:
اپیسکوپلین‌ها، پرسبیترین‌ها، متدیست‌ها، باپتیست‌ها، یونیتارین‌ها، مریدان مسیح، کلیسای اصلاحی هلندی، کویکرها و کانگروگیشنالیست‌ها.
کلیسای لیک وود در شهرهیوستون٬ بزرگترین کلیسای پروتستان آمریکا 
باسیلیکای عبادتگاه ملی لقاح معصوم٬ بزرگترین کلیسای کاتولیک آمریکا 
مرکز اسلامی آمریکا، بزرگترین مسجد شیعی مذهب آمریکا 
معبد بودایی سی-لای در لس آنجلس 
معبد هندوهای مالیبو در کالیفرنیافرهنگبوفالوی دونده، اثر ایدویرد مویبریج در سال ۱۸۸۷ در شهر فیلادلفیا به نمایش در آمد.اطلاعات بیشتر: فرهنگ و هنر آمریکا
در عرصه هنر و معماری هنرمندان آمریکایی از فرانک لوید رایت گرفته تا اندی وارهال آثار بسیار قابل توجهی در سطح جهانی خلق کرده‌اند. هرم ورودی موزه لوور، کاخ مجلس ملی بنگلادش، برج خلیفه دوبی، و دروازهٔ اروپا در مادرید اسپانیا، نمونه‌هایی از خلاقیت معماران آمریکایی در سراسر جهان است.
ایدویرد مویبریج در سال ۱۸۷۸ برای نخستین بار تصاویر متحرکی را خلق کرد که اسب و بوفالوی وحشی آمریکایی را در حال دویدن نشان میداد. نخستین فیلم تجارتی آمریکا فیلمی بود که توسط دستگاه کینتسکوپ ساخت توماس ادیسون در ۱۸۹۴ در شهر نیویورک به نمایش در آمد.[۸۵] از آن زمان تا کنون آمریکا دارای صعنت فیلم‌سازی و سینمایی بسیار بزرگی شده است که مرکز آن امروزه هالیوود در شهر لس آنجلس است. هالیوود امروزه با ۶۳ میلیارد دلار درآمد، ۳۵ درصد کل تولیدات صنعت فیلمسازی جهان را به خود اختصاص داده‌است.[۸۶] این صنعت با هنر تئاتر در آمریکا رابطهٔ تنگاتنگی دارد، اما بر خلاف سینما، مرکز هنر تئاتر همچنان در شهر نیویورک است، جاییکه عمده ترین مراکز هنرهای نمایشی در جهان در آن قرار دارند.[۸۷] برادوی از این لحاظ دارای شهرت و سابقهٔ بی همتاییست.
موسیقی امروزه به شکل تولید و اجرای زنده در آمریکا دارای فعالیت بسیار زیادیست بطوریکه در سال ۲۰۰۸ میلادی بیش از ۱۰ میلیارد دلار درآمد تنها حاصل از صنعت ضبط و فروش موسیقی در آمریکا کسب گردید.[۸۸] سبکهای اصیل موسیقی آمریکایی می‌توان به سبکهای جاز، بلوز، هیپ هاپ و کانتری اشاره کرد.
ادبیات آمریکا در مدت نسبتاً کوتاه عمر این کشور، از مشهورترین چهره‌های شناخته شده ادبیات بشری را به دنیا ارزانی داشته. از مارک تواین و ادگار آلن پو و رالف والدو امرسون گرفته تا ارنست همینگوی و جک لندن و امیلی دیکنسون، ادبیات آمریکا را قطعاً از نقاط درخشان فرهنگ این کشور می‌توان به حساب آورد که بر هنرهای کشورهای دیگر تاثیرات فراوانی داشته‌است. از دیگر نویسندگان برتر تاریخ آمریکا میتوان تی اس الیوت، ویلیام فاکنر، تنسی ویلیامز، جی دی سالینجر، آیزاک آسیموف، مایکل کرایتون، و ریموند کارور را نام برد که آشنای نزدیک صاحبان قلم ادبیات جهان‌اند.
عمارت دادگستری شهرستان الیس ساخت سال ۱۸۹۶ در تگزاس٬ یک نمونه از معماری بومی 
موسیقی جاز نوین هویت خود را مدیون هنرمندانی همچونلویی آرمسترانگ است. 
مایکل جکسون، پرفروش‌ترین هنرمند سرگرمی‌ساز تمام دوران‌ها است که هواداران بی‌شماری در سراسر جهان دارد. 
صنایع دستی سرخپوستان آمریکایی طرفداران زیادی دارد. این نمونه در موزه ایالتی آریزونانگهداری می شود. 
تندیس وودی آلن در اسپانیا،هالیوود یکی از صادرات اصلی آمریکا به جهانیان بوده‌است.
غذا و آشپزی
آشپزی آمریکایی همچون سرزمین آمریکا دارای تنوع و گوناگونی فروانیست و از آشپزی آمریکایی چینی تا آشپزی مستعمرات سیزده‌گانه، غذای آمریکاییان دارای طعم و خواص منحصربه‌فردیست که برخی از این غذاها همانند استیک و باربیکیو و چیزبرگر در دنیا محبوبیت عام دارند و برخی دیگر همانند خوراک مار زنگی،پاستای گولاش آمریکایی٬ پیتزای نیویورکی و گامبو کمتر در خارج از مرزهای آمریکا شهرت دارند.ورزشنوشتار اصلی: ورزش در آمریکا
از قرن نوزدهم بیسبال به عنوان ورزش ملی آمریکا شناخته شد. در وهله بعدی فوتبال آمریکایی، بسکتبال و هاکی روی یخ ورزش‌های ملی آمریکا به شمار می‌رود. فوتبال کالجی و بسکتبال کالجی نیز پرطرفدارند. فوتبال آمریکایی اکنون پرطرفدارترین ورزش در آمریکاست.[۸۹] بوکس و اسب‌دوانی نیز بسیار پرطرفدارند، اما این ورزش‌ها زیر سایه دو ورزش گلف و اتومبیل‌رانی (به خصوص مسابقات نسکار) هستند.
ایالات متحده آمریکا در بازیهای المپیک سابقه درخشانی دارد. این کشور تا کنون هشت مرتبه بترتیب در بازیهای سالهای ۱۹۰۴، ۱۹۳۲ (زمستانی)٬ ۱۹۳۲ (تابستانی)، ۱۹۶۰، ۱۹۸۰، ۱۹۸۴، ۱۹۹۶، و ۲۰۰۲ میزبان بازیهای المپیک بوده است. آمریکا با داشتن ۲٬۱۰۳ مدال در المپیک تابستانی موفق‌ترین کشور دنیا در المپیک محسوب می‌شود،[۹۰][۹۱] و با داشتن ۲۱۶ مدال در بازی‌های المپیک زمستانی در رده دوم جای می‌گیرد.[۹۲] رتبه در جهان تعداد طلاتعداد نقرهتعداد برنزدر مجموع۱سابقه آمریکا در مجموع دوره‌های بازیهای المپیک تابستانی۹۳۰۷۳۰۶۳۸۲۲۹۸۲سابقه آمریکا در مجموع دوره‌های بازیهای المپیک زمستانی۷۸۸۰۵۸۲۱۶
مخترع ورزش والیبال ویلیام مورگان 
فوتبال در میان زنان آمریکا بسیار ورزش محبوبیست. تیم ملی فوتبال زنان آمریکا در جام جهانی فوتبال زنان تا کنون دو مرتبه قهرمان شده است. 
مایکل فلپس شناگر امریکایی صاحب ۱۶ مدال المپیک و ۷ رکورد جهانی در این ورزش 
در حال حاضر فوتبال آمریکاییپرطرفدارترین ورزش ایالات متحده است. 
مایکل جردن و دیگر ستارگانلیگ بسکتبال حرفه‌ای آمریکاطرفداران بیشماری دارندنیروهای نظامیناو هواپیمابر آبراهام لینکلن.آمریکا با دارا بودن دوازده ناو هواپیمابر بزرگ‌ترین نیروی دریایی دنیا را داراست.نوشتار اصلی: نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا
نیروهای نظامی آمریکا به پنج دسته اصلی تقسیم می‌شوند:[۹۳]نیروی زمینی ایالات متحده آمریکانیروی هوایی ایالات متحده آمریکانیروی دریایی ایالات متحده آمریکانیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده آمریکاگارد ساحلی ایالات متحده آمریکا
وزیر دفاع (در حال حاضر رابرت گیتس) زیر نظر رییس جمهور (در حال حاضر باراک اوباما) که مقام فرمانده کل قوا را بر عهده دارد فعالیت می‌کند.
در سال ۲۰۰۴ ایالات متحده آمریکا با بودجه نظامی ۵۲۲ میلیارد دلار، ۳٫۷٪ تولید ناخالص داخلی را صرف هزینه‌های نظامی کرد، که این هزینه‌های نظامی به تنهایی تقریباً معادل نصف هزینه‌های نظامی جهانی بودند.[۹۴]
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا برای اقدام نظامی از مشورت‌های مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا برخوردار است. در رده پایین‌تر، وزیر دفاع قرار دارد؛ رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده آمریکا هم به فرمانده کل قوا و هم به وزیر دفاع مشورت می‌دهد.امنیت و قوای نظمیه
نظم و امنیت در سطح شهر و ایالت را کلانتر و پلیس های محلی و ایالتی بر عهده دارند. در برخی موارد و در مواقع مشخص و معینی، ارگانهای فدرال همانند اف بی آی و مارشال ها وارد عمل میشوند. سیستم قضایی نیز به همین گونه (و از سطوح محلی به سمت سطوح فدرال) بنا نهاده شده است. آمریکا در میان کشورهای پیشرفته دارای آمار جرم و جنایت بالاتری بوده است٬ بخصوص در موارد مربوط به سلاح های گرم.[۹۵] در سال ۲۰۰۹ به ازای هر یکصدهزار نفر تعداد ۵ قتل در آمریکا رخ داد.[۹۶] نقش متمم دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا (در اعطای آزادی حمل سلاح گرم به شهروندان) همواره مورد توجه بحث های فراوانی بوده است. آمریکا همچنین دارای تعداد نسبی بیشتری جمعیت زندانی می باشد.[۹۷] و این کشور از معدود کشورهای پیشرفته است که هنوز مجرمین را (در ۳۴ ایالت و برخی موارد فدرال) اعدام میکند. از سال ۱۹۷۶ تا کنون٬ تعداد یکهزار اعدام صورت گرفته.[۹۸] در سال ۲۰۱۰ پس از کشورهای چین، ایران، کره شمالی، و یمن، آمریکا از این لحاظ در جهان در رتبه پنجم بود.[۹۹] با اینحال این قانون از ایالت به ایالت فرق میکند. بطور مثال حکم اعدام در ایالات نیوجرسی، نیومکزیکو و ایلینوی ممنوع است.[۱۰۰]رسانه‌هادفتر مرکزی روزنامه یو اس ای تودی در ویرجینیا قرار دارد که در صدر پرتیراژترین روزنامه های آمریکا می باشد.نوشتار اصلی: فهرست روزنامه‌های آمریکا
به غیر از ارگان‌هایی همانند گروه فرارسی شماره‌ای، صدای آمریکا، و یا هیئت کارفرمایان پخش که توسط ارگان‌های دولتی برای مخاطبین خارج از آمریکا تنظیم می‌شوند، اکثر رسانه‌های درون آمریکا یا همانند شبکه‌هایی نظیر فاکس، اچ بی او، ام‌تی‌وی، و سی ان انبطور کاملاً خصوصی و با درآمد حاصل از تبلیغات و آگهی‌های تجارتی اداره می‌گردند، و یا همانند رادیوی عمومی ملی و پی‌بی‌اس توسط موسسات و بنیادهای خیریه تامین مالی می‌گردند.
از ۱۲۰۰ شبکهٔ تلویریونی آمریکا، از بزرگترین و نامدارترین آنان در تاریخ رسانه‌های آمریکا می‌توان به ۳ شبکهٔ ای‌بی‌سی، ان‌بی‌سی، و سی‌بی‌اس اشاره نمود.[۱۰۱]
قدیمیترین روزنامه آمریکا با تیراژ ثابت و برنامه چاپ روزانه در ۳۰ می سال ۱۷۸۳ شروع به کار کرد، و فیلادلفیا ایونینگ پست نام داشت. در سال ۲۰۰۸، ۶۲۵۳ هفته نامه و ۱۴۲۲ روزنامه در آمریکا در حال فعالیت بود.
از ویکی پدیا

انگلیس(بریتانیا)

انگلستان (به انگلیسیEngland)‏ نام نیمهٔ جنوبی جزیره بریتانیای کبیر و یکی از چهار بخش کشور پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی است.

جغرافیا

این منطقه از شمال با اسکاتلند و از غرب با ولز هم‌مرز است و مهمترین و عمده‌ترین جزء تشکیل‌دهنده‌ی کشور بریتانیا است. مرزهای آبی این کشور در شمال غرب دریای ایرلند، در جنوب غرب دریای سلتی و در شرق دریای شمال هستند، و در جنوب نیز کانال مانش آن را از اروپای قاره‌ای و کشور فرانسه جدا می‌کند.

انگلستان دارای بیش از یکصد جزیره کوچک و بزرگ است که از جمله آن‌ها می‌توان به جزیره وایت و جزیره من اشاره کرد. شهر لندن پایتخت انگلستان و در عین حال پایتخت پادشاهی بریتانیا است. پرآب‌ترین رود انگستان، رود تیمز است که از میان شهر لندن می‌گذرد و به دریای شمال می‌ریزد.

مساحت این کشور ۱۳۰٬۳۹۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۵۱٬۴۴۶٬۰۰۰ نفر[۴] است.

تاریخ

زمان نصب سنگ‌های استون هنج، ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، تخمین زده می‌شود.
آرم سلطنتی انگلستان

قدیمی‌ترین نشان وجود انسان در انگلیس کنونی به حدود ۷۸۰ هزار سال پیش برمی‌گرددد. رومی‌ها در سال ۴۳ پیش از میلاد در زمان امپراتور کلودیوس انگلستان را تصرف کردند، و این سرزمین با نام استان بریتانیا به امپراتوری روم افزوده شد.

تاریخ انگلستان به دوران عهد پیش از رومیان، عهد رومیان، تهاجم آنگلوساکسون‌ها، تهاجم نورمان‌ها، سلسله پلانتانژه، سلسله تئودور، انگلستان در سده هفدهم، هجدهم و نوزدهم و انگلستان معاصر تقسیم‌بندی می‌شود.

تقسیمات کشوری انگلستان

نوشتار اصلی: ناحیه‌های انگلستان

کشور انگلستان از ۹ ناحیه، ۴۸ استان و ۳۲۶ شهرستان تشکیل شده‌است.

ناحیه‌های کشور انگلستان به شرح زیر است:

فهرست شهرهای مهم انگلستان

از ویکی پدیا

فرانسه

فَرانسه با عنوان رسمی جمهوری فرانسه کشوری است واقع در اروپای غربی. پایتخت این کشور پاریس و زبان رسمی آن فرانسوی است. جمعیت کشور فرانسه ۶۵ میلیون نفر و واحد پول آن یورو است.

فرانسه بزرگ‌ترین کشور اروپای غربی و بعد از اوکراین دومین کشور بزرگ قاره اروپا است.[۱] این کشور با کشورهای بلژیک، لوکزامبورگ، آلمان، سوئیس، ایتالیا، موناکو، آندورا و اسپانیا مرز زمینی مشترک دارد.[۲]

فرانسه یکی از اعضای موسس اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد است. این کشور همچنین عضو گروه جی ۸ و از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و دارای حق وتو است. فرانسه یک کشور دارای تسلیحات هسته‌ای است.[۲]

حدود ۶۴ درصد از مردم فرانسه کاتولیک، ۲۸ درصد بدون دین، و ۳ درصد پروتستان هستند.[۳] فرانسه کشوری سکولار است که در آن دین به طور کامل از سیاست جداست.

طی ۵۰۰ سال گذشته فرانسه از قدرت‌های بزرگ فرهنگی، اقتصادی، و نظامی در جهان بوده و در اروپا و دیگر بخش‌های جهان نفوذ سیاسی داشته‌است. در خلال سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی، فرانسه بخش‌هایی از شمال آفریقا و جنوب شرق آسیا را مستعره خود ساخت و در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم با گسترش مستعمراتش دومین امپراتوری بزرگ استعماری را در جهان تشکیل داد.

تاریخ


نیاکان بخشی از فرانسوی‌ها گُل‌ها (Gaulois) بودند و تبار سلتی داشتند. اینان تا زمان ژولیوس سزار فرمانروای قدرتمند روم فرانروایی بومی خود را داشتند تا سرانجام به دست سزار سرنگون شدند و کشورشان بخشی از امپراتوری روم شد.

سیاست

در فرانسه رئیس حکومت رئیس جمهور است که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود. دوره ریاست جمهوری در فرانسه پنج سال است. در حکومت فرانسه نخست وزیر هم زیرنظر رئیس جمهور فعالیت می‌کند.

قوه مقننه از دو مجلس قانون‌گذاری، یکی مجلس ملی با ۴۹۱ نماینده و دیگری مجلس سنا با 295 نماینده تشکیل شده‌است. اعضای مجلس ملی با رای مستقیم مردم و برگزاری انتخابات عمومی برای مدت پنج سال انتخاب می‌شوند.

روش انتخاب اعضای مجلس سنا متفاوت است. اعضای این مجلس که برای مدت ۹ سال انتخاب می‌شوند، به صورت غیرمستقیم و توسط نمایندگان مجلس ملی، شورای عمومی ایالات و شورای شهرداری‌ها انتخاب می‌شوند.

در صورت بروز اختلاف میان مجلس‌های سنا و ملی شورای ملی حرف آخر را می‌زند. قانون اساسی فعلی فرانسه در سال ۱۹۵۸ تهیه شده‌است.

در فرانسه دو گروه عمده سیاسی وجود دارد که خط مشی این کشور را در زمینه‌های مختلف تعیین می‌کنند: راست و چپ.

در تاریخ ششم ماه می 2012، با اعلام نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، «فرانسوا اولاند»، کاندیدای سوسیالیست توانست «نیکولا سارکوزی»، رئیس جمهور قبلی این کشور را شکست داده و به عنوان رئیس جمهور فرانسه انتخاب شود.

شهرهای اصلی

نقشه جغرافیای سیاسی فرانسه همراه با ۲۲ ناحیه و ۹۶ شهرستان

آب و هوا

تصویر ماهواره‌ای ناسا از فرانسه

فرانسه از آب و هوایی معتدله و چهار فصل برخوردار است که بر حسب نواحی کمی متفاوتند:

اکیتن: آب و هوای اقیانوسی و مدیترانه‌ای شرق و شمال غرب: آب و هوای نیمه‌قاره‌ای زمستان سرد و برفی:

جنوب: آب و هوای مدیترانه‌ای

محیط زیست

مستملکات فرانسه در اقیانوس هند و جنوبگان.

مناطق کشاورزی و جنگل ۴۸ میلیون هکتار یعنی ۸۲ درصد فرانسه اروپایی را می‌پوشاند. پوشش جنگلی به تنهایی ۲۷ درصد کشور را در بر می‌گیرد و بعد از سوئد و فنلاند سومین پوشش را در اتحادیه اروپا تشکیل می‌دهد.

در حالی که ۱۳۶ نوع درخت در فرانسه شناخته شده‌است که در یک کشور اروپایی امری استثنایی محسوب می‌شود.

منابع طبیعی: زغال سنگ، آهن، بوکسیت، روی، پتاس، الوار، ماهی

اقتصاد

جشن ساخت ایرباس A380 در تولوز

دولت سوسیالیست، بسیاری از شرکتهای بزرگ، بانکها و بیمه‌ها را خصوصی اعلام نمود. اما چندین شرکت عمده از جمله ایرفرانس،فرانس تله‌کوم، رنو و تالس در اختیار دولت است و در برخی از امور بویژه قدرت، حمل و نقل عمومی و صنایع دفاعی دولت حاکمیتی دارد.

بخش ارتباطات راه دور برای بخش خصوصی بتدریج آزاد شده‌است.

صنایع

از جمله مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، شیمیایی، وسائط نقلیه، مواد خوراکی و مشروبات، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتی‌سازی، پتروشیمی، الکتریکی، اتمی و نظامی اشاره نمود. گندم، جو، سیب‌زمینی، چغندرقند، سیب، ذرت،برنج، انگور، ماهی، گاو و خوک نیز مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور را تشکیل می‌دهند.

قطار تندرو TGV

معادن

مهم‌ترین معادن کشور آهن، بوکسیت، پتاس، زغال سنگ، نیکل، نمک، نفت، گازطبیعی، سولفور، موادخام ساختمانی، سرب و روی،فسفات، پیریت و اورانیوم می‌باشد. ذخایر زیرزمینی نفت فرانسه نیز به ۵۰ میلیون بشکه بالغ می‌گردد.

حمل و نقل

در کشور فرانسه بالغ بر ۸۴۰ هزار کیلومتر راه آسفالته و بزرگراه وجود دارد. طول راه‌آهن مورد استفاده نیز بالغ بر ۵۵۵، ۴۲ کیلومتر بوده و ارتباطات هوایی بین‌المللی این کشور توسط شرکتهای هواپیمایی ایرفرانس، (UTA) و پروازهای داخلی توسط ایر- اینتر صورت می‌پذیرد. سالانه بالغ بر ۸۴۰/۲۶ هزار توریست از این کشور دیدن می‌کنند.

جهانگردی

پاریس

با ۷۰ میلیون گردشگر در سال ۱۹۹۸، فرانسه اولین کشور توریستی جهان، بالاتر از اسپانیا، آمریکا، ایتالیا، انگلستان، چین و مکزیک قرار دارد.

در سال ۲۰۰۶، ۷۹٫۱ میلیون نفر توریست به فرانسه سفر کرده‌اند که این تعداد بیشترین در میان کشورهای جهان بوده‌است. درآمد فرانسه از این تعداد توریست برابر ۴۶٫۳ میلیارد دلار بوده‌است.[۴]

روز ملی فرانسه چهاردهم ژوئیه‌است. حاکمیت و اکثریت با مسیحیت کاتولیک است، ولی پروتستان‌ها، یهودی‌ها و مسلمانان نیز در این کشور زندگی می‌کنند.

از ویکی پدیا

ایتالیا

ایتالیا کشوری در جنوب اروپا و پایتخت آن شهر رم است. این کشور از شبه‌جزیره ایتالیا و دو جزیره سیسیل و ساردِنی در دریای مدیترانه تشکیل شده‌است. امروزه ایتالیا کشوری توسعه‌یافته است و جزو هشت کشور صنعتی به‌شمار می‌آید.

واحد پول این کشور یورو و زبان رسمی آن ایتالیایی است. جمعیت ایتالیا ۶۰ میلیون و ششصد هزار نفر است و ۹۱.۶ درصد مردم آن مسیحی هستند.

ایتالیا پنجمین کشور پرجمعیت اروپا و ۲۳امین کشور پرجمعیت دنیا است. ایتالیا آب‌وهوای معتدل فصلی دارد و آب‌وهوای مناطق ساحلی آن با شرایط هوایی کوهستان‌های داخلی تفاوت زیادی دارد.

دو کشور مستقل بسیار کوچک به نام‌های واتیکان و سان مارینو در درون خاک ایتالیا قرار دارند و یک تکه از خاک ایتالیا نیز بیرون از خاک اصلی این کشور و در سوئیس قرار دارد که کامپیونه دیتالیا نامیده می‌شود.

رم، پایتخت ایتالیا، به عنوان پایتخت امپراتوری روم و اقامتگاه پاپ، برای سده‌های پیاپی از مراکز سیاسی و مذهبی تمدن غرب بود.

پس از فروپاشی امپراتوری روم، منطقه ایتالیا به مناطق و شهرهای خودگردان بسیاری تقسیم شده‌بود (ازجمله جمهوری ونیز و دولت کلیسا) ولی واحدهای مختلف سیاسی در منطقه ایتالیا در سال ۱۸۶۱ متحد شده و کشور کنونی ایتالیا را به‌وجود آوردند.

تاریخ

دوران باستان و میانه

اتروسکها یونانی‌ها و سپس رومی‌ها در دوران باستان بر ایتالیا حکمرانی می‌کردند و در قرون وسطی کنترل ایتالیا در دست پاپ‌ها، فرانک‌ها، بیزانسی‌ها و سپس اعراب و نورمان‌ها در پاره‌ای از اوقات بوده‌است.

از میان مشکلات پرشماری که اتحاد ایتالیا (۱۸۷۰ - ۱۸۴۸) درپی داشت، آنچه بیش از همه اضطراری می‌نمود، همانا یکدست ساختن سرزمینی بود که از لحاظ سیاسی و اقتصادی بسیار متفاوت بود.

وحدت ایتالیا

بکار گیری ساختارهای اداری دوره رژیم سلطنتی ساوویا در طول زمان باعث وخیم تر شدن اختلافات قبلی میان مناطق مختلف ایتالیا گردید و به دنیال آن موج مهاجرت طبقهٔ روستایی به سوی آمریکای شمالی و جنوبی آغاز شد. میان سال‌های پایانی قرن نوزدهم و سال‌های آغازین قرن بیستم، چند میلیون ایتالیایی به خارج از کشور مهاجرت نمودند.

از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی، دورهٔ قبل از اتحاد تا زمان آغاز جنگ اول جهانی با پدیده رشد کلی کشور همراه بود که با تکیه به موقعیت بین‌المللی مثبت، این امکان را یافت تا سر و سامانی به وضعیت مالی و ساختارهای دولتی داده و بخش‌های اصلی برای کمک به پیشرفت و توسعهٔ صنعتی را گسترش دهد و در این راستا البته از کمک سخاوتمندانه سرمایه‌های خارجی نیز بهره برد.

شرایط اجتماعی کشور، که همراه با اختلافات پیش گفته میان مناطق روستایی و شهری بود، سال‌های اولیه ”صنعتی‌سازی کشور” و نخستین گام‌ها به سوی یک ساختار نوین اجتماعی را با شکل‌گیری احزاب سیاسی رقم زد.

ظهور این احزاب سیاسی و تنش‌های اجتماعی ناشی از آن تأثیر گسترده‌ای بر جریان‌های بعدی تاریخی ایتالیا بجای گذاشت.

جنگ جهانی اول

به دنبال بر خورداری شهروندان ایتالیایی از حق رأی در سال ۱۹۱۳، روند یکپارچه سازی سیاسی کشور تکمیل شد و این در حالی بود که چهرهٔ بین‌المللی ایتالیا که به‌دنبال اصلاحات آغاز شده از فردای روز اتحاد، هماهنگ تر و مدرنتر شده بود، وجهه بیشتری یافته و تقویت می‌شد.

ایتالیا و مستعمرات پیشینش.

در آستانهٔ جنگ اول جهانی، ایتالیا چشم انداز ترسیم شده تا آن زمان را دگرگون ساخته و در کنار قدرت‌های متحد فرانسه، انگلیس و ایالات متحده وارد جنگ شد. به‌دنبال کنفرانس صلح ورسای در سال ۱۹۱۹ مناطق شمالی ترنتینو، التوادیجه و ونتریا جولیا را که برای کامل ساختن روند اتحاد ملی مورد نیاز بود، بدست آورد.

ایتالیا هر چند که از مبارزه پیروز خارج شده بود، اما از نقطه نظر اقتصادی زیر بار فشارهای وارده، دچار چنان آشفتگی‌هایی گردیده بود که دولت‌های وقت آن زمان توان هدایت آن را به‌سوی دست آورده‌های مثبت نداشتند.

در این برهه برخی از تشکیلات سیاسی که بعدها به‌مدت دهها سال بر آینده کشور تأثیرات عمیقی گذاشت، پا به عرصه وجود گذاردند، از جمله حزب ملت (۱۹۱۹) که بعدها به حزب دموکرات مسیحی تغییر شکل داد، حزب سوسیالیست، حزب کمونیست که توسط گرامشی پایه گذاری شد (۱۹۲۱) و طبقات مبارز که توسط موسولینی شکل گرفت (۱۹۱۹) و بعداً در سال ۱۹۲۱ به حزب فاشیست ملی تغییر شکل داد و عامل به قدرت رسیدن موسولینی شد.

ایتالیا میان دو جنگ

در سال ۱۹۲۵ (میلادی) با ممنوع شدن فعالیت تمامی دیگر احزاب، دوره رژیم فاشیست آغاز می‌شود که با سیاست استبدادی و در پوشش ملی گرایی، باعث دگرگونی‌های ریشه‌ای در زندگی کشور گردید و آزادی‌های سیاسی را محدود نمود. این رژیم برای ممانعت از دشمنی کلیسای کاتولیک، به توافقی با واتیکان (۱۹۲۹) دست یافت.

در آن سال‌ها اقدامات جدی برای تقویت و توسعه فعالیت‌های صنعتی و کشاورزی صورت گرفت. در زمینه سیاست خارجی، موسولینی سعی کرد با اتکا به سیاست توسعه طلبانه و قدرت‌های متحد، پرستیژ خود را تثبیت نماید که نقطهٔ اوج آن اتحاد با آلمان و ورود به جنگ دوم جهانی (۱۹۴۵ - ۱۹۴۰) علیه متفقین و متعاقباً سقوط رژیم فاشیست به‌دنبال ناکامی‌های نظامی بود.

بازسازی دموکراسی و اداره وضعیت سخت کشور پس از پایان جنگ و کوشش در از بین بردن هر آنچه از رژیم فاشیست به ارث مانده بود، باعث شد تا مجمع قانون اساسی شکل بگیرد.

در دوم ژوئیه سال ۱۹۴۶، و به‌دنبال انجام همه‌پرسی «جمهوری ایتالیا» متولد شد و این تاریخ تبدیل به جشن ملی شد. قانون اساسی جدید از تاریخ اول ژانویه ۱۹۴۸ رسمیت یافته و به مرحله اجرا در آمد.

ایتالیا بعد از جنگ، تلاش زیادی برای نزدیکی به کشورهای غرب انجام داد و در این راستا به ”اتحاد آتلانتیک” ملحق شد که سازمانی نظامی دفاعی است که به ابتکار آمریکا شکل گرفت و اکثر کشورهای اروپایی غربی نیز به آن پیوستند.

در سطح اروپا، ایتالیا در آن دوره از جمله کشورهایی بود با حداکثر توان در راستای یکپارچگی اروپا در طی مراحل مختلف آن، چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی کوشش نمود.

از اول ژانویه ۱۹۹۹ (میلادی)، ایتالیا از جمله ۱۱ کشوری است که واحد پولی یورو را به عنوان پول واحد بر گزید.

جغرافیا

تصویر ماهواره‌ای از ایتالیا

ایتالیا در جنوب اروپا با مختصات جغرافیایی تقریبی ۵۰ ۲۲ شمالی، ۳۰ ۱۲ شرقی قرار دارد.

مساحت کل آن ۳۰۱۳۲۳ کیلومتر مربع (تقریباً یک پنجم ایران) است که از آن ۲۹۴۰۲۹ کیلومتر مربع خشکی و ۷۲۱۰ کیلومتر مربع آب است. ۷۶۰۰ کیلومتر ساحل دارد.

نکتهٔ جالب در مورد نقشهٔ کشور ایتالیا این است که نقشهٔ این کشور شبیه چکمه است.

جزایر ساردنی و سیسیل در دریای مدیترانه نیز جزو ایتالیا است.

مرزهای این کشور ۲۹۳۲۱ کیلومتر است. با کشورهای زیر مرز مشترک دارد:

آب و هوای ایتالیا مدیترانه‌ای است. در شمال به دلیل وجود رشته‌کوه آلپ سرد، در جنوب خشک و در کل کشوری تقریباً گرم است.

بلندترین نقطه آن کوه مونته بیانکو با ارتفاع ۴۸۰۸ متر از سطح دریا و کمترین ارتفاع آن دریای مدیترانه‌است.

تقسیمات کشوری

کشور ایتالیا از نظر جغرافیایی به ۲۰ ناحیه تقسیم می شود که ۵ تا از آن ها دارای نوعی خودمختاری در وضع قوانین محلی می باشند.

از سوی دیگر ایتالیا به ۱۱۰ استان و ۸٬۱۰۰ شهرداری تقسیم می شود. علاوه بر این در سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۵ شهر ایتالیا به عنوان ابرشهر (متروپولیس) در نظر گرفته شدند که البته این تقسیمات جدید هنوز به جرحله رسمی و اجرایی نرسیده است.

از ویکی پدیا

فیلیپین

   

 

 ویژگی های جغرافیایی و اقلیمی

سرزمین فیلیپین با 300 هزار کیلومتر مربع مساحت از حدود 7 هزار جزیره بزرگ و کوچک در منتهی الیه جنوبشرق آسیا – حدفاصل دریای فیلیپین و دریای جنوبی چین - تشکیل شده که در میان آنها جزایر لـوزون Luzon)) ، میندانائو( Mindonao ) و سولو(Sulu) بزرگترین مساحت را دارا هستند . محیط ساحلی فیلیپین بالغ بر 36 هزار و 280 کیلومتر طول دارد و این سرزمین فاقد هرگونه مرز خشکی با کشورهای همسایه است .

آب و هوای فیلیپین گرم و استوایی با رطوبت بسیار بالاست . . دمای هوا در فیلیپین در اغلب فصول گرم و بین 25 تا 35 درجه سانتیگراد در نوسان است . میزان رطوبت هوا نیز بین 40 تا 90 درجه نوسان دارد . این سرزمین در طول سال با طوفان های مهیب دریایی و بارانهای موسمی مواجه است که معمولا حوادث تلخی به همراه دارد . بارش متناوب باران ، پوششی از جنگل انبوه و متراکم را در فیلیپین گسترده و بیش از 43 درصد از خاک این سرزمین را جنگلهای سرسبز استوایی فراگرفته است . از سوی دیگر وقوع زلزله های پی در پی در نقاط مختلف فیلیپین به امری عادی برای ساکنان آن مبدل شده است .

در جزایر مختلف فیلیپین ارتفاعات بلندی به چشم می خورد ولی مرتفع ترین قله این سرزمین آپو( Apo) نام دارد که ارتفاع آن از سطح دریا به 2954 متر می رسد .

رودهای بزرگ عبارتند از : کاگایان ، پامیانیا ، آبرا ، آگوسان ، ماگات ، لائوآنگ و آنیو که برخی آز آنها برای کشتیرانی تجاری کاملا مناسب هستند.

فیلیپین در معاهدات بین المللی تغییرات آب و هوا ، محیط زیست ، پروتکل کیوتو ، بیابان زدایی ، مناطق حراست شده ، دفن زباله ها ، قانون دریا ، زباله های دریایی ، حفاظت از لایه اوزون ، آلودگی کشتی ها و قطع درختان جنگلی عضویت دارد .

* ویژگی های جمعیتی ، بهداشتی و فرهنگی

جمعیت فیلیپین بر اساس برآورد سال 2009 حدود 98 میلیون نفر است که 2/35 درصد از آنها زیر 14 سال ، 6/60 درصد بین 15 تا 64 سال و 1/4 درصد نیز بالاتر از 65 سال سن دارند .

نرخ زاد و ولد در فیلیپین 01/26 در هزار ، نرخ مرگ و میر 1/5 در هزار ، نرخ مهاجرت ( 34/1 - ) در هزار و متوسط نرخ رشد جمعیت حدود 957/1 درصد است .

پراکندگی شهرها در جزایر فیلیپین باعث شده تا بالغ بر 65 درصد از مردم این کشور در مناطق شهری سکونت کنند . از طرف دیگر بهبود سیستم های بهداشتی و امکانات درمانی میزان امید به زندگی در میان نوزادان و بالغین فیلیپین را افزایش داده است . هم اینک از هر 100 نوزاد فیلیپینی فقط 2 کودک شانس رسیدن به سن 4 سالگی را ندارند . ضمن آنکه امید به زندگی در میان مردان این کشور 17/68 سال و در بین زنان فیلیپین 15/74 سال است . با این حال برخی مشکلات فرهنگی در زمینه کنترل رشد جمعیت سبب شده تا نرخ باروری زنان فیلیپین همچنان بالا و در حد 27/3 بارداری در طول دوران باروری باشد .

۹۰ درصد از مردم فیلیپین مسیحی و بقیه مسلمان هستند که اکثرا در جزیره میندانائو در جنوب سکونت دارند. همچنین 29 درصد از نژاد مردم فیلیپین را فیلیپینی ها و ۲۳ درصد را سبوئانو ها و ۱0 درصد را ایلکانو تشکیل می‌دهند و بقیه از سایر اقوام هستند. مردم در فیلیپین به زبان فیلیپینی صحبت می‌کنند ، این در حالی است که زبان انگلیسی و اسپانیایی نیز بسیار رایج است. با این حال بیش از ۱۰۰۰ لهجه در فیلیپین موجود است. میزان با سوادی در میان مردم این کشور 6/92 درصد است .

* تقسیمات کشوری و ویژگی های سیاسی

فیلیپین دارای ۱۷ ناحیه، ۸0 استان و نزدیک به ۱۵۰۰ منطقه مستقل شهری (شهرستان) است.

نواحی جمعیتی فیلیپین عبارتند از : آبرا ، آگوسان دل نورته ، آگوسان دل سور ، آکلان ، آلبای ، آنجلس ، آنتیک ، آرورا ، داپیتان ، ایریگا، لانائو دل نورته ، لایونیون ، مانیل ، پالاوان ، کوئه زون ، سان پابلو ، لانائو دل سور ، تاکلوبان ، تانگوب و زامبوآنگا

شهر مانیل پایتخت فیلیپین در طی سالهای گذشته پیشرفت زیادی داشته است.این شهر حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و هنوز یکی از ارزانترین شهرهای دنیاست.

فیلیپین در قرن نوزدهم مستعمره اسپانیا و در نیمه اول قرن بیستم مستعمره آمریکا بود ، سپس در جنگ جهانی دوم به تصرف ژاپن درآمد و در سال ۱۹۴۶ در حالی که مانیل ویرانه‌ای بیش نبود، حکومت جمهوری در این کشور بوجود آمد. حضور پرقدرت آمریکا تاثیری عمیق بر جامعه فیلیپین نهاده است به طوری که این جامعه هم اکنون تلفیقی از فرهنگ آسیایی و کاتولیک اسپانیایی و سرمایه داری آمریکایی است .

مطابق قانون اساسی فیلیپین نظام سیاسی این کشور جمهوری است. رئیس جمهور و مجلس سنای ۲۴ نفره بر اساس رای مردم برای یک دوره شش ساله انتخاب می‌شوند. هم اکنون خانم " گلوریا ماکاپاگال آرویو " ریاست قوه مجریه فیلیپین را بر عهده دارد که از ۱۹ وزارتخانه متشکل شده است.

مجلس نمایندگان شامل 218 نماینده انتخابی با رای مردم و22 نماینده انتصابی از سوی احزاب و 5 نماینده انتصابی است که این نمایندگان را رئیس جمهور از بین گروههای اقلیت انتخاب می کند. همچنین تعیین اعضای کابینه نیز بر عهده رئیس جمهور و بدون تصویب مجلس است.

احزاب عمده سیاسی در فیلیپین عبارتند از: حزب آزادیخواه( لیبرال) ، حزب دمکراتیک فیلیپین( نهضت نیروی خلق)، حزب کارگر ، حزب اتحاد برای دمکراسی ، حزب دمکراتیک مسیحی و مسلمان و حزب اصلاحات مردم .

از سوی دیگر گروه های مخالف مسلح نظیر اسلام گرایان تندرو معروف به گروه " ابوسیاف " که بر بخشی از جزایر میندانائو و مجمع الجزایر سولو خودمختاری دارند مهمترین تهدید بر علیه حکومت این کشور هستند.

فیلیپین علاوه سازمان ملل متحد در بانک توسعه آسیا ، بانک تضمین بین المللی ، سازمان بین المللی خواربار و کشاورزی ، گروه 24 ، گروه 77 ، آزانس بین المللی انرزی اتمی ، بانک بین المللی ترمیم و توسعه ، سازمان جهانی هواپیمایی ، اتاق بازرگانی بین المللی ، جامعه بین المللی توسعه ، صندوق بین المللی توسعه کشاورزی ، کمیته مالیه بین المللی ، صلیب سرخ بین المللی ، سازمان بین المللی نقشه برداری دریایی ، سازمان بین المللی کار ، صندوق بین المللی پول ، سازمان بین المللی دریانوردی ، سازمان بین المللی پلیس جنایی ، کمیته بین المللی المپیک ، اتحادیه بین المجالس ، سازمان بین المللی استاندارد ، اتحادیه بین المللی ارتباطات ، اتحادیه جهانی ارتباطات ماهواره ای ، جنبش عدم تعهد ، سازمان توسعه فرهنگی ملل متحد ، کمیسیون حقوق بشر ملل متحد ، سازمان توسعه صنعتی ملل متحد ، اتحادیه اقتصادی آسیا و اقیانوسیه ، بنیاد پژوهش و تبلیغات ، انجمن ملل جنوبشرق آسیا ، موسسه بین المللی سوابق مدیران خبره ، سازمان بین المللی تلفن همراه ، سازمان بین المللی مهاجرت ، آزانس ضمانت سرمایه گذاری چند جانبه ، دبیرخانه جهانی سالمندان ، سازمان جهانی املاک صنعتی ، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد ، سازمان جهانی گمرک ، کمیسیون توسعه و تجارت ملل متحد ، اتحادیه جهانی پست ، فدراسیون جهانی اتحادیه های تجاری ، سازمان جهانی بهداشت ، سازمان جهانی ماکیت معنوی ، سازمان جهانی هواشناسی و سازمان جهانی تجارت عضویت دارد .

*وی‍ژگی های اقتصادی

فیلیپین که بعد از پایان جنگ جهانی دوم از سوی کارشناسان به عنوان موتور محرکه اقتصاد شرق آسیا ارزیابی می شد ، هیچگاه به جایگاه واقعی خود در اقتصاد آسیا نرسید البته از زمان روی کار آمدن دولت خانم آرویو هرساله بطور متوسط رشد اقتصادی تا 5 درصد را تجربه کرده است . برنامه منظم اقتصادی دولت فیلیپین برای عبور از بحران مالی جهانی شامل تدابیری نظیر ایجاد درآمدهای جدید ، کاهش هزینه های جاری ، کاهش کسری بودجه و توازن میان نسبت بدهی ها می شود .

موفقیت های دولت در بخش مالی در سالهای اخیر منجر به جذب سرمایه گذاران خارجی شده است ، اما با وجودی که چشم انداز عمومی اقتصاد کلان این کشور به طور چشمگیری در چهارسال گذشته بهبود یافته ، اقتصاد فیلیپین هنوز با چالش های متعددی در دراز مدت روبروست . فیلیپین باید برنامه اصلاحات خود را به منظور سازگاری با رقبای منطقه ای همراه با بهبود فرصت های اشتغال ، کاهش فقر و حفظ قدرت پول ملی اجرا کند . اقتصاد این کشور دراوج قدرت خود ظرف سه دهه اخیر ، در سال 2007 رشد 7 درصدی در تولید ناخالص داخلی را تجربه کرد ، اما کاهش شتاب رشد اقتصاد آن به 8/3 درصد در سال 2008 تحت تاثیر بحران مالی جهانی بسیاری از برنامه های توسعه فیلیپین را ناکام گذاشت .

ارزش واقعی تولید ناخالص داخلی فیلیپین در پایان سال 2008 به 167 میلیارد دلار رسید و برآوردها نشان می دهد که سال 2009 نیز میزان تولید ناخالص داخلی این کشور اندکی بیشتر از سال پیش از آن خواهد بود . در آمد سرانه ملی فیلیپین حدود 3500 دلار است . ضمن آنکه بخش کشاورزی 7/14 درصد ، بخش صنعت 6/31 درصد و بخش خدمات 7/53 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را شامل می شود .

فیلیپین 37 میلیون نفر نیروی کار دارد که 35 درصد از آنها در بخش کشاورزی ، 15 درصد در بخش صنعت و 50 درصد در بخش خدمات شاغلند . نرخ بیکاری این کشور سال گذشته از 4/7 درصد گذشت .

برنج تقریبا عمده ترین محصول تولیدی بخش کشاورزی فیلیپین است . الوار و چوب نیز از دیگر محصولات این بخش هستند که برداشت بی رویه آنها باعث بوجود آمدن مشکلاتی در بخش جنگلداری شده است. نیشکر ، نارگیل ، ذرت ، موز ، کاساوا ، آناناس و انبه نیز جزو دیگر محصولات کشاورزی فیلیپین هستند .

همچنین از صنایع بزرگ این کشور می‌توان به صنعت نساجی، مواد غذایی، دارو سازی، تاسیسات برق ، کفش و صنایع دستی اشاره کرد. بخش گردشگری هم نقش مهمی در رونق اقتصاد فیلیپین دارد.

مقدار ذخایر معدنی فیلیپین با وجود وسعت کم این کشور بسیار قابل ملاحظه است. در فیلیپین منابع کانی های فلزی سرشاری از جمله نیکل ، نقره ، طلا ، مس، کروم و معادن غیرفلزی نظیر کبالت ، نمک، سنگ مرمر و آهک وجود دارد، به طوری که با توجه به تولیدات قبلی و ذخایر اثبات شده در معادن طلا رتبه دوم جهان و در معادن مس رتبه سوم دنیا را به خود اختصاص داده است.

فیلیپین توان تولید 57/56 میلیارد کیلووات ساعت انرژی الکتریکی دارد که بخش عمده آن به مصارف داخلی می رسد . علاوه بر این ظرفیت تولید نفت خام در فیلیپین حدود 25 هزار بشکه در روز است ولی این کشور ناچار است حداقل 15 برابر این مقدار نفت خام در روز برای تامین نیاز داخلی خود وارد کند .

فیلیپین در سال 2008حدود48 میلیارد و 200 میلیون دلار کالا شامل محصولات الکتریکی ، منسوجات و پوشاک ، کاتد مس ، محصولات پتروشیمی و صنایع چوبی و مبلمان به خارج صادر کرد . مهمترین شرکای صادراتی فیلیپین را آمریکا ، ژاپن ، هنگ کنگ ، چین و هلند شامل می شوند .

همچنین واردات این کشور در این مدت به60 میلیارد و 780 میلیون دلار رسید که شامل ماشین آلات صنعتی ، نفت و فراورده های وابسته ، تجهیزات مخابراتی ، آهن آلات و فولاد ، مواد آلی و شیمیایی بود . آمریکا ، ژاپن ، سنگاپور ،عربستان سعودی ، کره جنوبی ، مالزی، تایوان و چین مهمترین فروشندگان کالا به فیلیپین هستند .

فیلیپین حدود 66 میلیارد دلار بدهی خارجی دارد و واحد رسمی پول این کشور " پزو " است . هر دلار آمریکا حدودا با 45 پزو فیلیپین برابر است .

*مناسبات اقتصادی ایران و فیلیپین

مناسبات سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با فیلیپین از هجدهم مهر 1343 آغاز شد ولی اوج گسترش این مناسبات در 10 سال اخیر بوده است . هرچند که حجم روابط اقتصادی ایران و فیلیپین طی 3 سال گذشته با کارشکنی مستقیم برخی کشورهای اروپایی و به خصوص انگلیس، کاهش جدی پیدا کرده و هرگز منطبق با شان روابط سیاسی و پتانسیل همکاری های دوکشور نیست .

در حال حاضر، حجم مبادلات اقتصادی ایران و فیلیپین کمتر از 370 میلیون دلار است که 290 میلیون دلار از این رقم، میزان صادرات ایران به فیلیپین و در حدود 80 میلیون دلار واردات از این کشور است. بخش اعظم صادرات ایران به فیلیپین مربوط به صادرات نفتی است به طوری که ایران روزانه بین 15 تا 20 هزار بشکه نفت به این کشور نفت صادر می کند. در واقع ایران بعد از عربستان سعودی به عنوان دومین تامین کننده نفت خام فیلیپین محسوب می شود.

همچنین حدود ۸۰ درصد صادرات غیرنفتی ایران به مانیل را محصولات پتروشیمی در بر می گیرد .سایر کالاهای صادراتی ایران به فیلیپین نیز شامل خشکبار ، کالاهای ساختمانی، کوداوره ، فولاد ، مس، ورق و نوار روی و برنز، فرش و کفپوشهای دیگر، کفش، مبلمان، وسایل دندانپزشکی، رب، خرما، وغیره می شود . در همین حال روغن نارگیل، ‌موز، آناناس، الکل های چرب ، فرآورده‌های دریایی، قطعات الکترونیکی، مواد شیمیایی و پاک کننده ها، مواد اولیه تهیه غذای حیوانات ، لوازم آرایش و محافظ های پوست بیش از ۹۰ درصد صادرات فلیپین به ایران را شامل می شود.

ایران که 3 سال پیش یک پالایشگاه مدرن پتروشیمی را به منظور تولید LLDPE برای فیلیپین ساخته ، به تازگی برای احداث فاز دوم آن پالایشگاه و نیز چند پالایشگاه دیگر در این کشور اعلام آمادگی کرده است.

روابط اقتصادی و تجاری بین جمهوری اسلامی ایران و فیلیپین از طریق برگزاری کمیسیون‌های مشترک اقتصادی فیمابین تنظیم می شود. بین ایران و فیلیپین موافقتنامه ها و اسناد متعددی به امضاء رسیده که از آن میان می توان به موافقتنامه تشویق و حمایت از سرمایه گذاری متقابل (2003)، تشویق صنعت گردشگری (2001) ، همکاری کشاورزی و گسترش تجارت محصولات کشاورزی (1994)، موافقتنامه سه جانبه میان ایران، فیلیپین و ترکمنستان(1995)، یادداشت تفاهم میان اتاقهای بازرگانی و صنایع دو کشور (2003) و… اشاره کرد.

سفر " فیدل راموس " و " هاشمی رفسنجانی " رئیسان جمهور وقت دوکشوربه تهران ومانیل به ترتیب درسالهای 1373 و1374و سفر" ناطق نوری " رئیس وقت مجلس شورای اسلامی به فیلبیپین در اواخر پائیز سال 1377 و سفر " سیازون " وزیر و " باها " معاون سیاسی وزارت امورخارجه فیلیپین به تهران در سالهای 1378 و 1379 و بالاخره دیدار" منوچهر متکی " وزیر امور خارجه ایران با رئیس جمهور و وزیر امورخارجه فیلیپین در آبان1388 از جمله رفت و آمدهای دیپلماتیک بین ایران و فیلیپین بوده که در جریان سفر " باها " اولین اجلاس کمیته مشورتی سیاسی اقتصادی و فرهنگی دو کشور برگزار شد و دومین اجلاس آن در سفر سال 1380" امین زاده " معاون آسیا اقیانوسیه ومشترک المنافع به فیلیپین گشایش یافت. در چهارمین کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و فیلیپین که دو سال پیش برگزار شد ، مقامات دو کشور مقرر کردند که مذاکرات خود در مورد ساختمان سازی، راه سازی، امضای موافقتنامه های اجتناب از اخذ مالیات مضاعف، حمایت از سرمایه گذاری های مشترک، عقد قراردادهای حمل و نقل و ایجاد پرواز مستقیم تهران – مانیل را ادامه دهند. پنجمین کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و فیلیپین نیز احتمالا اوایل سال 1389 در تهران برگزار خواهد شد .

دکتر محمد نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران چندی قبل در دیدار با سفیر فیلیپین در تهران خواستار تبادل اطلاعات بازرگانی و گسترش روابط بانکی میان دو کشور شد که قطعا سهم قابل توجهی در توسعه روابط اقتصادی ایران و فیلیپین دارد.

ایجاد خطوط منظم باربری و مسافری، تاسیس اتاق یا شورای مشترک بازرگانان دو کشور، برگزاری نمایشگاه های تخصصی و تجاری درشهرهای مهم فیلیپین، ایجاد مرکز تجاری و اعزام رایزن بازرگانی به این کشور نیز از دیگر راهکارهای گسترش مناسبات اقتصادی ایران و فیلیپین است .

سفارت فیلیپین در تهران و در خیابان آفریقا، نرسیده به مدرس، خیابان مهیار، پلاک13 قراردارد و آقای " گنرزو سنگا " سفیر فیلیپین در تهران از طریق شماره تلفن های 3-22047802، 22046239 آماده ارائه خدمات کنسولی به تجار و صنعتگران ایرانی است .

تجار ایرانی برای دریافت روادید سفر به این کشور باید نامه درخواست شرکت، مدارک ثبت شرکت، کارت بازرگانی، بلیت رفت و برگشت، دعوتنامه محضری از شرکت فیلیپینی که به تأیید وزارت بازرگانی و صنایع فیلپین رسیده باشد، گذرنامه با حداقل 6 ماه اعتبار، 2 قطعه عکس 4×6 داشته باشند .                                                                                                                                       

منبع:سایت بین الملل                                                                                  www.deo.blogfa.com         

اسلوونی


جمهوری اسلوونی ( Republic of Slovenia ) کشوری است واقع در مرکز اروپا ، شرق ارتفاعات آلپ ، جنوب اتریش ، شمال کرواسی ، غرب مجارستان و در حاشیه دریای آدریاتیک . پایتخت اسلوونی شهر لیوبلیانا ( Ljubljana ) با 260 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت اسلوونی 20.273 کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 2 میلیون و ده هزار نفر است . از مهمترین شهرهای اسلوونی می توان به ماریبور 95 هزار نفر ، سلیه 38 هزار نفر ، کرانیه 36 هزار نفر و ولنیه 28 هزار نفر اشاره کرد .

-----------------

جمهوری اسلوونی ( Republic of Slovenia ) کشوری است واقع در مرکز اروپا ، شرق ارتفاعات آلپ ، جنوب اتریش ، شمال کرواسی ، غرب مجارستان و در حاشیه دریای آدریاتیک . پایتخت اسلوونی شهر لیوبلیانا ( Ljubljana ) با 260 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت اسلوونی 20.273 کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 2 میلیون و ده هزار نفر است . از مهمترین شهرهای اسلوونی می توان به ماریبور 95 هزار نفر ، سلیه 38 هزار نفر ، کرانیه 36 هزار نفر و ولنیه 28 هزار نفر اشاره کرد .

اسلوونی تنها دارای 46 کیلومتر خط ساحلی با دریای آدریاتیک می باشد . اسلوونی دارای آب و هوایی مدیترانه ای در ساحل دریای آدریاتیک و آب و هوای قاره ای با تابستانهای معتدل و زمستان هایی سرد در دشت های مرکزی و فلات نواحی شرقی کشور می باشد ، غرب اسلوونی را نیز رشته کوههای آلپ فرا گرفته است که البته قلل آن ارتقاع زیادی از سطح دریا ندارند . بلندترین نقطه اسلوونی ، قله تریگلاو ( Triglav ) با 2864 متر ارتفاع در غرب کشور واقع شده است . اسلوونی در ابتدا سکونتگاه اقوام ایلیریا و سلت ها بوده است .

اسلوونی در قرن یکم پیش از میلاد توسط امپراطوری روم به تصرف درآمد . گروه اسلاوهای جنوبی از ششم پیش از میلاد تا قرن هفتم میلادی در منطقه اسلوونی کنونی سکنی گزیدند . اسلاوها دولتی موسوم به سامو ( Samu ) برقرار کردند و پس از آن تحت تابعیت آوارهای مجار درآمدند ، آوارها پس از آن بر تمام دشت مجارستان مسلط گشتند ولی طولی نکشید که در قرن هشتم میلادی از شارلمانی ها شکست خوردند . پس از شکست مجارها از ترکان عثمانی در سال 1526 ، مجارستان برای فرار از تسلط ترکان عثمانی بر قلمرو اش به ناچار حاکمیت هاپسبورگ ها در اتریش را پذیرفت . پادشاهی هاپسبورگ در ابتدا کلیه مساحت اسلوونی را در برمی گرفت ، بنابراین اسلوونی و کرواسی پس از اتحاد اتریش و مجارستان در سال 1867 بخشی از پادشاهی مشترک اتریش - مجارستان شدند . پس از شکست و فروپاشی امپراتوری اتریش - مجارستان پس از جنگ جهانی دوم ، اسلوونی اعلام استقلال نموده و در 4 دسامبر 1918 به همراه مونته نگرو ، صربستان و کرواسی ملت جدیدی به نام پادشاهی کروات ها ، صرب ها و اسلوون ها را تشکیل دادند . این اتحادیه در سال 1929 به یوگسلاوی ( Yugoslavia ) تغییر نام داد . در طول جنگ جهانی اول یوگسلاوی توسط آلمان نازی به تصرف درآمد و اسلوونی بین آلمان ، ایتالیا و مجارستان تقسیم شد . در طول جنگ جهانی دوم بسیاری از اسلوونیایی ها در قالب گروههای شبه نظامی و پارتیزانی به رهبری مارشال تیتوی ( Marshal Tito ) کمونیست  که خود زاده ی کرواسی بود به جنگ قوای اشغالگر نازی می رفتند ، مقاومت کرده و بسیاری از آنها نیز در میدان نبرد کشته شدند . سرانجام پس از شکست قدرت های محور در سال 1945 مجدداً به صورت یکی از جمهوری های یوگسلاوی درآمد و یک دیکتاتوری کمونیستی بر اسلوونی حکمفرما شد . دهه ی 80 دهه ای پر آشوب برای اسلوونی بود ، جایی که مردم این کشور خواهان کسب استقلال و رها شدن از چنگال کمونیسم بودند . با تحلیل قدرت کمونیسم و شوروی در سال 1990 یک دولت غیر کمونیستی به رهبری میلان کوچان ( Milan Kucan ) به عنوان رئیس جمهور از حزب دموکراتیک اسلوونی قدرت را در دست گرفت . اسلوونی در 25 ژوئن 1991 از یوگسلاوی اعلام استقلال کرد . در سال 1992 یانز درنوسک ( Janez Drnovsek ) نخست وزیر اسلوونی شد . بلافاصله دولت حاکم بر یوگسلاوی به منظور جلوگیری از استقلال اسلوونی وارد عمل شد و در همین اثنا رشته جنگ هایی نیز به وقوع پیوست . کرواسی ، بوسنی و اسلوونی توانستند با مقاومت ، خود را از زیر یوغ یوگسلاوی رها کنند . با به رسمیت شناخته شدن استقلال اسلوونی توسط جامعه اروپایی در سال 1992 اسلوونی شروع به بازسازی خود نموده و اسلوونی به سوی غربی شدن پیش رفت . اسلوونی در سال 2004 به اتحادیه اروپا و ناتو پیوست . در یک اتفاق غیرمنتظره جریان انتخابات اکتبر 2004 ، رهبر حزب راست میانه دموکرات اسلوونی ، یانز یانسا ( Janez Jansa ) با کسب اکثریت آراء بر نخست وزیر پیشین آنتون روپ ( Anton Rop ) از حزب لیبرال دموکرات غلبه کرد و پس از 12 سال به حاکمیت لیبرال دموکرات ها در رأس قدرت خاتمه داد و به عنوان نخست وزیر اسلوونی انتخاب شد . در اول ژانویه 2007 اسلوونی واحد پول خود را به یورو تغییر داد . انتخابات ریاست جمهوری در اسلوونی در 21 اکتبر 2007 برگزار شد و به علت نزدیکی آراء بین دانیلو تورک ( Danilo Turk ) از حزب سوسیال دموکرات و لویزه پترله ( Alojze Peterle ) از حزب محافظه کار انتخابات به دور دوم کشیده شد ، دور دوم انتخابات ریاست جمهوری اسلوونی در 11 نوامبر 2007 برگزار شد و در آن دانیلو تورک با کسب 68 % و اکثریت مطلق آراء پیروز انتخابات شد ، پترله تنها توانست 31 % آراء را از آن خود کند . دانیلو تورک رسماً در 22 دسامبر 2007 قدرت را در دست گرفت .

این انتخابات جایگاه یانز یانسا را به عنوان نخست وزیر به خطر انداخت . در ژانویه 2008 اسلوونی به عنوان اولین جمهوری کمونیستی سابق ، ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده گرفت . انتخابات پارلمانی اسلوونی  در 21 سپتامبر 2008 در اسلوونی برگزار شد . در این انتخابات باروت پاهور ( Barut Pahor ) از حزب سوسیال دموکرات 30 % آراء را به خود اختصاص داد و با به دست آورده 29 کرسی از 90 کرسی به عنوان نخست وزیر اسلوونی انتخاب شد . مقام ریاست جمهوری در اسلوونی ، مقامی عمدتاً تشریفاتی است .

 

 

یانز یانسا از حزب دموکرات اسلوونی با کمی اختلاف 29 % آرا را به دست آورد و 28 کرسی پارلمان به حزبش تعلق گرفت با این حال مقام نخست وزیری اسلوونی را از دست داد و باروت پاهور سوسیال دموکرات در 7 نوامبر 2008 نخست وزیر اسلوونی شد . پاهور بلافاصله پس از انتخابش به عنوان نخست وزیر وزرای خود را برگزید : ساموئل زبوگار ( Samuel Zgobar ) به عنوان وزیر امور خارجه ، لیوبیکا یلوسیچ ( Ljubica Jelusic ) به عنوان وزیر دفاع ، فرانکی کریزانیچ ( Franci Krizanic ) به عنوان وزیر دارایی و کاتارینا کرسال ( Katarina Kresal ) به عنوان وزیر کشور . نژاد 83 % مردوم اسلوونی ، اسلوونیایی ، 2 % صرب ،  1 % کروات و 1 % نیز بوسنیایی هستند ، همچنین دین 57 % اسلوونیایی ها ، کاتولیک ، 2 % مسلمان ، 2 % ارتدکس و 10 % سایر مسیحیان می باشد . زبان رسمی مردم اسلوونی ، اسلوونیایی می باشد ، زبان های صربی و کروات نیز رایج می باشد . واحد پول اسلوونی ، یورو با واحد جزء سنت نام دارد . از مهمترین صادرات اسلوونی می توان به ماشین آلات و تجهیزات حمل و نقل ، مواد شیمیایی و خواروبار اشاره کرد .

اسلوونی مشتمل بر 11 منطقه می باشد :

1 - سلیه ( Celje )

2 - کوپر کاپودیستریا ( Koper-Capodistria )

3 - کرانیه ( Kranj )

4 - لیوبلیانا ( Ljubljana )

5 - نوا گوریسا ( Nova Gorica )

6 - نوو مستو ( Novo Mesto )

  منبع:سایت بین الملل                                                                            www.deo.blogfa.com   

آلمان

آلمان (به آلمانیDeutschland)‏ با نام رسمی جمهوری فدرال آلمان (به آلمانیBRD:Bundesrepublik Deutschland)‏، کشوری در قاره اروپا با پایتخت برلین است. آلمان از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوئیس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند مرز دارد.[۱] مساحت آن ۳۵۷۱۲۱.۴۱ کیلومتر مربع است و با ۸۲ میلیون نفر، پرجمعیت‌ترین کشور اروپا است.[۲][۳]

اولین حضور جامعهٔ انسانی در سرزمین آلمان به ۵۰۰ هزار سال پیش و انسان‌های نئاندرتال بازمی‌گردد. رمی‌ها اولین گروه از انسان‌های متمدن بودند، که در آلمان ساکن شدند. تا سال ۸۰۰ میلادی آلمان حکومت مقتدری نداشت و مورد تاخت و تاز همسایه‌ها بود. در این سال شارلمانی توانست کشورهای رم را متحد کند، اما این اتحاد کوتاه مدت بود. از سرزمین‌های متعلق به وی، سه پادشاهی شکل گرفت، که یکی از آن‌ها به آلمان امروزی ختم می‌شود. اولین پادشاه آلمانی‌زبان در این سرزمین،لودویگ شاه آلمانی بود. دیگر کشورها از آن پس، مردم این سرزمین را با زبان آلمانی می‌شناختند. پس از این دوره، حکومت به امپراطوری مقدس روم رسید، این دوره که شامل قرون وسطی می‌شود با قدرت گرفتن کلیسای کاتولیک همراه بود. ظهورکلیسای پروتستان و مارتین لوتر را می‌توان از رویدادهای مهم آن زمان برشمرد. پس از آن در اوایل قرن ۱۹ام امپراطوری پروس از اتحاد مناطق آلمانی در کنگره وین شکل گرفت. با پایان جنگ جهانی اول، قیصر مجبور به استعفا شد، این دوره تا برآمدنفاشیسم را دوران جمهوری وایمار می‌نامند. با بدتر شدن وضعیت اقتصادی در آلمان پس از جنگ‌جهانی اول و گسترش نژادپرستی، حزب نازی در این کشور به قدرت رسید. این حزب تا پایان جنگ‌جهانی دوم و شکست آلمان در این کشور حاکم بود. پس از جنگ‌جهانی دوم، کشور آلمان، به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد، تا در سال ۱۹۹۰ آلمان غربی و شرقی متحد گشته و جمهوری فدرال آلمان را تشکیل دهند.[۴][۵]

آلمان دارای نظام سیاسی جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی بوده و دارای ۱۶ ایالت است. این ایالت‌ها می‌توانند در برخی مسایل مستقل عمل کنند. آلمان هم اکنون یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان است و به عنوان ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا، موتور اقتصادیِ حوزهٔ پولیِ یورو محسوب می‌شود. شهرهای بزرگ آلمان برلین، هامبورگ، مونیخ و فرانکفورت می‌باشند.[۲]

آلمان در دو جنگ جهانی اول و دوم نقش گسترده‌ای داشت و در پی این دو جنگ خسارت‌های زیادی را متحمل شد. پس از پایان جنگ با وام‌هایی که از کشورهای متفق گرفت، توانست کشور را بازرسازی کند. جمهوری فدرال آلمان هم‌اکنون یکی از اعضایسازمان ملل متحد، ناتو، کشورهای گروه هشت و گروه پنج بوده و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا است.

نام

واژه آلمانی (دویچ) (به آلمانیDeutsch)‏ دارای معنای اولیه متعلق به مردم بوده‌است.[۷]در سدهٔ پانزدهم میلادی، نام رسمی حکومت این سرزمین، تویتونیکوم رگنوم (به لاتینTeutonicum Regnum)‏ یعنی حکومت کشورهای آلمانی به وجود آمد. واژهٔDeutschland از همین نام گرفته شد.[۸]

جغرافیای طبیعی


این کشور دارای ۱۶ ایالت است. بزرگترین ایالت بایرن یا باواریا در جنوب و کوچک‌ترین برمن در شمال غربی است.[۹][۱۰]

آلمان ترکیبی از دشت و جنگل و کوه و ساحل و تعدادی جزیره و مجموعه‌ای از باتلاق‌ها و دریاچه‌ها است. در شمال این کشور سرزمین‌های پست قرار دارند که سواحل آن سدبندی شده‌است. دشت‌های پست شمالی به دشت‌های مرکز آلمان وصل می‌شوند. بزرگترین دشت‌های آلمان دشت‌های راین بالا، وستفالن و دشت‌های منطقه لایپزیگ هستند. در شمال آلمان تعداد زیادی برکه و دریاچه یافت می‌شود.[۱۱]

در قلب آلمان رشته‌کوه‌های مرکزی قرار دارند، این رشته‌کوه‌ها شمال و جنوب آلمان را از هم جدا می‌کنند. کوه‌های هارتس، ارتس، فیشتل، هونسروک و جنگل‌های باواریا از شمال به جنوب کشیده‌شده‌اند. بلندترین کوه آلمان تسوگ اشپیتسه، در قسمت آلمانی رشته‌کوه آلپ در جنوب این کشور با ارتفاع ۲۹۶۲ متر است.[۱۲]

مختصات و موقعیت جغرافیایی

جمهوری فدرال آلمان در مرکز قارهٔ اروپا قرار دارد. وسعت آن ۳۵۷۱۲۱.۴۱ کیلومتر مربع است. مرزهای زمینی این کشور در حدود ۳۷۵۷ کیلومتر است. همسایگان آلمان در شمال دانمارک، در غرب بلژیک و هلند، در جنوب لوگزامبورگ، سوئیس، اتریش و فرانسهو در شرق لهستان و جمهوری چک هستند. دریای شمال و دریای بالتیک راه‌های آلمان به آب‌های آزاد هستند. سواحل آبی این کشور با این دو دریا حدود ۲۳۸۹ کیلومتر است. طولانی‌ترین رودهای آلمان راین با ۸۵۶ کیلومتر، الب ۷۰۰ کیلومتر و دانوب ۶۴۷ کیلومتر هستند. آب‌وهوای آلمان معتدل اقیانوس اطلس و قاره‌ای است. بادهای غالب بر آلمان از سمت غرب می‌وزند.

از نظر وضعیت جغرافیایی آلمان از دریای شمال و بالتیک تا رشته‌کوه‌های آلپ در جنوب به پنج ناحیه بزرگ تقسیم می‌شوند، سرزمین‌های پست در شمال، رشته‌کوه‌های میانه، دامنه‌های کم‌ارتفاع کوه‌های میانه در جنوب غربی، دامنه‌های کوه‌های آلپ، کوه‌های آلپ در باواریا.آلمان به طور سنتی پس از جنگ به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌شود. البته پس از برچیده‌شدن دیوار برلین به قسمت شرقی به طور رسمی ایالت‌های تازه و به قسمت‌های غربی ایالت‌های قدیمی می‌گویند. [۶]

جغرافیای انسانی

نوشتار اصلی: جغرافیای انسانی آلمان

به نقل از ادارهٔ فدال آمار آلمان، بر اساس سرشماری سراسری که در سال ۲۰۱۱ انجام شده‌است، جمعیت این کشور حدود ۸۰.۲ میلیون نفر است. از این تعداد، حدود ۷۴ میلیون (۹۲.۳٪) دارای ملیت آلمانی هستند و حدود ۶.۲ میلیون (۷.۷٪) باقی‌مانده را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند. نوردراین وستفالن با حدود ۱۷ میلیون پر جمعیت‌ترین ایالت آلمان است، پس از آن ایالت‌های بایرن و بادن-وورتمبرگ به ترتیب با ۱۲ و ۱۰ میلیون جمعیت قرار دارند. ایالت‌های برمن و زارلند کم‌جمعیت‌ترین ایالت‌های آلمان هستند.

اتباع خارجی و خارجی‌تبارها

بالاترین میزان حضور اتباع خارجی در ایالت‌های هامبورگ، هسن، برلین و بادن-وورتمبرگ است. اتباع خارجی در ایالت‌های جدید کمتر از ۲ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. حدود ۱۹٪ جمعیت آلمان، از خانواده‌های مهاجر هستند یا خود مهاجر بوده‌اند. هامبورگ بالاترین میزان مهاجران را به خود اختصاص داده‌است. جمعیت مهاجران این ایالت به نسبت کل جمعیت حدود ۳۰٪ است. جامعهٔ مهاجر آلمان از ۱۷.۹٪ از ترکتباران، ۱۳.۱٪ لهستانی‌ها، ۸.۷٪ روس‌ها، ۸.۲ قزاق‌ها و ۵.۳٪ ایتالیایی‌تباران تشکیل شده‌است. [۱۳]

اشتغال

حدود ۴۰ میلیون نفر از جمعیت مشغول به کار هستند، از این تعداد ۵۳.۲ درصد مرد و ۴۶.۸ درصد را زنان تشکیل می‌دهند. حدود ۲.۱ میلیون نفر نیز در آلمان قاقد کار بودند که، نرخ بیکاری بین این افراد (۱۵-۷۴ ساله) ۵.۱٪ بوده‌است. [۱۳]

هرم جمعیتی

۴۱ میلیون از جمعیت آلمان را زنان و ۳۹ میلیون باقی‌مانده را مردان تشکیل می‌دهند. حدود ۱۸ میلیون ازداوج در آلمان ثبت شده‌است. از این تعداد حدود ۳۴۰۰۰ مربوط به زوج‌های هم‌جنس می‌باشد. جمعیت زیر ۱۸ ساله‌های آلمان حدود ۱۵.۷٪ کل جمعیت را تشکیل می‌دهد. ۱۴.۱٪ جامعهٔ آلمان ۱۸-۲۹ سال سن دارند. ۲۸.۲٪ جمعیت ۳۰-۴۹ ساله هستند. ۵۰-۶۴ ساله‌های این کشور ۲۰.۸٪ جامعه را تشکیل می‌دهند و ۲۱.۲٪ درصد جمعیت نیز بالای ۶۵ سال سن دارند.

از ویکی پدیا

روسیه

روسیه (به روسیРоссия، واج‌نویسی: راسیا) با نام رسمی فدراسیون روسیه (Российская Федерация، راسیسکایا فدراتسیا) پهناورترین کشور جهان است که در شمال اوراسیا قرار دارد. این کشور در آسیای شمالی و اروپای خاوری واقع است و بااقیانوس آرام شمالی و اقیانوس منجمد شمالی؛ و نیز با دریای خزر، دریای سیاه، و دریای بالتیک مرز آبی دارد. روسیه با ۱۴ کشور آسیایی و اروپایی مرز زمینی دارد و با کشورهای پیرامون دریای برینگ، دریای ژاپن، دریای خزر، دریای سیاه، و دریای بالتیک ارتباط دریایی دارد.

روسیه با ۱۷٬۰۷۵٬۴۰۰ کیلومتر مربع وسعت، پهناورترین کشور جهان است. پهناوری روسیه دو برابر مساحت کانادا یا چین یا ایالات متحده آمریکا است. این کشور در عرضهای بالای جغرافیایی واقع شده‌است و بیشتر مناطق کشور سردسیر و کم بارش است. به همین دلیل بیشتر مناطق این کشور (به ویژه سرزمین بزرگ سیبری) خالی از سکنه هستند و کشاورزی در این مناطق میسر نیست. پایتخت روسیه شهر مسکو است که در باختر و بخش اروپایی کشور است و بزرگترین شهر اروپا است.

روسیه حدود ۱۴۲ میلیون تن (براورد ۱۳۸۷) جمعیت دارد، که از این دید در جهان نهم است. تراکم جمعیت روسیه ۳/۸ تن در هر کیلومتر مربع است که از پایینترین نرخهای تراکم جمعیت در جهان است. همچنین نرخ رشد جمعیت در این کشور منفی است. بیشتر جمعیت روسیه در غرب این کشور (بخش اروپایی) زندگی می‌کنند. حدود ۸۰ درصد (۱۱۵ میلیون تن) از مردم روسیه از نژاد روسی هستند و سایر نژادهای این کشور عبارتند از: تاتار، اوکراینی، چوواش، چچنی، ارمنی، داغستانی، مغول، آواری، اینگوش، چرکس،بالکار، ، و...

زبان رسمی روسیه، زبان روسی است. ولی ۲۷ زبان رسمی دیگر نیز در جمهوری‌ها و مناطق خودگردان این کشور وجود دارد. روسیه ۲۱ جمهوری خودگردان دارد که بیشتر در جنوب باختر کشور (قفقاز شمالی) قرار دارند. روسیه فرهنگ پرباری دارد و نوسندگان معروفی مانند تولستوی و داستایوفسکی روسی بوده‌اند.

روسیه تا پیش از قرن هجدهم یک حکومت نه چندان نیرومند در خاور اروپا بود و وسعت آن چندان زیاد نبود. تا اینکه در آغاز قرن ۱۸ میلادی و با اصلاحاتی که تزار پتر بزرگ انجام داد، این کشور به یک امپراتوری پهناور و نیرومند تبدیل شد. در سال ۱۹۱۷ انقلابکمونیستی در این کشور به وقوع پیوست و نام کشور به «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» تغییر یافت. روسیه، با عنوان جمهوری فدراتیو روسیه شوروی، مهمترین و بزرگ‌ترین جمهوری در اتحاد جماهیر شوروی بود. در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) شوروی پس ازجنگ سرد طولانی با غرب فروپاشید و فدراسیون روسیه به جای آن نشست.

واحد پول روسیه روبل است. اقتصاد روسیه صنعتی و نیز وابسته به منابع بزرگ انرژی این کشور به ویژه گاز است. و راههای ترابری این کشور نیز بسیار مهم هستند. روسیه با تولید ناخالص داخلی ۱۲۸۹ تریلیون دلار در سال ۱۳۸۶، هفتمین اقتصاد بزرگ جهان بوده‌است. اقتصاد این کشور بر پایه سرمایه داری و خصوصی سازی است، که این موضوع پس از فروپاشی شوروی و رهایی از اقتصاد دولتی و سوسیالیستی انجام شد. روسیه عضو گروه هشت است و از کشورهای صنعتی به حساب می‌آید. درآمد سرانهٔ این کشور در سال ۲۰۱۰ در حدود ۲۲۳۰۰ دلار بوده که نسبت به سال ۲۰۰۵ که ۹۹۰۰ دلار بوده رشد چشمگیری کرده و دائماً رو به رشد است. به طوری که تخمین زده می‌شود که روسیه تا سال ۲۰۱۶ میلادی از ۱۰ کشوری محسوب خواهد شد که بیشترین در آمد سرانه را دارند.

اکنون ولادیمیر پوتین رییس جمهور و دمیتری مدودف نخست وزیر روسیه‌است. سیاست کنونی روسیه، همکاری و عدم تنش با غرب و تلاش برای اتحاد کشور است. ولی به خاطر گسترش ناتو به شرق و پس از درگیری روسیه با گرجستان بر سر اوستیای جنوبی، روابط روسیه و غرب به تیرگی گراییده‌است.

تاریخ

تاریخ روسیه به قرن چهاردهم میلادی بازمی‌گردد که قلمرو پادشاهی تجاری مسکو به عنوان بازیگر اصلی در بین چندین منطقه کوچکتر مشابه مطرح شد. ایوان چهارم، معروف به ایوان مخوف، نخستین حاکم مسکو بود که خود را تزار نامید. در سده هفدهمخاندان رومانف به حکومت روسیه دست یافتند و تا سیصد سال بعد بر این کشور حکومت کردند. پتر کبیر و کاترین کبیر از معروف‌ترین این پادشاهان بودند که اصلاحات زیادی را در جهت مدرنیزاسیون این کشور به انجام رساندند.

در اوایل قرن بیستم، نارضایتی‌های عمیق در میان بخش‌های مختلف جامعه روسیه به اعتراضات گسترده‌ای در این کشور انجامید. در شرایطی که حاکمان کشور نسبت به درد و رنج توده‌های مردم بی تفاوت به نطر می‌رسیدند، جریان‌های سیاسی رادیکال در کشور قوت گرفتند. واقعه معروف به دوشنبه خونین در سال ۱۹۰۵، شکست روسیه از ژاپن در جنگ سال ۱۹۰۵ و شکست‌های این کشور در جنگ جهانی اول به این نارضایتی‌ها دامن زد. در سال ۱۹۱۷ انقلابی به رهبری حزب بلشویک، که در سال ۱۹۰۳ به رهبریلنین و تحت تأثیر آموزه‌های کارل مارکس تشکیل شده بود به حکومت پادشاهی در این کشور پایان بخشید.

اوایل حکومت لنین با جنگ داخلی همراه بود و پس از مدتی رقابت برای جانشینی لنین شدت گرفت. وی در سال ۱۹۲۴ درگذشت و استالین در سال ۱۹۲۹ به رهبری بلامنازع حزب کمونیست دست یافت. سیاستهای استالین به صنعتی‌سازی سریع کشور انجامید اما حکومت او با حجم غیرمنتظره‌ای از پاکسازی‌های سیاسی، تبعیدهای دسته‌جمعی و حبس و زندان همراه بود. در ژوئن ۱۹۴۱ آلمان به شوروی یورش برد و جنگی چهارساله درگرفت که ۲۷ میلیون شهروند شوروی در آن جان باختند. روسیه در جنگ پیروز شد و کنترل سیاسی بیشتر قلمرو اروپای شرقی و مرکزی را برای خود تضمین کرد. استالین تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۳ در قدرت باقی‌ماند. در این دوران حزب کمونیست با استفاده از دستگاه امنیتی عظیم خود بر تمام جنبه‌های زندگی حیات اجتماعی جامعه تسلط یافت و شوروی با پرداخت بهایی گزاف از حیات انسان‌ها به یک ابرقدرت صنعتی و نظامی تبدیل شد.

خروشچف جانشین استالین تلاش کرد تا جنبه‌های بی‌رحمانه حکومت استالین را افشا کرده و در عین حال بخش‌های کلیدی حکومت کمونیستی را حفظ کند. وی سانسور را در جامعه کاهش داده و سیاست خارجی همزیستی مسالمت‌آمیز با غرب را در پیش گرفت اما با سرکوب قیام سال ۱۹۵۶ مجارستان به سلطه این کشور بر دولت‌های دست‌نشانده شوروی ادامه داد. با این حال دستگاه حزبی اعتماد خود را به وی از دست داده و ااعتبار خروشچف در پی نحوه مواجهه او با بحران موشکی ۱۹۶۲ کوبا کاهش یافت. وی در سال ۱۹۶۴ در یک کودتای حزبی ساقط شد. در دوران برژنف جانشین خروشچف، شرایط زندگی برای توده‌های مردم قابل پیش‌بینی‌تر و مناسب‌تر شد اما سرکوب سیاسی ادامه یافت. با این حال با توجه به کاهش رشد اقتصادی و سربرآوردن مشکلات اجتماعی دوران برژنف به «عصر رکود» معروف شد. از سال ۱۹۷۹ شوروی در جنگی طولانی و خونبار در افغانستان درگیر شد که یک نسل کامل قربانی آن شدند.[۱]

تقسیمات کشوری

جغرافیا

روسیه در آسیای شمالی و اروپای خاوری واقع است و با اقیانوس آرام شمالی و اقیانوس منجمد شمالی؛ و نیز با دریای خزر، دریای سیاه، و دریای بالتیک مرز آبی دارد. روسیه با ۱۴ کشور آسیایی و اروپایی مرز زمینی دارد و با کشورهای پیرامون دریای برینگ، دریای ژاپن، دریای خزر، دریای سیاه، و دریای بالتیکارتباط دریایی دارد.

همسایگان زمینی روسیه عبارتند از:

در جنوب خاور (آسیا): کره شمالی، چین، مغولستان، و قزاقستان

در جنوب باختر (قفقاز): جمهوری آذربایجان و گرجستان

در باختر (اروپا): اوکراین، بلاروس، لتونی، استونی، فنلاند، و نروژ؛ و در بخش جدامانده کالینینگراد با کشورهای لیتوانی و لهستان.

از ویکی پدیا

قزاقستان

قزاقستان (به قزاقی: Қазақстан، به روسی: Казахстан) کشوری است در آسیای میانه. پایتخت این کشور در سال ۱۹۹۸ از آلماتی در جنوب که بزرگ‌ترین شهر کشور است به آستانه در شمال منتقل شد.

جمعیت قزاقستان ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر، زبان‌های رسمی آن قزاقی و روسی و واحد پول آن تِنگه است. قزاقستان بزرگترین کشور محصور در خشکی در دنیا است و تراکم جمعیتی کمی دارد.

آستانه، پایتخت کنونی قزاقستان شهری است بسیار سرد و بادخیز که دمای هوا در زمستان در آن به منفی ۴۰ درجه می‌رسد. گروه‌هایی از ملی‌گرایان روس در روسیه و داخل قزاقستان دعوی الحاق مجدد شمال قزاقستان به روسیه را داشتند، و این یکی از انگیزه‌های رئیس‌جمهوری قزاقستان برای انتقال پایتخت به شهری در مرکز کشور و نزدیک به روسیه بود و این امر باعث شد که شمار زیادی از قزاق‌ها به این شهر منتقل و این دعوی به خودی خود خاموش شود.

تاریخ

ساکنان اصلی منطقه امروزی قزاقستان از اقوام ایرانی‌تبار اسکیت بودند.[۲] مردمان ترک‌تبار از سده ‍پنجم به این‌سو آغاز به نفوذ و کوچ در منطقه کردند.

هون‌ها در اوایل سده هشتم قبل از میلاد به این منطقه آمدند و در سالهای بعدی ترکان قبچاق که از کوهستانهای آلتای آمده بودند در حوالی دریاچه آرال ودشت قبچاق ساکن شدند قزاقها شعبه ای از ترکان قبچاق هستند. در سده سیزدهم، این منطقه توسط امپراتوری چنگیزخان مغول تصرف شد. پس از مرگ او، این امپراتوری بین فرزندان او قسمت شد و قزاقستان کنونی به چاگادای، پسر چنگیزخان رسید. ولی قسمت غربی و بیشتر قسمت‌های شمالی به گنقیز نوه چنگیزخان رسید.به دلیل حکومت طولانی مغولها بر این منطقه عناصر مغولی در این منطقه نفوذ کرده است. واژهٔ قزاقستان از دو بخش "قزاق" و پسوند فارسی "ستان" تشکیل شده است، که به معنای "سرزمین قزاق‌ها" است.

پس از انقلاب اکتبر و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، قزاقستان با عنوان جمهوری سوسیالیستی قزاقستان شوروی به یکی از جمهوری‌های آن تبدیل شد. با فروپاشی شوروی، قزاقستان به استقلال دست یافت.

قزاقستان در تاریخ ۱۶ دسامبر ۱۹۹۱ آخرین جمهوری شوروی بود که اعلام استقلال کرد.

حکومت

حکومت قزاقستان دمکراتیک و از نوع جمهوری ریاستی است. رئیس جمهور در راس کشور و دولت قرار دارد. قدرت اجرایی دست دولت بوده و قدرت قانونی دست پارلمان می‌باشد.

رهبر زمان کمونیسم قزاقستان یعنی نورسلطان نظربایف پس از استقلال به ریاست‌جمهوری قزاقستان رسید و هم‌چنان در این منصب باقی‌مانده‌است.

در حال حاضر، رییس جمهور این کشور نورسلطان نظربایف است که در ۴ دسامبر ۲۰۰۵ میلادی انتخاب شد.

جغرافیا

نقشه سیاسی قزاقستان و بخشی از آسیای میانه وقفقاز

قزاقستان از شمال با روسیه، از شرق با چین، در جنوب شرقی با قرقیزستان، در جنوب با ازبکستان و در جنوب غربی با ترکمنستان همسایه است. سواحل شمال شرقی دریای خزر در خاک این کشور قرار دارد.

وسعت قزاقستان ۲٬۷۱۷٬۳۰۰ کیلومتر مربع (بیش از سه برابر ترکیه یا پاکستان) است و حدود ۲۰٪ آن در سوی کوه‌های اورال قرار گرفته و به لحاظ جغرافیایی بخشی از آن در اروپا است. البته قزاقستان معمولاً یک کشور آسیایی طبقه‌بندی می‌شود.

قزاقستان ۲۷۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد و بزرگ‌ترین کشور محصور در خشکی دنیا است. قزاقستان به بزرگی اروپای غربی است و از دریای خزر در غرب تا کوه‌های آلتای در شرق ادامه می‌یابد. مرزهای شمالی قزاقستان در دشت‌های سیبری غربی و مرزهای جنوبی آن در بیابان‌های آسیای میانه قرار دارند.

با وجود وسعت زیادی که این کشور را نهمین کشور بزرگ دنیا قرار می‌دهد، بیشتر سرزمین آن کویر و استپ است و تراکم جمعیت آن تنها ۶ نفر در هر کیلومتر مربع است.

دشت قزاق با مساحت ۸۰۴۵۰۰ کیلومتر مربع یک‌سوم کشور را دربر می‌گیرد و بزرگ‌ترین منطقه خشک استپی در جهان است. علفزارها و شنزارهای گسترده شاخصه این دشت هستند.

رودها و دریاچه‌های مهم قزاقستان عبارتند از دریاچه آرال، رود ایلی، رود ایرتیش، رود ایشیم، رود اورال، سیردریا، رود چارین، دریاچه بالخاش و دریاچه زایسان. دره چارین که ۱۵۰ تا ۳۰۰ متر عمق و ۸۰ کیلومتر درازا دارد فلات سنگی و سرخ‌رنگ را در می‌نوردد و در راستای رودخانه چارین در شمال تیان‌شان ادامه می‌یابد. دهانه بیگاچ، دهانه‌ای برخوردی است که از برخورد یک سیارک در حدود ۵ میلیون سال پیش به‌وجود آمده و ۸ کیلومتر قطر دارد.

آب‌وهوای قزاقستان بری است و تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد دارد. بارندگی در این کشور نسبتاً کم است و اراضی آن در شرایط خشک تا نیمه‌خشک قرار دارند.

شهرهای اصلی قزاقستان عبارتند از آستانه، آلماتی، قراغندی، چیمکند، آتیراو و اسکمن. شهرهای بزرگ قزاقستان به ترتیب آلماتی با حدود ۱٫۵ میلیون نفر، آستانه و قراغندی با حدود ۷۰۰ هزار نفر هستند. به جز شهرهای نام‌برده می‌توان به شهرهای آکتاو،پاولودار، پتروپاولسک و اوست کامنگورسک نیز اشاره کرد.

استان‌های قزاقستان


مردم و فرهنگ

سوارکاران با لباس سنتی یک بازی بوسه به نام قیز کو را اجرا می‌کنند

جمعیت قزاقستان در سال ۲۰۰۵ میلادی ۱۵٬۱۰۰٬۵۰۰ نفر تخمین زده شده که تراکم پایین جمعیت در این کشور را نشان می‌دهد. میزان جمعیت که در سال ۱۹۸۹ به بیش از ۱۶ میلیون نفر رسیده بود، پس از استقلال قزاقستان و مهاجرت‌های زیاد به کشورهای دیگر به ۱۵ میلیون در سال ۲۰۰۶ کاهش یافت.

قزاقستان کشوری چندقومی است و قزاق‌ها حدود ۶۳ درصد ساکنان آن را تشکیل می‌دهند. ۲۳.۷ درصد مردم این کشور روس و بقیه ازبک، اوکراینی، اویغور، و غیره هستند. دین ۷۰ درصد از مردم اسلام و مذهب بقیه ساکنان مسیحیت است.

ویژگی چندقومیتی قزاقستان در هنر و فرهنگ این کشور بازتاب یافته است. فعالیت‌های فرهنگی و هنری قزاقستان را می‌توان در دو دسته گسترده سنتی و غربی دسته بندی کرد.

فرهنگ و هنر سنتی که با نوع زندگی ساکنان عمدتاً قزاق و البته کره‌ای‌ها و اویغورها و اقوام کوچکتر این سرزمین مرتبط است؛ همانند شعرها، آهنگ‌ها و رقص‌های فولکلور، موسیقی قزاق که با سازهای سنتی آنان اجرا می‌شود، همچون فرش‌ها و پارچه‌هایدست بافت و صنایع دستی گوناگون که در طول قرن‌ها در این سرزمین به حیات خود ادامه داده و پیشرفت کرده‌اند. در مجموع شعر، موسیقی و رقص جایگاه خاصی در فرهنگ قزاق داشته و دارند.

گروه غربی شامل انواع هنرهایی می‌گردد که روس‌ها از ابتدای قرن بیستم به منطقه آوردند. مانند تئاتر، موسیقی کلاسیک، باله، اپرا، سینما، تلویزیون و ادبیات روسی می‌گردند.

البته همه این انواع فرهنگی و هنری در میان قزاق‌ها به مقبولیت کامل دست نیافتند. اما در نتیجه سیاستهای حکومت بلشویکی اتحاد شوروی، قزاقستان در دهه‌های گذشته پذیرای جمعیت بزرگی از روس‌ها و اقوام غیر قزاق بوده است، به گونه‌ای که قزاق‌ها در سرزمین خودشان به یک اقلیت بدل شدند.

حضور چنین جمعیت بزرگ و با فرهنگ‌های گوناگون و بسیار متفاوت موجب شکوفایی هنر و فرهنگ غربی در این کشور شده است. موفقیت قزاق‌ها و حتی آثار هنری که در قزاقستان ساخته شده یا به این کشور مربوط است، در جشنواره‌های بین‌المللی از آثار مثبت این تنوع فرهنگی است.

در قزاقستان گروهی از مردم آذربایجانی ایرانی هم وجود دارند که در شهر مرکه در نزدیکی مرز قرقیزستان زندگی می‌کنند. این افراد از آذربایجانی‌های عشایری بودند که در مرز ارس تردد می‌کردند و پس از این که در سال ۱۹۱۸ مرزها بسته شد، در آن سوی مرز گرفتار و محبوس شدند. حکومت شوروی از ترس شورش این افراد، آنها را به قزاقستان کوچاند و تا امروز نیز در آنجا ساکن هستند. آنها هنوز هم به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند.[۳][۴]

زبان

زبان قزاقی که زبان مردم قزاق و زبان ملی این کشور است، زبانی است از زیرگروه شرقی زبان‌های ترکی‌تبار که خود زیر شاخه از زبانهای آلتای است. از نزدیکترین زبانها به قزاقی، زبان کشور همسایه قرقیزی است . زبان روسی با توجه به سابقه تاریخی و حضور گسترده خود همچنان موقعیت زبان رسمی (در قانون اساسی قزاقستان از اصطلاح زبان ارتباطات بین‌المللی استفاده شده‌است) را حفظ کرده‌است.

زبانهای زبان اوکراینی، زبان تاتاری، قرقیزی، اویغوری، ازبکی، ترکی آذربایجانی، باشقیری، فارسی تاجیکی، زبان آلمانی، زبان کره‌ای، زبان ترکمنی، زبان ارمنی و زبان مغولی تنها تعدادی از مهمترین زبانهایی هستند که بزرگترین اقلیت‌های قومی این کشور به آنها سخن می‌گویند.

البته بسیاری از اقلیت‌های قومی قزاقستان برای داشتن زبان مشترک به جز روسی، زبان قزاقی را هم می‌دانند. آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان بین‌المللی در سالهای اخیر افزایش یافته‌است.

اقتصاد

اقتصاد این کشور تا حد زیادی به بخش کشاورزی متکی است. قزاقستان بیشترین تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه را در میان جمهوریهای تازه استقلال یافته دارد و نیز از اعضای مهم سازمان همکاری شانگهای است.

این کشور از لحاظ منابع زیرزمینی هم بسیار غنی است، از سال ۱۹۹۳ تاکنون بیش از ۴۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی در این بخش انجام شده است. همچنین تخمین زده می‌شود که قزاقستان صاحب دومین منابع بزرگ در اورانیوم، کروم، روی و سرب و سومین در منگنز، چهارمین در مس و در مورد زغال سنگ، آهن و طلا نیز در بین ۱۰ کشور اول دنیا قرار می‌گیرد[۵] . و همچنین یازدهمین منابع بزرگ هم در نفت و هم در گاز طبیعی را در اختیار دارد[۶].

صنعت

کشف و استخراج نفت در مناطق غربی در کنار دریای خزر، این کشور را جزو کشورهایی با درصد رشد اقتصادی بالا در میان جمهوری‌های اتحاد شوروی سابق قرار داده است.

فضانوردی

پایگاه فضایی بایکونور در کشور قزاقستان قرار دارد و قدیمی‌ترین پایگاه فضایی جهان است. یوری گاگارین نخستین انسان فضانورد از این پایگاه به فضا سفر کرد . این پایگاه در دوران شوروی سابق و به خاطر موقعیت جغرافیایی مناسب در جمهوری قزاقستان ساخته شد . پس از فروپاشی شوروی، کشور روسیه این پایگاه را تا سال ۲۰۵۰ از قزاقستان اجاره کرده است.


از ویکی پدیا

تونس

تونِس نام کشوری در شمال آفریقا و جنوب دریای مدیترانه است که از غرب با الجزایر و از شرق و جنوب با لیبی هم‌مرز است. پایتخت این کشور شهر تونس است.

تاریخ

عصر حجر و دوران نوسنگی

پیشینهٔ زیستن انسان در تونس به عصر سنگ در حدود دویست هزار سال پیش باز می‌گردد.

در حدود هشت هزار سال پیش، مردمانی از سوی شرق به سرزمین تونس کوچ کردند که شناخته شده‌ترین آنان کاپسی‌ها بودند. شیمی-کربن استخوان‌ها و ابزارهایی که در کندوکاوهای باستان‌شناسی شهر قفصه (کاپسای باستانی) یافته شده‌اند، نشان می‌دهند که این مردم تا هزارِهٔ پنجم پیش از میلاد مسیح در جنوب تونس زیسته‌اند.

تا هزاره سوم پیش از میلاد، اقوامی از تیره‌های گوناگون، از جنوب اروپا به این سرزمین کوچیدند. گمان می‌رود بربر (آمازیغ)ها از نوادگان ایشان باشند.

کارتاژ، جنگ‌های پونیک، وندال‌ها و بیزانسی‌ها


فنیقی‌ها که مردمانی دریانورد و بازرگان بودند، در سال ۱۱۰۱ پیش از میلاد، از شهر تایر (صور) (لبنان امروزی) به کرانه‌های تونس کوچ کردند. دولت شهر کارتاژ توسط مهاجران فنیقی در ۸۱۴ پیش از میلاد بنیان نهاده شد.

در میانهٔ سده‌های هفتم و ششم پیش از میلاد سرزمین فنیقیه به دست آشوریان گشوده شد و به دنبال آن، کارتاژ استقلال سیاسی پیدا کرد. با پایان یافتن سدهٔ ششم پیش از میلاد، کارتاژ به امپراتوری نیرومندی تبدیل شد که کرانه‌های شمال آفریقا از تریپولی (طرابلس) در غرب لیبی تا اقیانوس اطلس، جزایرسیسیل، کورسیکا، ساردنی، مالت و جزایر بالئارس را زیر فرمان داشت. بربرهای شمال آفریقا هیچ‌گاه به فرمان کارتاژ در نیامدند و گاهی با ایشان وارد جنگ می‌شدند. بربرها در سال ۲۰۲ پیش از میلاد مسیح پادشاهی نومیدیا را بنیان نهادند و تنها در جنگ‌های کارتاژ و روم بود که به سود کارتاژ جنگیدند.

کارتاژ در سه دوره جنگ که به جنگ‌های کارتاژ یا پونیک نامی شدند، (۲۴۱-۲۶۴ ، ۲۰۱-۲۱۸، و ۱۴۶-۱۴۹ پیش از میلاد مسیح) به تدریج از روم شکست خورد. رومیان پس از پیروزی کارتاژ را ویران کرده و این سرزمین کهن را به همراه کشور نومیدیا به قلمرو امپراتوری خود افزودند. کارتاژ و نومیدیا به بخش آفریقایی روم تبدیل شدند و یکی از کانون‌های آغازین مسیحیت بودند.

رومیان با بازسازی شمال آفریقا، پایه‌های قدرت سیاسی و اقتصادی خود را استوار ساختند. ساکنان شهرهای بخش آفریقایی روم، به جز شمار اندکی از مهاجران رومی، همگی از اهالی بومی شمال آفریقا بودند که فرهنگ رومیان را پذیرفته بودند.

وندال‌های ژرمن که در براندازی امپراتوری روم نقش داشتند، در سال ۴۳۹ میلادی کارتاژ را گشودند. فرمانروایی وندال‌ها تا سال ۵۳۳ میلادی ادامه داشت، زمانی که ارتش بیزانس این سرزمین را فتح نمود. تونس در این دوره بخشی از استان بیزانسی نومیدیا به شمار می‌آمد.

دورهٔ اسلامی

مجسمه ابن خلدون در تونس.

در سدهٔ هفتم میلادی اعراب مسلمان حملات خود را به تونس آغاز کردند. ایشان سرانجام به فرماندهی عقبة بن نافع بخش‌هایی از سرزمین تونس را تصرف و شهر قیروان را ساختند. حسان بن نعمان تونس را به طور کامل فتح کرد. در سدهٔ نهم میلادی اغلبیون (اغالبه) - که از قبیلهٔ بنی تمیم بودند- به فرماندهی ابراهیم بن اغلب از سوی خلفای عباسی به حکومت تونس رسیدند.

در سال ۹۰۹ میلادی خلفای اسماعیلی‌مذهب فاطمی اغلبیون را شکست داده و شهر مهدیه را بنا کردند. در سال ۹۶۱ میلادی المعز خلیفهٔ فاطمی مصر را تصرف کرد و مقر حکومت فاطمی را از مهدیه به آن سامان انتقال داد. پس از این رویداد دودمان بربری زیریون که از قبیلهٔ صنهاجه بودند به سرکردگی بلقین بن زیری در تونس قدرت را به دست گرفتند. زیریون از خلفای فاطمی مصر پیروی می‌کردند، اما پس از سرپیچی از ایشان در سال ۱۰۵۰ توسط جنگجویان قبیلهٔ بنی هلال قلع و قمع شدند. از این پس زیریون بخش بزرگی از قلمرو خود را از دست دادند و تنها به شهر ساحلی مهدیه و حومهٔ آن محدود شدند.

در سدهٔ دوازدهم میلادی جزیرهٔ جربه و بخشی از سواحل تونس (از جمله شهر مهدیه) به همراه جزایر مالت به دست نورمن‌ها افتاد و حکومت زیریون به پایان رسید. در سال ۱۱۵۹ میلادی دودمان مراکشی موحدون بر تونس مسلط شدند، اما در سال ۱۲۳۰ میلادی از حفصیونشکست خوردند. فرمانروایی حفصیون بر تونس تا سده شانزدهم میلادی ادامه یافت. امیران هر دو دودمان از تبار بربر آمازیغ بودند.

در سال ۱۵۲۹ ترکان عثمانی به سرکردگی بارباروس خیرالدین پاشا شهر تونس را گشودند، اما حفصیون در ۱۵۳۵ با پشتیبانی اسپانیا دوباره حکومت را به دست گرفتند. پس از ۳۹ سال کشمکش میان ترکان عثمانی و اسپانیایی‌ها، سرانجام در سال ۱۵۷۳ ترکان عثمانی تونس را فتح کردند.

در سال ۱۷۰۵ میلادی حسین بن علی الترکی سردار عثمانی که از تبار یونانی بود به فرمانروایی تونس برگزیده شد. از آن پس فرزندان او دودمان خودگردان حسینیان را تشکیل داده و زیر نظر عثمانی بر تونس فرمان راندند.

تاریخ معاصر

در سدهٔ نوزدهم فرانسه و بریتانیا، شروع به دخالت در امور این کشور کردند. فرانسه برابر پیمان باردو که در سال ۱۸۸۱ میلادی بسته شد، تونس را مستعمرهٔ خود نمود. با آغاز جنگ جهانی دوم، ارتش آلمان برای تقویت پایگاه متحدین در شمال آفریقا، در تونس نیرو پیاده کرد. در سال ۱۹۴۳ نیروهای ارتش آلمان از تونس عقب‌نشینی کردند و تونس به کنترل متفقین درآمد. کشور تونس طی پیمان پاریس که در سال ۱۹۵۶ میلادی امضاء شد، استقلال خود را به دست آورد.

تونس در ۱۹۵۶ از فرانسه استقلال پیدا کرد و حبیب بورقیبه اولین رئیس جمهور و حاکم مطلقه این کشور بود که بدنبال یک دوره اعتراضات محدود و خیابانی مردم پس از ۳۱ سال استبداد و حکومت با مشت آهنین، در سال ۱۹۸۷ به دست زین‌العابدین بن علی، افسر عالیرتبه پلیس، سرنگون شد. بن علی نیز پس از ۲۳ سال دیکتاتوری و خودکامگی و اختناق در شرایطی مشابه، در نیمه ژانویه ۲۰۱۱ (۲۴ دی ۱۳۸۹) سرنگون شد و به عربستان سعودی گریخت. نام این اعتراضات خیابانی مردم به انقلاب گل یاسمن شهرت یافت.

سیاست

حکومت ۲۳ ساله زین‌العابدین علی طی یک انقلاب در ۲۴ دی ۱۳۸۹ سرنگون شد. در تاریخ ۲۲ اذر ۱۳۹۰ مجلس موسسان المنصف المرزوقی را به عنوان اولین رئیس جمهور منتخب مردم انتخاب کرد. المرزوقی جزو شناخته شده ترین مخالفان حکومت بن علی می‌باشد که در سالهای حکومت بن علی در تبعید به سر می‌برد وی دانش آموخته دندانپزشکی است. مهمترین وظیفه رئیس جمهور انتخاب نخست وزیر می‌باشد.تونس یکی از اعضای اتحادیهٔ عرب می‌باشد.زین العابدین بن علی به عربستان پناهنده شد.

تقسیمات کشوری

تقسیمات کشوری تونس.

کشور تونس به ۲۴ استان (ولایة) بخش می‌شود:

از ویکی پدیا

سوریه


جمهوری عربی سوریه کشوری در جنوب غرب آسیا و در کنار سواحل شرقی دریای مدیترانه است. این کشور از شمال با ترکیه، از شرق با عراق، از غرب با لبنان و دریای مدیترانه و از جنوب با اردن و اسرائیل همسایه‌است.[۱][۲] از شهرهای مهم سوریه می‌توان به دمشق، حُمص، دَرعا، حِماه، حَلب و دیرالزور اشاره کرد.[۳]
سوریه بین عرض ۳۲ و ۳۷ درجه شمالی و طول ۳۵ و ۴۲ درجه شرقی[۴][۵] قرار دارد که این امر در طول تاریخ، جایگاهی استراتژیک به این کشور بخشیده‌است زیرا باعث قرار گرفتن آن در نقطه اتصال سه قارهٔ آسیا، اروپا و آفریقا گردیده و سوریه را در میان اروپای صنعتی و خاورمیانه نفت خیز قرار داده‌است.حدود ۷۴٪ جمعیت سوریه را مسلمانان سنی، ۱۳٪ علویان، شیعیان دوازده‌امامی و اسماعیلیان، ۱۰٪ مسیحی و ۳٪ دروزی تشکیل می‌دهند.از نقطه نظر جمعیت شناسی، اعراب بیش از ۹۰٪ جمعیت سوریه را تشکیل می دهند در حالیکه کردها حدود ۹٪ جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند. ارامنه، ترک‌ها، چرکس‌ها و یهودیان مجموعا کمتر از ۱٪ جمعیت سوریه را تشکیل می دهند.تاریخ سوریهتئاتر رومی در بصری
سوریه کنونی که در گذشته همراه با کشورهای اردن، لبنان، فلسطین، بخشی از سرزمین شام محسوب می‌شد، سابقه‌ای بس دراز در تاریخ دارد که مورخان، این قدمت را به حدود پنج هزار سال پیش ‍ می‌رسانند. از آنجا که این سرزمین در طول مدت یاد شده، از فرهنگ و تمدن درخشانی برخوردار بوده، آثار و نشانه‌هایی از این تمدن بر جای گذاشته‌است. قبل از تسلط مسلمانان بر این کشور، اقوام مختلفی از جمله: اقوام سامی، اموری، آرامی، مصری، آشوری، بابلی، یونانی، رومی و ایرانی که هر از چند گاهی این کشور را سکونت گاه خویش نموده و یا آن را در معرض تاخت و تاز قرار داده‌اند، نشانه‌هایی از تمدن خاص خویش را برای اعصار بعدی به یادگار گذاشته‌اند. با تصرف شام در سال سیزده یا شانزده هجری به وسیله سپاه اسلام، فرهنگ این دین جدید بر تمدن‌های چندین سده اقوام مذکور غلبه یافت. در قرون پنجم و ششم هجری که با جنگهای صلیبی همراه بود، حکام بسیار مقتدر و دینداری در این کشور بر تخت سلطنت نشسته و پرچم جهاد علیه صلیبی‌ها و رومیان را برافراشتند. کسانی چون نورالدین محمود زنگی شهید، سلطان صلاح الدین ایوبی کرد سوریه، ملک عادل ایوبی، ملک ظاهر بیبرس البندقداری، سیف الدوله حمدانی و... که نه تنها امور جنگی و نظامی را در راس اقدامات خود قرار داده و به ایجاد پایگاههای نظامی، ساخت قلعه‌ها، حفر خندق‌ها و... پرداختند که امروزه وجود صدها اثر تاریخی از آن دوران بیانگر این مدعاست. در قرون بعدی، ممالیک و سرانجام ترکان عثمانی پس از استیلا بر این سرزمین، سیاست پیشگامان خود را تداوم بخشیده و ضمن حفاظت و بازسازی آن آثار اسلامی، به احداث بناهای دیگری نیز پرداختند.پایتختنمایی از بازار حمیدیه - دمشق
دمشق پایتخت سوریه‌است و این شهر را دروازه تاریخ می‌نامند و معروف است که این شهر که از کهن‌ترین شهرهای جهان می‌باشد، از ۸ تا ۱۰ هزار سال قبل از میلاد پیوسته محل سکونت انسان بوده‌است[۷] و به این دلیل آن را اولین پایتخت دنیا می‌نامند. دمشق شاهد پیدایش و گسترش کهن‌ترین تمدن‌های بشری‌است که در مشرق زمین به پا خاسته‌اند. این شهر در دوره‌های مختلفی پایتخت و مرکز حکومت سلسله‌ها و امپراطوری‌های مختلف بوده و پس از آنکه در سال ۶۳۶ میلادی پایتخت جهان اسلام شد، به مهم‌ترین شهر جهان اسلام مبدل شد و در مدت کوتاهی، پس از آن‌که مرکز خلافت امویان شد به اوج شکوفایی خود رسید.امویانکه امپراطوریشان در حد فاصل سال‌های ۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی، از کوه‌های پیرنه در اروپا تا آسیای میانه و مرزهای چین گسترش یافت و بزرگرین دولت تاریخ اسلام را ساخت. دمشق در تمام دوران‌ها جایگاهی ویژه داشته‌است زیرادر طول هزاران سال پایتخت و مرکز حکومت پادشاهان و امپراطوری‌های بزرگی بوده و در آن فرهنگ، هنر، ادبیات و دست آوردهای ملت‌های زیادی، شکل گرفت ومردان و زنان پرآوازه‌ای از تاریخ نگاران، دانشمندان، اندیشمندان، شاعران، ستاره شناسان، بزرگان دینی و پیامبران بسیاری از این خطه برخاستند و در مسیر گسترش و پیشرفت فرهنگ، دانش و دانایی و تبلیغ ادیان مختلف تلاش‌های فراوانی کردند وبه این دلیل بود که دمشق به عنوان پایتخت فرهنگی جهان عرب در سال ۲۰۰۸ انتخاب گردید.تمدن‌های کهن سوریهابلاإبلا
ابلا (عُبیل) شهری تاریخی و کهن در سوریه‌است که گفته می‌شود مربوط به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌باشد. ظهور و پیشرفت این شهر در شمال غرب سوریه از طریق تجارت با سومریان و اکدی‌ها میسر شد و سپس گستره آن از شمال به آنتالیا و از جنوب به صحرای سینا واز شرق به جلگه فرات و از غرب به ساحل میانی (مدیترانه) رسید. این شهر توسط گروهی باستان‌شناس ایتالیایی به سرپرستی پائولو ماتتیه، هنگامی که در حال حفاری تپه مردوخ بودند، کشف شد. تپه مردوخ در نزدیکی شهر سراقب از استان ادلب سوریه و در مسافتی نزدیک به ۵۵ کیلومتری شهر حلب واقع شده‌است. تمدن ابلا توسط سارکون(یا سارگن) پادشاه اکد در سال ۲۲۶۰ قبل از میلاد از به پایان رسید اما اموریها بعد از قرن‌ها این شهر را بازسازی کردند واین شهر در هزاره دوم قبل از میلاد بار دیگر نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت وتا زمان هیتی‌ها پابرجا باقی‌ماند. در کشور ابلا اولین شاخه زیتون در ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد کشف شد وبه این دلیل سوریه را اولین وطن زیتون می‌نامند.[۸][۹][۱۰][۱۱]ماریماری
ماری[۱۲][۱۳][۱۴] از تمدن‌های کهن سوریه‌است که در هزارهٔ سوم قبل از میلاد شکوفا شد و تاریخ نگاران از آن به عنوان تمدنی که با قوانین پیشرفته و مترقی خود در سال‌های ۲۹۰۰ قبل از میلاد باعث شکوفایی سوریه آن زمان شد، نام می‌برند. سیستم حکومتی آن بر پایه مشارکت مردم بر اساس سیاست گذاری‌های پادشاه بنا نهاده شده بود و حکومت ماری حضوری پررنگ در مناطق ساحلی رود فرات در سوریه داشت. شهر ماری که پایتخت تمدن ماری بود در فعالیت‌های تجاری آن زمان در امتداد رود فرات، از اهمیت فراوانی برخوردار بود. گفته می‌شود نقشهٔ جغرافیایی متغیر آن زمان، تأثیر فراوانی در تشکیل شهرهای کوچک و بزرگ درامتداد ساحل مدیترانه به سمت داخل سوریه و سرزمین‌های مجاور میانرودان داشته‌است. شهر ماری بندری برروی رودخانه فرات بود که به امکانات کشتیرانی در رودخانه‌ها و اسکله‌های مخصوص پهلوگیری کشتی‌های تجاری مجهز بود. ماری به دلیل واقع شدن در میانه این دو منطقه به‌خوبی نقش واسطه را ایفا نموده که این خود منجر به شکوفایی پایتخت تمدن ماری(شهر ماری) گردید و باعث توجه همسایگان به آن‌جا شد.اوگاریتالفبای اوگاریتی
اوگاریت.[۱۵] تمدنی کهن است که تپه‌های بازمانده از آن، در منطقه رأس شمرا در ۱۲ کیلومتری شمال شهر لاذقیه سوریه در ساحل دریای متوسط واقع شده‌اند. در این تپه‌ها آثار کهن‌ترین الفبای تاریخ به دست آمده‌است[۱۶] حفاری‌های باستان‌شناسی در منطقه رأس شمرا که تمدن اوگاریت در آن کشف شده نشان می‌دهد بقایای بیش از ۲۰ دوره تمدنی دیگر در آن منطقه قابل ردگیری‌است. قدمت منطقه رأس شمرا به بیش از ۷۵۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد که در هزاره دوم قبل از میلاد با گسترش شهرنشینی، تمدن اوگاریت در آن منطقه به وجود آمد. پیش از آن‌که اوگاریت بصورت اتفاقی در سال ۱۹۲۸ میلادی کشف شود نام این تمدن در نوشته‌های تمدن ماری ذکر شده بود وبه سفر یکی از پادشاهان ماری به‌نام زمیری‌لیم در سال ۱۷۶۵ قبل از میلاد و دیدار او از اوگاریت اشاره شده‌است. از دیگر اسنادی که در آن از اوگاریت نام برده شده می‌توان به طوماری که در اسناد تمدن ماری یافت شده و در آن پادشاه اوگاریت نامه‌ای خطاب به پادشاه سلسله یمحاض که به پایتخت این سلسله، حلب ارسال شده، اشاره کرد که در آن خواستار اجازه دیدار پادشاه اوگاریت از کاخ شاه ماری، که آوازه آن در همه جا پیچیده بود، شده‌است. این موضوع نشان می‌دهد پادشاه اوگاریت خواستار ایجاد رابطه دوستانه ومستحکم با کشور ماری تحت نظارت پادشاه یمحاض بوده‌است. همچنین نام اوگاریت در برخی نوشته‌های مربوط به هیتی‌ها که در آناتولی ترکیه و سوریه ونامه‌های تپه‌های العمارنة[۱۷] مصر به دست آمده‌است ذکر شده‌است. حفاری‌ها نشان از آن دارد که پایتخت اوگاریت، شهری به همین نام وبه مساحت ۵۴۲۵ کیلومترمربع، در دو قرن پانزدهم وشانزدهم قبل از میلاد بوده‌است.سوریه در گذر تاریخمسجد اموی، یادگار امویان - دمشقشهر رومی تدمرتمدن‌های قدیم سوریه و جزیره۵۵۰۰ ق. م - ۳۰۰۰ ق. مسومریان (سرتاسر سوریه)۲۱۳۰—۱۲۵۰ ق. ماکدی‌ها (شرق و شمال)۲۲۵۰ - ۲۲۰۰ ق. ماموری‌ها۲۲۰۰ - ۱۸۸۰ ق. مبابلی‌ها (شرق سوریه)۳۵۰۰ ق. م - ۲۶۵۰ ق. مآرامی‌ها۱۸۰۰ - ۷۹۵ ق. مآشوری‌ها(مناطقی از شرق سوریه)۱۰۵۰ - ۶۰۰ ق. مایرانی‌ها۵۵۰ - ۳۳۲ ق. م[۱۸]یونانی‌ها۳۳۲ - ۶۳ ق. مرومیان۶۳ ق. م- ۶۳۶ م[۱۹][۲۰]خلفای راشدین۶۳۲ - ۶۶۱ م[۲۱]امویان۶۶۱ - ۷۵۰ م[۲۲]عباسیان۷۵۰م-۱۲۵۸م[۲۳][۲۴]ایوبیان۷۵۰ - ۱۲۵۸ م[۲۵]ممالیک۱۲۶۰ ۱۵۱۷ م[۲۶]امپراتوری عثمانی۱۵۱۶ - ۱۹۱۸ م[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰]انگلیس و فرانسه۱۹۱۸ - ۱۹۲۰ مملک فیصل۱۹۲۰ - ۱۹۲۱ ماستعمار فرانسه۱۹۲۰ ۱۹۴۶م[۳۱][۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷]استقلال سوریة(جمهوری عربی سوریه)۱۹۴۶جغرافیای سوریه
سوریه با ۱۸۵۱۸۰ کیلومتر مربع وسعت، هشتاد و هفتمین کشور جهان است[نیازمند منبع] که در جنوب غربی قاره آسیا، کنار دریای مدیترانه و در همسایگی کشورهای ترکیه در شمال، عراق در شرق و جنوب شرقی، اردن در جنوب، اسرائیل در جنوب غربی و لبنان در غرب واقع شده‌است. آب و هوای آن در کناره‌ها و نواحی جنوب غربی معتدل و مرطوب (مدیترانه‌ای)و در سایر نقاط گرم و خشک است. بلندترین نقطه آن از دریا، جبل شیخ با ۲۸۱۴ متر ارتفاع است. از رودهای مهم آن می‌توان به فرات، خابور، عاصی، عفرین، قوین و دجله اشاره داشت که رود فرات، با ۶۹۶/۲ کیلومتر طولانی‌ترین آن‌ها و حدود نیمی از آن در ترکیه و عراق جاری‌است. بندرهای مهم سوریه عبارت‌اند از لاذقیه، طرطوس و بانیاس که در کنار دریای مدیترانه واقع شده‌اند.رودخانه فرات - شهر الرقةرودخانه الیرموکسد فرات و دریاچه الاسدرودخانه‌ها
سوریه در مقایسه با سایر کشورهای عربی، تعداد قابل توجهی رودخانه دارد که می‌توان دلیل آن را در فراوانی و تنوع زمین‌چهره‌ها (به انگلیسی: landform)نسبت داد. رود فرات مهمترین رود سوریه به شمار می‌رود زیرا از ترکیه وارد منطقه شمالی این کشور شده و در مسیر شرق از منطقه الجزیرة السوریه (الجزیرة الفراتیة) می‌گذرد و قبل از ترک سوریه استان‌های الرقة و دیرالزور را سیراب می‌کند. از نظر دولت رود فرات نقش اساسی در تأمین نیروی برق مورد نیاز کشور و آبیاری زمین‌های کشاورزی مطقه فرات را برعهده دارد[نیازمند منبع] به همین دلیل سدهای فراوانی در مسیر این رود بنا شده‌اند[نیازمند منبع] که مهمترین آن‌ها سد فرات نام دارد. دریاچه تشکیل شده پشت این سد را دریاچه اسد (به عربی: بحیرة الاسد) می‌نامند.
مهمترین روخانه‌های سوریه عبارتنداز: فرات به‌طول ۶۷۵ کیلومتر، العاصی (بردی، رودخانه الیرموک) به‌طول ۴۷ کیلومتر، الخابور به‌طول ۴۶۰ کیلومتر، جغجغ به‌طول ۱۰۰ کیلومتر، البلیخ به‌طول ۱۰۵ کیلومتر، رودبزرگ شمالی به‌طول ۵۶ کیلومتر، الاعوج به‌طول ۶۶ کیلومتر، رودبزرگ جنوبی به‌طول ۵۰ کیلومتر، عفرین به‌طول ۸۵ کیلومتر، ساجور به‌طول ۴۸ کیلومتر، السیرانی به‌طول ۱۵ کیلومتر، بانیاس به‌طول ۱ کیلومتر، دجله به‌طول نزدیک به ۵۰ کیلومتر و همچنین رودخانه‌های قویق و العروس و.... ذکر این نکته ضروری می‌نماید که طول‌های ذکر شده برای رودخانه‌ها، طول آن‌ها در خاک کشور سوریه‌است و قبل و بعد از آن محاسبه نشده‌است.دریاچه‌ها
سوریه دارای تعداد فراوانی دریاچه‌است و بحیرة الاسد که بزرگترین و مهمترین دریاچه سوریه‌است و برروی رودخانه فرات و در پشت سد فرات در استان الرقة ایجاد شده‌است. سایر دریاچه‌های سوریه عبارتنداز دریاچه قطنیة برروی رودخانه العاصی، دریاچه‌های المزیریب و البعثو ۱۷ نیسان بر رودی رودخانه عفرین، دریاچه ۶ تشرین برروی رود بزرگ شمالی، دریاچه الطیبة در شهر درعا، دریاچه‌های الخاتونیة و مسعدة و بلوران و دریاچه‌های هفت‌گانه در لاذقیه و دریاچه‌های زرزر و الرستن و....کوه‌ها
به دلیل طبیعت کوهستانی سوریه، کوه‌ها و رشته کوه‌های زیادی در این کشور وجود دارند. از این رشته کوه‌ها می‌توان به کوه‌های ساحلی سوریه (به عربی: جبال الساحل السوری) که به نام جبل العلوین هم مشهورند، اشاره نمود همچنین جبل القلمون، جبل عبدالعزیز،جبل سیس، رشته کوه‌های تدمر (به عربی:سلسلة الجبال التدمریة)، جبل الحرمون (جبل الشیخ) که ارتفاع آن به ۲۸۱۴ متر از سطح دریا می‌رسد، جبل الدروز، جبل العرب، که ارتفاع بلندترین قله آن به ۱۸۰۳ متر از سطح دریا می‌رسد، جبل سمعان، جبل الحلو، جبل سمارةو جبل قاسیون از آن جمله‌اندفلات‌ها
تنوع و فراوانی زمین‌چهره‌ها در امتداد کوه‌ها و دره‌ها وجلگه‌ها تعدادی فلات مکمل رشته کوه‌ها، در شمال و شرق وجنوب سوریه به وجود آورده‌است به وجود آورده‌است که از آن‌ها می‌توان به فلات آتش‌فشانی حوران، فلات جولان (بلندی‌های جولان)، فلات ساحل و فلات حلب که پهنه وسیعی از شمال سوریه را دربر می‌گیرد، اشاره کرد.اقتصاد سوریهاسکناس ۵۰ لیر سوریهاسکناس ۱۰۰ لیر سوریهاسکناس ۲۰۰ لیر سوریهاسکناس ۵۰۰ لیر سوریهاسکناس ۱۰۰۰ لیر سوریه
طبیعت متنوع سوریه، با دارا بودن کوه‌ها، دره‌ها، بیابان‌ها، رودخانه ودسترسی به آب‌های آزاد تأثیر شگرفی بر صنایع و کشاورزی این کشور گذارده‌است. اقتصاد سوریه بر سه پایه صنایع، کشاورزی و تجارت بنا شده‌است و لازم است که صنعت نفت و گاز و همچنین صنعت گردشگری را نیز ازیاد نبریم. اقتصاد سوریه در دهه نود با بحران‌های فراوانی مواجه شد که می‌توانست آینده این کشور را تحت‌الشعاع قرار دهد و در یک نگاه اجمالی می‌توان آن‌ها را سه بند اصلی خلاصه کرد.نفت ذخیره‌ای فنا شدنی‌است و با توجه به نوسانات فراوان قیمت آن و روند کاهش ذخائر زیرزمینی، نمی توان به آن به عنوان منبع درآمد اصلی کشور نگریست.[۳۸]میانگین رشد جمعیت سوریه سالانه ۳٫۳٪ بوده که فراتر از میانگین جهانی‌است. این روند باعث افزایش نیروی جویای کار شده و کشور را به سرمایه گذاری‌های هنگفت برای آموزش، بهداشت و سیستم تأمین اجتماعی ناچار می‌سازد.گشایش تجاری که ناشی قرار گرفتن سوریه در منطقه آزاد تجاری کشورهای عربی و یا ناشی از همکاری با اتحادیه اروپا و یا پیوستن به سازمان تجارت جهانی، تأثیرات فراوانی بر صنایع سوریه خواهد گذاشت، زیرا بسیاری از کارخانجات و مراکز صنعتی سوریه به دلیل فعالیت تحت حمایت دولت، یارای ایستادگی در مقابل این گشایش زا نخواهند داشت.
با هدف مقابله با بحران‌ها احتمالی دولت سوریه برنامه‌ای در ۵ بند کلی تهیه نمود.پیوند صادرات و واردات و تشویق صادرکنندگان سوری و همچنین ذخیره ۷۵٪ از درآمدهای از ارزی صادرات جهت واردات مجدد.کاهش تعرفه‌های گمرکی بر بسیاری از مواد غذایی و صنعتی در مقایسه با گذشته.تصویب قانون مهاجرین در سال ۱۹۹۰ که به سوری‌های مهاجر اجازه واردات خودرو و وسایل منزل و ادوات صنعتی با هدف سرمایه گزاری در بخش صنعت وکشاورزی، می‌داد.تصویب قانون سرمایه‌گذاری در سال ۱۹۹۱ که به بخش خصوصی داخلی و خارجی اجازه می‌داد که در بخش‌های صنعتی، کشاورزی و خدماتی سرمایه‌گذاری کند. همچنین مزایای و بخشش‌های مالیاتی فراوانی برای بخش خصوصی در نظر گرفته شده و نقش مهمی در تولید و عرضه به این بخش داده شد در حالی که پیش از این بیش از ۸۰٪ بازار و اقتصاد سوریه در اختیار دولت بود.اعطای اجازه به شهروندان سوری جهت افتتاح حساب با ارزهای بیگانه و لغو ممنوعیت خرید و فروش به وسیله ارزهای خارجیبورس اوراق بهادار دمشق
در سال ۲۰۰۶ بشار اسد رئیس جمهور سوریه فرمانی تحت عنوان فرمان ۵۵ صادر کرد که در واقع دستور راه اندازی بورس اوراق بهادار را در سوریه بود. این بورس به نام بورس اوراق بهادار دمشق معروف شد.[۳۹]کشاورزی
کشاورزی یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد سوریه محسوب می‌شود. بر اساس گزارش سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد «۴۶ درصد از مردم سوریه برای زندگی وابسته به کشاورزی هستند».[۴۰] طبیعت متنوع و گسترده سوریه از جمله زمین‌های ساحلی و حاصل‌خیز که منجر به ایجاد بخش‌های مختلف کشاورزی شده‌است، این بخش را یکی از مهم‌ترین ستون‌های توسعه اقتصادی سوریه به شمار مبدل کرده‌است.[۴۱]
میوه و دانه‌های خوراکی علی‌الخصوص گندم که در شمال شرقی سوریه و در شهرهای حسکه و قامشلی کشت می‌شوند، از مهم‌ترین محصولات کشاورزی این کشور می‌باشند. این دو شهر به همراه مناطقی از جنوب سوریه ومنطقه فرات دارای جایگاه اول از نظر کیفیت و حجم تولید گندم را دارا می‌باشند. در تولید پنبه نیز سوریه جایگاهی در خور توجهی دارد. این کشور تنها کشور عربی صادرکننده پنبه به کشورهای عربی و سایر کشورهای جهان می‌باشد و پنبه این کشور از مرغوب‌ترین پنبه‌های جهان محسوب می‌شود. در رده بندی جهانی نیز سوریه دارای رتبه دهم دنیا در کشت وتولید و رتبه ششم دنیا در صادرات این محصول می‌باشد.[۴۲]نفت و گاز و فلزات
از دیگر ستون‌های اقتصاد سوریه می‌توان به نفت اشاره نمود. این کشور سالانه 333 هزار بشکه به ارزش تقریبی ۳ میلیارد یورو استخراج و از طریق خط لوله به حمص ارسال می‌کند از این مقدار 189 هزار بشکه پالایش و مابقی از طریق بنادر سوریه در دریای مدیترانه صادر می‌شود. این کشور به دارا بودن نوع خاصی از نفت سبک.[۴۳] وهمچنین استخراج فسفات[۴۴] معروف است. از دیگر صنایعی که برای آن آینده‌ای روشن پیش بینی می‌شود، گاز طبیعی‌است که چندی پیش میدان‌های گازی عظیمی در مناطق مختلف و علی‌الخصوص در نزدیکی شهر دیرالزور کشف شد واین می‌تواند به شکوفایی هرچه بیشتر اقتصاد سوریه کمک کند[۴۵] همچنین عملیات اکتشافی جدید نشان از یافت شدن میدان جدیدی از نفت سبک در شهر لاذقیه دارد.[۴۶]صنعت
صنعت بخش مهمی از اقتصاد سوریه را تشکیل می‌دهد. از این صنایع می‌توان نساجی و انواع صنایع غذایی علی‌الخصوص شیرینی پزی اشاره کرد. سوریه پیشگام کشورهای عربی از نظر صنایع است، زیرا صنایع مدرن روز به روز در شهرهای مختلف سوریه رو به گسترش بوده و صنایع تبدیلی و مهندسی و ساخت لوازم الکتریکی خانگی مانند یخچال، فرگاز، ماشین لباس شویی، جارو برقی، مایکروفر وهمچنین دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلویزیون، سیستم‌های صوتی، تلفن، گیرنده‌های ماهواره‌ای(رسیور) و صنایع شمیایی مانند تولید مواد شوینده و صنایع تولید کابل‌های فشار قوی و فشار متوسط و صنایع ماشین‌سازی و تراکتورسازی ساخت تجهیزات کشاورزی و راه‌سازی و صنایع پوشاک و کاغذسازی از آن جمله‌اند.[۴۷]صنعت خودروسازی
سوریه از طریق همکاری با شرکت‌های خودروسازی ایران وارد صنعت خودروسازی گردید. ایران و سوریه طی توافقی دوجانبه اقدام به تأسیس شرکت ایرانی سوری سیامکو نمودند که سهم ایران ۴۰٪ سهم سوریه ۶۰٪ می‌باشد. اولین تولید این کارخانه ماشینی به نام Sham (سمند) بود. این کارخانه اولین خط تولید کامل خودرو در سوریه بود و با همکاری جمهوری اسلامی ایران راه اندازی شد که گام بلندی در راستای پیشرفت صنعت خودروسازی برای تأمین نیاز داخلی و حتی خارجی در سوریه به شمار می‌رود.[۴۸] همچنین در سوریه کارخانه‌ای برای تولید پراید ساخته شد واین ماشین اینک با نام سابادر آن کشور ساخته می‌شود. از دهه‌های پیش در سوریه شرکت‌های فراوانی که بنحوی با صنعت خودروسازی در ارتباط بوده‌اند، فعالیت می‌کنند، این شرکت‌ها اقدام به مونتاژ برخی از خودروها همچنین اتوبوس و مینی‌بوس W-K و ساخت قطعات بدنه و قطعات کامیون وسایر لوازم یدکی همچنین تولید لوازم لوکس ماشین می‌نمایند. منطقه الراموسة در شهر حلب از معروف‌ترین مناطق مونتاژ در سطح خاورمیانه‌است.[۴۹]حمل و نقل دریاییسواحل لاذقیه
سوریه از طریق بنادر خود بر دریای مدیترانه سالانه میلیون‌ها دلار از این طریق کسب می‌کند. مهم‌ترین بنادر سوریه عبارتند از:بندر لاذقیهبندر جبلهبندر طرطوسبندر اروادبندر بانیاستقسیمات کشوریاستان های سوریه
کشور سوریه دارای چهارده استان است که پایتخت این کشور نیز یکی از همین چهارده استان به شمار می‌آید.در جدول ذیل نام هریک از این چهارده استان و جمعیت آن را مشاهده می کنید.استان‌های سوریهجمعیت
استان حلب۴٬۳۹۳٬۰۰۰ نفر
استان ریف دمشق۲٬۸۳۶٬۰۰۰ نفر
استان حمص۲٬۰۸۷٬۰۰۰ نفر
استان حماه۲٬۰۵۲٬۰۰۰ نفر
استان دمشق۱٬۷۱۱٬۰۰۰ نفر
استان ادلب۱٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر
استان حسکه۱٬۴۵۰٬۰۰۰ نفر
استان دیرالزور۱٬۴۰۰٬۰۰۰ نفر
استان درعا۱٬۰۲۷٬۰۰۰ نفر
استان لاذقیه۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر
استان رقه۹۲۱٬۰۰۰ نفر
استان طرطوس۸۰۰٬۰۰۰ نفر
استان سویدا۳۷۰٬۰۰۰ نفر
استان قنیطره۹۰٬۰۰۰ نفر
شهرهای مهم سوریه
جدول زیر حاوی اسامی ۱۴ شهر بزرگ سوریه و جمعیت هر یک از این چهارده شهر بزرگ است.
 دمشقریف دمشققُنِیطْرَهدَرعاسُوَیداءحُمْصطَرطوسلاذِقیهحماهاِدلِبحَلَبرَقّهدِیرالزورحَسَکهرديفنام شهرنام استانجمعيتنمايه۱حلبحلب۲۷۰۰۰۰۰     ۲دمشقدمشق۳۱۴۰۰۰۰     ۳دوماحومه دمشق۱۰۹۱۰۶      

در نقشه‌های دولت سوریه استان ختای نیز که اکنون جزو خاک ترکیه‌است خاک سوریه به شمار می‌آید.بلندی‌های جولان (به عربی: هضبة الجولان) که جزو خاک سوریه‌است امروزه در تصرف اسرائیل است.جمعیت‌شناسی سوریهتراکم جمعیت سوریه - ۱۹۹۳مردم
سوریه کشوری متشکل از گروه‌های نژادی و قومیت‌های گوناگون است که بر اساس اعلام بانک جهانی در سال ۲۰۰۸ جمعیت آن برابر با ۲۰٬۵۸۱٬۲۹۰ نفر می‌باشد..[۵۰] در این کشور عرب‌ها ۹۰٫۳٪ جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و سایر اقلیت‌های قومی از جمله کردها،ترک‌ها و ارمنی‌ها ۹٫۷٪ باقی‌مانده جمعیت را تشکیل می‌دهند.[۵۱] تراکم جمعیتی در سوریه از میانگین جهانی بیشتر است.بیش از ۱۸ میلیون سوری در سایر کشورها خصوصاً کشورهای اروپایی، آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و استرالیا زندگی می‌کنند.[۵۲]جمعیت شهرنشین سوریه در سال ۲۰۰۶ میلادی برابر با ۵۳٪ از کل جمعیت سوریه تخمین زده شده‌است. سوریه همچنین پذیرای گروه‌های زیادی از پناه جویان، در طی یک قرن اخیر بوده‌است که از این میان می‌توان به پناه‌جویان فلسطینی بعد از جنگ ۱۹۴۸و پناه جویان لبنانی بعد از جنگ داخلی لبنان اشاره کرد. پناه‌جویان فلسطینی خود به تنهایی نزدیک به ۴۵۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارند که در چند اردوگاه زندگی می‌کنند. مهمترین این اردوگاه‌ها، اردوگاه یرموک نام دارد. به این رقم باید ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ پناه‌جوی عراقی را نیز افزود که پس از اشغال عراق توسط آمریکا ناچار به جلای وطن شدند.جمعیت‌شناسی
اطلاعات جمعیتی سوریه بر اساس نسخه سال ۲۰۰۹ کتاب حقایق جهان سازمان سیا به این شرح است:[۵۳]اطلاعات‌نامه جهان‏جمعیت۲۱٬۹۰۶٬۰۰۰ نفرساختار سنی۰ تا ۱۴ سال:۳۵٫۹٪ ۳٬۷۲۴٬۷۷۰ نفر مرد ۳٬۵۱۰٬۱۸۲ نفر زن۱۵ تا ۶۴ سال:۶۰٫۸٪ ۶٬۲۸۵٬۸۶۶ نفر مرد ۵٬۹۸۰٬۰۲۹ نفر زن۶۵ سال به بالا: ۳٫۴٪ ۳۱۸٬۶۴۶ نفر مرد ۳۵۸٬۹۹۲ نفر زنشاخص رشد سالانه حمعیت۲٫۱۲۹٪شاخص زادو ولد۲۵٫۹ تولد/۱٬۰۰۰شاخص مرگ و میر۴٫۶۱ مرگ/۱٬۰۰۰نسبت جنسیتینوزادان: ۱٫۰۶ پسر به ازای هر دخترزیر ۱۵ سال: ۱٫۰۶ پسر به ازای هر دختر۱۵ تا ۶۴ سال: ۱٫۰۵ پسر به ازای هر دختر۶۵ سال به بالا: ۰٫۸۹ پسر به ازای هر دخترمجموع: ۱٫۰۵ پسر به ازای هر دخترشاخص مرگ و میر نوزادان۲۵٫۸۷ مرگ / هر ۱۰۰۰ تولدمیانگین طول عمرمجموع: ۷۱٫۱۹ سالمردان: ۶۹٫۸ سالزنان: ۷۲٫۶ سالشاخص زاد وولد مادران۳٫۲ کودک/ مادرملیتسوریگروه‌های قومیعرب ۹۰٫۳٪سایر (کرد، ترک‌ها، ارمنی و...): ۹٫۷٪ادیانمسلمانان سنی ۷۴٪علوی‌ها، شیعیان و اسماعیلیان ۱۳٪مسیحیان ۱۰٪دروزی‌ها و سایر مذاهب ۳٪زبانعربی (رسمی)کردیترکیچرکسیفرانسویانگلیسیآرامی جدیدارمنیسوادتعریف با سواد:فرد بالای ۷ سال که توانایی خواندن و نوشتن دارد.در صد باسوادی: ۷۹٫۶٪باسوادی در مردان: ۸۶٪با سوادی در زنان: ۷۳٫۶٪گروه‌های دینی در سوریه
پیروان همه ادیان الهی از جمله اسلام و مسیحیت در سوریه زندگی می‌کنند که البته اقلیتی یهودی نیز ساکن این کشور می‌باشند. ۷۴٪ مردم سوریه سنی مذهب و ۱۳٪ شیعه، علوی و اسماعیلی می‌باشند. مسیحیان نیز حدود ۱۰٪ جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند. ۳٪ باقی‌مانده از پیروان سایر ادیان ماننددروزیها و یزیدیان می‌باشد. البته تعداد بسیار اندکی یهودی در سوریه زندگی می‌کند.آنچه سوریه را از نظر جمعیت‌شناسی دینی متمایز می‌کند تمرکز گروه‌های دینی در مناطق مختلف جغرافیایی‌است به عنوان مثال مسیحیان این کشور عمدتا در دمشق، حلب و شهرک‌هایی در لاذقیه، حمص و درعا و همچنین در حسکه در شمال شرق آن کشور ساکن می‌باشند در حالی که بیش از ۹۰٪ علوی‌ها در استان‌های لاذقیه و طرطوس زندگی می‌کنند. بیش از ۸۰٪ از ساکنان مناطق روستایی استان لاذقیه را علویان تشکیل می‌دهند. سهم دروزیها از ساکنین منطقه جبل العرب در استان سویداء بیش از ۹۰٪ است. دروزیها اکثریت مطلق را در ۱۲۰ روستای این استان در اختیار دارند. شیعیان جعفری در منطقه‌ای بینحمص و حلب متمرکز شده‌اند و ۱۵٪ ساکنان استان حماه را تشکیل می‌دهند. اسماعیلی‌ها نیز در منطقه السلمیه در استان حماه سکنی گزیده‌اند، البته بیش از ۱۰۰۰۰ اسماعیلی نیز در استان لاذقیه زندگی می‌کنند. سایر شیعیان سوریه نیز در شهر حلب ساکن هستند.از نگاه جمعیت شناسی می‌توان مردم سوریه را از نقطه نظر نژادی به دو دسته اصلی تقسیم بندی کرد. حدود ۹۰٪ مردم سوریه از اعراب هستند و ۱۰٪ باقیمانده از کردها، چرکس‌ها و ارامنه می‌باشند.اهل تسنن
سنی‌ها برزرگترین گروه دینی سوریه به شمار می‌روند زیرا حدود ۷۴٪ جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند.مذهب سنی مذهب رسمی کشور سوریه به شمار می‌رود. سنی‌ها در مشاغل و مناصب مختلف فعالیت داشته و در سراسر سوریه پراکنده‌اند. اهل تسنن تنها در سه استان سوریه در اکثریت نیستند زیرا اکثریت جمعیتی در استانهای لاذقیه و طرطوس در اختیار علویان قرار دارد. در استان سویداء نیز استثنائا دروزی‌ها اکثریت مطلق را دارند.سنی‌ها در استان حسکه نیز اکثریت به شمار می‌روند لیکن در این استان کردهای سنی بیش از اعراب سنی هستند.علویان، شیعیان و اسماعیلیان
حدود ۱۳٪ از مردم سوریه از علویان، شیعیان و اسماعیلیان می‌باشند.اکثر علویان، شیعیان و اسماعیلیان در استانهای لاذقیه و طرطوس زندگی می‌کنند.در بین چهارده استان سوریه تنها در این دو استان، علویان در اکثریت هستند.مسیحیانکلیسای حضرت مریم - صیدنایا
حدود ۱۰٪ جمعیت سوریه را مسیحیان تشکیل می‌دهند.[۵۴] جامعه مسیحیان سوریه یکی از بزرگ‌ترین جوامع مسیحی در منطقهٔ خاورمیانه و یکی از قدیمی‌ترین جوامع مُنسجم مسیحی از لحاظ تاریخی در سراسر دنیاست.[۵۵]
اکثریت جامعه مسیحیان سوریه از باورمندان به کلیسای ارتدوکس شرقی محسوب می‌شوند.[۵۶]
جاذبه‌های گردشگری
بقایای شهر تاریخی پالمیرا:این شهر از زمان روم باستان باقی‌مانده و این شهر در بیابان واقع شده‌است و اصلی‌ترین جاذبه توریستی سوریه به شمار می‌آید.[۵۷]
شهر معلولا: این شهر تنها تجمع بشری موجود در جهان است که به زیان آرامی تکلم می‌کنند.
آپامئا: شهر قدیمی روم باستان که خانه حدود نیم میلیون نفر بوده‌است و در قرن دوازدهم بر اثر یک زمین لرزه این شهر خراب می‌شود اما هنوز بقایای این شهر با خیابان‌های طویل آن باعث فخر است.[۵۷]
Crac des Chevaliers:این قلعه جنگی از زمان روم باستان باقی‌مانده و هنوز تخریب نشده‌است.[۵۷]سیاست
کشور سوریه دارای بافتی از اقلیت‌های شیعه‌مذهب علوی و مسیحی و اکثریتی سنی‌مذهب است. در تاریخ سوریه کشمکش و کشتارهای فرقه‌ای دیرینه‌ای وجود داشته است.[۵۸] خاندان اسد از اقلیت علوی سوریه هستند. علوی‌ها، بالاترین سمت‌ها را در دولت و سرویس‌های امنیتی و نظامی سوریه در اختیار داشته‌اند.[۵۹]نیروهای نظامی و امنیتی
نیروهای مسلح سوریه از چهار واحد نیروهای زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی و نیروی دفاع هوایی تشکیل می‌شود.
باور عمومی بر این است[۶۰] که حکومت سوریه دارای «زرادخانه شیمیایی» و سلاح‌های کشتار جمعی از جمله مقادیر قابل توجهی از گاز خردل و سارین است.[۶۱]
اطلاعات نیروی هوایی، مخوف‌ترین سرویس امنیتی در کشور سوریه است.[۶۲]جنگ داخلی سوریه
در سال ۲۰۱۱ با بالا گرفتن اعتراضات مردمی در جهان عرب، تظاهرات هایی نیز در شهرهای مختلف سوریه نظیر حمات، جبله، دمشق، لاذقیه، درعا و حمص به وقوع پیوست که با سرکوب ارتش سوریه مواجه شد. تظاهرات‌های پراکنده‌ای در شهرهای دیگر سوریه نیز بوقوع پیوست که در سه شهر حمص، درعا و حماهشدیدتر بود. بشار اسد در ابتدا در مورد این اعتراضات در رسانه‌های سوریه نظری نمی‌داد. اما پس از آن که سرکوب ها توسط ارتش بالا گرفت و هم چنین در برخی شهرها بخصوص در شهر حمص قیام مسلحانه توسط ارتش آزاد سوریه علیه حکومت وی رخ داد، به مصاحبه با رسانه‌های دولتی سوریه پرداخت و علت این اعتراضات در سوریه را اسرائیل دانست، او اعلام کرد که با اقتدار در برابر این توطئه‌ها می‌ایستد. اتحادیه عرب پس از خیزش سوریه ۲۰۱۲-۲۰۱۱ و کشته شدن هزاران معترض سوری توسط دولت بشار اسد، عضویت سوریه در اتحادیه عرب به حالت تعلیق درآورد.[۶۳]تحریم‌ها
در تاریخ ۲۳ مه ۲۰۱۱ میلادی، وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بشار اسد و ۹ شخصیت ارشد حکومت سوریه را به فهرست افراد تحریمی این کشور افزودند. اتحادیه اروپا حدود دو هفته پیش در مورد بلوکه‌کردن دارایی‌ها و ممنوعیت سفر ۱۳ مقام عالی‌رتبه سوری از جمله بشار اسد، که متهم به دست‌داشتن در کشتار و سرکوب معترضان سوری هستند، توافق کرده بودند

از ویکی پدیا

مصر


مِصر کشوری در شمال خاوری قاره آفریقا است و شبه جزیره سینا هم که در قاره آسیا قرار گرفته بخشی از قلمرو این کشور است. مصر در جنوب دریای مدیترانه و غرب دریای سرخ قرار داشته و از غرب با لیبی، از جنوب با سودان و از سوی شبه جزیره سینا بااسرائیل و نوار غزه در فلسطین مرز زمینی دارد.
مصر یکی از پرجمعیت‌ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است و اکثر جمعیت بیش از ۸۰ میلیون نفری آن در کنار رود نیل زندگی می‌کنند. کرانه‌های رود نیل منطقه‌ای است که ۴۰ هزار کیلومتر مربع یعنی حدود یک بیست و پنجم این کشور و تنها زمین‌های بارور آن را تشکیل می‌دهد. بخش عمدهٔ این کشور که در مجموع ۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، از بیابان تشکیل شده و جمعیت پراکنده‌ای را در خود جای داده‌است.
حدود نیمی از جمعیت مصر شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه، دیگر شهرهای دلتای رود نیل و حومه آنها زندگی می‌کنند.
مصر یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های بشری بوده و آثار باستانی متعدد موجود در این کشور که مهمترین آن‌ها اهرام سه‌گانه است گردشگران زیادی را جذب این کشور می‌کند. حدود ۱۲ درصد نیروی کار مصر در بخش گردشگری و شهرهای تفریحی ساحل دریای سرخ فعالیت دارند. اقتصاد مصر یکی از متنوع‌ترین‌ترین منابع درآمدی را در کشورهای خاورمیانه داراست و بخش‌های گردشگری، کشاورزی، صنعت و خدمات هر یک به نسبتی تقریباً مساوی در تولید داخلی این کشور سهم دارند.
مصر در سال ۱۹۵۲ با کودتای بدون خونریزی افسران جوان ارتش علیه ملک فاروق پادشاه کشور صاحب حکومت جمهوری شد. انقلاب سال ۲۰۱۱ مصر به حکومت سی ساله حسنی مبارک در این کشور پایان داد و قانون اساسی جدیدی در این کشور تدوین شد. پس از استعفای حسنی مبارک قدرت در اختیار شورای عالی نظامی مصر به رهبری فرمانده ارتش محمدحسین طنطاوی بود و دولت منتخب این شورا اداره کشور را برعهده داشت ، اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری مصر در هفده ژوئن ۲۰۱۲ محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. او چهارمین رئیس جمهور مصر و اولین رئیس جمهور انقلاب مصر بود که در شبانگاه سوم جولای ۲۰۱۳ در جریان انقلاب ۲۰۱۳ مصر به وسیله ارتش از کار برکنار شده و عدلی منصور ، رئیس دادگاه قانون اساسی مصر به عنوان رئیس جمهور دولت انتقالی برای برگزاری انتخابات زودهنگام تعیین شد. چندی بعد منصور ، حازم الببلاوی را به عنوان نخست وزیر دولت موقت برای تشکیل کابینه معرفی نمود.
مصر از دیدگاه سیاسی و فرهنگی یکی از مهمترین کشورها در جهان عرب و خاورمیانه‌است، بسیاری از شهروندان مصری به ریاست سازمان‌های بین‌المللی ملی و منطقه‌ای رسیده‌اند[۲] و دانشگاه الازهر مهمترین مرکز مذهبی جهان اسلام در این کشور قرار دارد.تاریخ
تمدن در منطقه کنونی مصر که در کناره رود نیل شکل گرفته در زمره کهن‌ترین تمدن‌ها به شمار می‌آید که از حدود ۴ هزار سال پیش از میلاد موجود است. مصر باستان سرزمین فراعنه بود و آثار تاریخی برجسته‌ای چون اهرام سه‌گانه و نیایشگاه بزرگ را از آن دوران به یادگار دارد. در اسطوره‌های سامی محل برآمدن پیامبرانی مانند یوسف و موسی را در همان دوران و در سرزمین مصر آورده‌اند.
دولت قدیم مصر در سال ۵۲۴ ق. م به دست ایرانیان سقوط کرد. این کشور در روزگار هخامنشی و همچنین در دوران ساسانی (در عهد خسرو پرویز و به مدت ده سال) بخشی از شاهنشاهی ایران بود.
حضور هخامنشیان در مصر به دوران کمبوجیه پسر کوروش باز می‌گردد. او درسال ۵۲۵ پیش از میلاد، در لشکرکشی به مصر توانست مقابل فرعون پسامتیخ سوم از دودمان بیست و ششم فراعنه مصر پیروز شود و آن کشور را به یکی از ساتراپی‌های هخامنشی تبدیل کند.[۳]اهرام سه گانه
در سال ۳۳۲ ق. م اسکندر این سرزمین را تصرف نمود و تا سال بعد دودمان بطلمیوسیان که از جانشینان اسکندر بودند، بر آن حکمفرما بودند. در سال ۳۰ پیش از میلاد رومیان با غلبه بر کلئوپاترا آخرین ملکه بطلمیوسی مصر را ضمیمه قلمرو روم نمودند. در سال ۶۴۱ میلادی (۱۹ هجری قمری) در زمان خلیفه دوم، عمر، عرب‌های مسلمان این کشور را تسخیر کردند. مصر همواره از سرزمین‌های مهم برای حکومت اسلامی بوده و تا سال ۱۵۱۷ میلادی که دولت عثمانی بر مصر تسلط یافت در دست خلفای اموی و عباسی و فاطمی بود.
روند عربی‌شدن زبان مصریان چندی به طول انجامید و کاربرد زبان عربی در این منطقه از سده نهم میلادی به این‌سو شدت گرفت. سیاست فرمانروایان عرب حاکم بر مصر این بود که با وجود ناآشنا بودن مردم مصر با زبان عربی این فرمانروایان از همان آغاز تمامی نوشته‌های رسمی را به عربی صادر کردند. این حاکمان ولی، علاقه زیادی به مسلمان کردن مردم مصر نشان نمی‌دادند.[۴]
با این حال، مسلمان شدن مردم مصر با عرب‌زبان شدن آن‌ها همراه نبود و اسلامی‌سازی مصر سده‌ها پس از عرب‌زبان‌شدن آن‌ها به انجام رسید. با این‌که زبان عربی از سده نهم میلادی در مصر گسترش یافت دین اسلام تنها در سده چهاردهم تبدیل به دین اکثریت مصریان شد.[۵]
در سال ۱۷۹۸ ناپلئون به مصر لشکر کشید و در سال ۱۸۰۵ میلادی محمدعلی پاشا از طرف دولت عثمانی حاکم آنجا شده و دودمان جدید مصر را تشکیل داد.کاخ عابدین دفتر کار اصلی رئیس‌جمهوری مصر است. این کاخ در خیابان قصر نیل شهر قاهره قرار دارد.
برای مدت‌ها مصر تحت‌الحمایه بریتانیای کبیر بود ولی پس از جنگ جهانی اول بر اثر فشار مردم، استقلال مصر را اعلام کرد. در جنگ جهانی دوم طی سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ با اینکه مصر بیطرفی خود را اعلام کرده بود اما سرزمین‌های غربی آن در حاشیه دریای مدیترانه از صحنه نبردهای سنگین بین ارتش آلمان و ارتش بریتانیا بود و با انکه آلمانی‌ها فاصله چندانی با کانال سوئز نداشتند، اما در منطقه‌ای به نام العلمین شکست خوردند و همین شکست نقطه آغاز شکست‌های دیگر آنها شد.
مصر در سال ۱۹۴۵ به عضویت سازمان ملل متحد در آمد. در سال ۱۹۵۶ جمال عبدالناصر به ریاست جمهوری فرانسه به مصر حمله کردند، اما با پشتیبانی شوروی پیشین و بی طرفی آمریکا، بدون نتیجه خاتمه یافت. در طی سال‌های بعد دو جنگ دیگر نیز بین مصر و دیگر کشورهای عربی با اسرائیل رخ داد. (۱۹۶۷ و ۱۹۷۳)
در سال ۲۰۱۱ طی انقلابی حسنی مبارک رئیس جمهور این کشور برکنار شد و محمد مرسی با انتخابات جایگزین او شد. درسال ۲۰۱۳ ارتش در راستای اعتراضات مردمی علیه محمد مرسی کودتا کرد و دولت وی را سرنگون نمود. عدلی منصور که به تازگی به ریاست دادگاه قانون اساسی مصر تعیین شده بود به عنوان رئیس جمهور موقت مصر برای حداکثر دوره ای شصت روزه تعیین شد. انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام مصر ، رئیس جمهور بعدی این کشور را تعیین خواهد کرد.پایتخت‌های پیشین مصرتاریخ مصر  مصر پیش از تاریخ ۳۱۰۰ پ.م.مصر باستاندوره آغازین دودمانی مصر ۳۱۰۰–۲۶۸۶پ.م.پادشاهی کهن مصر ۲۶۸۶–۲۱۸۱ پ.م.دوره نخست میانی مصر ۲۱۸۱–۲۰۵۵ پ.م.پادشاهی میانه مصر ۲۰۵۵–۱۶۵۰پ.م.دوره دوم میانی مصر ۱۶۵۰–۱۵۵۰ پ.م.پادشاهی نوین مصر ۱۵۵۰–۱۰۶۹ پ.م.دوره سوم میانی مصر ۱۰۶۹–۶۶۴پ.م.دوره پایانی مصر باستان ۶۶۴–۳۳۲ پ.م.عصر کلاسیکتاریخ هخامنشیان در مصر ۵۲۵–۳۳۲پ.م.دودمان بطلمیوسی ۳۳۲–۳۰ پ.م.مصر رومی و بیزانتین ۳۰ پ.م.–۶۴۱ پس از میلادتاریخ ساسانیان در مصر ۶۲۱–۶۲۹سده‌های میانهتاریخ مصر اسلامی ۶۳۹–۱۲۵۲خلفای فاطمی ۹۶۹–۱۱۷۱ایوبیان ۱۱۷۱–۱۲۵۰سلطنت مملوک (مصر) ۱۲۵۰–۱۵۱۷معاصر اولیهمصر امپراطوری عثمانی ۱۵۱۷–۱۸۶۷اشغال توسط فرانسه ۱۷۹۸–۱۸۰۱سلسله محمد علی مصر ۱۸۰۵–۱۸۸۲خدیوات مصر ۱۸۶۷–۱۹۱۴معاصراشغال توسط بریتانیا ۱۸۸۲–۱۹۵۳حکومت سلطانی مصر ۱۹۱۴–۱۹۲۲پادشاهی مصر ۱۹۲۲–۱۹۵۳جمهوری مصر ۱۹۵۳–امروز  (انقلاب مصر (۲۰۱۱) ۲۰۱۱ )این جعبه: نمایش • بحث • ویرایشمنف: (۳۱۰۰ پ.م - ۲۱۸۰ پ.م) نخستین پایتخت مصراهناسیا: (۲۱۸۰ پ.م - ۲۰۶۰ پ.م)تبس، تیب یا طیبه :(۲۰۶۰ پ.م - ۱۷۸۵ پ.م) بار اول پایتختیاواریس :(۱۷۸۵ پ.م - ۱۵۸۰ پ.م)تبس: (۱۵۸۰ پ.م - ۱۰۸۵ پ.م) بار دوم پایتختیتنیس :(۱۰۸۵ پ.م - ۹۴۵ پ.م)نبته: (۹۴۵ پ.م - ۶۳۳ پ.م)صالحجر :(۶۳۳ پ.م - ۳۳۲ پ.م)اسکندریه :(۳۳۲ پ.م - ۶۴۱ بعد از میلاد)فُسطاط: (۶۴۱ ب.م - ۷۵۰ ب.م) بار اول پایتختیعسکر: (۷۵۰ - ۸۶۸ ب.م)قطائع: (۸۶۸ - ۹۰۵ ب.م)فسطاط (۹۰۵ - ۹۶۹ ب.م) بار دوم پایتختیقاهره: (۹۶۹ ب.م - تا امروز) پایتخت کنونینامپرچم مصر میان سالهای ۱۳۳۷-۱۳۰۱ خورشیدی
نام مصر از ریشهٔ سامی است و با نام‌های دیگر زبان‌های سامی برای مصر از جمله מִצְרַיִם (میتزراییم) عبری هم‌ریشه است. نام مصر به معنی «دو تنگه» است و به جدایی میان دو دودمان بخش‌های شمالی و جنوبی مصر اشاره دارد.[۶] واژهٔ مصر در اصل خود معانی شهر، تمدن، کلان‌شهر، زمین، و مرز هم می‌داده‌است.[۷] مصر را در پارسی باستان مودرایَ (Mudrāya) و در پارسی میانه آگیپتوس (Agiptus) می‌نامیده‌اند.[نیازمند منبع]تقسیمات کشوری
کشور مصر به ۲۷ استان بخش می‌شود:- استان دقهلیه۲- استان بحر الاحمر۳- استان بحیره۴- استان فیوم۵- استان غربیه۶- استان اسکندریه۷- استان اسماعیلیه۸- استان اقصر۹- استان جیزه۱۰- استان منوفیه۱۱- استان منیا۱۲- استان قاهره۱۳- استان قلیوبیه۱۴- استان وادی‌الجدید۱۵- استان شرقیه۱۶- استان سوئز۱۷- استان اسوان۱۸- استان اسیوط۱۹- استان بنی‌سویف۲۰- استان پورت‌سعید۲۱- استان دمیاط۲۲- استان سینای جنوبی۲۳- استان کفر الشیخ۲۴- استان مطروح۲۵- استان قنا۲۶- استان سینای شمالی
۲۷- استان سوهاج
مردم[ویرایش]قبیله‌های مصر
تیره‌ها و قبیله‌های ساکن مصر از این قرارند:قلعه قا یتبای اسکندریهتیره‌های طوارهترابینمزینهاولاد سعیدجبالیهعلیقاتصوالحهتیره‌های تیاهه
همچنین می توان به زاغه نشینان اشواعیت اشاره کرد .جغرافیا[ویرایش]موقعیت مصر
مصر، سرزمین و کشوری است در شمال و شمال شرقی قاره آفریقا که مساحت آن ۱٬۰۰۱٬۴۴۹ کیلومتر مربع بوده و از دیدگاه وسعت بیست و هشتمین کشور جهان محسوب می‌گردد.
در شمال مصر دریای مدیترانه و در شرق آن دریای سرخ قرار دارد. از سمت جنوب با سودان و از سوی غرب با کشور لیبی همسایه‌است. البته از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز مرتبط می‌باشد. پایتخت مصر شهر قاهره است و از دیگر شهرهای مهم آن می‌توان بهاسکندریه، اسوان، جیزه، فیوم و پورت سعید اشاره کرد. شهرهایی مانند سلوم، بردیا، سیدی برانی، مطروح و العلمین نیز به سبب وقایعی که طی جنگ جهانی دوم در آنها به وقوع پیوست مشهور گشته‌اند. در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره‌ای است که شبه جزیره سینا خوانده می‌شود و تا پیش از سده نوزدهم در قسمتی به خاک مصر پیوسته بود. اما در سده بیستم کانالی حفر کردند که آن را از خاک مصر جدا کرد و دریای سرخ را به دریای مدیترانه پیوند داد. نام آن، کانال سوئز است که ۱۶۸ کیلومتر طول دارد و چون مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا می‌باشد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
سرزمین مصر به سه قسمت تقسیم می‌شود:رود نیل۱. صحرای شرقی یا عربی.۲. شبه جزیره سینا و زمینهای نیل.۳. صحرای غربی.
مصر آخرین کشوری است که رود نیل از آن می‌گذرد و سپس به دریای مدیترانه می‌ریزد. به این خاطر در محل پیوستن آن به دریا، دلتای نیل بوجود آمده که سرزمین اصلی کشاورزی این کشور است. در اطراف این رود نیز کشاورزی رونق بسیار دارد به طوری که تنها نقاط آباد مصر سواحل نیل می‌باشد.شهرها[ویرایش]تعداد شهرهای هر استاناستان‌هااستانشهرهااستانشهرهااسکندریه۲۳جنوب سیناء۶اسماعیلیه۷شمال سیناء۶اسوان۲۳شرقیه۱۹اسیوط۱۰غربیه۱۲استان بحر الاحمر۶فیوم۵بُحیره۱۷قاهره۳۰بنی سویف۲۵قلیوبیه۸پورت‌سعید۱۹قنا۱۲جیزه۱۲کفر الشیخ۱۰دقهلیه۱۸مطروح۳۰دمیاط۴منوفیه۲۲سوهاج۱۱منیا۱۰سویس۴وادی الجدید۷۰سیاست[ویرایجنگنده بمب‌افکن‌های نیروی هوایی مصر و نیروی هوایی آمریکا در حال انجام یک تمرین نظامی مشترک بر فراز مجموعه اهرام جیزه.رؤسای جمهور مصرجمال عبدالناصرارتشبد انور سادات
جمال عبد الناصر (۱۵ ژانویه ۱۹۱۸ (میلادی) - ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰) از ۱۹۵۴ تا تاریخ مرگش سال ۱۹۷۰ رهبر مصر بود. جمال عبدالناصر به لحاظ روحیه ناسیونالیستی خود در بین عرب ها مشهور می‌باشد. نهضت پان‌عربیسم ناصر که بعد از او پایه گذارشد، در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ طرفداران زیادی داشت و هنوز هم بعد از سالها از مرگ او بین عرب های طرفدار دارد.
از اقدامات مهم سیاسی او می‌توان به جنگ شش روزه عرب ها و اسرائیل و توافقنامه کانال سوئز نام برد. جمال عبد الناصر بر اثر سکته قلبی مرد. وی یکی از کسانی بود که نام خلیج فارس را به نام جعلی عربی خواند و دستور داد تا در تمام مدارس و ادارات مصر، از عنوان جعلی «خلیج عربی» استفاده کنند و در نقشه‌های چاپ آن کشور از این نام مجعول استفاده شود.محمد انور السادات
محمد انور السادات سیاست‌مدار و نظامی مصری و برنده جایزه صلح نوبل، سومین رئیس جمهوری مصر بود. وی سمت رئیس جمهوری کشور مصر را از تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا روز به قتل رسیدنش به دست جهاد اسلامی در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به عهده داشت.حسنی مبارک
مُحَمَّد حُسنی سید مُبارَک (زاده ۴ مه ۱۹۲۸) از ۱۴ اکتبر ۱۹۸۱ تا فوریه ۲۰۱۱ (۲۲ بهمن ۱۳۸۹) چهارمین رئیس جمهوری جمهوری عربی مصر بود.
مبارک پس از ترقی در نیروی هوایی مصر تا مقام «نایب رئیس جمهور» بالا رفت و پس از ترور انور سادات در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به ریاست جمهوری رسید.
طبق قانون سال ۱۹۷۱ مصر مبارک کنترل کامل کشور را بر عهده داشت و قبل از قیام مردم مصر به عنوان رئیس جمهور مصر از قدرتمندترین حاکمان منطقه به شمار می رفت.
اما در پی اعتراضات گسترده مردم مصر؛ حسنی مبارک در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ (۲۲ بهمن ۱۳۸۹) از ریاست جمهوری مصر استعفا داد. حکومت را به ارتش واگذار کرد و به شرم الشیخ رفت. مبارک در حال حاضر در وضعیت بحرانی به سر برده و توانایی راه رفتن را از دست داده است. پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مصر ، اخباری ضد و نقیض درباره مرگ مغزی مبارک منتشر شد.قلعه صلاح الدینمحمد مرسی
محمد مرسی رئیس حزب آزادی و عدالت از احزاب اخوان المسلمین است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۷ ژوئن ۲۰۱۲ پیروز گردید. او به عنوان نخستین رئیس جمهور پس از انقلاب مصر و پنجمین رئیس جمهور دائمی مصر بوده است. در ژوئن ۲۰۱۳ موج جدیدی از اعتراضات در مصر شکل گرفته و مخالفان در سالگرد تحلیف مرسی خواستار کناره گیری مرسی از قدرت شدند. با شکل گیری اعتراضات محمد البرادعی رهبری مخالفان را در دست گرفته و چند تن از اعضای کابینه مرسی از جمله نخست وزیر استعفا کردند.او در سوم جولای ۲۰۱۳ و در نتیجه انقلاب ۲۰۱۳ مصر ، توسط بیانیه ی مشترک ارتش مصر، محمد البرادعی، شیخ الازهر و پاپ مسیحیان قبطی مصر از قدرت برکنار شد. ارتش مصر ، عدلی منصور ، رئیس دادگاه قانون اساسی مصر را به عنوان سرپرست ریاست جمهوری برای دوره انتقالی معرفی کرد. منصور طی چندین روز پس از عزل مرسی ، حازم الببلاوی را به عنوان نخست وزیر دولت موقت و محمد البرادعی را به عنوان معاون اول رئیس جمهور تعیین نمود.رادیوها[ویرایش]رادیو نجوم اف‌ام
رادیو نجوم اف‌ام (به عربی: إذاعة نجوم FM) نخستین رادیوی ویژه مصر است. برنامه‌های آن شامل موسیقی برای جوانان هم می‌شود.
معروف‌ترین برنامهٔ آن من و نجوم (أنا والنجوم) است که توسط اسامه منیر برگزار می‌شود.
رادیو نجوم اف‌ام بخشی است از مجموعه جود نیوز که ریاست آن را عمادالدین ادیب، سردبیر روزنامه مصری العالم الیوم بر عهده دارد.
این رادیو از فرکانس 100.6 FM قابل دریافت است.رادیو سوا[ویرایش]
رادیو سَوا (به عربی: إذاعة رادیو سوا) یکی از رادیوهای مصر است.
این رادیو که اخبار را در خلال موسیقی پخش می‌کند از سوی دولت آمریکا تأسیس شده و هزینهٔ آن نیز از سوی کنگره آمریکا پرداخت می‌شود.
پخش آن از ۲۳ مارس ۲۰۰۲ به‌صورت شبانه‌روزی آغاز شد و در بیشتر کشورهای عربی قابل دریافت است. فرکانس آن 990 AM است.
اولین حکومت / استقلال از امپراتوری بریتانیا / اعلان جمهوری حداقل در ۳۵۰۰ پ.م. / ٢٨ فوریه ١٩۲٢ / ۱۸ ژوئن ۱۹۵۳
جشن‌ها و عیدها در مصرسالگردها و جشن‌های دینیآغاز سال هجری، یکم ماه محرم، هجرت محمد، پیامبر اسلام از مکه به مدینهزادروز محمد، ۱۲ ماه ربیع‌الاول.آیین‌های عید فطر، پایان ماه رمضان.عید فطر. ۳-۱ ماه شَوال.عید قربان. نهم ذی‌الحجه.تعطیلات رسمی در جمهوری مصر[ویرایش]روز آزادی صحرای سینا: ۲۵ آوریلروز کارگر: یکم ماه مه.شم‌النسیم: دوم ماه مه. جشن بهاری.انقلاب ۲۳ ژوئیه: بیست‌وسوم ژوئیه.روز نیروهای مسلح: ششم اکتبر.زادروز عیسی مسیح: ۷ ژانویه.جشن‌های مصری[ویرایش]روز آغاز طغیان آب روز نیل (به عربی: وفاء النیل)، از جشن‌های فرعونی.جشن حنابندان برای عروس‌هاجشن هفت‌سالگی کودکان.آغاز سال میلادی: یکم ژانویه.جشن نیروز یا همان نوروز نزد قبطیانجستارهای وابسته[ویرایش]فهرست شهرهای مصرمصر باستانجنگ شش روزهکانال سوئزشبه جزیره سینانشانه‌های ایرانی در مصر

یمن

یمَن (به عربیالجمهوریة الیمنیة)‏ کشوری عربی در جنوب غربی آسیا و در جنوب شبه جزیره عربستان واقع در خاورمیانه، و پایتخت آن شهر صنعا است. یمن ۵۲۷٬۹۶۸ کیلومتر مربع گستردگی دارد. یمن دارای دو ساحل مهم است، ساحلی غربی در کرانهٔ دریای سرخ و ساحلی جنوبی در کرانهٔ دریای عرب، همچنین دارای چند جزیره‌است که مهم‌ترین آنها: جزیره سقطره در دریای عرب و جزیره حنیش در دریای سرخ است. یمن تا قبل از سال ۱۹۹۰ میلادی دو کشور متجاور بوده به نام‌های: جمهوری عربی یمن (یمن شمالی) وجمهوری دمکراتیک یمن (یمن جنوبی). در سال ۱۹۹۰ طی پیمانی این دو کشور با هم متحد شدند و جمهوری یمن بوجود آمد.

اما در سال ۱۹۹۴ جنگ خونینی بین دو طرف رخ داد، که سرانجام شمالی‌ها بر جنوبی‌ها چیره شدند و اتحاد پابرجا ماند.

محدودهٔ یمن

محدودهٔ یمن: از شمال عربستان سعودی، از جنوب خلیج فارس، از مغرب ساحل دریای سرخ و از سمت مشرق به سلطنت عمان و خلیج فارس محدود می‌شود.

تاریخ

یمن کشوری است در همسایگی عربستان که از زمان‌های قدیم موقعیت خاص داشته‌است. یمن از قدیم ناحیه‌ای آباد و خرم و با نعمت بسیار و دارای جنگل‌ها در نقاط کوهستانی و در نقاط دیگر نخلستان‌ها و باغ‌ها میوه گوناگون می‌باشد. داستان سد تاریخی اش که بنام سد مأرب مشهور است در کتب تاریخ ذکر شده‌است. در آن دوران کشور یمن «یمن السعید» (یمن خوشبخت) نامیده می‌شده‌است. در دوران باستان منطقه یمن قلمرو حکومت‌هایی همچون:

قلعه القاهرة (استان حَجّه)

با چیرگی ایران بر جنوب عربستان در سال ۵۹۸-۵۹۷ میلادی یمن نیز به‌وسیله شاهنشاهان ساسانی به تصرف ایران در آمد و تا ظهور اسلام تابع حکومت ایران بود. شَهرَب (ساتراپ) ساسانیان در کل منطقه جنوب عربستان، باذان بود.

تا ظهور دین اسلام پس از مدتی اسلام در این سرزمین نفوذ یافت که عبدالله بن اسحاق بن ابراهیم یکی از حاکمان یمن در این دوران است.

همچنین در سال ۱۷۵۰ میلادی جزو قلمرو دولت عثمانی در آمد و با سقوط امپراتوری عثمانی، در سال ۱۹۳۴ میلادی با انعقاد قراردادی با انگلستان به استقلال رسید.

سابقاً حکومت یمن در دست امیری بود که او را امام یمن می‌خواندند و او شخصاً کشور را اداره می‌کرد ولی از سال ۱۹۶۲ میلادی برابر ۱۳۴۱ شمسی به جمهوری تبدیل شد.

سیاست

سیاست خارجی یمن بر پایه بی طرفی حسن معاشرت با همسایگان می‌باشد.

جغرافیا

تقسیمات کشوری

کشور یمن به ۲۰ استان و یک محدوده پایتختی بخش شده‌است:

Yemen governorates.png
Yemen-map.gif
  1. عَدَن
  2. عَمران
  3. اَبیَن
  4. ضالع
  5. بیضاء
  6. حُدَیده
  7. جَوف
  8. مَهره
  9. مَحویت
  10. استان صَنعاء
  11. ذَمار
  12. حضرموت
  13. حَجّه
  14. إب
  15. لَحِج
  16. مأرب
  17. رَیمه
  18. صَعده
  19. استان صَنعاء
  20. شبوه
  21. تَعِز

جزایر سوکوترا مهم‌ترین جزایر این کشور هستند.

اقتصاد

فراورده‌های عمده آن قهوه، دام، چوب‌های جنگلی، جو و گندم است.


از ویکی پدیا

بحرین


پادشاهی بحرین کشوری است جزیره‌ای در خلیج فارس که ۶۶۵ کیلومتر مربع وسعت دارد. پایتخت آن منامه و زبان رسمی آن عربی است. بحرین به پنج استان بخش شده و تا ۳ ژوئیه ۲۰۰۲ دارای ۱۴ شهر بوده‌است.
این کشور از ۳۳ جزیره تشکیل یافته که عمدتاً از دشت‌های بیابانی تشکیل می‌شوند و مرتفع‌ترین نقطه آن تنها ۱۲۲ متر ارتفاع دارد. بحرین آب‌وهوایی خشک با زمستان‌هایی معتدل و تابستان‌هایی بسیار گرم و مرطوب دارد. نفت و گاز طبیعی و ماهی و مروارید از منابع طبیعی این کشور است اما کاهش ذخیره نفتی باعث شده تا بحرین در سال‌های اخیر به سمت فرآوری و تصفیه نفت حرکت کرده و به یکی از مراکز بانکی بین‌المللی تبدیل شود. شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه از سال ۱۹۹۹ قدرت را در این کشور در اختیار دارد و در سال ۲۰۰۲ کشور را به یک پادشاهی مشروطه تبدیل کرده و عنوان خود را از امیر به پادشاه تغییر داد. بر اساس برآورد سال ۲۰۰۹ جمعیت بحرین ۷۲۷٬۷۸۵ نفر بوده که ۲۳۵٬۱۰۸ نفر از آن‌ها شهروندان خارجی هستند.[۲]
بحرین از سال ۱۷۸۳ تحت حکومت منو عالی قرار گرفته‌است، در حالی‌که حکومت قاجار و بندر عباس آن را بخشی از ایران می‌دانست. بحرین از سال ۱۸۲۰ میلادی تحت سرپرستی کشور بریتانیا درآمد و در سال ۱۹۷۱ اعلام استقلال کرد و ایران اولین کشوری بود که استقلال آن را به رسمیت شناخت.تاریخ طاهرینوشتار اصلی: تاثیر ایران بر بحرین
در گذشته به منطقه ساحلی جنوب خلیج فارس حد فاصل بصره تا بحرین امروزی بحرین گفته می‌شد (که شامل منطقهٔ احسا، در عربستان، هم بود). بحرین قبل از زمان ساسانیان در قلمرو ایران بود. از سال ۱۵۲۲ تا ۱۶۰۲ بحرین مدتی در اشغال پرتغالی‌ها قرارگرفت. در سال ۱۶۰۲ میلادی، پس از اخراج پرتغالی‌ها توسط شاه عباس از خلیج فارس، دوباره حاکمیت ایران بر آن (به جز دوره‌های کوتاهی از حملهٔ عمانی‌ها) تا سال ۱۷۸۳ میلادی ادامه پیدا کرد.[۳].
از سال ۱۷۸۳، جزیرهٔ بحرین به دست منو عالی (که از اعراب شبه‌جزیرهٔ عربستان بودند) افتاد که از قرن نوزدهم تا سال ۱۹۷۱ تحت‌الحمایهٔ انگلیس بودند.[۳] با این حال، در دوران قاجار و پهلوی، ایران هنوز مدعی مالکیت بر بحرین بود. در سال ۱۹۲۷ ایران در شکوائیه‌ای رسمی به بریتانیا نسبت به قرارداد این کشور با سلطان نجد و حجاز (که پس از مدتی به عربستان سعودی تبدیل شد) اعتراض کرد. چون در بخشی از از این پیمان، از «... تعهد به حفظ روابط دوستانه و صلح‌آمیز با سرزمین‌های کویت و بحرین...» یاد شده بود. اما انگلیسی‌ها امیر بحرین را حاکمی مستقل و جزیره و اهالی آن را تحت‌الحمایه دولت بریتانیا دانستند و مدعی شدند که ادعای حاکمیت ایران بر بحرین بر هیچ مبنای معتبری استوار نیست. ادعاهای ایران بر بحرین در سال‌های بعد نیز ادامه یافت، از جمله در سال ۱۳۳۶ قانون تقسیمات کشوری جدیدی به تصویب رسید که در آن بحرین استان چهاردهم ایران تعیین شده بود.
در حالی که موضع انگلستان در حمایت از استقلال بحرین با استقبال کشورهای عربی مواجه شده بود، دولت شوروی اعلان حاکمیت ایران بر بحرین را مورد تأیید رسمی قرار داد. در سال ۱۹۶۸ با تصمیم انگلیسی‌ها به خروج نیروهای خود از منطقه شرق سوئز و خلیج فارس بحث بر سر وضعیت بحرین دوباره به اوج رسید. پیشنهاد انگلیسی‌ها تشکیل فدراسیونی از قطر و بحرین و هفت امیرنشین حاشیه خلیج فارس بود که با مخالفت شدید ایران روبرو شد. در ۴ ژانویه ۱۹۶۹ شاه ایران در نشستی خبری در دهلی نو موضع معتدل‌تری اتخاذ کرده و از حق اهالی بومی برای تعیین سرنوشت خود از طریق یک همه‌پرسی سخن گفت؛ «...چنانچه مردم بحرین علاقه‌مند به الحاق به کشور من نباشند، ایران ادعای ارضی خود را نسبت به این جزیره پس خواهد گرفت...»، اما شیخ عیسی حاکم بحرین که می‌ترسید چنین رفراندومی باعث ایجاد دشمنی و تنش بین ایرانی‌ها و اعراب منطقه شود پیشنهاد شاه را رد کرده و پاسخ تهدیدآمیزی را از شاه دریافت کرد که در آن آمده بود ایران نه تنها استقلال بحرین را به رسمیت نمی‌شناسد بلکه در صورت عضویت آن در سازمان ملل از این سازمان خارج خواهد شد.[۳]
پس از چندین ماه مذاکرات محرمانه ایران در ۹ مارس ۱۹۷۰ (اسفند ۱۳۴۹) با درخواست از دبیرکل سازمان ملل برای اعمال مساعی جمیله به منظور تشخیص خواست واقعی مردم بحرین پیشقدم شد. ایران اعلام کرده بود نظر نمایندگان سازمان ملل را در صورتی که با تایید شورای امنیت سازمان ملل همراه باشد خواهد پذیرفت. بریتانیا نیز از پیشنهاد استقبال کرده و اوتانت دبیرکل سازمان ملل هیئتی را به ریاست ویتوریا گیچاردی را مأمور انجام این کار کرد. هیئت سازمان ملل پس از گفتگو با طیف گسترده‌ای از مقامات مذهبی و مدنی و مردم عادی اعلام کرد که تقریباً تمام مردم بحرین خواهان یک حکومت کاملاً مستقل هستند و اکثریت بزرگی از آن‌ها آن را یک کشور عربی می‌دانند. این تصمیم در شورای امنیت تایید شده و بحرین استقلال خود را در ۱۴ اوت ۱۹۷۱ اعلام کرد و ایران نیز اولین کشوری بود که آن را به رسمیت شناخت.[۳]مساحت
بحرین ۷۰۶ کیلومتر مربع مساحت دارد که کوچک‌تر از کوچک‌ترین استان ایران است. از هفتصد کیلومتر مربع مساحت این کشور نزدیک به چهارصد کیلومترمربع آن بیابانی است. بحرین به «جزیره یک میلیون نخل» نیز شهرت داشته‌است. بحرین شامل سه شهر یا به عبارت بهتر سه جزیره اصلی منامه و محرق و سترهاست و منامه یعنی بزرگ‌ترین این جزایر پایتخت آن به شمار می‌آید. در بحرین روستاهایی هم هست که در فاصله‌های نزدیک به یکدیگر قرار دارند.
بدلیل وسعت کم بحرین مسولان این کشور کوچک اقدام به پر کردن دریا و افزایش وسعت سرزمین خود کرده‌اند و با ساخت وساز های هدفمند پیشرفت قابل توجهی داشته‌اند.استان‌ها
موشو رضا غفاری حسین سهولی عقیل خالدی و... کشور بحرین ۵ استان دارد که عبارت‌اند از: عاصمه (استان پایتخت)، جنوبیه، شمالیه، وسطی و محرق.جزایر حوار متعلق به بحرین که در نزدیکی قطر واقع شده‌اند بخشی از استان جنوبیه هستند.نقشهاستان‌ها1. عاصمه2. وسطی3. مُحَرّق4. شمالیه5. جنوبیهشهرهاباب‌البحريننوشتار اصلی: فهرست شهرهای بحرینمنامهمحرقرفاع شرقیرفاع غربیمدینه حمدشهرک عیسیالحدجدحفصمدینة زایدالزلاقعرادعالی (بحرین)البدیعسترهحاکمان آل خلیفه
آل خلیفه عبارتند از:محمد بن خلیفه آل خلیفه ( ۱۷۶۵ - ۱۷۷۶)خلیفه بن محمد آل خلیفه (۱۷۷۶ - ۱۷۸۳)احمد بن محمد آل خلیفه( ۱۷۸۳ - ۱۷۹۴)سلمان بن احمد آل خلیفه ( ۱۷۹۴ - ۱۸۲۱)عبدالله بن احمد آل خلیفه (۱۸۲۰- ۱۸۴۳)محمد بن خلیفه بن سلمان آل خلیفه(۱۸۴۲- ۱۸۶۷)علی بن خلیفه آل خلیفه(۱۸۶۷- ۱۸۶۹)محمد بن عبدالله آل خلیفه(۱۸۶۹)عیسی بن علی آل خلیفه (۱۸۶۹- ۱۹۳۲)حمد بن عیسی بن علی آل خلیفه(۱۹۳۲- ۱۹۴۲ )سلمان بن حمد آل‌خلیفه(۱۹۴۲- ۱۹۶۱)عیسی بن سلمان آل خلیفه( ۱۹۶۱- ۱۹۹۹ )حمد بن عیسی آل‌خلیفه (۲۰۰۲ – تا امروز)سیاست داخلی
بحرین یک حکومت پادشاهی مشروطه است. پادشاه به طور موروثی از خاندان آل خلیفه انتخاب می‌شود که از سال ۱۸۲۰ میلادی قدرت را در این جزیره به دست گرفت و اتحاد خود را با بریتانیا اعلام کردند. این کشور در سال ۱۹۷۱ استقلال خود را از سرپرستی بریتانیا اعلام کرد. و قانون اساسی فعلی این کشور در سال ۲۰۰۲ تصویب شده‌است. نظام حقوقی این کشور ترکیبی از حقوق اسلامی (فقه) و کامن لا انگلیسی است. شاه یا امیر کنونی کشور حمد بن عیسی آل خلیفه است که از سال ۱۹۹۹ قدرت را در دست دارد. ولیعهد سلمان بن حمد، پسر وی است که در ۱۹۶۹ به دنیا آمده و ریاست دولت به عهدهٔ نخست‌وزیرخلیفه بن سلمان پسرعموی شاه است که از سال ۱۹۷۱ این مقام را دارد. قوهٔ مقننه دومجلسی این کشور (المجلس الوطنی) از مجلس شورا (مجلس الشوری) و مجلس نمایندگان (مجلس النواب) تشکیل می‌شود. هر دو مجلس ۴۰ عضو دارند. تمامی اعضای مجلس علیا (مجلس شورا) توسط شاه و تمامی اعضای مجلس سفلی (مجلس نمایندگان) با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند.[۴]
در بحرین حدود ۱۵ حزب سیاسی شامل احزاب مذهبی، لیبرال، چپ و بعثی وجود دارد.
برجسته‌ترین حزب سیاسی شیعه جمعیت وفاق ملی اسلامی است که دکتر سعید شهابی از بنیانگذاران آن است. احزاب دیگر شیعه شامل حزب عمل اسلامی و حزب الرساله می‌باشند.
پس از انقلاب یاسمین در تونس که موجب فرار زین العابدین بن علی وهمچنین انقلاب مردم مصر وسقوط حسنی مبارک، بحرینی‌ها نیز به خیابان آمدند وبه اعتراض عملکرد پادشاه این کشور پرداختندکه نیروهای آل خلیفه وآل سعود به بازداشت و سرکوب مردم پرداختند.سیاست خارجی
این کشور یکی از اعضای اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس است.
مرکز ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در کشور بحرین قرار دارد.اقتصاد
بحرین کشور ثروتمندی نیست و حتی بخشی از انرژی آن توسط عربستان تأمین می‌شود. این دو کشور با یک پل ۲۵ کیلومتری که به نام پل فهد معروف است و در سال ۱۹۸۶ افتتاح شد، به یکدیگر متصل می‌شوند.
امروزه، اقتصاد کشور بحرین وابسته به بانکداری، هواپیمایی موفق و خدمات فرودگاهی، بنادر مجهز صنعتی، صنایع ساخت و تعمیر کشتی و ناوها می‌باشد. بحرین اولین کشور حوزه خلیج فارس است که نفت در آن اکتشاف شده ولی منابع نفت و گاز آن بسیار محدود است، اقتصاد سنتی بحرین وابسته به مرواریدبوده اما در حال حاضر بیشتر درآمد ساکنان بحرین از بانکداری و گردشگری تامین می‌گردد. به هر روی نفت و فراورده های نفتی ۶۰٪ صادرات و درآمد دولت این کشور و همچنین ۳۰٪ تولید ناخالص داخلی بحرین را تشکیل می‌دهد. تنها صنعت سنگین داخلی این کشور تولید آلومینیوم است که در مقیاس فراوان تولید و عرضه می‌شود. بحرین رتبهٔ نخست تولید این محصول در خاورمیانه ورتبهٔ پنجم در سطح جهانی را داراست.[۵] واحد پول بحرین دینار است که هر یک دینار برابر با ٢/٦٥ دلار می‌باشد.
بر پایه گزارش انجمن اقتصادی اجتماعی ملل غرب آسیا بحرین سریعترین رشد اقتصادی را در ژانویه ۲۰۰۶ در میان کشورهای عرب داشته‌است.[۶] همچنین بحرین آزادترین اقتصاد را در خاورمیانه و بیست و پنجمین در جهان را در سال ۲۰۰۶ بر پایه‌گزارش وال استریت ژورنال و پایه شاخص‌های اقتصاد آزاد داشته‌است.[۷]مردمنوشتار اصلی: زبان فارسی در بحرینزنی در لباس عروسی از بحارنهٔ بحرین
در سال ۲۰۰۱ اتباع این کشور ۶۲.۴٪ جمعیت این کشور را تشکیل می‌دادند. در سرشماری سال ۲۰۰۱ جمعیت کل این کشور ۶۹۸٬۵۸۵ نفر بود که ۲۳۵٬۱۰۸ نفر معادل ۳۷.۶٪ خارجی بوده‌ٔاند. جمعیت خارجی کشور در سال‌های اخیر رشد سریعی داشته و بر اساس برآورد دولتی در سال ۲۰۰۷ به ۵۱۱٬۸۶۴ معادل ۴۹٬۲۵٪ کل جمعیت در این سال رسیده است.
گروه‌های قومی بزرگ بحرین به این شرح هستند:عرب‌های آفریقایی که عمدتاً از شرق آفریقا آمده و بیشتر سنی هستند.ایرانیان بحرین یا عجم‌ها هم که اکثر آنان مهاجرانی هستند که بیش از چندین قرن است که از جنوب ایران از فارس و بوشهر به بحرین مهاجرت کرده‌اند و در این جزیره زندگی می‌کنند و به رغم سکونت طولانی در این جزیره، همچنان به زبان لارستانی(زبان محلی جنوب ایران) صحبت می‌کنند و بیشتر سنی شافعی هستند.بَحرانی‌ها یا بحارنه عرب‌های بومی بحرین که شیعه هستند و بزرگترین گروه قومی این کشور را تشکیل می‌دهند. جمعیت آن‌ها در سال ۱۹۹۵ در آمار اتنولوگ حدود ۳۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است.[۸]بنیان (بونیان یا هنود) هندی‌هایی که از روزگاران دور به این جزیره آمده و بیشتر پیرو آئین هندو هستند.بادیه‌نشینان عرب از جمله قبایلی چون عتوب و نعیم که مسلمان سنی هستند.هوله‌ها 90% از ایشان مردم جنوب ایران و سنی هستند.نجدی‌ها عرب‌های سنی شهرنشین که از نجد در مرکز عربستان به آن‌جا آورده شده‌اند.
اسلام دین رسمی بحرین است. بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۱ حدود ۸۱٫۲٪ کل جمعیت بحرین مسلمان، ۹٪ مسیحی (اتباع، مهاجران) و ۹.۸٪ پیرو دیگر ادیان (بیشتر هندو) هستند.[۹] یک گروه کوچک بومی یهودی هم در این کشور زندگی می‌کنند. بیش از ۷۰٪ جمعیت کشور را شیعیان تشکیل می‌دهند.[۱۰]
آمارهای جمعیتی بر اساس سیا ورلد فکت‌بوک:ساختار سنی(برآورد ۲۰۰۶) :۰ تا ۱۴ سال: ۲۷.۴٪۱۴ تا ۶۵ سال: ۶۹.۱٪۶۵ سال به بالا:۳.۵ ٪رشد جمعیت (برآورد ۲۰۰۶): ۱.۴۵٪نرخ زادوولد (برآورد ۲۰۰۶): ۱۷.۸ در ۱۰۰۰نرخ مرگ‌ومیر (برآورد ۲۰۰۶): ۴.۴ در ۱۰۰۰نسبت جنسیتی (برآورد ۲۰۰۶): ۱.۰۳ مرد به ۱ زنامید به زندگی (برآورد ۲۰۰۶):مرد:۷۱.۹۷زن:۷۷ سالکل: ۷۴.۴۵شیوع ایدز و اچ‌آی‌وی در بزرگ‌سالان (برآورد ۲۰۰۱): ۰.۲٪باسوادی در بالای ۱۵ سال (برآورد ۲۰۰۳):مرد: ۹۱.۹٪زن: ۸۵٪کل: ۸۹.۱٪زبان‌های رایج: عربی، فارسی، انگلیسی و اردو
موسسه بین‌المللی پژوهشی CIRI آمریکا کشور بحرین پس از ایتالیا دولت‌ها محدودیت‌های معتدلی بر آزادی عبادت شهروندان خود اعمال می کنند. [۱۱]احزاب و حرکات سیاسیجمعیت وفاق ملی اسلامی (شیعه)حرکة حق حرکتی است که از جمعیت وفاق ملی اسلامی انشقاق یافته‌است (معارضة)جمعیهٔ عمل وطنی دیمکراسی (وعد، یسار ی، لیبرالی)جمعیهٔ أصالة إسلامی (سلفی)جمعیهٔ منبر إٍسلامی (إخوان مسلمین)العدالة الوطنیة (سنی)جمعیهٔ منبر دیمکراسی تقدمیراه‌ها و ارتباطات
فرودگاه بین‌المللی بحرین در محرق قرار دارد. نام هواپیمایی بحرین [طیران الخلیج](GULF AIR) (هواپیمایی خلیج) است، و پل شاه فهد.شاعران بحرینطرفه بن عبدإبراهیم العریضعلی الجلاویآیات القرمزیدروازه بحریناماکن تاریخی بحرینقلعه بحرین (قلعة البحرین)قلعه رفاع (قلعة الرفاع)قلعه عراد (قلعة العراد)موزه بحرین (متحف البحرین الوطنی)مسجدخمیسمسجد سیادیجزیره حوارخانه سیادی (بیت سیادی)باب‌البحرینبر صخیرخانه جسره (بیت الجسرة)خانه شیخ عیسی بن علی (بیت الشیخ بن عیسی بن علی)جاذبه‌های گردشگری
سواحل بحرین بسیار دیدنی است و بسیاری از ورزش‌های آبی در گرمای همیشگی آب خلیج فارس انجام می‌گیرد که قایقرانی و شیرجه در این آب‌ها بسیار متداول است.
بیابان‌های گرم بحرین و صدها درخت‌های خرمای این کشور نیز مشهور است.
از ویکی پدیا

امارات متحده ی عربی

امارات متحده عربی (به عربیالإمارات العربيّة المتّحدة)‏ ، (به انگلیسیUAE)‏ (به اختصار) ، کشوری در جنوب غربی قارهٔ آسیا و در شرق شبه جزیره عربستان، در خاورمیانه که از جنوب با قطر و عربستان سعودی، از شرق با عمان و از شمال با خلیج فارسهمسایه است.

امارات عربی متحده، اتحادی از هفت شیخ‌نشین کوچک به نام‌های ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین است که بعد از استقلال از بریتانیا در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی شکل گرفت. این روز را با نام روز ملی امارات جشن می‌گیرند.

هر یک از این ۷ امیرنشین از استقلال فراوانی برخوردارند، اما یک امیر موروثی به عنوان حاکم کشور ایفای وظیفه می‌کند و شورای عالی حکام که متشکل از هفت امیر است، رئیس دولت و کابینه را انتخاب می کند. در حال حاضر امیر و رئیس دولت امارات شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان است. پایتخت و بزرگ‌ترین شیخ‌نشین این کشور ابوظبی است.

امارات یکی از بزرگترین ذخایر نفتی دنیا را در اختیار دارد و تولید ناخالص سرانه آن در حد ثروتمندترین کشورهای اروپای غربی است.

مساحت و آب وهوا

مساحت این کشور ۸۳٬۶۰۰ کیلومترمربع است که در رده ۱۱۵ دنیا از نظر پهناوری قرار می‌گیرد. آب‌وهوایی بیابانی و سرزمینی هموار دارد که قسمت شرقی آن کوهستانی و سردتر است و تنها ۰٫۷۷ درصد خاک آن قابل کشاورزی است. فقط ۱۹ درصد اهالی این کشور اصلیت اماراتی دارند و ۲۳ درصد از اعراب دیگر کشورها و ایرانیان و حدود ۵۰ درصد از اهالی جنوب آسیا هستند. زبان رسمی کشور عربی است و انگلیسی، فارسی، اردو و هندی نیز کاربرد زیادی دارد. مذهب رسمی این کشور اسلام است که حدود ۹۶٪ مردم را شامل می‌شود.

واحد پول آن درهم است. جمعیت آن در سال ۲۰۱۲ حدود ۵٫۳۱۴٫۳۱۷ نفر برآورد شده و رشد جمعیت آن ۳٫۰۵ درصد است و با بیش از ۱۶ مهاجر در سال به ازای هر هزار نفر جمعیت پنجمین کشور مهاجرپذیر دنیاست. صادرات نفت خام این کشور در سال ۲۰۰۹ حدود ۲٫۳۹۵ میلیون بشکه در روز بوده که امارات را چهارمین صادرکننده نفت دنیا می‌سازد. سرانه تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۲۰۱۱ بر اساس قدرت خرید حدود ۴۸٬۵۰۰ دلار بوده که آن را در رتبه یازدهم دنیا قرار می‌دهد.[۲]

روابط امارات و ایران بر سر مالکیت سه جزیره تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی در خلیج فارس تنش آمیز است.

جمعیت امارات تا سال ۲۰۱۰ میلادی ۴.۷ میلیون نفر اعلام شد.[۳]

محدوده امارات متحده عربی

محدوده امارات متحده عربی: از شمال و شمال غربی خلیج فارس، از جنوب و جنوب غربی عمان و عربستان سعودی، از سمت غرب به قطر و عربستان سعودی، و از سمت شرق به دریای عمان و عمان محدود می‌شود.

وجه تسمیه

واژهٔ «امارات» به معنی شیخ‌نشین یا امیرنشین است. نام امارات متحده عربی نیز به معنی «شیخ‌نشین‌های متحد عربی» است. تسمیت این کشور بنام «امارات» از آنجاست که پس از تشکیل اتحادیه هفت امارت امیرنشین تأسیس شده‌است، شیخ‌نشین‌های هفت‌گانهٔ که دولت امارات متحده عربی را تشکیل می‌دهند به شرح زیر است:

ساحل دزدان

نوشتار اصلی: ساحل دزدان

در قرن۱۸تا۱۹ به منطقه سواحل امروزی امارات متحده عربی و شمال عمان ساحل دزدان یا ساحل قراصنه یا ساحل پایریت در خلیج فارس گفته می‌شد. پس از پیروزی ارتش هند/بریتانیا بر دزدان و امضای قرارداد صلح نام این منطقه به ساحل متصالحه تغییر یافت.[۴]

تأسیس

این کشور در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی تأسیس شده‌است. قبل از تأسیس دولت اتحاد امارات متحده عربی، این منطقه «امارات متصالحه» نام داشته‌است، همچنین امارات ساحل عمان نیز نامیده شده‌است.

قصر الامارات
قصر الامارات
نقشه امارات
تقسیمات کشوری امارات متحده عربی
صحرای امارات

بنیان گذار امارات متحده عربی

موسس و بنیان گذار حکومت امارات متحده عربی شیخ زاید بن سلطان آل نهیان بوده که با همکاری شیخ راشد بن سعید آل مکتوم به تأسیس این اتحاد همت گماردند. اولین نخست وزیر در حکومت دولت اتحاد شیخ مکتوم بن راشد بود. پس از درگذشت مؤسس دولت اتحاد امارات، رئیس حکومت امارات در سال ۲۰۰۴ (میلادی) شیخ خلیفه بن زاید و نایب رئیس و نخست وزیر آن شیخ محمد بن راشد حاکم دبی هستند.

فرهنگ و دین

امارات با ریشه‌هایی که در فرهنگ اسلامی دارد، روابط قویی با سایر جهان عرب و جهان اسلام برقرار کرده‌است. دولت امارات عمدتاً از طریق بنیاد فرهنگی ابوظبی، در صدد حفظ شکل‌های سنتی هنر و فرهنگ است. هر چند، تغییرات چشمگیری در زندگی اجتماعی صورت گرفته‌است، نگرش به زنان تغییر کرده‌است و ورزش‌های جدیدی در کنار شتر سواری سنتی کم کم رایج می‌شوند، همچون ورزش گلف، بیابان کهن دوبی و مسابقات گلف ابوظبی و گران‌ترین مسابقهٔ اسب دوانی جهان، جام جهانی دوبی، که هر سال در ماه مارس(اسفند-فروردین) برگزار می‌شود. [۱] در امارات، بر خلاف کشور همسایه‌اش عربستان، که سعی بر جلوگیری از رواج دین‌های دیگر دارد. کلیساهای بسیاری وجود دارد. به دلیل اینکه بسیاری از آسیایی‌ها، امارات را به عنوان وطن دوم خود پذیرفته‌اند، رستوران‌ها و مراکز فرهنگی آسیایی بسیاری در این کشور وجود دارد. همچنین تعداد کمی مرکز و مدرسهٔ اروپایی نیز وجود دارد.

وضعیت حقوق بشر

وضعیت حقوق بشر در امارات متحده عربی همواره مورد انتقاد سازمان‌های حامی حقوق بشر بوده‌است. شهروندان حق انتخاب و یا تغییر دولت و عضویت در احزاب سیاسی را به دست نیاورده‌اند.[۵] در طول تاریخ این کشور تنها یک انتخابات در سال ۲۰۰۶ برگزار شده‌است.[۶] که مجمع تشکیل شده بوسیله انتخابات هیچ گونه حق قانونگذاری ندارد.[۷] کارگران خارجی از بسیاری از حقوق کار محروم هستند امارات متحده عربی بسیاری از معاهدات بین‌المللی درباره حقوق کارگران را امضا نکرده‌است.

دولت امارات همچنین محدودیت‌های گسترده‌ای را برای آزادی بیان بوجود آورده‌است. این کشور رسانه‌ها را از انتقاد از مقامات سیاسی و مشکلات اقتصادی کشور برحذر داشته‌است. همچنین خودسانسوری نیز به طرز گسترده در رسانه‌های اماراتی وجود دارد.[۸]

رسانه

در حالی که رسانه یکی از نخستین صنایع است که امارت دوبی سعی بر گسترش آن در بسیاری از شهرهای کوچک کرده، مسائل مهمی دربارهٔ آزادی بیان در امارات به قوت خود باقی‌مانده‌است. شهر رسانه‌ای دوبی، دوبی را به مرکز رسانه در منطقه تبدیل کرده‌است، و شامل ایجاد رسانه، از صنعت چاپ گرفته تا تلویزیون و رسانهٔ جدید و همچنین تبلیغات و صنعت بازاریابی می‌باشد.

شماری از سازمان‌های خبری بین‌المللی که شامل رویترز، آسوشیتد پرس، فرانس پرس، بلومبرگ، داو جونز نیوزوایرز، سی ان ان و بی بی سی می‌باشند، همگی در شهر رسانه‌ای دوبی حضور دارند، و می‌توانند آزادانه در مورد حوادث منطقه‌ای و محلی گزارش تهیه کنند. با این وجود، محدودیت‌هایی برای رسانه‌های محلی وجود دارد، و به شدت از هر گونه انتقادی در مورد خانوادهٔ سلطنتی منع شده‌اند. روزنامه‌های انگلیسی زبان مهم امارات عبارتند از:

تعطیلات

تاریخفارسیعربی
۱ ژانویهروز آغاز سال میلادیرأس السنة المیلادیة
متغیرعید قربانعید الأضحی
متغیرتقویم اسلامی سال جدیدرأس السنة الهجریة  
۶ اوتتاجگذاری شیخ زاید بن سلطان آل نهیانعید جلوس الشیخ زاید بن سلطان آل نهیان  
متغیرمعراج پیامبرالإسراء و المعراج  
۲ دسامبرروز ملیالعید الوطنی  
متغیرپایان ماه رمضانعید الفطر
رعد و برق روز بارانی در امارات (۲۶/۳/۲۰۰۹)

رؤسا و نخست وزیران امارات متحده عربی

  1. رؤسا:
  1. نخست وزیر:

رؤسا: شیخ زاید بن سلطان آلنهیان (۱۹۷۱ _ ۲۰۰۴) میلادی. شیخ خلیفه بن زاید بن سلطان آلنهیان (۲۰۰۵ _....). نخست وزیر: شیخ مکتوم بن راشد آل مکتوم (۱۹۷۱ _ ۱۹۷۶) میلادی. شیخ راشد بن سعید آل مکتوم (۱۹۷۶ _ ۱۹۹۰) میلادی. شیخ مکتوم بن راشد آل مکتوم (۱۹۹۰ _ ۲۰۰۶) میلادی. شیخ محمد بن راشد آل مکتوم (۲۰۰۶_....).

از ویکی پدیا

ترکیه


ترکیه (به ترکی استانبولی: Türkiye)‏ با نام رسمی جمهوری ترکیه (به ترکی استانبولی: Türkiye Cumhuriyeti)‏، کشوری اوراسیایی است که بخش بزرگ کشور یعنی آناتولی یا آسیای کوچک در جنوب باختر آسیا و خاورمیانه واقع است و بخش کوچکی نیز به نام تراکیه در منطقهٔ بالکان (منطقه‌ای در جنوب خاور اروپا) قرار دارد.
ترکیه در خاور با کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان (نخجوان)، ارمنستان، و گرجستان؛ در جنوب خاوری با عراق و سوریه؛ و در شمال باختری (بخش اروپایی) با بلغارستان و یونان همسایه‌است. همچنین ترکیه از شمال با دریای سیاه، از باختر با دو دریای کوچکمرمره و اژه، و از جنوب باختر با دریای مدیترانه مرز آبی دارد. دو تنگهٔ راهبردی بسفر و داردانل نیز در اختیار ترکیه‌است.
پهناوری ترکیه ۷۸۳٬۵۶۲ کیلومتر مربع (۳۷ام) است. ترکیه کشوری کوهستانی و نسبتاً پرباران است. شکل این کشور مانند یک مستطیل است که از سوی خاور و باختر امتداد یافته‌است. ترکیه با قرار گرفتن در یکی از حسّاس‌ترین مناطق جهان، دارای موقعیّت جغرافیایی راهبردی و بسیار خوبی است و گذرگاه جنوب باختر آسیا و اروپا به شمار می‌آید و کشورهای بسیاری، به ویژه ایران از خاک ترکیه برای ترانزیت کالا و انرژی استفاده می‌کنند.
ترکیه حدود ۷۲ میلیون تن (براورد ۱۳۸۷) جمعیت دارد، که حدوداً ۷۵ درصد مردم سنی و ۱۵ تا ۲۵ درصد هم علوی هستند. با این که حکومت ترکیه لائیک است ولی بسیاری از مردم هنوز به دین اسلام پایبند هستند و عید فطر و عید قربان در این کشور تعطیل رسمی است. همچنین در ترکیه حدود ۷۰٪-۷۵٪ درصد مردم ترک، ۱۸٪ درصد کرد و ۷٪-۱۲٪ را سایر باشندگان قومی ترکیه تشکیل می‌دهند.[۱] که بیشتر در جنوب خاور کشور زندگی می‌کنند امّا به تدریج با مهاجرت، در نواحی دیگر به‌ویژه استانبول و آنکارا نیز جمعیت چشمگیری را تشکیل داده‌اند.
زبان رسمی ترکیه، ترکی (استانبولی) است که در گذشته با خط عربی (عثمانی) نوشته می‌شد و از زمان تشکیل جمهوری ترکیه توسط آتاترک در سال ۱۳۰۲ هجری خورشیدی (۱۹۲۳) با خط لاتین نوشته می‌شود. ترکیه در میانه دو فرهنگ شرقی و غربی قرار دارد هرچند فرهنگ این کشور به شرق بسیار نزدیکتر است تا به غرب.
ترکیه با نام امپراتوری عثمانی در چند سدهٔ گذشته، بخش‌های بزرگی از خاورمیانه و جنوب خاوری اروپا را در دست داشت. تا اینکه پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، جمهوری ترکیه به رهبری مصطفی کمال پاشا آتاترک در سال ۱۳۰۲ (۱۹۲۳) تأسیس شد.تاریخدوران باستاندیوار تروی؛ ۱۲۰۰ سال پیش از میلادکتابخانه کلاسوس در افسوس؛ سال ۱۳۵میلادی
شبه جزیره آناتولی دربرگیرنده بیشتر مناطق ترکیه امروزی همواره یکی از قدیمی ترین مناطق مسکونی دنیا بوده که قدمت آن برمی‌گردد به اوایل دوران نوسنگی.
ترکیه کنونی در دوران باستان، تحت حکومت دولت شهرهای متعدّدی مانند لودیه و ایونیا قرار داشت. تا اینکه در حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد، این دولت‌ها توسّط کورش بزرگ هخامنشی منقرض شد و ترکیه زیر سلطه هخامنشیان درآمد. پس از یورش اسکندر در سال ۳۳۳ پ. م. آسیای کوچک به دست سلوکیان افتاد. و پس از اندکی رومیان جای آنها را گرفتند.امپراتوری بیزانس (روم شرقی)
بعدها امپراتوری روم به دلیل وسعت زیاد دچار مشکل شد، تا اینکه در سال ۳۹۵ میلادی امپراتور کنستانتین شهر بیزانتیوم (کنستانتین/قسطنطنیه/استانبول/اسلامبول) را پایتخت خود قرار داد؛ این اقدام مقدّمهٔ تقسیم روم به دو بخش شرقی و غربی شد. از آن پس روم شرقی یا امپراتوری بیزانس، ترکیه کنونی را در دست گرفت. در سال ۴۶۳ هجری قمری، ترکمانان مسلمان سلجوقی به فرماندهی آلب ارسلان به جنگ با امپراتوری بیزانس شتافتند و در ملازگرد، سپاه امپراتور بیزانس، رومانوس چهارم را شکست دادند. بدین ترتیب نیمهٔ شرقی ترکیه به دست سلجوقیان افتاد و زمینه برای مسلمان شدن مردم آن جا و نفوذ زبان ترکی به آن جا فراهم شد. ولی نیمهٔ غربی ترکیه در دست امپراتوری بیزانس باقی‌ماند.امپراتوری عثمانیمسجد سلطان احمد در استانبولپهناوری امپراتوری عثمانیآتاترک، بنیانگذار جمهوری ترکیه
پس از آن کوچ قبایل ترکمن مسلمان از شرق ایران به آسیای کوچک آغاز شد و این قبایل به تدریج دولتهای کوچک محلی در آنجا تشکیل دادند. یکی از مشهورترین این قبایل، قبیله «قایی» بود که در نزدیکی آنقره (آنکارا) سکونت داشتند. رهبر این قبیله به نامعثمان در سال ۶۷۸ هجری خورشیدی (۶۹۹قمری/۱۳۰۰میلادی) حکومتی تاسیس کرد که به نام خودش عثمانی خوانده شد. از آن پس تا حدود ۱۵۰ سال بعد حکومت عثمانی بیشتر آناتولی را به تصرف درآورد.
در سالهای نخست سده نهم هجری قمری، بایزید ایلدرم (صاعقه) سلطان عثمانی، از تیمور شکست خورد و اسیر شد. تیمور افراد بسیاری را از ترکیه اسیر کرد تا به مناطق دیگر ببرد، ولی به درخواست خواجه علیصفوی آنان را رها کرد و بدین ترتیب این افراد ناحیه شیعه نشین بزرگی را در کشور عثمانی به وجود آوردند و بسیاری از آنان در زمان شاه اسماعیل یکم صفوی به ایران آمدند و جزئی از قزلباش‌ها شدند.
در سال ۸۳۲ ه. خ. (۱۴۵۳میلادی)، سلطان محمد فاتح توانست به زندگی هزار ساله امپراتوری بیزانس (روم شرقی) پایان دهد. فتح درخشان او، تسخیر قسطنطنیه (کنستانتین) پایتخت بیزانس بود، که از آن پس استانبول(اسلامبول) نامیده شد. این فتح مبدا قرون جدید در تاریخ اروپا شناخته شده‌است.
کسی که حکومت عثمانی را به امپراتوری تبدیل کرد، سلطان سلیم یکم ملقب به یاووز (مهیب) بود. وی در اوایل سده نهم هجری قمری به پادشاهی رسید. او در طول پادشاهی ۹ ساله خود شام، مصر، دیاربکر، غربکردستان، عراق، حجاز (غرب عربستان)، و بخشهایی از بالکان (در جنوب شرق اروپا) را به تصرف درآورد و خود را خلیفه مسلمانان نامید. همچنین او کتاب‌های بسیاری را از مناطق متصرف شده بدست آورد، که اکنون زینت بخش کتابخانه‌های ترکیه‌است. سلطان سلیم یکم در سال ۸۹۳ ه. خ. (۹۲۰ق. /۱۵۱۴م.) شاه اسماعیل یکم را در جنگ چالدران شکست داد.
اوج قدرت عثمانی در زمان سلطان سلیمان یکم (قانونی/باشکوه) پسر سلطان سلیم رخ داد. او مناطق بیشتری را به تصرف درآورد و حتی به محاصره وین پرداخت. او در یکی از جنگ‌هایش با شاه تهماسب صفوی، تاسلطانیه نیز پیش آمد. پس از او امپراتوری عثمانی رو به انحطاط گذاشت.جمهوری ترکیه
امپراتوری عثمانی در جنگ اول جهانی از هم پاشید و مورد تهاجم بریتانیا و متحدانش واقع شد. مصطفی کمال پاشا به دلیل سازماندهی مقاومت ملی علیه دول خارجی قهرمان ملی ترکیه گردید و توانست جمهوری ترکیه را در سال ۱۳۰۲ (۱۹۲۳) بر پایه اصل جدایی دین از سیاست بنا کند و ملقب به آتاترک شد. وی خط لاتین را برای نوشتن زبان ترکی مرسوم کرد و اقدامات بسیاری را برای صنعتی و غربی شدن ترکیه انجام داد و دوره نوینی را در ترکیه به وجود آورد.
در دوران اقتدار آتاترک و امین و پشتیبان او عصمت اینونو که از آن به عنوان دوران تک حزبی یاد می‌شود، سیمایی از اقتدار سیاسی ملی گرایانه به نمایش گذاشته شد که ابایی از نژادپرستی و ترویج پان‌ترکیسم و به انزوا راندن اسلام و قومیت‌ها نداشت.[۲] بعد از یک دوران تک‌حزبی در سال ۱۳۲۹ (۱۹۵۰) حزب دمکرات از گروه سیاسی مخالف قدرت را بدست گرفت و به تعداد احزاب اضافه شد ولی آزادی سیاسی با دوره‌هایی از کودتاهای نظامیان در سالهای ۱۳۳۹، ۱۳۵۰ و ۱۳۵۹ شکسته شد. در سال ۱۳۵۳ ترکیه با دخالت نظامی خود علیه کودتای یونانیان در قبرس مانع از الحاق قبرس به یونان شد. در سال ۱۳۷۵ باز نیروهای نظامی دولتی را که با برنامه‌های اسلامی روی کار آمده بود، ساقط کرد. از سال ۱۳۶۳ (۱۹۸۴) تاکنون حزب کارگران کردستان و حکومت ترکیه درگیری‌های نظامی بسیاری داشته‌اند که باعث مرگ بیش از ۴۵ هزار تن گردیده‌است. ترکیه در سال ۱۳۲۵ به عضویت سازمان ملل درآمد و در سال ۱۳۳۱ به ناتو پیوست. ترکیه عضو جنبی جامعه اروپا است و اکنون با اجرای اصلاحاتی سعی در تحکیم و تقویت مردمسالاری و اقتصاد خود را دارد تا بتواند مذاکرات برای عضویت در اتحادیه اروپا را آغاز نماید.مردم و زبانگروه‌های قومی در ترکیه (داده‌های سازمان سیا)[۱]Percentترک‌ها  ۷۰–۷۵٪کردها  ۱۸٪سایر اقوام  ۷–۱۲٪
زبان بیش تر مردم در ترکیه ترکی است ولی در کنار آن زبانهای کردی، زازاها، ترکی آذربایجانی در میان گروه‌های قومی استفاده می‌شود. گروه‌های قومی کوچک‌تری چون لازها، ارمنی‌ها، عربها، و چرکس‌ها به تنوّع زبانی و فرهنگی این کشور افزوده‌اند.
کردهای ترکیه بیش تر در جنوب شرقی و شرق کشور زندگی می‌کنند. زبان رسمی این کشور ترکی است. گروه‌های قومی کوچک‌تر در ترکیه عبارت‌اند از آذربایجانی‌ها (شمال شرق)، لازها (شمال)، عرب‌ها (جنوب) و ارمنی‌ها (استانبول).
یک مطالعه ژنتیکی در سال ۲۰۰۱ از طریق بررسی هاپلوگروپ‌های دی‌ان‌ای در ترکیه نشان داده که ترک‌ها و کردها در کنار ارمنی‌ها، ایرانیان، یهودیان و لبنانی‌ها و دیگر گروه‌های ساکن سواحل مدیترانه (چه در شرق و چه در غرب) احتمالاً از یک نیای مشترک برخوردارند. نشانه‌ای از شارش ژنی در پی یورش هندواروپایی‌ها در ۱۲۰۰ قبل از میلاد هم مشاهده نشده، پس اینگونه نتیجه‌گیری شده که اگر هم چنین مهاجرتی هم صورت گرفته باشد جمعیت مهاجران نسبت به گروه‌های بومی، همچون هیتی‌ها (از اقوام هندواروپایی آناتولی و خویشاوند لیدیان) و هوری‌ها (از اقوام قفقازی آناتولی و خویشاوند اورارتویی‌ها)، که پیش از ۲۰۰۰ قبل از میلاد هم در منطقه زندگی می‌کرده‌اند، ناچیز بوده‌است. در نتیجه اقوام امروزین ترک، کرد و ارمنی ممکن است از دل همین گروه‌ها در آمده باشند. مطالعه ژنتیکی دیگری هم در سال ۲۰۰۳ نشان داده که ترک‌های آناتولی با وجود خویشاوندی زبانی (در خانوادهزبان‌های آلتایی) و همسایگی تاریخی با مغول‌ها ارتباط ژنتیکی خاصی با آنان ندارند. به طوری که میزان اختلاف ژنتیکی ترک‌ها و آلمانی‌ها با سه گروه اصلی مغول به یک اندازه بوده‌است.[۳][۴][۵]
در مطالعه دیگری در سال ۲۰۰۳ بر روی ۵۲۳ کروموزوم ایگرگ (که تنها نسب پدری را نشان می‌دهد) از اهالی ۹۰ شهر مختلف ترکیه ۵۴ هاپلوتایپ متفاوت شناسایی شده که اکثریت آن‌ها (۹۴٫۱٪) از هاپلوتایپ‌های رایج در اروپایی‌ها و مردمان همسایه خاورمیانه‌ای است. هاپلوتایپ‌های مرتبط با اهالی آسیای میانه با تنها ۳٫۴٪، هندی‌ها ۱٫۵٪ و آفریقایی‌ها ۱٪ در اقلیت هستند. تنوع قابل ملاحظه هاپلوتایپ‌ها در میان ترکان گواهی بر نقش مهم آناتولی هم به عنوان یک دریافت‌کننده و هم به عنوان یک منبع در جریان شارش ژنی بین مناطق مختلف است. برآوردهای متفاوتی در مورد سهم ژنتیکی مهاجرت ترک‌زبانان آسیای میانه به منطقه آناتولی صورت گرفته‌است. بر اساس یکی از مطالعات بر روی کروموزم ایگرگ این سهم حدود ۱۰درصد و بر اساس یکی دیگر بر روی میتوکندری دی‌ان‌ای و کروموزوم ایگرگ حدود ۳۰ درصد است. هرچند احتمالاً شارش ژنی بین آناتولی و آسیای میانه چندین بار در دوره‌های پیش از تاریخ صورت گرفته‌است اما نامعلوم بودن شمار این جمعیت‌ها و تعداد این دوره‌ها مشکل بزرگی برای تعیین سهم ژنتیکی مهاجرت ترکان اوغوز در سده ۱۱ میلادی به آناتولی است. بر اساس برخی از مطالعات تعیین میزان هاپلوگروپ‌های مخصوص آسیا مانند C-RPS4Y و O۳-M۱۲۲ بهترین روش برای تعیین ابعاد این مهاجرت و سهم ژنی آن آن در جمعیت کنونی آناتولی است. این توالی‌های ژنتیکی در یکی از مطالعات تنها در ۱٫۵ درصد اهالی ترکیه دیده شده در حالی‌که در یکی از مطالعات بر روی ۱۳ قوم آسیای میانه ۱۸٪ و در مطالعه دیگری بر روی ۴۹ قوم آسیای میانه ۳۳٪ شیوع داشته‌اند. به نظر می‌رسد افزایش قابل ملاحظه جمعیت آناتولی در عصر برنز که جمعیت آن را در دوران امپراتوری روم به ۱۲ میلیون نفر رسانده بود موجب کاهش تأثیر مهاجرت سلجوقیان و دیگر ترک‌زبانان آسیای میانه شده باشد.[۶]
بخشی از ترک‌تباران ترکیه از اقوام ترکان سلجوقی غز هستند؛ ترکان سلجوقی به رهبری طغرل بیگ پس از شکست غزنویان در سال ۴۲۹ هجری قمری شهر نیشابور را پایتخت خود قرار دادند، در سال ۴۳۳ شهر ری را مرکز حکومت خود کردند، سپس اصفهان را مقر اصلی حاکمیت خود قرار داده همدان را نیز پایتخت تابستانی خود کردند. سلجوقیان سپس به رهبری آلپ‌ارسلان در جنگ ملازگرد با رومانوس چهارم امپراتور بیزانس، آناتولی را به تصرف خود در آوردند و سرزمین آسیای صغیر تا قونیه جز امپراتوری سلجوقی گردید. ترکان سلجوقی که از آسیای میانه به فلات ایران وارد شده و شهرهای ایران را فتح کرده در شهر ری حاکمیت خودرا تثبیت کرده بودند در این مکانها و در آذربایجان ساکن شدند و با فراهم آوردن لشکریان زیاد از آذربایجان، آناتولی را فتح و در این منطقه مسقر شده پس از غلبه بر امپراتوری بیزانس (روم شرقی)، این منطقه را بر امپراتوری خود افزودند و از زمان حاکمیت فرزندان عثمان (نام یکی از حاکمان ترک آناتولی)امپراتوری عثمانی را در آنجا بنا نهادند.فرهنگدیندین در ترکیه[۷]دیندرصداسلام  ۹۹٫۸٪دیگر  ۰٫۲٪
نخستین قانون اساسی جمهوری ترکیه[۸] که در سال ۱۹۲۴ میلادی تهیه شده‌است دین رسمی ترکیه را اسلام تعیین نموده‌است. لیکن در اصلاحات قانون اساسی سال ۱۹۲۸ این ماده قانونی حذف و با تاکید بر جدایی دین از سیاست، ترکیه کشوری با دولت و حکومت سکولار (جدایی دین از سیاست) معرفی گردیده‌است. بنابر آخرین آمار موجود در ترکیه حدود ۹۸ درصد جمعیت این کشور را مسلمانان و ۲ درصد را مسیحیان و کلیمیان و پیروان دیگر ادیان تشکیل می‌دهند.
مسلمانان ترکیه بیشتر پیرو مذهب تسنن می‌باشند که از میان آنها حنفی‌ها بزرگترین گروه به‌شمار می‌آیند که عمدتاً در مرکز و غرب ترکیه ساکن هستند. شافعی‌ها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقراند و اکثراً کرد هستند. شمار پیروان مذاهب دیگر بسیار کم می‌باشد. روی هم رفته پیروان ادیان در ترکیه به دو قسمت اصلی تقسیم می‌شوند:سماع مولویه
الف) پیروان دین اسلام، که خود به چند مذهب تقسیم می‌شود و اهم آنها عبارتند از:۱- حنفی‌ها: جمعیت قابل ملاحظه‌ای از اهل سنت ترکیه را تشکیل می‌دهند.۲- شافعی‌ها: شاخه‌ای از اهل سنت است که پیروان آن را بیشتر کردها تشکیل می‌دهند.۳- پیراوان سایر فرق اهل سنت.۴- علویان که خود به چهار دسته تقسیم می‌شود و بنابر آمار رسمی دولت ترکیه حدود ۱۲ میلیون نفر پیرو دارد.
ب) پیروان ادیان دیگر به‌جز اسلام، که در کل ۲ درصد از جمعیت ترکیه را تشکیل می‌دهند.موقعیت جغرافیایینمایی از استانبول
ترکیه در جنوب باختر قاره آسیا قرار گرفته‌است. منطقه جغرافیایی که ترکیه در آن قرار دارد آناتولی و آسیای کوچک (آسیای صغیر) نیز نامیده می‌شود.
ترکیه پیوندگاه دو قارهٔ مهم آسیا و اروپا است. ترکیه در جنوب خاوری اروپا و جنوب باختری آسیا واقع شده‌است و بین ۵/۳۶ و ۴۲ درجه عرض شمالی و ۲۶ و ۴۵ درجه طول شرقی در نیم کرهٔ شمالی قرار گرفته‌است. سرزمین ترکیه به صورت مستطیلی قابل تصور است که طول آن از شرق تا غرب ۱۶۶۰ کیلومتر و عرض آن به طور متوسط ۵۵۰ کیلومتر است. ترکیه از سه طرف به دریا احاطه شده‌است. از دیدگاه وسعت ترکیه با ۷۸۳٬۵۶۲ کیلومتر مربع سی و پنجمین کشور جهان بشمار می‌آید.مرزها
ترکیه شش همسایهٔ آسیایی و دو همسایهٔ اروپایی دارد. کشورهای هم مرز ترکیه عبارت‌اند از: در خاور با ایران ۴۹۹ کیلومتر، جمهوری آذربایجان ۹ کیلومتر، ارمنستان ۲۶۸ کیلومتر، و گرجستان ۲۵۲ کیلومتر؛ در جنوب خاور با عراق ۳۵۲ کیلومتر و سوریه۸۲۲ کیلومتر؛ در شمال باختر با یونان ۲۰۶ کیلومتر و بلغارستان ۲۴۰ کیلومتر.اقتصادنوشتار اصلی: اقتصاد ترکیهدرآمد سرانه استانهای ترکیه بر اساس آمار سال ۲۰۱۱ (به دلار):     ۲۶ ۰۰۰ و بیشتر     ۲۲ ۰۰۰ – ۲۶ ۰۰۰     ۱۸ ۰۰۰ – ۲۲ ۰۰۰     ۱۳ ۷۰۰ (متوسط ترکیه) – ۱۸ ۰۰۰     ۱۰ ۰۰۰– ۱۳ ۷۰۰     ۶ ۰۰۰ – ۱۰ ۰۰۰     ۲ ۰۰۰ – ۶ ۰۰۰      کمتر از۲ ۰۰۰
اقتصاد ترکیه ترکیبی از صنایع بومی و مدرن است که روز به روز بر دامنه‌اش افزوده می‌شود. تولیدات فراوان کشاورزی ترکیه درسال ۲۰۰۵ رتبه هفتم جهان را بدست آورد و در سال ۲۰۰۶ برای ۱۱٫۲٪ از مردم ترکیه اشتغال ایجاد کرد. بخش خصوصی اقتصاد ترکیه نیز قوی و به سرعت در حال رشد است و نقش مهمّی در بانکداری، حمل و نقل و ارتباطات دارد. در سال‌های اخیر اقتصاد ترکیه رشد خوبی داشته و رشد ۸٫۹٪ و ۷٫۴٪ را در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ به دست آورده‌است.
کشور ترکیه ۸۱ استان دارد. مراکز همه استان‌ها به جز سه استان با خود استان همنام هستند. سه استان نامبرده عبارت‌اند از: ختای (مرکز: انتاکیه)، کوجاالی (مرکز: ایزمیت)، سقاریه (مرکز: آداپازاری). هرکدام از استان‌های ترکیه به چندین بخشتقسیم شده‌است.تاریخچهٔ پرچمنوشتار اصلی: پرچم ترکیه
طرح اصلی پرچم ترکیه مدرن عبارت است از ماه و ستاره سفید با زمینه سرخ رنگ. این طرح مربوط می‌شود به علائمی که امپراتوری‌های ترکمن سلجوقی و عثمانی به عنوان پرچم استفاده می‌کردند. جمهوری ترکیه این پرچم را به عنوان نشانه دولت نگاه داشت. از آن جا که سلاطین عثمانی در عین حال عنوان خلیفه مسلمین را داشتند، نزد اروپاییان طرح این پرچم به عنوان نماد اسلام شناخته شد.
اکنون شمار بسیاری از کشورهای اسلامی ماه و ستاره را به صور مختلف به پرچم خود افزوده‌اند. نشانه هلال احمر نیز از این تأثیر به کنار نبوده‌است. صلیب سرخ جهانی در ۱۲۴۱ توسط هنری دونانت بازرگان سوئیسی تأسیس شد و چون نشانه دولت سویس و علامت دین مسیح را بر آن نهادند، هلال احمر به عنوان برابر اسلامی-سنی (و شیر و خورشید سرخ به عنوان برابر ایرانی) آن بعد از جنگ جهانی اوّل بر پا شد.
از جمله کشورهایی که نماد ماه و ستاره را روی پرچم کشورشان دارند، عبارت‌اند از: ازبکستان، الجزایر، پاکستان، ترکمنستان، تونس، جمهوری آذربایجان، سنگاپور، مالزی، موریتانی، لیبی و ترکیه.تصاویر
شهر تاریخی افسوس 
دانشگاه بغازیچی 
سردر دانشگاه استانبول 
کیزکوله سی, استانبول 
منطقه جنگلی دریای سیاه 
کوه آرارات (آغری)، بلندترین کوه ترکیه 
پولونزکوی، قصبه لهستانی‌هادر نزدیکی استانبول 
مسجد سلطان احمد دراستانبول 
ازمیر 
رقص محلی ترکیه 
مسجد سلطان سلیم, ادیرنه 
سماع 
آلانیا 
پاموک کاله 
ایاصوفیه

                   از ویکی پدیا

لبنان

لبنان کشوری کوچک و کوهستانی در غرب آسیا و خاورمیانه و در کنار کرانه خاوری دریای مدیترانه است که پایتخت آن شهر بندری بیروت است. لبنان از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با کشور اسراییل و از غرب با دریای مدیترانه همسایه‌است و جزیره قبرسنیز در نزدیکی سواحل این کشور قرار دارند.

واژه لبنان از واژه سامی «لبن» که اشاره به قله‌های سفید کوهستان‌های لبنان دارد، گرفته شده‌است.

تا قبل از جنگ داخلی ۱۹۹۰-۱۹۷۵ لبنان کشوری متمول در منطقه و پایتخت بانکداری جهان عرب محسوب می‌شد و تعداد زیادی توریست را جذب خود می‌کرد تا حدی که بیروت را به عنوان پاریس خاورمیانه می‌شناختند و همچنین به دلیل قدرت مالی بسیار لبنان را به عنوان سوئیس خاورمیانه می‌شناختند. بلافاصله بعد از پایان جنگ تلاشهای بسیاری صورت گرفت تا اقتصاد را بهبود بخشند و زیر ساختهای کور را از نو بسازند که نتایج مثبت آن در سالهای اخیر آشکار شده‌است. تا قبل از ابتدای سال ۲۰۰۶، کشور به ثبات و بازسازی لبنان به پایان رسید و تعداد بسیاری توریست به گردشگاههای لبنان سرازیر شدند. اما با شروع جنگ اسرائیل لبنان در ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶ تعداد بسیاری نظامی و غیر نظامی صدمه دیدند و خسارات بسیاری به زیر ساختهای کشور وارد شد و جمعیت گسترده‌ای بی خانمان شدند. از سپتامبر ۲۰۰۶ دولت لبنان برنامه رسیدگی به اموال مخروبه بیروت، طیر و دیگر دهات واقع در جنوب لبنان را شروع کرده‌است.

ریشه‌شناسی

نام لبنان (لوبنان در زبان عربی استاندارد لِبنان در گویش محلی) از ریشه سامی "LBN" گرفته شده که دارای معانی متعددی همچون «شیر» و «سفید» است که شاید اشاره به کوه‌های سر پوشیده از برف لبنان دارد. در زبان انگلیسی نام لبنان را با حروف معرف the به مانند سودان و اوکراین و گامبیا به کار می‌برند. اطلاق حرف معرفه the شاید به این خاطر باشد که وقتی نام این کشورها به وجود آید به جای ممالک مستقل تنها مناطقی جغرافیایی محسوب می‌شدند.

تقسیماتِ اداریِ کشور لبنان

Lebanon governorates english.png


از آنجا که مردم لبنان در ۶۰ سال گذشته به شهرنشینی روی آورده‌اند، بیشتر جمعیت این کشور در شهرها یه ویژه در پایتخت آن بیروت و اطراف آن سکنی گزیده‌اند. بیش از نیمی از لبنانی‌ها در بیروت زندگی می‌کنند.

لبنان از شش استان (به عربی: ألمحافظة) تشکیل شده‌است.


جغرافیا

لبنان سرزمینی بلند و کوهستانی است که در کرانه شرقی دریای مدیترانه قرار دارد. کرانه‌های لبنان ۲۵۵ کیلومتر درازا دارد. رودخانه‌های مهم لبنان عبارت‌اند از: عاصی (ألعاصی) و لیطانی (أللیطانی) در دره سهل‌البقاع، و کلب (ألکلب). رشته‌کوه‌های لبنان عبارت‌اند از: رشته‌کوه‌های لبنان شرقی و رشته‌کوه‌های لبنان غربی که میان این دو رشته کوه، دره سهل‌البقاع قرار گرفته‌است.

لبنان به عنوان یک کشور خاورمیانه‌ای از غرب با دریای مدیترانه حدود ۲۲۵ مرز ساحلی دارد و از شمال و شرق با سوریه و از جنوب با اسرائیل هم مرز است. مرز لبنان با سوریه ۳۷۵ کیلومتر است در حالیکه مرز لبنان با اسرائیل تنها ۷۹ کیلومتر است. لبنان یکی از کوچک‌ترین کشورهای دنیاست که مساحتی حدود ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع (۴۰۳۵ مایل مربع) دارد. بسیاری از مناطق آن کوهستانی است به جز مناطق ساحلی کم عرض و دره بقا که بخش مهمی از صنعت کشاورزی لبنان را تشکیل می‌دهد.

اقلیم

سرزمین لبنان آب‌وهوای مدیترانه‌ای دارد، هوای سواحل در زمستان‌ها سرد و بارانی و در تابستان‌ها گرم و شرجی است. در نواحی بلندتر به ویژه کوهستان‌ها، زمستان‌ها با بارش برف همراه است و دمای هوا به زیر صفر می‌رسد. بخش‌های دیگر این کشور، تابستان‌های گرم و خشک دارد.

در مناطق ساحلی زمستانها کلاً سرد و بارانی و تابستانها گرم و مرطوب هستند. در مناطق مرتفع تر در طول زمستان دما به زیر صفر درجه می‌رسد. تابستان‌ها از سوی دیگر گرم و خشک هستند. اگر چه اکثر مناطق لبنان سالانه شاهد بارانهای بسیاری است (در مقایسه با مناطق خشک کنارش) ولی در مناطق خاصی در شمال شرق لبنان به دلیل وجود قله‌های مرتفع کوه‌های غرب که راه ابرهای بارانی به وجود آمده از مدیترانه را سد می‌کنند باران زیادی نمی‌بارد.

مردم


مردم لبنان را گروه‌های نژادی و قومی گوناگونی تشکیل می‌دهند. عربها ۶۰٪، آسوریان و سریانیها ۳۶٪ و ارمنیها ۴٪، کردها و یهودیان ۱٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند.

جمعیت‌شناسی[

میانگین سنی مردم لبنان ۲۴٫۶ سال است.

زبان

زبان رسمی لبنان عربی است، اما هر یک از اقلیتهای نژادی به زبان خود سخن می‌گویند. زبان فرانسه نیز کاربرد دارد. لهجه لبنانی از شاخهٔ عربی شامی است، در کاربرد و تلفظ کلمات با دیگر شاخه‌های زبان عربی تفاوت دارد اما به عربی سوری، فلسطینی و مصری نزدیک است .در تلفظ واج «ج»، «ژ» خوانده می‌شود . به جای «ق»، حرف «ئ» و به جای «ث» نیز «ت» تلفظ می‌شود . برای مثال کلمهٔ کثیر به معنای زیاد، کتیر . قلب به معنای دل، ئلب و جدید به معنای تازه، ژدید ادا می‌گردند.

از ویکی پدیا

قطر

قَطَر کشوری عربی در جنوب غربی قارهٔ آسیا و در شرق شبه‌جزیره عربستان، در خاورمیانه و در بخش جنوبی خلیج فارس واقع شده‌است. قَطَر خود شبه‌جزیره‌ای کوچک‌تر واقع در شبه جزیرهٔ عربستان است که خلیج فارس آن را از غرب و شمال و شرق در بر گرفته‌است. پایتخت آن، دوحه است. قطر مرز مشترک زمینی با عربستان سعودی، و مرز دریایی با کشورهای بحرین و امارات متحده عربی دارد.

قطر به صورت امارتی مطلقه و ارثی از اواسط قرن ۱۹ میلادی توسط خاندان آل ثانی فرمانروایی می شود. قبل از کشف نفت، قطر عمدتاً به خاطر شکار مروارید و تجارت دریایی شناخته می شد. این کشور تا سال ۱۹۷۱ تحت الحمایه انگلستان بود. پس از استقلال به سبب درآمدهای سرشار نفتی و گازی، این کشور تبدیل به یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه گردید. تمام موقعیت های حساس حکومتی در قطر توسط خاندان آل ثانی یا افراد نزدیک آنان اداره می گردد. این کشور از سال ۱۹۹۲ روابط نظامی گسترده با ایالات متحده دارد.

قطر دارای ذخایر گسترده ی نفتی و گازی است. مجله فوربس قطر را ثروتمندترین کشور جهان معرفی کرده است. قطر بالاترین شاخص توسعه انسانی بین کشورهای جهان عرب را داراست.

زبان رسمی این کشور عربی، دین رسمی آن اسلام، واحد پول آن ریال و مساحت آن ۴۹۳، ۱۱ کیلومتر مربع است.[۱]

جمعیت قطر ۱٬۸۵۳٬۵۶۳ نفر است.[۱] کمتر از یک‌سوم جمعیت قطر را قطری‌های اصیل تشکیل می‌دهند.

تاریخ

از سال ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۳ قطر در تصرّف ترک‌های عثمانی بود. پیش از آن به نوشته دانشنامه بریتانیکا «قطر برای سال‌های طولانی تحت حاکمیت حکومت ایران بوده و هر سال سه هزار روپیه برای حق ماهیگیری و صید مروارید، مالیات پرداخت می‌کرده‌است». در ۲۹ ژوئیه ۱۹۱۳ قراردادی بین دولت بریتانیا و دولت عثمانی به امضاء رسید که به موجب یکی از بندهای آن دولت عثمانی از حاکمیت بر قطر صرف نظر کرد. با خروج نیروهای عثمانی دولت بریتانیا حکومت «شیخ عبدالله بن جامع» حاکم قطر را به رسمیت شناخت و در سال ۱۹۱۶ قراردادی همچون دیگر قراردادهای خود با شیوخ امارات خلیج فارس با این شیخ به امضاء رساند. از این تاریخ، قطر تا زمان استقلال در سال ۱۹۷۱، تحت‌الحمایهٔ انگلستان گردید. در ۱۹۳۵ طایفه‌ای از اعراب بنی یاس مقیم ابوظبی به علت نارضایتی از «شیخ خلیفه شخبوط» حاکم ابوظبی به جنوب کوچیده و در منتهی‌الیه کرانه باختری ابوظبی یعنی خورالعدید اقامت گزیدند. این مسأله سرآغاز اختلاف جدی میان ابوظبی و قطر شد.[۲]

قطر یکی از چندین امیرنشین نوبنیاد واقع در شبه‌جزیره عربستان است. منطقه قطر از دیرباز بخشی از منطقه تحت فرمان رویدر بوده‌است.[نیازمند منبع] (بویژه در زمان ساسانیان). در بسیاری از دوره‌های باستانی همه کرانه جنوبی خلیج فارس بخشی از رویدر بوده و توسط ساتراپ‌های رویدری اداره می‌شد. در تاریخ معاصر قطر توسط ترکان عثمانی، انگلیسی‌ها و بحرین اداره شده و در ۳ سپتامبر ۱۹۷۱ به استقلال رسید. در آن دوره بسیاری از امیرنشین‌های منطقه جذب عربستان سعودی یا امارات متحده عربی شدند ولی قطر از این روند جدا ماند.

اختلاف‌های مرزی

پیشینه اختلاف‌های مرزی و سرزمینی عربستان سعودی با قطر به میانه‌های سده نوزدهم باز می‏گردد. اختلافات مرزی و سرزمینی عربستان سعودی و قطر شامل‏ باریکه‌ای از زمین‌های جنوبی قطر می‏شود. عربستان سعودی مدعی مالکیت ۲۳ مایل از سواحل جنوب شرقی قطر است‏ و دو کشور در مورد مرزهای جنوب غربی و سلوا نیز با یکدیگر اختلافات ارضی دارند. بنابراین، اختلافات مرزی و سرزمینی میان دو کشور از خلیج «سلوا» واقع در جنوب باختری قطر آغاز و تا «خورالعدید» واقع در جنوب خاوری قطر امتداد می‏یابد. نسبت به اراضی جنوب شرقی قطر، ابوظبی نیز ادعاهایی دارد.[۳]

در سپتامبر ۱۹۹۲ نیروهای نظامی عربستان سعودی به قطر تجاوز کردند و بخش‏هایی از خاک این کشور را به تصرف درآوردند. به دنبال آن، قطر اجرای‏ قرارداد مرزی ۱۹۶۵ با عربستان سعودی را به حال تعلیق در آورد و به عنوان‏ اعتراض از شرکت در نشست‌های شورای همکاری خلیج فارس خودداری کرد. پس از ۳ ماه کشمکش، سرانجام با میانجی‌گری مصر، دو کشور موافقتنامه‌ای‏ برای حل و فصل اختلافات مرزی‏شان منعقد کردند.[۴]

اقتصاد

منبع در آمد ارزی کشور، صادرات نفت و گاز می‌باشد. قطر سومین کشور دارنده ذخایر گاز پس از روسیه و ایران است.اقتصاد قطر یک اقتصاد کاملاً وابسته به نفت محسوب می‌شود اگر چه این کشور درآمدهای دیگر نظیر گردشگری دارد. و ذخیرهٔ گازی‌اش، برای ۲۰۰ سال آینده کافی تخمین زده شده‌است. قطر به علت پیش دستی در بهره برداری از منطقه گازی پارس جنوبی، توانسته‌است بیش از ایران از این میدان گازی مشترک، گاز طبیعی استخراج کند و به رشد سریع اقتصادی دست یابد. در حالی که این کشور رشد نزدیک به ۲۰% را تجربه می‌کند. همچنین برگزاری جام جهانی ۲۰۲۲ فرصتی طلایی برای اقتصاد این کشور خواهد بود. قطر عضو سازمان کشورهای صادر کننده نفت، اوپک است.

نگاره ماهواره‌ای قطر

جغرافیا

شبه جزیره قطر از شمال شرق عربستان به داخل خلیج فارس گسترده شده‌است. خاک این کشور، مسطح بوده، و از یک صحرای خشک تشکیل گردیده‌است. شهرهای قطر عبارت‌اند از وکره، خور، دخان، زباره، شمال، مسیعید، رأس لفان. شهر جدیدی به نام لوسیل و شهرکی جزیره‌ای به نام مروارید قطر نیز در این کشور در دست ساخت است.

آب و هوا

آب و هوای قطر آب و هوایی کویری است در این کشور زمستان هوایی خنک دارد. در زمستان در اثر تودهٔ هوایی سودانی باران‌های سیل آسایی در این کشور می‌بارد که خسارت به بار می‌آورد. ولی تابستان هوایی شرجی و گرم دارد.

جاذبه‌های گردشگری

ورزش‌های آبی در قطر طرفدار دارد.[نیازمند منبع] شهر الخبر دارای موزه‌های گوناگون است که در ۵۰ کیلومتری شمال دوحه ۵۰ است.[نیازمند منبع] مسجدهای قدیمی شهر الواکرا در ۲۰ کیلومتری جنوب دوحه قرار دارند.[نیازمند منبع] در ام سلال محمد واقع در ۱۵ کیلومتری شمال دوحه یک مسجد و دژ قدیمی قرار دارد.[نیازمند منبع] این کشور طی برگزاری جلسه کمیته اجرایی فیفا در تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۱۰ به عنوان اولین کشور در منطقه خاورمیانه به میزبانی جام جهانی فوتبال سال ۲۰۲۲ انتخاب شد.

از ویکی پدیا

عربستان سعودی


عربستان سعودی (به عربی: المملکة العربیة السعودیة) بزرگترین کشور در باختر آسیاست. این کشور که بخش عمدهٔ شبه جزیرهٔ عربستان را در بر گرفته‌است، از شمال با عراق، اردن و کویت، از سوی خاور با امارات متحدهٔ عربی، قطر و خلیج فارس، از جنوب خاوری با عمان، از سوی جنوب با یمن و از سوی باختر با دریای سرخ هم‌مرز است. جایگاه‌های مهم دینی مسلمانان هم‌چون کعبه، مسجد پیامبر و آرامگاه پیامبر اسلام در این کشور جای دارد.
عربستان سعودی با ۲٫۱۴۹ میلیون کیلومتر مساحت بزرگترین کشور غرب آسیا و دومین کشور بزرگ عرب‌نشین (از نظر مساحت) پس از الجزایر است. این کشور بیش از ۲۷ میلیون جمعیت دارد که فقط ۱۶ میلیون آن‌ها شهروند این کشور و بقیه از اتباع خارجی هستند.
پادشاهی عربستان سعودی در سال ۱۹۳۲ توسط ملک عبدالعزیز بن سعود پایه گذاری شد. هرجند که جنگ ها و کشمکش هایی که به تشکیل عربستان منجر شد در سال ۱۹۰۲ با تصرف ریاض، خانه ی ابا و اجدادی آل سعود، توسط ملک عبدالعزیز آغاز گردید. عربستان سعودی یک سلطنت مطلقه است. عربستان خود را کشوری اسلامی معرفی می کند و به شدت تحت تاثیر وهابیت است. عربستان سعودی کشور محل تولد اسلام است.
عربستان سعودی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت دنیا است. این کشور بیشترین ذخایر نفت جهان را داراست که این ذخایر به شکل عمده ای در استان شرقی متمرکز شده اند. نفت ۹۵٪ از صادرات و ۷۰٪ درآمد دولت را تشکیل می دهد. هر چند اخیراً صادرات غیرنفتی افزایش یافته اند. ثروت نفت باعث تبدیل این کشوری سلطنتی بیابانی به یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا شده است. درآمدهای گسترده نفتی سبب مدرنیزه شدن سریع کشور و ایجاد دولت رفاه شده است. عربستان همچنین دارای ششمین ذخایر گاز طبیعی بزرگ جهان است.
عربستان سعودی تنها کشور در جهان است که رانندگی زنان را ممنوع کرده است.تاریخچه
دوران باستان – در هزار سال یکم پیش از میلاد – فرمانروایی منائیان در بخش عسیر و در جنوب حجاز در درازای کرانهٔ دریای سرخ برقرار شده بود. در سدهٔ یکم پیش از میلاد، منائیان از مرکز تجارت خود در ددان (الاولی) دست کشیدند.[نیازمند منبع] منائیان یک مرکز تجاری در بخش شمال مدائن ایجاد نمودند. در بخش خاوری، کشور دیلمون جای داشت که به ظاهر یک مرکز سیاسی – فرهنگی واقع در کرانهٔ خلیج فارس بود.[نیازمند منبع] برخی این محل را همان جزیره بحرین دانسته‌اند. اگرچه بخش‌هایی از سرزمین اصلی نیز بخشی آن بوده‌است و با زمین‌های درونی که اکنون پادشاهی سعودی نامیده می‌شود، روابط بازرگانی داشته‌است.[نیازمند منبع]
اسکندر مقدونی پیش از مرگ ناگهانی خود در سال ۳۲۳ (پیش از میلاد)، قصد داشت شبه جزیره عرب را تصرف نماید و بعد از مدتی فرمانروایان بطالسه مصر تا حدودی بر ینبع چیره شدند.[نیازمند منبع] ولی نبطیان از چیرگی آنها جلوگیری کردند. سپس این سرزمین در معرض جنگ‌های چیره‌جویانهٔ حبشی‌ها و ایرانیان قرار گرفت.[نیازمند منبع] در سدهٔ پنجم پس از میلاد، مکه از نظر اهمیت جایگزین شهر پترا در دورهٔ نبطیان شده بود.
عرب‌ها، پیش از اسلام زندگی بدوی و نخستین داشتند و قبیله‌های عرب که برای امرار معاش به چوپانی وابسته بودند، در جستجوی آب و چراگاه از جایی به جایی کوچ می‌کردند. کمبود آب و چراگاه باعث بروز رقابت و در پایان جنگ و درگیری بین قبیله‌ها می‌گردید. بر اساس گفتهٔ قرآن، این سرزمین از زمان ساخته شدن خانهٔ خدا به دست ابراهیم، مورد توجه خداپرستان بوده‌است.[نیازمند منبع] در دوران بت‌پرستی نیز بت‌های بزرگی در آن نگهداری می‌شده‌است. با ظهور محمد، شبه جزیرهٔ عرب مرکز پایه‌گذاری تمدن بزرگ اسلامی شد. در زمان زندگی محمد، نخستین نظام سیاسی و اجتماعی پیشرفته برقرار شد. دین اسلام در زمان زندگانی او تقریباً در همهٔ شبه جزیرهٔ عرب رواج یافت. پس از مرگ محمد، خلافت توسط ابوبکر، عمر، عثمان و علی ادامه یافت. در این زمان، حکومتی همراه با قانون‌ها و مقررات بوجود آمده بود که رونق آن در سراسر جهان شهرت یافت.[نیازمند منبع]
حکومت پادشاهی سعودی در سال ۱۷۵۰ (میلادی) به وسیله محمد بن سعود پایه‌ریزی شد. پس از وی عبدالعزیز بن سعود با پشتیبانی شیخ محمد بن عبدالوهاب، شهر ریاض را به تصرف درآورد. در زمان عبدالعزیز، عسیر، تهامه، حجاز، عمان، احساء، قطیف، زیاره، بحرین، وادی الدّواسر، خرج، محمل، وشم، سُدَیر،قصیم، شمّر، مجمعه، منیح، بیشه، رنیّه و ترابه تحت تصرف وهابیان درآمد. سعود بن عبدالعزیز کشورگشایی‌های وهابیان را در شبه جزیره تا خلیج فارس ادامه داد. در زمان ابراهیم بن سعود، عربستان از مصر شکست خورد و طوسون پاشا، فرمانده سپاه مصر، مکّه را فتح کرد امّا نتوانست در مدینه پیشروی کند و بهقاهره بازگشت. پس از طوسون پاشا، برادرش، ابراهیم پاشا، نجد را گرفت و خود را به درعیّه رسانده؛ پایتخت آل سعود را به محاصره درآورد و مقاومت وهابیان را بار دیگر در هم شکست. دوران فرمانروایی عبدالله بن سعود، اوج نفوذ فرهنگ اروپا در عربستان بود تا این که عبدالله بن سعود، شکست خورده، به دستور ابراهیم پاشا، محکوم به اعدام شد.[نیازمند منبع]
نخستین تلاش در زمینهٔ برپایی دوبارهٔ فرمانروایی آل سعود توسط مشاری بن سعود بود. پس از وی ترکی بن عبدالله، ریاض را اشغال کرد. فیصل بن ترکی ایجاد فرمانروایی دوم آل سعود را اعلام نمود. خالد بن سعود به فرمانروایی نجد منصوب شد اما عرب‌ها بر وی شوریده، او را از ریاض بیرون کردند. در دوران فرمانرواییعبدالله بن ثنیان، مصر ارتش خود را از عربستان فراخواند. عبدالله بن فیصل با همدستی قبیلهٔ عجمان و سعود، به بخش احساء حمله کرد. سعود بن فیصل، قطیف را دوباره به سرزمین‌های سعودی افزود. عبدالرحمن بن فیصل به درگیری با فرمانروایی آل رشید پرداخت و سرانجام از آن‌ها شکست خورد و فرمان‌روایی دوم سعودی نیز از بین رفت.
فرمانروایی سوم سعودی را عبدالعزیز بن عبدالرحمن بنیان نهاد. پس از مرگ عبدالعزیز، سه پسر دیگرش با نام‌های ملک فیصل و ملک خالد و ملک عبدالله در چند دوره به پادشاهی رسیدند. با مرگ خالد، برادرش فهد، به طور رسمی پادشاه عربستان شد و لقب خادم الحرمین الشریفین را برای خود برگزید. وی برای گسترش آیین وهابیت کوشش بسیار نمود و روابط و مناسبات سیاسی با باختر ایجاد کرد. با مرگ فهد، برادرش عبدالله بن عبدالعزیز به پادشاهی عربستان برگزیده شد. ولیعهد عبدالله برادرش سلمان بن عبدالعزیز می‌باشد.[نیازمند منبع]جغرافیاوادی نجران
کشور عربستان سعودی در خاورمیانه و هم‌مرز با خلیج فارس و دریای سرخ است. در جنوب این کشور، یمن جای دارد. این کشور هم‌چنین با عراق، اردن، کویت، عمان، قطر، امارات متحدهٔ عربی مرز یکسان دارد. آب و هوای این سرزمین، گرم و خشکاست. تفاوت دمای شب و روز زیاد است. بیشتر زمین‌های آن را بیابان‌های ماسه‌ای تشکیل می‌دهد. ربع الخالی که یک‌چهارم گستره شبه جزیرهٔ عرب را تشکیل می‌دهد، خالی از مردم است. بلندترین نقطهٔ عربستان سعودی کوه سوداء با سه هزار و پانصد و پنجاه متر بلندی است.آب و هوا
عربستان سعودی دارای آب و هوای گرم و خشک صحرایی است. دمای هوا در روزهای تابستان بطور متوسط ۴۵ درجه و در شب با اختلاف دمای زیاد نسبت به روز است. در بعضی مناطق کوهستانی حاشیه دریای سرخ و استان اصیر آب و هوا در ۸ ماه از سال نسبتاً مناسب است اما سرما بندرت به زیر صفر درجه می‌رسد.[۱]منابع طبیعی
این کشور از نظر منابع طبیعی چون طلا و مس، نفت، گاز و آهن غنی است. هر چند از نظر جنگل و مناطق جنگلی، کشتزار دایمی و زراعت با فقر روبه‌روست. مخاطرات طبیعی چون طوفان‌های شن بسیار روی می‌دهد. بیشتر گیاهان در واحه‌ها می‌رویند.شتر در زندگی سنتی عربستان نقش مهمی بازی می‌کند. جانوران اهلی از جمله شتر، گوسفند و بز بیش از دیگر جانوران دیده می‌شوند. روباه، خرگوش، موش صحرایی، جوجه‌تیغی، عقاب، کرکس و جغد در عربستان دیده می‌شوند اما نسل شترمرغ وشیر آفریقایی در آن جا از بین رفته‌است. فلامینگو، پلیکان، حواصیل و پرندگان آبزی در بخش‌های ساحلی عربستان باشنده هستند. مارهای کشندهٔ بیابانی از جمله مار کبری و افعی شاخدار در بعضی بخش‌ها فراوانند.تقسیمات کشوریتبوک —––باحهجوفمدینهمکه —جازانحائلحدود شمالیعسیرقصیمریاضنجراناستان شرقی
کشور عربستان سعودی متشکل از ۱۳ استان می‌باشد:باحهتبوکجازانجوفحائلحدود شمالیریاضاستان شرقیعسیرقصیممدینهمکهنجران
از ویکی پدیا

کویت

کُویت کشوری در منطقه خاورمیانه است. کویت با کشورهای عراق و عربستان سعودی دارای مرزهای خاکی و با ایران از طریق خلیج فارس دارای مرزهای آبی است. پایتخت آن، شهر کویت می‌باشد.

تاریخچه

تاریخ بنای کویت به شیخ برّاک بن غریر آل‌حمید، شیخ قبیلهٔ بنی خالد و حاکم امارت احساء می‌رسد که در اواخر سال ۱۱۱۰ هجری قلعه‌ای را با نام کوت برای ذخیرهٔ آذوقه و همچنین انبار کردن اسلحه بنا کرد که بعدها نام کویت از آن گرفته شد و سپس این شهر در عهد شیخ سعدون بن محمد آل‌حمید به خاندان آل صباح بخشیده می‌شود.[۱][۲][۳][۴][۵][۶] بازرگانی کویت در قدیم بیشتر بدست ایرانیان به ویژه مردم فارس و خوزستان انجام می‌شد. در آغاز رشد شهر، چند صد خانوار بهبهانی نیز از هر صنف در این بندر ساکن شدند.[۷]

اطلاعات جغرافیایی

موقعیت جغرافیایی: ۲۹ ۳۰ شمالی و ۴۵ ۴۵ شرقی

مساحت: ۱۷،۸۱۸ کیلومتر مربع

خط ساحلی: ۴۶۲ کیلومتر

ارتفاع: کمینه - ۰ متر (همسطح با خلیج فارس) | بیشینه - ۳۰۶ متر (منطقه‌ای صحرایی).

منابع طبیعی: نفت، ماهی و میگو، گاز طبیعی.

آّب و هوا: تابستان بسیار گرم و زمستان نسبتاً سرد، اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت شب و روز.

اطلاعات جمعیتی

جمعیت: ۳٬۳۹۹٬۶۳۷ (غیر کویتی)

ضریب افزایش جمعیت: ۳٫۳۶٪

جنس: ۱٫۵۲ مرد به ازای هر یک زن.

ملیت: ۴۳٪ کویتی، ۳۱٪ دیگر عربها، ۱۱٪ کرد ، ۸٪ جنوب آسیایی، ۴٪ ایرانی ، و ۳ درصد از دیگر ملیتها.

مذهب: ۸۵٪ مسلمان (۷۰٪ سنی و ۳۰٪ شیعی)، ۱۵٪ دیگر ادیان (مسیحی، هندو،و...)

برج آزادی در کویت

زبان: ۱- عربی (زبان رسمی) ۲- انگلیسی(زبان بازرگانی)

حکومت

نام قراردادی طولانی: دولت کویت (دولة الکویت - state of Kuwayt)

نام قراردادی کوتاه: کویت (الکویت - al Kuwait)

نوع حکومت: شیخ نشین (پادشاهی مشروطه)

مرکز (پایتخت): کویت



دو فروند جنگنده اف-۱۶ فایتینگ فالکن و سه فروند جنگنده اف-۱۵ ایگل متعلق به نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز بر فراز چاه‌های نفت به آتش کشیده‌شده کویت در جریانجنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ میلادی. خاموش‌کردن کامل حدود ۸۰۰ حلقه چاه نفت به آتش کشیده‌شده کویت، تا ۸ ماه پس از پایان جنگ به طول انجامید، اما اثرات زیست‌محیطی آن تا سال‌ها گریبان‌گیر آن کشور بود.


تقسیمات کشوری

کشور کویت به شش استان به نامهای زیر بخش شده‌است:


جزیره‌های کویت

جزیره‌های جزء استان جهراء:

جزیره‌های جزء استان عاصمه (پایتخت):

جاذبه‌های گردشگری

  • برج‌های کویت
  • برج آزادی
  • کلوپ‌های دریا
  • موزه دانش و تاریخ طبیعی
  • خانه ال بدر
  • یادگار آزادی
  • پارک شهرداری[۸]

نگاهی به کشور کویت

ویژگیهای مهم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کویت

امیرنشین کویت با مساحت ۸۱۸/۱۷ کیلومترمربع و جمعیت حدوداً دو میلیون نفر در شمال شبه جزیره عربستان و شمال غربی خلیج فارس بین ۸ و ۳۰ درجه عرض جغرافیایی و ۴۶و۴۸ درجه طول شرقی قرار گرفته و از شمال به عراق، از جنوب به عربستان سعودی و از شرق به خلیج فارس محدود می‌باشد. کویت سرزمینی است مسطح و بیابانی که سطح آن پوشیده از ماسه‌است و عوارض طبیعی چون کوهها و رودها در آن وجود ندارد. از آنجا که فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره پیرامون شهر (کویت) می‌چرخد، از نظر مساحت و جمعیت می‌توان مفهوم دولت - شهر را بر کویت اطلاق کرد. این کشور در کرانه‌های خلیج فارس دارای جزایر متعددی است که مهمترین و بزرگترین آنها عبارتند از: بوبیان، فیلکه، وریه، مسکان، عوهه، ام‌النمل، قاروره، ام‌المرادم و کبر. کویت به لحاظ وضعیت جغرافیایی همواره مرکز مهمی برای کشتیرانی و فعالیتهای دریایی بوده‌است.

بنادر مهم کویت عبارتند از

الف) بندر الاحمدی: بندر الاحمدی بزرگترین بندر نفتی کویت است که دارای چهار لنگرگاه است. اسکله شمالی بندر الاحمدی می‌تواند هم برای صادرات نفت خام و هم محصولات پالایش شده مورد استفاده قرار گیرد. ب) بندر شعیبه: دومین بندر بزرگ کویت، شعیبه‌است. دارای لنگرگاههای ویژه کالاهای تجاری، کانتینر و لنگرگاه مخصوص محصولات نفتی است که توسط شرکت ملی نفت کویت اداره می‌گردد. ج) بندر شویخ: این بندر قدیمی ترین بندر تجاری کویت است که می‌تواند کشتی‌های مختلف با آبخور ۵/۷ متر را در هر زمان و با آبخور ۵/۹ متر را فقط در وضعیت حداکثر مد آب بپذیرد. د) بندر الزور: بندر الزور (میناء المسعود) چهارمین بندر نفتی کویت است که صادرات نفت منطقه بیطرف یا مقسومه را انجام می‌دهد. ح) بندر دوحه: بندری کوچک است که در سال ۱۹۸۱ برای قایقها و لنجهای باری ساحلی که بین کشورهای منطقه خلیج فارس کالاهای سبک جابجا می‌نمودند، ساخته شد. عمق آب در آن به ۳/۴ متر می‌رسد. ج) بندر عبدالله: بندر عبدالله در سال ۱۹۵۴ جهت صادرات محصولات نفتی پالایشگاه میناء عبدالله بنا شد که دارای دو اسکله در عمق دو مایلی ساحل است.

جمعیت

طبق آخرین سرشماری بعمل آمده در ژوئیه ۲۰۰۱ جمعیت کویت در مجموع ۲،۲۵۴،۹۵۴ نفر بوده‌است. از این شمار ۷۷۰۱۸۰ نفر یعنی۳۹ درصد کویتی و ۱۲۲۰۹۳۵ نفر معادل ۶۳ درصد غیر کویتی و افراد فاقد تابعیت (بدون) می‌باشند. در مورد مناطق مسکونی، در حقیقت ۵ منطقه بیشتر در کویت وجود ندارد و بهمین دلیل در تقسیمات کشوری نیز پنج منطقه بنامهای العاصمه (پایتخت)، حولی، الاحمدی، الجهراء و الفروانیه بنام ۵ استان نامگذاری شده‌است. بیشترین جمعیت مربوط به استان حولی و کمترین جمعیت در استان الجهراء مقیم می‌باشند. جمعیت غیرکویتی‌ها مقیم این کشور نیز بیشتر در استان (حولی) ساکن می‌باشند. مردم کویت از نژادسفید و از تیره آریایی و سامی بوده و در میان آنها سایر نژادهای عرب مانند عدنانی‌ها (نخستین گروه مهاجر از نجد به این سرزمین در جمع قبیلة عنره بوده‌اند) و قحطانی‌ها نیز یافت می‌شود.

خط و زبان

خط وزبان رسمی در کویت عربی است. علاوه بر این زبان انگلیسی به دلیل سابقة حضور انگلیسی‌ها در این کشور و همچنین حضور آمریکا در حال حاضر به عنوان زبان دوم از اهمیت ویژه ا ی برخوردار می‌باشد

دین رسمی

در سرزمین کویت اسلام دین رایج و رسمی بوده و تقریباً همة مردم این کشور مسلمانند و به استثنای ۳۰ درصد جمعیت شیعه، بقیه پیرو مذهب تسنن می‌باشند که اکثراً مالکی می‌باشند. علاوه بر این حدود ۴ درصد مسیحی، از پیروان سایر ادیان نیز شمار اندکی در کویت زندگی می‌کنند. در نص ماده دوم قانون اساسی کویت آمده‌است: دین رسمی کشور اسلام است، و شریعت اسلامی منبع اصلی برای قانونگذاری است. بطور کلی حکومت کویت سعی در اجرای احکام اسلامی دارد و شئونات اسلامی در کویت بیش از دیگر کشورهای منطقه رعایت می‌شود و علاوه بر فعالیتهای دولتی، مراکز اسلامی مردمی نیز در این کشور فعال می‌باشند.

رسانه‌های عمومی

۱-(الرأی العام): این روزنامه به زبان عربی و در ۱۶ صفحه چاپ می‌شود. الرأی العام تا حدود زیادی منعکس کننده نظرات دولت کویت است و در افکار عمومی نسبتاً تأثیر دارد. ۲- (السیاسه): تیراژ آن ۷۰۰۰۰ هزار نسخه و دارای دفاتر نمایندگی دائمی در امان (اردن)، ریاض و قاهره‌است و نسخه‌های آن به اغلب کشورهای عربی ارسال می‌گردد. ۳- (الانباء): این روزنامه با تیراژی در حدود ۶۵ هزار نسخه در روز به زبان عربی چاپ و منتشر می‌شود و تا حدودی منعکس کننده نظرات مقامات رسمی کویت بوده و نفوذ دولت در آن زیاد است و نسبتاً در افکار عمومی تأثیر دارد. ۴- (الوطن) روزنامه الوطن با تیراژ ۶۵ تا ۷۵ هزار نسخه به زبان عربی منتشر می‌شود. این نشریه نسبت به دیگر روزنامه‌ها از استقلال نسبی برخوردار است و نزد افکار عمومی بویژه دانشجویان و روشنفکران مورد توجه‌است. ۵- (القبس): این روزنامه با تیراژی حدود ۷۰۰۰۰ نسخه از سوی مؤسسه مطبوعاتی القبس به زبان عربی منتشر می‌شود. علاوه براغلب کشورهای عربی در برخی کشورهای اروپایی نیز توزیع می‌گردد. از روزنامه‌های خبرساز کویت بوده و بخاطر تماس با مدیران ادارات و ارگانهای دولتی اخبار محلی را منتشر می‌کند و از نفوذ خوبی در افکار عمومی برخوردار است. رادیوکویت از سال ۱۹۵۱ فعالیت خود را آغاز نمود و قبل از اشغال این کشور از سوی رژیم عراق، با چهار فرستنده برنامه‌های خود را به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه و فارسی پخش می‌کرد. در کویت فرستنده رادیویی با تلویزیون خصوصی وجود ندارد و این رسانه گروهی در کنترل کامل دولت است. تلویزیون کویت در حال حاضر با ۴ کانال فعالیت می‌کند. یک کانال به زبان عربی، کانال دوم به زبان انگلیسی و کانال سوم و چهارم مختص پخش گزارشهای ورزشی و فیلمهای سینمایی است

اوضاع اقتصادی

جنگ دوم خلیج فارس و اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ ضربه مهلکی را بر اقتصاد کویت وارد ساخت و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از ذخایر خارجی و سرمایه گذاریهای این کشور را برباد داد. مجموع خسارات وارده به کویت در نتیجه اشغال آن از سوی عراق بیش از ۴۴/۱۰۹ میلیارد دلار برآورد شده‌است. پس از جنگ خلیج فارس نیز ساختار اقتصاد کویت تغییری نیافت. تولید ناخالص داخلی کشور پس از یک افول ناشی از اشغال تا سال ۱۹۹۳ روبه افزایش نهاد. کویت اقتصادی کوچک و محدود، ولی باز دارد که به شدت به صدور نفت خام وابسته‌است. فروش نفت خام ۹۰ درصد تولید ناخالص داخلی و ۷۵ درصد بودجه دولت را شامل می‌شود. بحران جهانی نفت در اواخر سال ۱۹۹۸ و اوایل سال ۱۹۹۹ موجب شد تا بودجه این کشور از ۵/۵ میلیارد دلار به ۳ میلیارد دلارکاهش یابد وهمین امر مشکلات گسترده‌ای را برای اقتصاد کویت فراهم آورد. البته حجم زیاد ی از مشکلات اقتصادی کویت در ۱۰ سال گذشته مربوط به اثار تخریبی حمله عراق به تاسیسات نفتی این کشور در سال ۱۹۹۰ است. تامین بودجه بازسازی شهرها و واحدهای اقتصادی از یکسو و هزینه اعزام نیروهای نظامی آمریکا برای دفاع از کویت در مقابل تهدیدات جاه طلبانه عراق موجب شده‌است که دولت کویت در سال‌های اخیر به فکر جذب سرمایه‌های خارجی در کشور باشد. کویت با توجه به جمعیت کم و تولید ناخالص ملی نسبتاً بالا، از درآمد سرانه خوبی برخوردار است. متوسط درآمد سرانه مردم کویت که در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار بود، در سال ۲۰۰۰ به حدود ۱۴ هزار دلار رسید. در این کشور کمتر کسی زیر خط فقر زندگی می‌کند و اغلب خانواده‌ها از زندگی نسبتاً مرفهی برخوردارند. تمایل به تجملات و تشریفات که به صورت یک خرده فرهنگ در خانواده‌های کویتی نمود یافته‌است، برگرفته از همین رفاه نسبی اجتماعی است. نرخ تورم اقتصادی در کویت کمتر از ۲ درصد برآورد می‌شود که نرخ معقولی است (این نرخ در سال ۱۹۹۷ حدود ۷/۸% درصد بود). کویت یک میلیون نفر نیروی کار دارد که اغلب آنها مهاجران کشورهای اطراف هستند.۵۰ درصداز نیروی کار کویت در بخشهای دولتی و خدمات اجتماعی،۴۰ درصد در بخش خدمات و ۱۰ درصد در بخش صنعت و کشاورزی شاغلند. کویت خریدار خوبی برای مواد غذایی، مصالح ساختمانی، سبزیجات و پوشاک کشورهای اطراف است. واحد رسمی پول کویت دینار است که خود به یکهزار فلس تقسیم می‌شود. هر دلار امریکا در حال حاضربا 0.28073دینار کویت برابری میکند(18 دسامبر 2011) شهر کویت به لحاظ هزینه‌های بالای زندگی در آن، یکی از ۲۰ شهر گران جهان است پس از سال ۱۹۹۱ مشکلات اقتصادی پیشین کویت با پیامدهای زیانبار و سنگین جنگ دوم خلیج فارس گره خورد و نیاز مبرم به تحول در ساختار اقتصادی این کشور گردید. دولت کویت برای پیمودن این راه و حل مشکلات بنیادی اقتصادی خود از مشورتهای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول کمک گرفت. درسال ۱۹۹۳ هیئتهای کارشناسی این دو سازمان از کویت بازدید کردند و اجرای یک برنامة اصلاحات اقتصادی را توصیه نمودند که محورهای عمده آن عبارت است از: ۱- خصوصی سازی ۲- حذف یارانه‌ها (سوبسید) و خدمات رایگان، افزایش مالیاتها کویت در کشورهای اروپایی و آمریکایی و آسیایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم سرمایه گذاری کرده‌است. عمده ترین این سرمایه گذاریها در هفت کشور صنعتی دنیا می‌باشد. تراز پرداخت‌های تجاری کویت در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به ترتیب۱/۷ میلیارد دلار و ۶۴۱ میلیون دلار بود. همچنین، تراز حساب جاری این کشور در سال‌های فوق به ترتیب به ۹/۷ میلیارد و۹/۲ میلیارد دلار رسید. نفت خام، مواد پتروشیمی، فراورده‌های غذایی، فلزات ساختمانی و نمک، عمده محصولات صنعتی ومعدنی کویت را تشکیل می‌دهند. کویت همچنین توان تولید ۲۷ میلیارد کیلو وات ساعت انرژی الکتریکی دارد که تماماً توسط نیروگاه‌های حرارتی تامین می‌شود و به مصرف واحدهای داخلی می‌رسد. کویت کشاورزی چندان مطرحی ندارد و فعالیتهای شیلاتی آن محدود به صید ماهی و میگو می‌شود. حجم صادرات سالانه این کشور به ۵/۱۳ میلیارد دلارو میزان واردات آن به ۱/۸ میلیارد دلار می‌رسدآمریکا، ژاپن، کره جنوبی، هند، سنگاپور، انگلیس، آلمان وایتالیا بزرگترین شرکای تجاری کویت هستند.

بخشهای مختلف اقتصادی

نفت

کویت با وجود وسعت کم یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت جهان است. عایدات نفتی مهمترین مؤلفه درآمدهای دولت کویت بشمار می‌رود. ذخایر نفتی این کشور ۷۰ میلیارد بشکه تخمین زده می‌شود که بیش از سه برابر ذخایر نفتی ایالات متحده آمریکا و ۱۰ درصد از کل ذخایر نفتی جهان است. تولید نفت کویت طی سال ۱۹۹۴ در سطح ۲ میلیون بشکه در روز (شامل نفت استخراج شده از منطقه بی طرف) قرار داشت. در خرداد ماه ۱۳۷۳ با بازسازی و راه اندازی کامل سومین واحد تقطیر پالایشگاه الاحمدی توان پالایش نفت کویت به ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسید که از این مقدار حدود ۱۲۰ هزار بشکه به مصرف داخلی و روزانه ۷۰۰ هزار بشکه آن صادر شد. میزان تولید ناخالص داخلی کویت در سال ۱۹۹۹ به خاطر کاهش قیمت جهانی نفت به مرز ۸/۲۵ میلیارد دلار رسیده بود، در سال ۲۰۰۰ با روند افزایش نرخ نفت در بازارهای بین‌المللی به بیش از ۲۹ میلیارد دلار رسید. از سوی دیگر، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کویت هم اکنون بین ۵/۲ تا ۳ درصد برآورد می‌شود (این نرخ درسال ۱۹۹۹حدود ۱/۱ درصد بود) طی سالهای گذشته با بهره برداری از سه حلقه چاه جدید در منطقه مرزی (الرتقه) جمع چاههای در دست بهره برداری در این منطقه را به ۱۱ حلقه رساند. چاههای منطقه (الرتقه) مورد ادعای دولت عراق است و به موجب علامت گذاری جدید مرزی در طرف کویت واقع شده‌است. اجلاس وزرای نفت کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ژانویه ۲۰۰۱ سقف تولید نفت کویت را درحد ۲ میلیون و ۲۱ هزار بشکه در روز تعین کرد.

گاز

همپای رشد صنعت نفت در کویت، این کشور اقداماتی را نیز برای استخراج و بهره برداری از منابع گاز طبیعی (بوتان، پروپان، نپتان) آغاز کرد. منابع گاز در اطراف بندر الاحمدی و شعیبه ذخیره و سپس توسط سوپر تانکرهای ویژه حمل گاز به کشورهای مصرف کننده از جمله ژاپن و سایر کشورهای غربی صادر می‌گردد. تولید و استخراج گاز در کویت روند رو به رشدی را نشان می‌دهد هر چند که در آن نوساناتی نیز دیده می‌شود.

کشاورزی

کویت با قرارگرفتن در عرض جغرافیایی ۳۰ درجه شمالی و در حاشیه بیابانهای خشک و سوزان شبه جزیره عربستان یک کشور با آب و هوای خشک بیابانی و فاقد هرگونه آب جاری است. فقدان آبهای سطحی مناسب برای کشت، نامساعد بودن و هوای گرم و بیابانی کویت را از لحاظ کشاورزی سرزمین بسیار فقیری ساخته‌است. زمینهای قابل کشت کویت تنها مساحتی حدود ۱/۱% از خاک این کشور یعنی کمتر از ۲۰۰ کیلومترمربع و مراتع آن نیز فصلی است. به همین دلیل بخش کشاورزی و دامداری در کویت کم اهمیت و ناچیز است. کشاورزی در واقع اساس و پایه معیشتی مردم کویت نیست و ساختار اقتصادی این کشور به آن وابستگی ندارد. هرچند کویت بخاطر نداشتن آب جاری وخاک مناسب کشاورزی یک کشور کشاورزی محسوب نمی‌شود، ولی از سال ۱۹۵۳ کشاورزی در کویت مورد توجه قرار گرفت. در دهه ۱۹۷۰ با اوج گیری درآمد نفت کویت و اختصاص مبالغ بیشتر برای یارانه بخش کشاورزی، چند شرکت کشاورزی در کویت بوجود آمدند که با استفاده از منابع آب زیرزمینی و اصلاح خاک کشتزارهای نسبتاً بزرگی را در مناطق الصلیبیه، الوفره و العبدلی ایجاد نمودند. کل مساحت کویت ۱۷۸۱۸ کیلومتر مربع است و همانطور که گفته شد کمتر از ۲۰۰ کیلومتر مربع یعنی ۱۲/۱% آنرا زمینهای مناسب برای کشاورزی تشکیل می‌دهند. تقریباً ۴۲ کیلومتر مربع از این زمینها بصورت نخلستان یا کشتزار در دست بهره برداری است و باقی‌مانده آن به لحاظ نبود آب، لم یزرع باقی‌مانده‌است. کشتزارها و زمینهای قابل کشت کویت پراکنده بوده و سه ناحیه الجهراء، العبدلی و الوفره مهمترین و وسیعترین واحدهای کشاورزی کویت هستند که به عنوان مراکز کشاورزی کویت شهرت یافته‌اند. در این نواحی گندم، جو، چند نوع حبوبات و برخی از انواع سبزی و صیفی جات کشت می‌شود. علیرغم محدودیتهای کشاورزی در کویت چند قلم از فراورده‌های کشاورزی و دامی می‌توانند پاسخگوی نیازمندیهای بازار کویت باشند. بطور مثال در سال ۱۹۸۷، ۴۵% از تخم مرغ و ۴۰% از گوشت مرغ و ۷% از علوفه مصرف داخلی از کشتزارها و باغچه‌های داخلی تأمین شد. در همین سال مقدار فراورده‌های دامی و کشاورزی تولید شده: ۴۴۷ میلیون تخم مرغ، ۳۰ هزار تن گوشت مرغ، ۱۶۵۴ تن گوشت گوسفند و بره و ۲۳۴ تن گوشت گاو و تولید شیر ۵۳ هزار تن بوده‌است. برپایه آمار سال ۱۹۹۳ مجموع فراورده‌های کشاورزی کویت شامل محصولات زمستانی، تابستانی و فراورده‌های گلخانه‌ای، ۱۴۸۶۳۲ تن بوده‌است. بدلیل نامساعد بودن آب و هوا کاشت و داشت گیاهان گلخانه‌ای و برداشت این نوع محصولات در کویت در مقایسه با کشتزارهای فضای آزاد رونق خوبی دارد. در سال ۱۹۹۳ برداشت فراورده‌های کشاورزی گلخانه‌ای ۳۷۶۶۲ تن بود. فراورده‌هایی مانند گوجه، خیار، فلفل، بامیه، لوبیاسبز، بادمجان، توت فرنگی، پیاز، سبزیجات، کلم، کاهو، ذرت و برخی دیگر از اقلام کشاورزی با این شیوه کشت و برداشت می‌شوند. هر چند دامداری بخش جدایی ناپذیر از زندگی قبیله‌ای بشمار می‌آید لکن متناسب با فقر پوشش گیاهی و گرایش بیشتر کویتی‌ها به ماهیگیری، نگهداری و پرورش دام و طیور رونق چندانی در کویت نداشته‌است. برخلاف بخش کشاورزی که پیش از دوران رونق نفتی نقش چندانی در اقتصاد کویت نداشتند، ماهیگیری و بهره برداری از منابع دریایی یکی از منابع اصلی درآمد کویتی‌ها در دوره یاد شده بود. صید ماهی و میگو بصور ت قابل توجهی در کویت رونق دارد و خوراک دریایی برای مصرف داخلی کویت و بعضاًُ صدور به خارج را عرضه می‌نماید. در سال ۱۹۹۴ مجموع ماهی و میگو که صید و به بازار داخلی کویت وارد شد بیش از ۹۹۳۲ تن بود. در کویت چند شرکت در بخش ماهیگیری فعالیت دارند که به صید، انجماد، بسته بندی و فروش (دربازار داخلی یا صادرات) ماهی و میگو می‌پردازند. سازمان امور کشاورزی و منابع دریایی کویت براساس دو طرح کوتاه مدت پنج ساله و بلند مدت ۲۰ ساله که تا سال ۲۰۰۸ به درازا می‌کشد تلاش دارد بخش کشاورزی را گسترش دهد. در حال حاضر نیز به منظور گسترش کشاورزی سیاستهای تشویقی و تسهیلاتی را اعمال می‌نماید. کمکهای دولتی به بخش کشاورزی شامل موارد متعددی است که از تأمین نیروهای فنی و متخصص تا ارائه بذرهای اصلاح شده، کودهای شیمیایی، پلاستیک سفید (برای گلخانه) با قیمتهای پایین را شامل می‌شود. میانگین کمکهای دولت کویت به بخش کشاورزی نزدیک به ۸۰۰ دینار برای هر کشتزار در سال برآورد شده‌است. تسهیلات اعتباری ویژه دولت برای بخش کشاورزی اعطای وامهای کشاورزی تا ۲۰ هزار دینار (۶۶ هزار دلار) در اقساط ۱۵ ساله بدون بهره، وامهای بیش از ۲۰ هزار دینار با اقساط ۱۰ ساله و با بهره ۲ درصد را شامل می‌شود. علاوه بر سازمان امور کشاورزی و منابع دریایی کویت که ارگان دولتی و مسئول این بخش در کویت است سازمانها و اتحادیه‌های دیگری نیز در بخش کشاورزی فعالیت دارند از جمله جمعیت مهندسین کشاورزی کویت، اتحادیه کشاورزان کویت، اتحادیه ماهیگیران و صاحبان کشتی‌های کوچک، اتحادیه جمعیتهای تعاونی تولیدکننده فراورده‌های کشاورزی، جمعیت کشاورزی الوفره، جمعیت کشاورزی العبدلی و چند اتحادیه و سازمان غیردولتی دیگر. مجموع نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی و ماهیگیری کویت براساس آمار وزارت برنامه ریزی تا پایان سال ۱۹۹۴، ۹۸۵/۱۵ نفر بود که ۶/۱% از مجموع نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند. بخش کشاورزی شامل (پرورش دام و طیور) و ماهیگیری سهم بسیار ناچیز در تولید ناخالص داخلی کویت دارند. مجموع رقم تولید ناخالص داخلی این بخش در سال ۱۹۹۳، ۳/۲۲ میلیون دینار (معادل ۲۵۹/۷۴ میلیون دلار) بود که ۳۴% درصد تولید ناخالص داخلی کویت را تشکیل می‌داد.

انرژی

برق

در سال ۱۹۵۳ برای نخستین بار در کویت با بهره برداری از یک مولد بخار، نیروی برق بدست آمد. این مولد در منطقه الشویخ با توان تولید ۷۵۰ کیلووات ساعت برق آغاز بکار کرد. در حال حاضر توان تولید اسمی برق کویت ۶۸۹۸ مگاوات است. این میزان تولید برق تقریباً ۱۵% بیشتر از مصرف آن است که در سال ۱۹۹۳، ۱۷۱۶۳ میلیون کیلووات ساعت بود. بطور کلی کویت دارای شش نیروگاه برق بزرگ است. کویت گذشته از ذخایر سرشار نفت، دارای منابع طبیعی مهم و شناخته شده دیگری نیست. در کنار فقر منابع طبیعی، محدودیت منابع انسانی عامل دیگری است که در بررسی ساختار اقتصادی کویت باید مورد توجه قرار گیرد. در ذیل با اشاره کوتاه به صنایع در کویت مطالبی پیرامون تعداد، ترکیب و مهمترین واحدهای صنعتی کویت خواهد آمد. براساس آمار وزارت بازرگانی و صنعت کویت مجموع واحدهای صنعتی این کشور به ۷۸۷ واحد می‌رسد. بیشتر واحدهای صنعتی یادشده کارگاههای صنایع سبک تبدیلی هستند که در زمینه معادن (شن و ماسه و سنگ) مواد غذایی، نوشیدنی‌های غیرالکلی، منسوجات، پوشاک، چرم، صنایع چوبی، اثاثیه، کاغذ چاپ و انتشار، صنایع شیمیایی، فراورده‌های نفتی، ذغال، نایلون و پلاستیک، تولیدات مواد خام غیرفلزی، اقلام ساختمانی، ماشین آلات و تجهیزات و ابزار فعالیت دارند. این رقم پالایشگاهها و صنایع نفتی را نیز شامل می‌شود.

مهمترین واحدهای صنعتی کویت عبارتند از

پالایشگاه‌ها: پالایشگاهها و صنایغ نفتی مهمترین واحدهای صنعتی کویت هستند. کویت دارای سه پالایشگاه عمده‌است که عبارتند از: پالایشگاه الاحمدی، پالایشگاه میناء عبدالله و پالایشگاه شعیبیه، توان پالایش نفت در سه پالایشگاه مذکور تا یک میلیون بشکه در روز برنامه ریزی شده‌است. صنایع پتروشیمی: صنایع پتروشیمی کویت چندان گسترده نیست. این صنایع از سال ۱۹۷۱ آغاز بکار کرد. صنایع شیمیایی: چندین واحد صنعتی که عمدتاً به پالایشگاههای کویت وابسته هستند به تولید مواد شیمیایی از قبیل گازهای صنعتی (ارگون، فرئون، هالون) اکسیژن می‌پردازند. تأسیسات و واحدهای صنعتی کویت در ۲۹ ناحیه مختلف کشور عمدتاًُ در اطراف شهر کویت، ناحیه مرکزی و جنوبی در کنار بنادر مستقر شده‌اند. ناحیه صنعتی الشعیبه اولین و مهمترین ناحیه صنعتی کویت به لحاظ بزرگی و اهمیت صنایع مستقر در آن است. پس از ناحیه الاحمدی و العبدالله به لحاظ اهمیت و بزرگی واحدهای صنعتی مستقر در آنها که عمدتاً" پالایشگاههای نفت کویت و صنایع وابسته به آن هستند قرار می‌گیرند. از نظر پراکندگی تعداد واحدهای صنعتی، نواحی الشویخ، صبحان، الری، امغره و کبار المقاولین بیشترین تعداد کارگاههای صنعتی را دارا هستند و پس از آنها مناطق الاحمدی، المطلاع، الشعیبه و الصلیبه به ترتیب بیشترین واحدهای صنعتی را دارا هستند.

نقش و عملکرد بخش صنعت در اقتصاد کویت

چنانچه گفته شد اقتصاد کویت به لحاظ شرایط جغرافیایی و منابع طبیعی تقریباًُ بطور کامل به نفت وابسته‌است و صنایع تولیدی غیرنفتی نقش چندانی در اقتصاد کویت ندارند. علی‌رغم سیاستهای تشویقی دولت کویت از جمله وامهای بلند مدت با نرخ‌های تشویقی بهره، یارانه اجاره زمین و محوطه‌های صنعتی در مجموع عملکرد صنایع تولیدی و نقش آنها در تولید ناخالص داخلی کویت چندان امیدوار کننده نیست.

واحد پول و اجزاء برابری آن

پول رایج کویت دینار است که از آوریل ۱۹۶۱ بجای روپیه هندی واحد پول کویت شد. هریک دینار مساوی با ۱۰۰۰ فلس و مسکوکات فلزی آن ۱۰۰ فلس، ۵۰ فلس، ۲۰ فلس، ۱۰ فلس و ۵ فلس و اسکناسهای آن ۲۵۰ فلس (ربع دینار)، ۵۰۰ فلس (نیم دینار)، یک، ۵، ۱۰ و ۲۰ دیناری هستند. دینار کویت مانند واحد پول دیگر کشورهای صادرکننده نفت وابستگی مستقیم مؤثری با دلار دارد. دینار کویت آزادانه قابل تبدیل است و نرخ برابری آن روزانه اعلام می‌شود. طی سال ۲۰۰۰ نرخ دینار در برابر دلار ۳،۶ فلس بود.

تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی کویت پس از جنگ دوم خلیج فارس و از سرگیری فعالیتهای اقتصادی در سال ۱۹۹۲ رشد داشت. در سال ۱۹۹۳ تولید ناخالص داخلی کویت به ۳۴/۷ میلیارد دینار رسید که در مقایسه با سال ۱۹۹۲، ۳۳% رشد داشت. این مبلغ در سال ۱۹۹۹ بالغ بر ۸/۴۴ میلیارد دلار بوده‌است.

منابع نیروی انسانی

کشور کویت تلاش می‌نماید که در تمام شئون مملکتی از بهترین شیوه‌های مدرن اجتماعی استفاده نماید. به همین دلیل سیستم کارگری را برمبنای قانون کار و ضوابط مربوطه استوار نموده‌است. منابع کارگری کویت را اکثراً خارجیان تشکیل می‌دهند. مشکل کمبود نیروی انسانی بویژه در بخش ساختمانی مقامات کویتی ر ا بر آن داشته که در این مورد یک راه حل موقتی پیدا و شرکتهای ساختمانی و پیمانکاران را مسئول تأمین نیروی انسانی و برای اجرای برنامه مربوطه نمایند. بنابر آخرین آمار خارجیان مقیم این کشور به تفکیک تابعیت که از سوی اداره آمار انتشار یافته، کشور مصر با ۲۸۰۸۱۵ نفر یعنی ۲۳% خارجیان را تشکیل می‌دهند و در رده‌های بعدی هند با ۲۱۹،۷۷۰ نفر (۱۸%)، بنگلادش ۱۲۲،۰۰۰(۱۰%)، سریلانکا ۱۲۱،۵۰۰ نفر (۱۰%)، پاکستان ۹۷،۶۷۵(۸%)، سوریه (اکثریت کردها) ۸۵،۴۶۵ (۷%)، جمهوری اسلامی ایران با ۷۳،۶۷۵ نفر (۶%) از جمعیت خارجیان مقیم این کشور را تشکیل می‌دهند و در رده‌های بعدی اتباع فیلیپین، لبنان، اردن و عراق و برخی دیگر کشورها را می‌توان نام برد. ۹۸ درصد کارگران بخش خصوصی را خارجیان تشکیل می‌دهند قوانین کار تنظیم شده بیشتر جنبه دفاع از کارفرما را دارد تا کارگر. البته قانون جدید کار، بیش از چند سال است که به مجلس ارائه شده ولی تاکنون به تصویب نرسیده‌است.

حمل و نقل و ارتباطات

به لحاظ موقعیت جغرافیایی، حمل و نقل دریایی در کویت اهمیت شایان و درجه اول دارد. در واقع شالوده و هویت این کشور با وجود یک بندرگاه مناسب بازرگانی در خلیج کویت در هم آمیخته و اساس پیدایش این امیرنشین کوچک حاشیه خلیج فارس بشمار می‌رود. کویت ناوگان کشتیرانی بازرگانی اختصاصی در اختیار ندارد بلکه یکی از شرکای (شرکت کشتیرانی متحده عرب) است که بیشتر حمل و نقل بازرگانی کویت را انجام می‌دهد. این شرکت کشتیرانی در سال ۱۹۷۶ تأسیس شده و دیگر شرکای آن کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هستند کشتیهای این شرکت بین کشورهای اروپایی، بنادر دریای مدیترانه، ژاپن، سواحل شرقی آمریکا، آمریکای جنوبی و بنادر عربی خلیج فارس و دریای سرخ رفت‌وآمد می‌کنند. کویت برای حمل و نقل مسافر و کالا علاوه بر ناوگان دریایی از خطوط هوایی خود نیز استفاده می‌کند. ناوگان هوایی کویت در خطوط هواپیمایی کویت که یک شرکت دولتی است و توسط سازمان هواپیمایی کشوری کویت اداره می‌شود متمرکز است. کویت دارای ۶ فرودگاه قابل پرواز است که در میان آنها از یک فرودگاه برای پروازهای بین‌المللی بهره برداری می‌شود. در بخش حمل و نقل زمینی با توجه به مساحت کم کویت، تمرکز جمعیت در کناره ساحل و عمدتاً" در بخش مرکزی و خلیج کویت فاقد شبکه راه آهن است و حمل و نقل زمینی جاده‌ای از لحاظ جابجایی مسافر پس از هواپیمایی و از لحاظ جابجایی کالا پس از کشتیرانی قرار می‌گیرد. کویت در بین کشورهای عربی، دارای بالاترین رقم سرانه خودروهای شخصی است و از این حیث در جهان پس از ۶ کشور صنعتی پیشرفته در رتبه هفتم قرار می‌گیرد.

خطوط مخابراتی

کویت از لحاظ وضعیت ارتباطات تلفنی وضعیت مناسبی دارد. خدمات تلفنی کویت از طریق ۳۵ ایستگاه در سراسر خاک کویت انجام می‌شود. رقم سرانه خطوط تلفن در کویت۴ در هزار است. کویت مثل سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از تجهیزات مخابراتی گسترده‌ای برخوردار است. در این کشور بیش از۵ هزارشماره تلفن ثابت و۲ هزار شماره تلفن همراه فعال است. مردم کویت امواج ۲۷ ایستگاه رادیویی و یک ایستگاه رادیویی با طول موج کوتاه را دریافت می‌کنند، ضمن آنکه برنامه‌های تلویزیونی این کشور ازطریق ۱۳ شبکه در سراسر کشور پخش می‌شود. از لحاظ امکانات ترانزیتی و راه‌های مواصلاتی، کویت فاقد خطوط ریلی است، ولی نزدیک به ۴ هزار و ۴۵۰ کیلومتر جاده، ۸۷۷ کیلومتر لوله انتقال نفت خام،۴ کیلومتر لوله انتقال فراورده‌های نفتی، ۱۶۵ کیلومتر لوله انتقال گاز طبیعی،۶ بندر تجاری وصیادی و ۷ فرودگاه بزرگ وکوچک در این کشور وجود دارد. چهار فرودگاه کشور کویت نیز شرایط پذیرش هواپیماهای پهن پیکر را دارا است.

از ویکی پدیا

عمان


سلطان نشین عمان (به عربی: سلطنة عمان)‏ کشوری پادشاهی است در شرق شبه جزیره عربستان. پایتخت این کشور شهر مسقط است. عمان از شرق به دریای عرب و از شمال به دریای عمان محدود می شود. این کشور از جنوب با یمن و از غرب با عربستان سعودی و امارت متحده عربی همسایه است. عمان همچنین دارای مرز دریایی با ایران است.[۱].[۲].
این کشور دارای دو برون بوم است. قطعه کوچکی از عمان در قسمت جنوبی تنگه هرمز قرار دارد که مسندم نام دارد. این قطعه از سرزمین اصلی جدا افتاده است. برون بوم دیگر شهرستان مدحاء نام دارد که توسط امارات متحده عربی احاطه شده‌است.[۳].
از قرن ۱۷ میلادی عمان دارای سلطنت مستقل بوده است. در قرن ۱۹ میلادی این کشور در اوج قدرت خود بوده است. با کاهش قدرت در قرن بیستم میلادی این کشور تحت تاثیر و نفوذ گسترده پادشاهی انگلستان قرار گرفت اما هیچگاه به شکل رسمی بخشی از آن نگردید. عمان ارتباطات گسترده نظامی و سیاسی با ایالات متحده و پادشاهی انگلستان دارد ولی سیاست خارجی مستقلی اتخاذ می کند. حکومت این کشور پادشاهی مطلقه است اما پارلمان نیز نقش قانون گذاری و نظارتی اندکی دارد.
همانند سایر کشورهای عربی خلیج فارس منبع اصلی درآمد کشور، نفت است. هر چند نسبت به همسایگان، این کشور تولید کننده متوسطی است. کشاورزی و ماهیگیری نیز دو منبع مهم درآمد در عمان هستند. منبع جایگزین دیگر توریسم است.نام
سرزمین فعلی عمان در طول تاریخ به نام‌های مختلفی نامیده شده‌است.اما بارزترین نام‌ها مگان و تغییر یافته آن مجان بوده‌است، مگان در زمانهای قدیم تر نام ایالتی در جنوب ایران بوده است که بعدها به آن مکران نیز گفته اند همین نام را به منطقه عمان فعلی نیز این نام ارتباط زیادی با صنعت کشتی سازی ومعادن مس «نحاس» در زبان سومریان داشته‌است. همچنین مدتی نام عمان «مزون» بوده‌است بخاطر وجود تعداد زیادی از چشمه‌های آب شیرین در این مناطق. همچنین نام «عمان» نام مکانی بسیار قدیمی بوده‌است در یمن واز آنجا قبائل عربی مهاجرت نموده‌اند به عمان بعد از ویران شدن سد مأرب. اما بعضی از مؤرخین نوشته‌اند که علت نام گذاری عمان به «عمان» بر می‌گردد به (عمان بن سبأ بن یغثان بن ابراهیم).[۴].[۵].
تاریخ عمان
تاریخ عمان به دوران بسیار دور بر می‌گردد. به گفته باستانشناسان تاریخ عمان به هزاره دوازهم قبل از میلاد بر می‌گردد. در آن دوران عمان تازه از عصر یخبندان خارج شده بود. درآن دوران عمان سرزمینی سرسبز وحاصلخیز وپربار بوده است. در نتیجه حفریات و کنجکاوی در مناطق مختلف باستانی وقبرستانهای ولایت بریمی در منطقه ظاهره و ولایت ابراء در منطقه شرقی و محوت در منطقه وسطی و نزوی در منطقه داخلیه ودیگر مناطق سلطنت عمان و بویژه مناطق ساحلی. از این حفریات پیدا می‌شود که عمان درآن دوران روابط تجارتی گسترده‌ای در مابین فارس و هند وبلاد (مابین النهرین) یا میانرودان داشته‌است واین روابط تجارتی متین بوده‌است.[۶].
عمان درهزاره سوم قبل از میلاد
در هزاره سوم قبل از میلاد عمان به نام «مجان» مشهور بوده‌است حسب دلاله گویش سومریان که به سازش کشتی ومعادن مس می‌گفتند. نوعی کشتی در عمان وجود دارد که بنام «مجان» معروف است. همچنین مس یکی از کالاهای تجارتی اصلی عمان بوده که با کشتی‌های «مجان» بارکشی می‌شده‌است. در پی کنجاوی وحفریات در طول وعرض کشور عمان آثار معادن مس پیدا شده‌است، در حال حاضر هم مس یکی از اقتصاد اصلی کشور عمان به شما می‌آید، بعد از اینکه این معدنها بازسازی شده‌است از جانب دولت، ویکی از معدنها مهم کشور معدن مس صحار است. [۷]. تاریخ عمان نشان می‌دهد که عرب از زمانهای قدیم در عمان ساکن شده‌اند، «عاد و قبیله‌اش» در تپه‌های شنی (کثبان رملی) وتلماسههایی که بین عمان و حضرموت قرار دارد زندگی می‌کرده‌اند. [۸].
عمان در دوران
در قرن ششم قبل از میلاد سپاهیان پارس (۵۵۰ _ ۵۳۰ ق م)، عمان را فتح نمودند. گفته شده که سازه قنات که به عربی به آن «الأفلاج» می‌گویند در آن دوران احداث شده‌است. اینگونه آبیاری در عمان شهرت فراوانی دارد ودر حال حاضر صدها رشته قنات در کشور عمان وجود دارد وبنام «اَلفَلجَ» معروف است وجمع آن «الأفلاج» گویند. همچنین رشته دیگری از قنات نیز در عمان وجود دارد که بنام «داوودی» مشهور است. گفتاره‌است که «قنات داوودی» از ابتکار نبی الله داوود است. [۹].[۱۰].عمان در دوران ساسانیان
تاریخ عمان نشان می‌دهد که در دوران ساسانیان از سالهای (۲۲۶_ ۶۱۰ م) عمان و یمن تحت حاکمیت امپراتوری ساسانی بوده‌است.[۱۱].
عمان و بنی ازد
در اواخر قرن سوم و اوائل قرن دوم قبل از میلاد سد مأرب در مملکت سبا ویران می‌شود، با ویران شدن سد یک شورش اجتماعی واقتصادی برپا می‌شود وتمام مردم سبأ به مناطق اطراف پراکنده می‌شوند، وپس از ویرانی وانحطاط سد مأرب، قبیله بزرگ بنی ازد به عمان مهاجرت می‌کنند. در این کوچ بزرگ قبیله بنی ازد به سرپرستی بزرگ قوم مالک بن فهم الأزدی وارد عمان می‌شوند. بعد از مدتی وپس از استقرار در عمان بنی ازد دست به یک نبرد مسلحانه با دیگر اقوام بینگانه‌ای که در عمان وجود داشتند می‌زند ودر مدت کوتاهی بنی ازد می‌تواند تمام بیگانگان از عمان خارج نماید واستقرار وامنیت در عمان برقرار نماید واولین مملکت عربی در عمان بنیادگذاری کند.[۱۲]. مهمترین جنگ بنی ازد با ایرانیان مقیم عمان بود که به جنگ ((سلوت)) مشهور است. ((سلوت)) نام صحرایی است که در آن سپاهیان ((ازد)) به فرماندهی ((مالک بن فهم)) با ارتش ایرانی موجود در عمان در زمان امپراطوری ((دارا بن داراب)) یا همان ((داریوش سوم))میجنگد و پس از چندین نبرد، ایرانیان را وادار به خروج از عمان می‌کند.[۱۳]. تاریخ نویسان عرب چنین می‌نویسند که بنی ازد پادشاهان کوه وصحراء بودند. این دودمان از پادشاهان بنام «آلجلندی» معروف بودند. سلسله پادشاهان آلجلندی در طول تاریخ عمان مشهور بوده‌اند.[۱۴].
عمان در دوران اسلاممسجدی زیبا در شهر مسقط ــ عمان
در دوران حکمرانی «آلجلندی» اسلام وارد عمان شده‌است. درآن دوران محمد، عمرو بن العاص و ابازید الأنصاری برای دعوت مردم به اسلام به عمان می‌فرستد. درآن دوران پادشاه عمان جیفر الجلندی وبرادرش عبد الجلندی برعمان حکمران بودند. پادشاه عمان اسلام را پذیرفتند ومردم عمان یک پارچه به دین اسلام گرویدند، وازآن به بعد عمان یکی از قلعه‌های بزرگ اسلام واز مدافعین اسلام در جنگهای ردّه بود.[۱۵].
بعد از وفات محمد بسیاری از اعراب شبه جزیره عربستان اسلام را رها نموده وبه دین اجدادشان برگشتند، عمانیها برای خونسار کردن این حادثه در جنگهایی که بنام (جنگ رَدّه) معروف بود شرکت داشتند. همچنین رجالات عمان در فتوحات اسلامی در عراق،ایران، هند، سند و بلاد الشام و مصر وبلاد مغرب و اندلس نیز شرکت داشته‌اند.[۱۶].
عمانیها در طول تاریخشان به تجارت مشهور بودند وکشتی‌های باری متعددی داشته‌اند وتا نقاطی دور دست وحتی حدود چین وشرق آفریقا رسیده بودند. در آن دوران صحار یکی از بنادر مهم تجارتی عمان بود وکشتی‌های تجارتی از این بندر مهم به سواحل آفریقا و مدغشقر وشرق اقصی رسیده بودند. اما در نیمه قرن ششم هجری بنی نبهان منطقه داخلی پایتخت حکم خود قرار دادند ومناطق ساحلی را رها نمودند بنا براین برتغالیها این مناطق را اشغال نمودند. حکم بنی نبهان در منطقه داخلی در قرن نهم هجری پایان یافت.[۱۷].
پرتغالی‌ها در عمان
در قرن ۱۶ میلادی پرتغالی‌ها از رأس الرجاء الصالح می‌گذرند وتقریباً برتمام شهرهای ساحلی شرق آفریقا دست می‌یابند، سپس به ساحل هند و اقیانوس هند می‌رسند. در سال ۱۵۰۷ میلادی پرتغالی‌ها بر عمان حمله می‌کنند وبعد از مقاومت شدید از جانب عمانیها سر انجام موفق می‌شوند عمان را اشغال کنند. پرتغالی‌ها مدت یک قرن ونیم در عمان می‌مانند.[۱۸].
دولت یعرب‌ها
در سال ۱۶۲۴ دولت «یعاربه» به سرپرستی امام ناصر بن مرشد الیعربی تأسیس می‌گردد. با به روی صحنه آمدن ناصر الیعربی در پی بیرون راندن پرتغالی‌ها از عمان می‌شود، ولی درک می‌کند که بیرون راندن پرتغالی‌ها از عمان بدون همبستگی تمام مردم عمان امکان پذیر نیست، لذا در ابتداء امر می‌کوشند تمام مردم وطوایف عمان دور خود جمع آوری کند وسپس با پرتغالی‌ها وارد جنگ شود. وبعد از همبستگی وگردهمایی عمانیها وتقویت جبهه داخلی، امام ناصر بن مرشد الیعربی یقین داشت که نبرد با پرتغالی‌ها فقط یک معرکهٔ زمینی نیست، ولاکن معرکهٔ آزادی در مقام اول است. همچنین می‌دانست که سِّر قوت پرتغالی‌ها در ناو دریائی ایشان است. بنا براین اولین کاری که انجام داد ساخت وتأسیس یک ناوگان بزرگ وقوی همچنین تأمین ذخیره و تجهیزات ومهمات وبا تدبیر کامل وتهیه ما یحتاج جنگ با پرتغالیها وارد نبرد شد. در مدت کوتاهی چند شهر ساحلی از چنگ برتغالیها آزاد نمود، ولی مرگ به ایشان امان نداد ودر گذشت. پس از ایشان جانشینش امام سیف بن سلطان الیعربی به راه ایشان ادامه دادند ودر سال ۱۶۴۹ میلادی توانست مسقط از قبضهٔ پرتغالی‌ها رها سازد. بعد از آزادی مسقط تمام قِلاع پرتغالی‌ها یکی پس از دیگری سقوط کردند وسر انجام تمام عمان از قبضهٔ پرتغالی‌ها رها گردید. عمانیها با آزادی بلادشان از تسلط پرتغالی‌ها اکتفاء نکردند وقوه پرتغالی‌ها در سواحل هند وساحل شرقی آفریقا و اقیانوس هند تعقیب نمودند وتوانستند در چند حمله پی در پی قشون پرتغالی‌ها از این مناطق خارج کنند تا اینکه سر انجام در سال ۱۶۹۸ میلادی پرتغالی‌ها برای همیشه از منطقه رانده شدند. با این عمل شجاعانه پرتغالی‌ها توانستند نام عمان در صفحه درخشان تاریخ ثبت نمایند. در نتیجه این پیروزی یک دولت بزرگ وقدرتمند در عمان پدید آمد وباداشتن یک ناوگان بزرگ دریائی بر تمامی آب‌های منطقه تسلط یافتند، پس از آن عمانی‌ها صاحب بزرگ‌ترین ناوگان دریائی وتجارتی در اقیانوس هند بودند در آن دوران، همچنین حدود مملکت عمان تاساحل شرقی آفریقا گسترش یافت ودولت عمان بر تمامی جزیره‌های این مناطق و ساحل آفریقا تا دهه شست از قرن بیستم بر این مناطق حاکم بودند. در این دوران عمان یکی از ثروتمندترین دولت منطقه بودند، بنا براین بر آبادانی مملکت کوشیدند وده‌ها قنات برای آبیاری ایجاد نموند و به کشاورزی پرداختند و باغهای مرکبات متعدی ایجاد نمودند، وبرای حفاظت از منطقه سه دژ بزرگ ومهم در مناطق مختلف عمان بنا نهادند، قلعه‌های مذکور عبارت‌اند از: قلعه نزوی، حصن الحزم و حصن جبرین. باضافه دوقلعه مشهور قلعه میرانی و قلعه جلالی که بر شهر مسقط نظارت داشتند.[۱۹].
بلوچ ها در عمان
بلوچ ها یا بلوش اقلیت بزرگی از بومیان عمان را تشکیل می دهند بخش اعظم سپاه عمان در جنگ علیه پرتغالی ها را بلوچ ها تشکیل می دادند. فتح ممباسا توسط ارتش سلطان عمان که اکثرا بلوچ بودند صورت گرفت.دولت آل بوسعید
پس از پیروزی بزرگ «العیاربه» در جنگ با برتغالیها مدتی عمان در آرامش وامنیت واستقرار می‌گذراند، ولی در اواخر حکومتی این خاندان اختلافاتی بروز می‌کند و نا امنی در مناطق داخلی شروع می‌شود ورفته رفته کشور دچار شورش وهرج ومرج می‌شود وآشوب نا امنی آغاز می‌گردد. در اینجا احمد بن سعید البوسعیدی که والی شهر صحار بود علیه دولت الیعاربه قیام می‌کند.[۲۰].
احمد بن سعید توانست مردم صحار و رستاق دور خود جمع نماید وبه کمک ایشان مخالفان خود از طریق خود بردارد و شکست دهد. در سال ۱۷۴۴ میلادی مردم واهل الحل والعقد در رستاق اجتماع می‌کنند واحمد بن سعید بطور رسمی به رهبری بر می‌گزینند وبه ایشان لقب «الامام احمد بن سعید» می‌دهند. این امامت ورهبری آغاز سلطنت پادشاهان آلبوسعیدی بود که تا امروز در حکم عمان ادامه دارند.[۲۱].
بعد از انتخاب الامام احمد بن سعید البوسعیدی به امامت ورهبری ولایت رستاق پایتخت حکم خود قرار داده وبه انشاء وتأسیس یک قوه نظامی دریائی می‌پردازد که بتواند از مملکت حمایت نماید. همچنین شهر مسقط یکی از مراکز مهم تجارتی در آورده وعلاقات خاصی بین هند و آفریقا برقرار می‌نماید، واسطول دریائی ایشان بر تمام مناطق آبی نفوذ داشته‌است. در آن دوران مجموعه‌ای از دزدان دریائی از (ملبار) به کشتی‌های تجارتی حمله می‌کنند وکالاهای کشتی‌های تجارتی می‌ربایند، ایشان کشتی سر ستون اسطول جنگی اش که بنام «الرحمان» معروف بود به دنبال آنها می‌فرستند و رهبر دزدان دستگیر می‌کند. همچنین در سال ۱۷۵۵ میلادی وقتی که بغداد مورد حمله چپاولگران وشورشیان قرار گرفت به کمک والی بغداد می‌شتابد وشهر بصره از دست شورشیان آزاد می‌کند. پس از استقرار امنیت در عمان ومناطق دریائی و اطراف عمان، الامام احمد بن سعید در سال ۱۱۹۹ میلادی این دار فانی به درود حیات گفتند. پس از وفاتش پسرش بر مسند حکم می‌نشیند. سعید بن احمد بن سعید (۱۷۸۳ _ ۱۷۸۴) میلادی حکمران عمان می‌شوند. پس از فوتش پسرش حمد بن سعید (۱۷۸۴ _ ۱۷۹۲) میلادی حاکم عمان بودند، حمد بن سعید پایتخت خود از رستاق به مسقط نقل مکان می‌دهند، ونفوذ خود تا دریای شرقی آفریقا گسترش دادند، پس از مرگش سلطان بن احمد برجایش نشستند.[۲۲].[۲۳].

سلطان بن احمد بن سعید (۱۷۹۲ _ ۱۸۰۴) میلادی، در دوران حکومتی سلطان بن احمد تعداد اسطول وکشتی‌های دریائی عمانی دو برابر افزوده می‌شود. پس از سلطان بن احمد السلطان سعید بن سلطان (۱۸۰۴ _ ۱۸۵۶) میلادی بر مسند حکم می‌نشیند. در ایام حکم سعید بن سلطان قوه واسطول دریائی عمان به اوج خود می رسد. السلطان سعید بن سلطان یکی از شخصیت‌های برجسته عمان بودند. شخصتیی مرموق مدیر ومدبر وسیاست‌مدار و جنگجوئی شجاع وتاجر وشخصیتی دبلوماسی وحازم بودند. مردی هشیار زیرک وحیله گر مکار، ومردی مجرب ودنیا دیده شعارش این یود (آنچه نمی‌توانید با جنگ بدست بیاورید ممکن است با حیله ومکر بدست آورید). السید سعید بن سلطان در دوران حکم طولانی خود که ۵۲ سال بطول انجامید توانست امبراطوری گسترده‌ای تأسیس نماید که حدودش از شرق آفریقا تاساحل ایران تشکیل دهد درآن دوران که طوفان جنگ وستیز تمام منطقه را در برگرفته بود ایشان مانند یک ربانی ماهر و دنیا دیده توانست سفینه عمان به بّر امان برساند. در ابتداء حکمش فقط قسمتی از خاک عمان ومقاطعات این دیار زیر نفوذ داشت که راه‌های شنی اش کاروانهای شتر با دشواری ونا امنی طی می‌کردند، اما در روز وفاتش یک امبراطوری مترامی الأطراف از خود برجای گذاشتند که هزارها امیال گسترش داشت، و در سواحل اقیانوس هند که قوافل کشتی‌های جنکی وباری وتجارتی درآن شناور بودند. حدود امبراطوری ایشان از سواحل عمان، بندر گوادر، مکران، جزیره زنگبار و بمبا در ساحل شرقی آفریقا، همچنین نشاط این امبراطوری گسترده تا ماوراه مستعمره گوادر وساحل شرقی آفریقا، واجاره نمودن بندر عباس و جزیره قشم وجزیره هرمز در خلیج فارس، و پیمان تجارتی بستن با حکومت انگلستان و فرانسه و هلند و پرتغال و ایالات متحده آمریکا.
در سال ۱۸۴۰ میلادی سعید بن سلطان نماینده شخصی خود «احمد بن نعمان الکعبی» به عنوان اولین سفیر عرب به‌وسیله کشتی شخصی خود که بنام سفینهٔ «سلطانه» معروف بود به نیویورک فرستاد. این کشتی اولین کشتی عربی بود که به نیویرک می‌رفت. السید سعید بن سلطان عشق خاصی به دریا داشت، ازآنجا بود که به ایشان لقب «السید البحار» داده بودند، یعنی «سید دریا». سعید بن سلطان بیشتر اوقات زندگی اش بر سفر و برفراز آبهای دریا گذرانیده بود، ایشان ربانی ماهر بودند وقتی اسطول بزرگ تجارتی و جنگی ایشان بر دریا ابحار می‌کردند، خودش در کشتی مخصوصش «شاه علم» جلو قافله کشتی‌ها پیش می‌رفتند وسعید بن سلطان خودش کشتی را می‌راندند، در اینجا لازم به ذکر است که السلطان سعید بن سلطان هنگام وفاتش نیز بر روی دریا بودند، ایشان در سال ۱۸۵۶ میلادی در کشتی شصخی خود «فکتوریا» در دریای سیشیل فوت کردند. ایشان در این سفر از مسقط رهسپار زنگبار بودند ولی در عرض دریا مردند. بنا براین به ایشان لقب سید دریا داده بودند. روایت است که دوران زندگی سعید بن سلطان در آب یعنی (دریا) بیشتر از زندگی ایشان در خشکی بوده‌است. می‌گویند که ایشان بیش از ۲۰ کشتی خاص داشته بوده‌است. اما اسطول جنگی اش از ۸۰ کشتی جنگی تجاوز کرده بوده‌است، که در هرکشتی ۱۴ توپ جنگی قرار داشته‌است، وسه فرقاطه که در هریک ۳۶ توپ داشته بوده‌است. وکشتی سر پرست این اسطول ۶۴ توب داشته‌است. به جانب ۱۰۰ قایق جنگی مساند که درآن ۶۰۰۰ نفر جنگجو بودند. بعد از وفات السید سعید بن سلطان بلاد دچار شیب وفراز گوناگونی بوده‌است، روزگاری بسیار درخشان وروزگاری تاریک ونا بسامان داشته‌است. تا اینکه در ۲۳ ژوئیه سال ۱۹۷۰ سلطان قابوس بن سعید آلبوسعید بر مسند حکم می‌نشینند.[۲۴].
در زمان سلطنتی محمدرضاشاه پهلوی هنگامی که چریکهای چپ جنبشی را در عمان و ظفار آغاز کردند دولت آن زمان ایران برای کمک به حکومت آن کشور نیروهایی را به عمان فرستاد.قابل ذکر است یک سوم جمعیت عمان را قومیت بلوچ تشکیل می دهند که در پست های حساس اداری و نظامی حضور دارند .فرمانروایان۱ـ احمد بن سعید البوسعیدی۲ـ سعید بن احمد بن سعید۳ـ حمد بن سعید۴ـ سلطان بن احمد بن سعید۵ـ بدر بن سیف۶ـ سعید بن سلطان بن احمد۷ـ ثوینی بن سعید بن سلطان۸ـ سالم بن ثوینی بن سعید۹ـ عزان بن قیس بن عزان۱۰ـ ترکی بن سعید بن سلطان۱۱ـ فیصل بن ترکی بن سعید۱۲ـ تیمور بن فیصل۱۳ـ سعید بن تیمور۱۴ـ قابوس بن سعیدجغرافیاعمان
كشور عمان داراى شهرستانى برون‌بومى است بنام شهرستان مدحاء که در خاک امارات متحده عربی واقع شده‌است بطوریکه خاک امارات از چهار جهت این شهرستان را احاطه نموده‌است. جمعیت آن پیرامون ۲۶۰۰ نفر می‌باشد. همچنين دوروستا به نامهای شیص و نحوه که از توابع امارة شارجه از توابع امارات متحده عربی در وسط خاک‌های این شهرستان واقع می‌باشد.
کشور پادشاهی عمان دومین کشور بزرگی است در شبه جزیره عربستان از ناحیه مساحت، ودر حدود ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع مساحت خاک عمان می‌باشد. بیشتر خاکهای عمان کوهستانی است ودر اقصی جنوب جزیره عربستان واقع شده‌است. در بیشتر بخش‌های کشور عمان رشته‌کوه‌های بزرگ و سخت‌گذر حجر که از دشت‌ها و جلگه‌های از رأس مسندم شروع می‌شود ودر امتداد امارت رأس‌الخیمه و فجیره و سلطنت عمان می‌گذرد تا بیابان‌ها و هامون‌های «الجو» امتداد یافته‌است می‌پوشاند. در مناطق داخلیه عمان نیز کوههای متعددی وجود دارد. بلندترین قلهٔ این رشته‌کوه‌های بزرگ که از این مناطق عبور می‌کند کوه حجر نامی می‌شود. در وسط این کوه جبل اخضر قرار دارد که ارتفاعش به ۳۰۷۵ متر می‌رسد. ارتفاعات این کوه رنگهای مختلفی دارد وبشکل مدرج است. این کوه دربین سهل ودشت و تپه‌ماهورهای بزرگ واقع شده‌است. در تباین خاک مناطق کشور عمان اختلاف گوناگونی وجود دارد، زمینهای سبخ در کرانه دریا، تا سهل حاصلخیر باطنه در جنوب شرقی و مسقط، واز صحرای پهناورربع‌الخالی تا حدود کوههای سرسبز صلاله که شبیه مناطق استوائی است. محدوده کشور عمان از مغرب امارات متحده عربی و عربستان سعودی، از جنوب کشور یمن، از شمال تنگه هرمز، واز سمت مشرق به دریای عرب محدود می‌شود، درازی ساحل عمان ۱۷۰۰ کیلومتر می‌باشد.
عمان از مناطق مناسب برای صخره‌نوردی است. بسیاری از صخره‌های سرزمین عمان در کف اقیانوس باستانی تتیس که میان ایران و عمان قرار داشت شکل گرفتند.
از ویکی پدیا

ترکمنستان

ترکمنستان (به فارسی دریترکمانستان) (به ترکمنی: Türkmenistan) کشوری در آسیای میانه است. این کشور تا سال ۱۹۹۱ با نام جمهوری شورایی ترکمنستان یکی از جمهوری‌های تشکیل دهندهٔ اتحاد شوروی بود. ترکمنستان از جنوب با افغانستان و ایران، از شمال با ازبکستان و قزاقستان و از باختر با دریای خزر همسایه و از طریق این دریا با کشورهای جمهوری آذربایجان و روسیه نیز همسایه‌است. نام کشور «ترکمنستان» از دو بخش «ترکمن» و «ستان» تشکیل شده که به معنای "سرزمین ترکمن‌ها" است. بیشتر مردم این کشور از قوم ترکمن هستند و به زبان ترکمنی (شاخه‌ای از زبان‌های ترکی‌تبار) صحبت می‌کنند.

۸۰٪ درصد مساحت ترکمنستان را صحرای قره‌قوم تشکیل می‌دهد که دارای آب و هوای خشک است. ولی ناحیه رشته کوه کپه داغ در جنوب کشور و نزدیکی مرز ایران آب و هوای مناسبی دارد و عشق آباد,مرو و سایر شهرهای مهم در این ناحیه هستند. ترکمنستان دارای منابع بزرگ گاز است که آن را به کشورهای مختلف از جمله ایران صادر می‌کند. رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۷ براساس آمار صندوق بین‌المللی پول حدود ۱۱٫۵٪ بوده‌است که آن را یازدهمین کشور دارای رشد اقتصادی سریع می‌سازد.

تاریخ

ترکمنستان در ادوار مختلف منطقه استراتژیک و مهمی برای حکومت‌های منطقه بوده‌است. این کشور در زمان هخامنشیان از ساتراپ‌های خوارزم، پارت و مارگیانا(مرو) تشکیل می‌شده‌است.

در قرن چهارم قبل از میلاد اسکندر مقدونی آسیای مرکزی را فتح نمود و جاده ابریشم را بنیان نهاد و به این منطقه رونق اقتصادی و فرهنگی بخشی و اهمیت این منطقه را دوچندان نمود. و هشتاد سال بعد در شهر نِسا پادشاهی اشکانیان پایه گذاری شد. و پس از اشکانیان و با روی کار آمدن ساسانیان نسا اهمیت خود را از دست نداده و از شهره‌های مهم آن دوران بود.

قرن هفتم میلادی با گسترش اسلام در آسیای مرکزی این منطقه بوسیله اعراب فتح و جزو ممالک اسلامی گردید. و در سالهای با نقل مکان کردن مامون به شهر مرو این شهر به عنوان پایتخت خراسان بزرگ شناخته شد.

در اواسط قرن یازدهم میلادی سلسله سلجوقیان امپراطوری خود را در ترکمنستان کنونی تشکیل و بزودی از شرق تا چین و غرب تا دریای مدیترانه گسترش یافت و این شکوفایی و قدرت تا قرن دوازدهم ادامه داشت و با حمله چنگیزخان مغول استقلال امپراطوری سلجوقیان سرنگون گردید.

پس از حمله مغول این سرزمین تا قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی مورد کشمکش حکومت‌های ایران، خانات خیوه و خانات بخارا و همین طور افغانستان بوده که جنگ‌های زیاد موجب ویرانی و فرار بسیاری از مردم، دانشمندان و ادبا به سایر مناطق و کشورهای همجوار گردیده‌است. جنگ‌های صفویان با ازبکان که بر خوارزم و بخارا حکومت می‌کردند در این منطقه رخ داد و موحب نابودی راه‌های تجاری و در نتیجه عقب‌ماندگی منطقه و اهالی آن شد و همچنین زمینه نفوذ تدریجی روس‌ها را در امتداد سواحل دریای خزر فراهم آورد. روش زندگی اهالی به صورت کوچ‌نشینی و دام‌داری بود و در برخی مناطق باغات انگور، صیفی‌کاری و کشاورزی دیمی و گاه آبی، شکار با بازهای شکاری و ماهیگیری بود[۱] و از قرن دوازدهم تجارت آن‌ها با روس‌ها گسترش یافت.[۲]

جنگ شاه اسماعیل علیه شیبک خان حاکم خیوه و تصرف مرو به دست صفویان در ۹۱۶ ه. ق، هجوم امیر بخارا در سال ۱۰۲۷ ه. ق برای تصرف مرو، جنگ سپاه ایران و بخارا در مرغاب در سال ۱۰۴۰، شورش ترکمن‌های ناحیه تجن علیه حاکم خراسان در ۱۱۴۴ ه. ق از جنگ‌های مهم این دوران بود. در زمان حکومت شیر غازی خان بر خیوه ترکمن‌های کنار دریای خزر به او خراج پرداخته و ترکمن‌های سواحل اترک و دامنه‌های کوپت‌داغ هم به دولت صفوی خراج می‌دادند. پس از سقوط صفویه ترکمن‌ها تا جلگه گرگان را به تصرف خود درآوردند اما شیر غازی خان با سپاهیان ازبک خود ترکمن‌های کپه‌داغ، اترک و مرو را تحت تسلط خود درآورده و برای غارت ترکمن‌های جنوب اترک نیز با نادرشاه متحد شد. در سال ۱۱۲۷ ه. ق هم پطر اول تزار روسیه تاسیسات نظامی در سواحل خزر برپا کرد که به درگیری روس‌ها و حکومت خیوه منجر شد. نادرشاه پس از رسیدن به سلطنت جنگ‌هایی را برای تصرف و خراج‌گیری از این منطقه آغاز کرد و موفق به شکست سپاه خیوه و قتل ایلبارس خان حاکم خیوه و سرنگونی حکومت خوارزم شد اما حکومت نادر چند سال بیشتر به طول نکشید و سران ازبک مجددا حکومت خوارزم را بر عهده گرفتند. پس از آن جنگ‌های خونینی بین ایلات ترکمن که با قاجار و مازندرانی‌ها علیه نادر رخ داد اما علیقلی خان خواهرزاده نادر آن‌ها را سرکوب و مرو را فتح کرد.[۳]

در دوران قاجار نیز یورش آقامحمدخان به ترکمن‌های سوین خان در شمال گرگان، قیام خواجه یوسف کاشغری که خود را سلطان ترکستان می‌نامید در منطقه استرآباد و گرگان‌رود علیه حکومت فتحعلی‌شاه، حمله آتانیاز حاکم خیوه به کمک طوایف ترکمن به سویمشهد و سرخس در سال ۱۲۳۹ ه. ق، شورش قیات خان رهبر ترکمن‌های یموت جعفربای در ناحیه کمش‌تپه علیه حکومت ایران در سال ۱۲۴۲، و جنگ مرو در سال‌های ۸-۱۲۷۶ میان سپاه محمدشاه قاجار و ایلات ترکمن از مهمترین منازعات نظاامی این دوران است.[۴]

در سال ۱۸۹۴ حکومت تزار روسیه عملا کنترل این منطقه بدست گرفته و به امپراطوری خود ضمیمه کرد.

در سال ۱۹۱۷ با ناآرامی‌های سیاسی در روسیه،جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان در سال ۱۹۲۴ با مرزهای کنونی اعلام و دولت تشکیل گردید.

در هنگام فروپاشی شوروی تنها کشور آسیایی که علاقه‌ای به جدا شدن از شوروی را نداشت ترکمنستان بود زیرا سیستم اقتصادی ترکمنستان شدیدا وابسته به شوروی بود. ولی بالاخره در ۲۷ اکتبر ۱۹۹۱ از اتحادیه جماهیر شوروی جدا و در ۲۵ دسامبر همان سال در سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد.

در سال ۱۹۹۱ ترکمنستان بعنوان عضو شورای کشورهای مستقل مشترک المنافع درسازمان ملل متحد درمی آید و لی در سال ۲۰۰۵ خود را به عنوان عضو وابسته کاهش داده که دلیل آن بنا به گفته رئیس جمهور وقت صفرمراد نیازف سیاست بی طرفی دائم کشورش بوده‌است.

حکومت

ساختمان ترکمن باشی در عشق آباد

ترکمنستان در آذر ۱۳۷۰ (اکتبر ۱۹۹۱) با رأی مردم در همه پرسی استقلال، موجودیت خود را به عنوان یک کشور مستقل اعلام نمود و رسما نام «ترکمنستان» را برای کشور خود برگزید. قانون اساسی ترکمنستان نیز در ۱۸ مه ۱۹۹۲ در چهاردهمین نشست مجلس ترکمنستان به تصویب رسید. بر اساس این قانون اساسی، ترکمنستان کشوری دمکراتیک و لائیک و اداره آن به شکل جمهوری ریاستی است. صفرمراد نیازف اولین رئیس جمهور کشور بود. رئیس جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداف است.

حکومت ترکمنستان جمهوری ریاستی و تک‌حزبی است و رئیس جمهور اختیارات گسترده‌ای دارد. رئیس جمهور ترکمنستان و شخص اول این کشور از هنگام استقلال تا سال ۲۰۰۶ صفرمراد نیازف بود. رئیس جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداف است. سیاست ترکمنستان بیطرفی در مسائل جهانی و منطقه‌ای است. رژیم حاکم بر ترکمنستان یکی از بسته‌ترین نظامهای سیاسی در دنیا می‌باشد و بسیاری آن را با کشور کره شمالی مقایسه می‌کنند. بر پایه گزارشهای سازمان گزارشگران بدون مرز در سال 2012، ترکمنستان پس از کشورهای اریتره و کره شمالی، کمترین میزان آزادی رسانه‌ها را در جهان داراست.[۵]

بر اساس قانون اساسی ترکمنستان، رئیس جمهور مقامات قوه مجریه و قضایی را منصوب می‌کند و نیز نامزدهای انتخابات مجلس را تصویب می‌نماید. مدیریت در محل‌ها از سوی استانداران صورت می‌گیرد. بر اساس قانون اساسی، استانداران در حکم نمایندگان رئیس جمهور هستند و زیر نظر رئیس جمهور فعالیت می‌نمایند و نیز از سوی خود رئیس جمهور منصوب و یا برکنار می‌گردند.

  • قوه مجریه: بر اساس قانون اساسی ترکمنستان، رئیس جمهور که به طور مستقیم توسط مردم انتخاب می‌شود، رئیس کابینه وزیران ترکمنستان است.
  • قوه مقننه: بر اساس قانون اساسی کشور، در ترکمنستان دو ارگان قانون گذاری وجود دارد:
    • خلق مصلحتی (شورای مردم):خلق مصلحتی همایش نمایندگان ملت است. سالی یک بار جلسه دارد. بخشی از اعضای آن انتخابی و بخش دیگر نیز بر اساس سمت خود به عضویت آن در می‌آیند. رئیس جمهور، هیئت دولت، نمایندگان مجلس، رئیس دیوان عالی، رئیس دادگاه عالی اقتصادی، دادستان کل، استانداران و خلق وکیل لری (نمایندگان هر کدام از مناطق مسکونی) عضو این مجلس هستند. رئیس خلق مصلحتی رئیس جمهور است.
    • مجلس نمایندگان: پارلمان ترکمنستان ۵۰ نماینده دارد که از پنجاه حوزه انتخاباتی به مدت پنج سال انتخاب می‌شوند. مجلس ابتکارات رئیس جمهور و تصمیمات خلق مصلحتی را به‌عنوان قانون تصویب می‌نماید و برنامه‌های کابینه وزیران، بودجه کشور و گزارش‌های اجرای بودجه را تأیید می‌نماید.



جغرافیا

نقشه ترکمنستان

ترکمنستان با مساحت ۴۸۸٬۱۰۰ کیلومتر مربع پنجاه و دومین کشور بزرگ جهان است و کمی از کشور اسپانیا کوچکتر است. این کشور در بین عرض‌های جغرافیایی ۳۵ و ۴۳ درجه شمالی و ۵۲ و ۶۷ درجه شرقی قرار دارد. ۸۰ درصد این کشور را صحرای قره‌قومپوشانده‌است و مرکز این کشور میان جلگه‌های توران و صحرای قره‌قوم احاطه گردیده‌است. محدوده کوپه‌داغ از امتداد مرزهای جنوب غربی آغاز که در کوه‌ریزه به ارتفاع ۲۹۱۲ متر می‌رسد و تا مرزهای جنوب شرقی در استانهای لباب و بالخان و مرزهای ازبکستانارتفاع رشته کوه کوپه‌داغ، کوه آرالان به ارتفاع ۱۸۸۰ متر ادامه دارد. از مهمترین رودخانه‌های ترکمنستان تجن، آمودریا و مرغاب بوده که از ارتفاعت کوپه‌داغ سرچشمه می‌گیرند. ترکمنستان دارای آب و هوای بیابانی نیمه گرمسیری بوده و عمدتاً خشک می‌باشد. فصل زمستان هوا معتدل و خشک بوده و بیشترین بارندگی در ماههای ژانویه و می‌اتفاق می‌افتد که بیشترین بارندگی در امتداد کوههای کوپت داغ صورت می‌پذیرد. طول خط ساحلی ترکمنستان در دریای خزر ۱۷۶۸ کیلومتر بوده و مهمترین بندر آن شهرکراسنودسک Krasnovodsk است.

تقسیمات کشوری

ترکمنستان دارای ۵ استان است:

TurkmenistanNumbered.png
  1. آخال
  2. بلخان
  3. داش‌اغوز
  4. لباب
  5. مرو


اقتصاد

کوههای کپه داغ در آخال
کناره دریای خزر در بندر ترکمن باشی

ترکمنستان در فهرست چهار کشور بزرگ تولید کننده گاز طبیعی و چهار کشور تولید کننده نفت در شوروی سابق قرار دارد. ذخائر اثبات شده نفت و گاز این کشور ۲۰۰۰ میلیارد متر مکعب گاز مقام چهاردهم جهان و ۵۴۶ میلیون بشکه نفت است. بیشتر ذخایر نفتی کشور در غرب ترکمنستان از جمله در پهنه دریای خزر متمرکز شده‌است. ذخایر گاز طبیعی تقریباً در سراسر خاک کشور پراکنده‌است.


معادن نمک کلسیم در منطقه قویرداق وجود دارد. ذخایر نمک‌های طبیعی دریایی در خلیج قره‌بوغاز متمرکز است. در این منطقه موادی همچون میرابیلیت و دیگر مواد پر ارزش وجود دارد. بیشتر زمین‌های کشاورزی ترکمنستان را دشت قره قوم تشکیل می‌دهد که اغلب برای چراندن گوسفند قره‌گل مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زمین‌های کشاورزی کشور محصولاتی همچون پنبه، میوه و تره بار و انگور پرورش می‌شود. امور پرورش کرم ابریشم نیز توسعه یافته‌است. در طی سال‌های اخیر، تولید گندم نیز افزایش خوبی داشته‌است.


ترکمنستان اقتصادی رو به رشد دارد و با توجه به منابع سرشار نفت و گاز و پنبه از طریق سرمایه گذاری مشترک صنایع پایین دست را گسترش داده‌است و جزو معدود کشورهایی است که فراورده‌های نفتی صادر می‌کند. و با فراوری محصول پنبه و با اتکا به نیروی کار خود صنایع فعال نساجی پیشرفته‌ای دارد که از بازار فروش بالایی در سطح جهان برخوردار می‌باشد و با فروش سالانه مقدار زیادی گاز به کشورهایی چون اوکراین و روسیه و چند کشور دیگر از جمله ایران، اقدام به کسب درآمدهای سرشار می‌کند.


از آنجا که ترکمنستان یک کشور محاط در خشکی است، برای ترانزیت کالا از خاک کشورهای همسایه استفاده می‌کند. خط آهن ترکمنستان به شهر سرخس (در شمال خاوری ایران) متصل است و از آنجا تا بندرعباس امتداد دارد.

مردم

دختر ترکمن با لباس سنتی

بیشتر مردم ترکمنستان، ترکمن هستند و اقلیت قابل توجهی روس و ازبک نیز در این کشور حضور داند. سایر اقوام قزاقها، تاتارها، اوکراینی‌ها، ارمنی‌ها، آذربایجانی‌ها و بلوچ‌ها هستند.

براساس آمار سازمان سیا در سال ۲۰۰۳ ترکیب جمعیتی ترکمنستان ۸۵٪ ترکمن، ۵٪ ازبک و ۴٪ روس و ۶٪ از اقوام دیگر است. براساس آمار دولت ترکمنستان در سال ۲۰۰۱ ترکمن‌ها ۹۱٪، ازبک‌ها ۳٪ و روس‌ها ۲٪ جمعیت را شکل داده‌اند. جمعیت ترکمن‌ها در ترکمنستان از ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۱ حدود دو برابر (از ۲٫۵ میلیون به ۴٫۹ میلیون نفر) شد. اما شمار روس‌ها به کمتر از یک‌سوم (از ۳۳۴ هزار به ۱۰۰ هزار نفر) کاهش یافته‌است.[۶]

مذهب

اسلام مذهب اکثر مردم کشور است. ۸۹٪ ترکمن‌ها مسلمان (اکثرا پیرو مکتب حنفی از مذهب اهل سنت) و ۹٪ پیرو کلیسای ارتدوکس روسیه هستند


از ویکی پدیا

جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان (به ترکی آذربایجانیAzərbaycan Respublikası)‏ بزرگترین کشور قفقاز و در گذرگاه اروپا و آسیای جنوب غربی و در کنار دریای خزر است. پایتخت آن باکو است.

کشورهای ایران در جنوب، ارمنستان و ترکیه در غرب، گرجستان در شمال غربی و روسیه در شمال، همسایگان جمهوری آذربایجان محسوب می‌شوند؛ همچنین این کشور دارای مرز آبی با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان در کنارهٔ دریای خزر است. جمعیت آذربایجان در سال ۲۰۱۲ حدود ۹.۱۲۵ میلیون نفر بوده‌است. تولید ناخالص داخلی آن در همین سال معادل ۷۲ میلیارد دلار (بر اساس ارزش اسمی) و بیش از ۹۷ میلیارد دلار (بر اساس قدرت خرید) بوده‌است که تولید ناخاصل سرانه اهالی کشور را معادل به ترتیب ۷۸۵۰ و ۱۰۵۶۸ دلار می‌کند.[۲]

آذربایجان دارای میراث فرهنگی باستانی و تاریخی ست و اولین کشور با اکثریت مسلمان است که دارای اپرا و تئاتر شده‌است.[۳] جمهوری دمکراتیک آذربایجان که در ۱۹۱۸ تاسیس شد، در ۱۹۲۰ به اتحاد شوروی ضمیمه شد[۴]. آذربایجان در ۱۹۹۱ استقلال خود را بازیافت. اندکی بعد، در جریان جنگ قره باغ کوهستانی، همسایه اش ارمنستان قره باغ کوهستانی، مناطق پیرامون آن و و مناطق درونی کرکی، یوخاری اسکیپارا، برخودارلی و سفولو را اشغال کرد. جمهوری قره‌باغ که در قره باغ ظهور کرد هنوز وجود دارد و هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخته و به طور دوژوره هنوز بخشی از آذربایجان شمرده می‌شود گرچه به طور دو فاکتو پس از جنگ کشور مستقلی بوده‌است.[۵]

جمهوری خودمختار نخجوان که از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا مانده و استان خودمختار قره‌باغ کوهستانی نیز واحدهای فدرال جمهوری آذربایجان هستند. ناحیهٔ قره‌باغ و هفت بخش پیرامون آن واقع در جنوب غربی جمهوری آذربایجان در جریان جنگ قره‌باغبه اشغال نیروهای ارمنستان درآمده‌است.[۶]

نوع حکومت جمهوری آذربایجان، جمهوری پارلمانی چند حزبی با یک مجلس قانون‌گذاری است. این جمهوری سکولار بوده و از سال ۲۰۰۱ به عضویت شورای اروپا درآمده‌است.

دین و زبان

بیشتر جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمان شیعه هستند. زبان رسمی کشور ترکی آذربایجانی می‌باشد. در کنار زبان ترکی آذربایجانی، زبان‌های روسی، ارمنی، لزگی، کردی، تالشی و تاتی نیز صحبت می‌شود. ترکی آذربایجانی از نظر تقسیمات زبانی، جزئی از دسته ترکی جنوب باختری و یا ترکی اوغوز می‌باشد. ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی و ترکمنی در گروه ترکی جنوب باختری (اوغوز) قرار می‌گیرند.

وجه تسمیه

این کشور که تا سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ش) هرگز آذربایجان نامیده نمی‌شد زمانی نام کهن آن آلبانیا بود. در روستای «بویوک دَکَن» واقع در بخش نوخای قفقاز نوشته‌ای به خط و زبان یونانی باستان به دست آمده که تاریخ آن را سده ۲ میلادی دانسته‌اند و در آن از «آلبانیا» یاد شده‌است. در نوشته‌های مورخان باستان از جمله پلیبیوس و استرابون نیز این با نام «آلبانیا» آمده‌است. به نظر بعضی محققان، آلبانیا در منابع پارتی زبان به صورت «اردان» آمده‌است. در منابع عهد اسلامی این نام اران و «الران» نوشته‌اند. این نام به احتمال قوی با نام پارتی «اردان» مرتبط است. گاه نیز از این سرزمین با دو نام اران و شروان یاد کرده‌اند. پس از لشکرکشی‌های تیمور و داستان ترکمان‌های آق قویونلو و قره قوینلو نام اران به تدریج از کتاب‌ها برداشته شد[۷]

پس از پایان جنگ ایران و روس و ضمیمه شدن این سرزمین به خاک روسیه در سال ۱۹۱۱ م حزب مساوات در اراضی کنونی جمهوری آذربایجان تاسیس یافت. مساواتیان در مارس ۱۹۱۸ م قیامی مسلحانه در باکو ترتیب دادند که اندکی بعد به دیگر نواحی آن کشیده شد. اینان در ۲۷ مه ۱۹۱۸ در شهر تفلیس دولتی تشکیل دادند و با نام «جمهوری آذربایجان» اعلام استقلال کردند. در پایان ۱۹۱۹ و اوایل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان دستخوش بحران سیاسی و اقتصادی شد. در بهار ۱۹۱۹ م در نواحی مغان و لنکران دولت شوروی تاسیس یافت. در ۲۶ آوریل ۱۹۲۰ کمیته موقت انقلاب به ریاست نریمان نریمانف تشکیل گشت. در ۲۸ آوریل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان ساقط شد و کمیته انقلاب قدرت را در باکو در دست گرفت و خود را دولت «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» نامید[۷]

تورج دریایی می گوید: «این استالین بود که تصمیم گرفت برای مداخله در امور ایران نام این منطقه را از آران (در تاریخ باستان با نام آلبانی) به آذربایجان تغییر دهد و آن را خاری کند در چشم ایران.»[۸]

جغرافیا

توپوگرافی جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان در جنوب رشته کوه‌های قفقاز و شمال رودخانه ارس و در کنار دریای خزر واقع شده‌است. سه رشته‌کوه قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب، و کوه‌های تالش در جنوب این کشور را احاطه کرده‌است. این کوهها ۴۰ درصد از مساحت جمهوری آدربایجان را در برگرفته‌است[۹] و قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع ۴۴۶۶ متر بلندترین نقطه آن است. نواحی میانی شامل جلگه‌های آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست بوده و ارتفاع در پست‌ترین قسمت ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محاط در خشکی است. این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بسته‌است، واقع شده و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر است.[۱۰] تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آبو هوا بسیار زیاد است به گونه‌ای که تنها بیش از ۴۵۰۰ گونه گیاه در کوهستانهای آذربایجان دیده می‌شود.




از ویکی پدیا

عراق

عراق با نام رسمی جمهوری عراق (به عربیالجمهوریة العراقیة)‏ (به کردیکۆماری عێراق)‏ کشوری در خاورمیانه و جنوب غربی آسیا است. پایتخت عراق شهر بغداد است. این کشور از جنوب با عربستان سعودی و کویت، از غرب با اردن و سوریه، از شرق با ایران و از شمال با ترکیه همسایه‌است. عراق در منطقه جنوب خود، مرز آبی کوچکی با خلیج فارس دارد و دو رود مشهور دجله و فرات که منشأ تمدن‌های باستانی میان‌رودان (بین‌النهرین) در طول تاریخ کهن این کشورند از شمال کشور به جنوب آن روان هستند و با پیوستن به رود کارون، اروندرود را تشکیل می‌دهند و به خلیج فارس می‌ریزند.

گستره عراق ۴۳۸،۳۱۷ کیلومتر مربع (۵۸ام، حدود یک چهارم ایران) است. بیشتر سرزمین عراق پست و هموار و گرمسیری است. غرب عراق کویر است و شرق آن جلگه‌های حاصلخیز. ولی بخشی از کردستان عراق (شمال خاور) کوهستانی و سردسیر می‌باشد. همچنین عراق یکی از بزرگترین کشورهای دارای منابع نفت می‌باشد. این کشور دارای ۱۴۳ میلیارد بشکه ذخایر تایید شدهٔ نفتی می‌باشد.[۱]

جمعیت عراق حدود ۳۱ میلیون نفر (آمار ۲۰۰۹) است.[۲] عرب‌ها ۷۵٪-۸۰٪، کردها ۱۵٪–۲۰٪، ترکمنانان، آشوریان و غیره حدود ۵٪ از جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند.[۳] همچنین حدود ۶۰٪-۶۵٪ درصد مردم عراق شیعه، ۳۲٪-۳۷٪ درصد سنی و ۳ درصد مسیحی و پیروان سایر ادیان هستند. عراق محل زندگی و مرگ ۶ امام شیعه است و شهرهای نجف، کربلا، کاظمین و سامرا زیارتگاه شیعیان جهان است.

عراق دارای تمدن و فرهنگ دیرینه و پرباری است. سومریان، اکدی‌ها و آشوری‌ها نخستین تمدن‌های باستانی عراق را چند هزار سال پیش از میلاد بنیاد نهادند. پس از آن این منطقه بخشی از قلمرو هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان، و امپراتوری رومبود. پس از اسلام عراق مرکز حکومت درازمدت خلفای عباسی شد تا اینکه این حکومت با حمله مغولان سقوط کرد. از میانه سده دهم تا پایان سده سیزدهم هجری خورشیدی، عراق بارها میان ایران و عثمانی دست به دست شد. عراق در سال ۱۲۹۸ (۱۹۱۹) به سرپرستی بریتانیا درآمد و در سال ۱۳۱۱ (۱۹۳۲) استقلال یافت.

پس از سرنگونی امویان و ظهور عباسیان پایتخت خلافت اسلامی از شام به عراق (شهر بغداد) منتقل شد.

دوره معاصر

جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق

در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰) جنگ ایران و عراق با حمله غافلگیرانه صدام به مرزهای ایران آغاز شد که تا سال ۱۹۸۸ ادامه یافت. در همان دهه عملیات انفال که در مناطق شمالی عراق به اجرا درمی‌آمد به قتل و کشتار بیش از ۱۸۲ هزار از کردها گردید و از جمله آن می‌توان به بمباران شیمیایی شهر حلبچه اشاره نمود.

به دنبال یورش ارتش عراق به کویت و جنگ خلیج فارس کشور عراق با تحریم‌های اقتصادی روبرو شد و قسمت شمالی آن منطقه پرواز ممنوع اعلام شد. هنگامی که خبرنگاران از مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه بیل کلینتون در مورد تحریم‌ها و مرگ بیش از نیم میلیون کودک عراقی بر اثر این تحریم‌ها پرسیدند خانم آلبرایت با خونسردی تمام جواب داد "انتخاب سختی بود ولی ارزشش را داشت" در دوران تحریم حدود ۱ میلیون عراقی جان خود را از دست دادند. عراقی‌ها از واردات کالاهایی مانند حوله، کتری، یخچال وتقریبا هر کالای ربط به ساخت تسلیحات محروم بودند. دولت سهمیه بندی ۱۰۰۰ کالری برای هر شهروند را به اجرا گذاشت و هنگامی که تحریم‌ها به سمت تبدیل شدن به فاجعه بشری پیش می‌رفت سازمان ملل برنامه نفت در برابر غذا را به اجرا گذاشت. طی این برنامه حدود ۶۵ میلیارد دلار نفت عراق با بشکه‌ای به میانگین زیر ۲۰ دلار به فروش می‌رسید. هرچند عراق دست از بسیاری از برنامه‌های تسلیحاتی خود برداشت اما در سال ۱۹۹۸ آمریکا لغو تحریم‌ها را مشروط به کنار رفتن صدام کرد شرطی که برای دیکتاتوری مانند صدام مسخره می‌نمود. صدام حسین نه تنها کنار نرفت بلکه راحتتر مخالفان داخلی را سرکوب کرد نتیجه جنگ و کشته شدن ۱۲۰ هزار عراقی دیگر بود. نهایتاً درپی تهاجم نظامی ایالات متحده آمریکا و همپیمانانش در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳ میلادی)، حکومت صدام حسین سرنگون شد. هم اکنون دولت عراق که برآمده از آرای مردم عراق است، مسئولیت اداره امور عراق را برعهده دارد. رئیس جمهور جلال طالبانی و نخست وزیر نوری مالکی است.

گفتنی است که از زمان اشغال عراق توسط آمریکا و همپیمانانش، بیش از یک میلیون عراقی درپی خشونتهای فرقه‌ای، جنگهای داخلی میان عراقی‌ها و گروه‌های خارجی حاضر در عراق از جمله القاعده عراق و حملات نیروهای خارجی کشته شده‌اند.[۵]

مردم

نوشتار اصلی: مردم عراق
عراق جمعیتی جوان را در خود جای داده‌است

عراق کشوری است با قومیت‌های گوناگون و ساکنان آن را عرب، کرد، ترکمن، آشوری، کلدانی، مندایی و صابئین و غیره تشکیل می‌دهند. کردها در نواحی شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق مشهور است زندگی می‌کنند و از لحاظ فرهنگیزبانی و طرز پوشش با عرب‌ها متفاوتند.

پس از جنگ کویت و عراق و وضع ممنوعیت پرواز عراق به بالای خط ۲۳ درجه در سال ۱۹۹۱ کردهای عراق عملاً توانستند حکومت خود را تأسیس نمایند و با حل اختلافات گروهی و قیام علیه حکومت بعث حکومت منطقه را به عهده گرفتند که کردها این خیزش را«راپه‌رین» می‌نامند. پس از ده سال و با حمله مجدد آمریکا به عراق در شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق معروف است کردها حکومت خود مختار در جمهوری فدرال عراق به طور رسمی تشکیل دادند. در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ نیز ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه عراق توسط کردها اداره می‌گردد. جلال طالبانی رئیس جمهور عراق استقلال کردستان از این کشور را «ناممکن» می‌داند و می‌گوید:

«فرض کنیم که ما اعلام استقلال کردیم. عراق، ایران، سوریه و ترکیه نیازی ندارند که با ما جنگ کنند. اگر این کشورها مرزهایشان را ببندند و جلوی عبور و مرور ما را بگیرند، ما چگونه به زندگی ادامه دهیم؟»

اقتصاد

نقشه سیاسی عراق

اقتصاد عراق نیز مانند دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس متکی به «اقتصاد نفت» است. صنعت گردشگری در عراق نیز به خاطر وجود برخی اماکن مهم مذهبی شیعیان، نقش قابل توجهی را در اقتصاد عراق برعهده دارد.

سازمان حج و زیارت ایران در سال ۲۰۱۲ میلادی، با ذکر آمار گردشگران و زائران ایرانی اعلام کرد که هر ساله بیش از یک میلیون و دویست هزار ایرانی، از طریق مرز زمینی و هوایی به کشور عراق اعزام می‌شوند.[۶]

سیاست

نوشتار اصلی: رئیس دولت عراق

دولت عراق جمهوری است که پس از براندازی رژیم حزب بعث عراق و رهبر حزب صدام حسین برقرار شده‌است.

جغرافیا

نقشه ناهمواری عراق

بخش بزرگ عراق صحرا است اما مناطق مابین دو رود دجله و فرات حاصلخیز است. قسمت‌های شمالی کشور به عمدتاً کوهستانی است و بلندترین قلهٔ آن حاجی عمران (هممرز با بلندیهای پیرانشهر ایران) با ارتفاع ۳۶۰۰ متر است. عراق مرز ساحلی کوچکی با خلیج فارس دارد. در مجاورت شط العرب که نزد ایرانیان با نام اروندرود شناخته شده‌است، مرداب‌ها قرار داشتند اما بیشتر آنان طی سالهای دهه ۱۳۷۰ خشکانیده شدند. آب و هوای کشور (به جز شمال) عمدتاً صحرایی است با زمستان‌های خنک و گاه سرد و تابستانهای خشک و گرم و آفتابی.

مناطق کوهستانی شمال اغلب از زمستانهای سرد با بارش برف و باران برخوردار است که گاهی موجب طغیان رودخانه‌ها می‌شود. شهر بغداد که پایتخت کشور است در مرکز کشور و در ساحل رود دجله قرار دارد. شهرهای بزرگ دیگر اربیل و موصل در شمال و بصره در جنوب هستند. کشور عراق را گهوارهٔ تمدن بشریت دانسته‌اند.

تقسیمات کشوری

نقشه تقسیمات کشوری عراق

عراق ۱۸ استان دارد:

۱. بغداد

۲. صلاح‌الدین

۳. دیاله

۴. واسط

۵. میسان

۶. بصره

۷. ذی‌قار

۸. مثنی

۹. قادسیه

۱۰. بابل

۱۱. کربلا

۱۲. نجف

۱۳. انبار

۱۴. نینوا

۱۵. دهوک

۱۶. اربیل

۱۷. کرکوک

۱۸. سلیمانیه

زبان

نقشه قومی-مذهبی عراق

عربی و کردی زبان‌های رسمی عراق هستند. میزان باسوادی بین ۶۰٪ تا ۷۰٪ است. علاوه بر این دو زبان‌های دیگری نیز در این کشور گویشورانی دارند:[۷]

از ویکی پدیا

پاکستان

پاکستان با نام رسمی «جمهوری اسلامی پاکستان» (به اردو: اسلامی جمهوریۂ پاکستان)، کشوری در جنوب غربی آسیا است و پایتخت آن اسلام‌آباد نام دارد. این کشور در جنوب مرز آبی هزار کیلومتری با دریای عمان دارد و از غرب با ایران، از شمال باافغانستان، از شرق با هندوستان، و از شمال شرق با جمهوری خلق چین هم‌مرز است. ناحیه کشمیر مورد ادعای هندوستان و پاکستان است. هر دو کشور هند و پاکستان به طور جداگانه بخش‌هایی از این منطقه را اداره می‌کنند و این مناطق توسط خط کنترل از هم جدا شده‌اند.

دین رسمی پاکستان اسلام است و در میان کشورهای اسلامی، دومین کشور از نظر تعداد مسلمانان محسوب می‌شود. این کشور در سال ۱۹۴۷ به عنوان یک دولت و کشور جدید از هند مستقل شد. در سال ۱۹۷۱ جنگ داخلی به جدایی پاکستان شرقی با نام بنگلادش از این کشور منجر شد. این منطقه تاریخچه کهنی از زندگی و تمدن را داراست که شامل تمدن دره سند می‌شود. از زمان استقلال، پاکستان دوره‌های رشد نظامی و اقتصادی و هم‌چنین بی‌ثباتی را همگام با جدا شدن بنگلادش از خود، تجربه کرده‌است. پاکستان از لحاظ بزرگی نیروهای مسلح در رده هفتم جهان است و تنها کشور اسلامی دارنده جنگ‌افزار هسته‌ای می‌باشد.

پاکستان بر اساس برآورد سال ۲۰۱۲ با بیش از ۱۸۰ میلیون نفر جمعیت ششمین کشور پرجمعیت دنیاست. نوع حکومت این کشور جمهوری پارلمانی فدرال است و از ۴ ایالت و چهار قلمرو فدرالی تشکیل می‌شود. پاکستان هم از نظر زبانی و قومی و هم از نظر جغرافیایی کشور متنوع است. اردو و انگلیسی زبان‌های رسمی این کشور، اسلام آباد پایتخت و کراچی بزرگترین شهر پاکستان است.

نام

نام پاکستان (paːkɪst̪aːn) (پاک + ستان) به زبان‌های اردو و فارسی یعنی سرزمین پاکی. این نام نخستین بار در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳) توسط چودهاری رحمت علی که آن را در نشریه «امروز» یا «هرگز» منتشر کرد، به کار برده شد.[۱] این نام به عنوان سرواژه از نام‌های سرزمین‌های اصلی اسلامی مربوط به هند غربی ساخته شده‌است. به طور رسمی این کشور به عنوان قلمرو پاکستان در سال ۱۳۲۶ (۱۹۴۷) بنا نهاده شد و در سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷) به «جمهوری اسلامی پاکستان» تغییر نام داد. پاکستان را بخصوص درشبه قاره هند معمولاً با نام مخفف «پاک» می‌شناسند.

جمهوری اسلامی پاکستان از ترکیب حروف ایالت‌های زیر به دست آمده‌است:

۱- پ از حرف اول ایالت پنجاب
۲- ا از حرف اول ایالت سرحد شمال غرب (که حالا بنام خیبر پختونخوا مبدل کردیده است)
۳- ک از حرف اول ایالت کشمیر
۴- س از حرف اول ایالت سند
۵- تان از حروف انتهایی ایالت بلوچستان[۲]

تاریخ

نوشتار اصلی: تاریخ پاکستان
تندیسی متعلق به ۲۵۰۰ سالپیش از میلاد در موزه ملی کراچی

در هنگام قیام گاندی علیه استعمار انگلیس، پاکستان به رهبری محمدعلی جناح (از یاران گاندی) پیش از استقلال هند، استقلال خود را بازیافت. پاکستان دارای تمدن آسیایی بوده‌است و یکی از تمدن‌ها بزرگ جهان به حساب میآید که پس از میان‌رودان و مصرتمدن دوره سِند (۲۵۰۰ تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد) است. کشور کنونی پاکستان در تاریخ ۱۲ اوت (۱۹۴۷) تأسیس شد. اما ناحیه‌ای که دربرمی گیرد تاریخچه گسترده‌ای دارد که با تاریخ هندوستان، اشتراک دارد. این منطقه محل تقاطع راه‌های تجاری تاریخی مانند راه ابریشم بوده‌است و در هزاران سال توسط گروههای مختلفی به عنوان سرزمین سکونت به کار برده شد. این گروه‌ها دراویدیها، هندواروپایی، مصریها، سکاها، پارتها، کوشانها، افغان‌ها، ترکتباران، مغولها و اعراب بودند. این منطقه را بیشتر به نام موزه اقوام و نژادها می‌شناسند.

مورخ و جغرافی دان دو بلیج مولر هنگامی که گفت: «اگر آنگونه که می‌گویند مصر موهبتی از سوی نیل است، پاکستان نیز موهبتی از سند است.» اهمیت تاریخی این منطقه را آشکار ساخت. نخستین نشانه وجود آدمیان در این منطقه ابزارهای سنگی هستند که در استان پنجاب از فرهنگ سوان برجای مانده‌اند و مربوط به ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار سال پیش هستند. رود سند (ایندوس) محل فرهنگ‌های باستانی متعددی از قبیل مهرگره (یکی از اولین شهرهای شناخته شده جهانی) و تمدن دره سند در هاراپا وموهنجودارو است. تمدن دره سند در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد دچار انحطاط شد و پس از آن تمدن ودابی پدید آمد که در بیشتر شمال هند و پاکستان گسترده شد.

پادشاهی هندویونانی که توسط دمتریوس اول باختری تأسیس شد، شامل گاندهارا و ناحیه پنجاب از ۱۸۴ قبل از میلاد می‌شد و در زمان حکومت مناندر اول که با پیشرفت‌های تجاری و فرهنگی دوره یونانی–بودائیسم همراه بود را بنا نهاد و به بیشترین رشد و پیشرفت خود رسید. شهر تاکسیلا مرکز مهم آموزشی در دوران باستانی شد. بقایای شهر که در غرب اسلام آباد واقع هستند، یکی از مکان‌های باستان‌شناسی عمده کشور است.

کشور کنونی پاکستان در زمان سلسله های هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان،صفویان،افشاریان جزو خاک ایران بوده همچنین در زمان سلسله های سامانیان و قاجار بخشهایی از آن جزو ایران بود

مسجد پادشاهی؛ که در سده هفدهم میلادی توسطاورنگ زیب امپراتور مغولها در لاهور ساخته شد.

در سال ۷۱۲ میلادی، فرمانده عرب به نام محمد بن قاسم، سند و مولتان در جنوب پنجاب (پاکستان) را فتح کرد و بنای حکومتهای بعدی مسلمانان را که شامل حکومت غزنویان پادشاهی محمد غر پادشاهی (سلطان نشین) دهلی و حکومت موغال می‌شدند ایجاد کردند. در طول این دوره مروجان دینی صوفی نقش محوری را در تغییر دین اکثریت جمعیت منطقه به اسلام ایفا نمودند. انحطاط تدریجی حکومت مغول در اوایل سده هیجدهم موقعیت‌هایی را برای جمعیت افغانستان، بلوچها و سیکها برای اعمال قدرت و کنترل خود بر نواحی گسترده‌ای را فراهم نهاد تا زمانی که کمپانی هند شرقی بریتانیا سلطه خود را بر جنوب آسیا گسترانید.

جنگ استقلال هند در ۱۲۳۶ هجری خورشیدی (۱۸۵۷) آخرین نبرد مسلحانه منطقه برضد راج بریتانیا بود و زمینه‌های نبرد آزادی خواهانه غیرمسلحانه که توسط مجلس ملی هند رهبری می‌شد را بنا نهاد. با این وجود لیگ مسلمانان هند در نیمه دوم دهه ۱۹۳۰ در میان ارسی از نادیده گرفتن مسلمانان در سیاست به محبوبیت رسید در ۲۹ دسامبر ۱۹۳۰ خطابه مربوط به ریاست جمهوری علامه اقبال لاهوری خواهان ایجاد یک کشور مسلمان مجزا در شمال غربی و آسیای جنوب شرقی شد. محمد علی جناح تئوری دو ملت را حمایت کرد و لیگ مسلمانان را به سوی پذیرش «قطعنامه لاهور» مربوط به ۱۹۴۰ هدایت کرد که سرانجام به ایجاد کشور پاکستان انجامید.

پاکستان در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ با دو جناح دارای اکثریت مسلمان در قسمت شرقی و شمال غربی مناطق آسیای جنوبی تشکیل شد که توسط هند که اکثریت آن هندو بودند ازهم جدا شد و از استان‌های بلوچستان (پاکستان)، بنگلادش شرقی، استان مرزی شمال غرب، پنجاب غربی، و سند تشکیل می‌شد. تقسیم تقسیم هند تحت کنترل بریتانیا به شورش‌های فرقه‌ای منجر گردید.

در سراسر هند و پاکستان و میلیون‌ها مسلمان به جامو و کشمیر بالا گرفت و به اولین جنگ کشمیر (۱۹۴۸) منتهی شد که در آن پاکستان و هند هریک قسمتهای عظیمی از جمهوری که در سال ۱۹۵۸ به رسمیت اعلام شده بود با کودتایی توسط ایوب خان (۶۹-۱۹۵۸) که در طول یک دوره ناآرامی داخلی و همچنین در دوره جنگ ۱۹۶۵ هند–پاکستان رئیس جمهور بود. جانشین او یحیی خان (۷۱-۱۹۶۹) با طوفان - بهولا ۱۹۷۰ - مواجه شد که باعث مرگ ۵۰۰ هزار تن شد.

تفرقه‌های اقتصادی و سیاسی در پاکستان شرقی (بنگلادش امروزی) منجر به سرکوبی‌ها و تنش‌های شدید سیاسی گردید، که نهایتاً به جنگ آزادسازی بنگلادش و جنگ ۱۹۷۱ هند و پاکستان و نهایتاً جدا شدن پاکستان شرقی به عنوان کشور مستقل بنگلادش انجامید. حکومت غیر نظامی از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ توسط ذوالفقار علی بوتو تا زمانی که خلع شد و توسط یک جنایت قضایی در سال ۱۹۷۹ به دست ژنرال محمد ضیا الحق اعدام شد، از سرگرفته شد. ضیاء الحق سومین رئیس جمهور نظامی شد. سیاست‌های سکولار (غیر دینی) پاکستان با معرفی قوانین اسلامی شریعت توسط ضیاء از بین رفتند و این روند تأثیرات مذهبی و دینی بر جامعه شهریب، و همچنین نظامی را افزایش داد. با مرگ ژنرال ضیاء در حادثه سقوط هواپیما در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸)، بی نظیر بوتو دختر ذوالفقار علی بوتوبه عنوان اولین نخست‌وزیر زن پاکستانی انتخاب شد. در طول دهه بعد با خرابتر شدن اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور، او قدرت را به نواز شریف واگذار کرد.

تنش‌های نظامی در جنگ کارگیل که پاکستان و هند در سال ۱۹۹۹ با آن مواجه بودند، با یک کودتای نظامی دنبال شد که در این کودتا ژنرال پرویز مشرف توانست قدرت اجرایی را به دست گیرد. در سال ۲۰۰۱ مشرف توانست با استعفای رفیق ترار، رئیس جمهور پاکستان شود. پس از انتخابات مجلس ۲۰۰۲، مشرف قدرت‌های اجرایی را به نخست وزیر تازه منتخب ظفرالله خان جمالی واگذار کرد که او نیز در انتخابات نخست وزیری ۲۰۰۴ پاکستان، جای خود را به شوکت عزیز داد. براساس اطلاعات منتشر شده توسط سازمان سیا و کتابخانه کنگره آمریکا و برآورد آنها در سال ۲۰۱۱، هم‌اکنون پاکستان از نظر توان نظامی در رده پانزدهم قدرت‌های نظامی جهان قرار دارد.

بر اساس اطلاعات عنوان شده از سوی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و کنگره آمریکا، پاکستان که جمعیت آن ۱۸۷ میلیون و ۳۴۲ هزار نفر است، هم‌اکنون دارای ۶۱۷ هزار پرسنل فعال نظامی است و تعداد نیروهای ذخیره فعال این کشور ۵۱۵ هزار نفر است.

نیروی زمینی پاکستان دارای ۲۶۴۰ دستگاه تانک، ۴۶۲۰ دستگاه نفربر، ۱۰۸۶ عراده توپ کششی، ۵۹۵ عراده توپ خودکششی، ۲۰۰ سامانه پدافند موشکی، ۳۲۰۰ خمپاره انداز، ۳۴۰۰ سامانه ضد تانک، ۲۵۰۰ سامانه پدافند هوایی و ۱۱۵۰۰ وسیله نقلیه لجستیکی است.

نیروی هوایی پاکستان نیز دارای ۱۴۱۴ فروند جنگنده و هواپیما، ۵۳۵ فروند هلیکوپتر و ۱۴۸ فرودگاه عملیاتی است.

نیروی دریایی پاکستان نیز دارای یازده فروند کشتی، دو بندر، ۵ زیر دریایی، ۱۵ قایق نظامی گشت زنی، ۱۱ ناوچه، یک ناوشکن و یک قایق جنگی خشکی آبی است. نیروی دریایی پاکستان دارای ناو هواپیمابر نیست.

بودجه نظامی پاکستان در سال ۲۰۱۱، شش میلیارد و ۴۱۰ دلار بوده‌است. کشور پاکستان دارای مساحت ۷۹۶ هزار و ۹۵ کیلومتر مربع، ۱۰۴۶ کیلومتر خط ساحلی و ۶ هزار و ۷۷۴ کیلومتر مرز مشترک است.

تقسیمات کشوری

نقشهٔ سیاسی پاکستان

پاکستان از پنج ایالت، یک منطقهٔ خودمختار قبایلی، یک منطقه فدرال پایتخت(اسلام آباد) و دو منطقه مربوط به جامو و کشمیر تشکیل شده‌است.

منطقه زرد رنگ (شماره ۱) ایالت بلوچستان به مرکزیت کویته

منطقه بنفش رنگ (شماره ۲) ایالت خیبر پختونخوا به مرکزیت پیشاور (NWFP)

منطقه آبی زنگ (شماره ۳) ایالت پنجاب به مرکزیت لاهور

منطقه سرخ رنگ (شماره ۴) ایالت سند به مرکزیت بندر کراچی

منطقه سفید رنگ (شماره ۵) منطقه فدرال پایتخت (ناحیه پایتختی اسلام‌آباد) (IST)

منطقه سبز رنگ (شماره ۶) منطقه خودمختار قبایلی به مرکزیت میران شاه (FATA)

منطقه فیروزه‌ای رنگ (شماره ۷) منطقه کشمیر پاکستان (جامو و کشمیر آزاد) به مرکزیت مظفرآباد (AJK)

منطقه سیاه رنگ (شماره ۸) ایالت گلگت بلتستان به مرکزیت گلگت

ایالت بلوچستان و ایالت خیبر پختونخوا (سرحد شمال غربی)، خود نیز دارای مناطق خودمختار قبایلی هستند که آنها را (Provincially Administered Tribal Areas (PATA گویند.

افغانستان

افغانستان با نام رسمی جمهوری اسلامی افغانستان (به پشتو : د افغانستان اسلامی جمهوریت) کشوری محصور در خشکی در آسیای میانه است.[۶] این کشور حدفاصل آسیای میانه، جنوب غربی آسیا و خاورمیانه می‌باشد و پایتخت آن کابل است. همسایگان افغانستان، پاکستان در جنوب و شرق، ایران در غرب، تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال و چین در شمال شرقی هستند. سرزمین‌های دربردارنده افغانستان نقطه مرکزی راه ابریشم و مهاجرت انسان‌ها بود. باستان‌شناسان شواهدی از سکونت انسان‌ها تا بیش از ۵۰،۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح به‌دست آورده‌اند.[۷] تمدن شهری ممکن است در این قلمرو در بین ۳،۰۰۰ تا ۲،۰۰۰ سال قبل از میلاد آغاز شده باشد.[۸]

این کشور در محل ژئواستراتژیکی مهمی قرارگرفته که شرق، جنوب، غرب و آسیای مرکزی را وصل می‌کند و در طول تاریخ همواره بخشی از کشور ایران محسوب می‌شده.[۹] از روزگاه باستان، این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از جمله توسط اسکندر مقدونی، شاهنشاهی مائوریا، مسلمان عرب، چنگیز خان و دیگران بوده‌است.[۷][۸] همچنین به عنوان منبعی برای سلسله‌های متعددی از جمله دولت یونانی بلخ، شاهنشاهی کوشان، هیاطله، کابل‌شاهان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، سلسله غوریان،تیموریان و دیگران بود که هر یک امپراتوری خود را تأسیس کردند.[۱۰] در اواسط قرن هفتم (۶۴۲-۸۷۰) پس از اینکه حمله اعراب به ایران با شکست امپراتوری ساسانی کامل شد، آن‌ها به سوی شرق امپراتوری فارس هجوم برده و تمامی بخش‌های ایران را در سال ۶۴۲ میلادی شهر هرات را تسخیر کردند. در ۸۷۰، کابل و تمام مناطق افغانستان فعلی (ایران آن زمان) توسط اعراب فتح شدند.

با اطمینان و جرأت میتوان گفت که تاریخ کامل کشور افغانستان را نمی توان از ذیل نام افغان و افغانستان دریافت؛ بلکه تاریخ باستانی و قرون میانه این مملکت را در تواریخ ایران اوستایی و شاهنامه ای و در تاریخ خراسان باید جستجو نمود و بدون تردید تاریخ ایران اوستایی و شاهنامه ای و خراسان تاریخی از سرزمین بلخ و بامیان و سیستان و نیمروز و زابل وکابل و هرات و مرو و غور و غرجستان و از کتاب اَوِستای زردشت و شاهنامه ها و از تاریخ پیشدادیان و کَیانیان و ادبیّات دری، جدا نیست.

تاریخ سیاسی افغانستان مدرن در قرن ۱۸اُم با برخاست قبایل پشتون (که به عنوان اوغان یا افغان در زبان فارسی شناخته می‌شوند)، زمانی که در سال ۱۷۰۹ میلادی سلسله هوتکی حکومت خود را در قندهار ایجاد کردند، و به صورت دقیق‌تر، زمانی‌که احمد شاه درانی امپراتوری درانی را در سال ۱۷۴۷ ایجاد کرد که پیشرویی از افغانستان امروزی شد.[۱۱][۱۲][۱۳] پایتخت آن در سال ۱۷۷۶ از قندهار به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن به امپراتوری‌های همسایه در سال ۱۸۹۳ واگذار شد. در اواخر قرن ۱۹، افغانستان به یک دولت حایل در "بازی بزرگ" بین امپراتوریهای انگلیس و روس تبدیل شد.[۱۴] در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۱۹، پس از جنگ سوم افغان و انگلیس و امضای معاهده راولپندی، ملت دوباره کنترل امور خارجه خود را از بریتانیا گرفت.

از اواخر دهه ۱۹۷۰ افغانستان جنگ‌های داخلی دنباله‌داری را تحمل کرد که با اشغال‌های دولت‌های خارجی در همانند تهاجم اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۷۹ و تهاجم ایالات متحده در اکتبر ۲۰۰۱ که باعث سرنگونی دولت طالبان شد همراه بود. در دسامبر سال ۲۰۰۱، شورای امنیت سازمان ملل به ایجاد نیروی بین‌المللی کمک به امنیت (آیساف) برای کمک به حفظ امنیت و کمک به دولت کرزی اجازه داد.[۱۵] افغانستان در حال حاضر در عین حال که با شورشیان طالبان سروکار دارد، به کندی و با حمایت جامعه بین‌المللی در حال بازسازی است.

از ویکی پدیا

مغلستان

مُغُولِستان (به مغولیМонгол улс)‏ کشوری در مرکز قاره آسیا است.

جمعیت این کشور دو میلیون و ۷۵۰ هزار نفر است که ۹۵ درصد از آن‌ها مغول و حدود ۴ درصد از اقلیت قزاق هستند. بیش از ۴۵ درصد مردم این کشور نیز در شهر اولان‌باتور، پایتخت آن زندگی می‌کنند.
زبان رسمی این کشور مغولی است که به دو خط سیریلیک و مغولی نوشته می‌شود. مذهب ۵۳ درصد از مردم آن بودیسم تبتی است و حدود ۴۰ درصد نیز بی‌دین هستند. واحد پول این کشور توگروگ نام دارد و نظام سیاسی آن جمهوری پارلمانی است.

مغولستان تنها با روسیه و چین مرز دارد و با وجودی‌که نوزدهمین کشور بزرگ جهان از نظر مساحت است اما کم‌تراکم‌ترین کشور جهان از نظر جمعیت به‌شمار می‌آید. مغولستان هم‌چنین پس از قزاقستان دومین کشور بزرگ محصور در خشکی در جهان است.

ناحیه کشور کنونی مغولستان توسط پادشاهی‌های گوناگونی ازجمله شیونگنو، شیان‌بی، روران و گوگ‌ترک‌ها فرمانروایی می‌شد و چنگیزخان در سال ۱۲۰۶ امپراتوری مغول را در این نواحی برپا کرد. پس از فروپاشی دودمان یوآن، مغول‌ها به همان روش دیرین درگیری‌های قبیله‌ای و یورش‌های هراز گاهی به مرز چین بازگشتند. مغولستان در سده‌های ۱۶ و ۱۷ میلادی تحت نفوذ بوداگرایی تبتی آمد، و در پایان سده هفدهم تمامی مغولستان بخشی از قلمرو دودمان چینگ شد. پس از فروپاشی سلسله چینگ در سال ۱۹۱۱، مغولستان نیز اعلام استقلال کرد اما ناچار شد برای مستحکم کردن استقلال واقعی خود تا سال ۱۹۲۱ با جمهوری چین مبارزه کند. رسمیت بین‌المللی استقلال مغولستان در سال ۱۹۴۵ انجام شد.

پس از آن این کشور به طور فزاینده تحت نفوذ شوروی قرار گرفت و در سال ۱۹۲۴ جمهوری خلق مغولستان شکل گرفت و سیاستمداران آن دنباله‌روی سیاست‌های شوروی شدند. پس از فروپاشی نظام‌های کمونیستی در اروپای شرقی که در اواخر ۱۹۸۹ روی داد، مغولستان نیز در اوایل سال ۱۹۹۰ شاهد یک انقلاب دموکراتیک در داخل کشور بود که باعث تشکیل نظام چندحزبی و تنظیم یک قانون اساسی در سال ۱۹۹۲ شده و این کشور را به سوی اقتصاد بازار آزاد سوق داد.

از ویکی پدیا